be webloge ma khosh amadid

فیبر نوری

فيبر نوري چيست؟

ساختار فني آن چگونه است و از چه موادي ساخته مي‌شود؟

فيبر نوري يکي از محيط‌هاي انتقال هدايت شده است که در مخابرات مورد استفاده قرار مي‌گيرد. محيط انتقال، جايي بين فرستنده و گيرنده است. وقتي پيامي مانند ديتا، تصوير، صدا و يا فيلم قرار است انتقال داده شود نياز به محيط انتقالي مثل فضاي آزاد که ارتباط «وايرلس»بي‌سيم را شامل مي‌شود، خط دوسيمه تلفني، کابل کواکسيال و يا فيبرنوري است. در حقيقت مي‌توان گفت از نظر ساختاري فيبر نوري يک موج‌ بر استوانه‌اي از جنس شيشه يا پلاستيک است که از دو ناحيه مغزي و غلات يا هسته و پوسته با ضريب شکست متفاوت و دولايه پوششي اوليه و ثانويه پلاستيکي تشکيل شده است فيبرنوري از امواج نور براي انتقال داده‌ها از طريق تارهاي شيشه يا پلاستيک بهره مي‌گيرد. هرچند استفاده از هسته پلاستيکي هزينه ساخت را پايين مي‌آورد، اما کيفيت شيشه را ندارد و بيشتر براي حمل داده‌ها در فواصل کوتاه به کار مي‌رود. مغز و غلاف يا هسته و پوسته با هم يک رابط بازتابنده را تشکيل مي‌دهند. قطر هسته و پوسته حدود 125 ميکرون است (هر ميکرون معادل يک ميليونيوم متر است) چند لايه محافظ در يک پوشش حول پوسته قرار مي‌گيرد و يک پوشش محافظ پلاستيکي سخت لايه بيروني را تشکيل مي‌دهد اين لايه کل کابل را در خود نگه مي‌دارد که مي‌تواند شامل صدها فيبرنوري مختلف باشد. هر کابل نوري شامل دو رشته کابل مجزا يکي براي ارسال و ديگري دريافت ديتا در نظر گرفته مي‌شود با گسترش فناوري‌هاي اطلاعات و ارسال پهناي باند بيشتر اطلاعات، ما احتياج به محيط‌هاي انتقال هدايت شده‌اي داريم که بتواند پهناي باند بيشتري را هدايت کند. پهناي باند بيشتر به معناي ارسال اطلاعات بيشتر يا سرعت بالاتر اطلاعات است. در حقيقت مي‌توان گفت ظرفيت و سرعت دو دليل اصلي استفاده از شبکه فيبرنوري است. امروزه يک کابل مسي انتقال داده را تنها با سرعت يک گيگابايت در ثانيه ممکن مي‌کند در حالي که يک فيبرنوري به ضخامت تار مو امکان انتقال‌هاي چندگانه را به طور همزمان با سرعتي حتي بيشتر از 10 گيگابايت در ثانيه به ما مي‌دهد که اين سرعت روز به روز افزايش مي‌ يابد.

 از آنجايي که در فيبرنوري ما از امواج نوري يا ليزري استفاده مي‌کنيم که داراي فرکانس بسيار بالاتري از ماکروويو است بنابراين مي‌توان پهناي باند بيشتري را ارسال کرد. در مخابرات هرچه فرکانس امواجي که مي‌خواهيم اطلاعات را روي آن ارسال کنيم بيشتر باشد پهناي باند بيشتري را مي‌توانيم انتقال دهيم.

استفاده از فيبرنوري چه مزايايي دارد؟ آيا با انتقال امواج از طريق ماهواره قابل مقايسه است؟

اولين مزيتي که فيبرنوري دارد اين است که از تمام محيط‌هاي انتقالي که وجود دارد چه وايرلس و سيمي، و چه هدايت شده و غيرهدايت شده پهناي باند بيشتري به ما مي‌دهد يعني در حقيقت مي‌تواند اطلاعات بيشتري ارسال کند. ارتباطات ماهواره‌اي تنها فناوري است که مي‌تواند با فيبرنوري در زمينه انتقال داده‌ها رقابت کند. ولي چون فرکانس ليزري که استفاده مي‌شود از فرکانسي که در امواج ماهواره‌اي استفاده مي‌شود بيشتر است بنابراين داده‌هاي بيشتري از طريق فيبرنوري انتقال داده مي‌شود.استفاده از فيبرنوري يک روش نسبتا ايمن براي انتقال داده است زيرا برعکس کابل‌هاي مسي که ديتا را به صورت سيگنال‌هاي الکترونيکي حمل مي‌کنند فيبرنوري در مقابل سرقت اطلاعات آسيب‌پذير نيست. يعني کابل فيبرنوري را نمي‌توان قطع کرده و اطلاعات را به سرقت برد.

مسئله ديگر ارزان قيمت بودن آن است به ويژه در مقايسه با ارتباطات از طريق ماهواره. يکي ديگر از مزاياي فيبرنوري در مقايسه با کابل‌هاي سيمي و کواکسيان سبک بودن و راحتي تعبيه آن بين دو نقطه است. نکته بعدي اين است که سيستم‌هاي کابلي در طول انتقال نياز به تکرارکننده يا ريپيتر زيادتري براي تقويت امواج دارند درحالي که براي يک سيستم کابل نوري به علت افت بسيار کمي که دارد تعداد تکرارکننده کمتري استفاده مي‌شود بايد گفت هرچه فيبر خالص‌تر و داراي طول موج بيشتري باشد پورت‌هاي نور کمتري جذب و تضعيف سيگنال کمتر مي‌شود و در نتيجه نياز به تکرارکننده که يک سيگنال را دريافت کرده و قبل از ارسال به قطعه بعدي فيبر، آن را تقويت مي‌کند کاهش مي‌يابد و همين باعث مي‌شود قيمت تمام شده سيستم پايين بيايد.

از طرف ديگر فيبرهاي نوري از عوامل طبيعي کمتر تاثير مي‌پذيرند. بدين صورت که ميدان‌هاي مغناطيسي و يا الکتريکي شديد بر آن هيچ تاثيري نمي‌گذارد و خطر تداخل امواج پيش نمي‌آيد به همين دليل مي‌توان آنها را برخلاف کابل مسي از کنار کابل‌هاي فشار قوي يا ژنراتورهاي برق عبور داد. همچنين خواصي همچون ضد آب بودن آن باعث شده تا از آن، روز به روز به طور گسترده‌تري استفاده شود.

 آيا استفاده از فيبرنوري معايبي هم دارد؟

براي اين که ديگر در فيبرنوري با سيگنال الکتريکي سروکار نداريم بايد از ادواتي مثل تقويت‌کننده‌ها و آشکارسازهاي نوري استفاده کنيم که تا حدودي گران است. از سوي ديگر از فيبرنوري فقط مي‌توان براي انتقال اطلاعات آن هم به صورت شعاع‌هاي نوري استفاده کرد و نمي‌توان براي انتقال الکتريسيته استفاده کرد.

اتصال فيبرنوري به يکديگر بسيار مشکل و وقت‌گير و نياز به يک کادر فني سطح بالا دارد يکي از ايرادهاي مهمي که به فيبرنوري وارد مي‌شود اين است که به راحتي کابل‌ها را نمي‌توان پيچ و خم داد زيرا زاويه تابش نور در داخل آن تغيير کرده و باعث مي‌شود نور از سطح آن خارج شود و از طرف ديگر آنها را نمي‌توان به راحتي قطع کرد و براي قطع آنها نياز به تخصص ويژه‌اي است چون در غير اين صورت زاويه شکست عوض مي‌شود.

استفاده از فيبرنوري چه تاثيري در گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات دارد؟

امروزه با توجه به سرعت توليد علم و دانش نياز به افزايش سرعت تبادل آنها بيشتر شده است. دنيا به سمتي مي‌رود که از ابزاري استفاده کند که با ارائه پهناي باند بيشتر همزمان تعداد بيشتري به راحتي و با سرعت زياد اطلاعات را در اختيار داشته باشند يا همزمان بتوانند به راحتي با موبايل يا تلفن صحبت کنند و به اينترنت وصل شوند و فيبرنوري يکي از فناوري‌هايي است که مي‌تواند اين امکان را فراهم کند.

بکارگيري فيبرنوري براي انتقال اطلاعات از سال 1966 شکل گرفت ولي تا سال 1976 عملا در انتقال داده قابل استفاده نبود ولي اکنون شرکت‌هاي تلويزيون کابلي و شرکت‌هاي چند مليتي جهت انتقال داده‌ها و اطلاعات مالي در سراسر جهان و... از فيبرنوري استفاده مي‌کنند. اکنون در ايران با توجه به زياد شدن کاربران اينترنت، استفاده کنندگان از تلفن ثابت و موبايل و مهم‌تر از همه به خاطر اين که ايران در مسير شاهراه اطلاعات بين اروپا و چين قراردارد ضرورت استفاده از شبکه فيبرنوري حس شده و بهره‌برداري از آن اجرايي مي‌شود. البته بايد توجه داشت استفاده از فيبرنوري به موازات استفاده از بقيه سيستم‌هاي انتقال اطلاعات صورت مي‌گيرد.

فيبرنوري چه کاربردهاي ديگري دارد؟

استفاده از حسگرهاي فيبرنوري براي اندازه‌گيري کميت‌هاي فيزيکي مانند جريان الکتريکي، ميدان مغناطيسي، فشار، حرارت و جابجايي آلودگي آب‌هاي دريا، سطح مايعات، تشعشعات پرتوهاي گاما و ايکس بهره گرفته مي‌شود. يکي ديگر از کاربردها فيبرنوري در صنايع دفاعي و نظامي است که از آن جمله مي‌توان به برقراري ارتباط و کنترل با آنتن رادار، کنترل و هدايت موشک‌ها و ارتباط زيردريايي‌ها اشاره کرد. فيبرنوري در پزشکي نيز کاربردهاي فراواني دارد از جمله در دزيمتري غدد سرطاني، شناسايي نارسايي‌هاي داخلي بدن، جراحي ليزري، استفاده در دندانپزشکي و اندازه‌گيري خون و مايعات بدن.

ظرفيت و سرعت زياد و ايمني اطلاعات از دلايل اصلي استفاده از شبکه فيبرنوري است


فيبرنوري در اندازه‌گيري کميت‌هاي فيزيکي، صنايع دفاعي و نظامي و پزشکي به کار گرفته مي‌شود.

شبکه ملي فيبر نوري

با افتتاح شبکه ملي فيبر نوري کشور به طول 57 هزار کيلومتر، همه شهرها و مراکز استان‌ها و نقاط مرزي کشور از شبکه زيرساختي لازم با کيفيت بالا برخوردار مي‌شوند. اين شبکه قرار است به شبکه فيبر نوري کشورهاي همسايه نيز متصل شود.

مزاياي فيبرنوري در مقايسه با كابل مسي:

فيبرنوري سبك تر و ارزانتر از كابل مسي است و حجم كمتري را اشغال مي كند. ظرفيت انتقال فيبرنوري چندين هزار برابر كابل مسي است، بطوريكه در كشور ژاپن، يك تار فيبرنوري نه هزار و 500 ارتباط و درايران مي تواند حدود چهار هزار ارتباط تلفني را برقرار كند. فيبرنوري فاقد اثرات نويز محيطي است و طول عمرش هم بيشتر است، همچنين در انتقال اطلاعات تلفات كمتري دارد.

در مخابرات: براي انتقال پيام هاي مخابراتي با سرعت و ظرفيت بالا در ارتباط بين مراكز تلفن شهري و انتقال اطلاعات شبكه رايانه اي و همچنين براي برقراي ارتباط تلويزيوني به صورت CABLE-TV

 

 

در پزشكي: براي اندوسكوپي و جراحي ليزري

درصنعت: براي انتقال نور ليزر به منظور برش دقيق فلزات، شبكه بندي رايانه هاي صنعتي

در احساسگرها ( SENSORS ): به منظور اندازه گيري فشار جريان برق، حرارت، پلاريزاسيون، شتاب و چرخش

در امور نظامي: براي هدايت موشكهاي محل ياب

مبانی فيبر نوری

فيبر نوری ، رشته ای از تارهای بسيار نازک شيشه ای بوده که قطر هر يک از تارها نظير قطر يک تار موی انسان است . تارهای فوق در کلاف هائی سازماندهی و کابل های نوری را بوجود می آورند. از فيبر نوری بمنظور ارسال سيگنال های نوری در مسافت های طولانی استفاده می شود. 

يک فيبر نوری از سه بخش متفاوت تشکيل شده است :

·   هسته (Core) . هسته نازک شيشه ای در مرکز فيبر که سيگنا ل های نوری در آن حرکت می نمايند.

·   روکش (Cladding) . بخش خارجی فيبر بوده که دورتادور هسته را احاطه کرده و باعث برگشت نورمنعکس شده به هسته می گردد.

·   بافر رويه (Buffer Coating) . روکش پلاستيکی که باعث حفاظت فيبر در مقابل رطوبت و ساير موارد آسيب پذير ، است .

صدها و هزاران نمونه از رشته های نوری فوق در دسته هائی سازماندهی شده و کابل های نوری را بوجود می آورند. هر يک از کلاف های فيبر نوری توسط يک روکش هائی با نام Jacket محافظت می گردند.

فيبر های نوری در دو گروه عمده ارائه می گردند:

·   فيبرهای تک حالته (Single-Mode) . بمنظور ارسال يک سيگنال در هر فيبر استفاده می شود( نظير : تلفن )

·   فيبرهای چندحالته (Multi-Mode) . بمنظور ارسال چندين سيگنال در يک فيبر استفاده می شود( نظير : شبکه های کامپيوتری)

فيبرهای تک حالته دارای يک هسته کوچک ( تقريبا" 9 ميکرون قطر ) بوده و قادر به ارسال  نور ليزری مادون قرمز ( طول موج از 1300 تا 1550 نانومتر) می باشند. فيبرهای چند حالته دارای هسته بزرگتر ( تقريبا" 5 / 62 ميکرون قطر ) و قادر به ارسال نورمادون قرمز از طريق LED می باشند.

ارسال نور در فيبر نوری

فرض کنيد ، قصد داشته باشيم با استفاده از يک چراغ قوه يک راهروی بزرگ و مستقيم را روشن نمائيم . همزمان با روشن نمودن چراغ قوه ، نور مربوطه در طول مسير مسفقيم راهرو تابانده شده و آن را روشن خواهد کرد. با توجه به عدم وجود خم و يا پيچ در راهرو در رابطه با تابش نور چراغ قوه مشکلی وجود نداشته  و چراغ قوه می تواند ( با توجه به نوع آن ) محدوده مورد نظر را روشن کرد. در صورتيکه راهروی فوق دارای خم و يا پيچ باشد ، با چه مشکلی برخورد خواهيم کرد؟ در اين حالت می توان از يک آيينه در محل پيچ راهرو استفاده تا باعث انعکاس نور از زاويه مربوطه گردد.در صورتيکه راهروی فوق دارای پيچ های زيادی باشد ، چه کار بايست کرد؟ در چنين حالتی در تمام طول مسير ديوار راهروی مورد نظر ، می بايست از آيينه استفاده کرد. بدين ترتيب نور تابانده شده توسط چراغ قوه (با يک زاويه خاص)  از نقطه ای به نقطه ای ديگر حرکت کرده ( جهش کرده و طول مسير راهرو را طی خواهد کرد). عمليات فوق مشابه آنچيزی است که در فيبر نوری انجام می گيرد.

نور، در کابل فيبر نوری از طريق  هسته (نظير  راهروی مثال ارائه شده )  و توسط جهش های پيوسته با توجه به سطح آبکاری شده ( Cladding) ( مشابه ديوارهای شيشه ای مثال ارائه شده )  حرکت می کند.( مجموع انعکاس  داخلی ) . با توجه به اينکه سطح آبکاری شده ، قادر به جذب نور موجود در هسته نمی باشد ، نور قادر به حرکت در مسافت های طولانی می باشد. برخی از سيگنا ل های نوری بدليل عدم خلوص شيشه موجود ، ممکن است  دچار نوعی تضعيف در طول هسته گردند. ميزان تضعيف سيگنال نوری به درجه خلوص شيشه و طول موج نور انتقالی دارد. ( مثلا" موج با طول 850 نانومتر بين 60 تا 75 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1300 نانومتر بين 50 تا 60 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1550 نانومتر بيش از 50 درصد در هر کيلومتر)

 

 

 

سيستم رله فيبر نوری

به منظور آگاهی از نحوه استفاده فيبر نوری در سيستم های مخابراتی ، مثالی را دنبال خواهيم کرد که مربوط به يک فيلم سينمائی  و يا مستند در رابطه با جنگ جهانی دوم است . در فيلم فوق دو ناوگان دريائی که بر روی سطح دريا در حال حرکت می باشند ، نياز به برقراری ارتباط با يکديگر در يک وضعيت کاملا" بحرانی و توفانی را دارند. يکی از ناوها قصد  ارسال پيام  برای ناو ديگر را دارد.کاپيتان ناو فوق پيامی برای يک ملوان که بر روی عرشه کشتی مستقر است ، ارسال می دارد. ملوان فوق پيام دريافتی را به مجموعه ای از کدهای مورس ( نقطه و فاصله ) ترجمه می نمايد. در ادامه ملوان مورد نظر با استفاده از يک نورافکن اقدام به ارسال پيام برای ناو ديگر می نمايد. يک ملوان بر روی عرشه کشتی دوم ، کدهای مورس ارسالی را مشاهده می نمايد. در ادامه ملوان فوق کدهای فوق را به يک زبان خاص ( مثلا" انگليسی ) تبديل و آنها را برای کاپيتان ناو ارسال می دارد.  فرض کنيد فاصله دو ناو فوق از يکديگر بسار زياد ( هزاران مايل ) بوده و بمنظور برقرای ارتباط بين آنها از يک سيتستم مخابراتی مبتنی بر فيبر نوری استفاده گردد.

 

 

 

 

سيتستم رله فيبر نوری از عناصر زير تشکيل شده است :

·       فرستنده . مسئول توليد و رمزنگاری سيگنال های نوری است .

·       فيبر نوری مديريت سيکنال های نوری در يک مسافت را برعهده می گيرد.

·       بازياب نوری . بمنظور تقويت سيگنا ل های نوری در مسافت های طولانی استفاده می گردد.

·       دريافت کننده نوری . سيگنا ل های نوری را دريافت و رمزگشائی می نمايد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 12:24  توسط poya  | 

محیط زیست و فیزیک

كاربرد فناوري‌نانو در پاکسازي محيط زيست

 

يكي از مهم‌ترين كاربردهاي فناوري‌نانو در محيط زيست، تصفيه آلاينده‌هاي آب‌هاي زيرزميني با نانوذرات nZVI (zero-valent iron) است كه بازده و راندمان قابل توجهي دارد، اما نامشخص بودن خصوصيات اساسي اين فناوري مشكلاتي در رابطه با استفاده بهينه و يا ارزيابي خطرات آن از لحاظ انساني و اكولوژ

 

[ نانو تکنولوژی » مقالات متفرقه نانو تکنولوژی ] [ چهار شنبه 24 مرداد 1386 ] [ بازدید: 1851 ]

 

 


 

يكي از مهم‌ترين کاربردهاي فناوري‌نانو در محيط زيست، تصفيه آلاينده‌هاي آب‌هاي زيرزميني با نانوذرات nZVI (zero-valent iron) است که بازده و راندمان قابل توجهي دارد، اما نامشخص بودن خصوصيات اساسي اين فناوري مشکلاتي در رابطه با استفاده بهينه و يا ارزيابي خطرات آن از لحاظ انساني و اکولوژيکي به وجود آورده است.


در اين مقاله به سه مورد اساسي که باعث سوء تفاهم در مورد اين فناوري مي‌شود اشاره مي شود:

1.       nZVI هايي که در تصفيه آب‌هاي زيرزميني استفاده مي‌شوند بسيار بزرگتر از ذراتي هستند که تأثيرات حقيقي در اندازه نانو را نشان مي‌دهند.

2.       واکنش‌پذيري بالاي اين ذرات عمدتاً نتيجه سطح ويژه بالاي آنها است.

3.       تحرک nZVI تقريباً در تمامي شرايط کمتر از چندمتر است. لذا استفاده از آن در تصفيه به حداقل مي‌رسد.

به هر حال هنوز سئوالات زيادي در مورد اين فناوري وجود دارد: مثلاً اين كه چگونه nZVI به سرعت جابه‌جا خواهد شد؟ اين جابه‌جايي به سمت چه محصولاتي است؟ آيا اين مواد در محيط زيست قابل تشخيص هستند؟ و اينکه چگونه تغييرات سطح nZVI باعث تغيير طول عمر و تأثير آن روي تصفيه خواهد شد؟
کاربردهاي نويدبخش فناوري‌نانو در محيط زيست بسيار زياد است؛ اين مطلب در ”پيشرفت محيط‌زيستي“ به عنوان يکي از هشت زمينه پيشرو فناوري‌نانو که از جانب NNI تعيين شده منعکس شده است. در حقيقت، تقريباً تمام برنامه‌هاي NNI (پديده‌هاي بنيادي، مواد، روش‌ها، اندازه‌گيري و غيره) جنبه‌هاي محيطي دارند. نگراني‌هاي زيست محيطي تقريباً در تمام 11 سازمان حاضر در برنامه NNI قابل مشاهده است.
بيشتر کاربردهاي زيست محيطي فناوري‌نانو در سه مقوله جاي مي‌گيرند:

1.       محصولات بي‌خطر براي محيط زيست يا محصولات با قابليت تحمل بالا مثلاً شيمي سبز؛

2.       تصفيه موادي که با ذرات خطرناک آلوده شده‌اند؛

3.       حسگرهايي براي ذرات محيطي.

با اينکه معمولاً اين سه مقوله در زمره موادشيميايي يا مواد نانوبيولوژيکي تلقي مي‌شود بايد توجه کرد که اين موارد مي‌تواند در مورد عوامل ميکروبي و مواد زيست‌محيطي نيز کاربرد داشته باشد. فناوري‌نانو‌ نقش مهمي در بهبود روش‌هاي کشف و پاک‌سازي عوامل زيست‌محيطي مضر دارد.
دو فناوري متعارف تصفيه كه در فناوري‌ ‌نانو نيز از آنها استفاده مي‌شود عبارتند از: جاذبه و واکنش درجا و غيردرجا. در فناوري‌ تصفيه جاذبه‌اي به كمك فرآيند جداسازي، آلاينده‌ها (به خصوص فلزات) را جدا مي‌کنند؛ در حالي که فناوري‌ واکنشي باعث تجزيه آلاينده‌هاي مي‌شود. گاهي اوقات تمام روش‌ها به سمت توليد محصولات کم ضررتر است مثلاً در مواردي که آلاينده‌ها آلي باشند محصولاتي مثل CO2 و H2O توليد مي‌شود.
در فناوري‌‌ درجا، پاک‌سازي آلودگي در همان محل آلودگي صورت مي‌گيرد در حالي که در فناوري‌ غير درجا، عمليات پاک‌سازي پس از انتقال مواد آلوده کننده به مکان‌ مطمئن انجام مي‌شود؛ به عنوان مثال آب‌هاي زيرزميني آلوده به سطح زمين پمپ شده و پاک‌سازي آنها در راکتورهاي واقع در سطح زمين انجام مي‌شود.
فناوري‌نانو غيردرجا
يک مثال برجسته از فناوري‌نانو براي تصفيه آلاينده‌ها از طريق جذب سطحي، تك لايه‌هاي خودآرا روي پايه ميان حفره‌اي يا SAMMS است. SAMMS‌ از طريق خود آرايي‌ يک لايه از عوامل سطحي فعال شده بر روي پايه‌هاي سراميکي ميان حفره‌اي به وجود مي‌آيد که سبب ايجاد موادي با سطح ويژه بسيار بالا (تقريباً1000 m2/g) مي‌شود. خصوصيات جذبي اين مواد را به گونه‌اي مي‌توان تنظيم كرد كه آلاينده‌هاي خاص مثل جيوه، کرومات، آرسنات، پرتکنتات، و سلنيت را جذب كند.
پليمرهاي درخت‌ساني، نوع ديگري از مواد نانوساختار هستند که پتانسيل تصفيه آلاينده‌ها را دارند. نمونه‌هاي جديد اين روش شامل اولترافيلتراسيون بهبود يافته با درخت‌سان‌ها به منظور حذف Cu+2 از آب و حذف آلاينده‌هاي Pb+2 از خاک است.
اين دو نوع نانوساختار جاذب كه در فرايندهاي غيردرجا استفاده مي‌شوند، مي‌توانند مواد پرخطر را در غلظت بالايي در سطح خود جمع کنند.
تجزيه آلاينده‌ها به كمك فناوري نانو بر خلاف تصفيه از طريق جذب مختص آلاينده‌هاي آلي است. روش رايج تصفيه آلاينده‌هاي آلي فوتواكسيداسيون (photooxidation) به وسيله كاتاليزورهاي نيمه‌رسانا (مثلTiO2 ) است. قابليت فوتوکاتاليست‌هاي کوانتومي (اندازه ذره تقريباً 10 nm) مدت‌هاست كه در تجزيه آلاينده‌ها شناخته شده‌ است.
به هر حال همان‌طور که در توضيح فناوري‌هاي جاذب گفته شد فوتواکسيداسيون به وسيله نيمه‌هادي‌هاي نانوساختار يک روش غيردرجا است؛ چون به نور نياز دارد و بايد در يک راکتور که براي اين کار طراحي شده است؛ انجام شود.
فناوري‌نانو‌ درجا 

شکل 1- سه روش کاربرد ذرات Fe براي تصفيه آب‌هاي زيرزميني:
(a) يک سر واکنشي نفوذپذير مرسوم که از Fe گرانولي با اندازه ميلي‌متري ساخته شده است؛
(b) يک ناحيه پاک‌سازي واکنشي که به وسيله تزريق پي‌درپي نانوذرات Fe شکل گرفته است؛
(C) پاک‌سازي آلاينده‌هاي فاز مايع بدون آب (DNAPL) به وسيله تزريق نانوذرات متحرک.
در شکل‌هاي b و c نانوذرات با نقاط سياه، و نواحي تحت تأثير آنان با رنگ روشن معين شده‌اند.
در شکل b فرض بر اين است که نانوذرات در محيط‌هاي متخلخل تحرک اندکي دارند؛ درحالي كه در شکل C نانوذرات به منظور تحرک بيشتر
تغيير و بهبود يافته‌اند.
توجه کنيد که واکنش تنها زماني رخ مي‌دهد که آلاينده‌ها به صورت محلول در آب‌هاي زيرزميني باشند و يا مثل DNAPL به سطوح Fe متصل باشند.

تجزيه درجاي آلاينده‌ها، بر ساير روش‌ها ارجحيت دارد؛ زيرا اين روش از نظر اقتصادي مقرون به صرفه‌تر است. البته تصفيه درجا مستلزم تداخل آلاينده‌ها با عمليات پاک‌سازي است و اين خود مانع اصلي در توسعه و بسط اين نوع فناوري‌ها است. امكان تزريق نانوذرات (واکنشي و جذبي)، در محيط‌هاي متخلخل آلوده‌ مثل خاک‌ها، رسوبات و محيط‌هاي آبي، سبب شده است تا اين روش از پتانسيل بالايي برخوردار باشد. در اين روش يکي از دو امكان زير بايد وجود داشته باشد:

 

1.       ايجاد نواحي واکنشي درجا با نانوذراتي که تقريباً بي‌حرکت هستند؛

2.       ايجاد توده نانوذرات واکنشي که به سمت مناطق آلوده حرکت مي‌کنند؛ البته اگر اين نانوذرات به اندازه کافي متحرک باشند. (همان گونه که درشکل (1) نشان داده شده است).

در زير بيشتر به تحرک درجاي نانوذرات مي‌پردازيم، زيرا تحرک درجاي نانوذرات معمولاً باعث ايجاد سوء تفاهم در فهم مطلب مي‌شود.
با وجود اينکه نانوذرات گوناگوني (مثل دو قطبي غيريوني، پلي‌يورتان و يا فلزات نجيبي روي پايه آلومينا) در تصفيه درجا قابل استفاده‌اند؛ اما تا به حال بيشترين توجه به نانوذرات حاوي nZVI شده است. تمايل به استفاده از nZVI براي تصفيه باعث بهبود شيمي تصفيه و يا گزينه‌هاي توسعه آن شده است.
اين امر منجر به انتقال بسيار سريع اين فناوري از مرحله آزمايشگاهي به مرحله نيمه‌صنعتي شده است. کاربردهاي تجاري nZVI در تصفيه به سرعت رايج و بازارهاي رقابتي شديدي در زمينه مواد حاوي nZVI و تأمين کنندگان خدمات آن به وجود آورده است.
برخي تصورات غلط راجع به اصول اساسي فناوري تصفيه مبتني بر nZVL کاربردهاي آن در محيط زيست وجود دارد. با اينکه اين مطالب بسيار به هم وابسته‌اند ولي ما مي‌توانيم آنها ر ا در سه گروه تقسيم کنيم: ريخت‌شناسي ذره، واکنش‌پذيري و تحرک.
در ادامه، نكات کليدي سه دسته بالا را توضيح مي‌دهيم تا بتوانيم به يك جمع‌بندي راجع به اين فناوري‌ دست يابيم و از اين طريق به پيشرفت‌هاي زيست محيطي فناوري كمك كنيم.

ويژگي‌هاي نانوذرات 
ريخت‌شناسي
تعريف‌هاي گوناگوني در مورد اندازه نانو ارائه شده است؛ اما بايد به اين نظريه اشاره کرد که اندازه نانو محدوده‌اي از اندازه مولکول‌ها و مواد است که ذرات در اين محدوده، خواص بي‌همانند يا به طور کيفي، متفاوت با ذرات بزرگ‌تر از خود دارند.

شکل 2- سطح ويژه با فرض اين كه ذرات به صورت كرومي با ذره برآوردي از قطر زياد دايره‌اي هندسي و چگالي 7.6 g/Cm3 هستند. (بر پايه ميانگين چگالي‌هاي FeO و Fe3O4 خالص)

بيشتر نمونه‌هايي که اين خواص را دارند، داراي اندازه‌اي در محدوده کوچک‌تر از 10 نانومتر هستند؛ زيرا در اين محدوده، اندازه ذرات به اندازه آنها در شرايط مولکولي پايدار نزديک‌تر است.
يکي از اين مثال‌ها محدوده کوانتومي است که به اين علت به وجود مي‌آيد که با کاهش اندازه ذرات، باند گپ (bandgap) افزايش يافته، باعث به وجود آمدن برخي ويژگي‌هاي مفيد در فوتوکاتاليست‌هاي نيمه‌هادي مي‌شود كه در بخش فناوري‌هاي غيردرجا توضيح داده شد.
خصوصيات ديگري که در اندازه‌هاي زير 10 نانومتر تغيير مي‌کند سطح ويژه است که در شکل (2) نشان داده شده است.
از نظر کيفي فاکتورهاي ديگري نيز وجود دارند که در تعيين اين خصوصيات دخالت دارند، مثل نسبت اتم‌هاي سطحي به اتم‌هاي توده و قسمتي از حجم ذره که شامل ضخامت محدود لايه سطحي است (حجم سطحي).
آماده‌سازي nZVI براي استفاده در کاربردهاي تصفيه‌اي، به طور معمول در اين محدوده- بين چند ده تا چند صد نانومتر- انجام مي‌شود. علاوه بر اين، ذرات nZVI حتي تحت شرايط آزمايشگاهي هم تمايل دارند که به هم بپيوندند و متراکم شوند و در نتيجه مجموعه‌هايي توليد مي‌شود که اندازه آنها ممکن است نزديک چند ميکرون شود. اين بدان معني است که nZVI و مواد مرتبط با آن که در کاربردهاي تصفيه محيط‌زيست استفاده مي‌‌شوند، خصوصيات فوق‌العاده مورد انتظار براي نانوذرات حقيقي را از خود نشان نخواهند داد و اغلب همانند کلوئيد‌هاي محيط زيست رفتار خواهند کرد.
واکنش‌پذيري
واکنش‌پذيري زياد نانوذرات مي‌تواند نتيجه سطح ويژه بالاي نانوذرات، چگالي بيشتر نواحي واکنش‌پذير روي سطوح ذره و يا افزايش واکنش‌پذيري اين نواحي بر روي سطح باشد.
اين فاکتورها مجموع سه نتيجه واضح وکارا را در مورد nZVI در پي داشته است:

 

1.       تجزيه آلاينده‌هايي که واكنش‌ چنداني با ذرات بزرگ‌تر نمي‌دهند. مانند پلي فنيل هاي کلرينه شده؛

2.       تجزيه بسيار سريع‌تر آلاينده‌هايي که پيش از اين با سرعت‌هاي مناسبي با ذرات بزرگ‌تر واکنش نشان مي‌دادند، مانند اتيلن‌هاي کلرينه شده؛

3.       دسترسي به محصولات مطلوب‌تر با تجزيه آلاينده‌هايي که به وسيله مواد بزرگ‌تر سريعاً تجزيه مي‌شوند؛ اما باعث به وجود آمدن محصولات فرعي نامطلوبي مثل تتراکلريدکربن مي‌شوند.

از اين سه دسته تأثيرات واکنشي، دومين دسته (تجزيه سريع‌تر آلاينده‌هاي قابل تجزيه) بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. علت اين تأثير با اينکه يک مسئله بسيار کاربردي، بنيادي و با اهميت است کمتر شناخته شده است.

شکل 3. مقايسه ثابت‌هاي سرعت احيايCL4 به وسيله nZVI و دو نوع Fe در اندازه‌هاي ميلي‌متري. مناطق روي نمودار تقريباً بر مبناي 50 داده از منابع مختلف هستند.

ما براي تجزيه تتراكلريد كربن به وسيله nZVI ، نسبت ثابت سرعت‌هاي نرمال شده بر حسب سطح ويژه ksa را با ثابت سرعت‌هاي نرمال شده بر حسب جرم km مقايسه كرديم، نتايج نشان داد که ksa براي نانوذرات nZVI برابر اين پارامتر در ذرات ميلي‌متري nZVIاست؛ اما km آن بزرگ‌تر از ذرات ميلي‌متري است (شکل 3). بنابراين تجزيه سريع‌تر تتراکلريد کربن به وسيله nZVI به خاطر سطح ويژه بالاي آن است، نه به خاطر بيشتر بودن فراواني نقاط واکنش‌پذير روي سطح و يا واکنش‌پذيرتر بودن اين نقاط. اين نتيجه ممکن است در مورد ساير آلاينده‌هايي که با nZVI واکنش مي‌دهند نيز صدق کند اما اطلاعات ما در اين مورد ناکافي است.
بايد توجه داشت که اين تحليل شامل ترکيبات دوفلزي nZVI با کاتاليزرهاي فلزات نجيب مثل Pd، Ni و Cu نيست. اين مواد دو فلزي معمولاً داراي مقادير ksa بالايي هستند، ولي اين افزايش در درجه اول نتيجه تأثير خاصيت کاتاليستي فلزات نجيب است که در مورد ذرات بزرگ‌تر نيز مشاهده مي‌شود.
اما مشكلي كه هست اين كه افزايش واکنش‌پذيري معمولاً همراه با كاهش انتخاب‌پذيري است كه موجب واکنش nZVI با مواد غيرهدف شامل اکسيژن غيرمحلول و آب‌ و در نتيجه پايين آمدن راندمان تصفيه با nZVI مي‌شود.
شكل فوق منجر به پيدايش نياز به تزريق ذرات به سيستم و درنتيجه بالا رفتن هزينه عمليات خواهد شد.
با محدود کردن مواد ناخواسته (مواد غيرهدف شامل اکسيژن و آب) به وسيله گيرنده‌هاي ارزان‌تر مي‌توان طول عمر کوتاه nZVI را مفيدتر کرد؛ البته اگر ذرات تحرک قابل ملاحظه‌اي از خود نشان دهند.
تحرك
نانوذرات در محيط‌هاي متخلخل تحرک زيادي خواهند داشت، زيرا اندازه آنها از اندازه سوراخ‌هاي محيط‌هاي متخلخل بسيار کوچک‌تر است اما اينکه ما فرض کنيم علت تحرک نانوذرت تنها اين مطلب است بسيار ساده انگاري است. معمولاً تحرک نانوذرات را در محيط‌هاي متخلخل اشباع، دو فاکتور تعيين مي‌كند: تعداد برخوردهاي نانوذرات با محيط متخلخل به ازاي واحد جابه‌جايي؛ و ضريب چسبندگي (احتمال اينکه هر برخورد، منجر به حذف ذره از جريان شود). برخورد ممکن است در نتيجه سه عامل رخ دهد: حرکت براوني، بازدارنده‌ها (عواملي که مانعي از حرکت نانوذره مي‌شوند) و رسوب‌گذاري گرانشي.

شكل 4- فاصله جابه‌جايي كه در آن،‌ بيش از 99 درصد نانوذرات حذف مي‌شوند در ضرايب چسبندگي شرايطي سطحي به شكل زير است:
تخلخل = 36.0 ، سرعت=1.0 m/day،
اندازه ذرات خاک=3.0 ميلي‌متر،
چگالي نانوذرات=7.6 g/Cm3
 

نانوذرات در محيط‌هاي متخلخل اغلب حركت براوني دارند. براي ذرات بزرگتر از 400 نانومتر با چگالي بالا‌ (مثلاً 7.68 g/cm2 براي ذرات آهن خالص) تأثير جاذبه مي‌تواند بسيار مهم باشد. با استفاده از روش بازده single-Collector که به وسيله Tufenkji و Elimelech ارائه شده و تئوري فيلتراسيون deep-bed، اين امکان وجود دارد که بتوان فاصله جابه‌جايي را كه در آن، 99 درصد حذف نانوذرات به عنوان تابعي از خواص سطحي و ضريب چسبندگي صورت مي‌گيرد، محاسبه كرد.
شکل (4) نشان مي‌دهد که محدوده فاصله جابه‌جايي در شرايط سطحي متعارف، از چند ميلي‌متر تا چند ده متر متناسب با ضريب چسبندگي است.
ضريب چسبندگي گزارش شده براي nZVI معمولي در انواع محيط‌هاي متخلخل، بين 0.14 تا يك است؛ اين به معني فاصله جابه‌جايي چند سانتي‌متر در محيط‌هاي متخلخل در شرايط آب‌هاي زيرزميني است (شکل4). اين امر موجب ايجاد علاقه قابل ملاحظه‌اي براي تغيير سطح نانوذرات در جهت افزايش فاصله جابه‌جايي شده است.

بدين ترتيب ضرايب چسبندگي کوچک‌تري براي اين گونه نانوذرات و ساير نانوذرات گزارش شده است (0.001 براي نانوذرات Fe كه سطح آنها بهبود يافته است و 0.0001 براي نانوذراتي که پايه کربني دارند). اما حتي اين ضرايب چسبندگي کوچک هم به طور قطعي باعث تحرک بيشتر (بيش از چندمتر) نانوذرات در آب‌هاي زيرزميني نمي‌شود، به جز در آب‌هاي زيرزميني با سرعت حركت خيلي زياد.
خطرات
مباحث فوق در مورد ريخت‌شناسي، واکنش‌پذيري و تحرک نانوذرات در زمينه تصفيه ‌محيط زيست نشان مي‌دهد که دانش ما در مورد فرآيندهاي پايه در اين فناوري هنوز ناکافي است. به علاوه، خطرات احتمالي اين فناوري براي سلامت انسان و محيط‌زيست، انجام اين روش در مقياس انبوه را با مشكل مواجه كرده است. مخصوصاً با توجه به کاربردهاي درجاي nZVI (يا مواد وابسته) براي تصفيه محيط‌هاي متخلخل، هنوز تحقيقات مستقيم و قابل ملاحظه‌اي که خطرات آن را مورد توجه قرار دهد انجام نشده است. برخي گروه‌ها حالت احتياطي (پيشگرانه) را پذيرفته‌اند و کاربردهاي درجاي نانوذرات براي تصفيه را ممنوع کرده‌اند در حالي که برخي گروه‌ها آن را توصيه کرده‌اند. در واقع تحقيقات در اين زمينه بايد به طور موازي صورت گيرد.
اين معما که چگونه مي‌توان از نانوذرات براي تصفيه استفاده کرد بايد به زودي و با استفاده از نتايج تحقيقات در حال انجام، قابل حل و دسترسي باشد. مهم‌ترين اين خطرات استنشاق ذرات‌ريزي است که از طريق هوا جابه‌جا مي‌شوند.
به هر حال هم‌اکنون ما مي‌توانيم نتيجه بگيريم با اينکه nZVI و مواد مرتبط با آن، در کاربردهاي تصفيه‌اي درجا استفاده مي‌شوند، از مواد ويژه‌اي که در دسترس ما هستند کوچک‌تر، واکنش‌پذيرتر، مقاوم‌تر و متحرک‌تر بوده و در عين حال احتمال خطرزايي براي انسان و محيط زيست را دارا هستند.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 12:23  توسط poya  | 

استیفا’

استيفاء و اقسام آن

 

  استيفاء درلغت به معني تمام فرا گرفتن ،تمام گرفتن حق يا مال خود از كسي گرفتن. ‌‌‌‌‌‌‌‍‍‍‍‌‌‌‌‍‍‍‍[1]و در اصطلاح حقوقي و به ويژه در مباحث مربوط به منابع تعهد و ضمان قهري به معني بهره مند شدن و انتفاع شخصي بدون انعقاد قرار داد و يا عقد از عمل ديگري (ماده 336 قانون مدنی ) و يا از مال  ديگري با اذن صاحب آن ( ماده 337 قانون مدنی ) مي باشد و مربوط به جايي است كه شخص با هزينه يا كار ديگري، بر دارايي خود مي افزايد. ( خواه به صورت تملك باشد يا استفاده از منافع ).

استيفائي كه در اين تحقيق مورد نظر است، عبارت است از اين كه يك نفر بدون اين كه با ديگري عقد يا قراردادي منعقد سازد از عمل يا مال او منفعتي تحصيل نمايد، لذا استفاده از كار يا مال ديگري گاهي در قالب عقد اجاره است و گاهي خارج از آن كه استيفاء ناميده مي شود .

و به استيفاء كننده از عمل يا مال غير، مستوفي مي گويند.[2]

بعضي از اساتيد حقوق[3] اظهار نظر كرده اند كه استيفاء در زمره مسائل مسئوليت مدني نيست، چون ركن مهم مسئوليت مدني ضرر و زيان است، در حالي كه در استيفاء خسارتي نيست.

اقسام استيفاء

1- استيفاء مجاز ( مشروع ): 

استيفاء در صورتي مشروع است كه از راه تراضي و با اذن صاحب حق يا فاعل كار صورت پذيرد. در اين مفهوم وسيع، هر جا كه موجب قرارداد يا قانون، شخصي توانايي بهره مند شدن از حق يا كار ديگري را پيدا كند و به آن مبادرت ورزد، استيفاء مشروع صورت مي پذيرد ، ولي بايد توجه داشت كه استيفاء مشروع به معني خاص خود، در جايي به كار مي رود كه شخص بر مبناي يكي از اسباب قانون از مال يا كار ديگري منتفع مي شود يا حقي را تملك مي كند، ولي آن سبب در قالب عقد و ايقاع متداول و يا مرسوم نمي گنجد. براي مثال كسي كه به موجب عقد اجاره از مال ديگري استفاده مي كند يا بر مبناي جعاله ديگري را تشويق به كاري مي سازد، آنچه را به دست آورده از راه استيفاء نيست، بلكه به سبب عقد اجاره يا جعاله است.

2- استيفاء بدون جهت ( نامشروع ) :

استيفاء نامشروع در صورتي است كه شخص به زيان ديگري و بدون رضاي او بر دارايي خويش اضافه كند. ( خواه مورد استفاده، مال يا كار باشد )

 بنابر اين هرگاه كسي طلب پرداخته شده را دوباره از مديون بگيرد، يا طلبي راكه حق ديگري است از مديون وصول كند و خود بردارد، يا آنچه را در نتيجة عقد فاسد به دست آورده است نگه دارد، يا حاصل دسترنج ديگري را بدون رضاي او تملك كند استيفاي نامشروع كرده است. اين اقدام نا مشروع در قانون تجارت استفاده بلا جهت ناميده شده است.[4] 

 

اقسام استيفاء مشروع

1- قسمت اول به قواعد عمومي استيفاء اختصاص دارد، يعني آنچه كه در مواد 336 و 337 قانون مدنی پيش بيني كرده است (استيفاء ازعمل غير،استيفاء ازمال غير)[5] و قواعدي كه ازآن استنباط مي شود .

چنانكه دو ماده قانوني مربوط به استيفاء نيز تصريح داشته است،[6] استيفاء بر دو قسم است : يك نوع استيفاء از عمل ديگري است و نوع ديگر استيفاء از مال ديگري است.

قانون مدني ايران در ماده 336  استيفاء از عمل غير را اين گونه بيان كرده است:« هر گاه كسي بر حسب امر ديگري اقدام به عملي نمايد كه عرفاً براي آن عمل اجرتي بوده و يا آن شخص عادتاً مهياي آن عمل باشد، عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر اين كه معلوم شود كه قصد تبرع داشته است.»

مانند اينكه شخصي كارگري را كه در خيابان آماده به كار بوده است را با اتومبيل خود سوار كند و به منزل خود ببرد و دستور اجراي عملي را به او بدهد، بدون اينكه با او قراردادي ببندد.

ماده 337 قانون مدنی شرايط تحقق از مال غير را معين نموده و چنين بيان مي دارد : « هر گاه كسي بر حسب إذن صريح يا ضمني از مال غير استيفاء منفعت كند، صاحب مال مستحق اجرت المثل خواهد بود، مگر اينكه معلوم شود كه إذن در انتفاع مجاني بوده است. »

2- قسمت دوم نوع ويژه اي از استيفاء است كه در ماده 306 قانون مدنی آمده است و اداره مال غير ناميده مي شود.

 قانون مدني ايران در ماده 306  اداره مال غير را اين گونه بيان كرده است «اگر كسي اموال غايب يا محجور و امثال آن را بدون اجازة مالك يا كسي كه حق اجازه دارد اداره كند،  بايد حساب زمان تصدي خود را بدهد، در صورتي كه تحصيل اجازه در موقع مقدور بوده يا تأخير در دخالت موجب ضرر نبوده است حق مطالبة مخارج نخواهد داشت، ولي اگر عدم دخالت يا تأخير در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد دخالت كننده مستحق اخذ مخارجي خواهد بود كه براي اداره كردن لازم بوده است.» كه مي توان اين نوع اداره كردن را، اداره فضولي مال غير ناميد.[7]

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع

[1]-دهخدا، علي اكبر؛ لغت نامه دهخدا  دوره جديد،  انتشارات دانشگاه تهران ، سال 1330 ، چاپ اول  ، ج2 ، ص 1868

[2]- كاتوزيان، ناصر؛ مقدمة علم حقوق،انتشارات شركت سهامي انتشار،  سال 1383،  چاپ 33 ، ص286 و امامي ، سيد حسن؛حقوق مدني ،  انتشارات كتابفروشي اسلاميه ، مهر ماه 1340 ، چاپ سوم ، ج1 ،  ص 203

[3]- امامي، سيد حسن؛ جزوة مسئوليت مدني، ص 18 نقل شده از كتاب : يزدانيان ، علي رضا  ،  قلمرو مسئوليت مدني ، انتشارات ادبستان ، نشر و پخش آيلار، ، سال 1379  ، چاپ اول ، صص 56 و 57  

[4]- مادة 319 ق . ت

[5] -كاتوزيان ، ناصر؛ «  قانون مدني در نظم حقوق كنوني  » ، انتشارات ميزان ، پاييز 1384 ، چاپ يازدهم ، صص 290 و 291  وكاتوزيان ، ناصر ، «  حقوق مدني ( وقايع حقوقي ) » ، انتشارات شركت سهامي انتشار  ، سال 1381، چاپ نهم ، صص 247 تا 252.

[4]- مواد 336 و 337 قانون مدني

[7]-كاتوزيان ، ناصر؛ «  قانون مدني در نظم حقوق كنوني  » ، انتشارات ميزان ، پاييز 1384 ، چاپ يازدهم ،صص262 تا 264 وكاتوزيان ، ناصر؛ «  حقوق مدني ( وقايع حقوقي ) » ، انتشارات شركت سهامي انتشار  ، سال 1381، چاپ نهم ، صص279 تا 280

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 12:21  توسط poya  | 

زندگینامه خواجه شمس الدین حافظ

ایران کشور جاویدان

کشور باستانی ایران که روزگاران دیرین تا کنون در پهنه گیتی چون سروی افراشته به جلوه گری پرداخته از جمله ممالک نادر در جهان است که تاریخی پر فراز و نشیب و سرگذشتی غمناک به خود دیده و در مقاطع حساسی از عمر طولانی خود اجبار به تحمل شدائد بسیار داشته است .

تاریخ مدون این کشور از زمان ورود اقوام آرایائی به آن آرام آرام شکل گرفته و در 500 سال قبل از میلاد مسیح با تشکیل های قدرتمندی چون ماد و پارس به سروری و زعامت دنیای مشرق زمین رسیده است .

در دوران حکومت هخامنشیان و بوﻳژه در عهد کشور داران مدبری چون کورش ٬داریوش پس از آن در عهد اشکانیان و در ادامه به زمان ساسانیان ایران یکی از دو قطب قدرتمند در جهان آنروزگار بشمار می رفت و گر چه جنگ های طولانی نیز با رقبای خود داشته اند اما همواره برتری و سیادت قوم ایرانی را حفظ نموده وتلاش بر حفظ صلح و بر قراری دوستی در بین ملل مختلف می نموده اند .اما در قرن 6 میلادی و با شکست ساسانیان از اعراب زمان سیادت و برتری قوم ایرانی بپایان رسید و قرن های متمادی این قوم شریف تحت سلطه اعراب قرار داشتند و در طول این مدت همه گونه ظلم و ستم و خفت را تحمل نمودند٬ البته در این فاصله بودند بزرگمردان غیور و سلحشوران بی پروائی که با دست خالی در مفابل حاکم طغیان می نمودند و بسیاری از آنان خون پاک خود را به خاک مقدس ایران نثار کرده و پاره ای نیز به توفیقاتی شایان دست می یابند همچون خانواده رویگر سیستانی که با شهامت بی نظیر بر پشت خلفای مستبد بغداد لرزه انداخت و یا چون خاندان آل بویه و آل زیار و یا طاهریا و سامنیان و....که هر کدام بنا بر سیاستی که داشتند حرکات خوب و سودمندی در راه بدست گرفتن حاکمیت ایران انجام دادند تا سرانجام با روی کار آمدن حکام ایرانی زنجیر استبداد خلفای عرب برگردن مات مظلوم ایران پاره شد و دستگاه خلافت بغداد جز رنگ و ریای ظاهری چیزی نداشت و سر داران رشید ایرانی بودند که خلفا را چون کودکان صغیر تحت سرپرستی می گرفتند و بنا بهمصلحت خود یکی را غزل و دیگری را نصب می نمودند و همچنان حرکت تاریخ ادامه داشت تا نوبت سالاری در ایران به خوارزمشاهیان رسید و در این سلسله نیز محمد خوارزمشاه تاج شاهی برسر نهاد در عصر این پادشاه حکام ایرانی بار دیگر عظمت و قدرت گذشته را رفته بودند و بر  قسمت اعظمی از جهان آباد آن روزگار حکمفرمائی می کردند که ناگاه آرامش کشور با حمله خانمان سوز مغول در هم ریخت و با دیگر ایران مجبور به تحمل ذلتی دیگر در طول تاریخ شد .

 اگر نیک به گوشه و کنار تاریک در تاریخ این دوران بنگریم خواهیم یافت که حمله مغول به ایران گرچه بهانه اش قتل تجار مغولی در اترار و بدست حاکم آن شهر بود اما قوم وحشی و بی تمد مغول هرگز شهامت حمله به امپراطوری ایران را نداشت جز با تحریک و وعده های کمک که خلیفه نابکار عباسی المستعصم بالله به آنان داده بود (به تصور اینکه مغولان تنها به جنگ با خوارزمشاهیا پرداخته و با او کاری ندارند .) اما این آتش که افروخته شد گریبان او نیز گرفت و بفرمان خان مغول نمد مالش کردند .

آری مغولان که به تحریک خلیفه وقت و آخرین خلیفه عباسی و فقط به منظور متلاشی کردن حکومت خوارزمشاهیان که بر خلفا سیادت داشتند به ایران حمله نمودند ایران را گرفتند و آنگاه آرام آرام بفکر خلیفه افتادند و سرانجام او را نیز از اریکه قدرت یزیر کشاندند و مایه عبرتی شدند برای تمامی جهانیان از ابتدا تا انتها تاریخ این قوم وحشی و دور از تمدن در اندک مدتی کمتر از نیم قرن بر قسمت اعظم دنیای متمدن آن روز مسلط شدند و تمدن های کهنی چون ایران را ویران کردند و از خاور دور (ژاپن) تا قلب اروپا (آلمان ) را جولانگاه خود قرار دادند .

سرزمین های متصرفه را بدو تصرف ویران می نمودند و از کشتارهای فجیع اجتماعی روگردان نبودند و آنچنان صاعقه وار عمل می کردند که به بلایای آسمانی بیشتر شبیه بودند .

در ماوراءالنهر عراق شام الجزیره خراسان ٬ری آنچنان فجایعی معمول کردند که باور آن آسان نیست در 000/700 نفر را کشته و اسیر کردند . در نیشابور حتی گربه ها را نیز زنده نگذاشتند این جماعت بر هیچکس رحم نکردند و تنها شهر هائی از مصائب آنان بدور ماندند که حکامش پیشاپیش طوق اطاعت از آنان را بگردن انداختند .

نویسندگان اروپائی در آندوران مغول را طایفه معلون وازﻧژاد شیطان نوشته اند و معتقد بودند که آنقدر کشتار شده که اگر تا روز رستاخیز نیز زاد و ولد گردد عشر انچه کشته شده بدنیا نخواهند آمد . از ایران و مشرق زمین که بگذریم این بلایا گریبانگیر مردم روسیه ٬مجارستان ٬لهستان ٬آلمان و.... نیز گردید که در جای خود نویسندگان این ملل نیز مصیبت نامه های فراوانی به رشته تحریر در آورده اند .

بطورکلی قرون 7 و 8 ه ق را می توان از دوران های نکبت بار در تاریخ ایران بشمار آورد که تنها شانس مردم ما در این دوران عدم کارائی و فقدان مدیریت و رهبری جامعه در ایلخانان مغول بود که برای رفع این نقیصه در اداره امور امپراطوری عظیم خود اجبار به استفاده از اندیشمندان فرزانه ایرانی داشتند و این بزرگمردان به هنگام تصدی امور چون مرحمی بر زخم ایرانیان بودند (گرچه این مردان اندیشمند خود نیز غالبا" مورد غضب ایلخانان واقع شده و به قتل می رسیدند) و تا سر حد توان در اعتلاء فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی می کوشیدند و حضور سخنوران بزرگی چون خواجه و شیخ اجل در این دوران از اراث حمایت فرهنگی این رجال ایرانی می باشد .

 

امراء و حکام فارس

اتابکان فارس جزء امرائی بودند که از سال 542 تا 663 به مدت 120 سال در فارس حکمرانی کردند و در زمان خوارزمشاهیان از آنان اطلاعت کرده و در زمان مغول از مغولان و بدین طریق فارس را از خطرات بسیاری نجات دادند .

 شرف الدین محمود اینجو از جمله امرائی بود که بواسطه خاصی که داشت (مباشر املاک خالصه سلطان) بمدت 10 سال با نفوذ و قدرت وﻳژه ای در این منقطه حکمرانی نمود تا سرانجام به فرمان ابو سعید عزل و مقتول گردید ولی چنذی بعد فرزندش امیر مسعود شاه به حکومت رسید .

 از دیگر کسانیکه در این خطه حکومت کردند شیخ ابواسحاق بود که با تحریک ماک اشرف او را وادر به تصرف فارس نمود و آنگاه خود با حیله و نیرنگ شهر را تصرف و ملک اشراف را نیز از آن خطه راند . و بدین ترتیب از 743 تا 754 در این خطهبلامعارض به حکومت پرداخت و در این سال در جنگی با امیر مبارزالدین کشته شد .

امیر مبارزالدین آل مظفر بود که از سال 650 در فارس و یزد سابقه حضور داشتند . این امیر اولین پادشاه سلسله آل مظفر بشمار می رود و پس از او برادرش شاه شجاع و شاه محمود و سلطان احمد به ترتیب در شیراز و عراق عجم و کرمان حکومت کردند . که حکومت انها تا سال 759 بطول انجامید و این سال سالی است که تیمور گورکانی ایران را صحنه تاخت و تاز قرار داد و شاه منصور آخرین پادشاه آل مظفر را پس از 5 سال سلطنت در جنگی به قتل رسانیده و بازماندگان این خاندان را نیز بدیار عدم فرستاد .

نگاهی اجمالی وگذرا به تاریخ ایران بخصوص در قرون هفتم و هشتم داشتیم فارس را از نظر گذراندیم و شیراز را مورد توجهی اندک قرار دایم و با تمام اختصاری که بکار رفت به معظلات اجتماعی عصر حافظ آگاهی یافتیم و دیدیم که این شاعر لطیف و نکته سنج که به سرزمین خود علاقه ای وصف ناشدنی هم داشته در عهدی می زیسته که غیر انسانی ترین حکام تاریخ حاکم بودند و شهر شیراز را بارها مورد هجوم قرار دادند و کشتارهای بی رحامنه در ان بوجود آوردند و شاعر ما با تمام روح لطیفی که داشته این وقایع راشاهد بوده لذا بی جهت نیست که در سروده های او گاه به کوهی از غم بر می خوریم که تحمل آن بر دوش زمان هم سنگینی می کند چه رسد بر قلب نازک او .

خواجه شیراز در طول زندگی خودکه از هنگام بسلطنت رسیدن سلطان ابوسعید بهادر خان شروع و تا سال 791 ادامه دارد . با سلاطینی مواجه است که بنابر مصلحت هر زمان به رنگی در می آیند و در عین حالیکه خود را گاهی شیعه دو آتیشه و زمانی سنی افراطی می خوانند رفتاراز خود بروز می دهند که هیچ کافری را یارای انجام آن نمی باشد و در این بین روح سرشار از محبت شاعر عارف و عارف توانای ما چه کشیده است اگر بگویم چون شمعی آب شده به گزاف نگفتیم .

 

 

زندگی خواجه شمس الدین محمد حافظ

شاعر شیرین سخن ما خواجه شمس الدین محمد حافظ که در اوائل قرن هشتم هجری قمری پا به عرصه وجود گذارد پس از تولد محمد نامیده شد و با توجه به القابی که در آن دوران بنابر دلائل معقول به اشخاص مهم می داند او نیز که به حفظ قرآن کریم توفیق یافته بود به حافظ ملقب شد و پس از آنکه در علوم و فنون به کمالات بیشتری دست یافت القاب بسیاری به او دادند که از جمله است شمس الدنیا والدین ٬لسان الغیب ٬کاشف الحقائق ٬زبدة المتکین ٬ترجمان الاسرار و.... از طرفی چون او در ردیف بزرگان عصر ودانشمندان زمان بود و در آن روزگار به زعمای قوم وسران مهم کشوری و دانشمندان خواجه اطلاق می نمودند لذا او را نیز خواجه شمس الدین محمد حافظ خواندند .

 

اصل ونسب خواجه

در مورد اصل ونسب خواجه مدارک و شواهدی که از خود او بجا مانده باشد وجود ندارد اما آنچه از قرائن بر می آید و می توان از لابلای متون تالیف شده در عصر خواجه یااعصار نزدیک به او استنباط کرد می توان گفت موطن اصلی خواجه ظاهرا" کوپای اصفهان و محل سکونت جدش شیخ بوده است ٬شیخ غیاث الدین را پسری بود بنام بهاءالدین که همان پدر خواجه حافظ باشد . او سعی داشت برای خانواده خود زندگی آرام و بی دغه دغه ای را تدارک دیده و آنان را از قیل و غال بدور نگهدارد لذا همواره به کار خود که تجارت بود سرگرم و از دخالت در امور دیگر پرهیز می نمود. و از این راه توانسته بود زندگی مرفه و آرامی را نیز به اهل منزل ارزانی دارد .

تا اینکه در اثر تشنجات حاصله در نیمه دوم قرن هفتم ه ق برای مدتی اصفهان کانون بلوا بود و از آرامش نسبی نیز در آن خبری نبود لذا خواجه غیاث الدین باتفاق خانواده عزم هجرت به شیراز را در سرپروراند و در حدود سالهای 660 تا 680 یعنی به هنگامی که آبش خاتون دختر سعدبن ابوبکر از اتابکان فارس بر شیراز حکومت می کرد به این شهر وارد شد . و پس از ورود به شیراز در محله ای نزدیک به دروازه کازرون بنام محله سیادان خانه مناسبی خریداری نمود او بزودی در شیراز برای خود محل کسب و کار تدارک دیده و هم چون اصفهان به شغل تجارت پرداخت و با توجه به تجربه و مهارتی که داشت بزودی بصورت تاجری موفق و سرشناس شهره خاص و عام گردید که در این راستا فرزندش بهاءالدین نیز دوش به دوش در همچون شاگردی مطیع به انجام امورات او مشغول بود .

پس از چندی اقامت در شهر شیراز خانواده شیخ دوستان و آشنایانی یافته و از تنهای بدر آمدند بطوریکه هر هفته چند بار به منزل یکدیگر رفت و آمد کرده وبخصوص در شب های زمستان یکدیگر را به شب چره دعوت می نمودند .

در این هنگام بهاءالدین (پدر حافظ) سنین نوجوانی را پشت سر گذارده و در آستانه جوانی از برازندگی و زیبائی خاصی نیز برخوردار شده بود لذا باعث جلب توجه اطرافیان و آشنایان به خود گردید .

در همسایگی حجره شیخ غیاث الدین در بازار شهر تاجری کسب و کار داشت که به شیخ عبدالله کازرونی مشهور بود و با شیخ علاوه بر معاملات تجاری که داشت رفت وآمد خانوادگی نیز برقرار نموده بود . لذا در یکی از شب ها که شیخ عبد الله به منزل غیاث الدین آمده بود لزوم تشکیل خانواده برای بهاءالدین را یاد آور شد و افزود که حاضر است دخترش را به عقد ازدواج او در آورد .

شیخ غیاث الدین با خوشروئی از این پیشنهاد استقبال کرد و پس از چندین نوبت رفت و آمد وقول وقرارها ئی که گذاشته شد طی جشنی مفصل آن دختر را به عقد ازدواج بهاءالدین در آورد و بهاءالدین باتفاق همسرش زندگی شیرین و تازه ای را با شوق و ذوق وافر آغاز نمودند .

اما این ایام خوش دیری مپائید که با مرگ غیاث الدین خانواده عزادار شد و نظام زندگی آنان رو به سستی نهاد و از آن پس بهاءالدین در انجام کسب کار دست تنها شد و خود به تنهائی امورات را اداره می کرد .

او بزودی صاحب سه فرزند پسر بنامهای خلیل ٬ عادل و محمد و یک دختر گردید . و اندک اندک غم از دست دادن پدر را بفراموشی سپرد خانواده بهائالدین در شهر همیشه خرم شیراز روزگار را به خوشی می گذراند و هر روز رونق بیشتری به کسب و کارشان داده می شد .

از تولد چهارمین فرزند خانواده مدت زیادی نگذشته بود که بهاءالدین بیمار شد خانواده او بیماری وی را یک مریضی ساده تصور نموده و ضمن مداوا هیچگونه نگرانی احساس نمی کردند . اما پس از چندی بیماری رو به شدت گذارد تا جائیکه بهاءالدین توان حجره رفتن نداشت لذا خانواده او نگران شده و دست بدامان حکما و اطبای حاذق شهر گردیدند .

حکمای شهر یکی پس از دیگری بر بالین بهاءالدین حاضر و هر یک به تصوری داروئی خاص تجویز نمودند لکن حال بهاءالدین روز به روز وخیم تر می گرید بیماری او چند ماهی بطول انجامید و در این مدت هیچیک از اطباء قادر به تشخیص نوع بیماری نشدند و سرانجام در یک شب هیچیک از اطباء قادر به تشخیص نوع بیماری نشدند و سرانجام دریک شب سرد زمستانی و در نیمه های شب آرام و بی صدا جان به جان آفرین تسلیم کرد در این زمان که محمد هشتمین زمستان عمر خود را پشت سر می گذراد .

پس فوت بهاءالدین برادران بزرگتر خواجه به کمک همکاران پدر امور تجاری حجره را اداره می نمودند و طبق گذشته از کسب وکاری پر رونق بر خوردار بودند . یکی دو سال نیز بدین منوال سپری شد تا سرانجام بدلایلی که نامعلوم است خانواده حافظ از هم جدا شدند هر یک از برادران با خانواده خود به سمتی رفتند و شاید هم از شیراز کوچ نمودند و حافظ با مادر و خواهر کوچکش باقی ماند . لذا مدت زمان زیادی نگذشته بود که در اثر فقدان کسب و کار فشار زیادی بر دوش خانواده سنگینی کرد و آنان را در گذران امور به تنگی و عسرت انداخت .

 

ولادت خواجه

تریخ تولد واجه بدرستی معلوم نیست و هر یک از محققین و تذکره نویسان تاریخی را ثبت نموده اند اما پیچکدام مدعی صحت و دقت تاریخ مذکور نبوده بلکه متفق القول در این باره به نداشتن سند معتبر اشاره می کنند . در مورد زندگی و تاریخ تولد یا ازدواج و یا هرماده تاریخ دیگری که خود شاعر در اشعارش ثبت ننموده باشد اختلاف زیاد است اما به هر حال هر محقق بفراخور مدارک و اسنادیکه به آن استناد می کند تاریخی را اعلام می دارد که این تاریخ از نظر خود او و کسان دیگری که او را قبول داشته باشند معتبر جلوه می کند .

در قدیمی ترین نسخه از دائرة المعارف بزرگ بریتانیکا که در کتابخانه لندن موجو است سال تولد خواجه را نامعلوم دانسته اما به یقین این تاریخ را مابین سالهای 700 تا 726 ه ق می پندارد .

 دائرة المعارف بزرگ فرانسه نیز همین نکته نظر را دارد . ضمنا" در باب تولد این شاعر علاوهبر دو معتبر اروپائی منابع داخلی و دانشمندان ایرانی نیز از قدیمی ترین ازمنه تا محققین معاصر هیچکدام نتوانسته اند با دلیل و برهان قانع کننده این تشتت و پراکندگی آراء را از بین برده و یا کم نمایند . لذا به انگیزه فقدان اسناد معتبر که ذکر گردید هیچیک از آن آراء را نمی توان رد کرد همانطوریکه بصورت قطع و یقین هیچکدام را نمی توان تائید کرد و اما در این راستا باید گفت که آنچه که در باب حافظ این بلبل غزلسرا و خوشخوان خطه مشکین فارس قابل تامل و تعمق است در درجه اول ماهیت وجودی خود او می باشد و در مرحله بعد افکار بلندش که در اشعار نغز و شیوا برای ما بجا مانده است حال اینکه حافظ در سال 701 بدنیا آمده و یا 730 در این معنی تاثیر چندانی ندارد .

دیگر اینکه با توجه به محتوای اشعارش شواهد بسیاری دال بر تولد او در سالهای بین 716 تا 721 موجود می باشد و قصیده زیرا را که شاعر در مدح سلطان جلال الدین مسعود شاه اینجو سروده می توان یکی از شاهد ها بشمار آورد.

خسروا دادگرا شیردلا بحر کفا                                  ای جلال تو به انواع هنر ارزانی

همه آفاق گرفت و همه اطاف گشاد                          حیت مسعودی و آوازه شد سلطانی

لذا چون مسعود شاه در سال 743 در جنگی که با یکی از امرای مغول بنام یاغی باستی کرد شکست خورده و کشته شد و قبل از آن نیز در نیروی از مقابل امیر پیر حسین بسال 740 به هزیمت افتاد و فرار کرد و اینکه بعید به نظر می رسد که این قطعه سراسر مدح پیش از این تاریخ ها باشد حتی اگر تصور کنیم که در همان سال 740 و قبل از شکست از امیر فوق الذکر این قطعه سروده شده و حافظ هم در ان سال حداقل 25 سال سن داشته پس باید تولد او حدود سال 715 یا 716 باشد که البته همانطور که گفته شد اقوال مختلف فراوان است مرحوم دکتر قاسم غنی معتقد است بسال 717 و مرحوم دستغیب شیرازی از قول فرصت تولد خواجه را سال 725 ه ق می داند .

و اما در مورد سال وفات خواجه اختلافات کمتر است و با توجه به اشعاری که در برخی از آنان با حروف ابجد سالی ذکر گردید می توان وفاتش زا بسال 791 یا 792 فرض نمائیم مدت عمر آن بزرگوار از 70 سال تا سال تخمین زده می شود . گرچه برخی معتقدند که مدت عمر خواجه 46 سال بوده است .

 همانطوریکه ذکر گردید پس از فوت پدر برادران بزرگتر خواجه عهده دار اداره تجارتخانه و تامین معشیت خانواده شدند اما مدت زمان زیادی نگذشته بود که به دلائل موهوم بین آنان و خانواده جدائی افتاد و پس از این واقعه خانواده حافظ مدتی کوتاه را با استفاده ز ذخائر قبلی بسر برد و پس از اتمام اندوخته زشتی فقر را با تمام وجود حس کردند . در این دوران از خانواده همسر بهاءالدین نیز هیچگونه اطلاعاتی دردست نیست که چرا در این پیش آمد تلخ نتوانستند آنها را یاری دهند اما آنچه مسلم است مشکلاتی که حافظ باتفاق خواهر و مادرش تحمل کرد صحت دارد.

مادر خواجه پس از انکه بوی فقر را به مشام خود شنید و زمزمه گرسنگی خوردن اطفال او را آزار داد بفکر افتاد که خواجه را که اکنون کودکی کوچک و حداکثر 9-8 ساله بود با کاری آشنا کند لذا در همسایگی آنان مردی ظاهرا" آراسته بود که خواجه برای ادامه زندگی به او سپرده شده و حافظ چند صباحی را نیز با او گذراند اما پس از چندی آثار سوء اخلاق در مردی که بعنوان سرپرست انتخاب شده بود ظاهر گشت لذا حافظ با مشام تیز خود بوی گنداب را احساس نمود و ا نزد او بیرون رفت .

خواجه پس از بیرون آمدن از تحت لوای همسایه بدنهاد مدتی بیکار بود و در ایم بیکاری همه روزه بمنظور یافتن کاری که بتوانند معاش روزانه آنها را تامین کند تلاش می کرد لذا پس از جستجوی بسیار در مغازه نانوائی برای خمیر کردن آرد مشغول کار شد در مجاورت نانوائی که حافظ در آن به شغل خمیرگیری اشتغال داشت مکتبی بود که دوستداران علم و ادب و بخصوص طالبین آموختن علوم و فنون قرآنی را به خود جذب می کرد و حافظ نیز با پرداخت مبلغی از دستمزد روزانه خود اوقات فراغت را در این مکتب صرف آموزش و تعلیم قرآن کریم می نمود . بدین کار تا حدی جدیت و مبادرت ورزید که حافظ قرآن شد .

خواجه که با رفتن مکتب و آشنائی با علوم روز شوقی وافر یافته بود آنچنان ذوقی در این کار از خود بروز میداد که استاد نیز به وجد می آمد و به او توجه ای بیشتر می نمود . گویند در نزدیکی نانوئی که حافظ در آنجا کار می کرد مرد با ذوق و اهل قلمی نیز به شغل بزازی اشتغال داشت این مرد بزاز علاوه بر اینکه خود شعر می سرود از قوانین شعری نیز آگاه بود و کسانیکه او را می شناختند برای راهنمائی به نزدش می آمدند حافظ نیز در این رابطه با او مراوده ای پیدا کرد و اشعاری را که می سرود بمنظور تصحیح یا تائید برای او می خواند . اما چون اشعار حافظ از قاعده و اصول صحیح برخوردار نبود مورد استهزاء سایرین که نزد استاد بودند قرار می گرفت و از بابت حافظ همواره مکدر بود . در مورد این نکته افسانه ای نیز در کتابها ثبت است که نقل می شود .

در این افسانه آمده ست که حافظ در یادگیری علوم و سرودن اشعار دچار مشکل بود و مثل شاگردان معمولی قادر به فراگیری مطالب علمی نبود . لذا نظر نمود که به مدت 40 شب در مسجد به عبادت پردازد تا حاجت روا گردد . آنگاه با قلبی آکنده از خلوص و اراده ای پاک بمدت 40 شبانه روز در محل موعود با ریاضات به عبادت پرداخت . خواجه در شب چهلم در اثر خستگی فراوان ر حالت خلسه فرورفت و در این حالت امیر مومنان را هیبت سقائی دید که جامی آب به او تعارف می کند حافظ از همه جا بی خبر تصور کرد که او     درویشی است که برای گرفتن پول به او آب می دهد لذا پس از چند بار که جام را رد کرد بر اثر اصرار درویش جام را گرفت و جرعه ای اندک از آن نوشید و مابقی را دور ریخته و جام را پس داد اما لحظه ای بعد دیگر  درویش را در آنجا ندید و هر چه تفحص کر کمتر یافت و در همین حال احساس کرد که دنیا برایش رنگی دیگر دارد و کلمات زیبای قرآن از مقابل چشمانش رژه می رفتند و او ناگهان فهمید که چه موهبتی را از دست داده است اما بهر جهت همان یک جرعه کوچک او را به دریای علم آمد و اشعارش بوی عطر حقیقت بخود گرفت بطوریکه هر انسان عارفی را در بحر عرفان غوطه ور می سازد و هر عامی را در عشق به ملکوت اعلی از خودبیخود می نماید خواجه خود در اشعارش به این واقعه اشاره ای صریح و روشن دارد و می گوید:

 

 

                       دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند  

                                                                             و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

                       بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کرند

                                                                              باده از جام تجلی صفاتم دادند

                      چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

                                                                              آن شب قدر که این خبر از جلوه ذاتم دادند

                      بهد ازین روی من و آئینه و صف جمال    

                                                                              که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند

                      من اگر کام رواگشتم و خوشدل چه عجب

                                                                              مستحق بودم و اینها بزکاتم دادند  

                      هاتف آنروز بمن ﻣژده این دولت داد   

                                                                              که بدان جور وجفا صبر و ثباتم دادند

                      این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد  

                                                                             اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند

                      همت حافظ و انفاس سحر خیزان بود

                                                                              که زبند غم ایام نجاتم دادند

دورانی که خواجه حافظ در آن دوران متولد ونشو ونما کرد گرچه یکی از مصبت بارترین دوران های تاریخی در ایران بود اما بواسطه خصوصیتی که حکام فارس داشتند ولایات تابعه این منطقه منجمله شیراز کمتر مورد تاختوتاز سپاهیان مغول قرار می گرفت جنگ و جدال هائی که در آن دوران در شیراز و سرزمین های فارس اتفاق می افتاد غالبا" بین حکام محلی و برای کسب قدرت حاکمیت بوده که بین اعضاء یک خاندان روی می داد در این جنگ هاگاهی پدری به گوشمالی دادن که پس از پیروزی یکی بر دیگری برای مدتی مناسب صلح برقرا می شد و اما حکام محلی این منطقه (فارس و بوﻳژه شیراز) غالبا" در دروان امرائی با فرهنگ و طرفدار علم و ادب بودند که جملگی دربارهائی داشتند که پایگاه شعرا و ادبا و دانشمندان بود و حتی برخی از آنان خود نیز طبع شعر داشته و اشعار زیبائی نیز می سرودند . لذا طبیعی است که در دوران حکومت سلاطینی این چنین مکتب های درس و بحث نیز بازار گرمی داشته باشند بخصوص اینکه غالب این امرا و شاهزادگان خود نیز دست پرورده اساتید همین مکاتب بوده و در اکثر موارد همانطوریکه ذکر شد خود نیز از علوم بهره ای مناسب داشته اند و برای جلب توجه مردم دانشمندان را نیز حمایت می کردند و در این راستا علوم دینی و شعر ادب از حمایت مخصوصی نیز برخوردار بود کما اینکه دو تن از بزرگترین سخن سرایان پاررسی زبان استاد سخن سعدی و سلطان غزل خواجه در این دوران نشو و نما کرده بودند .

لذا در زمانی که خواجه شمس الدین محمد حافظ در شهر شیراز دروان نوجوانی و جوانی را می گذراند مکاتب متعدد در شهر بر پا بود و دانشمندان و ایبان مشهوری که آوازه شهرت و اقتدارشان در تسلط به علوم هنوز هم شنیده می شود در این مکاتب جلسات بحث و درس داشتند و شاگردانی را برای تعلیم جذب می نمودند . که خواجه نیز در این میان جذب مکاتب متعدد شد و در نزد علمی بزرگ عصر به آموختن پرداخت که مختصرا" به شرح تعدادی از آنها اکتفا می شود .

مکت درس خواجه قوام الدین عبدلله شیرازی

خوجه قوام الدین عبدلله شیرازی یکی ازاساتید مشهور عصر خویش می باشد که حافظ علوم حکمیه و دروس دینی را نزد او فرا گرفت . این استاد که در تعلیم و تربیت و تدریس علوم عقلی حکمت و فلسفه از اکابر علمای زمان خود بود بواسطه ذوق و استعدادی که در شاگردنوجوان خود می دید به او رسیدگی وﻳژه می نمود و خواجه را در بین سایر شاگردان ممتاز نموده بطوریکه مورد حسادت همکلاسی های خود قرار می گرفت . مشهور است شاگردان استاد که بعضا" طبعی لطیف نیز داشتند پس از اتمام ساعات تدریس و با کسب اجازه اشعار خود را در سر کلاس می خواندند استاد نیز غالبا" با سردی با آنان برخورد نموده و می گفت کلاس درس جای این ترهات (اراجیف) نیست اما خود به خواجه می گفت اگر شعری گفتی برایمان بخوان و در پاسخ اعتراض سلیر شاگردان که علت تبعیض قائل شدن او را می پرسیدند می گفت اشعار حافظ سخن دیگری است و کلماتش را باید چون مروارید به بند کشید .

علامه میرسید شریف جرجانی

علامه جرجانی از علمای بنام آن دوران از جمله دانشمندانی است که در عصر حافظ می زیسته و در کلاسش علوم مختلفه از جمله حکمت ٬فلسفه ٬اخلاق و علوم قرآنی تدریس می شد حافظ مدتی از کلاس درس این استاد نیز بهره برده است .

 

قاضی عضد الدین

قاضی عضدالدین عبدالرحمن ایجی نیز ار دیگر اساتیدی است که در زمان خواجه صاحب مکتب و مدرسه  بوده و حافظ در محضرش تملذ نموده است .

خواجه دارای روحی لطیف و سرشار از معنویت بود و از دوران کودکی به کسب علوم علاقمند و برای نیل به مقصود از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد و خود در این رابطه به چهل سال تلاش در کسب علم و معرفت اشاره دارد و می گوید :

علم و فضلی که به چهل سال دلم جمع آورد !               ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

 

ودررابطه با حضور در مدرسه و مکتب نیز اشاراتی فراوانی دارد که از جمله است :

طاق و روان مدرسه و قال و قیل علم                            در راه جام و ساقی مهر و نهاده ایم

بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر                                 چه وقت مدرسه و بحث کشف و کشافست

 

خواجه همانطوریکه خود نیز یادآور شده تقریبا" تمامی عمر خود را از دوران کودکی تا عهد پیری به کسب علوم و فضائل کریمه مشغول بوده و با آموزش علوم و سرودن اشعار از اوقات خود برای کسب دانش بخوبی بهره برده است که مختصرا" علوم و ادبیاتی که خواجه با آن آشنا بوده ذکر می گردد.

 

دروس و علومی که خواجه آموخته است

قرآن کریم حافظ قوام الدین عبدالله شیرازی به آموزش قرآن کریم پرداخت و با پشتکار و علاقه ای که به یادگیری کلام وحی از خودنشان داده بزودی علاوه بر یادگیری قرآن کریم حافظ قرآن شد و دیری نپائید که توانست قرآن را به قول خودش با چهارده روایت از حفظ بخواند که در این رابطه خود در شعری اشاره به حافظ قرآن بودن خود دارد .

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ                               به قرآنی که اندر سینه داری

و باز در همین رابطه آورده است .

عشقت رسد به فریادگر خود بسان حافظ                قران زبر بخوانی با چهارده روایت

حافظ به قران کریم علاقهوافر و عشقی نام داشت و شاید یکی از کلماتی که در اشعار حافظ در جاهای حساس و به هنگام سوگند خوردن بیش از دیگر کلمات به چشم می آید کلمه مبارک قرآن باشد .

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس            که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس

کس بامید وفا ترک دل و دین مکناد                      که چنانم من ازین کرده پشیمان که مپرس

بیکی جرعه که آزارکسش در پی نیست               زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس

گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا               حافظ این قصه دراز است به قرآن که پرس

 

و خمد نیز بارها از برکت و خیری که قرآن در زندگی به او ارزانی داشته سخن گفته و تاکید کرده است که هر چه دارد از برکت وجود قرآن کریم می باشد .

کشاف زمخشری : از دیگر کتبی که حافظ به مطالعه و تحقیق در ان پرداخت و حتی تفسیری به ان نگاشت کتاب کشاف زمخشری می باشد که مطالب  آن پیرامون مباحث قرآنی و توضیح و تفسیر آیات مبارکه است این کتاب از کتب مهم درسی آن دوران بودو اساتید بلند پایه آن عصر سعی به تدریس مطالب سودمند آن به شاگردان داشتند .

کشف الفنون : این کتاب که تالیف یکی از دانشمندان مصر بننام سراج الدین عمر عسقلانی می باشد نیز از دیگر کتب سودمن و مورد تدریس در مکاتب آن دوران بود که حافظ آنرا نیز مطالعه نموده و آموخته است این دانشمند مصری از فقهای دوران حافظ بود که تالیفاتش در اکثر مدارس کشور های اسلامی منجمله ایران با استقبال روبرو می گرید .

حکمت و الهیات : از دیگر علومی که خواجه با فراگیری آنها همت گماشت حکمت و الهیات می باشد که در این باره نیز از کتب بزرگانی چون بیضاوی قطب الدین رازی ٬بوعلی سینا و دیگر دانشمندان متقدم بهره برده است که نام تعدادی از این منابع مطالعه عبارتند از مطالع ٬شرح مطالع ٬طوالع الانوار ٬مطالع فی شرح الطوالع و...

 زبان و ادبیات عرب : خواجه در کسب علوم و معارف روز و بالا بردن درجه کلمات خود از هیچ کوششی فروگذار نمود او علاوه بر تلاشی که در آموزش قران از خود نشان داد و به زبان و ادبیات عرب نیز با اشتیاقی خاص می نگریست و در تعلیم این زبان تا آنجا کوشید که استاد مسلم زبان عرب گرید بطوریکه قادر شد بر کشاف زمخشری تحشیه بنویسد که این خود مستلزم احاطه کامل به فنون و رمزوز زبان عربی می باشد علاوه بر آن در اشعاری که سروده است نیز می توان جملات نغز عربی را در قالب اشعار موزون به فراوانی یافت که این کار از عهده کسانی ساخته است که یا عرب زبان باشند و یا بزبان عربی تسلطی کامل داشته باشند .

الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها                                که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

ویا

حضوری گر همی خواهی ازو غایب مشو حافظ                مننی ماتلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

ویا

کتب قصه شوقی و مدمعی باکی                                 بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی  

ویا

دع التکاسل تغنم فقد جری مثل                                 که زاد راهروان چستی است و چالاکی

گر چه بسیاری از شعرای متقدم سعی بر سرودن اشعار عربی داشته اند امام بدون تردید اشعار خواجه شیراز از نظر رعایت صناعات شعری و سلیس بودن کلام در مقامی بالاتر قرار دارد حتی از اشعارعربی شیخ اجل سعدی شیرازی .

محمد مگندام همشا گرد و یار صمیمی حافظ که در مکتب خواجه قوام الدین عبدلله با او هم درس بود و مدتهای مدید در محضرش حضور داشت می گوید که او هم در حکمت فقه ٬عرفان ٬ادب ٬ علم سیاست ٬اخلاق ٬فنون و صناعات شعری دستی قوی داشته و او را افاضل العلماء خوانده است . از اشعار این خواجه فرزانه نیز می توان استنباط کرد که مهارت و دانش او تنها در علوم ادبی و شعر نبوده بلکه از سایر علوم نیز اطلاعاتی مناسبی داشته است کما اینکه خود فرموده است :

رتبت دانش حافظ به فلک بر شده بود                          کرد غمخواری شمشاد بلندت پستم

مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم                   در کار چنگ و بربط و آواز و نی کنم

 

خواجه در مدت عمر خود همواره در صدد کسب دانش بود می توان گفت که هرگز عمر خود را به بطالت نگذراند کما اینکه در شعری به چهل سال درس خواندن اشارت نموده است :

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد                 ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

ویا

چل سال بیش رفت که من لاف می زنم                     کز چاکران درگه پیر مغان نم

لکن خواجه پس از دورانی طولانی که در مکاتب مختلف به تحصیل علوم و فنون روز پرداخت و از محضر درس علمای زمان بهره ها برد دریافت که علوم ظاهری انسان را به یقین نمی رساند و عطش حقیقت جوئی مردان عارف راچاره ساز نخواهد بود لذا درصدد برآمد که از مدعیان این راه یاری طلبد و به کشف حقایق پردازد .

 و از این رو بود که به همه جا سر کشید و هر جائی را که فکر می کرد در ان حقیقتی بیابد مورد جستجو قرار داد و در این راه با خانقاه و صوفیان نیز حشر و نشر برقرار کرد اما هر چه بیشتر می جست کمتر می یافت با اینحال نا امید نشد و خود را نیز در یک جا مقید نساخت و خستگی ناپذیر راه پرپیچ و خم کشف حقیقت را پیمود و با اتکاء به خداوند متعال طی طریق نمود و می گفت :

دست از طلب ندارم تا کام من برآید                           یا جان رسد به جانان یا جان زتن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر                            کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران                     بگشای لب که فریاد از مرد و زن بر آید

جان برلبست و حسرت در دل که از لبانش                 نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان                        هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

و سرانجام پس از تحمل مشقات فراوان توفیق رسیدن به حقیقت را نصب خود نمود و بطوریکه خود می فرماید:

بکوی عشق منه بی دلیل راه قدم                                    که من بخویش نمودم صد اهتمام و نشد

و بطوریکه از این شعر بر آید حافظ بایستی دلیل راهی پیدا کرده باشد چون از آن پس او را حال و هوائی دیگر بود و سخنانش عطر حقیقت یافت و شنونده و خواننده خود را سرمست از لذات معنوی مینمود ظاهرا" خواجه در این مرحله از سیر و سلوک عرفانی به نادیده هائی آگاه گردیده و مراحل کمال را گام به  گام پیموده و لحظه به لحظه به دانسته های خود افزود چنانچه خود می فرماید :

 نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش                     که من این مسئله بی چون و چرا می بینم

ویا

در خرابات مغان نور خدا می بینم                                     این عجب بین که چه نوری زکجا می بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو                           خانه می بینی و من خانه خدا می بینم

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال                             با که گویم که در این پرده چها می بینم

زمانی که خواجه به این مرحله والا از کمالات عرفانی دست پیدا کرد زمانی بود که او در راه رسیدن به معبود و معشوق واقعی به همه چیز پشت پا زده و جز او را نمی دید غزلیات عارفانه این حکیم خردمند و شاعر فرزانه در این دوران آیئنه تمام نمای افکار و روحیات خداجویانه او بود و اگر شاعر ما خود به جمع آوری اشعارش در دوران حیات مبادرت ورزیده بود و هر شعر را بنابر تاریخ سرودن در جای خود قرار می داد سیر عرفانی اشعارش قابل درک بودند اما همانطوریکه پیداست دیوان خواجه پس از او به ترتیب حروف الفبایی مرتب شده است .

با وجود تذکر مطالب فوق که جملگی پیرامون استادی و تبحر خواجه در ادبیات و شعر و عرفان است و تلاش مستمر این نابغه فرزانه را در دستیابی به علوم در طول نزدیک به نیم قزن بیان می نماید باید متذکر شد که خواجه در فنون دیگر نیز دست داشته است از جمله موسیقی که در آن دوران علوم و فنون مهم محسوب می شده کما اینکه در نفایس الفنون این هنر از جمله علوم و در زمره علوم ریاضی شمرده شده است و خواجه در بسیاری از اشعار آنچنان از رموز موسیقی و ساز و آواز نام برده که دلیل بر مهارت او در این فن می باشد . ضمن اینکه در مجمع الفصحا نیز آمده است که خواجه علاوه بر آواز خوش و صدای گوش نوازی که داشته با آلات موسیقی آشنا و به این هنر نیز آراسته بوده است .

معاشری خوش وروی بساز می خواهم                        که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر

سحر به طرف چمن می شنید از بلبل                          نوای حافظ خوش لحجه غزلخواش   

از جمله اشعار دیگر خواجه که به نوعی تبحر او را در موسیقی و ساز آواز می رساند میتوان اشعار زیر را بر شمرد :

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر                               هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

زوصل روی جوانان تمتعی بردار                                    که در کمین که عمرست مکر عالم پیر

نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی                          که این متاع قلیلست و آن عطای کثیر

معاشری خویش و رودی بساز می خواهم                     که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر

ویا

این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت                   و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد

و یا

بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ                                  ببوی گلبن وصل تو می سراید باز

و یا

بس که درپرده چنگ گفت سخن                               ببرش موی تا نموید باز

و همچنین در غزل زیر که گوید :

فکند زمزمه عشق در حجاز و عذاق                          نوای بانگ غزلهای حافظ از شیراز

 

 

زندگی خصوصی خواجه

از زندگی خصوصی خواجه روایات و داستهانهای تلخ و شیرین بسیار بجا مانده است اعم از زندگی او در گذران ایام و در حشر و نشر با امراء و پادشاهان یا زندگی او در خلوت .

در بسیاری از کتب از جمله مجالس العشاق صحنه هائی از زندگی حافظ در خلوت نیز به تصویر کشیده شده که بعضا" در کتب معاصر نیز منعکس می باشد لکن اکثر این مطالب غالبا" کذب بوده و از افسانه هائی سرچشمه می گیرد که پایه و اساس تاریخی ندارد و نویسندگان این اراجیف عموما" در پایان نوشته های خود به بی اساس بودن مطلب اشاره دارند از جمله این مطالب و افسانه ها می توان به عشق شورانگیز خواجه به پسر مفتی شهر اشاره نمود که معشوقه بی وفا پس از ربودن دل از خواجه خود دلبلخته آهنگر زاده ای جوان و فیر می گردد . البته نمی توان منکر شد که خواجه هم یک موجود خاکی است و تمامی غرائز و شهوات موجود در یک انسان متعادل در او هم موجود می باشد ولی بسی بی انصافی است که عارفی ربانی را که بوی عطر عشق ملکوتی از اشعارش به مشام می رسد تا حد یک فرد لاآبالی پائین آورد و تمامی جملات عشق آفرین او را در قریب به 500 غزل و قصیده که هر یک دفتری دارد به عشق های دنیوی آنهم از نوع ناپاکش نسبت دهیم .

ضمن اینکه معتقدیم تردیدی نیست که شاعری باطبع لطیف حافظ که می تواند اینهمه شاهکار های ظریف و در قالب اشعار نغز و دلکش بیافریند حتما" زیبائی را نیز می شناخته و آنرا دوست داشته و بی تردید در مدت زندگانی عاشق شده است و یکبار عشق در زندگی او امری مسلم است حال کدامین یک از اشارات او به عشق خاکی بوده است ؟!

مجمع خوبی و لطفست و عذار چو مهش                    لیکنش مهر وفا نیت خدایا بدهش

بوی شیر از لب همچون شکرش می آید                     گرچه خون می چکداز شیوه چشم سیهش

و یا

 در دم از یار است و درمان نیز هم                             دل فدای او شد و جان نیز هم

در رابطه با عشق خواجه به زیبا رویان همانطوریکه ذکر شد داستانهای زیاد مندرج است که یکی از سوزناک ترین آنها چنین است .

در یکی از روزها که خواجه بقصد تفرج از محلی می گذشت در ورای حجاب پرده ای شبحی را دید بسیار دل انگیز اندکی تامل کرد و با چشمانی بهت زده حجاب را می نگریست که ناگاه آن جانانه پرده از رخ برگرفت و دیدگان چون دریای خود را به خواجه دوخت لحظاتی چند که بر گرفت و دیدگان چون دریای خود را به خواجه دوخت لحظاتی چند که بر خواجه عمری گذشت سپری شد که ناگاه آوازی از پس پرده بلند شد و آن مهپاره را فراخواند لذا بناچار آن لعبت والا از دیدگان خواجه پنهان شد و او را چون مجنونی دل افکار با تصورات بی انتها رها کرد خواجه که مات و حیران بر جای مانده بود زمانی به خود آمد که مجمعی را بدور خود مجتمع دید پس برای جلوگیری از استهزاء دیگران و برخورد احتمالی اهل محل از آنجا دور شد و به منزل در آمد او که در ابتدا کار را خیلی جدی نمی گرفت آرام آرام در قلب خود بیتابی زیادی احساس نمود و پس از چند روز که با مشقت تحمل کرد بالاخره در پی جستجوی یار برآمد و به کوی دلدار عزیمت کرد .حافظ پس از رسیدن به آن مکان جز یک مهمانخانه جای دیگری نبود و دلدارش نیز مسافری بود بهمراه خانواده که دو روز پیش از آن محل و بمنظورادامه سفر خارج گردیده بودند .

شهسوار رویاهای حافظ یا همان مسافر ساکن در آن مهمانخانه باتفاق خانواده خود از دیاری نامعلوم آمده و پس از اقامتی کوتاه به سمتی مجهول عزیمت نمود.و در این هنگام برای شاعر هیچ چاره ای باقی نیست جز اینکه بگوید :

یارب این شمع دلفروز کاشانه کیست                           جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست

و یا در غزلی دیگر می فرماید :

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت                          و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

آری از این واقعه شاعر بسیار سوزناک در اشعارش یاد می کند و تا آخرین لحظات عمر هرگز توفیق دیدار مجدد یار را نیافت و اگر چه چند سفر حافظ را به جستجویدر پی این غزال رمیده منصوب می کنند (بوﻳﮋه سفر یزد را ) ولی هرگز نشانه ای از ابز یافتن او در اشعار خواجه مشاهده نشده است .

البته خواجه حافظ با طبع لطیفی که توانسته است بیش از صدها غزل عاشقانه و عارفانه را با چنان استادی و مهارتی بسراید که در بین متقدمین و متاخرین شاهکار بحساب آید و حتی اساتید فن خود را از تعبیر آنها عاجز شمارند حتما" عاشق بوده و حتما" عاشق شده است و شاید چندین بار و هر بار از دفعه پیش کاملتر و جامع تر و گرچه عشق اصلی او عشق ربانی بوده ولی حتما" از عشق خاکی شورع شده است و اشعار پی در پی او در این زمینه گواه ما است .

دل من در هوای روی فرخ                                      بود آشفته همچون موی فرخ

و یا

لبت می بوسم و در می کشم می                         به آب زندگانی برده ام پی  

و در این بین گاه وصال دست نمی داده که حافظ دم به شکایت بر میداشت چنانکه گوید :

مازیاران چشم یاری داشیم                                  خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت                           ما غلط کریدم و صلح انگاشتیم

و یا

عاشق روی جوانی خوش نو خاسته ام                  وز خدا دولت این غم بدعا خواسته ام

 

همسر و فرزندان

طبق اطلاعات کسب شده از دائرةالمعارف بریتانیکا و فرانسه و همچنین مندرجات کهن ترین متون موجود خواجه تا اواسط عمر مجرد زیسته و بدلائلی که شاید فقر و نداری یکی از آن ادله باشد ازدواج ننموده است که البته با توجه به مندرجات دیوان اشعارش این امر مورد استقبال خواجه نبوده و او همواره و در هر فرصت اشتیاق خود را به ازدواج اعلام داشته و در اشعارخود گوشه و کنایه های زیادی به این موضوع دارد همچون :

در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی                   خرقه جائی گروباده و دفتر جائی

و در ادامه می گوید :

جوی ها بسته ام از دیده به دامان که مگر                  در کنارم بنشانده سهی بالائی

از جمله کسانیکه در این باب بسیار مورد توجه حافظ بوده دختری گندمگون و شهلاوش بنام شاخ نبات می باشد که در این موردنیز تصویرهای مبهمی در اشعارش وجود دارد که نمی توان از آنها برداشت صریحی نمود و در حد گوشه و کنایه باقی می ماند اما آنچه مسلم است اگر شاخه نبات همسر واقعی حواجه نباشد بدون شک سوگلی محبوبه هایش بوده حال یا در لباس عشق خاکی و یا عشق معنوی .

پس چنین نتیجه می گیریم که خواجه در اواسط عمر ازدواج نموده و از ازدواج خود بسیار شاد و خرسند نیز گردیده و در این باره شعر خود خواجه شاهد خوبی است و چنین می نماید که خواجه با همسرش زندگی شیرین و بی دغدغه ای را در پیش داشتند و عاشقانه یکدیگر را می نگریستند :

مرا عهدیست باجانان که تا جان در بدن دارم          

                                                        هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

صفای خلت خاطر از آن شمع چگل چویم               

                                                        فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم

به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل         

                                                         چه فکر از خبث بدگویان انجمن دارم

مرا در خانه سروری هست کاندر سایه قدش

                                                         فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم

شرابی خوشگوارم هست و یاری چون نگارم هست           

                                                        ندارم هیچکس یاری چنین عیشی که من دارم

چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله

                                                        نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم

مشاهده می فرماید که خواجه خو را در دامان پر مهر محبت همسرش چه بی نیازی از مهر و محبت دیگران و بی پروا به همه اعلام می دارد که عشق خود را یافته و عاشقانه او را ستایش میکند . و اما در رابطه با ابیات عاشقانه ای که در دیوان خواجه کرارا" به چشم می خورد و ممکن است قضاوت نا آگاهان را در مورد روحیات این خواجه فرزانه به گمراهی کشاند شعر فوق الذکر شاهدی قوی بحساب آمده و اثبات می کند که خواجه نه تنها شخص دمدمی مزاج و عاشق پیشهنبوده بلکه در عشق چه دنیائی و خاکی و چه ربانی و الهی بسیار ثابت قدم و پا بر جا بوده است شاعر ما به کانون خانوادگی خود دلبستگی بسیار داشته است و زن و فرزند را چون جان شیرین دوست می داشته .

ولی نتاسفانه روزگار با او و روح لطیف و سراسر نوازشگرش سر جنگ داشته بطوریکه از گفتارش بر می آید همسر از جان عزیزترش ناگهانی رخت از این جهان بربست و راه سرای باقی را در پیش گرفت و حافظ را چون نی به ناله در آورد .که در این باره می گوید :

آن یار کز و خانه ما جای پری بود                           سر تا قدمش پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر یه پویش             بیچاره ندانست که یارش سفری بو د

از چنگ منش اختر بد مهر بدر برد                      آری چکنم دولت دور قمری بود

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین          افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت        باقی همه بی حاصلگی و بی خبری بود

طبق مندرجات مرات الصفا خواجه دو فرزند داشته که یکی را در کودکی از دست داده و دیگری را که شاه نعمان نامیده می شد در عنفوان جوانی . شاه نعمان در همین دوران سفری به هندوستان نموده که در آنجا بیمار می گردد این فرزند حافظ دیگر از بستر بیماری برنخاست و در آنجا وفات نمود که در شهر برهان پور و در نزدیکی قلعه اسیر به خاکش سپردند .

خواجه پس از اطلاع از مرگ فرزند بسیار بی تابی نمود و مرثیه های سوزناک در داغ از دست دادن فرزند سرود . که از جمله شعر زیر است :

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد                   باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

طوطئی را به هوای شکری دلخوش بود                   ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد

قرةالعین من آن میوه دل یادش باد                         که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

سابان بار من افتاده خدایا مددی                           که امید کرمم همراه این محمل کرد

آه و فریاد که از جور حسود و مه چرخ                     در لحد ماه کمال ابروی من منزل کرد

و همچنین مرثیه زیر را نیز در غم از دست دادن فرزند سروده است :

دلا دیدی که آن فرزانه فرزند                                 چه دید اندر خم این طاق رنگین

به جای لوح سیمین در کنارش                            فلک بر سر نهادش لوح سنگین

آری خواجه که به داشتن فرزند رشید و برنائی چون شاه نعمان به خود می بالید و برایش اشعار شادباشی چون :

آفرین باد بر چو تو فرزند                                       ای نکو سیرت خجسته رسوم

در گهت از قضای به محفوظ                                 مجلست از قرن به معصوم

می سرود بزودی مایه دلخوشی خود را از دست داد و در سوگ او به ماتم نشست.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:49  توسط poya  | 

ساختمان موشک 1

ساختمان موشک

امروزه تعداد متنوعی از موشکها موجود است و اغلب آنها اختلاف عمده‌ای باهم دارند. با این وصف ، موشکها در قسمتهای اصلی تشکیل دهنده شبیه به هم هستند. هر موشک از چهار قسمت اصلی به نام سازه (AIRFAME) ، سیستم هدایت موشک (GUIDANCE SYSTEM) ، کلاهک یا سرجنگی (WarHead) ، بخش پیشران Prou plision unit) یا موتور که نیروی لازم را برای هدایت موشک به جلو و سمت هدف تامین می‌نماید، تشکیل شده است.
اجزای اصلی موشک
بدنه موشک
قطعات بدنه موشک شامل اسکلت که الحاق کننده یا محافظ و نگهدارنده سایر قسمتهای موشک می‌باشد و در واقع اتصال قسمتهای مختلف موشک و استواری آن در حین پرواز در هوا به این قسمت متکی است. شاسی ، خود از بخشهای دیگر به نام بدنه اصلی موشک (Missils Main Body) با بالها و بالچه‌ها تشکیل شده است. سیستم هدایت ، موشک را به سوی هدف یا محوطه آن سوق می‌دهد.
وقتی موشک به شعاع مشخصی از هدف رسید، سرجنگی که قسمت از موشک و حاوی مقدار مشخصی از مواد منفجره می‌باشد ، منفجر و باعث انهدام و صدمه زدن به هدف می‌شود. بدنه اصلی موشک معمولا به شکل لوله از جنس محکم و از فلز سبک مانند آلومینیوم با دیگر فلز است که در مقابل درجه حرارت زیاد و فشارهای بالا (که در حین پرواز در هوا به موشک وارد می‌شود.) مقاوم باشد، ساخته می‌شود.
بالهای موشک (Wings)
بالها در اطراف و بیرون بدنه اصلی قرار گرفته‌اند و نیروی اصلی جهت پرواز در هواست تامین می‌نماید. لبه جلویی بالها به لبه مقاوم ، لبه عقبی آن به لبه فرار (Trailing EDGE) و بالای آن تیپ (TIP) گفته می‌شود.
بالکهای موشک (FINS)
بالکها کوچکتر از بالها بوده و بطور معمول در قسمت عقب موشک قرار می‌گیرند، ولی در بعضی از موشکها در قسمت جلو بدنه طراحی شده است. هدف از به کارگیری بالک ، متعادل نگهداشتن موشک و تامین پدیداری آن (انطباق محور موشک با زاویه حرکت) ، در مسیر پرواز می‌باشد به همین علت به بالکها ، تثبیت کننده نیز اطلاق می‌شود.
سیستم هدایت و کنترل موشک (Guidance and control system)
سیستم هدایت یکی از بخشهای عمده موشک است و کار هدایت موشک از محل روانه‌ سازی و پرتاب تا بخشی از مسیر و یا هدف را به عهده دارد. بعضی از موشکها از هدایتهای مختلفی ، در قسمتهای مسیر استفاده می‌کنند. سیستمهای هدایت جهت انجام وظایف مربوط ، دارای قسمتهای زیر می‌باشد
هدایت حساسه
این قسمت به انواع مختلف انرژی نظیر حرارت ، روشنایی ، امواج الکترومغناطیسی ، صدا و یا حرکت مکانیکی را تشخیص می‌دهند. این وسایل (حساسه‌ها) انرژی دریافتی را تجزیه و تحلیل کرده و به شکلی بکارگیری در می‌آورند و آنها را به قسمتهای مربوطه نظیر شتاب ‌سنجها به کامپیوتر ارجاع می‌دهند.
کامپیوتر
اطلاعات را از حساسه‌ها دریافت و آنها را پردازش می‌نمایند. خروجی به نحوی است که قابل دریافت و واکنش مناسب بوسیله قسمتهای کنترل باشد. این قسمت در واقع مغز موشک تلقی می‌شود. زیرا اطلاعات لازم برای قسمتهای داخلی و سطوح کنترل از این بخش صادر می‌شود.
کلاهک یا سرجنگی
سرجنگی که به آن کلاهک جنگی گفته می‌شود، از مهمترین بخشهای موشک بوده و هدف از طراحی موشک یا راکت ، (به عنوان تسلیحات نظامی) در واقع رساندن این قسمت به هدف و یا نزدیک آن است که با انجام عمل هدف آسیب یا منهدم می‌شود. اغلب محل قرار گرفتن این بخش جلو مورد نظر است. در صورتی که وقتی بحث کلاهک جنگی در اینگونه سلاحها باشد، محلی غیر از دماغه موشک مورد نظر است.
این بخش در موشک‌ها اکتشافی یا عملی شامل تجهیزاتی است که برای مثال به منظور جمع‌آوری اطلاعات جوی ، عکسبرداری جمع‌آوری اطلاعات علمی و سرانجام عملیاتی نظیر قرار دادن ماهواره در مدار زمین می‌باشد که به علت اهمیت این بخش شاخه علمی به نام «بالستیک انتهایی» بوجود آمده و موضع آن طراحی سرجنگی‌های مختلفی با توجه به اهداف متفاوت است.
انواع سرجنگی متعارف
سرجنگی انفجاری
سرجنگی متلاشی یا ترکشی
سرجنگی با خرج شکل‌دار
پیشران (موتور)
موتور یکی از بخشهای عمده موشک است که نسبت به سایر قسمت‌ها هزینه و دقت زیادی صرف تکمیل آن شده است. کار این قسمت ایجاد نیروی محرکه لازم (برای اینکه موشک مسافت مشخصی را طی نماید) می‌باشد. انواع موتور موشکها با توجه به سوخت و مکانیزم طراحی و ساختشان به قسمتهای مختلف تقسیم می‌شود.
تعداد زیادی از موتورهای موشک برای تولید نیرو اکسیژن مصرف می‌کنند این اکسیژن ممکن است مستقیما از اتمسفر که پرواز می‌کنند دریافت کنند و یا از اکسیژن تحت فشار که با خود حمل می‌کنند و یا از اکسیژن مواد سوختی (سوخت جامد) دریافت می‌کنند. این عامل سبب می‌شود که موشکها در خارج از جو نیز حرکت کنند.




دامنه استفاده از راکت‌ها فقط به ارتش و جنگ ختم نمی‌شود، بلکه از آن برای ارسال ماهواره یا سفینه‌های فضانورد و مکتشف نیز استفاده می‌گردد. اولین مورد استفاده نظامی از موشک یا به اصطلاح دیگر راکت مربوط به قرن سیزدهم و در چین بوده است. در این هنگام چینی‌ها از سلاحهائی به نام « تیرهای آتش » برای محاصره و سقوط « قلعه کیفینگ » استفاده کردند. این تیرها در حقیقت راکت‌های سوخت جامد (باروت تفنگ) بودند. ایده طرح و ساخت راکت‌ها از آن زمان به بعد مورد توجه قرار گرفت. بطوری که امروزه راکت‌های سوخت مایع نیز ساخته شده و تکامل بسیاری یافته‌اند.
سیر تحولی رشد
در سال 1285 راکت‌ها در « کولوگن » اروپا مورد استفاده قرار گرفتند و از آن تاریخ تا به حال به عنوان یک اسلحه مورد توجه می‌باشند. از میان جنگهای معروفی که در آنها از راکت به عنوان اسلحه استفاده شد، می‌توان جنگهای « سرنیگاپاتا » در هند و در سالهای 1722 و 1799 جنگهای « بولوگن » ، در سال 1806 جنگ « دانزیگ » و جنگ « کپنهاگ » در 1807 و همچنین حمله انگلیس در « فورت مک هنری » را نام برد.

در طی جنگ جهانی دوم ، چند کشور از جمله ایالات متحده آمریکا با موفقیت از مقرهای پرتاپ چند موشکه استفاده کردند. راکت‌هائی که در جنگ « استالینگراد » توسط شوروی بکار گرفته شدند، در طی جنگ دوم جهانی توسط آمریکا در اختیار شوروی قرار گرفته بودند. راکت‌های سوخت مایع در ایالات متحده توسط پروفسور « رابرت راچ گادارد » ساخته شده و تکامل یافتند. گادارد چندین سال سعی کرد تا ایده‌های خود را به دولت امریکا قبولاند و وسایل مورد نیاز خود را تهیه کرد. گادارد با همکاری « چارلز لیندبرگ » بالاخره توانستند تعدادی راکت سوخت مایع که با بنزین و اکسیژن مایع تغذیه می‌شدند را ساخته و با موفقیت به پرواز در آورند.

تقریبا در همین زمان چند دانشمند آلمانی به رهبری « هرمان اوبرت » بر روی موتورهای سوخت مایع کار می‌کردند. این گروه توسط « ورنهر ون براوف » که بعدها اسیر شده و به امریکا منتقل شد، کمک می‌شدند. ون براون بعدها در امریکا رهبری دانشمندان امریکایی را که بر روی پروژه راکت سوخت مایع کار می‌کردند، بر عهده گرفت. در پایان جنگ جهانی دوم موشک‌های وی _ 2 که توسط براون در آلمان طراحی شده بود، به سمت انگلستان پرتاپ شده و قدرت و کفایت خود را به اثبان رساندند. امروزه انواع مختلف راکت‌ها برای مقاصد گوناگون ساخته و بکار گرفته شده‌اند.

موتور راکت با سوخت مایع
یک موتور موشک که با سوخت مایع کار می‌کند، شامل تزریق کننده ، اتاقک احتراق ، گلوگاه و شیپور می‌باشد. بخش پشتی اتاقک انفجار یا احتراق که محل تزریق سوخت است را اینجکتور یا تزریق کننده می‌نامند. لایه داخلی اتاقک احتراق دارای جداری تو خالی است که گاز خنک کننده‌ای در آن جریان دارد. شیپور در قسمت عقب دارای شکلی همگرا بوده و ایجاد گلو می‌کند و در قسمت جلو شکلی واگرا داشته و تولید دهانه بزرگ خروجی را می‌نماید. در پشت شیپور اتاقک احتراق قرار دارد. معمول‌ترین طرح شیپور ، شیپور دلاوال نام دارد. این نام از اسم دکتر « گوستاو پاتریک دلاواو » یک مهندس سوئدی بود، گرفته شده است.

پمپ مواد سوختی
معمولا پمپ مواد سوختی در هر موتور موشک شامل یک توربین گازی است که دو پمپ سانتریفوژی (گریز از مرکز) که بر روی شافت (محور) همان توربین سوار است را می‌گرداند. جنس توربین گازی و لوله سفید آن از آلیاژ نیکل است که در مقابل حرارت زیاد مقاوم می‌باشد. بدنه پمپ مواد سوختی و پروانه‌های آنها از آلیاژ آلومینیوم ساخته می‌شود تا از وزن آنها کاسته شود. ژنراتور گاز توربو پمپ شبیه به اتاقک احتراق موتور راکت است. سوخت ژنراتور گاز معمولا از منبع اصلی سوخت موشک تامین می‌شود.
سیستم اشتعال در موتورهای سوخت مایع موشک
سیستم اشتعال در راکت‌های سوخت مایع می‌تواند یک سیستم جرقه زنی الکتریکی یا یک سیستم هیپرگولیک باشد. در سیستم الکتریکی ، سوخت و اکسید کننده به صورت پودر به اتاقک احتراق تزریق شده و پس از مخلوط شدن توسط جرقه‌های الکتریکی مشتعل می‌شوند.
اینجکتورها
اینجکتورها در شکلهای مختلف طراحی شده و ساخته می‌شوند. در همه اینجکتورها سوخت و اکسید کننده به هنگام خروج به خوبی و بطور کامل با هم مخلوط می‌شوند. در بعضی از اینجکتورها سوخت و اکسید کننده پس از ورود به اتاقک با هم مخلوط می‌شوند. در این روش ذرات کوچکتر که همان گازهای حاصل از احتراق باشند، تولید می‌شوند. در روش دیگر ، سوخت و مایع اکسید کننده بر روی صفحاتی که در مقابل اینجکتور تعبیه شده‌اند، پاشیده می‌شوند. در این عمل سوخت و ماده اکسید کننده با هم مخلوط شده و مشتعل می‌شوند.
مواد سوختی مایع
مواد سوختی به مجموعه سوخت و ماده اکسید کننده اطلاق می‌شود. برای موتورهای موشک سوخت مایع انواع بسیاری سوخت و اکسید کننده وجود دارد، اما باید توجه داشت که خصوصیات این مواد با هم متفاوتند. از مواد اکسید کننده می‌توان اکسیژن مایع ، فلورین ، پراکسید هیدروژن ، اسید نیتریک سفید دود کننده و کلرین را نام برد. بعضی از ترکیبات سوختی بسیار آتش‌زا هستند. برای مثال اکسید کننده فلورین در ترکیب با آمونیاک ترکیب بسیار قابل احتراقی را تولید می‌کند.

 



کار با مواد سوختی مایع
تکنسین یا تعمیرکار موشک که مسئول مواد سوختی راکت است، باید بطور کامل با تکنیکهای این موضوع آشنا باشد. وی ابتدا باید با طبیعت این مواد آشنا بوده و ترکیبات و خصوصیات هر کدام را بداند. برای مثال اکسیژن مایع همیشه در دمای کم نگهداری می‌شود و در صورت تماس با ترکیبات آلی و بافتهای زنده بلافاصله آنها را منجمد می‌کند و به همین دلیل هرگز نباید اکسژن مایع با پوست تماس پیدا کند، زیرا در اثر تبخیر شدید و گرفتن مقدار زیادی از دمای پوست باعث صدمه زدن به آن می‌شود.

کاربرد موتورهای راکت
موتورهای راکت در موشک‌های نظامی مانند موشک‌های هوا به هوا (ای ای ام) ، زمین به هوا (اس ای ام) ، هوا به زمین (ای اس ام) ، زمین به زمین (اس اس ام) و غیره استفاده می‌شود. موتورهای راکت که در موشکهای رزمی بکار می‌رود هم از نوع سوخت مایع و هم از نوع سوخت جامد می‌باشد. قدرت این موتورها بین چند صد تا چند میلیون پوند متغیر است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:44  توسط poya  | 

ساختمان موشک

ساختمان موشک

تازه کردن چاپ
علوم طبیعت > فیزیک > نجوم و اختر فیزیک > فیزیک فضا
(cached)

دید کلی

امروزه تعداد متنوعی از موشکها موجود است و اغلب آنها اختلاف عمده‌ای باهم دارند. با این وصف ، موشکها در قسمتهای اصلی تشکیل دهنده شبیه به هم هستند. هر موشک از چهار قسمت اصلی به نام سازه (AIRFAME) ، سیستم هدایت موشک (GUIDANCE SYSTEM) ، کلاهک یا سرجنگی (WarHead) ، بخش پیشران Prou plision unit) یا موتور که نیروی لازم را برای هدایت موشک به جلو و سمت هدف تامین می‌نماید، تشکیل شده است.



img/daneshnameh_up/5/50/p70.gif




اجزای اصلی موشک

بدنه موشک

قطعات بدنه موشک شامل اسکلت که الحاق کننده یا محافظ و نگهدارنده سایر قسمتهای موشک می‌باشد و در واقع اتصال قسمتهای مختلف موشک و استواری آن در حین پرواز در هوا به این قسمت متکی است. شاسی ، خود از بخشهای دیگر به نام بدنه اصلی موشک (Missils Main Body) با بالها و بالچه‌ها تشکیل شده است. سیستم هدایت ، موشک را به سوی هدف یا محوطه آن سوق می‌دهد.

وقتی موشک به شعاع مشخصی از هدف رسید، سرجنگی که قسمت از موشک و حاوی مقدار مشخصی از مواد منفجره می‌باشد ، منفجر و باعث انهدام و صدمه زدن به هدف می‌شود. بدنه اصلی موشک معمولا به شکل لوله از جنس محکم و از فلز سبک مانند آلومینیوم با دیگر فلز است که در مقابل درجه حرارت زیاد و فشارهای بالا (که در حین پرواز در هوا به موشک وارد می‌شود.) مقاوم باشد، ساخته می‌شود.

بالهای موشک (Wings)

بالها در اطراف و بیرون بدنه اصلی قرار گرفته‌اند و نیروی اصلی جهت پرواز در هواست تامین می‌نماید. لبه جلویی بالها به لبه مقاوم ، لبه عقبی آن به لبه فرار (Trailing EDGE) و بالای آن تیپ (TIP) گفته می‌شود.

بالکهای موشک (FINS)

بالکها کوچکتر از بالها بوده و بطور معمول در قسمت عقب موشک قرار می‌گیرند، ولی در بعضی از موشکها در قسمت جلو بدنه طراحی شده است. هدف از به کارگیری بالک ، متعادل نگهداشتن موشک و تامین پدیداری آن (انطباق محور موشک با زاویه حرکت) ، در مسیر پرواز می‌باشد به همین علت به بالکها ، تثبیت کننده نیز اطلاق می‌شود.

سیستم هدایت و کنترل موشک (Guidance and control system)

سیستم هدایت یکی از بخشهای عمده موشک است و کار هدایت موشک از محل روانه‌ سازی و پرتاب تا بخشی از مسیر و یا هدف را به عهده دارد. بعضی از موشکها از هدایتهای مختلفی ، در قسمتهای مسیر استفاده می‌کنند. سیستمهای هدایت جهت انجام وظایف مربوط ، دارای قسمتهای زیر می‌باشد

هدایت حساسه

این قسمت به انواع مختلف انرژی نظیر حرارت ، روشنایی ، امواج الکترومغناطیسی ، صدا و یا حرکت مکانیکی را تشخیص می‌دهند. این وسایل (حساسه‌ها) انرژی دریافتی را تجزیه و تحلیل کرده و به شکلی بکارگیری در می‌آورند و آنها را به قسمتهای مربوطه نظیر شتاب ‌سنجها به کامپیوتر ارجاع می‌دهند.

کامپیوتر

اطلاعات را از حساسه‌ها دریافت و آنها را پردازش می‌نمایند. خروجی به نحوی است که قابل دریافت و واکنش مناسب بوسیله قسمتهای کنترل باشد. این قسمت در واقع مغز موشک تلقی می‌شود. زیرا اطلاعات لازم برای قسمتهای داخلی و سطوح کنترل از این بخش صادر می‌شود.

کلاهک یا سرجنگی

سرجنگی که به آن کلاهک جنگی گفته می‌شود، از مهمترین بخشهای موشک بوده و هدف از طراحی موشک یا راکت ، (به عنوان تسلیحات نظامی) در واقع رساندن این قسمت به هدف و یا نزدیک آن است که با انجام عمل هدف آسیب یا منهدم می‌شود. اغلب محل قرار گرفتن این بخش جلو مورد نظر است. در صورتی که وقتی بحث کلاهک جنگی در اینگونه سلاحها باشد، محلی غیر از دماغه موشک مورد نظر است.

این بخش در موشک‌ها اکتشافی یا عملی شامل تجهیزاتی است که برای مثال به منظور جمع‌آوری اطلاعات جوی ، عکسبرداری جمع‌آوری اطلاعات علمی و سرانجام عملیاتی نظیر قرار دادن ماهواره در مدار زمین می‌باشد که به علت اهمیت این بخش شاخه علمی به نام «بالستیک انتهایی» بوجود آمده و موضع آن طراحی سرجنگی‌های مختلفی با توجه به اهداف متفاوت است.

انواع سرجنگی متعارف

  • سرجنگی انفجاری
  • سرجنگی متلاشی یا ترکشی
  • سرجنگی با خرج شکل‌دار

پیشران (موتور)

موتور یکی از بخشهای عمده موشک است که نسبت به سایر قسمت‌ها هزینه و دقت زیادی صرف تکمیل آن شده است. کار این قسمت ایجاد نیروی محرکه لازم (برای اینکه موشک مسافت مشخصی را طی نماید) می‌باشد. انواع موتور موشکها با توجه به سوخت و مکانیزم طراحی و ساختشان به قسمتهای مختلف تقسیم می‌شود.

تعداد زیادی از موتورهای موشک برای تولید نیرو اکسیژن مصرف می‌کنند این اکسیژن ممکن است مستقیما از اتمسفر که پرواز می‌کنند دریافت کنند و یا از اکسیژن تحت فشار که با خود حمل می‌کنند و یا از اکسیژن مواد سوختی (سوخت جامد) دریافت می‌کنند. این عامل سبب می‌شود که موشکها در خارج از جو نیز حرکت کنند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:38  توسط poya  | 

دوران نوجوانی چه دورانی است ؟

ویژگی های دوره نوجوانی

نوجوانی اغلب به دوره ای بین کودکی  و بزرگسالی اطلاق می شود . این واژه ، برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد ( تقریباً سنین 12 – 20 سالگی ) است  و چنین استعمالی ، هیچ گونه قید و تعریفی درباره ی خصوصیات رشد نوجوان ها یا علل اختصاصی نوجوانی ندارد.

هر دوره ای از زندگی را می توان بر مبنای پاره ای از مسائل رشدی ، نظیر : مسائل بیولوژیکی ، روانی و اجتماعی دسته بندی کرد. از جمله آنها که به طور مشخص ، ولی نه الزاماً در طی دهه دوم زندگی ، اتفاق می افتد ارتباط با جنس مخالف ، آگاهی های شغلی ، رشد ارزشها و خود محوری های مسئولانه و باز شدن گره های عاطفی با والدین است.

دوره نوجوانی را باید یک مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی کرد. دوره ای که با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود. این ویژگی ها عبارت اند از :

1- نوجوانی ، یک دوره مهم به شمار می رود.

گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی این دوره  مهمتر از سایرین می باشد . زیرا تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد دارد. با در نظر گرفتن این که سایر دوره های زندگی ، به دلیل تأثیرات درازمدت آن ، پرمعنی و قابل توجه هستند ، لیکن دوره ی نوجوانی ، یکی از دوره هایی است که از هر دو جنبه ی تأثیرات ناگهانی و درازمدت برخوردار و قابل توجه است. برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیکی و بدنی ، با اهمیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیکن نوجوانی  از هر دو جهت مهم است.

2- نوجوانی ، یک دوره ی انتقال ( برزخی ) است.

انتقال به معنی یک وقفه یا تغییر از آنچه که قبلاً انجام شده نیست، بلکه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است که آنچه قبلاٌ واقع شده ، نشانه ی خود را روی آنچه که در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . کودکان در زمانی که از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های کودکانه را کنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود که ترک کرده اند.

به هرحال ، این مهم است که درک کنیم آنچه قبلاً واقع شده ، نشانه های خود را باقی گذاشته است و بر الگوهایِ نوینی از رفتارها و نگرش های فرد اثر می گذارد.

در طی هر مرحله ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه کودک و نه بزرگسال است. اگر مانند کودکان رفتار کند ، به او گفته می شود که به مانند سن خودش عمل کند و اگر سعی کند نظیر بزرگسالان عمل کند ، اغلب متهم می شود که برای شلوارهای کوتاه خود ، خیلی بزرگ شده  و برای این تلاشی که انجام می دهد تا مثل بزرگترها عمل کند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد که فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد تا آنها تصمیم بگیرند که چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.

3- نوجوانی ، یک دوره ی تغییر است.

میزان تغییر در نگرش ها و رفتار در طی دوره ی نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است و در طی سال های اولیه نوجوانی ، زمانی که تغییرات بدنی با سرعت انجام می شود ، تغییرات در نگرش ها و رفتار نیز با شتاب به وجود می آید و همچنان که تغییرات بدنی آرام به پیش می رود. به همان نسبت نگرش ها و رفتار نیز تغییر می یابند.

تقریباً پنج نوع تغییر وجود دارد که در طی دوره ی نوجوانی واقع می شود:

نخست :آن که ، حیات عاطفی ( انفعالی ) توسعه می یابد. شدت آن به سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی بستگی دارد که در این زمان واقع می گردد. زیرا این تغییرات ، معمولاً در اوایل نوجوانی سریع تر اتفاق می افتد. توسعه ی حیات عاطفی معمولاً در آغاز نوجوانی بیشتر از انتهای نوجوانی مطرح می شود

دوم : این که ، سرعت تغییراتی که با رشد جنسی همراه است، نوجوانان را از خودشان و از استعدادها و علائقشان نامطمئن می سازد. آنها به شدت احساس بی ثباتی می کنند، احساسی که اغلب با تدابیر مبهمی که آنها از سوی معلمان و والدین دریافت می کنند، تشدید می شود.

سوم : تغییراتی است که در بدن ، علائق و نقش هایی که در گروههای اجتماعی از آنان انتظار می رود ایفا نمایند، به وجود می آید و مسائل جدیدی را می آفریند. برای نوجوانان کم سن وسال ، این تغییرات بسیار زیاد است و کمتر از آنچه که قبلاً تصور می کردند قابل حل به نظر می رسد. قبل از این که آنها مسائلشان را حل کرده و به رضایت برسند ، با خودشان و مسائلشان درگیر خواهند بود.

چهارم : همچنان که الگوهای علائق و رفتار تغییر می یابد، ارزش ها نیز متغیر خواهند بود . آنچه که در زمان کودکی برایشان مهم بود، اکنون که در آستانه ی بزرگسالی قرار دارند ، کمتر اهمیت پیدا می کند؛ به عنوان مثال ، برای بیشتر نوجوانان ، مسئله ی دوستانی که از همسالان هم تیپ و جذاب باشند ، مهمتر از تعداد زیادی دوست است  که سنخیت روحی با او نداشته باشند. آنها اکنون به مسئله کیفیت ، بیشتر از کمیت، اهمیت می دهند.

پنجم  : این که ، بیشتر نوجوانان در مورد تغییرات ، حالتی متغیـّر دارند. زمانی درخواست و تقاضای استقلال دارند، ولی اغلب از مسئولیت هایی که همراه با استقلال و ارزیابی آنهاست ، هراس دارند.

4- نوجوانی ، سنی  مسئله آفرین است

گرچه هر سنی مسائل خاص خودش را دارد ، با این حال ، مسائل نوجوانان اغلب برای پسران و دختران به گونه ای است که آنها به سختی از عهده ی حلشان برمی آیند. دو دلیل برای این مسئله وجود دارد:

اول اینکه ، در سرتاسر دوره ی کودکی ، مسائل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می شود، در حالی که بسیاری از نوجوانان به دلیل بی تجربگی ، به تنهایی از عهده ی حل مسائلشان برنمی آیند.

دوم اینکه نوجوانان دوست دارند احساس کنند که افرادی مستقل و آزاد هستند . آنها درخواست ارائه راهی را دارند که خودشان بتوانند از عهده ی حل مسائل برآیند و کوشش هایی را که از جانب والدین و معلمان برای کمک به آنها ارائه می شود ، نمی پذیرند.

5- نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است

در سراسر سن گروه گراییِ اواخر کودکی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان که قبلاٌ اشاره شد ، کودکان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند که تقریباً و در حد امکان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این که شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند.

6- نوجوانی ، سن هراس است

بسیاری از عقاید عمومی درباره نوجوانان، به شرح وضعیت آنها و ارزیابی هایی در این زمینه پرداخته است و متأسفانه تعدادی از آنها ، نظری منفی نسبت به نوجوانان می باشد. پذیرش قالب های فرهنگی در مورد  نوجوانان ( 13 تا 19 ساله ها ) بسیاری از بزرگسالانی را که باید راهنمایی و حمایت از نوجوانان را عهده دار شوند به این مرحله هدایت کرده است که از چنین مسئولیتی در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرش های خود نسبت به آنان و تدابیری که در رابطه با رفتار نوجوانان باید اتخاذ شود ، احساس همدلی نداشته باشند.

7- نوجوانی ، زمانِ آرمان گرایی است

نوجوانان تمایل دارند که به زندگی از ورای عینک سایه و روشن نگاه کنند. آنها به خود و سایرین آن چنان می نگرند که دوست دارند بهتر از آنچه که هستند ، خود را باور کنند. این مطلب به ویژه در مورد آرزوهای نوجوان صادق است . این  آرزوها در اوایل نوجوانی با توسعه ی عواطف همراه هستند. بیشتر حالات غیر واقعی آنان شامل رنجش زیاد ، آزار و ناکامی است و نوجوانان زمانی که احساس کنند دیگران آنها را دست کم می گیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ، این حالات را از خود نشان می دهند.

با توسعه ی تجارب اجتماعی و شخصی و با افزایش قدرت تفکر عقلانی ، نوجوانان رشد یافته تر ، به خود ، خانواده ، دوستان و زندگی به طور کلی واقع بینانه تر می نگرند. در نتیجه آنها کمتر از ناامیدی و توهم معقول رنج می برند و نسبت به سالهایی که جوانتر بودند واقع گراتر می شوند. این یکی از موقعیت هایی است که آنها را در شادی های بیشتری که خاص نوجوانان رشد  یافته تر است ، مشارکت می دهد.

8- نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است

همچنان که نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند و می خواهند این باور را پیدا کنند که نزدیک بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می پوشند و مانند آنها عمل می کنند ولی با این حال تصور می کنند که اینها کافی نیست. بنابراین ،  روی رفتارهایشان متمرکز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند که این رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می آورد/

خصوصیات روحی وجسمی نوجوانان

دوره نوجوانی در انتهای دوره کودکی دوم وبا بروز سریع تحولات آستانه بلوغ در سنین 10 تا 12 سالگی شروع می گردد. این تحولات با نمو ساختمان جنسی در دختران وپسران آغاز می شود. این تغییرات بدنی باعث به هم ریختن تعادل دوره پیش از بلوغ می شود و مسایل تازه ای در احساسات و روابط فرد با والدین  ومعلمان پدید می آورد.

حضور دانش آموزان درسنین نوجوانی در آموزشگاه به مدت حدود حداقل 7 سال باعث دستیابی آنان به استقلال دیر تر شده و نوعی ناامنی و اغتشاش در موقعیت نوجوانان و نقش و رفتارهای آنان می شود .

برای توضیح بهتر، تغییر وتحوالات این دوره به سه مرحله تقسیم می شود:

1- مرحله اول فاصله گرفتن ( 10تا 14 سالگی )

بروز رشد جسمی واولین نشانه های بلوغ ، نوعی تمایل طبیعی برای فاصله گرفتن کودک از بزرگسالان و نزدیکی به دوستان ومطرح کردن رار ورمزهای خود می گردد. این تمایل می تواند در بستن اتاق خواب یا حمام توسط کودک ودر محرمانه جلوه دادن تغییرات بدن مشاهده شود. کودکانی که از عواطف گرم ودوستانه خانوادگی محروم بوده ودارای خانواد های اشفته و مستبد باشند فاصله گیری انان از کانون خانواده وگرایش به ناسازگاریها بیشتر می گردد.

2- مرحله دوم جدایی تدارکاتی ( 15 تا 17سالگی )

این مرحله که هسته اصلی نوجوانی و مشکلات ان است با رشد بیشتر بدنی و جنسی همراه است و سطح عالی تری از ادراک ((خود  )) را تجلی می دهد برخی از  خصوصیات ویژه این دوره بشرح زیر است :

الف : رشد مغز و توانایی های شناختی .

ب) درونی شدن حیات عاطفی و ارتباط عمیق تر با گروه همسالان .

ج ) جدایی بیشتر نوجوانان از باورها و ارزشهای والدین و بزرگسالان .

د ) فراهم شدن استقلال ذهنی .

ه ) ایجاد سئوالات اساسی در ذهن نوجوانان.

د) تلاش در جهت کسب استقلال مالی و اشتغال و...

3- مرحله سوم ورود به مناسبات اجتماعی : ( 18 تا 20سالگی )

هرگاه رشد نوجوان در مراحل پیشین به گونه ای متعادل و بهنجار پیش رود دراین مرحله نوجوانی به تدریج به صورت یک فرد مستقل و خودکفا در مناسبات خانوادگی ، آموزشی ، شغلی ، اجتماعی وفرهنگی ایفای نقش می کندودر چنین صورتی می توان امیدوار بود که مراحال رشد و پرورش او به درستی انجام شده است و او آماده است تا زندگی جوانی و بزرگسالی را با موفقیت آغاز کند.

در این مرحله بیشتر دختران ازدواج می کنند وبیشتر پسران با گذراندن دوران خدمت سربازی نقش اجتماعی را به عهده می گیرند.

مدیران و معلمان و والدین  نقش مهمی در دوره نوجوانی برعهده دارند تا مسئولیت تربیت و اموزش کودکان را به نسل جدید که دوره نوجوانی را طی کرده ان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 19:5  توسط poya  | 

جیم بیلند راجرز : چگونه پولدار شویم؟

جیم بیلند راجرز : چگونه پولدار شویم؟

 

جیم بیلند راجرز (متولد ۱۹ اکتبر ۱۹۴۲-اهل دموپولیس ایالت آلاباما) یک سرمایه‌گذار آمریکایی و مفسر مالی موفق است که در حال حاضر در سنگاپور زندگی می‌کند. او یکی از پدیدآورندگان کوانتوم فاند (Quantum Fund)،استاد دانشگاه، نویسنده، مفسر اقتصادی است.
 


نشریاتی چون تایم، واشینگتن پست و نیویورک تایمز، بارونز فوربز، فورچون، وال استریت جورنال، فایننشال تایمز و بسیاری دیگر از نشریاتی که در زمینه اقتصاد یا فاینانس به فعالیت می‌پردازند به طور مستمر مقالاتی در مورد وی به چاپ رسانده‌اند. وی خود را پیرو مکتب اتریشی در اقتصاد می‌داند.


▪ آیا هیچ وقت فکر می‌کردید که روزی به جایی که‌امروز هستید خواهید رسید؟
 


خیر، من هم مثل تمامی افرادی که به چنین موقعیتی دست یافته‌اند، غافلگیر شده‌ام. من مطمئنا می‌خواستم که در زندگی به جای خوبی برسم و حاضر بودم که برای آن به سختی کار کنم. من همیشه می‌خواستم که زود بازنشسته شوم، ولی هیچ وقت فکر نمی‌کردم که این اتفاق قبل از چهل سالگی‌ام به وقوع بپیوندد.


▪ وقتی متوجه شدید که اولین میلیون ثروت خود را به دست آورده‌اید آیا وسوسه شدید که کمی کندتر به کارتان ادامه دهید؟
 


به روشنی روزی را که ارزش خالص دارایی‌ام به‌ یک میلیون دلار رسید، به یاد دارم، نوامبر ۱۹۷۷. آن موقع ۳۵ سال داشتم، و می‌دانستم که برای انجام کاری که می‌خواستم در ۳۷ سالگی – سنی که تصمیم گرفته بودم در آن برای ماجراجویی دست از کار بکشم – انجام دهم
به بیشتر از اینها نیاز دارم.


▪ رمز موفقیت شما در چیست؟
 


ـ من اصلا باهوش‌تر از قسمت اعظمی از مردم نیستم، بلکه انگیزه‌ام برای کار و تحمل سختی، از آنها بیشتر بود. من آماده بودم تا عقل سلیم را بیازمایم. اگر همه‌ یک جور فکر کنند باز هم دلیل نمی‌شود که اشتباه نکنند و اگر بتوانید بفهمید که همه دارند اشتباه می‌کنند، به راحتی می‌توانید مقدار زیادی پول درآورید.


▪ استراتژی سرمایه‌گذاری شما چیست؟
 


ـ ارزان می‌خرم و گران می‌فروشم. من سعی می‌کنم کالایی را پیدا کنم که ارزان باشد و یک تغییر مثبت در حال اتفاق افتادن باشد. سپس به قدری مطالعه و پژوهش می‌کنم که قانع شوم درست فکر می‌کردم. البته آن کالا هم باید به قدری ارزان باشد که اگر هم اشتباه کرده باشم خیلی ضرر نکنم. معمولا هر باری که اشتباه می‌کنم به این دلیل است که به‌اندازه‌ کافی بررسی و مطالعه نکرده‌ام.
 


هیچ وقت ارزش «انجام مسوولیت» را دست کم نگیرید. در دهه‌ ۱۹۶۰، جنرال موتورز موفق‌ترین شرکت جهان بود. یک روز، یک تحلیلگر جنرال موتورز به جلسه‌ هیات مدیره رفت و این پیغام را به آنها داد: «ژاپنی‌ها دارند می‌آیند.» آنها این حرف وی را جدی نگرفتند. ولی سرمایه‌گذارانی که مطالعه و بررسی‌های خودشان را درست و دقیق انجام می‌دادند سهام جنرال موتورز خود را فروختند و به جایش سهام تویوتا خریدند.
 


من در حال حاضر به دنبال خرید هیچ سهامی نیستم. ولی اگر چیزهایی وجود داشته باشند که در حال حاضر از لحاظ ارزشی دست کم گرفته شده باشند، برخی کالاهای اولیه و برخی از ارزها هستند.


▪ بهترین سودی که کردید کی و چگونه بود؟
 


ـ کوانتوم فاند. وقتی در سال ۱۹۷۰ شرکت را تاسیس کردیم، من تنها ۶۰۰دلار ته جیبم داشتم. بعد از ۱۰ سال دارایی ما ۴۲۰۰ برابر شده بود.


▪ آیا می‌خواهید آنقدر ادامه دهید تا بالاخره سقوط کنید؟
 


ـ خیر. این روزها من ساعات بسیار کمی از روز را صرف کار می‌کنم، چرا که دو دختر کوچک دارم و می‌خواهم بیشترین وقت ممکن را با آنها بگذرانم.
هر دو دختر ما دایه‌‌ای چینی دارند و زبان چینی را به خوبی صحبت می‌کنند. برای نسل آنها، انگلیسی و چینی مهم‌ترین زبان‌ها خواهند بود.


▪ آیا هیچ حقوق بازنشستگی دارید؟
 


ـ من حقوق بازنشستگی ندارم و امیدوارم که نیازی به آن نداشته باشم. من دارایی‌هایم را جمع کرده‌ام و با استفاده از آنها زندگی می‌کنم.


▪ چه فعالیت‌هایی در زمینه‌های خیریه انجام می‌دهید؟
 


ـ من به دانشگاه‌ها و دانشجویان و دانش‌آموزان سراسر دنیا کمک مالی می‌کنم و اعتقادم بر این است که به جای دانشگاه‌ها بیشتر به دانشجویان و دانش‌‌آموزان باید کمک کنم؛ چرا که آنها بیشتر از مدیران و مسوولان به کمک مالی نیاز دارند.


▪ آیا اهل ولخرجی و افراط هستید؟
 


ـ من دوبار به دور دنیا سفر کرده‌ام. بار اول سال ۱۹۹۰ حرکت کردم و با موتور سیکلت در۲۲ ماه ۶ قاره را در نوردیدم. بار دوم که در سال ۱۹۹۹ شروع شد، من و همسرم در ۳ سال، به ۱۱۶ کشور دنیا سفر کردیم.


▪ آیا می‌خواهید ثروتتان را به بچه‌هایتان انتقال دهید؟
 


ـ من همیشه به این موضوع فکر کرده‌ام، اگر شما خیلی به بچه‌هایتان پول بدهید، آنها را لوس می‌کنید. من وصیت نامه‌ام را طوری تنظیم کرده‌ام که تا سن سی سالگی شان چیز زیادی بهشان نرسد.
من به دانشگاه‌هایی چون ییل و آکسفورد رفته‌ام و تعداد زیادی از بچه‌های افراد ثروتمند را دیده‌ام که هیچ‌وقت نیازی به کار و سختی کشیدن نداشته‌اند. من می‌خواهم که بچه‌هایم تحصیلات خوبی داشته باشند و محیط کار را تجربه کرده باشند.
تحصیلات و لزوم به کار کردن زندگی مرا عوض کرد و مرا از مرداب آلاباما به اقیانوس جهان پرتاب کرد.


▪ در هنگام رکود مردم با پول‌هایشان باید چه کار کنند؟
 


ـ روی چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید که از آنها سر در می‌آورید. اشتباهی که بیشتر مردم مرتکب می‌شوند این است که بنا به حرف مجلات و برنامه‌های تلویزیونی سرمایه‌گذاری می‌کنند.
بسیاری از مردم در مورد چیزهایی اطلاعات زیادی دارند و باید روی همان چیزها سرمایه‌گذاری کنند. این شیوه‌‌ای است که آدم را ثروتمند می‌کند.
شما با سرمایه‌گذاری روی چیزهایی که هیچ در مورد آنها نمی‌دانید، هیچ سودی نخواهید کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:59  توسط poya  | 

آنچه شما خواسته اید

برترين های دنيا :

 

مرتفع ترین پایتخت جهان
مرتفع ترین پایتخت جهان، شهر لاپاز، در بولیوی است.
این شهر 12 هزار پا از سطح دریا ارتفاع دارد.

بلندترین صدای جهان
بلندترین صدای جهان، صدای گردش زمین به دور خودش می باشد
و آنقدر شدید است که اگر ما بشنویم فورآ خواهیم مرد.

زیباترین و بلندترین ساختمانها
ساختمان های شهر نیویورک در کشور آمریکا،
زیباترین و بلندترین ساختمان های جهان معرفی شده اند.

بلندترین کوه های جهان
عموما فکر می شود که بلندترین کوه های جهان در تبت قرار دارد . ولی اگر خاطرات مسافران به قطب جنوب بررسی شود، آنان از کوه هایی صحبت کرده اند که بسیار بلندتر از اورست است .

بلندترین بادگیر
بلندترین بادگیر در ایران در شهرستان ابرکوه در استان یزد قرار دارد. این بادگیر زیبا به صورت یک بادگیر بزرگ در پایین و یک بادگیر کوچکتر برروی آن می باشد.
این بادگیر در خانه آقازاده قرار دارد و مربوط به عصر قاجار می باشد.

بلندترین جرثقیل سیار
جرثقیل 810 تنی مارک "روزن کرانزک 10001" بلندترین جرثقیل سیار در جهان است.
قدرت بالابری ( حداکثر وزن بار ) آن 984 تن و طول بازوی متحرک آن 202 متر است.

بلندترین طناب
برای مسابقات طناب کشی که در جشنواره سالانه ناهاسیتی (در اوکیناوای ژاپن) در اکتبر 1995 برگزار شد، طنابی به طول 172 متر و قطر 1/54 متر از الیاف گیاه برنج تهیه گردید. وزن این طناب عظیم الجثه 26/73 تن بود.

بلندترین مجتمع آپارتمانی
ساختمان 100 طبقه موسوم به جان هنکاک سنتر در شهر شیکاگو، با 343/5 متر ارتفاع، بلندترین مجتمع آپارتمانی در جهان به شمار می رود.

بلندترین ساختمان بانک
ساختمان 72 طبقه فرست بانک تاور (First Bank Tower)
بانک مونترال در شهر تورنتو در کانادا با 284/98 متر ارتفاع، بلندترین ساختمان بانک در دنیا است.

بلندترین شمع
بلندترین شمع جهان در نمایشگاه استکهلم در سال 1897 به نمایش گذاشته شد
که ارتفاعش 24/38 متر و قطرش 2/59 متر بود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:53  توسط poya  | 

دریای خزر

دریای خزر

دریای خزر

مساحت

۳۷۰٬۰۰۰ تا ۴۲۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع (با توجه به عوامل متغیر)[۱]

مجموعه خطوط ساحلی

۶۵۰۰ کیلومتر[۲]

متوسط عمق

۱۸۴ متر[۳]

کشورهای ساحلی

ایران
روسیه
ترکمنستان
قزاقستان
جمهوری آذربایجان

دریای مازندران یا دریای خزر از شمال به روسیه، از جنوب به ایران ، از غرب به جمهوری آذربایجان و ازشرق به جمهوری‌های ترکمنستان و قزاقستان محدود می‌شود. به دلیل این که بزرگترین دریاچه جهان است آن را دریا نیز می نامند.

از منابع مهم این دریا؛ ذخایر نفت و گاز‌ موجود در زیر بستر دریا و همچنین انواع ماهیان خاویاری را می‌توان نام برد.

نام‌های گوناگون در زبان‌های مختلف و گستره‌ی کاربرد آن‌ها

به دلایل مختلف تا به اکنون نام‌های متفاوتی در زبان‌های مختلف به‌روی این دریا گذاشته شده‌است.

  • دریای کاسپین: این نام در بسیاری از زبان‌های جهان برای اشاره به این دریاچه به کار می‌رود. کاسپین خود از نام قوم آریایی کاسپی (یا کاسّی) [۴] گرفته شده‌است که ابتدا در کرانه‌های غربی تا جنوب غربی آن ساکن بوده‌اند و به تدریج تا کرانه‌های جنوبی آمدند. پژوهش های جدیدی که درباره‌ی ژنتیک مردمان ساکن جنوب این دریا شده، گواهی بر این ادعاست که مازندرانی ها و گیلانی ها (که جوامع مردم‌شناسی در جهان ایشان را به نام کاسپین می‌شناسند) از نوادگان مردمی هستند که از غرب این دریا آمده اند [۵].

کاس‌ها که به نوعی مادر-قوم مردمان جنوبی و غربی این دریا محسوب می‌شوند، خود به دو دسته‌ی کاس‌سی‌ها و کاس‌پی‌ها تقسیم می‌شدند. «سی» در زبان گیلکی به معنی صخره (مثال: در سی‌پورد و سی‌بون و...) و «پی» به معنی جلگه است و به این صورت کاس‌های ساکن جلگه کاس‌پی‌ها نام گرفته‌اند.[۶]

وجود شهری به نام دروازه‌ی کاسپین (یا دربند) در باب ورودی مملکت باستانی تبرستان (که هم اکنون در استان تهران قرار دارد) گواهی دیگر بر این ادعاست. نام‌های کاشان و قزوین نیز مؤید این موضوع اند.[۷] در زبان گیلکی، واژه‌های پایان‌یافته با حرف /i/ با آوای /en/ جمع بسته می‌شوند و از این جهت، کاس‌های ساکن در جلگه در زبان گیلکی به صورت کاس‌پی‌ئن (käspien)تبدیل می‌شود.[۸] در واقع، واژه‌ی کاسپین، برخلاف تصوراتی که آن را نامی انگلیسی یا صورت یونانی شده‌ی «کشوین» می‌دانند، نامی گیلکی می‌باشد.[۹]

  • دریای مازندران یا تپورستان (تبرستان): در اسنادی که در مؤسسات تاریخ‌شناسی روسیه است آمده که نوجین زیس در قرن دوازدهم نوشته است که ایرانیان این دریا را قرن‌ها دریای تبرستان می‌خواندند، ولی چون واژه‌ی مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریای مازندران می‌خوانند [۱۰]، همچنین در میان دانشمندان قرون پس از اسلام دریای مازندران به روی نقشه‌ها ثبت می‌گشته [۱۱]، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بوده‌است، نام‌های جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بر روی این دریا بوده‌است، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیمانده‌ی آن است) برمی‌گردد[۱۲].
  • دریای کشوین (قزوین): بر پایه‌ی دیدگاهی دیگر قزوین و کاسپین به ترتیب عربی‌شده و یونانی‌شده‌ی نام باستانی آن کشوین می‌باشد. این نام امروزه از سوی کشورهای عربی به شکل بحر القزوین به کار می‌رود. در زبان اردو نیز این دریا به نام بحیره قزوین خوانده می‌شود.

حصار دربند در قفقاز برای جلوگیری از هجوم خزرها به ایران در دوره باستان

  • دریای خزر: خزر نام قومی است که در بین شمال غربی دریا و دریای سیاه سکونت داشتند و به دین یهودیت گرویده بودند. بنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان ، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست. رواج امروزی دریای خزر به طور کلی به زمان اشغالگری روس‌ها در دوره قاجاریه [۱۳] و کوتاه سازی دست ایرانیان [۱۴] از این دریا برمی‌گردد. (منبع: کتابخانه دیجیتالی دید)
  • دریای باکو: در قرون وسطا توسط بعضی اروپاییان[۱۵]
  • دریای گرگان (هیرکانی): دریای هیرکانی (هیرکانیا) که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده (منبع: هرودوت). هیرکانی یونانی‌شده‌ی وُرکان (گرگان) است.
  • دریای گیلان: در شاهنامه‌ی فردوسی از این دریا دو بار با نام دریای گیلان یاد شده است.[۱۶][۱۷]

ز دریای گیلان چن ابر سیاه

 

دُمادُم به ساری رسیده سپاه

ز یک سو به دریای گیلان رهست

 

چراگاه اسپان و جای نشست

ویژگی‌ها

عمق آن از شمال به جنوب افزایش می‌یابد. میانگین ژرفای این دریاچه در ناحیه شمالی کم‌تر از ۱۰ متر، در بخش میانی بین ۱۸۰ تا ۷۸۸ متر و در بخش جنوبی که آب‌های کناره ایران را تشکیل می‌دهد به ۹۶۰ تا ۱۰۰۰ متر می‌رسد. تا ژرفای ۱۰۲۵ متری نیز در ناحیه جنوبی این دریاچه گزارش شده‌است. جهت جریان آب این دریاچه از سمت شمال غربی به جنوب شرقی است. همین جهت جریان و ژرفای زیاد آب در کرانه‌های ایران که باعث کندی حرکت جریان می‌شود منجر به تجمع انواع آلودگی‌های این دریاچه در سواحل ایران به میزانی بیش از کرانه‌های دیگر کشورها می‌شود. این دریا، محیط زیست گرانبهاترین ماهی‌های دنیا است. در بخش جنوبی دریای مازندران و رودخانه‌هایی که به آن می‌ریزند یعنی سواحل مربوط به ایران، ۷۸ گونه و زیرگونه ماهی یافت می‌شود.از مهمترین رودخانه‌هایی که به این دریا می ریزد می‌توان از سپیدرود و پیلورود(رود بزرگ)وهراز نام برد. دریای مازندران یکی از بی‌همتاترین بوم‌شناخت‌های آبی جهان بوده که محیطی مناسب برای زندگی و رشد مرغوب‌ترین ماهی‌های خاویاری جهان است. ۹۰ درصد صید ماهیان خاویاری مختص به این دریا است.

ثروت‏های طبیعی

دریای مازندران داری ذخایر گاز ، نفت و خاویار است.کل ذخایر اثبات شده نفت در این دریا ۵۰ میلیارد بشکه بوده است و این یعنی حدود ۴ درصد از کل ذخایر نفت جهان [۱۸].همچنین ۹۰ درصد خاویار جهان از این دریا صید می‏شود.اما صید بی رویه این ماهی سبب گشته است که بنابر گفته دانشمندان ۹۰ درصد از تعداد این ماهیان در یک قرن اخیر کاسته شود و اگر این روند ادامه یابد تا ۱۰ سال آینده به کلی در این دریا منقرض می‏شوند [۱۹] .

نگارخانه

دریای خزر

نمک آبرود

دریای خزر

دریای خزر

غروب دریای خزر, انزلی

ساحل دریای مازندران

دریای مازندران

 

 

منابع

1.      اشاره نشده. «نشست سران کشورهای ساحلی خزر در یک نگاه». روزنامه ایران (ویژه نامه). ۲۴ مهر ۱۳۸۶. ویژه نامه، صفحه ۳.

2.      اشاره نشده. «نشست سران کشورهای ساحلی خزر در یک نگاه». روزنامه ایران (ویژه نامه). ۲۴ مهر ۱۳۸۶. ویژه نامه، صفحه ۳.

3.      http://en.wikipedia.org/wiki/Caspian_Sea

4.      خبرگزاری بی‌بی‌سی، کاوه امیدوار، دریای خزر، مازندران یا کاسپین پنج شنبه ۲۴ ژانويه ۲۰۰۸

5.      جهانگیر سرتیپ‌پور. وجه تسمیه‌ی شهرها و روستاهای گیلان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:49  توسط poya  | 

روانشانسی و ورزش

روانشناسي ورزش

 

مفهوم گسترده ي روانشناسي ورزشي دربرگيردنده ي جنبه هاي گوناگون روانشناختي ورزش هاي قابتي ، تمرين ، آمادگي جسمي ، استراحت وافزودن وپيشرفت مهارت هاي حركتي مي باشد0

دردنياي ورزش ، رقابت ميان ورزشكارن زبده بسيارنزديك وحساس است 0

درگذشته برتري دريك رشته ي ورزشي خاص براي ورزشكاران وكشورها امري نسبتا" ساده بود وبا هزينه هاي كمتري ميسربود 0 امروزه كشورها وهيأت هاي ورزشي و ورزشكاران متعددي درسراسرجهان با برنامه ريزي منظم وساليانه به تمرينات جدي دريك رشته وزشي خاص مي پردازند بطوري كه درسطح بالاي رقابتي ، سطح مهارت ها اغلب برابرويكسان است وآنچه ورزشكاران رامتفاوت مي كند توجه به اين نكته است كه ورزشكاران به چيزي فراتر از تمرينات فشرده وتلاش هاي مستمرجسمي حركتي نيازمندند كه آن همان آمادگي رواني است 0

مسلما" بدون بهره وري از مهارت هاي رواني ،رسيدن به اوج عملكردورزشي ميسرنيست وطبعا" گام اول دراين روند ارزيابي مهارت هاي رواني ورزشكاران است 0

تحقيقات ميداني نشان مي دهد كه ورزشكاران به خودي خود جهت افزودن توانايي هاي رواني ومقابله با استرس ها غالبا" به شيوه هاي فردي وخود يافته اي دست مي يابند تا درمواقع استرس يا اضطراب درمراحل تمرين يا مسابقات وهمچنين پس از برد ياباخت به كنترل هيجانات منفي يا بروز سالم هيجانات مثبت خود بپردازند 0

مهارت هاي رواني مثل افزايش انگيزش ، تمركز ، اعتماد به نفس ، تنظيم سطح انرژي رواني ، تصوير سازي ذهني وهدف چيني مناسب از موارد بارز روانشناسي ورزش است 0

اين فلسفه كه عقل سالم دربدن سالم است به تمدن يونان وچين باستان باز مي گردد . توجه به تن زجان وجان زتن مستورنيست نيز تعامل بين جسم وجان را به خوبي نشان مي دهد0

روانشناسي ورزشي در دوسه دهه ي اخير درجهان به شكل معنا داري رشد يافته وكشورهايي كه درزمينه هاي مختلف ورزشي رشد بارز دارند درساختار سازماني خود به روانشناسي ورزشي وتحقيقات وسيع در زمينه هاي مختلف آن جايگاه والايي اختصاص داده اند 0

به تبع ساير كشورهاي توسعه يافته ودرحال توسعه مانيز به دنبال مديريت خلاق مبتني براطلاعات ونو آوري بوده ومسلما" خواهان رسيدن به جايگاهي در ورزش مي باشيم كه توجه به اطلاعات روز وجايگاه روانشناسي ورزشي وچگونگي روان افزايي و افزايش رشد شخصيت ومهارت هاي مقابله با استرس درهمه زمينه هاي ورزش حرفه اي وغير حرفه اي خود باشيم 0

حتي درنگاهي بر روانشناسي سلامت نيز جايگاه ورزش وچگونگي ترويج شيوه هاي زندگي سالم رابطه ي روانشناسي ورزش با روانشناسي سلامت ملموس بوده وايجاد انگيزه ( بعنوان يك مهارت روانشناختي ) جهت هرنوع تحرك جسي براي سلامت فرد ضروري است 0 مسلما" درسطح ورزش هاي حرفه اي وملي جايگاه ارجمند روان افزايي وبالا بردن مهارت هاي رواني ذكر شده به كسي پوشده نيست اما نياز به يك چارت سازماني نو يافته اي را مي طلبد كه نقش روانشناس ورزشي را نه فقط در روزها يا ساعات ودقايقي قبل از مسابقه ها ) آنهم مسابقه هاي به ظاهر مهم ) بلكه درطول روند تمرينات مشخص كند . اينكه انگيزه هاي ورزشكار و ورزش دوست چيست واينكه مربي چگونه بتواند رابطه ي معلمي وآموزشي خود را با ورزشكار تقويت نمايد تا تمام داسنته ها وتوانسته ها به خوبي در عرصه ي بازي ومسابقه به منصه ي  ظهوربرسد نياز به ايجاد وتقويت يك رابطه ي تخصص روانشناختي دارد0 رابطه ي ورزشكار با خانواده

وهواداران خود رابطه او با تماشاگران ، روابط بين فردي او وبه طوركلي توان شخصي وشخصيتي او موضوعي است كه لازم است از ابتداي كار ورزشي مورد ارزيابي وتقويت قادر گرفته ومخصوصا" درسطح حرفه اي وملي وجهاني توجه به فشارهاي رواني متعددي كه همواره بصورت موازي با ورزشكار درحركت است داشته باشيم 0

استرس پيروزي چيزي كمتر از استرس شكست نيست 0 شهرت فشار رواني زيادي داردكه درصورت عدم مداخله روانشناسي سلامت مي تواند به ورزشكار وخانواده وتيم او وحتي جامعه اش آسيب برساند 0 گرفتاري هاي تمرين واردوها واردوگاه ها اگر چه توسط مربيان باتجربه و ورزيده كنترل مي شود اما حضوروكار مداوم يك روانشناس باتجربه نيز بركاهش فشارهاي رواني مءثراست 0

از آنجا كه ورزشكار بعنوان يك عضو جامعه تحت تأثير مسائل اجتماعي است  واينكه چگونگي كنار آمدن با پيروزي ها وشكست هاي او نياز به مهرت ها وتوانايي هاي رواني بيشتري نسبت به افراد عادي دارد ( كه به دليل بازتاب وتأثيرات مستقيم وغير مستقيم رفتار ورزشكاران درجامعه مي باشد ) وسطح استرس دراين افراد بيشتر است مي تواند پس از سالها چالش درزمينه باز سازي ونو آوري ها در زمينه مديريت ورزش مورد توجه بيشتري قرار گيرد0

رشد روانشناسي ورزش منوط به پذيريش آن به شكل اصولي در مديريت ايمني در ورزش است ، اغراق آميز نيست اگر بگوييم روانشناسي ورزش برتماشاچي وحاشيه ي دنياي ورزش نيز مؤثراست وايجاد فرهنگ تماشا گرخوب نيز اقزايش مهارت رواني را مي طلبد كه مي تواند در باشگاه ها ورزشگاه ها ورسانه ها به خوبي برنامه ريزي شود 0 آن كس يا آن گروه هوا داري كه پس از شكست تيم مورد علاقه اش به رفتاري غير اجتماعي مي پردازد نياز به آموزش دارد 0 آن كس كه پس از شكست تيم مورد علاقه اش پرخاشگر مي شود واز همه مهمتر آنكس كه پس از شكست تيم ملي اش به گريه مي افتد ودچار يأس ونا اميدي مي شود نياز به مراقبت وتوجه دارد 0 كودكي كه پس از شكست تيم ملي گريه مي كند 0 مادري كه پس از شكست تيم مورد علاقه ي همسر وفرزند ( وخودش ) اشك را درچشم خود وخانواده ي مي بيند اهميت روانشناسي ورزش را نشان مي دهد 0

گريه ورزشكاران در رختكن ( شادي آنها پس از پيروزي شايد كمتر مورد توجه قرار گرفته باشد اگر چه لازم به تأكيد مجددست كه پيروزي نيز همراه با فشاروخطر پذيري براي ورزشكار است ) نياز به مراقبت روانشناختي دارد 0 خانواده ي ورزشكار نيز پس از شكست ها ( كه در ورزش امري عادي است ) نياز به مراقبت وپيشگيري از عوارض وآسيب هاي بعدي دارد 0 پرخاشگري هاي پس از شكست يا درگيري هاي ورزشكاران وهواداران وتماشاچيان نيز درمقوله ي روانشناسي اجتماعي ورزش مي باشد 0

روانشناسي ورزشي مي تواند چهره محبوب ورزشكار را والايش بيشتري دهد وبيش از پيش او را درمقابل اعتياد ورفتارخلاف قرار داده ونقش او را بعنوان يك الگو ويك پهلوان درجامعه پر رنگ تر وبقاي بيشتري دهد ، روانشناسي ورزش مي تواند دلواپسي هاي قهرمان  ورزشي راكاهش داده واو را از گم گشتگي احتمالي برهاند ، رفتارهاي ورزشكار كه براي بسياري از كودكان ونوجوانان بعنوان هوا دار بصورت الگو پذيرفته شده وبا او ( لباس پوشيدن ورفتارهاي فردي واجتماعي او ) همانند سازي مي شود دريك ساختار سازماني مديريت ورزشي مناسب توسط خود شناسي ناشي از روانشناسي ورزشي به عنوان بازويي مطمئن نه تنها درخود ورزشكار كه در رشد اجتماعي كودكان ونوجوانان تأثيرات مثبت بسياري خواهد داشت 0

باتوجه به نكات فوق مي توان بصورت خلاصه اينگونه گفت كه روانشناسي ورزشي بايد جايگاه خود را در سازمان تربيت بدني بيش از پيش بازيابد وروانشناس ورزشي از نقش يك مهمان ومدعو به نقش يكي از اعضاي تيم رهبري وهدايت ورزشكاران درآمد تا دركنار مربيان وسرپرستان وديگر دست اندركاران علاقمند ودلسو ز وپيشكسوت بتواند گام هاي مؤثري جهت اعتلاي ورزش بردارد وتأثيرات مثبت آن را جامعه بصورت كوتاه مدت وبلند مدت شاهد باشيم 0 درشماره بعد بيشتر به اين بحث خواهيم پرداخت وبه راهكارهايي هم اشاره خواهيم داشت 0

روانشناسی رابطه ی بین گروه خونی و شخصیت

شاید باور نکنید که شخصیت افراد به گروه خونی آنها بستگی داشته باشد اصولاً افراد هر گروه خونی دارای خوی، عادت، رفتار و کردار و شخصیت خاص خود هستند. شما دارای چه شخصیتی هستید؟

به نظر می رسد که در طی اعصار به تدریج این حالات و عوامل مربوط به ساختمان درونی و فکری انسان در ژن های بدن ذخیره شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

بهترین راه درمان استرس در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است.

در تاریخ پزشکی آمده است فرزندانی که به محض تولد از مادر خود جدا شده و به نقاط دوردستی برده شده اند ولی بعد از سی یا چهل سال این مادر و فرزند در کنار هم قرار گرفته اند،ملاحظه شده که بسیاری از صفات از مادر به فرزند منتقل شده و تعداد زیادی از خصایص مربوط به شخصیت مادر در فرزند خودنمایی می کرده است.یعنی محیط نتوانسته است این خصوصیات را در فرزند تغییر دهد. آنچه مسلم است گروه خونی، در ساخت شخصیت ما نقش بسیار مؤثری دارد و این مسئله برای دانشمندان و محققین روشن شده است.

ویژگی های شخصیتی گروه خونی O

افراد این گروه دارای ژنی در بدن هستند که به آنها قدرت تحمل مصائب، اعتماد به نفس ، شهامت و خوشبینی می بخشد. افراد این گروه خود را باور دارند و به خود اهمیت فراوان می دهند. علت این امر آن است که گروه O قدیمی ترین گروه خونی افراد جهان است و اجداد این گروه به ورزش ، شکار ، حمله به حیوانات، و مقاومت در برابر مشکلات عادت داشته اند و این عادت به افراد بعدی این گروه منتقل شده است.

به هر حال افراد این گروه خونی، افرادی مصمم، کوشا، جدی، قاطع و پابرجا هستند و اگر تحقیق کنید خواهید دید که بسیاری از سیاستمداران فعلی جهان در گروه خونی O قرار دارند.

ساختار شخصیتی گروه خونی A

از خواص مهم افرادگروه خونی A آن است که از خوردن سبزی لذت می برند و دارای دستگاه هاضمه بسیار ظریف می باشند. سیستم دفاعی آنان با جایی که در آن زندگی می کنند خوب همسانی پیدا می کند.در برابر حوادث روحی مثل استرس ها و ناراحتی های فکری با آرام کردن درون خود خوب مقاومت می نمایند و افرادی فعال و سازنده به شمار می روند.

افراد این گروه در معرض ابتلای به استرس ها قرار دارند و بهترین راه درمان استرس در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است.به طور کلی ورزش های سبک برای افراد این گروه بسیار مفید است. احترام دیگران را رعایت می کنند و از خود خاطره خوبی در سایر افراد باقی می گذارند. نخستین افراد این گروه از بدو پیدایش انسان در کره زمین افرادی باهوش ، حساس و باشوق بودند و قادر بودند با حوادث محیط خود مبارزه کنند. این افراد می توانند در مواقع حساس به خوبی تصمیم بگیرند و خوب و صحیح عمل کنند.

همچنین آنها قادرند که در مواقع سخت، اضطراب و هیجان خود را به خوبی کنترل کنند. اما وقتی هیجان و ناراحتی آنها از حد فراتر رود این افراد منفجر می شوند افراد این گروه نمی توانند برای کارهایی که به مدیریت دقیق نیاز دارد نامزدهای مناسبی باشند در حالی که افراد گروه O دارای این صلاحیت می باشند.

گروه خونی B

افرادگروه B در برابر برخورد با حوادث می توانند بلافاصله تغییر وضع داده و خود را با شرایط زمان و مکان هم آهنگ کنند؛ این سخن به آن معنا نیست که در فکر خود پابرجا نیستند بلکه منظور آن است که می توانند با هر تغییری هماهنگ شده و خود را از برخورد با مشکلات در امان نگه دارند.افراد گروه B قادرند در مقابل بسیاری از بیماری های شایع مقاومت و پایداری کنند.حتی اگر بیماری های قلبی و سرطانی هم بگیرند باز هم عمر بیشتری می توانند داشته باشند.
این افراد در مقابل بیماری ها مقاومت بیشتری نشان می دهند و کمتر از سایر گروه ها بیمار می شوند. کارهای روزمره را با نهایت دقت و نظم انجام می دهند. بهره وری از ورزش و خوردن غذای فراوان برایشان مفید است.شرایط زندگی برای این افراد راحت تر است. کمتر دچار برخوردهای ناراحت کننده می شوند؛ به خوبی می توانند نظرات دیگران را درک کنند.

۳۰ تا ۴۰ درصد از میلیونرها از گروه خونی B هستند. بسیاری از مدیران و اشخاص سطح بالا در جهان گروه خونی B دارند. افراد این گروه دارای تعادل چشمگیر و هماهنگی اعمال بدن هستند.
انرژی های مختلفی که در بدن آنها وجود دارد موافق و موازی هم می باشند و به همین جهت این افراد کمتر دچار بیماری می شوند.خواص گروه خونی
B داشتن زندگی منظم و آرام است.

گروه خونی AB

وجه مشخصه این گروه همراه شدن خواص و شخصیت های گروه A وB با هم است. قابلیت تغییر شرایط بدنی با تغییر یافتن عوامل خارجی را داشته، دستگاه هاضمه حساس و ضعیفی دارند. سیستم دفاعی آنها مقاومت کمی دارد و می توانند با استفاده از ورزش به استرس ها و ناراحتی های محیطی پاسخ دهند.خلاقیت در این افراد وجود دارد. آنها در همان مراحل اولیه استرس به آن جواب می دهند و آن را از سر می گذرانند. در افراد این گروه عشق به معنای واقعی وجود دارد.
این افراد ، مهربان خوش خلق، خلیق و آرام هستند. میل به نصیحت کردن و راهنمایی مردم در آنها زیاد است و بسیاری از آنها هر کاری از دست شان برمی آید برای کمک به دیگران انجام می دهند.سیستم دفاعی آنها ضعیف بوده و در برابر میکروب ها و ویروس ها از خود مقاومت زیادی بروز نمی دهند. افراد گروه
AB به خاطر حسن نیت فراوان و خوش قلبی ، همیشه خیر و خوبی مردم را می خواهند و همه را به صلح و آرامش دعوت می کنند.بسیاری از درمانگرها و کسانی که روی انرژی درمانی کار می کنند دارای گروه خونی AB می باشند.

روانشناسي ورزشي

نورمن تريپلت (‪‪Norman Triplet)درسال ۱۸۹۷اولين فردي بود كه در زمينه روانشناسي ورزشي به تحقيق پرداخت. وي عملكرد ورزشي دوچرخه‌سواران را در شرايط مطلوب ازنظر اجتماعي مورد تحليل قرار داد.

كلمن رابرت گريفيث (‪‪Coleman Robert Griffith) اولين‌آزمايشگاه روانشناسي ورزشي را در دانشگاه ايلي نويز در سال ۱۹۲۵تاسيس كرد، انجمن روانشناسي آمريكا دردهه ۵۰شاخه روانشناسي ورزشي را تشكيل داد و پس از آن انجمن‌هاي متعدد علمي در مورد اصول و كاربرد روانشناسي ورزشي مطالعه مي‌كنند.
در حيطه روانشناسي ورزشي در كشور خودمان نيز بخشي از موفقيت خردسالان كاراته‌كا در بازيهاي جهاني را علاوه بر آموزش و تمرينات و تكنيك، مرهون آشنايي و داشتن برخورد اصولي با مسايل روان شناختي اين ورزشكاران هستيم.
اثرات ورزش بر سلامت روان
..........................

ورزش طولاني مدت براي حفظ فوايد رواني، مورد نياز است. يك جلسه ورزش مي‌تواند مثل يك دوز دارو باشد.براي آن كه دارو ( يا در مورد بحث ما ورزش) اثركافي، طولاني مدت و پايدار داشته باشد بايد به مقدار لازم و مدت زمان مشخص مورد استفاده واقع شده باشد.

مطالعات متعددي نقش ورزش منظم (به‌ويژه ورزش هوازي) را در اتقاء رواني فرد نشان داده‌اند. اهميت اين يافته علمي را نبايد كم انگاشت.نه تنها ورزش منظم مي‌تواند آمادگي قلبي عروقي را بهبود بخشد، مي‌تواند آثار مفيدي روي وضعيت خلقي ورزشكار نيز داشته باشد.
فوايد رواني ورزش در همه افراد در هر سن يا هر مقدار توانايي جسماني ديده مي‌شود. ما بايد اين احساس نياز را در همه اقشار و افراد جامعه برانگيزانيم تا از موقعيت‌هاي خود در جهت فعاليت جسمي سود برند.
كودكان نياز ويژه‌اي به انگيزش جهت انجام فعاليت‌هاي ورزشي دارند. زيرا در سنين كودكي است كه رفتارهاي ورزشي براي تمام طول عمر تثبيت مي‌شود.
سالمندان نيز نيازهاي خاص خود دارند. فعاليت جسماني مي‌تواند اثرات ناتوان‌كننده سالمندي را كاهش دهد كه اين امر هم به وسيله تاثيرات جسمي و هم رواني اعمال مي‌شود. افراد داراي ناتواني جسمي از اين قاعده مستثني نيستند، بعضي اوقات در اجتماع به غلط تصور مي‌شود كه اين افراد قادر به فعاليت جسماني و ورزش نيستند درصورتي كه اين افراد مي‌توانند به طور خاص و تحت نظر مستقيم پزشك معالج ورزش كنند.
درهر صورت مي‌بايست همواره درنظر داشت كه :
- بين ورزش هوازي و كاهش سطح اضطراب و افسردگي ارتباط وجود دارد.

- ورزش هوازي در درمان خلق پايين و اضطراب خفيف تا متوسط موثر است.
- كاهش اضطراب و افسردگي ممكن‌است خود به خود و بدون ارتباط با آمادگي قلبي عروقي پديد آيد.
- امادگي جسماني كاهش‌دهنده تنش‌هاي زندگي است بطوريكه در ورزشكاران مراجعات به پزشك كمتر از افراد عادي است.
زمان مصرف شده براي ورزش نبايد زمان هدر رفته درنظر گرفته‌شوداز آنجايي كه ما در يك دنياي پرتنش زندگي مي‌كنيم بايد قدم‌هايي را برداريم كه تنش روزانه را كاهش دهيم. بايد به افراد آموزش داده شود كه ورزش جزيي از برنامه روزمره و در راس برنامه‌هاي فردي باشد.
شخصيت و ورزشكار
شخصيت يك فرد با سه لايه مشخص نشان داده مي‌شود. سطحي‌ترين آن "رفتار وابسته به نقش" فرد دراجتماع است. اما عميق‌ترين و پرمعناترين لايه "هسته روان شناختي" است.

براي درك ورزشكار، مربي نبايد با رفتار وابسته به نقش وي اغفال شود.
ورزشكار ممكن است خيلي تند و خشن برخورد كند اما واقعيت اين باشد كه وي احساس ناامني مي‌كند. مربي بايد زمان كافي براي مطالعه و شناخت روان - شناختي ورزشكار خود داشته باشد و بفهمد كه وي واقعا در هسته روان شناختي خود چگونه است؟
اما بايد به خاطر داشت كه نمي‌توان از روي نوع شخصيت، به ميزان زيادي در مورد كارآيي ورزشي قضاوت كرد. به طور كلي ورزشكاران نسبت به افراد غير ورزشكار و ورزشكاران سطح قهرماني نسبت به ورزشكاران سطوح پايين تر از نظر شخصيتي متفاوت هستند. به عنوان مثال ورزشكاران شخصيتي مستقل تر، هدفمندتر و برونگراتر از غيرورزشكاران دارند. كه اين امر بيشتر به علت انتخاب طبيعي است نه به علت آموزش، افرادي كه خصوصيات شخصيتي خاصي دارند بيشتر به سوي ورزش گرايش مي‌يابند.
يك استثناء اين قانون، سال‌هاي قبل از بلوغ است. در طول سالهاي نوجواني، ورزش كردن در شكل‌گيري نكات شخصيتي مثبت مثل اتكاء به نفس و استقلال بسيار موثر است. مربيان و آموزگاراني كه با پسران و دختران نوجوان كار مي‌كنند بايد توجه داشته باشند كه ورزش كردن در زندگي افراد نوجوان و جوان نقش مثبت ويژه‌اي دارد. برنامه‌هاي ورزشي كه براي نوجوانان طراحي شده است بايد به ايجاد حس‌هايي مثل خودباوري، اعتماد به نفس و استقلال اهميت دهند.
برد و باخت نبايد بيشتر از نيازهاي واقعي دختران و پسران جوان اهميت داشته‌باشد. تست‌هاي متفاوتي جهت ارزيابي وضعيت شخصيتي ورزشكاران در دسترس است. هريك از اين تست‌ها براي يك منظور و هدف خاص طراحي شده‌اند. بنابراين بايد تست مناسب انتخاب شود.
به طور كلي مي‌توان گفت كه در بين ورزشكاراني كه به ورزشهاي گوناگون مي پردازند، از نظر شخصيتي تفاوت وجود دارد. احتمالا واضح‌ترين اختلاف در بين ورزشكاران تيمي وانفرادي ديده مي‌شود. به عنوان مثال ورزشكاران ورزش هاي تيمي برونگراتر، وابسته تر و پرخاشگرتر از ورزشكاران ورزش‌هاي انفرادي هستند. به طور قطع، بايد بين فوتباليست‌ها وتنيس بازان انتظار تفاوت‌هايي را داشت.

روانشناسان ورزيده مي‌توانند از وضعيت شخصيتي كمك بگيرند و تعيين كنند كه چه نوع ورزشي براي ورزشكار مناسب است.اما نبايد در انتخاب نوع ورزش از طرف روانشناس اصراري صورت گيرد.
اگر يك ورزشكار نوجوان با شخصيت مناسب تنيس، بخواهد به ورزش فوتبال بپردازد، بايد به وي اين امكان داده شود. گاهي ورزشكار به نقطه‌اي مي‌رسد كه نمي‌داند بين دو نوع ورزش كدام را به عنوان ورزش اول خود برگزيند.
احتمالا درنظر گرفتن وضعيت شخصيتي دراين موقعيت مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد.
در بساري از موارد ميان ورزشكاراني كه در پست‌هاي مختلف يك تيم بازي مي‌كنند تفاوت‌هايي خصوصا از لحاظ شخصيتي يا روانشناختي يافت مي‌شود.
(دروازه‌بان در مقايسه با ساير بازيكنان فوتبال) خصوصيات شخصيتي ورزشكاران را مي‌توان در انتخاب وظايف ورزشكار دريك تيم دخالت داد البته مربي نبايد فراموش كند كه خصوصيات جسماني مثل سرعت، قدرت و چابكي نيز اهميت بسزايي دارند. در ضمن بايد به خاطر داشت كه خصوصيات شخصيتي كه از تستهاي متفاوت برداشت مي‌شوند، نشانگر قوي و خوبي براي مهارت در ورزش نيستند. به علاوه در مورد هر ورزشكار بايد به طور مجزا و جداگانه قضاوت شود.
خشونت
بين سطح منطق اخلاقي ورزشكار و تمايل وي به خشونت ارتباط وجود دارد.
مربيان وآموزگاران بايد خشونت ورزشكار را به وسيله هدايت ورزشكار به احساس درست كاهش دهند. به ورزشكاران بايد آموخته شود كه خشونت در طي يك مسابقه ورزشي به اندازه خشونت در زندگي روزمره بد است.
براساس فرضيه ناكامي - خشونت "بركوويتز" يك واقعه نااميد و ناكام‌كننده مي تواند فرد را به طرف خشونت سوق دهد. مربيان بايد به موقعيت‌هايي از بازي كه مي‌تواند منجر به خشونت گردد، توجه داشته باشند.

وقتي يك ورزشكار ناكام و عصباني مي‌شود،مربي بايد وي را از بازي بيرون كشيده، آرام و خونسرد نمايد.
رفتار خشونت آميز در ميدان بازي منجر به خشونت بيشتر مي‌گردد (چرخه معيوب).
مربيان بايد به ورزشكاران بياموزند كه خشونت به تيم آن‌ها كمك نخواهد كرد و احساس بهتر بودن را نيز در آن‌ها ايجاد نخواهد نمود.
خشونت به احتمال بيشتر موجب عقب افتادن تيم مي‌گردد نه كمك به آن.
مربياني كه مي‌خواهند موفق باشند نبايد خشونت را ترويج كنند. يك عمل نشاني از خشونت حتي اگر يك يا دو بار موجب موفقيت در يك مسابقه گردد، در طولاني مدت به يك ناتواني و اختلال جدي تبدل خواهد شد.
اعمال خشونت آميز بيشتر در تيم‌هاي بازنده، در طي مسابقات با اختلاف زياد و پس از يك چهارم اول بازي رخ مي‌دهد درطي اين موقعيت‌ها مربي بايد مراقب ورزشكاراني كه سابقه رفتار خشونت آميز دارند، باشد.
تمام مسابقات ورزشي نقاط كليدي حساسي دارند كه بايد به آن‌ها توجه خاص داشت. درواقع از نظر روانشناسي، " توجه انتخابي " يكي از مهمترين خصوصيات شناختي يك ورزشكار موفق است.
مثلا در واليبال، بلوك كردن توپ يك سلاح دفاعي مهم در امتيازگيري است.
زيرا يك تيم معمولا در چرخشي از توپ كه خودش سرويس مي‌زند، بلوك‌كننده ها بايد به طور انتخابي به حمله‌كننده اصلي توجه داشته باشند و نبايد حواسشان به حركات پاسور يا ساير حمله‌كننده ها يا حتي به توپ باشد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:44  توسط poya  | 

سلامتی چیست ؟

سلامتی چیست ؟
معمولاً کسی را که بیماری جسمی نداشته باشد سالم می نامند در حالیکه تعریف سلامتی وسیع تر و جامع تر است. سازمان جهانی بهداشت در تعریف سلامتی می گوید
سلامت عبارت است از تامین رفاه کامل جسمی و روانی و اجتماعی ، نه فقط عضو به این ترتیب کسی را که {صرفا} بیماری جسمی نداشته باشد ، نمی توان فرد سالمی دانست ، بلکه شخص سالم کسی است که از سلامت روح نیز برخوردار و از جهت اجتماعی نیز در آسایش باشد، زیرا پژوهشهای علمی نشان داده است که ممکن است ریشه و علت بسیاری از ناتواناییهای جسمی ، نابسامانی های فکری و عاطفی باشد مثلا امروزه معتقدند که دلهره ها و بسیاری از احساسات عاطفی انسان می تواند عامل مهمی در ایجاد زخم معده باشد .

قرآن کریم سلامتی روان و رسیدن به آرامش را یاد و ذکر خدا دانسته که: ... الا بذکرالله تطمئن القلوب[1] آنان که ایمان آوردند ، آرام گیرد دلهای ایشان به یاد خدا ، همانا به یاد خدا آرام گیرد دلها تنها با ذکر و بندگی اوست که می توان روانی سالم پیدا کرد و امروزه در بین دانشمندان و روانشناسان علم جدید گرایشهایی پیدا شده که بهترین وسیله ای که می توان بوسیله آن به آرامش و سلامت روان دست یافت، ایمان و یاد و توجه به خداوند تبارک و تعالی است . زیرا آنها معتقدند که در ایمان به خدا نیروی فوق العاده ای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان متدین می دهد و او را در تحمل سختیها ی زندگی کمک می کند و از نگرانی و اضطراب دور می کند.

ما به پیروی از مکتب حیا ت بخش اهل بیت علیهم الصلوه و السلام ، بر این باوریم که چون انسان برای هدف والای عبودیت و بندگی خلق شده :

و ما خلقت الجن والانس الا لیبعبدون[2]

جن و انس را نیافریدیم جز برای آنکه مرا بپرستند.

جسم و روح آدمی به صورت امانتی الهی در اختیار او قرار گرفته و او موظف است که در حفظ و سلامتی آن بکوشد. هرگونه تلاش در این زمینه وقتی در راستای عبودیت باری تعالی می باشد، خود عبادت است. از این رو بر اهل بصیرت مخفی نیست که هر آنچه به عنوان بهداشت و درمان و پایداری ارزش آدمی سفارش شده ، همزمان ما را متوجه بهداشت روان و سلامت روح و یاد پروردگار می کند .

آن حضرت می فرماید: پیامبر فرمود مسواک وسیله پاکیزه کردن دهان و خشنودی پروردگار است، آن را سنت و مستحب موکد قرار داده است و در آن سود بی شماری برای ظاهر و باطن هر کس که اندیشه کند، می باشد. آنچنان که با مسواک ناپاکی و آلودگی دندانها را از غذا و طعام می زدایی، نجاست و پلیدی گناهانت را هم با گریه و زاری، فروتنی و عبادت وبا طلب بخشش از خدا در سحرگاهان پاک گردان. ظاهرت را از نجاست و باطنت را از کدورت نافرمانی ها فقط برای خدا پاک گردان.

بهداشت عمومی :

مسائل مربوط به بدن انسان، از دو دیدگاه در علم پزشکی مورد بحث و مطالعه قرار می گیرد یکی شناخت طرق حفظ سلامتی و پاسداری ارزش و پیشگیری از آنچه آسیب زا و مانع سلامتی انسان می شود، که آن را بهداشت گویند. دیگر معالجه و درمان بیماری ها ی بدن که آدمی با مطالعه و شناخت داروهای مختلف و مصرف آنها ، بیماری را از خود دور می کند. واضح است که پیشگیری از عارضه بیماری و رعایت بهداشت به جرات مهم تر و مقدم بر درمان است. از این رو باید دستورالعمل هایی که در جهت سلامت بدن انسان مورد پذیرش دانشمندان این رشته علمی قرار گرفته است مورد توجه همگان قرارگیرد تا با رعایت بهداشت فردی و اجتماعی بتوان سلامت جامعه را تامین کرد.

بهداشت فردی:

در بهداشت فردی ، هر کس دستورات بهداشتی را که تجربه کرده یا آموزش دیده و یاد گرفته است رعایت می کند. مثلا هر فردی باید شخصا بهداشت اعضای بدن خود مانند دست، صورت، دندان و چشم را رعایت کند تا سالم و تندرست بماند.

بهداشت اجتماعی:

در بهداشت اجتماعی، همه باید مقررات و دستورات عمومی و اجتماعی بهداشتی را رعایت کنند.

امام علی (ع) می فرمایند: مسواک کردن موجب رضای خداوند متعال می شود.

از سنت های پیامبر اکرم است و پاک کننده دهان. (بحار الانوار. ج 76)

پوسیدگی دندان و پیشگیری از آن :

پوسیدگی دندان شایع ترین بیماری دوران ماست که با وجود پیشرفت روز افزون علم دندانپزشکی گسترش وسیعی یافته است. این بیماری در نتیجه واکنش های بین پلاک دندان، محیط مناسب و دندان ایجاد می شود. قبل از ورود به بحث ایجاد پوسیدگی و راههای پیشگیری از آن نخست با ساختمان دندان آشنا می شویم قسمت های مختلف دندان به شرح زیر است: مینا، عاج، مغز دندان، تاج دندان، ریشه دندان، محل ورود عروق و اعصاب دندان .

دندان از دو قسمت تشکیل شده است: 1- تاج دندان 2- ریشه دندان

تاج دندان: قسمت خارجی دندان است که با چشم دیده می شود و از سه قسمت تشکیل شده است:

الف) مینا: از نظر دارابودن مواد معدنی در بین دیگر نسج های بدن منحصر به فرد است. زیرا مقدار مواد آلی و آب آن حداقل است و حدود 95درصد آن را مواد معدنی تشکیل می دهد، به همین دلیل مینا سخت ترین و مقاوم ترین قسمت بدن است. مقاومت دندان در برابر پوسیدگی بستگی به وضعیت سطح مینا دارد. زیرا این بیماری از سطح مینا شروع می شود و به تدریج به قسمت های زیرین نفوذ می کند .

ب) عاج: قسمتی از دندان است که در زیر مینا قرار دارد . عاج از زیر مینا در ناحیه تاج دندان تا ریشۀ دندان ادامه دارد و دارای رشته های عصبی است که در ساختمان های لوله ای شکل قرار دارند . عاج در برابر تحریکات مثل سرما، گرما، شیرینی، ترشی حساس است .

ج) مغز دندان: در قسمت میانی دندان قرار گرفته است و از نوک ریشه تا تاج دندان ادامه دارد. مغز دندان حاوی عروق و اعصاب دندان است که از انتهای ریشه وارد دندان می شود و دندان را تغذیه می کند .

ریشه دندان: بخشی از دندان است که در داخل فک قرار دارد ریشه به وسیله لثه پوشیده شده است و در داخل حفره ی استخوانی به نام الوئول قرار دارد .

ریشه ی دندان دارای قسمت های زیر است :

1- مغز ریشه : همان پالپ یا مغز دندان است که تا ناحیه تاج دندان ادامه دارد .

2- عاج دندان : ادامه ی عاجی است که در زیر مینا قرار دارد .

3- سمان : روی عاج را می پوشاند و نرم تر از عاج است. در محل سمان است که ریشه به وسیله الیاف مخصوص به استخوان فک می چسبد . انتهای ریشه محل ورود عروق و اعصاب دندان است و اپکس نامیده می شود .

عوامل ایجاد پوسیدگی :

به طور کلی چهار عامل در شروع پوسیدگی دخالت دارند:

1- مستعد بودن سطح های دندان ضعیف بودن مینای دندان در مقابل اسید .

2- پلاک میکروبی موجود روی سطح های دندان

3- فعالیت میکروبی پلاک

4- کربوهیدرات ها (مواد قندی ) که در اختیار پلاک میکروبی قرا رمی گیرند.

نحوه تاثیر چهار عامل فوق به صورت زیر است :

(میکروب ها ) میکروار گانیسم + ساکاروز + اسید + سطح مستعد دندانی (رعایت نکردن بهداشت) = پوسیدگی

حذف هر یک از عوامل فوق امکان بروز پوسیدگی را کاهش می دهد و یا از بین می برد و امروزه کاملا مشخص شده است که پلاک دندانی در بروز پوسیدگی و بیماری های لثه نقش مهمی دارد. به این ترتیب که میکروب های پلاک که در مجاورت سطح دندان قرار دارند روی فراورده های قندی که با مصرف شیرینی ها در اختیار پلاک قرار می گیرند عمل می کنند و باعث تولید اسید می شوند این اسید باعث انحلال مینای دندان می شود. پس از پوسیده شدن مینای دندان پوسیدگی به عاج دندان می رسد و در این ناحیه هم با سرعت بیشتری پیشرفت می کند و هم به علت وجود رشته های عصبی حساسیت دندان شروع می شود. اگر این پوسیدگی درمان نشود و به مغز دندان برسد درد خود به خود ایجاد می شود. در این مرحله علاوه بر از دست رفتن قسمت وسیعی از دندان درمان آن نیز به هزینه و صرف وقت به مراقبت بیشتری نیاز دارد .

این جاست که به اهمیت پیش گیری پی می بریم .

آنچه امروز قابل درمان است ، دیروز قابل پیشگیری بود .

بهداشت : 1- عمومی ، 2- فردی

بهداشت: مسائل مربوط به بدن انسان از دو دیدگاه مورد بحث قرار می گیرد . یکی شناخت طرق حفظ سلامتی و پاسداری از تن و پیشگیری از آنچه آسیب زا و مانع سلامتی انسان می شود که آن را بهداشت گویند .

دیگری معالجه و درمان بیماری های بدن که آدمی با مطالعه و شناخت داروها بیمار ی را از خود درو می کند واضح است که پیشگیری مهم تر از درمان است پس لازم است با رعایت بهداشت فردی و اجتماعی بتوان سلامت جامعه را تامین کرد.

بهداشت فردی: در بهداشت فردی هر فرد باید شخصا بهداشت اعضای بدن خود را رعایت کند تا سالم و تندرست بماند .

بهداشت اجتماعی: هر فردی در این کار سهمی دارد و مجموعه ی این دستورات است که بهداشت اجتماعی را تامین می کند خودداری از مصرف آب آلوده سالم نگه داشتن محیط زیست و رعایت نکات بهداشتی در مواقع شیوع بیماری های واگیر دار و بطور خلاصه هر کاری که به سلامت عمومی جامعه کمک کند در این جهت حائز اهمیت است .

بهداشت عمومی چیست ؟

بهداشت عمومی عبارت است از دانش پیشگیری از بیماری ها، بالا بردن سطح سلامت و توانایی بشر که از راه کوشش های دسته جمعی افراد به منظور سالم سازی محیط کنترل بیماری های واگیر دار و آموزش بهداشت عمومی انجام می گیرد .

اسلام و بهداشت :

اسلام با تکیه بر منبع پر فیض وحی نه تنها دستورات بهداشتی را مورد تایید قرار داده است، بلکه خود عالی ترین دستورات بهداشتی را صادر کرده است. پرچم پر افتخار: النظافه من الایمان. نظافت و پاکیزگی جزئی از ایمان است چراغ راهنمای اهل ایمان قرار داده است تا عمل به دستورات بهداشتی مورد همگان قرار گیرد. اسلام با این کلام نورانی، نقش پاکیزگی و بهداشت را به تمامی مسلمانان و پیروان این مکتب حیات بخش اعلام کرده است .

بهداشت دهان و دندان :

اسلام بهداشت دهان و دندان را در سلامت بدن بسیار موثر دانسته و این عمل بهداشتی را یک وظیفه برای مسلمانان قرار داده است و همچنین کسانی که بهداشت دهان و دندان را رعایت نکنند مورد نکوهش قرار داده است پیامبر اکرم می فرمود: چرا دندانهای شما را زرد و کثیف می بینیم شما را چه شده است ؟ چرا مسواک نمی کنید ؟

و در حدیثی پیامبر گرامی اسلام دستور بهداشت دهان و دندان ر اینچنین صادر می فرماید: دهان های شما راهی از راههای پروردگارتان است پس آنها را نظیف و پاکیزه کنید به وسیلۀ مسواک کردن .

نقش د ندان :

دندان ها دارای ساختمان سختی هستند که درون حفره ی دهان سه عمل اساسی در بدن انجام می دهند :

1- شرکت در کلام و صوت : دندان عامل ایجاد صوت در دهان است و به وسیلۀ آن می توان کلامی گویا و صوتی بهتر و دلنشین داشت .

2- شرکت در ساختمان اسکلت صورت و زیبایی آن .

3- شرکت در اولین مرحله گوارش و هضم .

آنچه می تواند در سلامتی و آماده سازی غذا برای معده و دستگاه گوارش مهم باشد دندان است. در حدیث آمده است خداوند متعال دندان ها را در دهان آفریده و آن وسیله ای است برای خوردن و جویدن و سبب گوارش شدن غذا و اصلاح معده .

بوی بد دهان: غالبا خود انسان و دیگران که با او معاشرت دارند از بوی بد دهان رنج می برند. برای رفع این مشکل باید پی ببریم که علت آن چیست ؟

بوی بد دهان ممکن است ناشی از دهان و دندان باشد و ممکن است علل عمومی داشته باشد .

الف ) علل عمومی: کلیه بیماری های مجاری تنفسی، گلو و معده، حنجره، مسمومیتهای غذایی و دارویی و دهها بیماری عمومی دیگر می توانند باعث بوی بد دهان شوند. در علم پزشکی معمولا تقسیم بندی می کنند و هر نوع بویی را ناشی از یک نوع مریضی می دانند که نسبت به آن باید مداوا نمود .

ب) علل دهانی و دندانی: عدم رعایت بهداشت دهان و دندان از مهمترین عوامل بوی بد دهان است. تمیز نکردن دهان و دندان باعث می شود که خرده های غذا در بین دندانها گیر کند و به تدریج تخمیر شود و محیط مناسبی جهت رشد و تکثیر میکروبها فراهم آید که خود بوی متعفنی را ایجاد می کند. بعلاوه باعث ایجاد پوسیدگی دندان و وضع نامطلوب لثه می شود که این بیماری ها در دهان با بوی بد همراه است. نتیجه آنکه تنها راه جلوگیری از بوی بد دهان که ناشی از علل دهانی و دندانی باشد، مسواک زدن است.

اسلام و مسواک:

اسلام با دستور تاکید فراوان همگان را به مسواک زدن این عمل بهداشتی و عبادی فرا خواند تا آنجا که امام صادق(ع) فرمود: مسواک زدن یکی از سنتهای پیامبران است. در حدیث دیگری امام صادق(ع) مسواک کردن را از اخلاق پیامبران دانسته است. مسواک زدن آنچنان در نظر اسلام اهمیت داشته است که پیامبر اکرم(ص) به نقل از جبرئیل اهمیت مسواک و نقش اساسی آن در سلامت بدن را به گونه ای بیان می فرماید که در هیچ مکتبی راجع به بهداشت دهان و دندان چنین سفارش نشده است. احادیث فراوانی راجع به اهمیت مسواک از پیامبر اکرم و ائمه(ع) به ما رسیده است.

از جمله این احادیث داریم: پیامبر گرامی اسلام فرمود: اگر بر امتم گران نمی آمد به یقین مسواک زدن را با هر وضویی واجب می کردم. اگر کسی توان دارد هرگز رهایش نکند .

رسول خدا فرمودند: جبرئیل همواره مرا به مسواک سفارش می کرد تا آنجا که گمان بودم به راستی امری واجب می گردد.

از امام باقر روایت شده : اگر مردم می دانستند مسواک کردن چقدر فایده دارد آن را همراه خویش در بستر قرار می دادند.

امام صادق(ع): مسواک کردن باعث خشنودی خدا، سنت پیامبر و سبب پاکیزگی دهان است .

امام باقر(ع) درباره مسواک زدن فرمودند: هرگز در هر سه وقت مسواک زدن را رها مکن گرچه یک مرتبه بر روی دندانها بکشی.

بهداشت روانی

بهداشت روانی عبارت است از پیشگیری بیماریهای روانی و سالم سازی فضای روحی جامعه تا افراد بتوانند با برخورداری از تعادل روانی با محیط خود رابطه و سازگاری برقرار کنند و در نتیجه به هدف اعلای تکامل انسانی برسند. تمامی مکاتب قبول دارند که هدف اصلی بهداشت روانی، آرامش، امنیت و سلامتی روان انسان و رهایی از هر گونه اضطراب است و در بهداشت روانی می کوشند تا سلامتی روان خود را حفظ کنند.



صبحانه :

صبحانه مهمترین وعده ی غذایی روز محسوب می شود که می تواند تاثیر زیادی بر فعالیت های روزانۀ انسان و روند یادگیری او بگذارد . برای بسیاری از خانواده ها صبحانه خوردن در ابتدای روز قدری مشکل و دشوار است ، در حالیکه اگر مسئولیت آماده کردن سفره ی صبحانه را همگی با هم به عهده بگیرند خواهند دید که پس از مدتی کوتاه چنان به این برنامه عادت می کنند که عملا به بخشی از برنامه صبحگاهی آنان تبدیل می شود . تحقیقات نشان می دهند دانش آموزانی که صبحانه نمی خورند یا خوراکی های کم ارزشی (به لحاظ غذایی) می خورند، اکثرا دچار کم بود توجه و تمرکز در صبح می شوند.

زنگ تفریح :

باید در طول نیمروز حتما لقمه ای یا خوراکی ای مناسب بخورید . شاید بهترین کاری که می توانید انجام دهید آن است که از قبل مقداری از این گونه خوراکی های سالم تهیه کنید. خوراکی هایی مثل: ذرت بو داده، انواع برگه های میوه و خشکبار ، انواع دانه های خوراکی مثل گردو ، پسته، بادام و.....

شیرهای کم چرب، لقمه ای کوچک نان و پنیر، ...... در نظر داشته باشید اگر غذا ی نیمروزتان نامناسب (پرحجم ، پرکالری و سنگین ) باشد در برنامه نهار حتما تاثیر می گذارد و دچار بی اشتهایی و سیری می شوید.

ریحان(سبزه ی پیامبران):

در کتابهای روایت از معصومان نقل کرده اند ریحان سبزی پیامبران است و خواصی از جمله خوشبو کردن و افزایش اشتها دارد. گفته اند مصرف ریحان برای سرگیجه، دل پیچه و سرفه مفید است. در کتاب های طب سنتی آمده است 50 گرم ساقه ی ریحان را که برگ و گل دارد در آب جوش ریخته و 15دقیقه دم کنید. سپس آن را صاف و شیرین کنید. دم کردن شیرین ریحان به عنوان تب برو درمان سر دردهای عصبی توصیه شده است.

می گویند : استنشاق بوی ریحان له کرده برای رفع سر درد های عصبی توصیه شده است .

می گویند : استنشاق بوی ریحان له کرده برای رفع سر درد مسافران بسیار مفید است.



عوامل موثر بر بهداشت روح و روان – دنیای جوانان :

فردی از نظر روانی سالم است که بتواند از وضعیت و موقعیت اجتماعی خود استفاده نموده، از عهده وظایف محوله به خوبی بر آمده و از انجام آن احساس خرسندی و رضایت نماید.

بنابر این اگر ما دارای روانی سالم هستیم باید از بروز فشارهای مختلف دلهره، ترس بیهوده، تنشهای عصبی، خستگی ها و ناراحتی ها در زندگی خود پرهیز کنیم و در برابر ناامیدی ها شکست ها و پیشامد های غیر منتظره هرگز سستی به خود راه ندهیم .

طبیعت دارای قوانینی است که تمام آنها مورد پسند ماست . به طور مثال تعداد کمی از آرزوهای جوانی صورت حقیقت به خود می گیرد ، چیزی که در این میان بسیار مهم است طرز برخورد افراد با مشکلات زندگی است و بهداشت روانی هر فرد مربوط به این طرز برخورد می باشد. ممکن است هیجانات و فشارهای روحی در زندگی روزمره باعث بروز بیماری های متعدد در ارگان های مختلف بدن شده و لازم است از آن ها پیشگیری به عمل آید ، لذا رعایت اصولی در پیشگیری از این امر مهم ، فوق العاده حائز اهمیت است .

اهم این نکات عبارتست از :

1- متکی به خود و خدای خود باشید .

2- در مصائب سخت و ناگوار مقاوم بوده و هرگز سستی از خود نشان ندهید .

3- نسبت به ادامه زندگی هرگز بی علاقه گی نشان ندهید .

4- با همه افراد به ویژه خانواده و بستگان خود با احترام رفتار کنید و هرگز درصدد توهین و تحقیر کسی نباشید .

5- فعالیت اجتماعی خود را با تحمل بدنی خود متناسب کنید .

6- در تمام کارها توکل به خدا کنید و با انجام فرائض دینی همیشه به یاد خدا باشید که این امر در فرو نشاندن بسیاری از هیجانات این جهان مادی و معطوف نمودن ذهن به جهان ابدی بسیار موثر است .

7- وقتی عصبانی هستید عصبانیت خود را با یک فعالیت بدنی بیرون بریزید .

8- امیال و آرزوهای خود را کنترل کنید .

9- خندان و گشاده رو باشید .

10- به شیوه ی واقع بینانه عمل کنید و از اوهام و خرافات به دور باشید .

11- حسود و کینه توز نباشید و از حسرت بپرهیزید .

12- از تلقینات سوء و ناهنجار اجتناب کنید.

13- از آنچه انسان را زیاد هیجان زده می کند بپرهیزید .

14- به سوی طبیعت بروید، زیبایی های طبیعت را ببینید ، به آنها بیندیشید و به خوبی ها فکرکنید .

15- ورزش و استنشاق در هوای آزاد و پاک را فراموش نکنید .

16- هفته ای یک بار استراحت نموده و سالی یک ماه نیز به گردش و تفریح بپردازید.

17- در حد اعتدال غذا بخورید و تغذیه سالمی داشته باشید .

18- از مبارزه و مواجه با مشکلات زندگی هرگز نا امید نشوید .

19- به اندازه کافی استراحت نمایید و از شب زنده داری خسته کننده بپرهیزید.

20- از مبارزه و مواجهه با مشکلات زندگی هرگز نا امید نشوید .

21- از داد و فریاد بیهوده خودداری کرده و در مقابل مسائل روزمره خونسردی خود را حفظ نمایید .

22- از پرخوری پرهیز نموده و وزن خود را در حد متناسبی حفظ نمایید .

23- برای انجام کارهای فکری جای راحت و خلوتی را انتخاب کنید .

24- هرگز در اختلافات دیگران مداخله نکنید مگر در فرصت های مناسب و در محیط آرام و آن هم صرفا برای رفع اختلافات طرفین .

25- مشکلات عاطفی خود را در سینه دفن نکنید. اگر درد دلی دارید با افراد مورد اعتماد به درد و دل بپردازید تا موجب تسلی خاطر و آرامش شما گردد.

26- حدالامکان هر مشکل را حل شده تصور کنید و در فرصت های مناسب در حل آنها بکوشید تا از بروز هیجانات در امان باشید .

27- از مراقبت های پزشکی غافل نباشید .

28- برای انجام کارهای روزمره برنامه ریزی صحیحی داشته و از عجله کردن های بی مورد بپرهیزید .

29- توقع بیجا و بی مورد نداشته باشید .

30- به بهداشت ظاهری خود اهمیت دهید .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:42  توسط poya  | 

زندیه

زندیه
زنديه سلسله اي از پادشاهان ايران كه از سال 1164-1209 هجري قمري بر بيشتر ممالك ايران سلطنت نمودند و اولين آن كريم خان و واپسين آنها لطفعلي خان بود. سلسله مزبور پس از قتل نادر شاه از سال 1162 تا 1209 هجري قمري در فارس و افغان سلطنت كرد و بدست آقا محمد خان قاجار منقرض شد. افراد اين سلسله از اين قرارند :
1- كريم خان ، جلوس به سال 1163 هجري قمري برابر با 1750 ميلادي
2- ابوالفتح خان ، جلوس به سال 1193 هجري قمري برابر با 1780 ميلادي
3- عليمراد خان ، جلوس به سال 1193 هجري قمري
4- محمد علي خان، جلوس به سال 1193 هجري قمري
5- صادق خان ، جلوس به سال 1193 هجري قمري
6- عليمراد خان ، جلوس به سال 1196 هجري قمري
7- جعفرخان، جلوس به سال 1199 هجري قمري
8- لطفعلي خان ، جلوس به سال 1203 هجري قمري
اما به تخت نشستن لطفعلي خان بيش از شش سال نپاييد و به سال 1209 هـ . ق بدست آقا محمد خان قاجار به قتل رسيد.


هنگامي كه به تواريخ فوق مي نگريم حتي بدون هيچ شناختي از دورة زنديه به اين نتيجه مي رسيم كه وضعيت و شرايط ايران داراي تشنجات و نا آراميهاي زيادي بوده است زيرا در شرايط عادي نادر جماعتي است كه به هر فصل پادشاهي آورد و به هر روز اميري بگمارد.
ابوالفتح خان ، عليمراد خان ، محمد علي خان و صادق خان هر سه به سال 1193 هجري قمري بر تخت نشستند . خود شاهدي بر عدم وجود امنيت سياسي و اجتماعي روزگار است كه اوراق كهنه تاريخ شهادت بر آن مي دهد كه عدم امنيت سياسي و اجتماعي ، هميشه و همه حال هنر و فرهنگ را نيز تحت الشعاع قرارخواهد داد كه خود جاي بحث و مجادله اي دگر دارد و نمي توان در اين اوراق بدان پرداخت.
هميشه تاريخ براي پژوهشگران علوم سياسي و دانشهاي هنري و فرهنگي در پرده اي از ابهامات قرار داشته است اما آنچه از نوشته ها و نگاشته ها بر مي آيد حكومت زنديه و پادشاهانش هميشه در حال جنگهاي داخلي بوده اند و تنها در حدود 20 سال از حكومت كريم خان كشور يك آرامش نسبي را به خود ديد.
وقايع اين دوران به تفصيل در كتابهاي تاريخ گيتي گشا نوشته محمد صادق موسوي نامي ، مجمل التواريخ بعد نادريه نوشته ابوالحسن بن امين گلستانه روزنامه ميرزا محمد كلانتر فارس ، گلشن راز نوشته ابوالحسن فخاري كاشاني و غيره مي توان يافت. پادشاهي زنديه با بر تخت نشستن كريم خان آغاز مي شود كريم خان زند از طوايف لك و پسر ايناق بود. پس از فوت پدر با برادرش صادق خان بزرگ طايفه زند شدندو به سال 1162 هجري قمري به سپاه ابراهيم خان برادرزاده نادرشاه پيوست، چون ابراهيم بدست نوه نادر كشته شد كريمخان قدرتي يافت و سرانجام بر عليمراد خان بختياري و محمد حسن خان قاجار و آزاد خان افغان و فتحعليخان افشار پيروز شد و به استثناء آزاد خان ديگر رقيبان او كشته شدند.
عليمراد خان پس از شكست از كريمخان زند از شيراز به كرمانشاه رفت و شاه اسماعيل سوم كه قبلاً به پادشاهي نشسته بود به كريمخان پيوست (1165 هجري قمري ) و كار كريمخان بالا گرفت و چون خويشتن را وكيل وي كرده بود به وكيل معروف شد عليمراد خان در كرمانشاه سپاهي فراهم ساخت و به مقابله با كريمخان پرداخت اما در ناحيه بيل آور شكست خورد و بدست محمد خان زند كشته شد محمد خان از بزرگان زنديه بود كه از كريمخان روي گردان شده و به عليمراد خان پيوسته بود اما پس از كشتن عليمراد خان مورد عفو كريمخان قرار گرفت پس از آن واقعه ، كريمخان براي دفع محمد حسن خان به گرگان لشكر كشيد اما كاري از پيش نبرد. در اين ميان شاه اسماعيل سوم به برادري محمد حسن خان پيوست و او را نايب السلطنه كرد، بدان جهت شكست در سپاه كريمخان افتاد و به اصفهان عقب نشست. در نبرد ديگري كه در سال 1171 هجري قمري در گرفت كريمخان از اصفهان به شيراز رفت و متحصن شد. اما سپاه محمد حسن خان نتوانست محاصره شيراز را ادامه دهد و ناچار به استر آباد باز گشت و در جنگي به دست فتحعليخان زند كشته شد. از ديگر رقباي كريمخان آزاد خان افغان سردار سپاه نادر بود كه ادعاي سلطنت داشت. به سال 1167 هجري قمري در نبردي كه ميان او و كريمخان در ناحيه بروجرد در گرفت كريمخان شكست خورد اما سرانجام بر او غلبه كرد و او در سال 1175 هجري قمري خود را تسليم كريمخان كرد و تا آخر عمر مورد محبت خان زند بود.
در سالهاي 1174 و 1175 هجري قمري كريمخان به دفع فتحعليخان افشار آراشلو پرداخت البته در ناحيه قره چمن از وي شكست خورد اما سرانجام بر وي غلبه كرد فتحعليخان به اروميه گريخت كريمخان 9 ماه اروميه را محاصره كرد ودر سال 1167 هجري قمري فتحعيخان تسليم شد و مورد محبت او قرار گرفت اما چون سوء نيت وي بر كريمخان مسلم شد امر به كشتن او داد در سال 1177 هجري قمري والي بغداد به تحريك ولي مطلب مشعشعي به خوزستان تاخت كريمخان به خوزستان رفت و طايفه آل كثير و سعد را سركوب كرد و لنكري به سر كردگي صادق خان برادر خويش به بصره فرستاد و آنجا را تصرف كرد پس از اين به تنظيم امور پرداخت ودر آباد كردن شيراز كوشش بسيار نمود.
از بناهاي بنام دوره زنديه مي توان به حمام وكيل شيراز ، بازار وكيل شيراز ، مسجد وكيل شيراز ، بقعه شاه مير علي بن حمزه شيراز (دروازه قرآن ) ؟ مدرسه سپه سالار قديم تهران ، مدرسه مرروي تهران مدرسه شيخ عبدالحسين تهران ، مسجد علي قلي آقا اصفهان ، عمارت خورشيدي كلات نادري در خراسان باغ و عمارت هفت تن شيراز باغ كوشك كريم خان شيراز( مقبره خان زند) حمام عليقلي آقا اصفهان عمارت كلاه فرنگي (موزه پارس )شيراز .
كريمخان به بنا و بناسازي علاقه فراوان داشت و ابنيه هاي فوق الذكر گواه اين امر است ايشان حتي نام محلات شهر شيراز را خود انتخاب مي كرد، محله سيم شيراز محله بالاكفت به كسر كلاف و و سكون ، بعضي دوش و سر دوش را گويند و اين محله را بالا كت و بال كت و بال كه نيز گويند و از زماني كه پادشاه عصر زند حصار شيراز را كوچك نمود محله باغ نو و اين محله را يك محله فرمود و همه را بالا كفت گفتند .
كريم خان به سال 1193 هجري قمري در شيراز در گذشت و مدت سلطنتي 30 سال بيشتر نبود و هفت پادشاه كه يكي بعد از ديگري بيامند نه توانستند حامي مردم باشند و نه كشور را در آرامي نگه دارند و روزي نبود كه خانه اي نسوزد و جدالي در نگيرد. وآخر كلام ايران در آن دوران تنها در 20 ساله آخر حكومت كريم خان در حالتي نسبتاً آرام زي كرد و بعد از كريم خان هم 20 سال بيشتر دوام نيافت و خود قضاوت كنيد كدام فرهنگ و هنري توان رشد و ترقي در اين عهد را دارد.
نگاهي به فرش دوره زنديه از ديد محققان فرش ايران
هنگامي كه به كتابهاي فرش ايران رجوع مي كنيم زماني كه به قالي دوره زنديه مي رسيم همواره سكوتي عميق يا تك مضرابي ضعيف ما را به تفكري ژرف پيرامون اين هنر در عصر مذكور دعوت مي كند كه شايد خودعا ملي شود براي پژوهش بيشتر پيرامون قالي اين عصر در ايران.
سيسيل ادوارد و در كتاب مشهور خود قالي ايران اشاره اي به اين دوره
مي كند و به استناد به كتاب تاريخي سرجان ملكم كريم خان را فردي مدبر ولي بي سواد مي خواند و در هنرهاي اين دوره كه به بحث در مورد تجارت و ساخت آنها سخن به ميان آورده اما از فرش زنديه سخني نمي گويد البته دكتر سامي در كتاب خود بافندگي و بافته هاي ايران از دوران كهن اشاره دارد كه قالي در اواخر حكومت زنديان باز در ايران رونق يافته است.
تورج ژوله نيز در كتاب برگي از قالي خراسان چنين مي نويسد : آرام اولئاويوس كه جز يك هيئت هفت نفره بود در زمان شاه عباس دوم به ايران آمد و در سفرنامه خود نوشت بهترين قاليها در ايران بافته مي شود پس از صفويه با حمله افاغنه تا مدتي ايران از جمله خراسان دچار آشوب و هرج و مرج شد و سرانجام در دوران سلسله قاجار وضع كمي بهبود يافت و فرش ايران از طريق دريا وخشكي به اروپا و ساير نقاط و به عنوان مهمترين كالاهاي صادراتي ايران مطرح شد.
استاد پرويز تناولي در كتاب قاليچه هاي تصويري ايران چنين مي آورد با آمدن سلسله زنديه صلح و آرامش دوباره به ايران باز گرديد و اين بار شيراز مركز هنر و هنرمندان ايران شد و هنر تصوير گري به اوج خود رسيد و موضوع هاي تصويري در همه جا و در همه رشته ها از جمله روي سنگ و كاشي و گچ نقش بست و نقاشان زيادي به تهيه تابلوهايي از شاهزادگان و رقاصان و نوازندگان پرداختند و كار تصوير گري از انحصار كاخها بيرون آمد و به داخل خانة اشراف راه يافت اما عمر سلسله زنديه چنين نپاييد و سلسله قاجار بر روي كار آمد و تهران به پايتختي برگزيده شد.
جواد يساولي در كتاب شناخت قالي ايران مي گويد : نادر شاه جهت حفظ انسجام و يكپارچگي كشور فرصت آن را نيافت تا به مسايل هنري بپردازد ليكن رفته رفته با حفظ امنيت و آرامش ايجاد شده در سايه شجاعت و دلاوري ايرانيان هنري كه در خفا به حياتش ادامه مي داد در دوره زنديه اعتبار بيشتري يافت و مورد توجه فرمانروايان قرار گرفت . بازرگانان تبريزي به تأسيس كارگاه هاي فراوان قاليبافي نه تنها در تبريز بلكه در كرمان ، مشهد ، كاشان و ساير شهرهاي ايران همت گماشته و قالي هاي بافته شده از طريق استانبول به اروپا راه يافت.
آنچه كه مستندات مكتوب نشان مي دهد قالي دوره زنديه هر چه باشد نقطة سكوت هارموني بر صداي فرش ايران است نه شكوه صفوي را داراست و نه بدعت قاجار ، از ديد من فرش زنديه سكوت است يك سكوت كه تصميم تكامل و از طرفي انحطاط نويني را آغازمي كند كه ديروز نبوده و امروز هم نيست و به فرداي زنديه كه قاجار است تعلق دارد.
همواره شك مقدمه يقين است.«دكارت»
ذكر چند فرضيه در مورد قالي دوره زنديه از نظر نگارنده
1- كمتر بافته شدن قاليهاي گران قيمت در اين دوران
در آن چه كه پيش رويتان گذشت ديديم كه دوره زنديه دوره اي ملوك الطوايفي بوده است و دائماً در جنگ داخلي به سر برده اند و هميشه و در همه حال جنگها اولين تأثيرات خود را بر روي هنر اين سرزمين گذاشته اند ، نه سرزمين ما بلكه هر دياري كه دچار اين بلا شود هنرش و فرهنگش دچار تزلزل خواهد شد و رو به انحطاط خواهد رفت.
كريم خان زند كه خود را وكيل الرعايا خوانده بود پايتخت كشور را به سرزميني برده بود كه نه مركز بافت بود و نه ساختمانهاي در خور تحسين سپاهان را داشت او شيراز را به عنوان پايتخت حكومت خود گزيده بود و در ده سال اول حكومت همه و همه به دنبال خواباندن شورشهاي قومي و قبيله اي و مدعيان تاج و تخت كه از هر سوي سر بلند مي كردند بود هنگامي كه وضعيت كشور رو به آرامش رفت وي بر آن شد كه پايتخت سرزمينش را سر و سامان دهد از اين رو با ابنيه آغاز كرد و بناها را در آن سرزمين بر پا ساخت اما او بيست سال بيشتر فرصت نداشت و در اين مدت تنها به اين مهم پرداخت و هنرها و صنايع ديگر در حاشيه قرار گرفتند البته لازم به ذكر است بگوئيم كه پارچه بافي اين دوره وجه تمايزي با پارچه هاي دوران پيشين خود دارد و آن استفاده از طرح گل فرنگ است كه وجه تمايز معماري و نقاشي و جلد سازي اين دوره نيز محسوب مي شود اما بافته هاي گره دار كه مبين اين طرح باشد يافت نشده است.
پس از كريم خان كشور ايران وضعيت خوبي نداشت و باز همان جنگهاي داخلي و عاري قدرت كمر مردم و فرهنگ و هنرشان را شكسته بود. اين امرتا زمان لطفعلي خان آخرين پادشاه زند ادامه داشت.
لازم به ذكر است كه حكومت زند در حالي به دست كريم خان افتاد كه خزانه تهي بود و دارائيهاي ايران همه براي جنگهاي مكرر افشاري از دست رفته بود.
با توجه به اينك ساخت قاليهاي قطعه بزرگ گران قيمت در ايران توسط دربار حمايت مي شده در اين دوره به علت نبود ثروت در اقشار بالاي جامعه ايران اين گونه قاليها بافته نمي شده است.به عبارتي ديگر قشر ثروتمند به قشر متوسط تبديل شده بودند .
2) بافت قاليهاي سجاده اي (محرابي يا مهرابي )
در تاريخ ويل دورانت خوانديم كه يكي از قالي هاي شاخص آن دوره كه در تركيه بافته مي شده است قاليهاي با طرح سجاده اي بوده كه زينت بخش مساجد و كاخهاي آن سامان بوده است و با توجه به اينكه ايران به هر حال در تمام دوران تاريخ از بزرگترين مراكز بافت محسوب مي شده است قطعاً اين نمونه قاليها نيز در ايران بافته مي شده است و قاليهايي كه از سدة 11 به جاي مانده خود گواه اين امر است كه در سدة 12 نيز اينگونه قاليها در ايران بافته مي شده است. اما متأسفانه من نتوانستم نه در كتابها و نه در موزة فرش ايران نمونه راز قالي سجاده اي قرن 12 بيابم ولي قاليهايي از اوايل سدة 13 يافتم كه عمدة تفاوتشان با قاليهاي سجاده قرن 11 اضافه شدن ستون يه دو سوي قالي بود كه اين امر نيز خود جاي تفكر و تأمل دارد كه در اين مجال نمي گنجد.
3) بافت قاليهاي عشايري و ايلياتي فارس به عنوان قاليهاي درباري
ايل هر كجا كه برود فرهنگ و قوميت خود را فراموش نخواهد كرد گويي كه اين فرهنگ با او زاده شده و با او خواهد مرد خاصه اينكه از كوچ او اندك زماني بيش نگذشته باشد و گرد زمانه به روي فرهنگش ننشسته باشد.
دولت زنديه يك ايل بود يك ايلي كه همه با هم به شيراز آمده بودند تا به ايران حكومت كنند ويك ايلياتي هرگز نمي تواند به فرش شهري باف اصفهان بنشيند و بر آن زندگي كند لذا گمان من اين است كه كاخهاي زند مزين به فرشهاي ايلياتي فارس بود و به سبب اينكه اينگونه فرشها اكثراً تمام پشم هستند و درشت بافت (با رجشمارهاي پايين) و اغلب داراي گره فارسي زودتر در معرض بيد خوردگي و سايش قرار مي گيرند و به علت فراواني اينگونه قاليها در دوره هاي مختلف و تكامل تدريجي آنها لذا كمتر كسي توجه به جمع آوري قاليهاي اين دوره كرده است و همين امر باعث شده كه قاليهايي كه به اين دوره تعلق داشته باشند كمياب يا بهتر بگوييم ناياب هستند(البته اين امر مطالعه بيشتري را در مورد قوم و ايل حاكم آن دوره طلب مي كند)

4ـ نقوش گل فرنگ ، كاشيكاري واجلاد سده 12 پايه اي براي نقوش گل فرنگ قالي سده 13
گل فرنگ ها به عنوان موتيف اصلي شاخص موتيفهاي دوره زنديه مساجد و تكايا است هنگامي كه به پيش مي آييم و به دوره قاجار مي رسيم مي بينيم اين نقش از روي ديوارنگاريها و اجلاد و كاشيها به روي منسوجات گره دار و
بي گره نقش مي بندد هر چند آنگونه نقوش بر منسوجات بي گره به اواسط حكومت زنديان باز گردد .
البته نام نهادن اين موتيفها با واژه گل فرنگ از آنجايي ناميدنش به روزگار صفويان مي سد شايد بي مهري به گل بومي اين سرزمين كه همان گل سرخ ايراني و يا گل گلاب محمدي است باشد چراكه در مقايسه اين گل با گل رز منقوش بر كتب فرنگستان وجه تمايز گل سرخ ايراني با گل روز فرنگي (فرانسوي و به گفته اي لندلي) درك خوايم كرد هنرمند ايراني رئاليسم
محض نيست و هر چند بخواهد موضوعي خاص را به تصوير مي كشد با استفاده از ذهن خلاق خويش آن را به نگارستان خوش رنگ نگاره هاي ايران فرامي خواهد .
چنانكه در ذكر احوال نقاشان اين عهد آمده است نقاشان اين دوره يك گل را در پيش رويشان مي نهادند و به ترسيم آن مي پرداختند اما آنچه بر كاغذ ثبت مي كردند آنگونه بود كه خود درك كرده بودند .
همچنين در اثبات اين مدي مي توان به حالت خشك و بسته گلهاي فرانسوي و لندني در قياس حالت افشان و نرم و لطيف گلها فرنگي ايراني و به عبارتي ديگر گلهاي سرخ ايراني توجه كرد .
و در گل در نقوش و موتيفهاي زنديان بر ديوارها واجلاد در زمان قجرها بر كف آمده و به فرش بنشسته .
5 ـ نقاشيهايي درباري دوره افشار و زند آغاز براي قاليها تصويري سده 13
هنگامي به نقاشيهاي سده 12 مينگريم و در قياس آن با قاليهاي تصويري
سده 13 به اين نتيجه مي رسيم كه نقاشيهاي خاص درباري پايه و اساس براي فتادن آنها بر مغروشات تصويري گره دار صده 113 خواهدبود .
علل ركود فرش دوره زنديه
1ـ جنگ داخلي
2 ـ عدم ثبات اجتماعي ،اقتصادي و سياسي آنروز
3 ـ دولت عثماني به عنوان دولتي مقتدرتر از زنديه در صادرات فرش و روابط بين الملل
4 ـ آماده شدن اروپا براي انقلاب صنعتي
5 ـ عدم توجه دولتمردان ايران به منسوجات گره دار
6 ـ ارتقاء ساخت ابنيه به عنوان برترين هدف و در حاشيه قرارگرفتن ساير هنرها
7 ـ تبديل قشر ثروتمند جامعه به قشر متوسط و در كل فقر جامعه ايران آنروز
8 ـ مراودات تجاري هندوستان توسط كمپاني هند شرقي دراين كشور بامغرب زمين
10 ـ مراودات تجاري كريم خان با مشرق زمين
11 ـمركز بافت نبودن شيراز به عنوان پايتخت زنديه 12 ـ كوتاهي حكومت روزگار زنديه (حدود نيم قرن )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:40  توسط poya  | 

فیزیک اتمی

فیزیک اتمی

فیزیک اتمی شاخه‌ای از فیزیک است که به بررسی اتم به‌عنوان یک سیستم منفرد و متشکل از الکترون‌ها و هسته می‌پردازد. با آنکه در زبان رایج دو اصطلاح «فیزیک اتمی» و «فیزیک هسته‌ای» مترادف شمارده می‌شوند، اما فیزیک‌دانان اصطلاح «فیزیک اتمی» را برای بررسی اتم به‌ عنوان یک سیستم منفرد و «فیزیک هسته‌ای» را برای بررسی ساختمان هستهٔ اتم بکار می‌برند.

درباره گرایش اتمی - مولکولی

فیزیک اتمی- مولکولی که مربوط به فیزیک جدید است از زمانی متولد شد که دانشمندان متوجه شدند کوچک‌ترین جزء در طبیعت اتم نیست. بلکه اتم از اجزای کوچک‌تری به نام الکترون‌ها و هسته تشکیل شده‌است. یعنی اتم از هسته‌ای تشکیل شده‌است که الکترون‌هایی در اطراف آن می‌گردند.

دکتر منیژه رهبر استاد فیزیک دانشگاه تهران در ادامهٔ سخنان خویش می‌گوید: «در این میان فیزیک اتمی به بررسی نقل و انتقال‌های الکترون‌های اطراف هسته می‌پردازد و خواص آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد. یعنی ما در فیزیک اتمی کاری به این نداریم که هسته از چه تشکیل شده‌است بلکه هسته برایمان مرکزی با بار مثبت است و بیشتر توجه ما جلب الکترون‌های اطراف هسته می‌شود». دکتر هوشنگ روحانی‌نژاد استاد فیزیک دانشگاه تهران نیز در معرفی فیزیک اتمی می‌گوید: «اگر ما بپذیریم که در کل، علم فیزیک به دو بخش دنیای بزرگ و دنیای کوچک تقسیم می‌شود، دنیای بزرگ فیزیک، مربوط به دنیای روزمره ‌است و در آن حرکت اتومبیل‌ها، موشک، ماهواره و در کل تمام حرکاتی که می‌بینیم مورد بررسی قرار می‌گیرد. فیزیک اتمی به دنیای بی‌نهایت کوچک‌ها برمی‌گردد چرا که ما در فیزیک‌اتمی به بررسی ساختار ذره‌ای به نام اتم می‌پردازیم و این که اتم چگونه تشکیل شده است و چه ویژگی‌هایی دارد.» در حال حاضر بررسی لیزر و کاربردهای آن را در زیر شاخه‌های این گرایش می‌توان یافت.

گرایش فیزیک هسته‌ای

دکتر رهبر در معرفی فیزیک هسته‌ای می‌گوید: «در فیزیک هسته‌ای، خود هسته مورد مطالعه قرار می‌گیرد. یعنی متخصصان و دانشمندان بررسی می‌کنند که هسته از چه تشکیل شده‌است و چه نیروهایی بین اجزای هسته حکم‌فرما هستند و در نتیجهٔ واکنش‌های انجام شده، چه‌قدر انرژی آزاد می‌گردد».

دکتر دویلو نیز در معرفی این گرایش می‌گوید: «انرژی هسته‌ای و رادیوایزوتوپ‌ها مسائلی هستند که در فیزیک هسته‌ای مورد بررسی قرار می‌گیرند».

فیزیک حالت جامد

گرایش حالت جامد مربوط به سیستم‌های بس ذره‌ای مخصوصاً جامدات است.

سامان مقیمی عراقی در ادامه می‌گوید: «ابتدایی‌ترین کار در این گرایش بررسی بلورهای جامدات و خواص اپتیکی، مکانیکی، الکتریکی و صوتی امواجی است که در آن منتشر می‌شود که این بررسی منجر به پدیده‌های مختلفی مثل ابر رسانایی، نیم رسانایی و یا پخش و انتقال گرما می‌گردد.»

دکتر پروین نیز می‌گوید: «مطالعه دانش مربوط به کریستال‌ها و ویژگی‌های فیزیکی آن‌ها به گرایش حالت جامد بر می‌گردد.»

فیزیک اتمی، مولکولی و نوری

فیزیک اتمی، مولکولی و نوری دانش بررسی اندرکنش ماده با ماده یا نور با ماده در مقیاس تک اتمی یا ساختارهای دربردارندهٔ چند اتم است. این سه زیرشاخه به خاطر رابطهٔ نزدیکشان، تشابه روش‌های مورد استفاده در مطالعهٔ آن‌ها و نزدیکی انرژی‌ها در یک گروه قرار می‌گیرند. هر سه زیرشاخه ممکن است در مقیاس بزرگ یا کوانتم بررسی شوند.

فیزیک اتمی

فیزیک اتمی شاخه‌ای از فیزیک است که به بررسی اتم به‌عنوان یک سیستم منفرد و متشکل از الکترون‌ها و هسته می‌پردازد. با آنکه در زبان رایج دو اصطلاح «فیزیک اتمی» و «فیزیک هسته‌ای» مترادف شمارده می‌شوند، اما فیزیک‌دانان اصطلاح «فیزیک اتمی» را برای بررسی اتم به‌عنوان یک سیستم منفرد و «فیزیک هسته‌ای» را برای بررسی ساختمان هسته اتم بکار می‌برند.

فیزیک مولکولی

فیزیک مولکولی دانش بررسی مولکول‌ها و پیوندهای شیمیایی بین اتم‌های است که آن‌ها را به هم می‌چسباند. مهمترین روش بررسی آزمایشگاهی آن زیرروش‌های گوناگون طیف‌نمایی است. این زیرشاخهٔ فیزیک رابطهٔ نزدیکی با فیزیک اتمی دارد و همپوشانی بسیاری با فیزیک نظری، فیزیک‌شیمی (physical chemistry) و شیمی‌فیزیک (chemical physics) دارد.

فیزیک نوری (اپتیک یا نورشناخت)

نورشناخت که به آن اپتیک يا فیزیک نور نیز می‌گویند، شاخه‌ای از فیزیک است که به بررسی نور و خواص آن و برهمکنش آن با ماده می‌پردازد. در اپتیک از آینه‌ها و عدسی‌ها استفاده بسیار می‌شود. نمونه این استفاده‌ها را می‌توان در اپتیک آینه‌های چند‌لایه‌ای دید.

نظریه‌ایست که در سال ۱۹۱۵ توسط اینشتین مطرح شد. این نظریه تعمیمی بر نظریه نسبیت خاص است که در مورد تمامی ناظرها اعم از لخَت و غیر لخت صحبت می‌کند. در این نظریه فضا-زمان توسط هندسه ریمانی بررسی می‌شود. این نظریه گرانش را به عنوان یک عامل هندسی و نه یک نیرو بررسی می‌کند. پایه نظری گرانش کیهان‌شناسی، این نظریه و تعمیم‌های آن است.

معادله اینشتین

معادله اصلی نسبیت عام عبارت است از:

البته با در نظر گرفتن c (سرعت نور) برابر یک که معمولاً این طور در نظر گرفته می‌شود.

در این معادله:

  • Rμν تانسور ریچی
  • R اسکالر ریچی یا انحنا
  • gμν تانسور متریک
  • Tμν تانسور تنش-انرژی
  • G ثابت جهانی گرانش

با تعریف Gμν تانسور اینشتین که می‌توان این معادله را به شکل فشرده‌تری نوشت:

 اصول نسبیت عام

اصل هم‌ارزی

هیچ ناظری نمی‌تواند فقط با آزمایش موضعی بین شتاب و میدان گرانشی تفاوت قائل شود.

 اصل ماخ

 

تصور دوبعدی از انحنای فضا-زمان. حضور ماده/انرژی فرم هندسی فضا-زمان را تغییر می‌دهد. از این انحنای هندسی به عنوان جاذبه تعبیر می‌شود.

اصل ماخ، اساسی ترین اصل نسبیت عام، بصورتهای مختلفی تعبیر می‌شود. قویترین صورت این اصل عبارتست از:

  • «ماده هندسه را تعیین می‌کند و عدم وجود ان مبنی بر عدم وجود هندسه‌است.»

نسبیت عام با این صورت اصل ماخ سازگار نیست.(اگر ماده وجود نداشته باشد یعنی Tμν = 0 معادلات نسبیت عام دارای حل هستند و هندسه‌های مختلفی را توصیف می‌کنند.) اما صورت دیگری از اصل ماخ که نسبیت عام با آن سازگار است عبارتست از:

  • «توزیع ماده چگونگی هندسه را تعیین می‌کند.» ماده تعیین می‌کند که فضا چگونه خمیده شود.

صورت دیگری از اصل ماخ که با نسبیت عام سازگاری ندارد و نزدیکترین صورت به بیان ماخ است عبارتست از:

  • «یک جسم در فضای کاملاً تهی، هیچ خاصیت هندسی به خود نمی‌گیرد.»

اصل هم‌وَردایی عام

تمام ناظرین اعم از لَخت و غیر لخت هم ارزند. در اصل هموردایی همچنین می‌خوانیم: عموماً هر تبدیل از چارچوب لخت به چارچارچوب دیگر که با سرعت V در حال حرکت است، خصوصیات فیزیکی را ثابت نگاه می‌دارد. در اصل هموردایی شرایط فیزیکی به گونه‌ای هستند که تا اندازه‌ای تعبیر و تبیین ریاضی آن‌ها در تمام چارچوب‌ها یکسان است. نیز اینکه ناوردایی، مهم‌ترین نکته در این رابطه محسوب می‌شود که در نسبیت عام عنصر جهان خط ds2 به عنوان ناوردای اساسی مطابق با اصل هموردایی بوده و همواره تحت تمامی تبدیلات مختصات ثابت می‌ماند. این بیان تازمانی ارزشمند است که متریک gμν مختص چارچوب مورد نظر تغییری نکند. یعنی تنها هنگامی اصل هموردایی معتبر است که خصوصیات فضا و زمان دو چارچوب یکسان بوده و تنها این بیان مستقیماً به لختی و یا نالختی چارچوب ثانویه دلالت داشته باشد.

 اصل کمینه جفتیدگی گرانشی

این اصل چگونگی گذار از نسبیت خاص به عام را بیان می‌کند.

هنگام گذار از نسبیت خاص به نسبیت عام نیازی به افزودن جملات غیرضروری به معادلات نسبیت خاص نیست.

اصل هم‌خوانی

نظریه نسبیت عام در حالت‌های حدی به گرانش نیوتنی و نسبیت خاص تبدیل می‌شود

در اوسط سال 1980 نخستين نسل از سامانه هاي راديو تلفني آنالوگ با استفاده از بسامدهايي كمتر از GHz 1توليد شد كه به سبب نبود استاندارد جهاني در اين زمينه ، سامانه هاي گوناگوني ظاهر ميشد ند .
سامانه هاي آنالوگ ، طيف وسيعي از بسامد را اشغال مي‌كرد ، به همين سبب سامانه هاي ديجيتال كه مراحل تكميلي خود را مي‌گذراند، جانشين آن ها شدند، كه بر اساس استانداردهاي اروپايي ، GSM نام‌گذاري شد.
سامانه ي DSC1800 نيز در محدوده GHz 1.8آغاز به كار كرد.
عامل مهم سامانه ارتباطات سيار ، كنترل توان بسامد راديويي آنها بود، و لازم بود اين اطمينان ايجاد شود ، كه ارتباطات سيار با نسبت سيگنال به نويز (S/N) قابل قبولي ارسال و به كار مي‌روند ، نه با توان راديويي زياد و غير ضروري كه باعث تداخل كانال‌هاي همجوار و در نتيجه كاهش ظرفيت شبكه خواهد بود . به همين منظور محاسبه تشعشعات وميدان هاي انتشار راديويي ضرورت پيدا كرد.
تاريخچه بررسي تشعشعات راديويي
در سال 1974، ا نجمن بين المللي حفاظت از تشعشعات (IRPA) كه عمد تا" به تشعشعات يونيزه هسته اي مي پردازد، گروه كاري تشعشعات غير يونيزه ""NIR ( يعني تشعشعات غير هسته اي نظير تشعشعات تجهيزات راديولوژي ، امواج نوري ، امواج مايكرويو و فرستنده هاي راديويي وغيره ) را تأسيس كرد . اين گروه كاري وظيفه داشت كليه مسائل و موضوعات مربوط به ايمني محيط زيست براي آحاد جامعه را در مقابل انواع مختلف تشعشعات غير يونيزه را مورد تحقيق وآزمايش قرار دهد ، و نتايج آن را به انجمن بين المللي حفاظت از تشعشعات گزارش نمايد.
در كنگره IRPA كه در سال 1977 در پاريس برگزار گرديد ، اين گروه كاري تغيير نام يافت ، و به نام كميته بين المللي تشعشعات غير يونيزه(INIRC) تبد يل شد. اين انجمن در همكاري با بخش بهداشت محيطي سازمان بهداشت جهاني (WHO) به كمك اين گروه توانست ، اسنادي مبني برحدها و معيار هاي سلامت جامعه در مقابل تشعشعات را به سازمان بهداشت جهاني ارائه نمايد ، كه دربرنامه بهداشت محيطي سازمان ملل(UNEP) مورد قبول واقع شد.
در هشتمين كنگره بين المللي حفاظت از تشعشعات نيز كه در مونترال كانادا در سال 1992 برگزار شد ، كميسيون تخصصي جديد ومستقلي تحت نام "كميسيون بين المللي حفاظت از تشعشعات غير يونيزه" (ICNIRP) تأسيس شد كه براي IRPA موفقيتي محسوب ميشد ، زيرا عمده ترين وظيفه اين كميسيون تخصصي بين المللي ، بررسي اصولي و علمي مخاطرات ناشي از تشعشعات غير يونيزه و شكل هاي مختلف آن و تأثيراتش بر روي محيط زيست بود.
اين كميسيون با داشتن 14 عضو اصلي داراي 4 كميته تخصصي به شرح ذيل است:
- كميته تخصصي امراض واگيردار(Epidemiology)
- كميته تخصصي زيست شناسي(Biology)
- كميته ي تخصصي سنجش تشعشعات(Dosimetery)
- كميته تخصصي تشعشعات نوري(Optical Radiation)
راهبردهاي كميسيون ICNIRP :
راهبردهاي اين كميسيون تخصصي ، انتشار اطلاعات و راهنمايي هايي براي كاهش خطرات ناشي
از تشعشعات غير يونيزه از 0 تا 300GHz بر بهداشت محيط زيست براي همگان است ، كه به طور عمده در زمينه انواع مختلف تشعشعات نوري شامل موارد ذيل است :
اشعه فرا بنفش،اشعه مرئي و فروسرخ،اشعه هاي ليزر،ميدان هاي مغناطيسي و الكتريكي ساكن،بسامدهاي راديويي شامل امواج ميكروويو و امواج ماوراء صوت
ميدان انتشار تلفن هاي همراه
گوشي هاي تلفن همراه كه در واقع فرستنده و گيرنده راديويي كوچكي است، به طورمعمول در هنگام ارتباط در مقابل سر و در نزديكي گوش و چشم انسان قرار مي گيرد، انتشار سيگنال راديويي توسط اين گوشي ها باتوجه به ساختار دريافت و ارسال سيگنال از طريق يك آنتن تك قطبي يا دوقطبي رخ مي دهد كه درون محفظه دستگاه
تلفن همراه تعبيه شده است ،. در لحظه ارتباط ، قسمت سرو گوش انسان به طوركامل در حوزه ميدان مغناطيسي و طول موج منتشره از سيگنال ها و در چند سانتيمتري از آن قرار خواهد گرفت .در دستگاه هاي ثابت (BTS) ، آنتن از يك رشته دوقطبي عمودي تشكيل شده كه با پهناي پرتو
باريكي و عموما"زاويه اي بين 7 تا 10 درجه قرار دارند. اين رشته آنتن ها اغلب در گوشه ي منعكس كننده ها
جهت انتشار با پهناي پرتو بين 60 تا 120 درجه تهيه و نصب مي شوند و غالبا" بر روي ساختمان هاي بلند يا برج هاي آزاد با حد اقل 15 متر ارتفاع مستقر مي شوند.
بنا بر اين امواج منتشره از آنتن ايستگاه هاي ثابت (BTS) در مقابل تمامي طول بدن قرار مي گيرندو عمدتا" فواصل اين تعامل با آنتن بزرگتر از است كه در آن D حداكثر طول آنتن و طول موج راديويي است . تحت اين شرايط مولفه هاي ميدان مغناطيسي و الكتريكي با فاصله آنتن از بدن انسان و چگالي قدرت RF با مجذور فاصله متغير است، اين ناحيه ميدان انتشار ناميده ميشود.
در گوشي هاي تلفن همراه ، فاصله بدن تا ميدان ، خيلي كمتر از است ، و در اين شرايط ميدان هاي RF داراي مولفه هاي خيلي قوي تري در تعامل با بافت هاي بيولوژيكي است.
واضح است كه در اين حالت پرتو متمركز شده در اطراف آنتن ، ميزان جذب ناشي از ميدان ايزوتروپيك را بيشتر سبب مي شود.

سنجش تشعشعات راديويي تابيده بر بافتهاي بيولوژيك(Dosimetry)
براي بسامدهاي بين 800 تا 2GHz واندازه گيري تعامل اين محدوده بسامد با بافت هاي بيولوژيكي، دستگاه هايي توليد شده است كه ميزان اين تعامل را با نسبت SAR (نسبت جذ ب ويژه) بر حسب وات بر كيلوگرم(W/Kg) مورد سنجش قرار مي دهند.
براي تطبيق ميزان اندازه گيري شده ، با حد هاي اصلي تشعشعات ، كه بر اساس فرمول SAR بيان شده است ، ميتوان از طريق تجويز نوك آنتن با ميزان انرژي جذب شده SAR آنرا محاسبه و بد ست آورد. ميزان قدرت جذب شده (SAR) از آنتن گوشي تلفن همراه ، بسيار غير همگن است و اين مقدار در تعا مل با آدمي ، بستگي به قدرت بسامد تشعشعي گوشي ، طراحي آنتن و وضع قرار گرفتن آن در مقابل سر و نيز مد عملكرد گوشي Duty cycle) ) دارد. محل تغذيه آنتن دراين رابطه نيزمهم توصيف شده است.
نتايج يك نمونه از ميزان SAR اندازه گيري شده كه بر اساس آزمايش ها و پژوهش ها و مطابق با استاندارد IEEE/1992 انجام شده ، درجدول ذيل آمده است:

Duty cycle ميزان SAR بر اساس IEEE توان گوشي همراه بر حسب وات
100% 8W/7Kg
آثار بيولوژيكي
نشريات علمي آثار بيولوژيكي تشعشعات ناشي از ميدان هاي امواج راديويي(به ويژه امواج مايكرو ويو) را بارها مورد بررسي و تحقيق قرار داده اند ، هر چند كه بيشتر اين مطالب بطور اخص در رابطه با استفاده از گوشي هاي تلفن همراه نبوده است ، ليكن اطلاعات آن ها در زمينه احتمال خطر در ايمني انسان در تعامل با تشعشعات راديويي است.كه عمدتا" ناشي از تجويز اين ميدان ها بااجسام بدون حفاظ ، و يا اختلاف در پاسخ هايي كه با سامانه هاي گوناگون بيولوژيك بدست آمده ، بوده است.
بيشترين نتايج بدست آمده از آثار بيولوژيكي ناشي از قرار گرفتن مدل هاي حيواني در معرض ميدان هاي امواج راديويي شامل پاسخ هايي نظير بالا رفتن بيش از يك درجه سانتيگراد حرارت در نسج يا بدن بوده، و كم ترين نتايج در رابطه با موضوع سرطان زايي است ، كه ذيلا" بآن پرداخته مي شود .
مطالعات مربوط به سرطان زايي تشعشعات راديويي
استدلال هاي علمي نشان مي دهد كه ميدان هاي RF غير يونيزه بوده و توان ايجاد حركت در اطراف خود را نداشته و بنابراين با آغازگرآماس سرطاني شباهتي ندارند.
به عنوان مثال در تعدادي از مطا لعات آزمايشگاهي، گزارش شده است كه تشعشعات راديويي فاقد آسيب رساندن به بافت DNA كه در معرض ميدان هاي RF قرارگرفته اند است .
و همچنين گزارشاتي از بي تاثيري ميدان هاي RF پيرامون تغييرات ناگهاني بسامد در ايجاد قارچ هاي تك سلولي (قندي) در بدن و ياخته هاي سرطاني خون(بيماري سرطان خون كه باعث ازدياد مفرط گلبول هاي سفيد خون مي شوند) روي موش هاواثر ناشي از عدم انطباق فاصله كانوني بسامد روي كروموزمها ، هيچ گونه آثاري بر روي گويچه بي رنگ خون انسان (Lymphocytes) مشاهده و گزارش نشده است.
در دو نمونه ازمطالعات بر روي جونده گان، نظريه اي وجود دارد كه حاكي از تاثير مستقيم ميدان هايRF بر روي بافت هاي DNA بوده است ، هنگامي كه اين آزمايش ها بر روي موش ها در ميدان تشعشعات با بسامد GHz 2.45و با چگالي توان محيطي W/m2 10توسط لاي و سينگ انجام گرفت ، مقدار
SAR در اين حالت برابر با W/Kg 1.18بود، و نشاني ازتغييرات ژنتيكي در مغز حيوان و آزماي ياخته ها وجود داشته است، لاي و سينگ در سال(1995) گزارش كرده بودند، موقعي كه موش هاي صحرايي در معرض امواج پالسي شكل( با د يرش 2ميكرو ثانيه و 500 پالس در ثانيه ) و امواج CW با
بسامد GHz 2.45و SAR هاي 1.2W/0.6Kg قرار ميگيرند ، تعداد ي شكاف هاي تك رشته در DNA مغز حيوان ظاهر مي شود، هر چند كه در هردو مقاله هيچ گونه اشاره اي به منابع ، ناپايداري آزمايش و خطاهاي ناشي از آزمايش هاو نيزنتايج عددي و رقمي ارائه نكرده بودند.
اين آزمايش ها مي بايست قبل از آن كه نتايج آن ها در مسائل مربوط به ايمني بيولوژيكي بكار برده شود ، تكرارمي شد ند، به ويژه آن كه مراكزعلمي اظهار نظر كرده بودند كه ميدان هاي RFسم زا (genotoxic)نيستند.
به علاوه در مطالعات روي حيوان ها بيش تر اين بررسي ها حاكي از فقدان اثرگذاري تشعشعات راديويي در جسم (مثل بدن) و جرم ياخته حيوانات بوده است.
بخشي از اين آزمايش ها يي كه توضيح داده شد در راستاي استفاده از ميدان هاي RF در بسامدها و مدوله سازي هاي مختلف ناشي از كاربرد تلفن هاي همراه است ، كه بر اساس استدلال ها و اظهار نظرها اين ميدان ها فاقد حركت بوده و شباهتي به آغازگر سرطان و دليلي براي تحريك يا مولد بافت هاي سرطاني و يا تومورها را به طور ذاتي ندارند.
آزمايش هاي ديگري مبني براين كه تشعشعات راديويي ممكن است بر روي پيشرفت تومورها از طريق افزايش در سرعت ياخته ها يا از طريق تاثير معالجات به طريقي كه تغييراتي در باروري ناشي از مجراهاي سيگنال دهي ،ويا هدايت در جهت ازدياد و تلفيق DNA ، تاثير بگذارد ، بيان شده است.
از آن جاكه شارهاي يوني از طريق غشاء سلول ، باعث تركيب سيگنال دهي هاي قوي ميشود ، در بعضي از گزارش ها اظهار نظر شده است كه تشعشعات راديويي ممكن است مستعد اثر گذاري بر روي شارهاي يوني از طريق اثر گذاشتن بر ايجادتپش هاي متناوب بر روي يون هاي مثبت پتاسيم و سديم درون سلول هاي قرمز خون حيواني كه در معرض تشعشعات راديويي و امواج مايكرويو قرار گرفته است ، باشد.آزمايش هايي هم در شرايط تقسيم و تكثير سلول ، تحت ميدان هاي RF روي گويچه بي رنگ خون انسان توسط اتحاديه ويژه DNA انجام و گزارش شده است ، كه در هردو آزمايش تقسيم و تكثير سلول در هنگام تابيدن تشعشعات راديويي ، با ميزان SAR به مقدار W/Kg 25نشان داده است كه هيچ گونه تغيير يا فشرده گي حتي در SAR هاي بالاتر در آنها حاصل نشده است.
همچنين مطالعات ونظريه هايي پيرامون تاثير گذاري تشعشعات راديويي امواج CW و پالس بر پيشرفت تومورهاي پوستي در حيوانات ارائه شده است. در مقابل اين گزارش ها، مطالعاتي مبني بر تزريق ياخته هاي حيواناتي كه در معرض تشعشعات
بسامد راديويي سيگنال هاي CW و پالس قرارگرفته اند، گزارش شده است، كه بيان‌گر فقدان آثار بر روي پيشرفت تومورها بوده است. به ويژه اين كه اين مطالعه ، بي تاثيري پيشرفت تومور هاي سياه رنگ قشر ضخيم پوست در موش هاي صحرايي را كه در معرض مداوم ميدان هاي تشعشعي RF و امواج CW و پالس قرار گرفته اند ، نشان داده است كه غير موجه و غير قابل قبول بوده اند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:37  توسط poya  | 

عجایب هفت گانه

عجایب هفت‌گانه جهان

 

 

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند.

عجایب هفتگانه از چپ به راست بالا به پایین:هرم بزرگ جیزه، باغهای معلق بابل، نیایشگاه آرتمیس، تندیس زئوس، آرامگاه هالیکارناسوس، تندیس غول‌پیکر رودس و فانوس دریایی اسکندریه

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...


تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

تصور شده توسط باستان‌شناسان قرن بیستمی

باغ‌های معلق بابل یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. این آثار در نوشته‌های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده‌است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته‌های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده‌است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی‌های موجود در آن نواحی روش‌های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده‌است آورده شده‌است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده‌است ساخته شده‌اند. آمیتیس دختر ایشتوویگو و نوهٔ هُوَخشَترَه (پادشاهان ماد) با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می‌امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه‌ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد واژهٔ معلق که برای این باغها استفاده می‌شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه‌ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده‌است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می‌نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده‌اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه‌های این ستون‌ها شده‌است.

 

 

 

 

[ویرایش] منبع

  • کتاب عجایب هفتگانه جهان نوشته هانس رایشهارت ترجمه بهروز بیضایی موسسه انتشارات قدیانی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:36  توسط poya  | 

آیا می دانید ؟

آيا می دانید که طولاني ترين دوران پادشاهي بر اساس مدارك تاريخي متعلق به پادشاه مصر ميباشد كه تقريبا" دو هزار و سيصد سال پيش از ميلاد در زماني كه نوزادي بيش نبود تاج گذاري كرد و سلطنت او نود و چهار سال بطول انجاميد.
- يک پارادوکس
سقراط گفته يوناني ها دروغگو هستند ولي خود سقراط هم يونانيه پس دروغ ميگه که يوناني ها دروغ ميگن پس يونانيها راستگو هستند و سقراط هم که يک يونانيه پس راستگوست پس راست ميگه که يونانيها دروغگو هستند پس...........آخر يونانيها دروغگواند يا راستگو !؟
- ايا می دانید که در حال حاضر بيش از 6 ميليون اختراعات وجود دارد که توماس اديسون با 1093 اختراع رکورد را در دست دارد.
- ايا ميدانیدنور ميتواند دور کره ی زمين (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانيه طی کند.
- الكترون معناي يوناني كهربا است كهربا ماده اي است كه در مالش به پارچه پشمي باردار شده و خرده هاي كوچك كاه را جذب مي كنداين ربايش بعلت نيرويي مرموز اتفاق مي افتد كه يونانيان آن را الكتريسيته ناميده اند.
- يکي از شديدترين نعره ها در بين حيوانات به شير آفريقايي تعلق دارد صدای نعره آنها تا سه کيلومتری شنيده ميشود اسب آبي هم جزء حيواناتي ست که داری نعره بلندی ميباشد ، تا آنجا که حيوانات آبي در زير آب نعره آنها رو ميشنوند ولي با همه اين اوصاف شديدترين نعره ها متعلق به والها مي باشد آنها ميتوانند نعره ای معادل دويست دیسيبل توليد کند برای مقايسه بايستي بگويم که اين نعره از صدای موتور يک جت بيشتر مي باشد.
- آيا می دانید که شهر ممنوع واقع در پكن در كشور چين بزرگترين قصر پادشاهي جهان است اين قصر شامل هفده قصر و پنج تالار ميباشد.

sos
بسياری از مردم فکر ميکنند که علامت بين المللی کمک (sos) از حروف اول عبارت انگليسی(save our souls) يا (save our ship) تشکيل شده است اما چنين نيست sos به اين دليل انتخاب شده که در کد مورس به ياد سپردن اين ترکيب نقطه ها و خطها خيلی اسان است
s: . . .
o: - - -
sos= . . . - - - . . .

- اولين شبکه ی تلويزيوني جهان (شبکه انگلستان bbc )در سال ۱۹۲۹ پخش برنامه های ازمايشي را اغاز کرد و در سال ۱۹۳۹ برای اولين بار در جهان اين برنامه ها منظم و دايمي شد
- آيا ميدانستي گزنه براي درمان رماتيسم، درد كمر در ناحية دمبالچه، درد لگن خاصره ( درد اعصاب كمر ) و نيز درمان بيماريهاي مثانه، مجاري ادراري و كليه بسيار مفيد است
- ايا مي دانستيد ايا ميدانستيد درجه حرارت بالاترين قسمت يك شعله به 1540 درجه ميرسد در حالي كه پايين ترين قسمت ان فقط 300درجه حرارت دارد
- ايا ميدانيد ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقيه غير نظامی است

در هرم خئوپوس در مصركه 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است به اندازه اي سنگ بكار رفته كه ميتوان با ان ديواري اجري به ارتفاع 50 cmدر دور دنيا ساخت
- آيا ميدانستيد که هر سال از 600/557/31ثانيه تشكيل شده است
- آيا ميدانستيد که بيشترين ضربان قلب راقناريها با1000بار در دقيقه وكمترين را فيل با27 بار در دقيقه دارد
- آيا ميدانستيد که سرعت صوت در فولاد 14 بار سريعتر از سرعت ان در هواست
- آيا ميدانستيد که وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مينشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود
- آيا ميدانستيد که عدد 2520 را ميتوان بر اعداد 1 تا10 تقسيم نود بدون انكه خارج قسمت كسري داشته باشد
- آيا ميدانستيد که شيشه در ظاهر جامد به نظر ميرسدولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت ميكند
- آيا ميدانستيد يك ليتر سركه درزمستان سنگينتراز تابستان است
- آيا ميدانستيد 30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي ميكنند در زير خاك مدفون شده اند
- آيا ميدانستيد در هر ثانيه بيش از ۵۰۰۰ بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون بر خورد ميکند و تصويری را که شما تماشا ميکنيد بوجود می اورد

آيا می دانستيد آمونياک می تواند جذبيت نيکوتين که يک آلکالوئيد مخدرموجود در سيگار است را توسط سلولهای مغز تا ۱۰۰برابر افزايش دهد.

- آيا ميدانستي که در يك سانتي متر پوست شما دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مويرگ وجود دارد
- آيا ميدانستي که در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد
- ايا مي دانستيد که هورمون PYY مسئول چاقي است . در تحقيقات مشخص شده است که ميزان اين هورمون در افراد چاق يک سوم افراد معمولي است و چنانچه اين هورمون به افراد چاق تزريق شود اشتهاي انان کاهش مي يابد .
- موش دو پای افريقائي ، بي آنکه سرش را برگرداند ، مي تواند پشت سرخود را ببيند اين جانور ، از ميدان ديدی برابر سيصد و شصت درجه برخوردار است
- آيا ميدانستيد که زمان بارداري فيل به 2 سال مي رسد.
- آيا ميدانستيد که جنگ جهاني دوم خونين ترين جنگ بوده كه در آن حدودا" پنجاه و شش ميليون نفر جان باختند.
- ايا ميدانستيد که مساحت سطح کره زمين ۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است .با مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهد.
- عجايب هفتگانه تاريخی: اهرام مصر , باغهای معلق بابل , مجسمه زئوس , معبد ديانا , مجسمه آپولو , آرامگاه ماسولوس , فانوس درياي اسکندريه

آيا ميدانستيد که تقريبا 300 متر مكعب گاز هليم ميتواند يك انسان را از روي زمين بلند كند
- آيا ميدانستيد که كرمهاي ابريشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا ميخورند
- آيا ميدانستيد که تيز پروازترين حيوانات جهان پرندگانياند كه «پرستوك» ناميده ميشوند پرستوك دم خاردار كه در آسيا زندگي ميكند ، قادر است با سرعتي بيش از صد و شصت كيلومتر در ساعت پرواز كند و با بالاترين ميزان سرعت يك قطار سريعالسير رقابت كند
- آيا ميدانستيد که كره مريخ با سرعت 240 كيلومتر درساعت به دور خورشيد ميچرخد
- آيا ميدانستيد که هرچه از مركز زمين فاصله بگيريم نيروي جاذبه كمتر مي شود، در نتيجه وزن كاهش مي يابد ، وزن فردي که در خط استوا ايستاده از وزن همين شخص در قطب شمال و جنوب كمتر است زيرا در خط استوا زمين بر آمده تر و در قطب هموارتر است اين تفاوت وزن حدود پنج درصد است
- آيا ميدانستيد که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند
- آيا ميدانستيد که رشد كودك در بهار بيشتر است
- آيا ميدانستيد که يك چهارم خاك روسيه در سال پوشيده از برف است
- آيا ميدانستيد حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند
- با 30 گرم طلا نخی به طول 81 k/m می توان درست کرد
- با يک مداد معمولی خطی به طول 58k/m می توان کشيد

اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان ميابد
شما نميتوانيد با حبس نفستان ، خودكشي كنيد
محال است كه آرنجتان را بليسيد
خوكها به لحاظ فيزيك بدني ، قادر به ديدن آسمان نيستند
هر خال "شاه" در بازي ورق ، نشانه يكي از پادشاهان بزرگ تاريخ است
خال گشنيز : اسكندر كبير
خال پيك : شاه‌ديويد
خال دل : شارلماني...امپراتور فرانسه بزرگ
خال خشت : ژوليوس سزار
تنها غذايي كه فاسد نميشود عسل است
قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند
و در آخر
استفاده از هدفون در هر ساعت ، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد

غير ممکن است که بتواني با چشمان باز، عطسه کني!
**56% افرادي كه دست چپ هستند، تايپيستند.
**اگر مي‌خواهي از آرواره يک تمساح جان سالم به در ببري، انگشت‌هايت را در چشمانش فرو کن. فوراً به ‌شما اجازه مي‌دهد كه فرار كني!
**وقتي شخصي در سريلانکا سرش را از طرفي به طرف ديگر تكان مي‌دهد، يعني «باشه»!
**يکي از شگفتي‌هاي رياضي اين است‌ که وقتي عدد 111111111 را در خودش ضرب كني، جواب خواهد شد: 12345678987654321
**«Dreamt» تنها كلمه‌ايست که در زبان انگليسي با mt تمام مي‌شود!!
**«يويو» اولين بار به عنوان يک سلاح در فيليپين استفاده مي‌شد!
**در واشنگتن‌ بيشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد.

مي دانيد که ...؟!!
*انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک مي زند!
*خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه!
*يک گالن روغن سوخته، مي‌تواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
*ناخن‌هاي انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخن‌هاي پا رشد مي‌کنند!
*حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسي، در كلمات بكار مي‌رود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
*خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگي مي‌شود!
*دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز مي‌گذارند!
*قديمي‌ترين آدامسي كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است!
*اسكيمو‌ها هم از يخچال استفاده مي‌كنند، منتها براي محافظت غذا در مقابل يخ زدن!
*سرعت آب دهاني كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
*۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول مي‌كشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
*جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشك‌ريزي شما مي‌شود!
*در تايوان بشقاب‌هاي گندمي درست مي‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم مي‌خورند!
*يك‌چهارم استخوان‌هاي بدن، در پاي او قرار دارد!
*اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!

آيا ميدونيد مزه غذاها بيشتر مربوط ميشه به بيني نه زبان
زبان فقط طعم هاي شوري شيريني ترشي و تندي رو متوجه ميشه اما مزه مثلا سيب رو تشخيص نميده و اون که ما به عنوان مزه سيب مي شناسيم بو هست نه طعم
براي اثبات اين هم ميتونيد چشمان دوستتون رو ببنديد و يک قطعه سيب جلوي بيني اون بگذاريد بعد یه تيکه سيب زميني بهش بديد و بعد بپرسيد که چي بود که خوردي به احتمال 99 درصد جواب ميده سيب.
براي همينه که وقتي آدم سرما ميخوره طعم اکثر غذاها رو متوجه نميشه.

جام جهاني آلمان با برگزاري ديدار فرانسه و ايتاليا به اتمام رسيد؛ ديداري كه با پيروزي لاجوردي پوشان خاتمه يافت و اين تيم براي چهارمين بار عنوان قهرماني را از آن خود ساخت.

به گزارش فارس، پرگل‌ترين بازي: آلمان- كاستاريكا و آرژانتين ـ صربستان مونته نگرو
- كم گل ترين بازي: ترينيدادوتوباگو ـ سوئد، هلند ـ آرژانتين و فرانسه ـ سوئيس
- بهترين تيم اروپا: ايتاليا با 19 امتياز
- بهترين تيم آمريكاي شمالي: مكزيك با چهار امتياز
- بهترين تيم آمريكاي جنوبي: برزيل با 12 امتياز
- بهترين تيم آسيا: كره جنوبي با چهار امتياز
- بهترين تيم آفريقا: غنا با شش امتياز
- ضعيف‌ترين تيم اروپا: صربستان و مونته نگرو بدون امتياز
- ضعيف‌ترين تيم آمريكاي شمالي: كاستاريكا بدون امتياز
- ضعيف‌ترين تيم آمريكاي جنوبي: پاراگوئه با سه امتياز
- ضعيف‌ترين تيم آسيا: عربستان با يك امتياز
- ضعيف‌ترين تيم آفريقا: توگو بدون امتياز
- بهترين تيم بر حسب امتياز: ايتاليا با 19 امتياز
- ضعيف‌ترين تيم بر حسب امتياز: كاستاريكا، صربستان و مونته نگرو و توگو بدون امتياز
- پركارترين داور: بنيتو آرچولوندو (مكزيك) با قضاوت در پنج ديدار
- كم كارترين داور: عصام عبد الفتاح (مصر) با قضاوت در يك بازي
- منظمترين تماشاگران: سوئيس و هلند
- بي‌نظمترين تماشاگران: انگليس
- جنجالي‌ترين بازي: هلند ـ پرتغال
- كم حاشيه ترين بازي: سوئيس ـ اوكراين
- بهترين خط حمله: آلمان با 14 گل زده
- ضعيف‌ترين خط حمله: توگو با يك گل زده
- بهترين خط دفاع: ايتاليا با 2 گل خورده
- ضعيف‌ترين خط دفاع: صربستان و مونته نگرو با 10 گل
- بيشترين پيروزي: ايتاليا و آلمان با شش پيروزي
- بيشترين مساوي: فرانسه، آنگولا، كرواسي و سوئد دو تساوي
- كمترين پيروزي: توگو، صربستان و مونته نگرو و كاستاريكا
- كمترين باخت: ايتاليا بدون باخت
- بيشترين باخت: صربستان و مونته نگرو، كاستاريكا و توگو
- جنجالي‌ترين كارت: كارت قرمز به وين روني در دقيقه 62 بازي با پرتغال
- بداخلاق‌ ترين بازيكن: آساموا جيان با دريافت 3 كارت زرد و يك كارت قرمز
- گران‌ترين مربي: اسون گوران اريكسون (انگليس) با دريافت 5 ميليون پوند
- ارزان‌ترين مربي: الكساندر بلوخين (اوكراين) بدون دريافت پول تيمش را هدايت كرد
- بهترين دروازه بان: جان لوئيچي بوفون (ايتاليا)
- بهترين مدافع: فابيو كاناوارو (ايتاليا)
- بهترين هافبك: زين الدين زيدان (فرانسه)
- بهترين مهاجم: ميروسلاو

  ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند.

2-      رشد كودك در بهار بيشتر است.

3- حس بويايي مورچه با حس بويايي سگ برابري مي كند.

4- در يك سانتي متر پوست شما دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مويرگ وجود دارد.

5- در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد.

6- موش دو پای افريقائي ، بي آنکه سرش را برگرداند ، مي تواند پشت سرخود را ببيند اين جانور ، از ميدان ديدی برابر سيصد و شصت درجه برخوردار است.

7- زمان بارداري فيل به 2 سال مي رسد.

8- بيشترين ضربان قلب راقناريها با1000بار در دقيقه وكمترين را فيل با27 بار در دقيقه دارد.

9- يکي از شديدترين نعره ها در بين حيوانات به شير آفريقايي تعلق دارد صدای نعره آنها تا سه کيلومتری شنيده مي شود اسب آبي هم جزء حيواناتي ا ست که داری نعره بلندی مي باشد ، تا آنجا که حيوانات آبي در زير آب نعره آنها رو مي شنوند ولي با همه اين اوصاف شديدترين نعره ها متعلق به والها مي باشد آنها مي توانند نعره ای معادل دويست دسي بل توليد کند برای مقايسه بايستي بگويم که اين نعره از صدای موتور يک جت بيشتر مي باشد.

10- وقتي يك نوزاد در حال گريه است با صداي ش..ش.. شما آرام خواهد شد و اين به اين دليل صداي ابي است كه اطراف نوزاد را در دل مادر گرفته است.در ضمن اين يكي از دلايلي است كه چرا صداي ساحل دريا به انسان ارامش مي دهد.

 

11- در پنير ماده اي به نام تيرامين وجود دارد كه اگر در مغز جمع شود ، باعث كندي ذهن مي شود، البته اين ماده توسط يك نوع آنزيم موجود در بدن انسان مي تواند كاتابوليسم شود، ولي اين آنزيم تا حد مشخصي فعال مي باشد. براي فعاليت بيشتر اين آنزيم بايد ميزان مس را در بدن زياد كرد، و اين كار با خوردن گردو كه حاوي مقداري مس است ،انجام مي دهند. به همين دليل در متون ديني خوردن گردو به همراه پنير توصيه شده است.

12- يک شاهين مثل اين است که دنيا را با يک دوربين قوی نگاه مي کند . يک شاهين مي تواند مثلا" از فاصله سي متری روزنامه بخواند شير به تيز بيني انسان است مثلا يک بز کوهي را از فاصله هزار و پانصد متری تشخيص مي دهد فيلها و کرگدنها يا به عبارت ديگر گياهخواراني که در سنين بزرگي و بلوغ از هيچ دشمني ترس ندارند ، قدرت ديدشان بسيار کم است ، آنها از فاصله سي متری ديگر نمي توانند فرقي بين يک بوته و گورخری که ثابت ايستاده ، بگذارند ، آنها محيط اطراف خود را به صورت مات مي بينند.

13- اگر ريشه های يک درخت جوان صنوبر را به هم وصل کنيم طول آن به دو يا سه متر خواهد رسيد.در حالی که طول ريشه های يک گیاه گندم به ۶۰۰ متر و طول ريشه های نيشکر به ۲۰ کيلو متر مي رسد.

14-  انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک می زند!

15- ناخن‌های انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخن‌های پا رشد می‌کنند!

16- دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز می‌گذارند!
 17- سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج مي شود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!

18- مغز انسان فقط دو درصد از وزن بدن را تشكيل مي دهد ولي بيست و پنج درصد از اكسيژن دريافتي بدن را به تنهايي مصرف ميكند.

19- با نگاه کردن به گوش جانوران مي توانيم پي به تخم گذار بودن و يا بچه زا بودن آنها ببريم، بدين صورت که تخم گذاران گوششان ناپيدا و بچه زايان گوششان نمايان است تنها در اين مورد يک استثنا وجود دارد و آن نوعي افعي بچه زا است که گوشش دقيق پيدا نيست.

 20- بيشتر سردردهای معمولي از کم نوشيدن آب مي باشد.

21-  انسان امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلويزيون نگاه مي کند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن مي کند و يک سومش را هم مي خوابد

مي دانيد:اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني
آيا مي دانيد:اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز
آيا ميدانيد:اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودن
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند
آيا مي دانيد:كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است
آيا مي دانيد:كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد
آيا مي دانيد:كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد
آيا مي دانيد:اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد
آيا مي دانيد:ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد
آيا مي دانيد:اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد
آيا مي دانيد:كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود
آيا مي دانيد:داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد
آيا مي دانيد:داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا مي دانيد:داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد
آيا مي دانيد:داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا مي دانيد:داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت
آيا مي دانيد:اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد
آيا مي دانيد:داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند
آيا مي دانيد:داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است
آيا مي دانيد:تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است
آيا مي دانيد:داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند
آيا مي دانيد:داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد
آيا مي دانيد:اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد
آيا مي دانيد:داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد
آيا مي دانيد:فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد
آيا مي دانيد:در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد:من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:35  توسط poya  | 

اثزات مثبت و منفی سوسیس و کالباس

سوسيس و کالباس سرطانزاست

هشدار ؛

سوسيس و کالباس سرطانزاست

جام جم آنلاين: کارشناسان هشدار دادند، مصرف روزانه يک عدد سوسيس ، خطر ابتلا به سرطان روده را به شدت افزايش مي دهد.

به گزارش واحد مرکزي خبر و به نقل از روزنامه ديلي ميل : تحقيقات نشان مي دهد خوردن 50 گرم گوشت فراوري شده مانند سوسيس يا کالباس احتمال ابتلا به سرطان روده را که يکي از خطرناک ترين انواع سرطان است 20 درصد افزايش مي دهد.

ديلي ميل اضافه کرد: پيش از اين نيز تحقيقات نشان داده بود که مصرف بيش از حد گوشت در رژيم غذايي خطرناک است.

سرطان روده در انگليس سالانه 16 هزار قرباني مي گيرد و بعد از سرطان ريه ، مرگبارترين نوع سرطان در اين کشور است.

صندوق جهاني تحقيقات سرطان هشدار دارد ، کم تر از يک سوم انگليسي ها از خطر غذاهاي محبوب خود مانند سوسيس و کالباس آگاهي دارند.

پروفسور مارتين وايزمن ، مشاور پزشکي و علمي اين صندوق خيريه نيز گفت : اين صندوق به مردم توصيه مي کند از خوردن اين گونه مواد غذايي خودداري کنند

 

آجيل‌هاي ناسالم، عامل بروز سرطان‌

توجه به نكات بهداشتي هنگام خريد آجيل شب عيد الزامي است‌

آجيل‌هاي ناسالم، عامل بروز سرطان‌

در روزهاي پاياني سال، در كنار مراسم استقبال از بهار و خانه تكاني، خريد البسه و پوشاك نو، خريد ميوه و شيريني و از همه مهم‌تر تنقلات و آجيل رونق خاصي پيدا مي‌كند. در اين ميان توجه به نكات بهداشتي و شناسايي آجيل‌هاي ناسالم هنگام خريد كه از مهم‌ترين عوامل حفظ سلامت تغذيه در تعطيلات نوروزي است، اغلب مورد غفلت و بي‌توجهي قرار مي‌گيرد تا آنجا كه ناآشنايي با اين نكات و بيماري‌هاي ناشي از آجيل‌هاي ناسالم، حتي ممكن است منجر به بروز سرطان و مرگ در افراد شود.

آجيل و خشكبار معمولا به ميوه‌هاي دانه‌اي شكلي گفته مي‌شود كه روي درخت‌هاي شكوفه‌اي يا بوته‌اي مستقيم رشد مي‌كنند و به صورت خام يا بو داده و خشك مصرف مي‌شوند. محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه آجيل‌ها داراي خواص بيشماري هستند. آنها چربي‌هاي اشباع شده گياهي دارند و با پايين‌ آوردن كلسترول خون از بروز حملات قلبي و ابتلا به ديابت جلوگيري مي‌كنند.

بيشتر آنها داراي پروتئين و موادمعدني هستند و به اين ترتيب باعث سلامت رگ‌هاي خوني و كاهش فشارخون مي‌شوند و جلوي بسياري از بيماري‌ها از جمله سرطان را مي گيرند؛ اما همين تنقلات مقوي ممكن است آلوده به ميكروارگانيسم‌هايي باشند كه تحت شرايط مختلف محيطي و بر اثر رعايت نكردن نكات بهداشتي در موقع كاشت، برداشت و بسته‌بندي محصولات خشكباري ايجاد شده و تاثير منفي بر سلامت افراد داشته باشند كه از مهم‌ترين آنها سرطان كبد است.

دانه‌هاي كوچك، اما مقوي‌

پسته: داراي ارزش غذايي فراواني است تا جايي كه طبق برخي نوشته‌ها، زماني كه لشكريان اژدهاك از لشكريان كورش شكست خوردند، فرياد زدند:‌ واي كه ايرانيان پسته‌خوار چقدر شجاعند> كه همين جمله بيانگر شناخته شدن ارزش غذايي فراوان اين دانه روغني از زمان‌هاي قديم است. پسته مانند ديگر انواع آجيل‌ها سرشار از مواد غذايي و انواع موادمعدني از جمله مس، فسفر، منيزيم و ويتامين‌هاي خانواده B است كه تاثير زيادي در كاهش كلسترول خون دارد. انواع خام آن به علت داشتن منيزيم و فسفر در كاهش فشارخون موثرند و با داشتن ويتامين باعث افزايش سيستم ايمني بدن، نيروي جنسي و رفع خستگي مي‌شود.

گردو: يكي از انواع آجيل‌هاست كه بيشترين فايده را براي قلب دارد. يك فنجان مغز گردو داراي 760 كيلو كالري انرژي، 30 گرم پروتئين، 71 گرم چربي سالم و 5 ميلي‌گرم قند و مقادير قابل توجهي از كلسيم، فسفر، آهن، پتاسيم، سديم، ويتامين A و چند نوع ويتامين B است. اسيدهاي چرب موجود در گردو بي‌نظمي‌هاي ضربان قلب را كم مي‌كند و خطر تشكيل لخته خون را پايين مي‌آورد؛ همچنين از بروز بيماري‌هاي آرتروز، افسردگي و ابتلا به سرطان پوست و پروستات جلوگيري مي‌كند.

فندق: فندق ميوه‌اي شبيه بلوط است و اگر همراه با شكلات مصرف نشود مي‌تواند فوايد بيشماري را براي حفظ سلامت بدن به همراه داشته باشد. مغز فندق مقدار زيادي فسفر دارد و خوردن آن در افرادي كه كارهاي فكري مي‌كنند باعث تقويت مغز مي‌شود و سلنيوم موجود در آن مانع پيري زودرس و فرسايش بافت‌ها مي‌شود و ويتامين E آن در توليد گلبول‌هاي سفيد و قرمز خون موثر است.

انجير: يك ضد سرطان قوي است. انجير حاوي عناصر شيميايي خاصي به نام بنزآلاهيد است كه بارها نتايج مثبت آن در درمان موفق سرطان ثابت شده است. براساس مطالعه‌اي كه روي بيماران سرطاني انجام شده، كساني كه تحت رژيم غذايي منظم با انجير قرار گرفته‌اند يا كاملا خوب شده‌اند يا سرعت بهبود آنها زياد شده است. انجير به خاطر داشتن فيبر و پكتين فراوان، ملين خوب و طبيعي است و باعث بهبود حركت مواد در طول دستگاه گوارش مي‌شود.

بادام و بادام زميني: بادام شامل مقادير زيادي كلسيم است كه مي‌تواند در رشد استخوان‌ها و جلوگيري از پوكي استخوان و حفظ دندان موثر باشد، به طوري كه يك‌چهارم فنجان بادام تقريبا به اندازه يك فنجان شير كلسيم لاكتوز دارد. محققان دريافته‌اند افراد مبتلا به كلسترول بالا مي‌توانند با مصرف بادام، ميزان كلسترول مضر خون خود را تا 4درصد كاهش دهند. گنجاندن بادام زميني هم در رژيم غذايي كه منبع غني پروتئين و ويتامين است، سلامت پوست، مو و ماهيچه‌ها را تضمين مي‌كند و با باز كردن شريان‌هاي خوني، خطر بيماري‌هاي قلبي را كاهش مي‌دهد.

آجيل‌هاي خطرناك‌

آنچه دانه‌هاي مقوي و مفيد خشكبار را مولد بيماري‌هاي خطرناك مي‌كند مربوط به قارچي به نام اسپيروژيلوس است كه در دامنه وسيعي از مواد و شرايط آب و هوايي مختلف مانند بقاياي گياهي، ميوه، برگ، گل آذين و كودهاي حيواني زندگي مي‌كند و بقا مي‌يابد. سموم توليد شده به‌وسيله اين قارچ ها افلاتوكسين نام دارد كه در مقايسه با ديگر سموم قارچي به علت اثرات سرطان‌زايي و ايجاد مسموميت حاد اهميت بيشتري دارد.

اين قارچ‌ها كه روي انواع مواد خوراكي، از جمله فرآورده‌هاي گوشتي، شير، ادويه‌جات، مغز بادام، پسته و انجير رشد مي‌كنند، مي‌توانند بيماري افلاتوكسيكوزيس را در انسان و حيوانات اهلي ايجاد كنند. اين سم از طريق موادغذايي آلوده به بدن انسان يا دام وارد و در بدن انسان و شيردام به نوع ديگري تبديل مي‌شود كه بسيار خطرناك است و مي‌تواند مصرف‌كننده بعدي را تحت تاثير قرار دهد.

برخي اثرات افلاتوكسين‌ها مانند جهش ژني و سرطان كبد در زمان طولاني آشكار مي‌شوند؛ اما گاهي اين عوارض در زمان‌هاي كوتاه‌تر و بسته به ميزان غلظت افلاتوكسين در بدن متظاهر مي‌شوند. فاكتورهاي لازم براي رشد اين قارچ و توليد سم افلاتوكسين در ميان محصولات كشاورزي، بويژه خشكبار به دليل شرايط نگهداري موادغذايي در انبار از نظر ميزان درجه حرارت و رطوبت در مقايسه با ديگر محصولات بيشتر است.

البته اين گونه محصولات مي‌توانند در مرحله رشد مورد حمله آفات خصوصا سن و زنبورهاي مغزخوار قرار بگيرند و بعلاوه آلودگي‌هاي ميكروبي نظير باكتري‌هاي كلي فرم كه به عنوان آلودگي‌هاي ثانويه محصول هستند نيز مي‌توانند در صورت رعايت نشدن مسائل بهداشتي از سوي كاركنان، اين محصولات را آلوده كنند. اما نكته مهم آلودگي محصول با قارچ اسپيروژيلوس است كه در اثر شرايط نامناسب محيطي در مراحل مختلف كشت، برداشت محصول، نحوه آبياري، ميزان كوددهي، فرآوري و انبارداري ايجاد مي‌شود.

براساس گزارش سازمان بين‌المللي خواروبارو كشاورزي (FAO)، سالانه 20 درصد محصولات غذايي توليد شده در دنيا به وسيله سموم قارچي آلوده مي‌شوند كه در اين آلودگي‌ها افلاتوكسين سهم بيشتري در مقايسه با ديگر سموم دارند. همچنين ميزان زيان‌هاي ناشي از حذف مواد غذايي آلوده و خسارات وارده به محصولات كشاورزي امريكا در هر سال 100 ميليون دلار اعلام شده است.

حساسيت فردي حيوانات به سم افلاتوكسين به طور قابل توجهي متفاوت است و به گونه، سن، جنس و تغذيه حيوان بستگي دارد، به طوري كه حيوانات جوان‌تر داراي بيشترين حساسيت به اين سم هستند. عواملي نظير وضعيت تغذيه، وجود عوامل بيماري‌زا مانند ويروس هپاتيت و يا آلودگي‌هاي انگلي در ايجاد بيماري در انسان نقش دارد و مواردي مانند محدوديت دسترسي به موادغذايي، فراهم بودن وضعيت محيطي مناسب براي رشد قارچ‌ها، نبود سيستم كنترلي و مراقبت، بويژه هنگامي كه انسان براي مدت طولاني در معرض دوزهاي كم سم قرار دارد، مي‌تواند موارد بروز بيماري‌ را افزايش دهد.


اگر انسان روزانه براي مدت طولاني كمتر از 10 ميكروگرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن افلاتوكسين 1 B كه خطرناك‌ترين نوع اين سم است، دريافت كند؛ به عوارض زودگذر و موقتي مبتلا مي‌شود، اما چنانچه اين ميزان به  50 ميكروگرم برسد، اثرات باليني مهمي رخ خواهد داد و تظاهرات اپيدميولوژيكي اتفاق مي‌افتد.

علايم باليني مشاهده شده در انسان شامل استفراغ، درد ناحيه شكم، ضايعات حاد كبد، ادم ريوي، لرزش عضلاني، كما، تشنج و مرگ همراه با ادم مغز و درگيري اندام‌هايي نظير كبد، كليه‌ها و قلب است.

سمپاشي و برداشت بموقع محصول، خشك كردن سريع، از ميان بردن زايدات مزارع و رعايت نكات بهداشتي در طول بسته‌بندي و استفاده از دستگاه‌هاي مجهز و كنترل و نظارت دقيق مراكز تهيه خشكبار از عواملي هستند كه مي‌توانند از توليد سم افلاتوكسين جلوگيري كنند. اين مساله بويژه در كشور ايران كه تهيه و بسته‌بندي خشكبار بيشتر به صورت سنتي انجام مي‌شود، از اهميت بيشتري برخوردار است.

شناسايي آجيل سالم از ناسالم‌

شرايط نگهداري، نحوه تهيه، ميزان و نوع رنگ به كار رفته و بسياري از عوامل ديگر در سلامت آجيل نقش تعيين‌كننده‌اي دارند. تهيه آجيل بسته‌بندي شده و داراي پروانه بهداشتي قابل اطمينان‌تر از آجيل و خشكبار عرضه شده به صورت باز و فله‌اي است. از اين رو خريد آجيل از فروشگاه‌هاي معتبر و خودداري از تهيه آنها از دستفروشان بسيار اهميت دارد. آجيل‌هاي خام و تفت نداده از نظر بهداشتي مطمئن‌تر هستند؛ زيرا سم افلاتوكسين كه معمولا به رنگ سياه روي اين دانه‌ها متظاهر مي‌شود؛ در اثر تفت دادن ديگر قابل شناسايي نيست. دانه‌هاي آجيلي كه رنگ آنها به دست بچسبد، پسته‌هاي بيش از حد خندان و قرمز و تخمه‌هايي با رنگ سياه براق، نشانه‌ آجيل‌هاي رنگ شده‌اند كه به دليل غيرمجاز بودن بيشتر رنگ‌هاي به كار رفته در آنها بسيار خطرناك هستند.

سوراخ بودن پسته‌ها يا پوكي دانه‌هاي آجيل، ظاهري كپك زده، وجود رنگدانه‌هاي سياه و لكه‌هاي قهوه‌اي، بقاياي حشرات زنده يا مرده كه نياز به دقت بسيار در ظاهر آجيل دارد، نشانه كهنگي و فساد ‌آجيل است.

همچنين آجيل تازه فاقد هرگونه بوي نامطبوع از جمله بوي تند، بوي ترشيدگي و بوي ماندگي است كه بايد هنگام خريد به آن دقت شود. قرار دادن آجيل درون ظروف در بسته و نگهداري آن در مكان‌هاي خشك و خنك دركوتاه مدت و قرار دادن آنها در يخچال يا فريزر براي مدت يك سال در سالم ماندن آجيل‌ها موثر خواهد بود.

 

مردان به گوشت و زنان به ميوه علاقه دارند

 محققان علوم پزشکي اعلام کردند زنان و مردان از نظر قواي چشايي و تمايل به غذا تفاوت دارند به طوري که مردان به گوشت و زنان به ميوه و سبزيجات علاقه دارند .

 به گزارش واحد مرکزي خبر ، محققان بين سالهاي 2006 تا 2007 ميلادي ، عادات غذايي 14 هزار زن و مرد را بررسي کردند.

دکتر بلتشاو شيفراو سرپرست گروه محققان اعلام کرد اطلاعات متفاوتي در اين باره وجود داشت که ما تصور مي کرديم بررسي تفاوتهاي جنسي در تعيين نوع غذا ، جالب باشد.

بر اساس اين بررسي که نتايج آن در کنفرانس جهاني بيماريهاي عفوني در آتلانتا در جورجيا ارائه شد ، محققان دريافتند مردان بيشتر به خوردن گوشت قرمز و گوشت ماکيان علاقه دارند در حالي که زنان بيشتر به خوردن سبزيجات ، به ويژه هويج و گوجه فرنگي و ميوه ها به خصوص توت فرنگي و سيب علاقه دارند.

زنان همچنين به مصرف غذاهاي ساده و نيز تخم مرغ و ماست علاقه دارند و مردان نيز بيشتر از زنان به مصرف کلم علاقه مندند.

مردان همچنين به خوردن غذاهاي نيم پز ، بيشتر از زنان علاقه دارند

توليد نوعي سيب مقاوم

محققان استراليايي نوعي سيب توليد کردند که در صورت برش داده شدن خواص و رنگ طبيعي خود را از دست نمي دهند.اين سيب تا چند ساعت پس از برش يا كندن پوست ، گوشتش تازه مي ماند.

به گزارش واحد مرکزي خبر، به گفته محققان استراليايي،‌ اين سيب با پيوند زدن دو نوع از بهترين سيب هاي موجود در جهان توليد شده و در توليد آن از فناوري اصلاح ژنتيکي استفاده نشده است.

کيم چانز وزير کشاورزي استراليا در اين باره گفت : اين سيب مزيت هاي فراواني در مقايسه با ساير انواع سيب دارد و آب ميوه اي که از آن تهيه مي شود نيز خواص و رنگ و طعم خود را ساعت ها حفظ مي کند.

اين سيب مقاوم قرار است در آينده اي نزديک در بازارهاي استراليا و جهان عرضه شود.

 

 

تغذیه در كوهنوردی

 برای اجرای یك برنامه كوه‌نوردی یك روزه یا چند روزه باید از چند روز قبل با یك رژیم غذایی مقوی به ذخیره انرژی در بدن پرداخت.
جواد موصلی در وبلاگ خود به نشانی http://javadkouh.blogfa.com نكاتی درباره‌ی كوه‌نوردی آورده و نوشته است: غذای كوهستان باید مقوی، مغذی،‌ زود هضم، سبك و پر كالری باشد. برای تلاش‌های سنگین باید به بدن خود مواد كالری‌زا مخصوص برسانیم. هر صد گرم گلوكز ‌٤٠٠ كالری انرژی دارد، به سرعت انسان را گرم می‌كند و زود هضم و جذب می‌شود. هر صد گرم بادام و گردو از ‌٣٠٠ تا ‌٤٠٠ كالری انرژی دارند.

هنگام فعالیت كوهنوردی بدن ما به ‌٢ و نیم تا چهار لیتر آب در شبانه روز نیاز دارد. البته این امر به حرارت محیط و فعالیت ما بستگی دارد. به علت فعالیت، بدن ما مقداری آب، نمك، پتاسیم و فسفر را از دست می دهد. پس لازم است هنگام مصرف آب و غذا كمی نمك به آنها اضافه كنیم تا از گرفتگی عضلات و بر هم خوردن تعادل بدن مصون باشیم.

آب برف كاملاً خالص و فاقد مواد معدنی است. برای جلو‌گیری از اسهال و پایین آمدن فشار خون می‌توان به آن قند، نمك یا عصاره‌ی میوه اضافه كرد. پس از یك فعالیت شدید، آب سرد به كلیه‌ها و ریه‌ها و دستگاه گوارش صدمه می‌زند. پس آب را بعد از كمی استراحت و خنك شدن بدن نوش جان كنید.

همیشه مقداری مواد غذایی اضافه همراه داشته باشید، زیرا ممكن است به علل مختلف به آن نیازمند شوید. به تاریخ مصرف و باد كردگی قوطی مواد كنسرو شده توجه داشته باشید.

قبل از شروع برنامه و در خلال آن هیچگاه با شكم پر اقدام به صعود نكنید. احتیاج بدن به اكسیژن برای هضم غذا در ارتفاع و به خصوص هنگام صعود ممكن است شما را با مشكل روبرو سازد. در صورت امكان، بعد از صرف غذا، حداقل یك ساعت استراحت كنید. در غیر این صورت به مقدار كم به طور متناوب بخورید و بیاشامید.

هرچه ارتفاع مسیر شما بالاتر می‌رود باید از غذاهایی كه زود هضم می‌شوند استفاده كنید، زیرا موادغذایی دیر هضم باعث تهوع می‌شود. هنگام شب با استفاده از سوپ، آب و املاح و مواد دفع شده بدن را جایگزین كنید. در استراحت‌های بین راه از بیسكویت، شكلات، میوه‌های خشك و پرتغال استفاده كنید.

مصرف سیر در كوه، مقاومت بدن را در سرما و گرما افزایش می دهد. از سیر فقط در روزهای اول برنامه استفاده كنید، زیرا مصرف این ماده در ارتفاعات باعث تند شدن نبض می شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 9:4  توسط poya  | 

ابن سینا و اثر ادبی

مجموعه مقالات همايش بين المللي ابن سينا 1

ابن سينا و نقد ادبي

دكتر مهدي محبتي*

استاديار دانشگاه و مدير گروه زبان و ادبيات دانشنامه جهان اسلام

چكيده

از آن جا كه نقد ادبي، بيش و پيش از همه اركان و شاخه هاي ادبي با منطق و انديشه سر و

كار دارد و در واقع، فلسفي ترين بخش ادبيات به شمار مي آيد و بيشترين ارتباط را با دنياي فهم

و تحليل دارد و نيز بدان خاطر كه بوعلي سينا در فرهنگ اسلامي ايراني، نم اد عقل و فلسفه و

انديشه ورزي شده است؛ شناخت نوع نگاه و آراء ابن سينا به ادبيات و به ويژه نقد ادبي، مي تواند

از اركان مهم ضروري در تحكيم پايه هاي نقد ادبي به شمار آيد . ضمن آن كه مي تواند ابعادي

مهم و ناشناخته از فكر و انديشه ابن سينا را هم بشناساند.

بر همين مبنا، با توجه به مجموعه انديشه ها و آراء و آثاري كه ابن سينا به صورت عام يا به

صور خاص در آنها به نقد و تحليل ادبيات و بالاخص شعر پرداخته است، رهيافتي نو در باب

نقد ادبي از ديدگاه او ارائه گشت تا مبيّن يكي از مهم ترين نگاههاي سنت فلسفي اسلام و ايران

در باب نقد ادبي باشد. حاصل اين نوع نگاه و رهيافت تازه در هفت مقوله مهم جاي داده شده تا

به خوبي بيانگر اصالت افكار ابن سينا در نگاه به ادبيات و شعر و نقد ادبي باشد:

١. تعريف شعر و اجزاء آن از نگاه ابن سينا با تكيه بر جايگاه شعر در دستگاه فلسفي او و

تحليل تخيّل به عنوان ماده و مايه اصلي شعر

٢. تبيين رابطه محاكات و شعر و بيان نوع ارتباط اين دو و نقشها و كاركردهايشان

٣. انگيزه هاي سرايش شعر در روان انسان

٤. وزن و شكل در شعر

٥. رابطه شعر و زبان (واژگان)

٦. كاركردهاي شعري

٧. آسيب شناسي شعر

در اين مقاله علاوه بر نقد و تحليل اين اركان هفت گا نه، به نوع برخورد ابن سينا با آثار

فلسفي يوناني در باب شعر به ويژه رساله فن شعر ارسطو پرداخته شده و بر اين نكته تأكيد

شده است كه ابن سينا در شرح رساله فن شعر، صرفًا گزارشگر و شارح آراء ارسطو نيست و

خود نيز به فهم و دريافتي مستقل از نقد ادبي و شعر، دست يافته است.

كليد واژه ها: ابن سينا، شعر، محاكات و نقد ادبي

*تهران، خ انقلاب ، خ دانشگاه ، خ وحيد نظري ، پلاك ۸۹ ، پژوهشكده علوم انساني و اجتماعي، گروه ادبيات فارسي،

Email: omba44@yahoo.com ۶۴۹۷۵۶۱ و ۶۴۸۰۶۳۱ - تلفن : ۲

مجموعه مقالات همايش بين المللي ابن سينا 2

مقدمه :

اگر ارسطو در تاريخ فرهنگ بشري از س ده هاي سوم پيش از ميلاد تا امروز نماد تفكر فلسفي و

حاكميت گزاره هاي عقلاني شده است ، ابن سينا در تاريخ فرهنگ اسلامي ايراني از سده هاي چهارم

هجري تا امروز سمبل تفكر فلسفي و حاكميت گزاره هاي عقلي گشته است تا به انجا كه گاه بصورت

مطلق ، پورسينا و يا ابوعلي م ي گ فته اند و فلسفه را به صورت عام منظور مي كرده اند و گاه هم لقب

ارسطوي شرق را بدو مي بخشيده اند . ابوعلي ، درهر نگاه و به هر تحليل ، بخشي مهم از تاريخ تفكر

اسلامي ايراني است و شايد به همين خاطر است كه بيشترين ستايشها و نكوهشها را از جانب

دوستداران و مخالفان فلسفه و تفكر منط قي ديده است . ابن سينا نقشي مهم و قاطع در تدوين و تكوين

فكر فلسفي و انديشه هاي خرد گرايانه در تاريخ اسلام و ايران داشته است و ناچار ، براي هرگونه تحليل

درست و واقع گرايانه فرهنگي ، بايد به جايگاه و نقش او به درستي و از سر بصيرت توجه كرد .

نقد ادبي - به عنوان فلسفي ترين بخش ادبيات در سير تاريخي خود نمي تواند به آراء و آثار ابن

سينا بي توجه بماند و نوع نگاه و رويكرد ويژه او را در برخورد با ادبيّات به طور عام و نقد آن به

صورت خاص در نظر نياورد . بر همين مبنا در اين جستار مي كوشيم تا آراء و نظريات و نكته هاي ابن

سينا را درباب ادبيات ، نقد ادبي و به ويژه شعر ، تبيين و تفسير كنيم .

اگر چه ابن سينا در چند موضع از آثار خويش به تحليل مقوله هاي ادبي پرداخته است ؛ امّا عمده

حرفهاي و نكته هاي خود را در اين باب در شرح رسا له فن الشعر ارسطو به ميان كشيده است و آنرا

در كتاب شفا - فنّ نهم از جمله اولي - جاي داده است اين بخش از كتاب شفا را ، عبدا لرحمن بدوي

به صورت مستقّل ، آورده است . « در كتاب فنّ الشعر ارسطو

١- تعريف شعر و اجزاء آن :

ادبيات و به ويژه شعر ، در دستگاه فلسفي ابن سينا جزئي از صناعات و كتب نه گانه منطق است كه

ماده اصليش را ، مخيّلات مي سازد ، و كاركردي همسان خطابه و قياسات خطابي دارد . اصول و ماده

اصلي شعر و خطابه را مخّيلات ، مظنونات و مشهورات مي سازند . ابن سينا در هر مقالي كه در پي

تعريف بر آمده بر اين سه ركن تاكيد كرده است و گاه به صراحت نوشته است كه منطقي و فلسفي ، جز

از همين منظر به شعر نمي پردازد كه خواهد آمد - نظر به اهميت اين سه ركن در تع ريف و تكوين

شعر در دستگاه انديشگي ابن سينا ، ا بتدا تعريفات او را در آثار مختلف ذكر مي كنيم و سپس به تعريف

مجموعه مقالات همايش بين المللي ابن سينا 3

و طبقه بندي شعر و كاركرد و فوايد آن مي پردازيم . وي يك بار در نجات مخيلات يا امور خيالي را

چنين تعريف مي كند :

الخيالات هي مقدمات ليست تقال ليصدق بها ، بل لتخيل شئيًا علي شيءٍ آخر و علي سبيل »

المحاكاه و يتبعه في الاك ثر تنفير النفس عن شئ او ترغيبها فيه و بالجمله قبض او بسط ، مثل تشبيهنا

«.( العسل بالمره فينفر عنه الطبع و كتشبيهنا التهور بالشجاعه او الجبن بالاحتياط فيرغب فيه الطبع( ١

و بار ديگر تقربيًا ترجمه همان تعريف را با اندكي تمايز در دانشنامه مي آورد :

اما مخيّلات آن مقدماتي اند كه نفس را بجنبانند تا بر چيزي حرص آرد و يا از چيزي نفرت گيرد . »

باشد كي نفس دانذ كه دروغ اند چنانك كسي گويد ك سي را كه اين چيز كي تو همي خوري ، صفراء بر

آرد و آن چيز انگبين بود ، هر چندكي داند دورغست ، طبع نفرت گيرد و نخواهد ، پس حق و مشهور ،

«.( نيز مخيّل بود و لكن مخيّل صرف اين چنين بود ( ٢

و در جاي ديگر : المخيّل هو الكلام الذي تذعن له النفس فت بسط عن امور و تنقبض عن امور من

( غير رويه و فكر و اختيار..( ٣

المنظونات هي آر اء يقع التصديق بها لا علي اثبات بل يخطر امكان » : و در باب مظنونات مي نويسد

نقيضها بالبال و ليكن الذ هن يكون اميل ... و الذائعات فهي مقدمات و آراء مشهوره محمود اوجب

التصديق بها اما شهاده الكل مثل ان العدل جميل و اما شهاده الاكثر و امّا شهاده العلم اء او شهاده اكثر هم

او الافاضل منهم ف يما لايخالف الجمهور ...( ٤)و وهميات هم اگر چه ظاهرًا ظهور ندارند اما بر وجود

ذهني قوّيًا فرمان مي رانند و صورتهاي باطل شان را جز عقل و خرد هيچ چيز نمي تواند بزدايد . اگر چه

.( بعد از بطلان باز هم ذهن را رها نمي سازد ( ٥

وي در جايي ديگر قياسات شعري و خطابي را با هم مي سنجد و بر آن باور مي گردد كه اگر چه

قياس خطابي از مقدماتي چون مقبولات و منظونات و مشهورات به وجود مي آيد و قياسهات شعري از

مقدمات مخيل ، امّا در بهره دهي هر دو به هم نزديكند و از آنها فقط در جزئيات امور مي تو ان سود برد

( نه در كليّات و دانشها ( ٦

بوعلي در كتاب برهانبه صورتي مفصل پرده از حقيقت مشهورات ، مظنونات و وهميات و

مخيلات بر مي دارد و به تفصيل نوع رابطة آنها را با برهان مي سنجد و در آخر به اين نتيجه مي رسد كه

اگر چه اينها برهان عقلي و منطقي نيستند ، ا مّا از جهت كاركرد و كار بردهاي لازم و ناگريزي كه دارند ،

بسيار مهم هستند . به ويژه در تكوين خطا به و شعر به عنوان نافذ ترين صورتهاي كلام جمعي ، نقشي

( بسيار مهم را از آن خود مي سازند .( ٧

مجموعه مقالات همايش بين المللي ابن سينا 4

مجموعة و هميات ، مشهورات ، منظونات و مخيّلات ، بخش ي را در ذهن آدمي پي م ي ريزدند كه نه

وجودشان واقعي و برهاني است و نه كاركردشان . از اين ميان مخيّلات به خاطر وسعت و ژرفاي حوزة

كار ،نقش و تأثيري عظيم تر بر زندگي و فرهنگ انساني داشته اند و دارند . در واقع شعر هم اگر چه

برخاسته از حوزه مخيّلات است ، امّا بخشي عمده از پيكر و پيكر ه او را سه قلمرو ديگر ساخته و بر

اورده اند . ضمن آنكه شعر علاوه بر اين حوزه هاي مشترك ، حيطه اي خاص خود دارد كه بيشتر

برخاسته از قالب و فرم او ست و نه معنا و محتوا و خاستگاه . با توجه اين تعريفات ، شعر در نزد ابن

سينا مقوله اي است از حوزه مخيلات ، با مقّوما ني چون مظنونات و مشهورات و وهميات ابن سينا در

موضعي ديگر ، مستقيمًا به تعريف شعر مي پردازد و مي گويد :

( الشعر ، هو كلام مخيل مولف من اقوال موزونه متساويه و عند العرب مقفاه ....( ٨

كه اين تقريبًا همان است كه قرئي پيشتر ، قد امه بن جعفر ارائه داده بود ( ٩) با دو تفاوت بسيار مهم

كه قدامه از ان غفلت كرده بود . نخست افزون قيد مخيّل پس از كلام و به عنوان مهم ترين و اولين

افزودن كل مه مخيّل در تعريف ابن سينا از دو جهت مهم است : « عند الع رب م قفاه » ويژگي و ديگر قيد

يكي تبيين ماهيّت جنس شعر كه از چه سنخ و مقوله اي است و د يگر بيان جايگاه شعر در تحليل منطقي

كلام . و افزودن عندالعرب مقفاه هم بيانگر توجه دقيق و عاليانه ابن سينا به شرايط اقليمي و اجتماعي

و فرهنگي هر قوم و طايفه در نگاهشان نسبت به شعر در واقع نسبي بودن تعريف شعر حداقل از حيث

قالب و صورت است . نكته هايي كه قدام ه از آنها غفلت كرده بود و در گ ذشته بود . اين دو قيد بنياد

هاي تكوين و تعريف شعر در نزد ابن سينا ست كه بدان خواهيم پرداخت .

٢- اجزاء شعر :

ابن سينا در تعريف و تكوين شعر چند قاعده را ضروري شمرده است :

١- شعر هنري است كلامي = هو كلام

٢- بنياد شعر از نظر و عنا و محتوي برخيال استوار است = مخيّل

٣- جوهر شكل گيري شعر از نظر صورت و شكل وزن كلامي است = من اقوال موزوته

٤- وزن شعري بايد بر پاية تساوي اركان باشد = متساويه

٥- شعر مسلمين (اعراب) بي قافيه پيدا نمي گردد = و عند العرب مقفاه

وي در شرح رساله فن الشعر با اندكي تفصيل اركان تعريف خود را باز مي گشايد ونخست مساله

تخييل مي پردازد و به صراحت مي نويسد كه انگيزه اصلي فيلسوف از پرداختن به شعر آن است كه

فيلسوف، شعر را از مقوله مخيلات مي داند و مخيلات به هر حال بخشي از هستي ذهني آدميان است و

مجموعه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 8:55  توسط poya  | 

علی اکبر دهخدا

 

 

علی اکبر دهخدا (1258 ـ 1334 تهران) را ما با فرهنگ لغت وزین‌اش می‌شناسیم، اما وی نه‌تنها پژوهشگری یگانه بود، بلکه در پایه‌گذاری فرهنگ ساده‌نویسی در نثر مغلق فارسی دوره‌ی قاجار نیز سهم بزرگی داشت. ساده‌نویسی و زبان قابل فهم در نثر را طالبوف و ملکم اشاعه دادند، اما دهخدا به این شیوه‌ی نگارش غنا بخشید و زبان کوچه و بازار را در گستره‌ی روزنامه‌نگاری بکار برد.

طنزهای پاورقی

يكى ازمهمترين آثار دوره‌ مشروطیت قطعات طنز و انتقادی به نام "چرند و پرند" است که دهخدا با اسامی مستعاری چون "دخو"، "خرمگس"، "نخود همه‌آش" و... می‌نوشت و به‌صورت پاورقى در مجله‌ى صوراسرافيل منتشر می‌کرد.
 

پس از کودتای 23 جمادی‌الاول 1326 دهخدا که در سفارت انگلیس تحصن کرده بود از مرگ رهایی یافت، اما به اروپا تبعید شد. مدیر مجله‌ی صوراسرافیل، میرزا جهانگیرخان شیرازی، فردای کودتا به دستور محمدعلی‌شاه در باغشاه کشته شد.

ساده‌نویسی و تحول روایت

طنزنوشته‌های "چرند و پرند" نخستين شيوه‌ى نگارش مدرن در زبان فارسی هستند. دهخدا با نگارش نثر ساده و قابل فهم و به کارگیری زبان محاوره و اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های متداول در میان مردم، قدم بزرگی در نزدیک کردن ادبیات به زبان کوچه و بازار برداشت.

اما این تحول تنها در نثر نبود و کل روایت نیز در طنزهای وی تحولی ساختاری یافت. راوی در شمایل هر شخصى در اين طنزها، به واسطه‌ی زبان خاص خود، هويت اجتماعى آن شخص‏ را ايفا مى‌كند. از زبان روستايى، حاجى‌بازارى یا کودک گرفته تا زبان ملا، هر كسى زبان یگانه‌ی‏ را دارد كه البته طرحى نو در سنت روايى فارسى است.

چالش سیاست و فرهنگ

صد سال از نگارش طنزهای چرند و پرند می‌گذرد، اما این پارقی‌ها امروزه نیز برای ما شیرین‌اند. نه‌تنها به خاطر قلم شیوای دهخدا، بلکه از این جهت که بسیاری از مشکلات سده‌ی گذشته هنوز برای ما برجای مانده‌اند و متأسفانه مشکلات امروزه‌ی ما نیز هستند.

دهخدا به موضوعات متفاوتی می‌پردازد و در توضیح هر موضوعی جسورانه گوشه‌ای نیز به سیاست‌مداران و روحانیون وقت می‌زند. برای نمونه اگر در رابطه با ترک تریاک می‌نویسد به بیمارستانی اشاره می‌کند که از لطف طلاب بودجه‌اش به جای رسیدگی به بیماران صرف ملاها می‌شود.

دهخدا اما تنها دولت‌مردان و ملاها را به سخره نمی‌گیرد، بلکه فرهنگ خودی را نیز به چالش می‌طلبد. مثلاً هنگامی که دوستش "دمدمی" راوی را به نوشتن روزنامه تشویق می‌کند، می‌نویسد: "...اولاً همین تو که الان با من ادعای دوستی می‌کنی آن وقت دشمن من خواهی شد." و بدین‌گونه دهخدا کل استبداد فرهنگی را به تصویر می‌کشد.

معنای دین

سیاست‌مداران و دین‌داران سوژه‌ی اصلی طنزهای دهخدا می‌باشند. مثلاً از ملا ـ گدایی می‌نویسد که در مکتب، دین را به معنی اسلام می‌آموزد، اما در واقع نمی‌داند که دین چیست و در پایان متن بی‌سوادی، سردرگمی و نیز غارتگری کسانی تصویر می‌شود که سر زبانشان "دین رفت" هست و برای پوشش چپاول خود دائماً دم از دین و مسلمانی می‌زنند.

"باری سرگردان مانده‌ام که آیا این کدام‌یک از اینهاست. آنست که آخوند مکتبی می‌گفت؟ یا ملک وقف است؟ یا احمد قشنگ قهوه‌چی است؟ یا صیغه و دختر سمسار است؟ یا سه هزار تومان است؟..."

نقد حاکمان

وی به حکام پولدار این‌گونه برخورد می‌کند که بیخود کسی اینقدر مال کسب نمی‌کند، مگر "مال فلان یتیم را، فلان صغیر را، فلان بیوه را به ضرب چماق گرفته باشد."

و یا در زبانی شیوا داشتن پادشاه را قانون جنگل می‌انگارد و به وزرا هم لقب می‌دهد: "من هیچ‌وقت نمی‌گویم برای ما بزرگتر لازم نیست، میان حیوانات بی‌زبان خدا هم شیر پادشاه درندگان است و به صریح عبارت شیخ سعدی، سیاه‌گوش هم رئیس‌الوزر است و بلکه درازگوش هم رئیس کشیک‌خانه می‌باشد."

و یا جایی دیگر راوی کودکی است که از مادرش دلیل دعواهای شبانه‌روزی با شوهرش را می‌پرسد و مادر از آخوند محله می‌گوید که در رفع مرافعه‌ای پنهانی او را عقد کرده، با این که وی نامزد داشته است. مادر با کلکِ آخوند که وکیلش بوده همسرش می‌شود و راوی تازه به زمینه و عمق دعواهای والدینش پی می‌برد.

دهخدا این ماجرا را با ظرافت به مشروطه ربط می‌دهد و آخوندی را که وکیل است و در حل یک مرافعه موکلش را پنهانی به ازدواج خود درآورده، با موکلان مجلس مشروطه مقایسه می‌کند.

جنبش زنان در انگلستان و ایران

اما یکی از جالب‌ترین طنزنوشته‌های دهخدا مقایسه‌ی جنبش زنان ایرانی و انگلیسی است. اگر در انگلیس زنان "در باب تحصیل حقوق سیاسیه‌ء خود اقدامات مجددانه به عمل آورده اجتماعات بزرگ تشکیل داده قسمت عمدهء جراید و نطق خطبا را مشغول خود کردند و برای حقانیت خود مقالات و کتاب‌های متعدد" نوشته‌اند، در ایران وضعیت زنان از لونی دیگر است.

جنبش زنان ایران این است که زن فلان ملایی برای فرار دادن مهمان شوهرش شپش در کفش مهمان بیاندازد و یا زنی دیگر بر اساس خرافات دگمه‌ی پیراهن شوهرش را ندوزد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:25  توسط poya  | 

طراحی الگوی بازاریابی صادراتی فرش دستبافت ایران

طراحی الگوی بازاریابی صادراتی فرش دستبافت ایران

چکیده

در ورود به هزاره جديد، تغييرات با شتاب زيادي درحال رخ دادن است. امروز شباهتي به ديروز ندارد و فردا از امروز متفاوت خواهد بود. بنابراين شركتهاي موفق مجبور خواهند بود به سه امر مسلّم گسترش جهاني‌سازي، پيشرفتهاي حيرت‌انگيز فناوري و بروز بي‌نظمي در اقتصاد و تجارت به‌وسيله فشارهاي محيطي توجه كنند. در دهه‌هاي اخير از طراحي الگوي بازاريابي به منظور سازماندهي مسائل موجود در شبكه پيچيده عوامل تاثيرگذار در محيط رقابتي كه انسان را قادر مي‌سازد تا درباره آنها به شيوه‌اي ساده فكر كرده و تصميمهاي موثرتري اتخاذ كنند، استفاده شده است.

اين مقاله درصدد طراحي يك الگو براي بازاريابي صادراتي فرش دستباف ايران، به‌عنوان يكي از كالاهاي مهم صادراتي كشور است. با تكيه بر اصول و مباني نظري و ضمن بهره‌گيري از آراي صاحبنظران و دست‌اندركاران مديريت، صادرات و فروش هنرـ صنعت فرش‌ دستباف ايران، مدل مفهومي تحقيق، طراحي و ارايه شده است. بر اين اساس، با طراحي پرسشنامه‌اي حاوي متغيرهاي اصلي براي سنجش نظرها، اطلاعات از چهار گروه جامعه آماري جمع‌آوري شد. يافته‌هاي تحقيق بيانگر وجود تفاوت معنا‌دار در روابط و تاثيرات عوامل تشكيل‌دهنده الگو است، به‌طوري‌كه مدل تحقيق، فرضيه‌  اصلي و فرضيه‌هاي فرعي تحقيق جز در يكي از موارد مورد نظر، تاييد شده‌اند. نتايج تحقيق حاضر، مبنايي را براي سياستگذاران و تصميم‌گيرندگان صنعت فرش دستباف بويژه در امر صادرات فراهم‌ مي‌آورد.

مقدمه

افزایش ذقابت در مقیاس جهانی منجر به افزایش تعداد شرکتهایی شد که در جستجوی فرصتهایی در بازارهای بین المللی بودند تا به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کرده از موقعیت و بقای بازارهای خویش حفظ و حراست کنند . انجام صادرات ، عمومی ترین روش برای ورود به بازارهای بین المللی است . در پایه ترین شکل ، صادرات حداقل به منافع محدود مالی ، انسانی و دیگر ضروریتهااز جمله ، سرمایه گذاری اندک و ریسکهای مالی نیاز دارد ( یانگ و همکاران 1989 م ) به مورازات توسعه و تکامل تفکر بازاریابی برای کسب رضایت مشتری و سوداوری شرکت ، مورد توجه قرار گرفت . تکیه بر بازارهایی فرایندی و اینکه در اقتصاد اطلاعاتی در قرن 21 . بقای سازمان به اثر بخشی فراینده های سازمانی بستگی دارد توجه به بازاریابی هماهنگ و یکپارچه ، کلان نگری و جامع نگری در طراحی الگوی بازاریابی صادراتی سبب شد تا به امروز عوامل مؤثر و بیشتری در مدلسازی به کار گرفته شوند توجه غالب این تحقیقات به صورت بسیار محدود در پنج گروه اصلی متغیر های موثر بر صادرات شامل متغیر های مدیریتی ، سازمانی ، محیطی ، هدفگذاری آمیخته بازاریابی واستراتژ یهای بازاریــابی متمرکز شده اند.

تحقیق حاضر ضمن توجه به ابعاد هماهنگی و فرایند ی در طراحی الگوی بازاریابی صادراتی فرش دستبافت ایران ، واجد دو رویکرد جدید و نوآوری نسبت به تحقیقات قبلی است که عبارتند از :

1-استفاده از عوامل و متغیر های مؤثر شامل : مدیریت ، محیط،استراتژی ، بخشیدنی و آمیخته بازاریابی در طراحی الگو در مقام تجربی ، عملی ، عملیات میدانی و حیطه جغرافیایی

2-در رابطه با صنعت فرش دستبافت ایران به عنوان یک هنر – صنعت دستی – سنتی- علی رغم جایگاه رفیع اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی آن و غیر قابل مقایسه بودن با کسب و کار و رشته فعالیتهای با اندازه کوچک و متوسط (SME ) اصولا رویکرد به کار گیری اصول و مبانی بازاریابی در آن بسیار مهجور و غیر فعال بوده است و در حال حاضر نیز به این شکل می باشد . از اینرو طراحی الگوی بازاریابی صادراتی مبتنی بر ابعاد جامع نگری فرایند ی و یکپارچه کاملا امری نو بدیع است . در پژوهش حاضر ، ضمن بهره گیری از نظر یه های پراکنده در باب طراحی الگوی بازاریابی ، مفروضاتی راجع به جایگاه اقتصادی اجتماعی فرهنگی و ملی فرش دستبافت ارائه شده است در تنظیم فرضیه هاو اهداف تحقق ، ضرورت استفاده از طراحی الگو در بازاریابی صادراتی مورد تأکیدو تأکیذ بوده است همچنان که فیلیپ کاتلر معتقد است: عصر تصمیم گیر یهای شهودی به پایان رسیده است و باید در اتخاذ تصمیمهای بازاریابی از الگوهای متناسب استفاده شود .

در نگرش بازاریابی نوین که تولید برای پشتبانی از بازارهای وجود دارد تا بازاریابی برای کمک به تولید و اینکه بازاریابی فقط فروش محصول و خدمات ترفیع و آمیخته بازاریابی نیست  به مفهوم بازاریابی توجه شده است بر این اساس بازاریابی   شیوه عمل و جهتگیری سازمانی است که مشتری در مرکز جریان تصمیم گیری آن قرار دارد لازم به ذکر است که تغییر بازاریابی بین الملل به بازاریابی جهانی یکپارچه و منسجم و همچنین ظهور یک جهان بدون مرز های تجاری ، روابط خریدار و فروشنده نوع بیان و گفتمان بین آنها نیاز مشتریان ارزش مشتری با محوری بودن مشتری گرایی و گسترش ارتباطات و تعاملات ارزش محور به جای روشها و رویکرد های سنتی از جمله ابعاد مهم و مورد نظر در مطالعات بازاریابی می باشند .

طراحی الگویی بازاریابی صادراتی فرش دستبافت ایران با اعتقاد و تکیه بر این کارکرد صورت گرفته است

کادکان و همکاران درسال 2001 م به فاکتورهای اساسی رفتار صادراتی مبتنی بر بازار اشاره کردند . به همین منظور آنها مدلی را برای عناصر کلیدی فعالیتهای بازاریابی صادراتی بر بازار ارائه دادند و آن را با استفاده از اطلاعات پیمایشی کسب شده از فنلاند و نیوزلند آزمون کردند . در این زمینه نتایج مطالعات فراوانی نشان داده است شرکتهایی که رفتاربازارگرایی آنها با توجه به کارکرد های صادراتی بوده ، بسیار موفقتر می باشند تا کسانی که به رفتار های صادراتی کمتر توجه می کنند متغیر های آزمون شده پیش بینی کننده مناسبی از رفتارصادراتی مبتنی بر بازار شرکتها را ارائه دادند . نتایج نشان داد ه است که چندین عامل برای کارکرد شرکتهای صادراتی منحصر به فرد می باشند و نقش کلیدی در رفتار مبتنی بر بازار صادراتی ایفا می کنند «ه. صص 261-282 » اهرنبرگ و همکاران یک مدل توصیفی ارائه دادند مدلهای توصیفی در جستجوی نشان دادن پدیده ها ی بازاریابی می باشند این مدلها به تشریح متغیر های بازاریابی پرداخته ؛ مبنی بر اینکه که یک مدیر می تواند آنها را کنترل و یا حداقل روی آنها تأثیر گذارد. مدلهای آمیخته بازایابی بر حا مشکلات مدیریت بازاریابی بسیار مؤثر می باشند به نظر می رسد که این متغیر ها دارای قدرت پیش بینی و یا تعیین علیت می باشند تا مدیران بتوانند اثر تغییر متغیر هایی را که اتفاق خواهد افتاد اندازه گیری کنند .

طرح مسأله

فرش دستبافت ایران با ابعادو ارزشهای برجسته اقتصادی فرهنگی و ملی آن برای صادرات در سطح بین المللی ، تولیدو عرضه می شود در این صورت به خاطر نارساییها و تنگناهای موجود در داخل کشور و شرایط رقابتی برای صادرات آن در بازارهای هدف ، صادرات این کالا با مشکلات جدی مواجه می باشند ؛ به طوری که از سالهای قبل سیر افول و قهقرایی را پیموده است .

عوامل متعددی در کاهش صادرات و کاهش قیمت فرش دستبافت دخالت دارند که عبارتند از :

1-    ورود برخی از تولیدات با کیفیت پائین به بازارهای جهانی

2-    عوامل داخلی مانند گرانی مواد اولیه – مالیات – عوارض- حقوق بافنده – استفاده از مواد نا مرغوب .

3-    دستمزد بالای نیروی کار به عوان شاخص بزرگ در افزایش قیمت فرش صادراتی نسبت به سایر کشور های عرضه کننده با توجه به اینکه یکی از ویژگی های فرش دستبافت کاربر بودن آن است و بخشی زیادی از آن حدود 70 درصد هزینه تولید آن را دستمزد تشکیل می دهد .

4-    حضور فعال برخی از کشور ها چون پاکستان و چین بدلیل برخورداری از نیروی کار ارزانتر و سرمایه کمتر باعث شد سهم صادرات ایران کاهش یابد

5-    مقایسه فرش دستبافت با دیگر کالاهای صنعتی بی روح باعث نابودی فرش دستبافت شده و کاهش صادرات را در پی دارد

6-    رکود اقتصادی در غرب و تورم در کشور از دیگر عوامل مؤثر در کاهش صادرات است .و همچنین تولید فرش ماشینی ، ناآگاهی از سلایق بازار هدف، عدم تبلیغ فرش ایران ، سیاستهای تجاری ، ارزیابی گمرکو پیمان سپاری ارزی در مقاطع مختلف تأثیرات متفاوتی بر صادرات فرش گذاشته است .

جایگاه و نقش تعیین کننده و همچنین هدایتگر بازاریابی صادراتی و بین المللی برای ارتقای کیفیت و انطباق آن بر خواست ، نیاز و ترجیحات مشتریان و خریداران امری است که از آن غفلت شده است . متأسفانه چنین به نظر میرسد که در تولید حجم عمده ای از فرش دستبافت ایران ( جزدر مواردی معدود و انگشت شمار ) معیارها ، نگاه کلان و فرایندی برای تولید با مزیت رقابتی مبتنی بر اصول بازاریابی بین الملل در نظر گرفته شده است و مورد توجه کافی تولید کنندگان نمی باشد و عموما پس از تولید ، در گرداب مشکلات عدیده ای از عوامل داخلی قرار می گیرند و در سطح رقابت بین المللی نیز اقدام به صادرات و رقابت با رقابتی می شوند که در نقطه مقابل تولید کنندگان و صادرکنند گان ایرانی با تکیه بر آخرین دستاوردهای علمی و فناوری قرار دارند و ضمن بهره گیری از برجستگیهای هنری فرش ایران تولیدات خود را با موفقیت بیشتر به فروش می رسانند .از این رو باید درقالب مطالعه ای علمی و جامع به منظور تعیین و تعریف الگوی کاربردی و مؤثر به آن توجهی خاص کرد .

عوامل بازاریابی صادراتی فرش دستبافت ( مدیریت ، محیط ، استراتژی ، بخشبندی آمیخته) با یکدیگر ارتباط معنادار دارند .

- عوامل مدیریتی و محیطی با یکدیگر رابطه تعاملی و تأثیر متقابل دارند :

- عامل بخشبندی بازار در بازارهای هدف از عوامل محیطی و مدیریتی صنعت فرش دستباف متأثر می باشد ؛

- عامل بخشبندی بازار با استراتژ یهای بازاریابی ، ارتباط معنادار و تدثیر متقابل دارد ؛

- عامل استراژی بازازیابی از عامل مدیریت بازاریابی متدثر می باشد .

- عامل آمیخته بازاریابی صادراتی صعنت فرش دستبافت از بخشبندی بازار و استراتژیهای بازاریابی صادراتی این صنعت متأثر می باشد .

مفهوم و تعاریف اصلی الگو

محیط بازاریابی:عاملان و نیروهای خارجی برای اجرای وظیفه مدیریت بازاریابی بر تواناییهای مدیریت بازاریابی برای حفظ و گسترش معامله های موفق با مشتریان خود تأکید می کنند .

مدیریت بازاریابی : مدیریت عبارت است از فرایند برنامه ریزی و اجرای پندار قیمتگذاری تبلیغات پیشبردی و توزیع ایده ها ، کالا و خدمات به قصد انجام مبادلاتی که به اهداف انفرادی و سازمانی منجر شود .

بخشبندی بازاریابی : فذایند تقسیم کردن مشتری یا مشتریان بالقوه در داخل یک بازار به گروههاو یا بخشهای مختلف ، یعنی مشتریانی که دارای نیاز های یکسان یا مشابه می باشند در یک گروه جدا قرار می گیرند و به وسیله آمیخته بازاریابی جداگانه ، ارضا می شوند .

استراتژی بازاریابی : استراتژی طرحی است جامع ، واحد و کامل که برای رسیدن به هدف با استفاده از رتری های خاص مؤسسه با تغییرات محیطی برخورد می کند بر اساس این تعریف استراتژی وسیله ای است برای رسیدن به اهداف ؛ یعنی از آن جهت که همه بخشهای مؤسسه را به هم ارتباط می دهد «واحد » است .

آمیخته بازاریابی : با به کارگیری هنر و توان مدیریت ، تحلیل موقعیت ، بخشبندی و تعیین بازارهای هدف ، تنظیم و ارائه پیشنهادهای مناسب ، نوبت به فعالیتهای پشتیبانی عملی از آنها می رسد که این اقدامات عملی در به کارگیری فنون آمیخته بازاریابی به شرکت کمک می کند تا درباره ویژگیهای محصول ، قیمتگذاری ، گزینش روش و کانالهای توزیع و ترویج و ترفیع فرآورده ها ، به نحو مطلوب تصمیم گیری شود تا از استراتژی بازاریابی اتخاذ شده مبتنی بر شرایط محیطی و بخشهای تعیین و تعریف شده بازار موفقیت بیشتری استفاده شود

 

 

 

 

 پشنهادهای اجرایی و کاربردی

1-    ضرورت توجه به آسیب شناسی فرش دستبافت ایران مبتنی بر یافته های تحقیق ، بخش عمده ای از آسیبها و ضعفهاو چالشهایی را که در حال حاضر فرش دستبافت ایران با آن مواجه است نشان می دهد ؛ توجه هملی به این آسیبها به برون رفتار از وضعیت موجود فرش دستبافت ایران کمک می کند . برخی از این آسیب ها عبارتند از :

-     عدم توجه عملی به خلاقیت و نوآوری

- عدم توجه به برنامه ریزی در جذب ، پرورشو نگهداری نیروی کارو مدیریتی توانمند

-     عدم وجود سازمانی متناسب با نیازهای فرش دستبافت

-     بی توجهی به شرایط سیاسی ایران و دیگر کشورها

-     بی توجهی تهدید ناشی از محصولات جاگزین و ...

2-    توجه عملی به عوامل و متغیر های تأثیر گذار بر ارتقاء و اعتلای موقعیت و بازاریابی صادراتی فرش ایران تأثیر مثبت و سازنده خواهد داشت ؛ برخی از این توجهات ضروری و لازم عبارتند از: الف: توجه عملی به خلاقیت و نوآوری ب: برنامه ریزی ج: مخاطره د: وجود تشکلهاو تقسیم کار وهماهنگی هـ: اعمال کنترلهای لازم مبتنی بر برنامه ریزی ها ذ: توجه به شرایط اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی،و...

3-    استفاده از دانش و تجربه های موفق دیگر کشور ها بویژه رقبای فرش ایران در تأثیر گذاری بر بازاریابی صادراتی و بین المللی

4-    تلاش برای رسیدن به الگو مناسب و عملی در بازاریابی صادراتی فرش دستبافت

5-    در آمیختن ابعاد ظاهری و مادی فرش ایران شامل ( مواد اولیه – طرح و نقشه – بافت و ...) با فلسفه جهان بینی و تاریخ فرش دستبافت در بازاریابی صادراتی

پشنهادهای پژوهشی و علمی

1-    انجام پژهشهای لازم برای ارتقاء جایگاه فرش ایران درجهان  با تکیه بر نوآوری

2-    هدایت آموزشهای علمی و کاربردی به سمت نیازهای واقعی فرش ایران

3-    توسعه پژوهشهای مختلف در مورد بازار ، بازاریابی و پژهشهای مختلفی درمورد طرح ، رنگ و مواد اولیه

4-    اجرای طرحهای تحقیقاتی و مطالعاتی در حیطه بازاریابی جهانی و صادراتی فرش ایران بویژه توجه به طراحی الگوی مناسب – آموزش و ترویج یافته ها به منظور اشاعه فرهنگ و اصول بازاریابی بوسیله سازمان متولی ، صادر کننده گان ، وارد کنندگان و...

در تحقیق خود با عنوان "تاثير محدوديت های تجاری و تعرفه ای بر صادرات فرش دستباف ايران در بازار جهانی" بر این باورند که : بطوركلی پيشينه تاريخ نشان می ‌دهد كه تا قبل از سلسله صفويه، بافندگان زيراندزاها نظير فرش، خود از جمله مصرف‌كنندگان فرش بودند و چنانچه بافندگان مازادی داشته‌اند آن را با كالای ضروری ديگری معاوضه می ‌كردند ولی چون بيشتر مايحتاج زندگی بافندگان مواد اوليه و پشمی بوده كه خود آن را توليد می ‌كردند صرف بافت چادر، زيرانداز، خورجين و نظاير آن مي‌شد و كمتر مازاد توليد داشتند. ليكن از دوره صفويه بويژه زمان شاه عباس صفوی هر فرشبافی از روستاها به شهرها آمده و اين هنر رونق يافته تا آنجا كه به شاهكارهای هنری تبديل شده و كم‌كم نظر كشورهای اروپايی و خاور دور را به خود جلب كرده به گونه‌ای كه از چين تا اروپا برای بافت فرش و پارچه‌های زربفت سفارش‌هايی به ايران داده مي‌شد. به دنبال افزايش سفارش‌ها حكومت‌های وقت برای پاسخگويی به نياز جهانی، مراكز بافت و بافندگان را تشويق به افزايش كيفيت توليدات خود نمودند، رقابت برای بدست آوردن فرش ايران بين اروپائيان بوجود آمد. لرد انگليسی، ايتاليايی، فرانسوی و اتريشی همه از داشتن فرش ايران در كاخ‌هايشان بخود می باليدند. ليكن مسائلی تقاضای جهانی فرش ايران را به مرور زمان تحت‌الشعاع قرار دهد.
يكی از اين مسائل، بادوام بودن اين كالای مصرفی است كه كم‌كم تقاضا را كاهش داد اگر چه مصرف‌كنندگان جديدی از طبقات متوسط و پائين‌تر بوجود آمدند ليكن رشد تعداد مصرف‌كننده با آگاهی آنها نسبت به تعداد فرش‌های توليد شده نبوده است.

مسئله ديگر آن است كه كشورهای صنعتی در پاسخگويی به نياز روزافزون زيرانداز دست به ساخت ماشين فرش بافی زده و به توليد انبوه پرداختند كه در اين ارتباط تا سال‌ها، كشور ايران قوانينی در ممنوعيت ورود اين فرش‌های ماشينی به اجرا گذاشته بود.

مسئله سوم اين بود كه برخی از كشورها و به ويژه كشورهای همسايه كه متوجه تقاضای جهانی فرش شدند توليد فرش دستباف در كشورشان را تشويق كرده و با ايران به رقابت پرداختند و با توجه به نيروی كار ارزان و به كمك توليدكنندگان ايران كه برای كسب سود بيشتر به كشورهای همسايه مهاجرت كرده و به صنعت فرش بافی در كشورهای مذكور رونق دادند.

و ديگر اينكه رقابت در قيمت و تقليد طرح‌های ايرانی بوسيله كشورهای دور و نزديك بنيان تجارت جهانی فرش ايران را سست كرده و ايران ناچار شد اولاً اقدام به توليد برخی فرش‌های صنعتي و غيرهنری ارزان قيمت كند و ثانياً در اثر عدم هماهنگی‌های لازم در عرضه فرش به بازار جهانی و فقدان تبليغات برای حفظ آگاهی عمومی به تدريج مشتريان مصرف‌كننده كاهش يافته است.
و بالاخره اين كه اقدام به برخي از محدوديت‌هاي تجاري شامل محدوديت‌های تعرفه‌ای از طرف كشورهای خريدار فرش در چارچوب مقررات WTO كه گاهاً به سود كشورهای رقيب كه عضوWTOهستند تمام شد. همچنين محدوديت‌های غيرتعرفه‌ای بدليل برخی از ملاحظات سياسی مانند تحريم تجاری و اقتصادی آمريكا عليه ايران همگی در تنزل جايگاه فرش ايران در بازارهای جهانی مؤثر بوده‌اند.

 

با توجه به موارد مذكور، مروري بر جايگاه فرش و ضرورت توجه به رويه صادرات آن، به بررسي روند صادرات فرش دستباف طی دوره مورد بررسی، عوامل مؤثر بر صادرات از ناحيه عوامل درونی و بيرونی و همچنين مهمترين چالش‌ها و موانع بر سر راه صادرات كه خود منبع از مشكلات داخلی صادرات و موانع خارجی صادرات فرش دستباف ايران است پرداخته خواهد شد."
ولی بریم نژاد در سال 1378 در پایان نامه خود با عنوان تحلیل اقتصادی عوامل موثر بر صادرات فرش در ایران "بررسی و تحلیل اقتصادی صادرات فرش دستباف کشور و عوامل موثر بر آن می پردازد. وی در این تحقیق به این نکته اشاره می کند که تداوم موفقیت آمیز توسعه پایدار اقتصاد ایران، ایجاب می کند که تا در تدوین برنامه های عملیاتی بویژه در طرح نوین صادراتی کشور که با هدف ایجاد شالوده های استوار جهت اقتصاد بدون نفت مورد پیگیری قرار می گیرد، زمینه سیاست گذاریهای مناسب فراهم گردد. در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور نیز گرچه سیاست توسعه متکی بر تکمیل ضایع جایگزین واردات است، ولی آنچه که به عنوان درآمدهای صادراتی، به خصوص درآمدهای حاصل از صادرات غیر نفتی، در این برنامه ها پیشنهاد شده است جز از طریق تحولاتی اساسی در سیاستهای اقتصادی، تجاری، مالی و صنعتی کشور ممکن نیست. نگاهی به صادرات غیر نفتی نشان می دهد که فرش درصدر این صادرات قرار دارد. اضافه بر آن صادرات فرش دارای ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ویژه ایی است. از این رو هدف مطالعه جاری را بر برسی عواملی موثر بر صادرات فرش ایران از طریق تخمین توابع تقاضا و عرضه صادرات فرش قرار می دهد.

رضا دهقانی فیروز آبادی در سال 1377 پایان نامه ای با عنوان بررسی علل افت سهم بازار جهانی فرش ایران نسبت به رقبا و ارائه راهکارهای مناسب جهت بهبود آن را ارائه کرده است. در این تحقیق وی به این نکته اشاره می کند که صنعت فرش با توجه به اشتغال زائی بالا و ارز آوری زیاد از اهمیت خاصی برخوردار است. ولی در سالهای اخیر این صنعت با رکود نسبی مواجه شده است و به دلیل اهمیت فوق العاده ای که صنعت فرش در اقتصاد کشور دارد نیاز است که از ابعاد مختلف این رکود مورد بررسی قرار گیرد. که در این تحقیق سعی شده است مشکلات این صنعت از نقطه نظر بازاریابی بین الملل مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد.

بر اساس نتایج بدست آمده صادر کنندگان به آمیخته تشویق و ترفیع توجه کافی مبذول نمی دارند و همچنین آنها به شیوه های سنتی وارد بازار هدف شده و قبل از ورود توجه چندانی به محدودیتهای بازرگانی، وضعیت اقتصادی بازارهای هدف، وضعیت رقبا    و ... نداشته و توجهی نیز به اختلافات بین کانالهای توزیع در کشورهای مختلف ندارند.

حسن ابراهیمی یزدی در سال 1377 در پایان نامه خود با عنوان بررسی تاثیر عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی بر صادرات فرش به برسی اثرات عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی بر صادرات فرش کشور می پردازد و به این نکته اشاره می کند که صنعت فرش از جمله صنایعی است که در بخش کالاهای غیر نفتی پتانسیل بالقوه و زیادی را برای کسب ارز به همراه دارد. از طرفی با توجه به اینکه این صنعت افراد زیادی را به خود مشغول کرده است می تواند عاملی مهم در ایجاد اشتغال های دائمی و فصلی برای افراد جامعه باشد.
همچنین تغییر در سیاستهای تجاری که حاصل عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی خواهد بود می تواند گشایشهایی را برای این صنعت به همراه داشته باد و سبب گردد تا ایران در این صنعت، مزیت نسبی و رقابتی خود را در تجارت این محصول افزایش دهد.

یکی از مسایلی که به احتمال زیاد در آینده نزدیک صنعت فرش را تحت تاثیر قرار می دهد فعالیت سازمان تجارت جهانی می باشد. هدف اولیه این سازمان در حقیقت کاستن از موانع تجاری بین کشورها و کمک به آنها در تجارت بین المللی و بهره برداری از منابع طبیعی در دسترسی کشورها می باشد.
فیض الله افشار پور در پایان نامه خود با عنوان "بررسی سیاستهای ارزی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران بر صادرات فرش دستباف در سالهای 74-1370 " در سال 1376 به بررسی آثار سیاستهای ارزی بر صادرات غیر نفتی بطر اعم و صادرات فرش به طور اخص می پردازد و به تجزیه و تحلیل آن می پردازد و نهایتاً می خواهد به این نتیجه برسد که آیا سیاستهای ارزی در سال 1370 الی 1374 آثار مثبتی بر صادرات فرش داشته و یا اینکه مشکلاتی برای آن بوجود آورده است. اگر نتیاج منفی بوده و مشکلاتی را بوجود آورده، علت آنها چه بوده و چگونه می توان مشکلات و موانع را بر طرف کرد.
نتایج این تحقیق آن است که در کل سیاستهای ارزی بانک مرکزی بر صادرات فرش دستباف تاثیر منفی گذاشته است. نکته دیگر عدم هماهنگی سیاستهای ارزی بانک مرکزی یا سیاستهای سایر سازمانهاست که همه مبتنی بر تشویق صادارت می باشد.

علی اکبر تاجی میدانی در سال 1376 در پایان نامه خود با عنوان "برآورد و تجزیه و تحلیل الگوی عرضه صادرات فرش دستباف کشور 70-1350 عرضه صادرات فرش دستباف کشور را با استفاده از داده های آماری و نیز بهره گیری از الگوی اقتصاد سنجی برآورد می نماید.

مسعود ساعی در سال 1376 نیز در پایان نامه خود با عنوان "صنعت فرش دستباف ایران" با استناد به داده های ثانوی، مصاحبه و مشاهده عینی سیمای تولید، هزینه و توزیع فرش دستباف را در ایران به تصویر می کشد و با برآوردی از تابع عرضه قالی با استفاده از روش اقتصاد سنجی به این نتیجه می رسد که عرضه فرش دستباف در ایران در دوره زمانی 72- 1352 نسبت به تغییرات بازار حساسیت نشان می دهد که در کوتاه مدت الزام تولیدی و در بلند مدت رکود در تولید، افزایش در قیمت و هزینه هاای تولید را به دنبال دارد.
محمد اعلمی بیات در پایان نامه خود با عنوان بررسی و تعیین مهمترین عوامل موثر بر رکود صادرات فرش دستباف طی سالهای 75- 1372 به بیان مهمترین علل رکود فرش دستباف طی سالهای 75- 1372 در سال 1376 پرداخته است. فرضیات این تحقیق عبارتنداز:

1. نرخ گذاری بالای فرش در کمیسیون نرخ گذاری یکی از عوامل عمده رکود صادرات فرش دستباف می باشد.


2. عدم ثابت قوانین و مقررات راجع به صادرات فرش علت کاهش صادرات فرش ایران بین سالهای 75- 1372 بوده است.

3.  ضعف تبلیغات فرش ایران در بازارهای خارجی علت کاهش سهم بازار فرش ایران بوده است.

4.  تثبیت نرخ ارز در قیمت 3000 زیال یک عامل بر کاهش صادرات بوده است.

 که در این تحقیق با استفاده از روشهای مرسوم آماری و با انجام تحقیقات میدانی و تکمیل پرسشنامه به آزمون فرضیات پرداخته است و تمام فرضیات آن تایید شده است.

مصطفی نصیری در سال 1373 در پایان نامه خود با عنوان "برنامه ریزی بهبود بهره وری و کیفیت فرش ایران" به برسی عوامل موثر بر افزایش بهره وری فرش دستباف پرداخته است. در این تحقیق به منظور ارتقاء کیفیت و بهره وری فرش دستباف ایران عوامل تاثیر گذار مانند مهارت نیروی انسانی، ابزار آلات و تجهیزات، مواد اولیه، عوامل محیطی، قوانین دولتی، مورد بررسی قرار گرفته است.


خانم دکتر فیروزه عزیزی در بحث وضعیت تولید فرش دستباف کشور در کار پژوهشی خود اینگونه می گوید که: رشد اقتصادی از افزایش ارزش تولید خالص داخلی در یک دوره مالی ناشی می شود و تولید ملی نیز مجموعه ای از ارزش های افزوده در تولید انواع کالاها و خدمات است.

او می گوید: فرش از جمله محصولاتی است که ارزش افزوده فراوانی دارد و در عین حال منشاء کسب درآمد ارزی است. شاید کمتر کالایی با چنین ارزش افزوده کلانی تولید شود. از این رو اهمیت بسزایی د رمجموعه تولید ملی دارد. این در حالی است که برای تامین مواد اولیه مورد نیاز کمترین هزینه ارزی متوجه اقتصاد کشور است. او بر این اعتقاد است که تولید فرش دستباف (قالی و قالیچه) یکی از قعالیتهای صنعتی خانوارها محسوب می شود. نتایج سزشماری از خانوارهایی که دارای فعالیت صنعتی هستند نشان  می دهد که مساحت قالی و قالیچه تولید شده در سال 1373 ، 5094 هزار متر مربع به ارزش 1404584 میلیون ریال بوده است.

متوسط ارزش تولید یک متر مربع قالی و قالیچه تولید شده برابر با 276 هزار ریال است. در سال 1375 مساحت قالی و قالیچه تولید شده 4674 هزار متر مربع به ارزش 1581 میلیارد ريال بوده است یعنی متوسط ارزش تولید یک متر مربع قالی و قالیچه تولید شده به 338 هزارريال افزایش یافته است.

   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:22  توسط poya  | 

ضرب المثل انگلیسی

Do you think you are the only one in the world?

 

دست بالای دست بسیار است.

 

 

My cake is dough

دستم نمک ندارد

 

 

No man is content whit his lot

 

دل بی غم در این عالم نباشد

 

 

Time and tide wait for no man

دم را غنیمت شمرید

 

 

Two kings in one kingdom do not agree well together

 

دو پادشاه در اقلیمی نگنجند

 

 

 

Crooked logs make straight

 

دود از کنده بلند می شود

 

 

 

Absence makes the hearts grow fonder

 

دوری و دوستی

 

 

A friend in need is a friend indeed

 

دوست آن باشد که بگیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی

 

 

Action speaks louder then words

 

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

 

 

Two gulps and half are still due to him

 

دو قورت و نیمش باقی است

 

 

 

Better late than never

 

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است

 

 

 

The pot called the kettle black

 

دیگ به دیگ میگه رویت سیاه

 

 

Walls have ears

دیوار موش دارد. موش هم گوش دارد

 

 

To know someone s blind spots

 

رگ خواب کسی را بدست آوردن

 

 

 

 

The face is the index of the mind

 

رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون

Every day brings its bread with

 

روز از نو روزی از نو

 

 

It is no use crying over spilt milk

 

رغن ریخته شده هرگز جمع نمی گردد

 

 

Wake not a sleeping lion

روی دم شیر خفته پا گذاشتن

 

 

Slow and steady wins the race

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

 

 

To have something up one s sleeve

ریگ در کفش داشتن

 

 

 

To be on someone s track

زاغ سیاه کسی را چوب زدن

 

 

Honey catches more flies than vinegar

زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می آورد

 

 

Let not your tongue cut your throat

زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

 

 

Words cut more than swords

زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:19  توسط poya  | 

شبکه کامپیوتر


منبع تغذيه، يك دستگاه الكتريكي است كه مسئول تأمين و تنظيم جريان الكتريكي در رايانه مي باشد. اين قطعه به صورت جعبه اي بزرگ و مستقل در جعبه رايانه قرار دارد و بيشتر خرابي ها را در رايانه به وجود مي آورد.
كار منبع تغذيه اين است كه ولتاژ متناوب (اي سي، Alternate Current) را تبديل به ولتاژ مستقيم (دي سي، Direct Current) مي كند.

انواع منبع تغذيه
منبع تغذيه داراي ابعاد و شكل هاي مختلفي مي باشند، كه بايد با جعبه و مادربرد نصب شده در داخل جعبه رايانه همخواني و سازگاري داشته باشد. بنابراين، اين سه قطعه بايد از يك نوع باشند. انواع اين اجزاء عبارتند از:
۱- XT
۲- AT desk خوابيده يا روميزي
۳-AT tower برجي يا ايستاده
۴- Baby AT
۵- Rectifierباريك، نقلي
۶- ATX
زماني كه رايانه XT توسط شركت آي بي ام به بازار عرضه شد منبع تغذيه آن شبيه منبع تغذيه هاي قبلي بود، درصورتي كه توان خروجي آنها دو برابر قبلي ها بود. پس از آن زماني كه آي بي ام رايانه AT را ساخت از يك منبع تغذيه بزرگتر براي آن استفاده نمود كه داراي اشكال مختلفي بود. از اين نوع منبع تغذيه استقبال زيادي شد تا جايي كه هنوز نيز در سيستم هاي امروزي از آن استفاده مي شود.
نوع برجي يا ايستاده سيستم هاي AT مشابه سيستم هاي خوابيدهAT است. مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي روميزي با مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي برجي فرقي ندارد. تنها فرق آنها كليد هاي برق در مكانهاي متفاوت مي باشد. نوع ديگري از AT وجود دارد كه كوچكتر از نوع ايستاده مي باشد و منبع تغذيه آن نيز كوچك مي باشد، كه بچه اي تي نام دارد. منبع تغذيه جعبه هاي نقلي نيز از نظر مشخصات ظاهري با ساير منبع تغذيه ها تفاوت دارند. در اين نوع جعبه ها مادربردها داراي استاندارد مشخصي نيستند، اما منبع تغذيه آنها داراي استانداردهاي مشخصي است و قابل تعويض نيز مي باشد.
منبع تغذيه ATX مانند منبع تغذيه نقلي مي باشد، بنابراين، اين دو قابل جابجايي مي باشند. نوع منبع تغذيه ATX داراي مشخصات و مزاياي زير مي باشد:
۱- سيگنال هاي (a) روشن بودن - Power on و سيگنال هاي (b) توقفStandby (Soft Power) ۵ V در اين نوع منبع تغذيه وجود دارد.
۲- امكان حذف گرماگير (Heat Sink) از روي پردازنده در اين نوع وجود دارد.
۳- مادربردها در اين نوع حاوي قطعاتي به نام تنظيم گر (Regulator) جهت توليد ولتاژ ۳/۳ ولتي نمي باشند به اين علت كه رابط منبع تغذيه به مادربرد ،خود داراي ولتاژ ۳/۳ ولت است.
۴- تهويه به سمت داخل منبع تغذيه صورت مي گيرد تا مادربرد خنك شود. اين كار خود باعث خنك شدن قطعات داخلي و تميز شدن سطح قطعات داخلي مي گردد.
۵- فيش اتصال منبع تغذيه مادربرد۲۰ پايه اي است و امكان اتصال برعكس آن وجود ندارد.
منبع تغذيه داراي ولتاژهاي گوناگون با توان هاي مختلف مي باشند مانند:
۱- ولتاژ ۵+ ولت: اين نوع ولتاژ توسط تمام مادربردها، مدارها و وسايل جانبي رايانه مورد استفاده قرار مي گيرد و رنگ سيم هاي آنها قرمز مي باشد.
۲- ولتاژ ۱۲+ ولت: موتور هاردديسك و وسايل مشابه با آن از اين ولتاژ استفاده مي كنند كه در مادربردهاي جديدتر ديگر آن را به كار نمي برند. مدارهاي درگاه هاي سريال نيز از اين ولتاژ استفاده مي كنند. سيم آن نيز معمولاً زرد رنگ است و گاهي اوقات به رنگ قرمز نيز ديده مي شود.
۳- ولتاژ هاي ۵- و ۱۲- ولت: اين دو ولتاژ در رايانه هاي قديمي وجود داشت، اما اكنون در منبع تغذيه ها نصب مي شوند. اين دو داراي جرياني كمتر از يك آمپر هستند.
۴- ولتاژ ۳/۳+ ولت: پردازنده هاي جديد از ولتاژ ۳/۳ ولت و يا كمتر استفاده مي كنند، در صورتي كه پردازنده هاي قديمي از ولتاژ ۵+ استفاده مي كردند. در پردازنده هاي جديد ولتاژ مورد نياز پردازنده مستقيماً توليد مي شود و بنابراين در هزينه مصرف انرژي صرفه جويي مي شود و از حرارت نيز كاسته مي شود.
۵- سيگنال هاي صحت ولتاژ (قدرت مطلوب): پس از روشن شدن سيستم، منبع تغذيه به مقداري زمان احتياج دارد تا به سطح ولتاژ مفيد و مطلوب برسد و اگر سيستم شروع به كار كند و منبع تغذيه بعد از آن به كار افتد اتفاقات بدي رخ خواهد داد.
براي اينكه رايانه قبل از آمادگي منبع تغذيه روشن نگردد سيگنالي به نام (Power good) درستي ولتاژ و يا قدرت مطلوب به مادربرد ارسال مي شود.
تا قبل از رسيدن آن مادربرد كاري انجام نمي دهد و در صورتي كه مشكلي در برق به وجود آيد و جرقه اي توليد شود منبع تغذيه اين سيگنال را قطع مي كند و مادربرد كار نخواهد كرد.
۶- سيگنال روشن بودن: در منبع تغذيه هاي جديد تابعي تعريف شده است كه به وسيله نرم افزارها مي توان منبع تغذيه را كنترل نمود. اين سيگنال با عنوان روشن بودن و يا تأمين قدرت (Power On) مادربرد را كنترل مي كند و باعث روشن شدن منبع تغذيه مي شود.
۷- سيگنال ۵+ ولتي توقف Standby ۵ V : اين ولتاژ در حالت خاموش بودن رايانه وجود دارد، اين سيگنال به صورت نرم افزاري در حالت خاموش بودن رايانه آن را روشن مي كند.
اجزاء سازنده منبع تغذيه
۱- مبدل: كه ولتاژ را تغيير مي دهد.
۲- يك سو كننده: جريان متناوب را به جريان مستقيم تبديل مي كند.
۳- صافي يا پالايشگر: امواج را مي گيرد.
منبع تغذيه قبل از روشن شدن رايانه چند آزمايش انجام مي دهد، سپس در صورت صحيح بودن سيستم سيگنال را به مادربرد مي رساند. اين حالت حفظ مي شود و در صورتي كه به هر علتي از بين برود دستگاه ريست مي شود.
منبع تغذيه به دو صورت خطي و كليدي طراحي مي شود كه نوع خطي ترانس هاي بزرگتر دارند و نوع كليدي از نظر اندازه و وزن و انرژي بهتر از خطي مي باشند. منبع تغذيه هاي خوب يك مقاومت دارند كه از خراب شدن آن جلوگيري مي كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:17  توسط poya  | 

سخت افزار


منبع تغذيه، يك دستگاه الكتريكي است كه مسئول تأمين و تنظيم جريان الكتريكي در رايانه مي باشد. اين قطعه به صورت جعبه اي بزرگ و مستقل در جعبه رايانه قرار دارد و بيشتر خرابي ها را در رايانه به وجود مي آورد.
كار منبع تغذيه اين است كه ولتاژ متناوب (اي سي، Alternate Current) را تبديل به ولتاژ مستقيم (دي سي، Direct Current) مي كند.

انواع منبع تغذيه
منبع تغذيه داراي ابعاد و شكل هاي مختلفي مي باشند، كه بايد با جعبه و مادربرد نصب شده در داخل جعبه رايانه همخواني و سازگاري داشته باشد. بنابراين، اين سه قطعه بايد از يك نوع باشند. انواع اين اجزاء عبارتند از:
۱- XT
۲- AT desk خوابيده يا روميزي
۳-AT tower برجي يا ايستاده
۴- Baby AT
۵- Rectifierباريك، نقلي
۶- ATX
زماني كه رايانه XT توسط شركت آي بي ام به بازار عرضه شد منبع تغذيه آن شبيه منبع تغذيه هاي قبلي بود، درصورتي كه توان خروجي آنها دو برابر قبلي ها بود. پس از آن زماني كه آي بي ام رايانه AT را ساخت از يك منبع تغذيه بزرگتر براي آن استفاده نمود كه داراي اشكال مختلفي بود. از اين نوع منبع تغذيه استقبال زيادي شد تا جايي كه هنوز نيز در سيستم هاي امروزي از آن استفاده مي شود.
نوع برجي يا ايستاده سيستم هاي AT مشابه سيستم هاي خوابيدهAT است. مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي روميزي با مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي برجي فرقي ندارد. تنها فرق آنها كليد هاي برق در مكانهاي متفاوت مي باشد. نوع ديگري از AT وجود دارد كه كوچكتر از نوع ايستاده مي باشد و منبع تغذيه آن نيز كوچك مي باشد، كه بچه اي تي نام دارد. منبع تغذيه جعبه هاي نقلي نيز از نظر مشخصات ظاهري با ساير منبع تغذيه ها تفاوت دارند. در اين نوع جعبه ها مادربردها داراي استاندارد مشخصي نيستند، اما منبع تغذيه آنها داراي استانداردهاي مشخصي است و قابل تعويض نيز مي باشد.
منبع تغذيه ATX مانند منبع تغذيه نقلي مي باشد، بنابراين، اين دو قابل جابجايي مي باشند. نوع منبع تغذيه ATX داراي مشخصات و مزاياي زير مي باشد:
۱- سيگنال هاي (a) روشن بودن - Power on و سيگنال هاي (b) توقفStandby (Soft Power) ۵ V در اين نوع منبع تغذيه وجود دارد.
۲- امكان حذف گرماگير (Heat Sink) از روي پردازنده در اين نوع وجود دارد.
۳- مادربردها در اين نوع حاوي قطعاتي به نام تنظيم گر (Regulator) جهت توليد ولتاژ ۳/۳ ولتي نمي باشند به اين علت كه رابط منبع تغذيه به مادربرد ،خود داراي ولتاژ ۳/۳ ولت است.
۴- تهويه به سمت داخل منبع تغذيه صورت مي گيرد تا مادربرد خنك شود. اين كار خود باعث خنك شدن قطعات داخلي و تميز شدن سطح قطعات داخلي مي گردد.
۵- فيش اتصال منبع تغذيه مادربرد۲۰ پايه اي است و امكان اتصال برعكس آن وجود ندارد.
منبع تغذيه داراي ولتاژهاي گوناگون با توان هاي مختلف مي باشند مانند:
۱- ولتاژ ۵+ ولت: اين نوع ولتاژ توسط تمام مادربردها، مدارها و وسايل جانبي رايانه مورد استفاده قرار مي گيرد و رنگ سيم هاي آنها قرمز مي باشد.
۲- ولتاژ ۱۲+ ولت: موتور هاردديسك و وسايل مشابه با آن از اين ولتاژ استفاده مي كنند كه در مادربردهاي جديدتر ديگر آن را به كار نمي برند. مدارهاي درگاه هاي سريال نيز از اين ولتاژ استفاده مي كنند. سيم آن نيز معمولاً زرد رنگ است و گاهي اوقات به رنگ قرمز نيز ديده مي شود.
۳- ولتاژ هاي ۵- و ۱۲- ولت: اين دو ولتاژ در رايانه هاي قديمي وجود داشت، اما اكنون در منبع تغذيه ها نصب مي شوند. اين دو داراي جرياني كمتر از يك آمپر هستند.
۴- ولتاژ ۳/۳+ ولت: پردازنده هاي جديد از ولتاژ ۳/۳ ولت و يا كمتر استفاده مي كنند، در صورتي كه پردازنده هاي قديمي از ولتاژ ۵+ استفاده مي كردند. در پردازنده هاي جديد ولتاژ مورد نياز پردازنده مستقيماً توليد مي شود و بنابراين در هزينه مصرف انرژي صرفه جويي مي شود و از حرارت نيز كاسته مي شود.
۵- سيگنال هاي صحت ولتاژ (قدرت مطلوب): پس از روشن شدن سيستم، منبع تغذيه به مقداري زمان احتياج دارد تا به سطح ولتاژ مفيد و مطلوب برسد و اگر سيستم شروع به كار كند و منبع تغذيه بعد از آن به كار افتد اتفاقات بدي رخ خواهد داد.
براي اينكه رايانه قبل از آمادگي منبع تغذيه روشن نگردد سيگنالي به نام (Power good) درستي ولتاژ و يا قدرت مطلوب به مادربرد ارسال مي شود.
تا قبل از رسيدن آن مادربرد كاري انجام نمي دهد و در صورتي كه مشكلي در برق به وجود آيد و جرقه اي توليد شود منبع تغذيه اين سيگنال را قطع مي كند و مادربرد كار نخواهد كرد.
۶- سيگنال روشن بودن: در منبع تغذيه هاي جديد تابعي تعريف شده است كه به وسيله نرم افزارها مي توان منبع تغذيه را كنترل نمود. اين سيگنال با عنوان روشن بودن و يا تأمين قدرت (Power On) مادربرد را كنترل مي كند و باعث روشن شدن منبع تغذيه مي شود.
۷- سيگنال ۵+ ولتي توقف Standby ۵ V : اين ولتاژ در حالت خاموش بودن رايانه وجود دارد، اين سيگنال به صورت نرم افزاري در حالت خاموش بودن رايانه آن را روشن مي كند.
اجزاء سازنده منبع تغذيه
۱- مبدل: كه ولتاژ را تغيير مي دهد.
۲- يك سو كننده: جريان متناوب را به جريان مستقيم تبديل مي كند.
۳- صافي يا پالايشگر: امواج را مي گيرد.
منبع تغذيه قبل از روشن شدن رايانه چند آزمايش انجام مي دهد، سپس در صورت صحيح بودن سيستم سيگنال را به مادربرد مي رساند. اين حالت حفظ مي شود و در صورتي كه به هر علتي از بين برود دستگاه ريست مي شود.
منبع تغذيه به دو صورت خطي و كليدي طراحي مي شود كه نوع خطي ترانس هاي بزرگتر دارند و نوع كليدي از نظر اندازه و وزن و انرژي بهتر از خطي مي باشند. منبع تغذيه هاي خوب يك مقاومت دارند كه از خراب شدن آن جلوگيري مي كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:16  توسط poya  | 

ستاره

مقدمه

سحابی عقاب
هر کدام از برجستگیهای انگشت مانند
این ابر غبار و گاز محتوی یک ستاره تازه است.
هر نوک انگشت تقریباً به اندازه منظومه شمسی است.

 

ستارگان ، گویهای بزرگ حاوی گازهای داغ و تابنده‌اند. خصوصیات ستاره نظیر رنگ ، دما ، اندازه و تابندگی توسط جرم آن (مقدار ماده موجود در آن) تعیین می‌شوند. خصوصیات ستارگان بسیار متفاوت می‌باشند، زیرا جرم ستارگان متنوع است. خصوصیات هر ستاره منفرد نیز متغیر است، زیرا در چرخه حیاتش دچار تغییرات درونی می‌شود. هنگامی که شبها به آسمان می‌نگرید، به نظر می‌آید که ستارگان سوسو می‌زنند یا درخشندگی‌شان لحظه به لحظه تغییر می‌کند. این سوسو زدن از حرکت هوا در جو زمین حاصل می‌شود. همان گونه که شیشه نور را خم می‌کند، هوا نور ستاره را می‌شکند. چون مناطق مختل هوا با حجم گوناگون حرکت می‌کنند، نور ستاره به مقادیر مختلف خم می‌شود. بدین ترتیب قدرت نور ستاره‌ای که به چشمتان می‌خورد، تغییر می‌کند و چنین به نظر می‌رسد که ستاره سوسو می‌زند.



ستارگان بنا به خصوصیات طیفی‌شان طبقه بندی می‌شوند. طیف ستاره از طریق تجزیه تشعشع آنبه عناصری که شدت تشعشع طول موجهای مختلف را نشان می‌دهند، حاصل می‌شود. با این اطلاعات دما ، رنگ و ساختار شیمیایی ستاره استنتاج می‌شود. هفت نوع طیف اصلی وجود دارد که هر کدام با حرفی از الفبا شناخته می‌شوند. هر کدام از طیفها زیر مجموعه هایی دارند که از 0 تا 90 شماره گذاری شده‌اند.

چرا ستارگان می‌درخشند؟

با چشم غیر مسلح در یک شب تاریک و بدون ماه و در هوای صاف می‌توان حدود 2500 ستاره را در آسمان شناسایی کرد. با دوربین یا تلسکوپ می‌شود میلیون‌ها ستاره را تشخیص داد. از سیاره‌های منظومه شمسی خودمان نظیر زهره و زحل که چشمپوشی کنیم، تمامی این ستارگان دور دست خورشیدها یا به عبارت دیگر گلوله‌های گازی پر حرارتی هستند که در سطح خود می‌توانند تا هزاران درجه و در درون خود تا میلیونها درجه حرارت داشته باشند. در حقیقت بعضی از آنها با شدتی ده هزار برابر خورشید ما می‌درخشند و برخی از آنها هم خیلی کم نورتر از ستاره مرکزی منظومه ما هستند، ولی تمام ستارگان در یک مورد مشترکند:



آنها در ژرفای درون خود از طریق تبدیل هیدروژن به هلیوم انرژی هسته‌ای تولید می‌کنند. این چشمه جوشان و پایان ناپذیر انرژی به ستارگان کمک می‌کند که عمری بسیار طولانی داشته باشند. مثلا خورشید با مواد سوختنی که دارد 10 میلیارد سال عمر خواهد کرد. انرژی ایجاد شده در مرکز ستاره به خارج منتقل می‌شود و از سطح ستاره به شکل پرتوهای ماورای بنفش - رونتگن - ذره‌ای - نوری - گرمایی و امواج رادیویی انتشار می‌یابد. برخی از ستارگان در پایان عمر خود از طریق انفجارهای بسیار عظیم از بین می‌روند. آنگاه از آنها فقط گویهای مادی کوچک و کاملا در هم فشرده‌ای باقی می‌ماند که در علم ستاره شناسی ، کوتوله های سفید ، ستاره نوترونی و یا سیاهچاله نامیده می‌شوند. خورشید هم روزی تبدیل به یک کوتوله سفید خواهد شد.

ستارگان مزدوج

بیش از نیمی از همگی ستارگان در گروههای دوتایی یا سه تایی هستند که با جاذبه در کنار یکدیگر نگه داشته شده‌اند. ستاره مزدوج یک زوج ستاره‌ای است که به دور جرم مشترک خود می‌گردند. اغلب یکی از دو ستاره آنقدر کم نور است که از زمین رؤیت نمی‌شود. اگر درخشندگی ستاره مرئی این زوج تغییر کند و یا اگر ظاهراً حرکتش تحت تأثیر میدان جاذبه جرم سماوی مجاوری قرار گیرد، ستاره شناسان می‌توانند آن را تشخیص دهند. دو ستاره در منظومه مزدوج بخاطر نیروهای جاذبه بینشان بر حرکت مداری یکدیگر تأثیر می‌گذارند. برای ستاره شناسان مشاهده دقیق حرکات ستارگان مزدوج تنها راه مستقیم تعیین جرم ستارگان است.


هیپارخوس (127-146 ق. م) ، ستاره شناس یونان باستان ، 20 ستاره از درخشنده ترین ستارگانی را که می‌توانست ببیند، دارای قدر اول و کم نورترین آنها را دارای قدر ششم توصیف کرد. به آنهایی که در این بین بودند، ارزشهای میانی بخشید. بعد از اختراع تلسکوپ ، ستارگان کم نور بیشتری مشاهده شدند و با بهبود قدرت تلسکوپها ، تفاوتهای فاحشی در درخشندگی ستارگان دارای قدر اول آشکار شد. در قرن هیجدهم ، نسبت میان قدرها تقریبا 2.5 واحد (یا دقیقتر بگوییم 2.5118865) تعیین شد. یعنی ستاره‌ای دارای قدر معین از ستاره‌ای با یک واحد قدر کمتر ریال 2.5 برابر درخشنده‌تر است. سیستم هیپارخوس در توصیف کم نورترین ستارگان مرئی برای چشم غیر مسلح به عنوان قدر ششم به تجهیزات ستاره شناسی احتیاج دارید.



با نسبت تازه و معین اندازه گیری قدر ، اکنون برخی از ستارگانی که هیپارخوس در گروه قدر اول طبقه بندی کرده بود، دارای قدر صفر یا حتی قدر منفی می‌باشند. برای آنکه تصوری از ظاهر ستارگان قدر اول در آسمان شبانه داشته باشید، تصور کنید که از فاصله یک کیلومتری (0.6 مایلی) به شمعی فروزان می‌نگرید.


شعرای یمانی ، درخشنده‌ترین ستاره در آسمان شب ، قدر 1.47 دارد و پر فروغترین جرم سماوی در آسمان شبانه ، ماه بدر ، با قدر -12.5 است. اما در مجموع ، فروزانترین ستاره ، خورشید با قدر 26.72- است. کم نورترین ستاره‌ای که تا کنون با تلسکوپ رصد شده ، در صورت فلکی بادبان قرار دارد. این ستاره به تپنده بادبان معروف است و قدرش 26 است.




نمودار هرتز پرونگ-راسل
می‌توان ستارگان را بر اساس خصوصیاتشان
در این نمودار ترسیم کرد. ستارگان در طول
عمرشان از مناطق مختلف این نمودار می‌گذرند.


کوتوله‌های قهوه‌ای ، ستاره واقعی نیستند، بلکه ستارگان ناقصی هستند که گرم شده و با نور کمی می‌درخشند و در همین حال ، جاذبه آنها را به انقباض وا می‌دارد. ولی یک کوتوله قهوه‌ای محتوی کمتر از 8 درصد جرم خورشید است و این جرم برای تداوم انقباض گرانشی تا وقوع واکنشهای هسته‌ای کافی نیست. بدون واکنشهای هسته‌ای ، کوتوله‌های قهووه‌ای نمی‌توانند به درخشندگی ستارگان بدرخشند. دلیل کم فروغی کوتوله‌های قهوه‌ای ، تنها در سال 1995 بود که برای اولین بار یکی از آنها کشف شد.

ترسیم انواع ستارگان

نمودار هرتز پرونگ راسل ابزاری بسیار مهم برای ستاره شناسان است. از آن برای ترسیم قدرهای مطلق ستارگان نسبت به انواع طیف شان (رنگشان) یا نسبت به دماهای سطحشان ، که تعیین کننده انواع طیفشان است، استفاده می‌شود. در این نمودار ، ستارگان در گروههای گوناگونی جای می‌گیرند که نمایانگر مراحل چرخه حیاتشان است. این نمودار به ستاره شناسان کمک می‌کند تا نحوه تکامل ستارگان و ایجاد رابطه میان خواص ستارگان را درک کنند.

رنگهای ستارگان

رنگ ستاره به دمای سطحش بستگی دارد. اگر ارزش یکی از این خواص را بدانید. شاید بتوانید ارزش دیگری را وضع کنید. ستارگان آبی رنگ داغترین ستارگانند و ستارگان سفید ، سردترند. بعد از اینها ستارگان زرد و نارنجی قرار دارد و سردترین ستارگان ، قرمزند. شاید دمای ستارگان آبی رنگ به 50 هزار درجه سانتیگراد (90 هزار فارنهایت) برسد، حال آنکه دمای سطح ستارگان قرمز تا 2 هزار سانتیگراد (3.600 فارنهایت) پایین است. اصطلاح درخشندگی به پرتوافکنی ستاره با هر طول موجی دلالت می‌کند. مثلاً با افزایش درخشندگی ستاره ، ممکن است ستاره ، علاوه بر نور مرئی بیشتر ، پرتو مادون قرمز و ماوراء بنفش بیشتری ساطع کند، ولی قدرهای مطلق و ظاهری ، معیار درخشش نور مرئی ستاره‌اند.

اساساً درخشندگی ستاره بر حسب جرم و مرحله چرخه حیات ستاره تعیین می‌شود. هر چقدر جرم ستاره بیشتر باشد، در مقایسه با ستاره‌ای با جرم کمتر و در همان مرحله چرخه حیات متراکمتر ، داغتر و درخشنده‌تر است. 2 ستاره با مساحت و دمای سطحی برابر درخشندگی و رنگ یکسان دارند. اگر ستاره‌ای منبسط شود، دمای سطحش کاهش می‌یابد. مثلاً زمانی یک ستاره زرد رنگ زنجیره اصلی نظیر خورشید به غول قرمز سردتر ، تاریکتر و خیلی بزرگتری تکامل می‌یابد. اگر چه از سطح معینی از ستاره تاریک شده (مانند یک کیلومتر مربع یا مایل مربع) پرتو کمتری تابیده می‌شود. درخشندگیش افزایش می‌یابد، زیرا مساحت کلش افزایش یافته است و پرتوهای بیشتری امکان می‌یابند ستاره را ترک کنند. این افزایش درخشندگی به معنای آن است که قدرهای ظاهری و مطلق نیز زیاد می‌شوند.

منکب الجوزا ابر غول قرمز تپنده‌ای است که چگالی بسیار اندکی دارد. میانگین قطرش تقریباً 400 برابر خورشید است که بدین ترتیب حجمش 64 میلیون برابر حجم خورشید است. چون منکب الجوزا حاوی 13 برابر جرم خورشید است، میانگین چگالیش 3.500 بار از چگالی هوا کمتر است. میانگین چگالی خورشید 1.400 بار از چگالی هوا بیشتر است.



 

 

جرم ستاره

جرم ستاره نمایانگر میزان ماده موجود در آن است. واحدهای اندازه گیری جرم ستارگان ، جرم خورشیدی است. هر جرم خورشیدی معادل جرم خورشید است. جرم اکثر ستارگان دیگر بین 0.08 تا 60 برابر جرم خورشیدی است، هر چند که جرم معدودی از ستارگان به 120 برابر جرم خورشیدی می‌رسد. اگر جرم ستاره‌ای از ستاره دیگر بیشتر باشد، ضرورتاً قطرش بزرگتر نیست زیرا اندازه ستاره به میزان تراکم موادش بستگی دارد. بسیاری از ستارگان برجسته ، اسم دارند. اغلب این اسامی ریشه‌ای عربی دارند که میراث منجمان مسلمان سده‌های 8 و 9 میلادی است. اما اکثر ستارگان بی‌نامند. در عوض آنها با نام لاتینی صورت فلکی و حرفی از الفبای یونانی شناسایی می‌شوند. این سیستم نامگذاری را یوهان بایر (1625-1572) ستاره شناس غیر حرفه‌ای آلمانی ، که در سال 1603 اطلسی از ستارگان را منتشر کرد، ارائه نمود.



بنا به سیستم بایر ، عموماً به درخشنده‌ترین ستاره هر صورت فلکی حرف آلفا (حرف یونانی معادل الف) به ستاره درخشنده بعدی بتا (B=ب) و الی آخر اختصاص داده می‌شود. به هنگام اشاره به ستاره‌ای خاص ، حالت ملکی نام لاتین صورت فلکی بکار گرفته می‌شود. مثلاً پر نورترین ستاره صورت فلکی دجاجه به آلفای دجاجه معروف است. چون الفبای یونانی تنها 24 حرف دارد، سیستم بایر محدود است. گاهی حرف یونانی با اعداد زیر نویس شده بکار می‌روند تا ستارگان نزدیک به یکدیگر شناسایی شوند. مثلاً جبار a5 و جبار a6 از حروف رومی (a,b,c,A,B,C) و اعداد عربی (1،2،3) نیز در نامگذاری ستارگان استفاده می‌شود.

درخشندگی ستاره

درخشندگی ستاره شدت پرتو افکنی آن است. درخشندگی نور مرئی آن بر اساس قدر اندازه گیری می‌شود: هر چقدر عدد قدر کمتر باشد، ستاره درخشانتر است. قدر ظاهری درخشندگی جرم سماوی را از دید ناظر زمینی می سنجد: هر چقدر جرم سماوی دورتر باشد، نورش بیشتر سیر می‌کند، بیشتر پراکنده می‌شود و کم نورتر به نظر می‌رسد. قدر مطلق درخشندگی جرم سماوی را در حالتی می‌سنجد که اگر در فاصله معین 32.6 سال نوری قرار داشت، نورش با آن شدت مشاهده می‌شد.


20 ستاره از درخشنده‌ترین ستارگان به ترتیب میزان درخشندگی عبارتند از:

نام ستاره

قدر ظاهری

قدر مطلق

شعرای یمانی

47/1-

4/1

سهیل

72/0-

7/4-

رجل قنطروس

27/0-

2/4

سماک رامح (نگهبان شمال)

06/0-

2/0-

نسر واقع

04/0

5/1

عیوق

05/0

6/0-

رجل الجبار

14/0

0/7-

شعرای شامی

37/0

7/2

منکب الجوزا

41/0

9/5-

آخر النهر

51/0

2/2-

حضار

63/0

0/5-

نیر نعیم

76/0

7/3-

نسیر تایر

77/0

3/2

دبران

86/0

8/0-

سماک اعزل

91/0

1/3-

قلب العقرب

92/0

7/4-

فم الحوت

15/1

9/1-

رأس پیکر پسین

16/1

0/1

ذنب

26/1

2/7-

ممحظه

28/1

3/4-

 

چرخه‌های حیات ستارگان

ستارگان متولد می شوند، میلیونها یا میلیاردها سال می درخشند و سپس می میرند . هر ستاره چرخه حیات چند مرحله ای دارد که در خلال آنها اندازه و دمایش شدیداً تغییر میکند. جرم هر ستاره (میزان ماده موجود در ستاره) تعیین کننده اصلی درازی عمر ستاره و نحوه تکامل آن می باشد. هر چه جرم ستاره بیشتر باشد، در واکنشهای هسته ای گازهایش را سریعتر می سوزاند و زودتر می میرد. پر جرمترین ستارگان برای چند میلیون سال دوام می آورند. آنهایی که جرم کمتری دارند، می توانند تا دهها میلیارد سال بدرخشند.




 

ماده میان ستاره‌ای

فاصله‌های بین ستارگان هر کهکشان ، با محیط میان ستاره‌ای پر شده که عمدتاً حاوی گازهای هیدروژن و هلیوم ، مقداری از سایر گازها و اندکی غبار است. توزیع و دمای این ماده نامساوی است و چگالیش میلیاردها بار کمتر از هواست. اکثر محیط میان ستاره‌ای شامل ابرهایی است که برخی از آنها را می‌توانیم در صورت انتشار یا انعکاس نور ستارگان در داخل یا اطراف آنها و یا انسداد نور اجرام سماوی دورتر بصورت سحابی شناسایی کنیم. محیط میان ستاره‌ای با ذرات بادهای ستاره‌ای و مواد خارج شده از ستارگان در حال مرگ غنی می‌شود.



محیط میان ستاره‌ای حدود 10 درصد جرم کهکشان راه شیری را تشکیل می‌دهد و این رقم از ویژگیهای کهکشانهای مارپیچی است. اکثر مواد میان ستاره‌ای کهکشانهای مارپیچی در بازوها ، محل تشکیل ستارگان ، قرار دارد. کهکشانهای بیضوی ، ماده میان ستاره‌ای اندکی دارند، زیرا همه آن را برای تشکیل ستارگان مصرف کرده‌اند.

محیط میان ستاره‌ای کهکشان
در این تصویر که بوسیله اشعه مادون قرمز گرفته شده
ستارگان بصورت نقاط آبی و گاز و غبار میان ستاره‌ای
گرم شده از تشعشع ستاره‌ای ، قرمز به نظر می‌رسند.



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اشعه‌های کیهانی ، ذرات اتمی پر انرژیی هستند که تقریباً با سرعت نور در فضا حرکت می‌کنند. اشعه‌های کیهانی اولیه ، ذرات پر انرژیی در خارج جو زمین هستند که شاید به جو زمین وارد شوند و برای تولید اشعه‌ها کیهان ثانویه با سایر ذرات تصادم کنند. منشأ اشعه‌های کیهانی که بالاترین انرژی را دارند، بیرون کهکشان ماست و آنها از کهکشانها و کوازارهای فعال ریشه می‌گیرند. منشأ اشعه‌های کیهانی کم انرژی ، انفجار و بقایای ابرنواخترها و پالسارهای درون کهکشان ماست. خاستگاه اشعه‌های کیهانی که کمترین انرزی را دارند، منظومه شمسی است و از شعله‌های خورشیدی ایجاد می‌شوند.

مباحث مرتبط با عنوان

·         اجرام آسمانی

·         ابر نو اختر

·         خورشید

·         دمای سطح ستارگان

·         زندگی ستارگان

·         ستارگان متغیر

·         ستاره

·         ستاره نوترونی

·         سیاره

·         غول سرخ

·         قدر ستارگان

·         کوتوله سفید

·         کوتوله قهوه‌ای

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:15  توسط poya  | 

زندیه

زنديه

زندیان یا زندیه یا دودمان زند نام خاندانی پادشاهی است که میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. این سلسله به سردمداری کریم خان زند از ایل زند که از سال ۱۱۶۳ هجری قمری در ایران به قدرت رسید او فردی مدبر و مهربان بود. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب (شاه) پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.

کریمخان زند وکیل الرعایا (۱۱۹۳۱۱۶۳ ه.ق.): از سوابق زندگی خان زند تا سال ۱۱۶۳ ه.ق. که جنگ‌های خانگی بازماندگان نادر شاه بی کفایتی آنان را برای مملکتداری آشکار ساخت و به تبع آن عرصه را برای ظهور قدرت‌های جدید مستعد گردانید، خبری در دست نیست. به دنبال اغتشاشات گسترده و عمومی این ایام خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را از سوی مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند. ولی چون هیچ یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد، ناچار به نزاع‌های داخلی روی آوردند. سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیس‌ها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ ه.ق. بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفاذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.

 

زندیان پس از کریم‌خان

پس از در گذشت کریم خان زند دگرباره جانشیانان او به جان هم افتادند و با جنگ و نزاع‌های مستمر، زمینه تقویت و کسب اقتدار آغا محمد خان و سلسله قاجار را فراهم آوردند. در سال ۱۲۰۹ هجری قمری لطفعلی خان آخرین پادشاه زند پس از رشادت‌های بسیار آن به دست آغا محمدخان قاجار معروف به اخته خان کشته شد.

آغامحمدخان با به دست آوردن شهر شیراز دست به کشتار کسانی که از دودمان زند بودند زد، پسران لطفعلی خان را اخته نمود و دستور تجاوز جنسی به زن باردار و دختر لطفعلی خان زند و دیگر زنان این دودمان را داد. وابستگان این خاندان یا به عثمانی گریختند یا در گوشه‌ای در گمنامی زیستند و یا کشته شدند. از میان تبار شاهان این دودمان تنها از پشت علیمراد خان زند فرزندانی به جا ماند که امروزه دنباله آنان در ایران زندگی نمی‌کنند. دسته‌ای از زندیان نیز که از دوده فرمانروایان این خاندان نبودند تا سال‌ها به پیشه کاروانداری پرداختند.

البته دستگاه دیوانی زند به رهبری مرد زیرکی به نام حاج‌ابراهیم‌خان کلانتر که به لطفعلی خان خیانت کرده بود یکراست به قاجارها پیوست و به جز تنی چند که به واپسین فرمانروای زند تا دم مرگ وفادار ماندند دیگران رویه ابراهیم خان را پیش گرفتند.

فرمانروایان زند

رابطه با دیگر کشورها

زندیان با انگلستان دارای پیوندهای بازرگانی بودند و برخی سران این دودمان همچون واپسین شاهشان لطفعلی‌خان برخوردهای نزدیک و دوستانه‌ای با نمایندگان این کشور داشتند. هرچند برخورد کریم خان با انگلیسی‌ها در تاریخ پُرآوازه است؛ وی چینی‌های پیشکشی انگلیسی‌ها را در پیش رویشان شکست و ظرف‌های مسی ایرانی را به زمین زد و گفت که می‌بینید مال ما بهتر است و نیازی به ظرف‌های شما نداریم؛ ولی می‌نماید این از عاقبت اندیشی بنیانگذار این دودمان بوده باشد چه که هندوستان به تازگی به استعمار انگلیسی‌ها درآمده بود. ولی با این همه وی به شرکت انگلیسی هند شرقی پروانه زدن تجارتخانه در بوشهر را داد و تسهیلاتی بدیشان بخشید. انگلیسی‌ها پارچه‌های پشمی به ایران می‌آوردند و در برابر کریم خان ایشان را از حق گمرک معاف نمود. ولی بازرگانان انگلیسی حق بیرون بردن طلا و نقره را از ایران نداشتند و ناچار بودند برای بهای کالاهای خویش کالاهای ایرانی خریداری کنند.

فتح بصره در سال ۱۷۷۵ (میلادی) نیز از سوی کریم خان برای از رونق انداختن بازرگانی عثمانی و رونق بخشیدن به بندرهای ایران بود چه که پنج سال پیش از آن بازرگانان انگلیسی تجارتخانه خویش را در بوشهر بسته و در بصره برپا نموده بودند و با چیرگی بر بصره آن‌ها چاره‌ای نداشتند جز اینکه شرط‌های ایران را در راه بازرگانی بپذیرند.

هلند نیز در آن زمان هماورد بازرگانی انگلستان بود، این کشور در این زمان جزیره خارک را اشغال کرد و آن را محور بازرگانی خویش با ایران و عثمانی قرار داد ولی دیری نگذشت که در سال ۱۷۷۶ (میلادی) راهزنی به نام میرمهنا ظاهراً به اشاره زندیان خارک را گرفت و هلندی‌ها را بیرون راند.

همچنین روس‌ها نیز پیوندهای بازرگانی گسترده‌ای در این روزگار با زندیان داشته‌اند.

در نیمه دوم سده هژدهم اروپاییان حرکت‌های استعماری خویش را در شرق آغاز کرده بودند و کریم خان از این جنبش اینان هشیار بوده و به پیروانش نیز هشدار می‌داده‌است.

قلمرو زندیه در ۱۷۸۲ میلادی

وضع توده‌ها در دوره زندیان

دوره زند به دو بخش شهریاری کریم خان و دوره پس از بخشپذیر است.

وضعیت مردم در زمان پادشاهی کریم‌خان

او که مرد ساده‌زی بود به تجملات و انباشتن دارایی کششی نداشت و بیشتر سرمایه کشور را به مصرف نیازهای درونی کشور می‌رساند. او دوست داشت مردم در آرامش و آسایش و شادی زندگی بکنند و در راه این آرزوی خویش می‌کوشید. او که انسانی بی‌آلایش بود در توده مردم حاضر می‌شد و از روزگار آنان آگاه می‌شد و گاه در انجام کارهای پست نیز بدان‌ها یاری می‌رساند. از مهربانی و بخشش او داستان‌ها گفته شده‌است.

وضعیت مردم پس از پادشاهی کریم‌خان

با مرگ کریم خان اوضاع کشور باز به هم ریخت و نبرد بر سر قدرت بازماندگان زند فشار بسیاری به مردم آورد. حتا در برافتادن این خاندان مردمان بسیاری قربانی قاجارهایی شدند که فرمانروایی را از زندیان ربوده بودند، برای نمونه بلایی که بر سر مردم کرمان آمد را می‌توان نمونه آورد.

منبع

  • پناهی سمنانی؛ آغامحمدخان قاجار، چهره حیله‌گر تاریخ
  • مرتضی راوندی؛ تاریخ اجتماعی ایران، پوشینه دوم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:14  توسط poya  | 

ساسانیان

ساسانیان

ساسانیان خاندان شاهنشاهی ایرانی در سالهای ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بودند. شاهنشاهان ساسانی که اصلیتشان از استان پارس بود بر بخش بزرگی از غرب قارهٔ آسیا چیرگی یافتند.

ساسانیان قلمرو فرمانروایی خود را ایران‌شهر (به پهلوی کتیبه‌ای

می‌خواندند. پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود. در آن زمان بغداد نام منطقهٔ کوچکی در نزدیکی تیسفون بود. خود نام «بغداد» یک نام ایرانی است که در زمان ساسانیان به آن منطقه نهاده شد.

تیسفون در سال ۶۵۱ به دست عرب‌ها تسخیر شد و به تاراج رفت. نام عربی تیسفون «مدائن» است. نام تیسفون به سریانی «ماحوزه» بود.

نام «ساسانیان» از «ساسان» میآید که آن هم نام پدربزرگ اردشیر پاپکان (پاپک = بابک = نام پدر اردشیر) پایه‌گذار خاندان ساسانیان است. ساسان متولی معبد آناهیتا در استخر فارس بود.

ساسانیان رفته‌رفته ناتوان شدند و دستگاه مذهبی زرتشتی در کار پادشاهی و کشورداری نفوذ بسیاری نمود تا جایی که در سده پنجم میلادی دیگر کنترل کشور و دربار بیشتر با موبدان بود تا شاهان. شاهنشاهی ساسانیان با تاختن عرب ها و ورود اسلام به ایران نابود شد، اگر چه فرزندان و خویشان ساسانیان سال ها از مازندران تا فرارود به نبرد در برابر عرب های مسلمان پرداختند تا بلکه پادشاهی از دست رفته خود را باز یابند. بازمانده خاندان ساسانی نیز به کشور چین پناه بردند.

ساسانیان و رقیبان‌شان

دولت بیزانس که در بخش خاوریِ تصرف‌های خود، با دولتی توانمند مانند ساسانیان سروکار داشت و آن را نیرومندترین دشمن خود می‌دانست، گرفتاری‌های زیادی هم در باختر و هم در شمال تصرف‌هایِ خود، به خصوص در اروپا داشت. این گرفتاری‌ها، مانع از آن می‌شد که بیزانس همه نگاهِ خود را صرف مرزهای خاوریِ خود کند و به همین سبب، دستگاه ساسانی، مانند دستگاه اشکانی، توانسته بود پایتختِ خود (تیسفون) را، در کنار رودِ دجله قرار دهد و از نزدیک بودنِ پایتخت‌اش به مرزهای دشمن، بیمی نداشته باشد. دولت ساسانی هم در خاور، و هم در شمالِ مرزهای خود، گرفتاری‌های زیاد داشت که گاهی به میزان خطرناک و تهدید کننده‌ای می‌رسید. بدین گونه سیاست خارجیِ دستگاه ساسانی، یکسره در رابطه با خاور و باختر خلاصه می‌شد. اما دستگاه ساسانی در این زمان، خود را به اندازه کافی نیرومند نشان داد و توانست ایرانشهر را از آسیب‌های ویرانگر و خطرآفرین دور نگه دارد و در داخل کشور، برای مردم ایران، زندگی مرفه همراه با امنیت تامین کند.

این دستگاه، فرهنگی پربار در زمینه سیاست و کشورداری، اخلاق، رابطه‌های سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد، که پس از نابودی و ویرانیِ سیاسی‌اش، اثرهای خود را در نسل‌های پسین و فرهنگ دیگر همسایگان، به روشنی نشان داد. با اینکه دشمنان شناخته شده دستگاه ساسانی، دولت پیشرفته بیزانس و دولت‌های نیمه پیشرفته شمال و خاورِ کشور بودند، شکست این دستگاه، نه از سوی این دشمنان، بلکه از دو سوی پیش‌بینی نشده بود. نخست، فروپاشی از درون، و پس از آن، از دولتی بود که با آنکه همه توانِِ جنگی‌اش قوم‌های بیابان گرد بودند، ولی بنیه سیاسی و اجتماعی‌اش برپایه بینش دینی-فکریِ نیرومندی بود که دولت‌ها و دشمنان دیگر ساسانی، ازش بی‌بهره بودند. دستگاه اسلامی که در آغاز سده هفتم میلادی در شهر مدینه برپا شده بود، از جهت روحی و معنوی چنان نیرومند شده بود که تاثیر فرهنگی‌اش بر کشورهای همسایه، همانند چیرگیِ دیگر قوم‌های بادیه نشین و صحرانورد، گذرا نبود. این تاثیر فرهنگی چنان عمیق بود که با همه گسستگی و سستیِ سیاسی و جنگیِ اعراب، پس از دو قرن چیرگی، اثرهایش هنوز ماندگار است.

گاهشمار شاهنشاهان ساسانی

تاریخ بر پایه سالنمای میلادی)

تازش و پیروزی تازیان (۶۵۱)

ساسانیان در شاهنامه

پادشاهان ساسانی در شاهنامه از قرار زیرند:

۱.اردشیر بابکان،۲.شاپور پسر اردشیر،۳.اورمزدِ شاپور ۴.بهرامِ اورمزد، ۵.بهرامِ بهرام، ۶.بهرام بهرامیان، ۷.نرسیِ بهرام،۸.اورمزدِ نرسی، ۹.شاپورِ ذوالاکتاف، ۱۰.اردشیرِ نکوکار، ۱۱.شاپور پسر شاپور، ۱۲.بهرامِ شاپور، ۱۳.یزدگردِ شاپور، ۱۴.بهرامِ گور، ۱۵.یزدگرد پسر بهرام گور، ۱۶.هرمز، ۱۷.پیروزِ یزدگرد، ۱۸.بلاشِ پیروز، ۱۹.قباد، ۲۰.نوشین‌روان، ۲۱.هرمزد، ۲۲.خسرو پرویز، ۲۳.شیرویه، ۲۴.اردشیرِ شیروی، ۲۵.فرآیین(گراز)، ۲۶.پوران‌دخت، ۲۷.آزرم‌دخت، ۲۸.فرخ‌زاد، ۲۹.یزدگرد

پادشاهان ساسانی


اردشیربابکان«اردشیر اوّل»{ ۲۲۶ تا ۲۴۰ میلادی} در زمان پادشاهی اردوان پنجم، اردشـیر به پادشاهی گوچیهر رسید . او مایل بود شاه کلّ ایران باشد بنابراین شورش کرد و اردوان را به سختی شکست داد و اشک بیست و نهم در صحنه نبرد کشته شد «۲۲۴ میلادی». بدین ترتیب سلطنت ایران در کف اردشـیر بابکان قرار گرفت . ۲- جنگ اردشـیر با دولت روم اردشیر بابکان به تلافی شکست هایی که اشکانیان در اواخر حکومتشان از رومیان می‌خوردند به روم لشکر کشید ‍‍{در این زمان تراژان امپراطور روم بود} او رومیان را شکست داد و نصیبین، حران و ارمنستان را تصرف کرد. به طور کلّی کار‌های ارد شیر در جدول زیر خلاصه می‌شود...

۱- تقسیم مردم به طبقات مختلف و تایین حداقل معیشت و امکانات

۲- احیای سپاه جاویدان مانند هخامنشیان

۳-توجّه ویژه به امنیت عمومی توسّط مامورانی که از مرکز به نقاط مختلف فرستاده می‌شدند

۴-تصرف هند تا پنجاب

شاپور اوّل {۲۴۰ تا ۲۷۲ میلادی}

شاپور اوّل پسر اردشیر بابکان در آغاز سلطنت با طغیان حران و ارمنستان مواجه شد او به راحتی شورش ارمنستان را خواباند امّا مردم حران چنان مقاومتی از خود نشان دادند که سرکوب آن غیر ممکن می‌نمود. سر انجام باخیانت شاهزادهٔ حران دروازه باز و شاپور همه را از جمله شاهزاده را می‌کشد. او پس از فتح حران شهر‌های کرمان، خوزستان، عمان، مکران، باختر، خراسان و توران را فتح کند. نخستین جنگ شـاپـور با رومـیـان {از ۲۴۱ تا ۲۴۴ میلادی} شاپور پس از فتوحات خود متوجّه روم شد و نبردی با آن دولت کرد در نبرد اوّل پس از تصرّف انطاکیه و نصیبین از گردین شکست خورد و نصیبین از دست او رفت. گردین توسّط سردارانش کشته شد و پس از او فیلیپ عرب به پادشاهی رسید. او مصالحه‌ای با ایران امضا کرد که در آن بین النهرین و ارمنستان به ایران بازگردانده شود. دوّمین جنگ شـاپـور با رومـیـان {از ۲۴۴ تا ۲۷۲ میلادی} شاپور مانند جنگ اوّل خود از فرات گذشت و نواحی اطراف آن را تصرّف کرد و وقتی نیرو‌های رومی به نزدیکی اردوهای ساسانی رسیدند آنان را در چنان تنگنایی قرار داد که «والرین» امپراطور روم و بسیاری از سپاهیانش اسیر شدند او از اسیران جنگی برای ساختن پل شوش استفاده کرد. او پس از شکست رومیان شهر‌های آسیای صغیر، کاپادوکیه را کاملاٌ فتح و از پلمیر شکست خورد. وی به سال ۲۷۲ میلادی درگذشت. شـاپور دوّم {از ۳۱۱ تا ۳۷۹ میلادی} شاپور چشم به جهان نگشوده پادشاه بود و چون ۱۶ ساله شد زمام کشور را به دست گرفت. برخی از مورّخان به او لقب کبیر را داده‌اند. اگر انوشیروان در این سلسله نبود مسلّماٌ او نقطهٔ اوج قدرت ساسانیان بود. شاپور در ابتدا از قدرت درباریان کاست {که از زمان کودکی او اختیارات بسیاری داشتند} و از مرز‌های عرب نشین دفاع کرد. تصرّف بحرین، در زمان او اتّفاق افتاد. ظاهراً شاپور در طی جنگ با اعراب کتف هایشان را سوراخ می‌کرد از این رو او را «ذوالاکتاف» می خواندند. با مرگ قسطنطین و تیرداد امپراطوران روم و ارمنستان در سال های ۳۳۷ و ۳۱۴ میلادی شاپور بر سر ارمنستان با روم جنگید. بدین ترتیب ارمنستان دوباره دست ایران افتاد. پس از این کار او اعراب و بت پرستان «آن‌ها از کشور ارمنستان بودند» را تحریک به حمله به روم کرد، آن‌ها موقّتاً شکست خوردند. شاپور به روم حمله و نصیبین را محاصره کرد ولی از عهده شان بر نیامد با این حال سپاه روم را در دشت شکست داده بود و در این زمان با ارمنستان پیمان دوستی بست {۳۴۱میلادی}. شاپور در سال ۳۴۲ میلادی بر بین النهرین حمله برد و در سنجار کنونی با سپاه کنستانتینوس رو در رو شد. رومیان در این نبرد شکستی فاحش یافته و قتل عام شدند. به او در زمانی که پیروزی بر نصیبین را نزدیک می‌دید خبر رسید که کوشانیان کوچک و هیاطله خیون ها بر مرز‌های شرقی حمله بردند او مدّت ۷ سال با آنان جنگید تا توانست بر آنان پیروز شود {۳۵۰-۳۵۷}

 

شرح صلحنامهٔ ایران و روم {۳۵۶ میلادی}


موسونیانوس سردار رومی در خوست صلح کرد. شاپور اوّل برای او چنین نوشت: "شـاپور، شاه شاهان، برادر مهر و ماه و همتای ستارگان به برادر خود کنستانتیوس سلام می‌رساند و خوش وقت است از این که امپراطور در اثر کسب تجربه به راه راست باز گشته‌است. نیاکان من قلمرو خود را تا رود استریمونو حدود مقدونیه گسترش داده بودند. من در جلال و عظمت و فضیلت بر همهٔ نیاکانم برتری داشتم و وظیفهٔ خود می‌دانم که ارمنستان و بین النهرین را که به حیله و تزویر از نیاکانم به در کردند، باز ستانم. این سرزمین‌های کوچک را که تنها موجب نفاق و خونریزی است، به من باز پس دهید؛ و به شما می‌گویم که اگر سفیر من بدون پاسخ مثبت باز گردد، پس از انقضای زمستان با تمام نیروی خویش به جنگ شما خواهم آمد." امپراطور روم «کنستانتیوس گشایندهٔ دریاها و خشکی‌ها و خداوند فر و شکوه جاودانی» در پاسخ به «برادرش شاپور» می‌نویسد: «اگر رومیان گاهی دفاع را بر حمله رجحان می‌نهند از بیم و ترس نیست، بلکه از راه مداراست. گر چه رومیان گاهی پیروز نشده‌اند، ولی هرگز نتیجهٔ قطعی جنگ به زیان آنان نبوده‌است.» امپراطور روم با این پاسخ سبکسرانه نتوانست از وقوع جنگ جلوگیری کند و شاپور دوّم تمام سرزمین های ذکر شده در نامه را تسخیر کرد و روم را به سختی شکست داد و پادشاه روم سزای پاسخ بیخردانهٔ خود را یافت. ادامهٔ شاپور دوّم شاپور بر ارمنستان تاخت و سرزمین‌های بسیاری تصرّف کرد. امّا سرانجام شکست خورد. او قانونی وضع کرد که دیگر مسیحیت در ایران ممنوع باشد. اگر بعضی خشم‌هایش را نادیده بگیریم او پادشاهی قدرتمند و با اراده بوده‌است. وی در سال ۳۷۹ میلادی در گذشت. اردشیر دوّم {۳۷۹ تا ۳۸۲ میلادی} پس از در گذشت شاپور اوّل برادر زن او به پادشاهی رسید. وی فردی ضعیف النفس، بی اراده و در عین حال بسیار رعیّت پرور، خوش دل، و پاک نیّت بود. بر روی سکّه‌های به جا مانده از او کلمهٔ نیکوکار (گرب کرتار) مشاهده می‌شود. او در دوران حکومت خود مسیحیان سرزمینی که قبلاً بر آن حکومت می‌کرد {آدیابن} را آزار بسیار می داد. به نوشتهٔ برخی مورّخان وی برادر بزرگ شاپور کبیر بوده‌است. اردشیر دوّم پس از ۴ سال سلطنت بی فایده به وسیلهٔ بزرگان کشور از مقام خویش خلع گردید.

مانی


مانی «پیامبر» {۲۱۵ تا ۲۷۶ میلادی}

در دوران سلطنت شاپور مانی ادّعای پیامبری و مذهبی تازه آورد که از اختلاط سایر ادیان و مذاهب فراهم ساخته شده و در شرق و غرب دنیای آنروز گسترش یافت. مانی بزرگ زاده‌ای از اشکانیان بود پدرش فاتک از مردم همدان بود. وی در سال ۲۱۵ در یکی از روستاهای نزدیک باب‍‍‍ِل به دنیا آمد. وی در کودکی به کسب دانش و فلسفه پرداخت و سپس ادیان زرتشتی، عیسوی، بودایی و یونانی را مورد مطالعه قرار داد و در بیسـت و چـهار سالگی ادّعای پیامبری کرد و سپس به وسیلهٔ «پیروز» برادر شاپور یکم که دین او را پذیرفته بود به دربار راه یافت و کتاب خود «شاپورگان» را به شاپور تقدیم داشت. شاپور دین مانی را پذیرفت و مانی را در ترویج آن دین آزاد گذاشت، مانی به هندوستان و چین سفر و دوباره به ایران بازگشت، در دوران پادشاهی بهرام اوّل مؤبدان زرتشتی از پیشرفت دین مانی بیمناک شده شاه را بر آن داشتند که بین آن ها و مانی مناظره‌ای ترتیب دهند، مانی در این مذاکره شکست خورده به دستور بهرام به زندان افکنده می‌شود و زیر شکنجه جان می‌دهد و یا به روایتی دیگر زنده زنده پوست کنده و پوستش را از کاه انباشته و بالای دروازهٔ گندی‌شاپور آویزان می‌شود و از آن هنگام آن دروازه باب مانی خوانده می‌شود. {۲۷۶ میلادی}

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:13  توسط poya  | 

چوب

چوب

چوب، از نظر گیاه‌شناسی، بخش جامد و سخت زیر پوست ساقه درخت یا دیگر گیاهان چوبی است که به شکل بافت آوندی وجود دارد.

گرچه در باور عموم چوب تنها در درخت و بوته یافت می‌شود، از نظر علمی‌در همه گیاهان آوندی وجود دارد. در چوب مجراهای زیر قابل مشاهده اس ت:

1.      بافت چوبی یا مجراهای چوبی، که شیره خام، آب و نمک‌های معدنی محلول را از ریشه به برگ‌ها و غنچه‌های هوایی می‌برد.

2.      آوند آبکشی یا مجراهای لیبر، که غذای آماده برای برگ‌ها (شیره تولیدی) به شکل محلول از طریق آنها برای تغذیه بقیه گیاه به گردش در می‌آید.

مجراهای چوبی به‌وسیله یاخته‌های مرده و دیواره‌های چوبی شده بوجود می‌آیند. در هر دو حال پروتوپلاسم سلولی پدیدار می‌گردد و دیوارها به‌وسیله ته‌نشین شدن ماده لیگنین (که سختی چوب از آن است) افزایش می‌یابند.

سطوح تار و آوندی در نخستین سال رشد خود را در فاصله‌ای معین در بافت میان آوندهای چوبی و آبکشی قرار می‌دهند، این لایه کامبیوم نامیده می‌شود. کامبیوم به دو بخش درونی (آوند چوبی) و بیرونی (آوند آبکشی) تقسیم می‌شود. همچنانکه سلولهای پیر با رشد پیوسته تنه فرو می‌ریزند، لایه‌های تازه آوند آبکشی کار خود را انجام می‌دهند.

چوب بی گمان یکی از بهترین و سودمندترین مواد خام طبیعت است و بی آن بشر هرگز به سطح پیشرفت و رفاه کنونی نمی‌رسید.

مقطع ساقهٔ یک گیاه کتان:
۱. مغز ساقه (Pith)‏
۲. چوب زودرس (Protoxylem)‏
۳. بافت چوبی (Xylem)‏
۴. بافت آبکش (Phloem)‏
۵. بافت سخت (Sclerenchyma)‏
۶. پوسته (Cortex)‏
۷. روپوست (Epidermis)

چوب ابتدا، ماده‌ای حیاتی برای ساخت ابزارهای اولیه، خانه و قایق برای حرکت در رودها بود. سپس، برای ساخت اکثر اشیا و ابزارهای سودمندی که انسان قرنها برای پیشرفت زندگی خود به آنها متکی بود، به کار رفت. بخشی از فناوری چوب بر اثر تلاش صنعتگران باقی مانده، ولی بیشتر آن ناچار از بین رفته و با مواد و روشهای دیگر که نتیجه انقلاب صنعتی بشر است، جایگزین شده‌است.

چوب تنها منبع طبیعی تجدیدپذیر است. نفت و زغال و دیگر معادن سرانجام روزی تمام خواهد شد، ولی جنگلی که خوب نگهداری شود (حتی گاه بدون نگهداری) بطور نامحدود به تولید چوب ادامه خواهد داد. چوب جایگاه برجسته‌ای در اقتصاد جهانی دارد. تولید سالانه چوب در جهان ۲۵۰۰ میلیون متر مکعب است. خواص فیزیکی و شیمیایی و نیز مکانیکی چوب آن را فعلاْ بی جانشین کرده‌است.

چوب

چوب یکی از قدیمی ترین و ابتدایی ترین مصالح ساختمانی موجود در طبیعت است که بشر در طول تاریخ از آن بهره برده‌است. چوب تنها مصالح ساختمانی است که از منبع قابل تجدید بدست می‌آید و از مصالح خوبی برای مناطق زلزله خیز می‌باشد.

داریوش در فرمان بنیاد شهر شوش می‌گوید: «تخته و چوب یکا از گاندرا و کرمانیا آورده شد)». واژه (یکا) در زبان فارسی همان درخت جگ است که چوبی قهوه‌ای رنگ و سخت دارد. از این نقش برجسته قصر آپادانا در دوره هخامنشی آشکار می‌شود که چوب را برای استفاده کاربردی و تزئینی در دوران مادها نیز به کار می‌گرفتند. در قسمتی از این نقش برجسته یک درباری ماد در حال حمل یک صندلی چوبی مشاهده می‌شود که مربوط به سده پنجم پیش از میلاد است.

از جمله مهم‌ترین کاربردهای چوب، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: استفاده از چوب در ساخت مصنوعات چوبی

استفاده از چوب برای اعضای باربر

استفاده از چوب برای نماسازی و تزئین

استفاده از چوب برای کارهای کمکی در ساخت و ساز، مانند قالب سازی، چوب بست و...

نکته قابل توجه این است که در تعیین مشخصه‌های مکانیکی چوبها باید مواردی همچون جهت الیاف چوب، مقدار رطوبت، نوع چوب، محل رویش، پهنی دایره سالانه، درجه حرارت، تعداد گره‌های روی چوب، شرایط نمونه گیری، شرایط لحظه‌ای آزمایش و دستورالعمل آزمایشی را در نظر گرفت.

مقدمه

چوب یک ماده ناهمگون است بنابراین مقاومت چوب در هر نقطه از آن متفاوت بوده و به خواص آن نقطه بستگی دارد. مقاومت کششی چوب در جهت عمود بر الیاف کمتر از آن در جهت الیاف می‌باشد. معمولاً چوب را به ندرت در جهت عمود بر الیاف تحت بار کششی قرار می‌دهند.

درباره مقاومت فشاری چوب، این مقاومت در امتداد تارها افزایش می‌یابد و هر چه چوب فشرده تر گردد، مقاومت آن افزایش می‌یابد. بیشترین مقاومت چوب در حالت متراکم و زمانی که حجمی حدود ۳/۱ حجم اولیه را داراست، به وجود می‌آید. گاهی اوقات در حالت متراکم چوب، می‌توانیم به ۱۰ برابر مقاومت فشاری در جهت عمود بر الیاف برسیم. مقاومت چوب در جهت مایل بر الیاف تقریباً برآیندی از مقاومت آن در دو جهت عمود بر هم است. جهت تأثیر نیرو در مقایسه با جهت الیاف سه حالت دارد:

  • نیرو در جهت الیاف (در امتداد محور درخت)
  • نیرو در جهت عمود بر الیاف
  • نیرو در جهتی که با جهت الیاف، ایجاد زاویه کند.
  • وسایل مورد نیاز جهت آزمایش:
  • کولیس
  • متر نواری
  • سه عدد چوب با ابعاد گوناگون
  • ترازو
  • گرمچال
  • دستگاه اندازه گیری مقاومت فشاری
  • دستگاه اندازه گیری مقاومت خمشی

 

شرح روش آزمایش

در ابتدا ابعاد سه قطعه چوب (نمونه‌های آزمایش که باید فاقد ترک باشند) را توسط متر و کولیس اندازه گیری می‌کنیم. از متر برای اندازه گیری ابعادی که نمی‌توانیم با کولیس اندازه گیری کنیم، استفاده می‌کنیم. نتایج این مرحله از آزمایش به صورت زیر می‌باشد:

  • نمونه ۱ (کوچک): :مقطع: mm ۵۴٫۱ ۵۷ mm * ارتفاع : ۱۵۳ mm
  • نمونه ۲ (متوسط) :

مقطع : ۵۷ mm ۵۷ mm * ارتفاع : ۲۰۴ mm

  • نمونه ۳ (بزرگ) :

مقطع : ۵۴٫۲ mm * ۵۶ mm ارتفاع : ۶۵۲ mm

در این قسمت از چوب‌های نمونه ۱ و ۲ برای آزمایش مقاومت فشاری استفاده می‌کنیم. (باید دقت کنیم نمونه، بدون هر گونه ترک باشد.)

الف- آزمایش فشار در جهت موازی با الیاف:

نمونه ۲ را در امتداد الیاف تحت تست فشاری قرار می‌دهیم. نکته‌ای که وجود دارد این است که اگر نمونه چوب ما سالم باشد، باید با زاویه ۴۵ درجه در آن گسستگی رخ بدهد و هیچ گونه جدا شدگی نباید اتفاق بیافتد. نمونه مورد آزمایش ما، نیروی ۱۱۵٫۶ KN را تحمل کرد. نمونه مورد آزمایش پس از بارگزاری دچار جدا شدگی شده و در نتیجه نمونه ما ناسالم بوده و از این آزمایش رد می‌شود.

ب- آزمایش فشار در جهت عمود بر الیاف:

چوب نمونه ۱ را در جهت عمود بر امتداد الیاف در دستگاه سنجش مقاومت قرار می‌دهیم. باید دقت کنیم تا نمونه فاقد هر گونه ترک یا جدا شدگی باشد. به تدریج فشار را افزایش می‌دهیم و سرعت افزایش فشار را در نظر می‌گیریم. روند افزایش فشار تا فشار ۸۲ KN به طور تقریبی ثابت می‌ماند ولی بعد از این فشار، سرعت افزایش بار وارده بر چوی کم شده و عملاً چوب مورد آزمایش ما از نقطه تسلیم خود عبور کرده‌است. چوب در این حالت هم‌زمان با افزایش فشار، دچار لهیدگی می‌شود و در حقیقت از ۸۲ KN به بعد در اثر ایجاد لهیدگی، شاهد بار کاذب در دستگاه هستیم.

در عمل در هنگام کاربرد چوب به عنوان مصالح ساختمانی، بار وارده نباید ار بار مجاز که خود درصدی از حد جاری شدن می‌باشد بیشتر شود (نوعی ضریب اطمینان داریم). در این آزمایش جداشدگی ایجاد شده در نمونه، در جهت گره‌هایی است که قبلاً در داخل چوب وجود داشته‌است.

یکی از معایب چوب، گره‌های موجود در آن است. زیرا باعث به هم خوردگی و حتی انحراف در شیب الیاف می‌شوند که نتیجه آن کاهش مقاومت چوب است. نحوه توزیع و میزان و اندازه این گره‌ها در هر دو جهت درازا و پهنای مقطع چوب اهمیت دارد. سایر جدا شدگی‌ها در اثر محل و نحوه عمل آوری چوب، جنس چوب و اینکه از چه درختی است، می‌باشند.

ج- آزمایش مقاومت خمشی چوب:

چوب سوم با ابعاد استاندارد را در داخل دستگاه مربوطه قرار می‌دهیم. حال شروع به وارد کردن نیرو به چوب می‌کنیم. حال اگر نمونه چوب ما سالم باشد باید از وسط چوب یعنی محل اثر سومین تکیه گاه دستگاه به صورت عمود بر جهت الیاف شکسته شود و باید بین الیاف چوب فاصله‌ای نباشد.

با افزایش نیرو چوب مورد آزمایش تا ۱۰٫۵ KN را تحمل می‌کند اما بعد از آن شروع به شکستگی می‌کند. در این حالت شکستگی چوب با جداشدگی الیاف همراه است که این وضعیت از ویژگی‌های خوب و مطلوب برای چوب نیست. اگر نمونه ما سالم بود می‌بایست از وسط و به صورت عمودی و متقارن می‌شکست و عدد بدست آمده برای آن حدود ۲۰ KN می‌شد. در نتیجه نمونه ما از آزمایش مقاومت خمشی رد شد.

د- آزمایش تعیین درصد رطوبت چوب:

وقتی که چوب خشک باشد، از محیط اطراف رطوبت جذب می‌کند و چنانچه تر باشد، در محیط خشک از خود رطوبت دفع می‌کند. رطوبت چوب درختان زنده بین ۳۰ تا ۹۰ درصد متغیر می‌باشد. روش انجام آزمایش به این صورت است که ابتدا چوب‌ها را وزن می‌کنیم و مقادیر بدست آمده را ثبت می‌کنیم.

W۱ = ۲۲۵٫۲ gr

W۲ = ۱۷۲٫۷ gr

حال آنها را در داخل گرمچال در دمای ۸۰ درجه سانتی گراد قرار داده و بعد از ۲۴ و ۴۸ ساعت، مجدد آنها را وزن می‌کنیم. لازم به ذکر است که درصد رطوبت استاندارد برای آزمایشهای چوب ۱۲٪ می‌باشد. وزن نمونه‌ها بعد از ۲۴ ساعت:

W۱ = ۲۱۲٫۳ gr

W۲ = ۱۶۱٫۲ gr

وزن نمونه‌ها بعد از ۴۸ ساعت:

W۱ = ۲۰۸٫۹ gr

W۲ = ۱۵۸٫۶ gr

حال درصد رطوبت را از رابطه مقابل بدست می‌آوریم: u = ۱۰۰ * (M-m) / m u : درصد رطوبت M : جرم چوب مرطوب m : جرم چوب خشک درصدهای رطوبت بدست آمده به قرار زیر است: برای ۲۴ ساعت : u۱ = ۶٫۰۷ ٪ u۲ = ۷٫۱۳ ٪ برای ۴۸ ساعت: u۱ = ۷٫۸۰ ٪ u۲ = ۸٫۸۹ ٪ در نتیجه نمونه‌های ما، چوب‌هایی خشک بودند.

منابع

کتاب چوبشناسی اثر دکتر حجازی

کتاب مکانیک چوب اثر دکتر قنبر ابراهیمی

wikipedia.org

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:11  توسط poya  | 

تاریخ طبرستان

تاریخ طبرستان ، کتابی به فارسی در بارة طبرستان تألیف بهاءالدین محمدبن حسن بن اسفندیار کاتب ، معروف به ابن اسفندیار، در قرن هفتم . از زندگی مؤلف ، بیش از آنچه از متن کتاب به دست می آید، دانسته نیست . احتمالاً خاستگاه وی آمل بوده است . وی از نزدیکان حسام الدوله اردشیر باوند (حک : 568 ـ 602) و پسرش ، شمس الملوک رستم (مقتول در 606)، بوده و ظاهراً کاتب و سفیر دربار حسام الدوله نیز بوده است . به گفتة ابن اسفندیار (ج 1، قسم 1، ص 156) ملک اردشیر، وی را برای کار مهمی به قلعة کوزا فرستاده بود. پدر مؤلف ، که به قرار معلوم ادیب بوده و ابیاتی از وی در این کتاب نقل شده است ، از سفرهای بسیار ابن اسفندیار یاد کرده است (همان ، ج 1، ص 6). در 606، هنگامی که ابن اسفندیار از بغداد به طبرستان بازمی گشته ، در ری خبر کشته شدن شمس الملوک رستم را می شنود، و حدود دو ماه در ری می ماند و در این مدت ، به گفتة خودش ، فقط مطالعة اخبار و آثار پیشینیان تسکینی برای اندوهش بوده است . در واقع ، همین آثار، اساس تألیف تاریخ طبرستان می شوند. وی در همین ایام ، کتاب عُقَد سِحر و قلائد دُرّ یَزدادی را در کتابخانة مدرسة شاه غازی رستم باوند در ری می یابد و آن را از عربی به فارسی ترجمه می کند. پس از اقامت اجباری در ری به دعوت پدر رهسپار آمل می شود (همان ، ج 1، ص 74)، اما در آنجا نمی ماند و به خوارزم می رود و پس از پنج سال اقامت در آنجا ترجمة عربیِ ابن مقفع از نامة تنسر را به دست می آورد و پس از ترجمه به فارسی آن را سرآغاز کتابش قرار می دهد (همان ،ج 1، ص 1ـ2، 4ـ7).

تاریخ طبرستان ، به گفتة مؤلف ، در روزگار پیری او تدوین شده است (ج 1، ص 7ـ 8). احتمالاً تاریخ تألیف آن 613 بوده است (ج 1، قسم 1، ص 82). پس از این تاریخ از سرنوشت ابن اسفندیار خبری در دست نیست .

تاریخ طبرستان یکی از قدیمترین تواریخ محلی طبرستان است و در مواردی ، از تاریخ نویسی محلی فراتر می رود. نثر این اثر، برخلاف مقدمة مصنوعش ، روان است و با حکایات و اشعار عربی و واژه های طبری همراه شده است . ظاهراً طرح مؤلف در تدوین این اثر بر اساس یک مقدمه و سه مجلد بوده است ، اما چون مقدمه و مجلد دوم و آغاز مجلد سوم موجود نیست و نسخه های به جا مانده از تصرف کاتبان در امان نبوده ، و حتی برخی نسخه ها قسم یا مجلد چهارم نیز دارند، به طرح مؤلف بدرستی نمی توان پی برد (ابن اسفندیار، ج 1، مقدمة اقبال ، ص ز ـ ط ). نسخه های گوناگون این اثر در کتابخانه های لندن و سن پطرزبورگ و پاریس ، مغشوش اند و افتادگی دارند و تاریخ کتابت آنها قرن یازدهم است . ظاهراً ناسخان از روی یک نسخة پر اشتباه کتاب را استنساخ کرده اند (همان ، ج 1، مقدمة اقبال ، ص ب ـ ج ؛ در بارة غلط بودن نسخه ها رجوع کنید به کسروی ، ص 12ـ17).

عباس اقبال تاریخ ابن اسفندیار را براساس یک نسخة اصلی و نسخه های دیگر در 1320ش در تهران به چاپ رساند. نسخة اصلی وی ، که از قدیمترین نسخه های این اثر است (تاریخ کتابت : 978)، با وجود اصالتش نسبت به سایر نسخ ، کامل نیست و عنوان و فصل بندی ندارد در مواردی که مغشوش بوده ، مصحح اغلب مطالب نسخه های دیگر را جایگزین کرده است (ابن اسفندیار، ج 1، قسم 1، ص 302، مقدمة اقبال ، ص و ـ یب ). بر اساس مقدمة موجود، این کتاب به چهار قسمت تقسیم شده است ، اما مصحح کتاب به ذکر سه قسم بسنده کرده است ، زیرا معلوم است که قسم چهارم را کاتب یا کاتبان به نسخه اضافه کرده اند (رجوع کنید به ادامة مقاله ). در آغاز هر قسمت ، مصحح نظرش را در بارة اصالت نسخه ذکر کرده است . قسم اول ، در بارة بنیاد طبرستان که در چهار باب است ؛ قسم دوم ، در بارة آغاز کار خاندان وشمگیر و بویه بوده که اکنون موجود نیست (همان ، ج 1، ص 8، مقدمة اقبال ، ص ج )؛ قسم سوم ، در بارة باوندیانِ دورة دوم . قراردادن نامة تنسر در آغاز کتاب و پیوند دادن تاریخ طبرستان به تاریخ باستان و رساندن اصل ونسب پادشاهان طبرستانی به شاهان ساسانی و همچنین شرح مفصّلِ مؤلف از مقاومت اهالی و پادشاهان طبرستان در مقابل حاکمان

عرب ، حاکی از دغدغة خاطر ابن اسفندیار نسبت به موطن و عدالت خواهی اوست (رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل «ابن اسفندیار»).

ابن اسفندیار در باب دوم از قسم اول ، در بارة محدودة جغرافیایی آن دورة طبرستان و بنیاد شهرها اطلاعات مفیدی می دهد. اهمیت این باب در ذکر بناها و مکانهایی است که در زمان مؤلف آباد بوده ، اما اینک جز نامی از آنها باقی نمانده است ، و نیز در به کار بردن اشعار و حکایات عربی و فارسی است . ابن اسفندیار در این باب ، از اساطیر سود جسته و بنیانگذار شهرها را برخی از شخصیتهای اسطوره ای دانسته است . وی به شهر آمل بیشتر از شهرهای دیگر پرداخته است (ج 1، قسم 1، ص 62ـ73). این باب با ذکر شمّه ای از خراج طبرستان در زمان طاهریان پایان می پذیرد (ج 1، قسم 1، ص 74ـ 75). در باب سوم ــ که در بارة عجایب طبرستان است ــ مؤلف بیشتر از ابواب دیگر از امثال و حکم و اساطیر استفاده کرده است . باب چهارم ــ که در بارة اکابر، علما، اطبّا، حکما و شاعران است ــ آشفته است و افتادگیهای بسیار دارد، از جمله قسمت مربوط به اصفهبدان افتاده است (ج 1، قسم 1، ص 90، پانویس 1). در این باب مؤلف ، واقع بینانه و بدون تعصب ، کردار حاکمان طبرستان ، بویژه مازیار و اسپهبدخورشید و اسماعیل بن احمد سامانی ، و حاکمان دیگر نقاط را ارزیابی کرده است . مضامین این باب و گزارش ابن اسفندیار از احوال علما و زهّاد و سادات علوی ، حاکی از گرایش و اعتقاد وی به تشیع است ، هرچند در بررسی جنبشهای علوی در طبرستان ، به مباحث اعتقادی وارد نشده و از بررسی رویدادهای این دوره و داوری در بارة آنها پرهیز و فقط به ذکر وقایع بسنده کرده است (رجوع کنید به ابن اسفندیار، ص 103، 130، 201، 225). ابن اسفندیار در جای جای کتاب افزون بر تمجید از سلوک و منش باوندیان ، از اهل بیت پیامبراکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم به نیکی یاد کرده و به مناسبتهای مختلف در بارة امامان شیعه گزارشهایی را با سیاق شیعی آورده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن اسفندیار، ص 1، 103، 130، 200ـ 205، 224ـ 225). در همین باب ، از قصیدة رشیدالدین وطواط در مدح شاه غازی (متوفی 560) ابیاتی آورده است (ج 1، قسم 1، ص 109ـ112). او در این باب ، از مجلد سوم کتاب نام می برد که در بارة باوندیان ، بویژه اردشیربن حسن (حک : 567 ـ602)، است . چون تاریخ طبرستان با دورة این اصفهبد و پسرش ، رستم ، پایان می یابد، معلوم می شود که بیش از سه مجلد نبوده و منظور ابن اسفندیار از قسم آخر (ج 1، قسم 1، ص 141ـ142، مقدمة اقبال ، ص ط )، قسمت سوم بوده است . بقیة قسمتهای این باب در بارة علما، معاریف و ذکر آثار آنان است . بسیاری از این آثار از بین رفته است و فقط از کتاب ابن اسفندیار می توان به وجود آنها در آن روزگار پی برد (ج 1، قسم 1، ص 122ـ 130). ابن اسفندیار از حکیمان و شاعران طبرستان نیز نام برده است (ج 1، قسم 1، ص 135ـ139). از اینجا به بعد، وی اطلاعات ارزشمندی از حاکمان طبرستان ، ظهور آل بویه ، آل وشمگیر و باوندیان به دست می دهد (ج 1، قسم 1، ص 139ـ153)، سپس به رویدادهای طبرستان ، از چگونگی ورود «لشکر اسلام » به طبرستان و حوادث آن عصر تا اواخر سدة دوم ، می پردازد و از برخی از والیان عرب در طبرستان نام می برد (ج 1، قسم 1، ص 154، 178ـ181).

قسمتهای پایانی باب چهارم در بارة علل زوال برمکیان (ج 1، قسم 1، ص 191ـ 200)، قیام مازیار، حکومت طاهریان و زیدیان در طبرستان است (ج 1، قسم 1، ص 208ـ224). این باب با ذکر درگیری میان آل بویه و آل زیار و قتل ماکان به پایان می رسد. عباس اقبال (رجوع کنید به ابن اسفندیار، ج 1، قسم 1، ص 303ـ 331)، فهرست جامعی برای این قسمت تهیه کرده است .

قسمت دوم تاریخ طبرستان ، الحاقی است . احتمالاً برای تکمیل این اثر و تحقق طرح اولیة مؤلف ، این قسمت را به نسخة او افزوده اند (همان ، ج 1، قسم 2، ص 2، پانویس 1). این قسمت در بارة دو خاندان بویه و وشمگیر و استیلای آل باوندِ دورة دوم می باشد. این بخش از کتاب تقریباً همان مطالب پایانی تاریخ رویان * تألیف اولیاءاللّه آملی است که تا سال قتل شاه غازی فخرالدوله حسن آخرین فرمانروای باوندیان ، در 750، ادامه یافته است ؛ مطالب این قسمت همچنین برگرفته از ترجمة فارسی تاریخ یمینی ، تاریخ بیهقی ، جهانگشای جوینی

و چهارمقالة نظامی عروضی است (همانجا). به ادعای کسروی (ص 18)، اولیاءاللّه آملی این قسمت الحاقی را، بدون ذکر نام خودش ، به نسخة اصلی افزوده است ؛ و ظهیرالدین مرعشی تمام این مطالب را در کتابش ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران * ، از اولیاءاللّه نقل کرده است (مرعشی ، ص 4).

قسم سوم در بارة باوندیان دورة دوم است . ابتدای نسخه افتادگی دارد. این قسمت با شرح حکومت حسام الدوله شهریاربن قارن آغاز می شود (ح 500) و به پادشاهی شمس الملوک رستم بن اردشیر خاتمه می یابد. ظاهراً این قسم نوشتة ابن اسفندیار نیست ، زیرا نثر آن با نثر قسم نخست تفاوت اساسی دارد و به نثر کاتبان قسم دوم شبیه است . ملویل ( ایرانیکا ، همانجا) قسم سوم را به ابن اسفندیار منسوب دانسته است ، اما این ادعا را نمی توان پذیرفت .

اهمیت تاریخ طبرستان بیشتر در استفادة مؤلف از منابع گوناگونی است که برخی از آنها به جا مانده و به وجود بقیه ، فقط با استناد به گفتة ابن اسفندیار می توان پی برد (برای این منابع رجوع کنید به ج 1، ص 4ـ 5، قسم 1، ص 79، 82، 85، 94، 97، و جاهای دیگر). دیگر ویژگی برجستة این اثر در نقل اشعار عربی و طبری و واژه های طبری است (رجوع کنید به کسروی ، ص 18ـ23؛ برای معنی برخی از واژه ها از رجوع کنید به کیا، سخن ، سال 1، ش 3، ص 135ـ 136، ش 6، ص 345ـ346).

تاریخ طبرستان ظاهراً تا قرن نهم در دسترس نبوده ، اما پس از این تاریخ مؤلفان از آن بسیار سود جسته اند و در واقع اساس دیگر تواریخِ محلیِ طبرستان شده است ، زیرا مؤلف علاوه بر جغرافیای طبرستان و اوضاع سیاسی آن دوره ، به حکومتهای همجوار طبرستان نیز پرداخته است . اولیاءاللّه آملی بیشتر مطالب کتاب تاریخ رویان را از تاریخ طبرستان رونویسی کرده است ، از جمله باب اول آن ــ که در بارة بنیاد رویان است ــ با باب دوم تاریخ طبرستان (ص 59 ـ62) کاملاً منطبق است (قس اولیاءاللّه ، ص 15ـ21)، اعتمادالسلطنه نیز در تألیف اثرش ، التدوین فی احوال جبال شروین ، از تاریخ طبرستان استفاده کرده است (آقابزرگ طهرانی ، ج 3، ص 262). ادوارد براون ، نخستین بار، خلاصه ای از تاریخ طبرستان را در 1323/ 1905 به انگلیسی ترجمه و چاپ کرد (رجوع کنید به براون * ، ادوارد). ظاهراً ترجمة او اشتباهات بسیاری دارد (رجوع کنید به کسروی ، ص 12ـ16).

منابع : آقابزرگ طهرانی ؛ ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ?] 1320 ش [ ؛ محمدبن حسن اولیاءاللّه ، تاریخ رویان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1348 ش ؛ احمد کسروی ، کاروند کسروی ، چاپ یحیی ذکاء، تهران 1352 ش ؛ محمدصادق کیا، «چند واژه از تاریخ طبرستان »، سخن ، سال 1، ش 3 (مرداد 1322)، ش 6 (آبان 1322)؛ ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، چاپ برنهارد دورن ، پطرزبورگ 1850، چاپ افست تهران 1363 ش ؛



+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 18:25  توسط poya  | 

تاریخ طبرستان

تاریخ طبرستان ، کتابی به فارسی در بارة طبرستان تألیف بهاءالدین محمدبن حسن بن اسفندیار کاتب ، معروف به ابن اسفندیار، در قرن هفتم . از زندگی مؤلف ، بیش از آنچه از متن کتاب به دست می آید، دانسته نیست . احتمالاً خاستگاه وی آمل بوده است . وی از نزدیکان حسام الدوله اردشیر باوند (حک : 568 ـ 602) و پسرش ، شمس الملوک رستم (مقتول در 606)، بوده و ظاهراً کاتب و سفیر دربار حسام الدوله نیز بوده است . به گفتة ابن اسفندیار (ج 1، قسم 1، ص 156) ملک اردشیر، وی را برای کار مهمی به قلعة کوزا فرستاده بود. پدر مؤلف ، که به قرار معلوم ادیب بوده و ابیاتی از وی در این کتاب نقل شده است ، از سفرهای بسیار ابن اسفندیار یاد کرده است (همان ، ج 1، ص 6). در 606، هنگامی که ابن اسفندیار از بغداد به طبرستان بازمی گشته ، در ری خبر کشته شدن شمس الملوک رستم را می شنود، و حدود دو ماه در ری می ماند و در این مدت ، به گفتة خودش ، فقط مطالعة اخبار و آثار پیشینیان تسکینی برای اندوهش بوده است . در واقع ، همین آثار، اساس تألیف تاریخ طبرستان می شوند. وی در همین ایام ، کتاب عُقَد سِحر و قلائد دُرّ یَزدادی را در کتابخانة مدرسة شاه غازی رستم باوند در ری می یابد و آن را از عربی به فارسی ترجمه می کند. پس از اقامت اجباری در ری به دعوت پدر رهسپار آمل می شود (همان ، ج 1، ص 74)، اما در آنجا نمی ماند و به خوارزم می رود و پس از پنج سال اقامت در آنجا ترجمة عربیِ ابن مقفع از نامة تنسر را به دست می آورد و پس از ترجمه به فارسی آن را سرآغاز کتابش قرار می دهد (همان ،ج 1، ص 1ـ2، 4ـ7).

تاریخ طبرستان ، به گفتة مؤلف ، در روزگار پیری او تدوین شده است (ج 1، ص 7ـ 8). احتمالاً تاریخ تألیف آن 613 بوده است (ج 1، قسم 1، ص 82). پس از این تاریخ از سرنوشت ابن اسفندیار خبری در دست نیست .

تاریخ طبرستان یکی از قدیمترین تواریخ محلی طبرستان است و در مواردی ، از تاریخ نویسی محلی فراتر می رود. نثر این اثر، برخلاف مقدمة مصنوعش ، روان است و با حکایات و اشعار عربی و واژه های طبری همراه شده است . ظاهراً طرح مؤلف در تدوین این اثر بر اساس یک مقدمه و سه مجلد بوده است ، اما چون مقدمه و مجلد دوم و آغاز مجلد سوم موجود نیست و نسخه های به جا مانده از تصرف کاتبان در امان نبوده ، و حتی برخی نسخه ها قسم یا مجلد چهارم نیز دارند، به طرح مؤلف بدرستی نمی توان پی برد (ابن اسفندیار، ج 1، مقدمة اقبال ، ص ز ـ ط ). نسخه های گوناگون این اثر در کتابخانه های لندن و سن پطرزبورگ و پاریس ، مغشوش اند و افتادگی دارند و تاریخ کتابت آنها قرن یازدهم است . ظاهراً ناسخان از روی یک نسخة پر اشتباه کتاب را استنساخ کرده اند (همان ، ج 1، مقدمة اقبال ، ص ب ـ ج ؛ در بارة غلط بودن نسخه ها رجوع کنید به کسروی ، ص 12ـ17).

عباس اقبال تاریخ ابن اسفندیار را براساس یک نسخة اصلی و نسخه های دیگر در 1320ش در تهران به چاپ رساند. نسخة اصلی وی ، که از قدیمترین نسخه های این اثر است (تاریخ کتابت : 978)، با وجود اصالتش نسبت به سایر نسخ ، کامل نیست و عنوان و فصل بندی ندارد در مواردی که مغشوش بوده ، مصحح اغلب مطالب نسخه های دیگر را جایگزین کرده است (ابن اسفندیار، ج 1، قسم 1، ص 302، مقدمة اقبال ، ص و ـ یب ). بر اساس مقدمة موجود، این کتاب به چهار قسمت تقسیم شده است ، اما مصحح کتاب به ذکر سه قسم بسنده کرده است ، زیرا معلوم است که قسم چهارم را کاتب یا کاتبان به نسخه اضافه کرده اند (رجوع کنید به ادامة مقاله ). در آغاز هر قسمت ، مصحح نظرش را در بارة اصالت نسخه ذکر کرده است . قسم اول ، در بارة بنیاد طبرستان که در چهار باب است ؛ قسم دوم ، در بارة آغاز کار خاندان وشمگیر و بویه بوده که اکنون موجود نیست (همان ، ج 1، ص 8، مقدمة اقبال ، ص ج )؛ قسم سوم ، در بارة باوندیانِ دورة دوم . قراردادن نامة تنسر در آغاز کتاب و پیوند دادن تاریخ طبرستان به تاریخ باستان و رساندن اصل ونسب پادشاهان طبرستانی به شاهان ساسانی و همچنین شرح مفصّلِ مؤلف از مقاومت اهالی و پادشاهان طبرستان در مقابل حاکمان

عرب ، حاکی از دغدغة خاطر ابن اسفندیار نسبت به موطن و عدالت خواهی اوست (رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل «ابن اسفندیار»).

ابن اسفندیار در باب دوم از قسم اول ، در بارة محدودة جغرافیایی آن دورة طبرستان و بنیاد شهرها اطلاعات مفیدی می دهد. اهمیت این باب در ذکر بناها و مکانهایی است که در زمان مؤلف آباد بوده ، اما اینک جز نامی از آنها باقی نمانده است ، و نیز در به کار بردن اشعار و حکایات عربی و فارسی است . ابن اسفندیار در این باب ، از اساطیر سود جسته و بنیانگذار شهرها را برخی از شخصیتهای اسطوره ای دانسته است . وی به شهر آمل بیشتر از شهرهای دیگر پرداخته است (ج 1، قسم 1، ص 62ـ73). این باب با ذکر شمّه ای از خراج طبرستان در زمان طاهریان پایان می پذیرد (ج 1، قسم 1، ص 74ـ 75). در باب سوم ــ که در بارة عجایب طبرستان است ــ مؤلف بیشتر از ابواب دیگر از امثال و حکم و اساطیر استفاده کرده است . باب چهارم ــ که در بارة اکابر، علما، اطبّا، حکما و شاعران است ــ آشفته است و افتادگیهای بسیار دارد، از جمله قسمت مربوط به اصفهبدان افتاده است (ج 1، قسم 1، ص 90، پانویس 1). در این باب مؤلف ، واقع بینانه و بدون تعصب ، کردار حاکمان طبرستان ، بویژه مازیار و اسپهبدخورشید و اسماعیل بن احمد سامانی ، و حاکمان دیگر نقاط را ارزیابی کرده است . مضامین این باب و گزارش ابن اسفندیار از احوال علما و زهّاد و سادات علوی ، حاکی از گرایش و اعتقاد وی به تشیع است ، هرچند در بررسی جنبشهای علوی در طبرستان ، به مباحث اعتقادی وارد نشده و از بررسی رویدادهای این دوره و داوری در بارة آنها پرهیز و فقط به ذکر وقایع بسنده کرده است (رجوع کنید به ابن اسفندیار، ص 103، 130، 201، 225). ابن اسفندیار در جای جای کتاب افزون بر تمجید از سلوک و منش باوندیان ، از اهل بیت پیامبراکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم به نیکی یاد کرده و به مناسبتهای مختلف در بارة امامان شیعه گزارشهایی را با سیاق شیعی آورده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن اسفندیار، ص 1، 103، 130، 200ـ 205، 224ـ 225). در همین باب ، از قصیدة رشیدالدین وطواط در مدح شاه غازی (متوفی 560) ابیاتی آورده است (ج 1، قسم 1، ص 109ـ112). او در این باب ، از مجلد سوم کتاب نام می برد که در بارة باوندیان ، بویژه اردشیربن حسن (حک : 567 ـ602)، است . چون تاریخ طبرستان با دورة این اصفهبد و پسرش ، رستم ، پایان می یابد، معلوم می شود که بیش از سه مجلد نبوده و منظور ابن اسفندیار از قسم آخر (ج 1، قسم 1، ص 141ـ142، مقدمة اقبال ، ص ط )، قسمت سوم بوده است . بقیة قسمتهای این باب در بارة علما، معاریف و ذکر آثار آنان است . بسیاری از این آثار از بین رفته است و فقط از کتاب ابن اسفندیار می توان به وجود آنها در آن روزگار پی برد (ج 1، قسم 1، ص 122ـ 130). ابن اسفندیار از حکیمان و شاعران طبرستان نیز نام برده است (ج 1، قسم 1، ص 135ـ139). از اینجا به بعد، وی اطلاعات ارزشمندی از حاکمان طبرستان ، ظهور آل بویه ، آل وشمگیر و باوندیان به دست می دهد (ج 1، قسم 1، ص 139ـ153)، سپس به رویدادهای طبرستان ، از چگونگی ورود «لشکر اسلام » به طبرستان و حوادث آن عصر تا اواخر سدة دوم ، می پردازد و از برخی از والیان عرب در طبرستان نام می برد (ج 1، قسم 1، ص 154، 178ـ181).

قسمتهای پایانی باب چهارم در بارة علل زوال برمکیان (ج 1، قسم 1، ص 191ـ 200)، قیام مازیار، حکومت طاهریان و زیدیان در طبرستان است (ج 1، قسم 1، ص 208ـ224). این باب با ذکر درگیری میان آل بویه و آل زیار و قتل ماکان به پایان می رسد. عباس اقبال (رجوع کنید به ابن اسفندیار، ج 1، قسم 1، ص 303ـ 331)، فهرست جامعی برای این قسمت تهیه کرده است .

قسمت دوم تاریخ طبرستان ، الحاقی است . احتمالاً برای تکمیل این اثر و تحقق طرح اولیة مؤلف ، این قسمت را به نسخة او افزوده اند (همان ، ج 1، قسم 2، ص 2، پانویس 1). این قسمت در بارة دو خاندان بویه و وشمگیر و استیلای آل باوندِ دورة دوم می باشد. این بخش از کتاب تقریباً همان مطالب پایانی تاریخ رویان * تألیف اولیاءاللّه آملی است که تا سال قتل شاه غازی فخرالدوله حسن آخرین فرمانروای باوندیان ، در 750، ادامه یافته است ؛ مطالب این قسمت همچنین برگرفته از ترجمة فارسی تاریخ یمینی ، تاریخ بیهقی ، جهانگشای جوینی

و چهارمقالة نظامی عروضی است (همانجا). به ادعای کسروی (ص 18)، اولیاءاللّه آملی این قسمت الحاقی را، بدون ذکر نام خودش ، به نسخة اصلی افزوده است ؛ و ظهیرالدین مرعشی تمام این مطالب را در کتابش ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران * ، از اولیاءاللّه نقل کرده است (مرعشی ، ص 4).

قسم سوم در بارة باوندیان دورة دوم است . ابتدای نسخه افتادگی دارد. این قسمت با شرح حکومت حسام الدوله شهریاربن قارن آغاز می شود (ح 500) و به پادشاهی شمس الملوک رستم بن اردشیر خاتمه می یابد. ظاهراً این قسم نوشتة ابن اسفندیار نیست ، زیرا نثر آن با نثر قسم نخست تفاوت اساسی دارد و به نثر کاتبان قسم دوم شبیه است . ملویل ( ایرانیکا ، همانجا) قسم سوم را به ابن اسفندیار منسوب دانسته است ، اما این ادعا را نمی توان پذیرفت .

اهمیت تاریخ طبرستان بیشتر در استفادة مؤلف از منابع گوناگونی است که برخی از آنها به جا مانده و به وجود بقیه ، فقط با استناد به گفتة ابن اسفندیار می توان پی برد (برای این منابع رجوع کنید به ج 1، ص 4ـ 5، قسم 1، ص 79، 82، 85، 94، 97، و جاهای دیگر). دیگر ویژگی برجستة این اثر در نقل اشعار عربی و طبری و واژه های طبری است (رجوع کنید به کسروی ، ص 18ـ23؛ برای معنی برخی از واژه ها از رجوع کنید به کیا، سخن ، سال 1، ش 3، ص 135ـ 136، ش 6، ص 345ـ346).

تاریخ طبرستان ظاهراً تا قرن نهم در دسترس نبوده ، اما پس از این تاریخ مؤلفان از آن بسیار سود جسته اند و در واقع اساس دیگر تواریخِ محلیِ طبرستان شده است ، زیرا مؤلف علاوه بر جغرافیای طبرستان و اوضاع سیاسی آن دوره ، به حکومتهای همجوار طبرستان نیز پرداخته است . اولیاءاللّه آملی بیشتر مطالب کتاب تاریخ رویان را از تاریخ طبرستان رونویسی کرده است ، از جمله باب اول آن ــ که در بارة بنیاد رویان است ــ با باب دوم تاریخ طبرستان (ص 59 ـ62) کاملاً منطبق است (قس اولیاءاللّه ، ص 15ـ21)، اعتمادالسلطنه نیز در تألیف اثرش ، التدوین فی احوال جبال شروین ، از تاریخ طبرستان استفاده کرده است (آقابزرگ طهرانی ، ج 3، ص 262). ادوارد براون ، نخستین بار، خلاصه ای از تاریخ طبرستان را در 1323/ 1905 به انگلیسی ترجمه و چاپ کرد (رجوع کنید به براون * ، ادوارد). ظاهراً ترجمة او اشتباهات بسیاری دارد (رجوع کنید به کسروی ، ص 12ـ16).

منابع : آقابزرگ طهرانی ؛ ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ?] 1320 ش [ ؛ محمدبن حسن اولیاءاللّه ، تاریخ رویان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1348 ش ؛ احمد کسروی ، کاروند کسروی ، چاپ یحیی ذکاء، تهران 1352 ش ؛ محمدصادق کیا، «چند واژه از تاریخ طبرستان »، سخن ، سال 1، ش 3 (مرداد 1322)، ش 6 (آبان 1322)؛ ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، چاپ برنهارد دورن ، پطرزبورگ 1850، چاپ افست تهران 1363 ش ؛



+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 18:22  توسط poya  | 

بازیافت

بازیافت

نماد بین‌المللی بازیافت

بازیافت به آماده‌سازی مواد برای استفادهٔ مجدد گفته می‌شود.موادی که معمولا قابل بازیافت می‌باشند عبارتند از آهن آلات قراضه آهن پلاستیک شیشه کاغذ مقوا برخی مواد شیمیایی زباله که به کود کمپوست تبدیل می‌شود.

بازیافت از به‌هدررفتن منابع سودمندوسرمایه‌های ملی جلوگیری می‌کند و مصرف مواد خام و مصرف انرژی را کاهش می‌دهد. با این کار، تولید گازهای گلخانه‌ای نیز کاهش می‌یابد. بازیافت مهم‌ترین مفهوم در مدیریت پسماند است.

منشاء مواد بازیافتی یا به عبارتی بازیافتنی‌ها، بیشتر، منازل مسکونی و صنایع هستند. برای آسان‌تر کردن امر بازیافت معمولاً‌دو نوع جداسازی مواد صورت می‌گیرد که «تفکیک در مبدأ» و «تفکیک در مقصد» نام دارند. تفکیک در مبدأ در سطح شهر و خیابان‌ها و فروشگاه‌ها از طریق سبدها و سطل‌های جداسازی مواد انجام می‌شود ولی برای تفکیک در مقصد مکان ویژه‌ای به نام مرکز بازیافت مواد در نظر گرفته شده‌است.مرکز بازیافت مواد بازیافتی و غیر قابل بازیابی دسته‌بندی می‌شوند.بسیاری از فروشگاه‌ها و کارخانه‌های بزرگ مواد زاید مانند قوطی‌های کنسرو، بطری‌های شیشه‌ای و روزنامه‌های باطله را به منظور بازیافت از مشتری بازخرید می‌کنند.

یک سطل زباله بازیافت در شمال کالیفرنیا

در تعریفی دیگر می‏توان گفت بازیافت عبارت است از فرآیند پردازش مواد مصرف شده به محصولات و مواد تازه به منظوره جلوگیری از به هدر رفتن مواد سودمند بلقوه (ذخیره‏ای) ٬ کاهش مصرف مواد خام ٬کاهش مصرف انرژی ٬ کاهش آلودگی هوا حاصل از سوختن مواد و آلودگی آب‏ها حاصل از تدفین زباله‏ها در خاک به وسیله‏ی کاهش مقدار معمول زباله‏ها و کم کردن نشر گازهای گل‏خانه‏ای در مقایسه با تولید خالص.بازیافت یک مولفهٔ کلیدی در مدیریت مدرن کاهش مواد زائد که شامل سلسله مرات کم کردن ٬ دوباره مصرف کردن و بازیافت است.مواد قابل بازیافت چیزهای زیادی را شامل می‏شوند از جمله بسیاری از انواع شیشه‏ها ٬ کاغذها ٬ فلزات ٬ پلاستیک ٬ منسوجات ٬ آلمینیوم‏های الکترونیکی مصرف شده در رایانه‏ها و گوشی‏های تلفن همراه.اما استفاده مجدد از زباله‏های طبیعی مثل پسمانده مواد غذایی به عنوان کود جزو بازیافت محسوب نمی‏شوند.موادی که قرار است بازیافت شوند یا به مرکز جمع آوری این مواد آورده می‏شوند از کنار خیابان جمع آوری می‏شوند و ابتدا دسته بندی شده سپس پاک می‏شوند و دوباره پردازشهایی روی آنها انجام می‏شود تا به مواد تازه برای ساخت تبدیل شونداگر چه گاهی اوقات بازیافت در مقایسه با تولید از مواد خام بسیار گرانتر و مشکل‏تر است ٬ اما به خاطر استفاده مجدد از همان مواد به صرفه است زیرا که آن مواد در حالت کلی دارای ارزش ذاتی می‏باشند و بعضی از مواد نیز دارای طبیعت خطرناکی هستند مانند جیوه.به همین خاطر استفاده مجدد از آنها بهتر است.محققان ادعا می‏کنند که بازیافت بیشتر از آنکه منابع را حفظ کند آنها را از بین می‏برد.مخصوصا در مواردی که دولت تعهد اجرایش را دارد.باید به این نکته نیز توجه کرد که آنها همچنین معتقدند که اگر هزینه‏های عملیاتی کمتر از سایر موارد برای از بین بردن مواد زائد (مثل دفن کردن زباله‏ها) باشد ٬ این کار مقرون به صرفه است.اما ممکن است هنوز آن ارزش خاص را نداشته باشد.در آمریکا سود سالیانه تسهیلات بازیافت ۲.۹۸۱ میلیون دلار تخمین زده شده است در ۵ سال اخیر (۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸)این مقدار با رشد ۷٪ خود از رقم فعلی فراتر رفته است.زیرا در سال‏های اخیر حجم زباله‏هایی که از مواد قابل بازیافت هستند افزایش یافته است.
ابتکارات جدید می‏تواند صنعت را تغییر دهد.برای مثال در کالیفرنیا و نیویورک با رشد ۷۵٪ تولید زباله‏های قابل بازیافت نسبت به رقم ۵۰ ٪ قبلیه خود سودهای خالص بسیاری برای شرکت‏های جمع آوری کنندهٔ این مواد به ارمغان می‏آورد.

 

 

نمادها و کدهای بازیافت مواد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Recycling»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ۷ آوریل ۲۰۰۷).

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 7:34  توسط poya  | 

مطالب قدیمی‌تر