be webloge ma khosh amadid

فقفق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 10:41  توسط poya  | 

ارواح

ارواح

وقتی انسان می‏میرد، روح او زنده است، گرچه بدنش می پوسد و خاک می شود.


بعد از مردن، حجاب زمان و مکان و ماده و علائق آن برداشته می شود و روح از قیود عالم طبع و ماده خلاصی می یابد و بسیاری از کارهایی را که نمی توانست انجام دهد، به سهولت و سادگی انجام می دهد. مخصوصاً ارواح طیّبه و طاهره که به مقام اخلاص رسیده اند، قدرتهای غیر قابل توصیفی از جانب خداوند پیدا میکنند.

مرحوم علّامه طباطبایی صاحب تفسیر قیّم و ارزشمند « المیزان » برادری داشتند به نام حاج سید محمد حسن الهی طباطبایی که از علمای برجسته تبریز بودند.


مرحوم علامه می فرمودند برادر من شاگردی داشت که به او درس فسلفه می گفت و آن شاگرد احضار ارواح می نمود ، یعنی قدرت داشت که بعضی از ارواح را حاضر کند و از آنها سؤالاتی کند. آن شاگرد، قبل از شروع به درس روح ارسطو را احضار می کند.

ارسطو می گوید: « کتاب اسفار ملاصدرا را بگیر و برو نزد آقای حاج سید محمد حسن الهی بخوان.» او هم کتاب را می گیرد و پیغام ارسطو را - که حدود سه هزارسال پیش زندگی می کرده؛ به آقای الهی می دهد، ایشان هم قبول می کنند.

مرحوم علامه طباطبایی می فرموند: برادرم می فرمود: « ما به وسیله این شاگرد با روح بسیاری ازبزرگان ارتباط برقرار می کردیم و سؤالاتی می نمودیم، مثلاً مشکلاتی که در عبارات افلاطون حکیم داشتیم، از خود او می پرسیدیم یا اینکه روح ملاصدرا را حاضر می کردیم و مشکلات« اسفار» را از خود او می پرسیدیم.» ایشان می فرمود: « روزی روح افلاطون را حاضر کردیم.
ججافلاطون گفت: « شما قدر و قیمت خود را بدانید که در روی زمین می توانید «لا اله الا الله» بگویید. ما در زمانی بودیم که بت پرستی آن قدر غلبه کرده بود که یک «لا اله الا الله» نمی توانستیم بر زبان جاری کنیم. آن شاگرد گاهی مسائل مشکلی را از آن ارواح می گرفت و نمی فهمید، ولی آقای الهی کاملاً می فهمید.

می فرمود: « ما روح بسیاری از علما را حاضر کردیم، مگر روح دو نفر را که نتوانسیتم احضارکنیم یکی روح مرحوم سید بن طاووس و دیگری روح مرحوم سید مهدی بحرالعلوم رضوان الله علیهما. این دو نفر گفته بودند: « ما وقف خدمت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام هسیتم و ابداً مجالی برای پائین آمدن نداریم.»

حضرت علامه طباطبایی می فرمودند: « از عجایب و غرایب این بود که وقتی نامه ای از تبریز از طرف برادرم به قم آمد، درآن نامه برادرم نوشته بود که شاگرد ما روح پدرمان را احضار کرد و از او سؤالاتی پرسیدیم و او جواب داد و در ضمن از شما گله ای داشتند که در ثواب این تفسیری که نوشته اید (تفسیرالمیزان) ایشان را شریک نکرده اید.»



مرحوم علامه می فرمودند: « آن شاگرد ابداً مرا نمی شناخت و از تفسیر ما اطلاعی نداشت و برادر ما هم نامی از من در نزد او نبرده بود و اینکه من پدرم را در ثواب تفسیر شریک نکرده ام، کسی غیر از من و خدا نمی دانست، حتی برادر ما هم اطلاعی نداشت.
چون راجع به نیت و قلب من بود و آن نه از این جهت بود که می خواستم امساک کنم، بلکه آخر کارهای ما چه ازرشی دارد که حالا پدرم در آن سهیم کنم؛ من قابلیتی برای خدمت خودم نمی دیدم.» (مخفی نماند که تفسیرالمیزان تفسیری است که از صدر اسلام تابه حال مانند آن نوشته نشده و گاهی آن چنان عنان قلم ازدست می رود که جز تأیید الهی و الهام سبحانی محمل دیگری ندارد.)
به هرحال نامه برادرم که به دستم رسید، بسیار شرمنده شدم و گفتم : « خدایا اگر این تفسیرما نزد تو مورد قبول است و ثوابی دارد، من ثواب آن را به روح پدر و مادرم هدیه نمودم.»



هنوز جواب نامه برادرم را نفرستاده بودم که باز نامه ای از طرف ایشان به دستم رسید که در آن چنین نوشته شده بود: « ما این بار که با پدر صحبت کردیم، خوشحال بود و گفت خداعمرش بدهد، تأییدش کند، سید محمد حسین هدیه ما را فرستاد.» قابل ذکر است که نقل این داستان برای این بود که اجمالاً احضار ارواح و تجرد و زنده بودن روح را گفته باشیم، اما جواز از این عمل احضار ارواح مورد بحث است و ممکن است شرعاً حرام باشد. مانند علم موسیقی که قطعاً دارای خواص و آثاری است، ولی شارع مقدس بنا به مصالحی، آن را تحریم فرموده است و همچنین است علم سحر و ارتباط با جنّ و تسخیر آنها و تسخیر ستارگان و امثال آن.
همانطور که گفتیم قیامت انسان با مردن او برپا می شود و لذا اگر فردی متقی و پرهیزکار و اهل طاعت و عبادت حضرت حق تعالی باشد، قبر او باغی از باغهای بهشت می گردد و اگر اهل معصیت و ظلم و طغیان باشد، قبر او گودالی از گودالهای آتش می شود.

افرادی که با عالم برزخ ارتباطی داشته اند و خداوند حجاب ماده را از جلوی چشم آنها برداشته است، نعمتها و عذابها برزخی را به چشم برزخی دیده اند و حکایات در این مورد اولاً از افرادی که شکّی در تقوا و طهارت و صدق آنها نیست.


ثانیاً مواردش به قدری زیاد است و قرائن درستی آن به حدّی است که جای هیچ گونه انکاری باقی نمیگذارد.



مرحوم محدث قمی آقای شیخ عباس که صاحب تالیفات نافعه فراوانی است، می فرمود: « روزی برای زیارت اهل قبور به قبرستان وادی السلام در نجف اشرف رفتم که ناگهان از دور، صدای نعره شتری که می خواهند او را داغ کنند بلند شد. او صیحه ای می کشید و ناله ای می کرد که گویی زمین وادی السلام می لرزید. من به سرعت به طرف صدا رفتم. دیدم شتری در کار نیست، بلکه جنازه ای است که برای دفن آورده اند و این نعره ها از اوست.

ولی اطرافیان اصلاً متوجه نیستند. این جنازه مرد متعدّی و ظالمی بود که در اولین وهله از ارتحالش به چنین عقوبتی دچار شده بود.» مرحوم آیه الله اقای سید جمال الدین گلپایگانی که از اعاظم علما و مراجع تقلید نجف اشرف بودند و به مقام کرامت نفس و پاکی روح و تزکیه و تهذیب و اجتناب از هواهای نفسانیّه رسیده بودند، می فرمودند: « من در اصفهان نزد دو استاد بزرگ مرحوم آخوند کاشی و مرحوم جهانگیرخان درس اخلاق و سیر و سلوک می آموختم و به دستور آنها به قبرستان تخت فولاد می رفتم. عادت من این بود که شب پنجشنبه و جمعه می رفتم و یکی دو ساعت در بین قبرها حرکت می کردم و در عالم مرگ و ارواح تفکّر می نمودم؛ بعد از چند ساعتی استراحت می کردم و سپس برای نماز شب و مناجات برمی خاستم.



شبی از شبهای زمستان که برف می آمد و در یکی از حجره ها رفتم؛ خواستم دستمالم را باز کنم و چند لقمه ای غذا بخورم که در این حال در مقبره را زدند و جنازه ای را آوردند و گفتند که متصدّی آن مقبره تا صبح قرآن بخواند و آنها صبح برای دفن جنازه بیایند. همراهیان، جنازه را گذاشتند و رفتند که ناگهان دیدم ملائکه عذاب آمدند و چنان گرزهای آتشین برسر او می زدند که آتش به آسمان زبانه می کشید و فریادهایی از این مرده برمی خاست که گویی تمام قبرستان متزلزل شده بود.



من از مشاهده این منظره از حال رفتم، بدنم به لرزه در آمد. اما آن صاحب مقبره هیچ نمی فهمید. هر چه به او اشاره کردم که «حال من بد است، در را باز کن!» او نمی فهمید و من هم زبانم قفل شده بود و حرکت نمیکرد. بالاخره به او فهماندم که می خواهم بروم. او گفت: « کجا می روی؟ هوا سرد است. برف آمده، گرگها تو را می درند!» ولی من نمی توانستم به او بفهمانم که طاقت ماندن ندارم.

به هرحال از مقبره خارج شدم و خود را به سختی به اصفهان رساندم؛ در راه چندین بار به زمین خوردم و یک هفته مریض بودم و استادان من از من پذیرایی می کردند تا کم کم قدری قوه و نیرو گرفتم.» مرحوم آیه الله حاج میرزا جواد آقای انصاری همدانی رحمه الله علیه می فرمود: « جنازه ای را در همدان تشییع می کردند.
من دیدم او را به طرف تاریکی مبهم و عمیقی میبرند و روح آن مرد در بالای جنازه اش می رفت و پیوسته می خواست فریاد بزند که: « ای خدا مرا نجات بده!» ولی زبانش به نام خدا جاری نمی شد. سپس رو کرد به مردم و گفت: « ای مردم !مرا نجات دهید! نگذارید مرا ببرند!» ولی کسی صدای او را نمی شنید.



مرحوم انصاری فرمود: « من صاحب آن جنازه را می شناختم.، و مردی ستمگر و حاکمی ظالم در همدان بود.»؛ مرحوم دکتر حسین احسان که بسیار مرد شایسته و دلسوز و خیر خواهی بود می فرمود: « جنازه ای را آوردند به کاظمین . وقتی خواستند جنازه را به طرف حرم مطهر ببرند، من هم مقداری تشییع کردم که ناگهان دیدم یک سگ سیاه مهیب روی جنازه نشسته است. من بسیار تعجب کردم و متوجه نبودم که این سگ،« بدن مثالی» آن جنازه است. آمدیم تا در صحن، دیدم آن سگ از روی تابوت به پایین پرید و گوشه ای ایستاد. جنازه را به داخل حرم بردند و طواف دادند. همین که جنازه را خارج کردند، دوباره آن سگ به روی تابوت پرید و بالای آن جنازه قرار گرفت.



مرحوم علّامه طباطبایی از مرحوم آیه الله حاج میرزا علی آقای قاضی رحمه الله علیه که استاد ایشان بوده اند، نقل کردند که نزدیکی منزل ما در نجف، زنی از افندیها فوت کرد. افندیها سنّی های عثمانی بودند که به مشاغل حکومتی اشتغال داشتند.
دختر این زن ضجّه و ناله زیادی می کرد، به طوری که همه را منقلب کرده بود. وقتی خواستند مادر را داخل قبر بگذارند، دختر گفت: « من از مادرم جدا نمی شوم!» هر چه خواستند او را آرام کنند، نشد.

بالاخره بنا شد دختر را هم کنار مادر بخوابانند و تخته ای بگذارند و سوراخی درست کنند که هر وقت خواست از آن بیرون بیاید. دختر در شب اول قبر، نزد مادر ماند. فردا که آمدند و تخته را برداشتند، دیدند دختر تمام موهای سرش سفید شده است. پرسیدند: « چه شد؟» گفت: « من کنار مادرم خوابیده بودم که دیدم دو مَلَک آمدند و شخص محترمی هم به همراه آنها وارد قبر شد.

آن دو فرشته از مادرم از خدا و پیغمبر پرسیدند. او جواب داد، اما وقتی پرسیدند: « امام تو کیست؟» آن شخص محترم - که امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است فرمود: « من امام او نیستم.» دراین حال، آن دو فرشته چنان گرزی برسر مادرم زدند که آتش به آسمان زبانه کشید.»

مرحوم قاضی فرمودند: « تمام طایفه آن دختر که همه سنّی مذهب بودند به برکت این دختر، شیعه شدند. » امام صادق علیه السلام فرمود: « رسول خدا صلی اله الله وآله و سلم می فرمود که حضرت عیسی علیه السلام از کنار قبری عبور کردند و دیدند که صاحب آن قبر را عذاب می کنند، سال آینده که از آنجا گذشت، عذاب برداشته شده بود. عرضه داشت: « بار پروردگارا!چه شده که عذاب او قطع شد؟» خداوند وحی فرستاد که ای روح الله این مرد، فرزندی داشت که به سنّ بلوغ رسید و او فردی صالح و نیکوکار است و او راهی را برای مردم هموار کرد و یتیمی را جای داد. پس من به برکت عمل فرزندش از گناه او در گذشتم.»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 8:40  توسط poya  | 

طاهریان

طاهریان

طاهریان‌ اولین حکومت مستقل ایران‌ بعد از حملهٔ اعراب‌ بودند.

در اوایل قرن سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و بدلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد. در زمان طاهریان نیشابور به پایتختی برگزیده شد.

طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمینهای دیگری مانند سیستان و قسمتی از ماوراءالنهر را به تصرف در آوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند. گفته می‌شود که در زمان حکومت طاهریان، به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی، کشاورزان به آسودگی زندگی می‌کردند.

در زمان طاهریان قیامهای بابک و مازیار که به ترتیب در اذربایجان و طبرستان(مازندران)رخ داد باعث شد که انها از توجه به شرق ایران باز دارد.به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند.اخرین امیر طاهری محمدبن طاهرنیز فردی مقتدر نبود.در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانه‌های سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد.

امیران خانواده طاهریان عبارت اند از:

طاهریان در یک نگاه

« طاهريان نخستين سلسله ايرانی است که از اطاعت کامل خلفاي بغداد سر پيچيد و به تشکيل دولتي محلی و تا اندازه ی زیادی مستقل در خراسان توفيق يافت. طاهريان از خاندان اميران و سرداران ناحيه اي در نزديکي هَرات به نام پوشَنگ يا فوشَنج بودند و در مبارزات ابومسلم براي روي کار آوردن بني‌عبّاس شرکت داشتند. در اختلاف بين ‌پسران ‌هارون‌الرشيد، امين و مأمون، طاهر پسر حسين جانب مأمون را گرفت‌ و در جنگي‌ که علي بن‌ عيسي ‌بن ماهان، سردار امين، در ري برضدّ مأمون کرد، طاهربن حسين او را شکست داد و کشت. هنگامي که مأمون به خلافت رسيد به پاس اين خدمات طاهر را، براي پاسداري از امنيّت شهر، شُرطه بغداد کرد و چند سال بعد حکومت خراسان را به او داد.*

نوشته اند که طاهر پس از فتح بغداد، هنگامي که مي خواست با امام رضا(ع) ولیعهد مأمون بيعت ‌کند، با دست چپ با امام بيعت کرد وگفت: « دست راست من در خراسان در بيعت مأمون است.» چون مأمون اين گفته را شنيد گفت: «من هر دو دست طاهر را راست مي گويم تا بيعت او بر هردوي ما درست باشد.» از اين جهت به طاهر لقب " ذواليمينين " داد يعني کسي که داراي دو دست راست است. باز گفته اند که طاهر با هر دو دست شمشير مي زد و لقب ذواليمينين به اين مناسبت بدو داده شده است. درسال 207ه/822م، هنگامي که طاهر حکومت خراسان را داشت، روزي در مسجد جامع مرو نام خليفه را از خطبه انداخت. اگرچه فرداي آن روز او را مرده يافتند و گمان مي رود که به وسيله جاسوسان خليفه مسموم شده‌ باشد، امّا اين تاريخ را آغاز تلاش برای تشکيل حکومت‌هاي ملّي ايراني شمرده‌اند.*

پس‌ از طاهرذواليمينين جانشينان او 50 سال حکومت‌ خراسان‌ را داشتند و در بغداد نيز با نفوذ بسيار چندي در مقام شُرطه بودند. معروف‌ترين امير طاهريان، پس از طاهر ذواليمينين، عبدالله بن‌ طاهر است که مردي دانا و دادگر بود و با آن که نام خليفه را در خطبه نماز جمعه مي آورد و هر ساله بخشي از خراج خراسان را به دربار خلافت مي‌فرستاد، امّا به خليفه اجازه دخالت درامور داخلي‌ خراسان‌ را نمي‌داد. اين امير دانشمند در آباداني نيشابور يسيار کوشيد. به کشاورزي توجّهي خاص داشت و از همين رو به فرمان او کتابي درباره راه نگه‌داري از قنات ها نوشته شد. دربار او محلّ رفت و آمد دانشمندان و شاعران و نويسندگان پارسي زبان بود. آخرين امير طاهريان، محمّد بن طاهر، به دست يعقوب لِيث صفّار زنداني شد. وي پس از مرگ يعقوب آزاد گرديد و دوباره به مقام رياست شهرباني بغداد رسيد. امّا ديگر نتوانست حکومت خراسان را به دست آورد.»

منبع

  • «روضة الصفا»، تألیف محمد بن خاوندشاه بلخی، تهذیب و تلخیص از دکتر عباس زریاب، تهران، ۱۳۷۳.

شهید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 8:37  توسط poya  | 

اصول تربیتی

اصول تربیت یکی از مقوله‏های بحث‏انگیز تربیت است؛ به‏گونه‏ای که افراد مختلف به‏دلیل در اختیار نداشتن تعریف و ملاک صحیحی از اصول، بحثها و مفاهیم گوناگون و نامتجانس تربیت را تحت عنوان اصول طبقه بندی کرده‏اند. لذا برای سر و سامان دادن به بحثهای پراکنده درباره اصول تربیت و به‏کارگیری اصول در تعیین اهداف، روشها، محتوی و ارزشیابی فرایند تربیت، ارائه تعریفی دقیق از اصل تربیتی ضروری است.

اصل چیست؟

واژه اصل در زبان فارسی معادل واژه انگلیسی Principle است. "گاه مقصود از اصل، بیخ، بن و ریشه است و برای بحث درباره هر امری باید به ریشه و اساس واقعی آن توجه کرد. در این معنا اصل در مقابل فرع قرار دارد. گاه نیز اصل به معنای عینی و متحصّل در خارج است و از این لحاظ می‏توان از واژه اصیل در مقابل اعتباری سخن گفت‏وگاه نیز اصل به معنای حقیقت (در برابر باطل) است و در این استعمال اصیل در مقابل بدلی یا ناخالص به‏کار می‏رود.1

اصل در علوم چنین تعریف شده است: "اصیل عبارت از مجموعه تعمیمهایی است مبتنی بر مشاهدات که در محدوده خطاهای حسی، قطعی تلقی شده و دانشمندان اغلب آنان را معادل حقایق در نظر می‏گیرند."2 همچنین به رابطه بین مفاهیم که به‏واسطه تعمیمهایی توصیف می‏شود، اصول علمی اطلاق می‏شود.

در مفردات راغب اصل، چنین تعریف شده است:

اصل الشی‏ء ریشه و پایه هر چیزی است که اگر آن پایه و ستون در حال بلند شدن و بلندی توهم شود، نیروی خیال نمی‏تواند آن را تصور کند. از این رو خدای تعالی فرموده: اصلها ثابت و فرعها فی‏السماء (ابراهیم/24) که تصور کرانه با عظمت و بلندی آسمان هرگز به اندیشه و تصور و خیال درنیاید.3

در قرآن کریم اصل در معنای ریشه و بنیان و اساس مورد استفاده قرار گرفته است. در آیه 64 سوره مبارکه صافات، این معنای اصل مدّ نظر است و می‏فرماید: "... اِنها شجرة تخرج فی اصل الجحیم...". مرحوم علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان ذیل این آیه می‏نویسد: "... و جمله... وصف شجره زقوم است و اصل جحیم به معنای قعر جهنم است..."4 آیه دیگری که معنای ریشه و پایه را از واژه اصل افاده می‏کند این آیه است:

الم ترکیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اُکلها کل حین باذن ربها..." (ابراهیم/24) مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه می‏نویسد: "... اینکه فرمود "اصلها ثابت" معنایش این است که ریشه‏اش در زمین جای گرفته و با عروق خود در زمین پنجه زده است...".5

در آیه‏ای که مربوط به قطع نخلستان بنی نظیر به دستور پیامبر اکرم (ص) است نیز اصل به معنای ریشه و پایه نخل که موجب استواری آن می‏شود، به‏کار رفته است. در آیه 5 سوره حشر چنین آمده است: "ما قطعتم من لینة اوترکتموها قائمة علی اصولها فباذن الله و..." یعنی شما هیچ نخلی را قطع نمی‏کنید و هیچ یک را "سرپا" نمی‏گذارید مگر به اذن خدا و همه اینها برای این است که خدا فاسقان را خوار کند..." منظور از سرپا نگهداشتن نخل، باقی گذاشتن آن بر روی تنه و ریشه است که باعث می‏شود نخل استوار بماند.

ترکیباتی که از ریشه "اصل" ساخته شده است، نیز همین معنا را افاده می‏کند که از جمله می‏توان کلمه اصیل و کلمه آصال را نام برد. کلمه "آصال" جمع "اُصُل" و "اُصُل" خود جمع کلمه "اصیل" است. لذا آصال جمع الجمع کلمه "اصیل" به معنای پایان روز آورده شده است. در آیه 15 سوره مبارکه رعد چنین می‏خوانیم: "... و لله یسجد من فی السموات و الارض طوعاً و کرها و ضلالهم بالغدو و الآصال." مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه شریفه چنین توضیح می‏دهد: ".. پس آصال جمع الجمع اصیل است و از این جهت این ساعت از روز، معین بین عصر و غروب آفتاب را آصال گفته‏اند که گویی ریشه و مبدأ شب است."6

در این نوشته با توجه به معنای لغوی و کاربرد آن در قرآن، واژه اصل به معنای ریشه و اساس تلقی می‏شود و مورد استفاده قرار می‏گیرد.

اصل تربیتی چیست؟

برای تشریح اصل تربیتی، پس از بیان معنای اصل باید به تبیین معنای واژه تربیت پرداخت و از آنجا که مفهوم تربیت در قرآن مدّ نظر است، باید به استخراج این معنا از قرآن کریم مبادرت کرد. در قرآن کریم ریشه‏ای که بهترین و مناسبترین معنای واژه تربیت را افاده می‏کند ریشه "الرّب" یعنی "رب‏ب" است. "الرّب" در اصل به معنی تربیت و پرورش است یعنی ایجاد کردن حالتی پس از حالتی دیگر در چیزی تا به حدّ نهایی و تمام و کمال آن برسد"7

واژه ربّ به‏طور مطلق برای خدا به‏کار می‏رود ولی در حالت اضافه هم برای خدا و هم غیر او به‏کار می‏رود. مفردات راغب در ادامه بحث از واژه تربیت چنین شرح می‏دهد:

"گفته شده ربّانی منسوب به ربّان است یعنی دانشمند و راسخ در علم دین و عارف بالله) و نیز گفته‏اند ربّانی منسوب به واژه ربّ است که از مصدر است. پس ـ ربّانی ـ در این معنی یعنی منسوب به مصدر، کسی است که علم و دانش را تکامل می‏بخشد؛ مثل حکیم و یا منسوب به خود اوست که در این صورت ربّانی یعنی کسی که نفس خویشتن با علم پرورش می‏دهد که البته هر دو معنی (پرورش و رشد خویش با علم یا پرورش و رشد علم) تحقیقا ملازم یکدیگر است. زیرا کسی که نفس و جان خویش را با علم پرورش می‏دهد در واقع علم و دانش را رشد داده است و کسی که در راه تکامل عمل و دانش کوشید، خویشتن را با آن تربیت کرده است."8

تربیت به معنای فعالیتی تعاملی و دو جانبه است که بین مربی و متربی در جریان است و تا زمانی که متربی به هدف نهایی تربیت یعنی رشد و کمال دست یابد استمرار دارد. روشن است که مربّی برای ایجاد حالتی پس از حالت دیگر نیازمند به اصول و ضوابطی است که موفقیت این فرایند تعاملی را تضمین کند. با توجه به معنای اصل یعنی ریشه و اساس می‏توان چنین نتیجه‏گیری‏کرد که اصل تربیتی، ریشه و بنیانی است که در جریان تربیت اجتناب‏ناپذیر است و به‏عنوان دستورالعملی کلی تمامی جریان تربیت را تحت سیطره و نفوذ خویش دارد و در صورتی که از آن تخطّی شود دستیابی به هدف دچار مخاطره جدّی می‏شود.

پس از بیان معنای اصل تربیتی بجاست که اصول تربیت را از دیدگاه صاحبنظران تعلیم و تربیت مورد بررسی قرار دهیم. امّا نکته‏ای که در بیان مفهوم اصل تربیتی و بررسی دیدگاه‏های صاحبنظران تعلیم و تربیت دراین زمینه، باید مورد توجه قرارداد، این است که حیطه و دامنه تأثیر اصول تربیت تا کجاست. ارائه پاسخی دقیق و قانع‏کننده به این سؤال تا اندازه زیادی ما را از گرفتار شدن در گرداب اختلاف نظرهای موجود درباره اصول تربیت مصون خواهد داشت. اگر جریان تربیت هدایت متربّی از سوی مربّی برای رسیدن به کمال مورد نظر خالق تلقی، و اصل نیز قاعده‏ای بنیادین و اجتناب‏ناپذیر برای این جریان تلقی شود، آنگاه اصل تربیتی ریشه و بنیانی خواهد بود که بر کل جریان تربیت از ابتدا تا انتها حاکم و ناظر است و به هیچ وجه و در هیچ موقعیتی امکان تخطی از آن وجود ندارد. از سوی دیگر اگر اصل را راهنمای عمل در تدابیر تربیتی بدانیم، تلویحا پذیرفته‏ایم که بخشی از جریان تربیت ـ که شامل تعیین اهداف تربیتی است ـ از قلمرو شمول اصول خارج باشد و لذا اصولی این چنین را می‏توان اصول کاربردی تربیت نام نهاد، در حالی که اصول کلی و فراگیر تربیت را می‏توان اصول عام تربیت نامید.

در تعیین اهداف تربیت، یادآوری این نکته ضروری است که هدف نهایی و غایی جریان تربیت از سوی خالق انسانها تعیین شده ولیکن برای گام برداشتن و نزدیک شدن به‏سوی این هدف نهایی، تعیین هدفهای واسطه به مثابه ضرورت پله‏های نردبان برای صعود بر بلندی، ضروری است و اصول عام تربیت بر جریان تعیین این اهداف و سپس تعیین محتوی و روشهای لازم برای تحقق این اهداف حاکم و ناظر است. در حالی که اصول کاربردی به مراحلی پس از تعیین اهداف واسط اشاره دارد و صرفا شیوه و طریق رسیدن به اهداف تعیین شده را مشخص می‏سازد و خود در جریان انتخاب آنها هیچ نقشی ندارد. بدیهی است اگر ما به جریان تربیت واقع‏بینانه نگاه بکنیم ضرورت وجود اصول عام تربیتی را با تمام وجود احساس می‏کنیم و نمی‏توانیم خود را از دقت و تعمق در تعیین اهداف واسطه‏ای تربیت از مسئولیت بی‏نیاز و مبرّی بدانیم. با توجه به این نکته است که نارسایی بسیاری از تعاریف ارائه شده برای اصول تربیتی روشن می‏شود. در اینجا چند تعریف ارائه شده با توجه به این تقسیم‏بندی مورد بحث و بررسی قرار می‏گیرد.

قدیمی‏ترین بحث در زبان فارسی درباره اصول تربیت به مرحوم دکتر هوشیار مربوط است. ایشان در این زمینه چنین نوشته است: " ... تعلیم و تربیت در حقیقت مجموعه منظمی است از رفتار و جز این نیست. پس در آموزش و پرورش در جستجوی اصل عمل و رفتار باید بود و علم آموزش و پرورش خود عبارت از شناسایی به مجموعه اصولی است که منشأ و مصدر رفتار آموزگار و دانش‏آموز می‏باشد و در ضمن عمل یعنی در حین آموختن، فرا گرفتن، هدایت کردن و پرورش یافتن، آموزگار و شاگرد هر دو را به‏کار می‏آید. از این لحاظ بنابر نظر یکی از دانشمندان این فنّ علم آموزش و پرورش علم به اصول است و بس...".9

تعریف مرحوم دکتر هوشیار از تعلیم و تربیت عملی و کاربردی است و خارج از قلمرو رفتار معلم و شاگرد، چیز دیگری را در تعلیم و تربیت دخیل نمی‏داند و یا حداقل از ذکر آنها غفلت می‏ورزد. در هر صورت وی در تعریف خویش از تعلیم و تربیت و اصول آن، تعیین اهداف تربیتی را چنانکه باید و شاید مورد توجه قرار نمی‏دهد. لذا متناسب با دیدگاه ایشان، اصول ذکر شده بیشتر رنگ اصول کاربردی را دارد تا اصول عام. شاهد بر این مدعا تعریف ایشان از "روش" است که می‏نویسد: "اصل و روش یکی نیستند. مراد از روش در این مورد راه و طریقه‏ای است که میان اصل و هدف امتداد دارد و عمل تربیتی را منظم و موصل به هدف و منظور مربی می‏کند"10 لذا می‏توان گفت که اصول مورد نظر دکتر هوشیار، شیوه و طریقه تحققّ هدف را تعیین می‏کند و خود در تعیین هدف هیچ نقشی ندارد. گو اینکه اهداف باید در جای دیگر و توسط افرادی بجز دست اندرکاران تربیت تعیین گردد. ایشان در جای دیگر این نکته را با صراحت بیشتری چنین توضیح می‏دهد: "هر هدفی دارای اصل یا اصول مخصوص به خود است"11 پس اصول مورد نظر دکتر هوشیار اصول کاربردی است و جای اصول عام در جریان تربیتی مورد نظر ایشان همچنان خالی است. امّا هنگامی که وارد مرحله بیان اصول می‏شود، این حالت کاربردی سلطه محض خویش را از دست می‏دهد و در مقابل هر اصل مأخوذه از رفتار، یک اصل مأخوذه از نظام ارزشی حاکم بر جامعه قرار داده می‏شود که علاوه بر تعیین روشهای تربیت به تعیین اهداف تربیت نیز چندان بی‏توجه نیست؛ مثلاً در مقابل اصل فعالیت از اصل کمال سخن می‏رود که براحتی نمی‏توان آن را از رفتار معلم و شاگرد استخراج کرد، بلکه بیانگر اهدافی برای جریان تربیت است. بعلاوه اصول سندیّت و اجتماع نیز دارای این ویژگی است و خارج از قلمرو آنچه در رفتار معلم و شاگرد قابل رؤیت و کشف است، به تعیین "باید"هایی می‏پردازد و این "باید"ها که برخاسته از دیدگاه‏های ارزشی جامعه است، نقش اهداف را ایفا خواهد کرد.

واژه‏نامه تعلیم و تربیت ذیل عنوان اصل تدریس، اصل را چنین تعریف کرده است "اصل عبارت از مفهوم یا تعمیمی است که به‏عنوان راهنمایی برای معلم در هدایت شاگردان در رسیدن به اهداف آموزشی ایفای نقش می‏کند"12 این تعریف نیز آشکارا اصول کاربری تربیت را مد نظر قرار داده است که در تعامل بین معلم و شاگرد ایفای نقش می‏کند.

شکوهی در بحث اصول آموزش و پرورش نیز این معنای خاص از اصل را مورد توجه قرار می‏دهد و چنین می‏نویسد: "اصول تعلیم و تربیت مربیان را به منزله ابزاری است که با استفاده از آن می‏توانند به موقع و در عین حال با روشن بینی کافی تصمیم بگیرند و وظایف تربیتی خویش را به‏نحو رضایت بخشی انجام دهند."13

شریعتمداری نیز تعریفی از اصل تربیتی ارائه کرده‏است که همین جنبه خاص از اصول تربیت یعنی جنبه کاربردی آنها را مورد توجه قرار داده است. ایشان در بحث درباره اصول تعلیم و تربیت چنین نوشته است: "اصول تعلیم و تربیت از نظر نگارنده مفاهیم، نظریه‏ها و قواعد نسبتا کلی است که در بیشتر موارد صادق است و باید راهنمای مربیان، معلمان، مدیران، اولیای فرهنگ و والدین دانش‏آموزان در کلیه اعمال تربیتی باشد..".14

باقری پس از بحث از معانی گوناگون اصل، اصل تربیتی را چنین تعریف کرده‏است: "... مقصود از اصل قاعده عامه‏ای است که می‏توان آن را به منزله دستورالعملی کلی در نظر گرفت و از آن به‏عنوان راهنمای عمل در تدابیر تربیتی استفاده کرد"15 در این تعریف نیز از آنجا که به راهنمای عمل در تدابیر تربیتی اشاره شده، کاربردی بودن اصول تربیت آشکارا قابل تشخیص، و تکلیف تعیین اهداف تربیتی روشن نشده است. ایشان اصولی را برای تربیت مطرح کرده است که برخی از آنها کمبود تعریف را برطرف می‏کند و به لحاظ طیف و دامنه تأثیر، اهداف واسط جریان تربیت را نیز دربر می‏گیرد، در حالی که برخی دیگر صراحتا به روشهای تربیت می‏پردازند و امکان ایفای نقش چندانی در تعیین اهداف تربیتی ندارند. لذا به‏نظر می‏رسد جدا کردن این دو دسته از اصول، ایجاد تغییراتی را در تعریف اصل ایجاب کند؛ به عنوان مثال، اصول عدل و تعقل هم تعیین کننده روشها و محتوای جریان تربیت است و هم در تعیین اهداف تربیتی نقشی اساسی و انکارناپذیر دارد به‏طوری که در جریان هدفگذاری رعایت این دو اصل الزامی و اجتناب‏ناپذیر است. از سوی دیگر اصولی چون تذکر، فضل، سبقت و... در تعیین اهداف تربیتی نقشی ندارد و صرفا به مراحل بعدی تربیت یعنی روشها و محتوای تربیت ناظر است.

احمدی در بحث از اصول تربیت در اسلام، اصل را زیر بنا و ریشه و بنیانی می‏داند که به هیچ وجه نمی‏توان از آن تخطی کرد.16 ایشان سپس اصول توحید، نبوت و عدل را به‏عنوان شاهد مثال ذکر کرده و برخلاف سایر افراد در بیان اصول تربیت اسلامی، از اصول عام تربیت سخن گفته است. اگرچه صرف معرفی اصول عام کافی نیست و ارائه اصول کاربردی نیز ضرورت است، مع‏الوصف به لحاظ اینکه به اصول عام و تعیین‏کننده اهداف تربیت اسلامی که نشأت گرفته از جهان بینی است، توجه کافی داشته، دیدگاه ایشان درخور توجه است.

در اینجا برای تبیین معنای اصل تربیتی، واژه‏های دیگری چون مبنا، هدف و روش را مورد توجه قرار می‏دهیم و تفاوت آنها را با اصل تربیتی به اختصار بررسی می‏کنیم.

مبانی تربیت مشتمل بر علوم و حوزه‏هایی از معرفت است که به‏واسطه آنها اطلاعات لازم برای تنظیم جریان تربیت به‏دست می‏آید. واژه نامه تعلیم و تربیت، مبانی تعلیم و تربیت17 را چنین تعریف کرده است: ".... مبانی تربیت عبارت از بخشی از برنامه درسی دوره تربیت معلم است که به مطالعه عوامل اجتماعی، نهادها و روابط بین آنها در آموزش رسمی می‏پردازد.

مطالبی نظیر تاریخ، اقتصاد، جامعه‏شناسی، روانشناسی، علوم‏سیاسی، انسانشناسی، جغرافیا و فلسفه به‏عنوان مبنای بحث و مطالعه به‏کار می‏رود."18 شکوهی نیز درباره مبانی تعلیم و تربیت نوشته است که: "... مبانی تعلیم و تربیت از موقع آدمی و امکانات و محدودیتهایش و نیز از ضرورتهایی که حیات همواره تحت تأثیر آنهاست، بحث می‏کند...".19 وی مبانی تعلیم و تربیت را به دو دسته علمی و فلسفی تقسیم می‏کند. مبانی علمی آموزش و پرورش با توجه به ویژگیهای زیستی، اجتماعی و روانی مورد تربیت مشخص می‏شود. مبانی فلسفی آموزش و پرورش از ملاحظات اخلاقی و فلسفی مربوط به طبیعت آدمی و هدفها و غایات تربیت افراد استخراج می‏شود. لذا بین اصل و مبنا تفاوت وجود دارد. اصل مشتمل بر نوعی راهنمای کلی است که بر تمام جریان تربیت حاکم و ناظر است در حالی که مبنا اغلب شامل یک یا چند رشته از معرفت بشری است که درکسب شناختی بهتر از جریان تربیت و تعیین اصول مقتضی به ما کمک می‏کند. بدیهی است بدون مراجعه به مبانی صحیح نمی‏توان اصولی صحیح را برای جریان تربیت استخراج کرد.

واژه دیگری که توضیح معنای آن در ارتباط با اصل تربیتی ضروری به نظر می‏رسد، هدف تربیتی است. هدف نقطه‏ای است که هر جریان تربیتی درصدد رسیدن بدان است. از آنجا که تربیت جریانی پویا و مستمر است و هر لحظه به ایجاد حالتی پس از حالتی دیگر اقدام می‏شود تا اینکه انسان به کمال نهایی نائل شود، لذا رسیدن به هر مرحله و حالت می‏تواند نقطه‏ای تصور شود و نقش هدف را ایفا بکند. تنها پس از رسیدن به هر مرحله و حالت است که هدف و مرحله بالاتری اهمیت می‏یابد و انسان را به کوشش و تلاش برای رسیدن بدان وا می‏دارد. این سیر سلسله مراتبی تا رسیدن به هدف نهایی تربیت ادامه دارد. لذا می‏توان به وجود دو دسته اهداف برای تربیت قائل شد: هدف نهایی و اهداف واسطه‏ای. هدف نهایی توسط خالق انسان تعیین می‏شود و مربی و متربی فقط باید آن را بشناسند و از طریق تعیین اهداف واسطه‏ای و روشهای مربوط، به تحقق آن اقدام کنند. اما در ارتباط با تعیین اهداف واسطه‏ای می‏توان دو دسته اصول تربیتی را ذکر کرد: دسته اول اصولی که تعیین اهداف واسطه‏ای را نیز دربر می‏گیرد و به اعتبار حاکمیت بر کل جریان تربیت، اصول عام تربیتی نام دارد. دسته دیگر اصولی است که به تعیین روشها و محتوای تربیتی برای رسیدن به اهداف تعیین شده می‏پردازد و خود در جریان هدفگذاری نقشی ندارد. این‏گونه اصول را می‏توان اصول کاربردی تربیت نام نهاد.

واژه دیگر در این زمینه، روش تربیتی است. منظور از روش تربیت، طریقه‏ای است که رسیدن جریان تربیت را به هدف مورد نظر میسر می‏سازد. معمولاً برای انجام دادن هر کاری به دستورالعمل و راهنمای عمل احساس نیاز می‏شود و اصل تربیتی در جریان رسیدن به هدف برطرف‏کننده چنین نیازی است. تفاوت عمده اصل و روش تربیتی در این است که اصل، دامنه‏ای وسیعتر دارد و می‏تواند در آن واحد بر چند روش گوناگون حاکم و ناظر باشد، در حالی که روش تربیتی، خاص موقعیت ویژه‏ای است و متناسب با موقعیت باید از روشهای خاصی برای رسیدن به اهداف تربیتی بهره جست. لذا اصل تربیتی (اعم از عام و کاربردی) دامنه‏ای وسیعتر دارد و دربر گیرنده روش تربیتی است

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 8:36  توسط poya  | 

رندی درشعر حافظ

مفهوم رند در اشعار حافظ چيست؟ خواهشمندم آن را از ابعاد مختلف بررسي نموده و نيز به صورت جامع و کامل تبيين و تشريح نماييد.



در پاسخ به مطلب ذيل توجه نماييد :

 

درقاموس حافظ رندي کلمه پربار شگرفي است اين کلمه درساير فرهنگ ها و زبان هاي قديم و جديد جهان معادل ندارد رند تا کمي بيش از حافظ و بلکه حتي در زمان او هم معناي نامطلوب و منفي داشته است. معناي اوليه رند برابر با سفله و اراذل و اوباش بود از آن جا که حافظ نگرش «ملامتي» داشت و هر نهاد يا امر مقبول اجتماعي و همچنين هر نهاد و يا امر مردود اجتماعي را با ديدي انتقادي و ارزيابي دوباره مي سنجيد با تأسي و پيروي به سنايي و عطار، رند را از زير دست و پاي صاحبان جاه و مقام بيرون کشيد و با خود هم پيمان و هم پيمانه کرد.

 

حافظ نظريه عرفاني «انسان کامل» يا «آدم حقيقي» را از عرفان پيش از خود گرفت به رندي سر و سامان اطلاق کرد و رندان تشنه لب را «ولي» ناميد.

 

رندان تشنه لب را آبي نمي دهد کس

 

گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت

 

رند، انسان برتر (ابرمرد) يا انسان کامل يا بلکه اولياءالله به روايت حافظ است. رند چنان که از متن و ديوان حافظ برآيد شخصيتي است به ظاهر متناقض و در باطن متعادل. اهل هيچ افراط و تفريطي نيست. بزرگترين هدفش سبکبار گذشتن از گذرگاه هستي است به رستگاري نيز مي انديشد. رند آزادانديش و غيرديني هم داريم ولي رند حافظ تعلق خاطر و تعهدي ديني دارد به آخرت اعتقاد دارد و مي انديشد ولي از آن انديشناک نيست زيرا عشق و عنايت را نجات بخش خود مي يابد تکيه بر تقوي و دانش و فضل و فهم ندارد.

 

تکيه بر تقوي و دانش در طريقت کافري است

 

راهرو گر صد هنر دارد توکل بايدش

 

دنيا را بي اصل و بي اصالت نمي داند سلوک رند، رند ديني و درعين حال بي پرواي حافظ، نوساني است بين زهد و کافري. مسکن مألوف او ديرمغان است که خود آميزه اي است از مسجد (يا معبد) و خانقاه و ميخانه. گاه در سراشيب شک مي لغزد گاه در دامان شهود مي آويزد. از بس به «اعتدال» ايمان دارد ايمانش نيز اعتدالي است اما هرچه هست ايمان ساده اي نيست. سجاده را به امر مرشدش، پيرمغان به شراب مي آلايد و آتش در خرقه مي زند و مي کوشد از ظاهر شريعت و طريقت، راه به باطن حقيقت بيابد نه اهل تعصب است نه اهل تخطئه¤ بلکه اهل انتقاد است شک را در بسياري موارد سرمه و سرمايه بصيرت و پادزهر جمود فکر و گشاينده ديده درون مي داند. ولي اهل اصالت شک نيست به گذران خوش بيش از خوشگذراني مي انديشد به ويژه به آسان گذرانيدن. زيرا مي داند: «سخت مي گردد فلک بر مردمان سخت کوش» رند، عافيت طلب است ولي مي گويد: «اسير عشق شدن چاره خلاص من است.»

 

رند معلم اخلاق نيست اما بي اخلاق و منکر اخلاق هم نيست. (اخلاق زهد و ترس و تعصب ندارد بلکه اخلاقش عارفانه آزاد منشانه و اخلاق آزادگي است). آري لاابالي مشرب است ولي در لاابالي گري حد نگه مي دارد: «سه ماه مي خورد نه ماه پارسا مي باش»، «فرض ايزد بگذاريم و به کس بد نکنيم»

 

نگرش منفي حافظ در شخصيت زاهد است که در مقابل رند قرار مي گيرد. زاهد در ديد حافظ شخصيتي است که به ظاهر خود را از آلودگي هاي دنيوي به صورت مرتاضانه و سخت گيري هاي نابجا پاک کرده و به خاطر اين پاکي دچار کبر و غرور گشته درحالي که زشت ترين و بزرگترين گناه در مذهب حافظ غرور و نخوت است. زاهد خود را از لذتها و خوشي هاي زندگي دور مي کند و در عقايد خشک و باطل خويش حرص مي ورزد او عالمي است که انسان را از عفو و بخشش الهي نوميد مي سازد و او را در تنگناي تعصب قرار مي دهد که در دين حافظ اين کفر است درحالي که خداوند رحمان و رحيم در قرآن کريم مي فرمايند: «قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم، لا تقنطوا من رحمه الله. ان الله يغفر الذنوب جميعاً انه هو الغفور الرحيم»

 

«بگو اي بندگانم! که زياده بر خويشتن ستم روا داشته ايد از رحمت الهي نوميد مباشيد چرا که خداوند همه گناهان را مي بخشد، که او آمرزگار مهربان است»

 

زاهد چنان که شيوه اوست زبان ملامت مي گشايد و طاعت و بندگي خود را به رخ وي مي کشد اما اين ملامت به گوش رندي که همه چيز خود را به عشق فروخته است، باد است مگر نه آن چه بر سر انسان مي رود حکم تقدير است؟ ملحد البته خطا مي کند که با نفي حکمت و عنايت حق، خود را از اميدي که تسلي و آرامش مي بخشد محروم مي دارد اما کرامت حق، با آن جلال و جبروتي که دارد، نيز عظمتش در آن است که گنهکار مأيوس را در پناه رحمت بگيرد و اگر قصر فردوس به پاداش عمل مي بخشند پس کرامت و عظمت خدا چيست؟

 

از اين رو است که حافظ از شيخ و فقيه و زاهد و واعظ که دائم با حديث هول قيامت انسان را از خداوند دور و نوميد مي کنند بيزاري مي جويد و رياکاري و دورويي و کوتاه نظري را محکوم مي کند و حتي جنگ هفتاد و دو ملت را افسانه مي شمرد. بدين گونه وقتي انسان در مقابل تقدير چاره اي جز تسليم و رضا ندارد وقتي قسمت الهي بي حضور ما کرده اند حاجت نمي بيند که دايم گره به جبين بيفکند و از سرنوشت خويش بنالد. شرط عقل را در آن مي بيند که در چنين حالي انسان هرچه در پيمانه اش ريخته اند بگيرد و سربکشد و آن را عين الطاف بشمرد. عقل طبيعي حکم مي کند که مرد جز بدان چه حال و عشرت عاجل است نينديشد و از آن چه هنوز در پرده است و کسي از آن درست خبر ندارد دغدغه اي به خاطر راه ندهد آرام بر لب جوي بنشيند و گذر عمر را که مثل جويي روان و تمام نشدني به بحر فنا مي ريزد ببيند. و پرده هاي گونه گون حوادث را با بي قيدي و بي تأثر از پيش چشم بگذراند.

 

دومين شخصيت منفي که در ديوان حافظ ديده مي شود «محتسب» است که هدف طنز و انتقادهاي طنزآميز حافظ است.

 

دوران حکومت سخت گيرانه امير مبارزالدين محمد با تعصب و خشونت همراه بود و زندگي حافظ را تلخ مي ساخت شاعر آزرده حال بيشترين غزلهاي آب دار خود را در مبارزه با رياکاري و عوام فريبي با لحني نيش دار و گزنده، تلويحاً خطاب به همين امير رياکار مظفري سروده و با کنايه و تمسخر او را «محتسب» خوانده است.

 

رند به فتواي فرد به مدد عقل ورزي، ام الفساد حرص را به زندان مي افکند و اين از لوازم آزادي و آزادگي اوست بخشنده و بخشاينده هم هست. اين رند بسي آزمون و خطا مي کند تا به مدد «تحصيل عشق و رندي» از بيراهه مجاز و غفلت و عادت و چاه سار طبيعت به شاه راه حقيقت و راستاي راستي و از تنگناي نخوت و خودخواهي به فراخناي عزت نفس و دل آگاهي راه برود. رند و رندي و رندان در ديوان حافظ بيش از هشتاد بار به کار رفته است و خود همين بسامد بالا اهميت اين کلمه و مفهوم کليدي را در شعر و نگرش حافظ نشان مي دهد.

 

مهمترين و منسجم ترين تزي که حافظ دارد رندي است.

 

حافظ هنرمند نکته سنج، زيرکي است که با ايما و اشاره و ابهام، شخصيت واژه هايش را مي سازد. واژه هايي که دو پهلو هستند مانند «پير مغانش»، اين واژه ها را به گونه اي پرورش مي دهد که از هيچ و پستي به اوج هستي مي رساند، يکي از اين واژه ها واژه «رند» است. رندي که در ادبيات مردم هيچ بهايي ندارد و جزء افراد پست و لاابالي است. دنيايي که عروس هزار داماد است و لحظه به لحظه به عقد کسي در مي آيد و به طرق مختلف انسانها را با توجه به صفات و خصوصيات ويژه شان مي فريبد و آنها را اسير خود مي کند و در پايان آنها را بر زمين ذلت و خواري مي کوبد.

 

اينجاست که حافظ رند را از زير دست و پاي مردم بيرون مي آورد و او را با زيرکي تمام به مرحله اي مي رساند که نه تنها مغلوب دنيا نمي شود بلکه دنياي فريب کار مکار را مي فريبد و او را اسير خود مي سازد. عظمت حافظ در اين است که يک صفت بد و زشت را به اوج پستي و پليدي به يک صفت خوب تبديل مي کند و اين کار ساده اي نيست.

 

نه تنها آن صفت بد را، خوب جلوه مي دهد، بلکه دست او (رند) را مي گيرد، پله پله بالا مي برد، راه و رسم زندگي را به او مي آموزد، که همواره در زندگي «شاد» باشد. و غمي جز غم «عشق» به دل راه ندهد، ديندار باشد و حد لاابالي گري را نگه دارد. او را به اوج عرفان و معنويت مي رساند، به گونه اي که جزء اولياءالله مي شود. شگفت نيست که رند حافظ را اسطوره او بناميم و حافظ را اسطوره ساز تاريخ فرض کنيم.

 

هنر حافظ قدسي است يعني رنگ قدسي دارد، قدسي بودن شعر او حاکي از عرفاني بودن اوست. حافظ علاوه بر طريقت، بيش از آن و پيش از آن، اهل شريعت است و از رهگذر هر دو با انتقادهاي هوشيارانه از سالکان هر دو راه، جوياي حقيقت است و هر سه را يکسان و به اعتدال دوست مي دارد حافظ سرسپرده بي محاباي طريقت نيست حافظ بيشتر مجذوب عرفان است.

 

حافظ در ساختن رند انگيزه‌ها و الگوهاي متعددي داشته است. از يک سو «انسان کامل» را از عرفان مي‌گيرد، و از سوي ديگر رند را به معناي قديمي‌اش که شخص لاابالي يک لا قباي آسمان جل و در عين حال آزاده و گردنکش است و در برابر ارزش‌هاي تحميلي و دروغين طغيان مي‌کند.

 

 انگيزه ديگرش ميل به آفريدن شخصيتي است در برابر زاهد که نقطه مقابل و آنتي تز زاهد باشد. و در تحليل آخر رند را بر صورت خويش (= حافظ) مي‌پردازد. و همه آرزوهاي خود را که مي‌خواهد آزاده و بي‌قيد و وارسته و ملامتي باشد در شخصيت ملامتي و قلندروار او باز مي‌آفريند. حافظ از آنجا که مي‌خواهد اهل تساهل و توکل، اهل ظرافت و زيبايي‌هاي زندگي، اهل نياز و شکسته دلي در برابر خداوند و از همه مهمتر اهل عشق باشد، رند را نيز با همين صفات مي‌سازد. رند او همچون خود او نظر باز و نکته‌گو و بيزار از زهد و ريا و منکر طمطراق دروغين نام و ننگ و صلاح و تقواي مصلحتي و جاه و مقام بي‌اعتبار دنيوي است.

 

در يک کلام حافظ در جامه رند و رندي شخصيتي مي‌سازد پاد زهر تکلف ، پادزهر ريو و ريا و سراپا اميدوار و پاک‌باز و عشق انديش و جسورانديش- و نه زبون انديش- در يک جا رندي را برابر با عشق مي‌گيرد:

 

زاهد ار راه به رندي نبرد معذورست 

 

عشق کاريست که موقوف هدايت باشد

 

 در جاي ديگر فرار زاهد را از رندي خود، همانند فرار ديو از قرآن خوانان مي‌گيرد، رند در عين حال شخصيت طنز‌آميزي هم هست. ولي چندان ژرف و شگرف است که در بادي نظر طنز‌آميز بودنش محسوس نمي‌گردد.

 

رند کلمه پربار شگرفي است و در ساير فرهنگي‌ها و زبان‌هاي قديم و جديد جهان معادل ندارد. تا کمي پيش از حافظ ، و بلکه حتي در زمان او هم معناي نامطلوب و منفي داشته است. چنانکه همين امروزه هم، بعد از آن‌همه مساعي حافظ، دوباره رند، به‌صورت کهنه رند، مردرند و خرمرد رند درآمده است.

 

 معناي اوليه رند برابر با سفله‌ و اراذل و اوباش بوده است. حافظ از آنجا که نگرش ملامتي داشت و هر نهاد يا امر مقبول اجتماعي، و همچنين هر نهاد يا امر مردود اجتماعي را با ديد انتقادي و ارزيابي دوباره مي‌سنجيد، رند را از زير دست و پاي صاحبان جاه و مال و مقام و از صفت تعال بيرون کشيد و با خود هم‌پيمان و هم‌پيمانه کرد. و رند در ديوان او «ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسيد». چنانکه اشاره شد حافظ نظريه عرفاني «انسان کامل» يا «آدم حقيقي» را از عرفان پيش از خود گرفت و آن را با همان طبع آفرينشگر اسطوره‌ساز خود بر رند بي‌سروسامان اطلاق کرد و رندان تشنه لب را «ولي» ناميد:

 

رندان تشنه لب را آبي نمي‌دهد کس 

 

گويي ولي‌شناسان رفتند از اين ولايت

 

شرح مقام رند با آن گذشته و امروز ننگين، ولي با آن شأن و شکوه درخشان که در ديوان حافظ دارد براستي دشوارست. رند انسان برتر يا انسان کامل يا بلکه اولياء الله به روايت حافظ است. و اگر تصويرش از لابلاي اشعار او درست فرا گرفته نشود، مهمترين پيام و کوشش هنري- فکري حافظ نامفهوم خواهد ماند.

 

کلمه رند و رندي در حدود هشتاد بار در ديوان حافظ به کار رفته است، و اگر اشاره‌اي او به رند ورندي را بدون اين دو کلمه هم در نظر بگيريم سيماي واضحي از رند و رندي در ديوان او ترسيم شده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 19:38  توسط poya  | 

فیزیک پزشکی

فیزیک پزشکی (Medicale Physics)
نگاه اجمالی
فیزیک پزشکی به معنی کاربرد فیزیک در حرفه پزشکی است، مانند رادیوگرافی ، سونوگرافی ، بینایی‌سنجی و غیره. چون بیوفیزیک به معنی فیزیک حیات است، فیزیک پزشکی درباره فیزیک حیات بشر بحث می‌کند. مانند گردش خون ، آناتومی گوش ، آناتومی چشم و غیره. از طرفی بکارگیری اصول و قوانین این گروههای علمی در طرح‌ریزی و یا ساختن یک سیستم ، به ترتیب مهندسی پزشکی و بیومهندسی نامیده می‌شود.
تأسیس دوره‌های آموزشی مهندسی پزشکی و بیومهندسی از ضروریات یک جامعه پشرفته است.
از طرف دیگر ، آموزش فیزیک و بیوفیزیک پزشکی ، مقدم بر آموزش تکنولوژی و یا مهندسی پزشکی است.
به عبارت دیگر ، می‌توان چنین بیان کرد که فیزیک پزشکی ، ابزاری بسیار قوی و قدرتمند است که می‌تواند در اختیار پزشکان و مهندسان پزشکی قرار گیرد.

* مباحث علمی، کاربردی و تجربی مرتبط با "فیزیک پزشکی"
- فیزیک آندوسکوپی مکانیسم تولید نور
- اثرات بیولوژیکی نور مرئی استفاده از نور برای درمان
- اسپکتروسکوپی در پزشکی لیزر در پزشکی
- اشکال طیف فوتوتراپی
- سنجش نور یا فوتومتری ساخته شدن تریدیمیت
- نور مرئی دستگاه PUV-A
- اپتیک هندسی کاربرد درمانی اشعه فرابنفش
- فوتون شیوه‌های درمانی لیزر
- خاصیت موجی نور محاسبه دوز اشعه فرابنفش
- اثرات فیزیولیژیک اشعه فرابنفش آشکارسازی اشعه فرابنفش
- کاربرد اشعه فرابنفش در پزشکی اثرات اشعه فروسرخ بر پوست
- زخمهای پوست اثرات اشعه فروسرخ بر چشم
- خطرات اشعه فرابنفش بر چشم اثرات دیگر اشعه فروسرخ
- خواص فیزیولیژیکی گرما کاربرد پزشکی IR
- روشهای درمان با گرما خطرات تابش فرو سرخ
- اشعه فرو سرخ (IR) کاربرد لیزر در پزشکی
- تولید و خصوصیات IR کاربرد لیزر در معالجه امراض زنان
- دستگاه تولید اشعه فروسرخ درمان بیماری پوستی با لیزر
- توموگرافی کاربرد لیزر در دندانپزشکی
- وابستگی دمایی اشعه فروسرخ کاربرد لیزر در گوش و حلق و بینی
- بستگی فروسرخ به سطح تابنده کاربرد لیزر در اعمال جراحی
- انحنای سطح تابش کننده درمان دوربینی
- وابستگی محیطی فروسرخ تجربه شاینر
- موارد منع کاربرد اشعه فرابنفش انواع عینک
- آینده لیزر در پزشکی تشخیص آستگماتیسم
- فیزیک چشم و بینایی بیو میکروسکوب
- آستیگماتیسم چشم عادی
- چشم عادی اسکیاسکپی
- دیوپتری تصحیح آستگماتیسم
- تصویر در یک دیوپتر تصحیح پیرچشمی
- تشکیل تصویر در چشم معایب چشم
- چشم ساده آزمایش دید رنگها
- چشم هنجار سونوگرافی
- مکانیسم تطابق امپدانس صوتی
- میکروسکوب آزمایش رین
- انواع آستیگماتیسم انواع سونوگرافی
- حدبینایی انواع اسکن
- آفتالموسکوپی عکسبرداری MRI
- تست سبز و قرمز هولوگرافی
- علل لوچی چشم اسکن بهنگام
- اسپکترومتر جرمی برش نگاری با اولتراسوند
- آناتومی چشم پرتونگاری
- طریقه تحریک گیرنده‌ها درمان با مواد رادیواکتیو
- میدان بینایی چشم تصویر اولیه رادیولوژی
- آناتومی گوش کنتراست مصنوعی
- گوش داخلی و اهمیت آن روش حاجب
- حساسیت گوش روش شفاف
- اودیو متری رادیو سکپی
- تصویر گیری از بافت ثابت رادیو گرافیهای پیشرفته
- اولتراسوند پیوسته تشکیل کروموزوم حلقوی
- اولتراسونیک درمانی تغییر قابلیت نفوذ سلولی
- آثار بیولوژیکی ماورای صوت تشعشع هسته‌ای
- پزشکی هسته‌ای درمان بیماریهای سطحی
- خصوصیات اشعه هسته‌ای درمان بیماری‌ غیر سطحی
- نحوه استحاله عناصر رادیواکتیو درمان با روش یک فیلد
- اشعه حاصل از تباهی ماده صافیهای گوه‌ای
- رادیواکتیویته دوزیمتری
- کاربرد ایزوتوپها در تشخیص رادیو ایزوتوپ
- فیزیک رادیولوژی تشخیصی فیزیولوژی
- مبانی فیزیکی رادیوگرافی فیزیوتراپی
- برخورد اشعه ایکس با بدن رادیولوژی
- ساختمان فیلم رادیوگرافی شیمی دارویی
- کنتراست رادیوگرافی بیوفیزیک
- توموگرافی مهندسی پزشکی
- توموگرافی معمولی
- توموگرافی کامپیوتری
- ماموگرافی
- رادیو بیوگرافی
- تأثیر نسبی بیولوژیکی
- آثار پرتوهای یون‌ساز
- میتوز
- میوز
- حساسیت سلولی
- تاخیر در تقسیم سلولی
- تغییرات کروموزومی
- آثار ژنتیکی پرتوهای یون‌ ساز
- اثر اشعه یونساز روی جنین
- حفاظت فرد در برابر اشعه
- حفاظت جامعه در برابر اشعه
- مبانی فیزیکی رادیولوژی
- رادیوتراپی سلول کش
- اهداف رادیوتراپی
- گاما اسکن


MESSENGER

Nov-06-2007, 02:57

* فیزیک پزشکی (به انگلیسی: Medical physics) نام یکی از دانشهای پایه است که مفاهیم و کاربرد مجموعه علوم فیزیک را در علوم پزشکی بررسی میکند.
* فیزیک پزشکی همچنین از دروس پایه دانش مهندسی پزشکی است که وظیفه تلفیق فنون مهندسی در علوم پزشکی و نیز طراحی و ساخت دستگاههای پیشرفته زیرگروه تجهیزات پزشکی را بر عهده دارد.

* دانشگاه دوک در ایالت کارولینای شمالی فیزیک پزشکی را چنین تعریف و توصیف می کند:
"کاربرد فیزیک بر احتیاجات پزشکی"
زاییده تحقیقات دو جایزه نوبل در فیزیک، و باعث دو جایزه نوبل در پزشکی و فیزیولوژی.
عهده دار پایه های فنی علومی چون رادیولوژی، آنکولوژی پرتویی، و پزشکی هسته ای.
ساخته شده بر پایه های علم فیزیک، اما با پیکر دانش و پژوهشی مجزا.
علمی مجزا از بیوفیزیک.
در برگیرنده روشهای تجربی و نظری, اما ذاتاً یک رشتهٔ کاربردی."
دانشگاه پردیو به تعریفی مختصرتر بسنده می کند[۲]:

"شاخه ای کاربردی از فیزیک است که با کاربردهای انرژی فیزیکی برای تشخیص و درمان بیماری ها سر و کار دارد و با الکترونیک پزشکی, مهندسی زیست, و فیزیک بهداشت (کنترل و محافظت از پرتو) رابطه نزدیکی دارد."

شاخه بندی
نمونه‌ای از یک تصویر پت اسکنفیزیک پزشکی امروزه گسترهٔ قابل توجهی از علوم و فناوری‌های متفاوتی را پوشش میدهد و در بر گیرندهٔ موضوعات و مباحث متعددیست. لذا دشوار بتوان مرز‌های معین و مشخصی را برای آن تعریف کرد. اما غالبا فیزیک پزشکی را میتوان به چهار دسته متفاوت کلاسه بندی کرد[۳]:

تصویر برداری تشخیصی
تصویر‌برداری پزشکی (Diagnostic Imaging): در این شاخه از فیزیک پزشکی, با مدالیته‌هایی همچون سی تی اسکن (CT), ام آر آی (تصویر برداری تشدید مغناطیسی), سونوگرافی, ماموگرافی, فلوروسکوپی, و رادیوگرافی معمولی میتوان سر و کار داشت.[۴] طراحی و ضمانت کارکرد صحیح (accreditation) و کنترل کیفیت (Quality Control) اینگونه دستگاهها بر عهدهٔ فیزیکدانهای پزشکی می باشد.

فیزیک بهداشت
فیزیک بهداشت (Health Physics): در این شاخه از فیزیک پزشکی بر روی مباحثی تمرکز میشود که سرو کار با محاسبات کنترل کیفیت (Quality Control) و بویژه دوزیمتری، و شرایط محافظت از پرتو‌های یونیزان (Radiation Protection) در محیط‌های متفاوت دارد. طراحی سیستمهای حفاظتی در بخشهای رادیوتراپی و پرتوافکن در بیمارستان ها، وضع قوانین و پروتوکول های کار با رادیوایزوتوپ های گوناگون و ضایعات هسته‌ای در سطح کشوری، و حتی مسئولیت ضمانت سیستم های پوششی (Shielding calculations) و حفاظتی راکتورهای هسته‌ای از وظایف متخصصین فیزیک بهداشت میباشد.

رادیوتراپی
رادیوتراپی (Radiation Therapy): در پزشکی معضلات زیادی (بطور مثال بسیاری از سرطان‌ها) را میتوان نام برد که توسط پرتوزایی (گاما، الکترون، پروتون، و نوترون) معالجه و یا حتی مداوا میشوند. مسئولیت عملکرد و تضمین کارکرد (Quality Control and Accreditation) اینگونه سیستم‌ها بر عهدهٔ متخصص رادیو تراپی است.[۵]
در فرم نوین, متخصصین این رشته اغلب بر روی و یا با دستگاههای پرتوزایی نظیر Gamma-knife, Linac, و یا Tomotherapy مطالعه و سرو کار دارند.

پزشکی هسته ای
پزشکی هسته‌ای (Nuclear Medicine): با مدالیته‌هایی نظیر اسپکت (SPECT) و پت اسکن (PET) سرو کار دارد. در حقیقت این شاخه هم یک نوع تصویر برداری پزشکی است, اما از آنجایی که مکانیزم تولید پرتو اینجا بر خلاف منشا فتو الکتریکی و عبوری (transmission) منشا in vivo رادیو ایزوتوپی دارد (emission), این شاخه را اغلب متمایز از سایر مدالیته‌ها دانسته‌اند.


جنبهٔ آکادمیک
در بیشتر کشورها از جمله ایران، رشته فیزیک پزشکی اغلب در مقطع کارشناسی ارشد به بالا ارایه میگردد. دانشجویان رشته فیزیک بعد از اخذ مدرک کارشناسی می‌توانند بعد از امتحان ورودی وارد رشته فیزیک پزشکی در موسسه مربوطه شده و مدرک فوق لیسانس و یا دکترا در این رشته اخذ نمایند. در کشور ایران، رشته فیزیک پزشکی هم اکنون در دانشگاههای زیر ارایه میگردد:

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران
دانشگاه علوم پزشکی مشهد
دانشگاه علوم پزشکی ایران
دانشگاه علوم پزشکی اهواز
دانشگاه علوم پزشکی تربیت مدرس
در ایالات متحده آمریکا و کانادا, دانشگاههای متعددی رشته‌ فیزیک پزشکی را در سطوح مقطع کارشناسی ارشد به بالا ارائه میدهند. برنامه و شیوه درسی برخی از این دانشگاهها مورد تایید کمیسیون رسمی برنامه های آموزشی فیزیک پزشکی (Commission on Accreditation of Medical Physics Education Programs) می‌باشند[۶]. و بسیاری از دانشگاههای دیگر بدون تایید این سازمان, و با طراحی و اختیار خود, اقدام به ارائهٔ مدارک پیشرفته در این رشته را می‌نمایند.[۷] دانشگاه های دسته اول غالبا (اما نه منحصرا) برای تربیت نیروی متخصص در محیط بالینی (clinical) طراحی شده‌اند در صورتیکه دسته دوم صرفا از نوع آکادمیک هستند. بطور مثال دانشگاه وندربیلت صرفا نیروی متخصص بالینی تولید میکند[۸]. و بر عکس دانشگاه دوک بر روی جنبه های پژوهشی این رشته تاکید دارد.[۹] و بلاخره مرکز علوم درمانی دانشگاه تکزاس در سن‌آنتونیو هم دانشجو جهت اهداف بالینی تربیت و هم نیروی متخصص آکادمیک تولید میکند.[۱۰]

برخی دانشگاه ها نیز هستند که در رشته فیزیک پزشکی به دارندگان مدرک پزشکی دوره تخصص رزیدنسی ارائه میدهند.(مثال) و برخی دانشگاهها حتی دوره های چهار ساله ای دارند که ویژه ی دارندگان مدرک پزشکی است. دانشجویان این دوره پس از اتمام دوره دارنده مدرک MD-PhD میشوند.

جنبهٔ اشتغالی
متخصصین فیزیک پزشکی می توانند در زمینه های متفاوتی مشغول به کار شوند.[۱۱] فیزیک پزشکی می تواند پس از اتمام دوره های آموزشی، در محیط آکادمیک و تحقیقاتی اشتغال زا باشد. بطور مثال میتوان یک پژوهشگر در زمینه تصویربرداری از حیوانات کوچک در یک موسسه تحقیقاتی مربوطه شد.

و نیز یک فارغ التحصیل فیزیک پزشکی میتواند در محیط بالینی (در مجاورت مستقیم با بیمار) جذب نیرو شود. مثلا متخصص کنترل کیفیت دستگاههای پرتو درمانی در یک کلینیک مبارزه با سرطان شود.
و در بسیاری از اوقات نیز متخصصین این رشته جذب صنعت و حتی پستهای مدیریتی و تصمیم گیرنده نیز میشوند. بطور مثال میتوان پژوهشگر، مشاور، و یا نویسنده دنباله های پالسی دستگاههای ام آر آی در یک شرکت تحقیقاتی-تولیداتی شد.
و بلاخره برخی مشغول وظایف دانشگاهی از قبیل تدریس و تربیت نیروهای جوان می شوند.

نشریات مهم
Medical Physics چاپ AIP آمریکا
Journal of Applied Clinical Medical Physics چاپ ACMP آمریکا
Jornal of Medical Physics چاپ AMPI هند
Physica Medica چاپ EFOMP اتحادیه اروپا

منابع



↑The Essential Physics of Medical Imaging, 2Ed, J.T. Bushberg, J.A. Seibert, EM Leidholdt, Jr., J.M. Boone, ۲۰۰۲
↑The Physics of Radiation Therapy, 2Ed, F. Khan, ۱۹۹۶

" رادیوتراپی " یکی از روشهای اصلی درمان سرطان محسوب می شود و سالهاست که خدمات رادیوتراپی در کشور ما توسط پزشکان متخصص به بیماران ارائه می گردد. ولی متاسفانه به دلیل باورهای غلط عده ای از بیماران نسبت به عوارض رادیوتراپی ، میزان گرایش عموم به این درمان زیاد نیست. در این میان عدم اطلاع کافی تعدادی از پزشکان در مورد رادیوتراپی به باورهای نادرست. دامن می زند . در این خصوص ، گفتگویی با دکتر " بهرام مفید "‌رادیوتراپیست و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است.

رادیوتراپی یعنی چه ؟
رادیوتراپی یعنی از بین بردن تومورهای بدخیم توسط اشعه دادن به آن ، که این اشعه شامل انواع ایکس و گاما میشود.

آیا همزمان با از بین رفتن تومور ، سلولهای مجاور آسیب می بینند و آیا نگرانی بیماران نسبت به عوارض رادیوتراپی ،‌به جاست ؟
درست است که همزمان ، سلولهای اطراف تومور آسیب می بینند و این مسلما" یکی از عوارض رادیوتراپی است ، اما بیماران نباید در این مورد نگران باشند زیرا پزشک قبل از درمان ، کاملا" به این مساله توجه می کند و با توجه به منطقه تومور، میزان اشعه را طوری تنظیم می کند که کمترین آسیب به سلولهای اطراف برسد. درغیر اینصورت با یک بار اشعه دادن به میزان زیاد ، تومور به یکباره از بین می رفت و آسیب فراوانی نیز وارد می شد که قابل جبران نبود. در حقیقت آسیب سلولهای اطراف ، یک محدودیت برای رادیوتراپیست محسوب می شود.

آیا میزان اشعه مورد استفاده در مورد تمام اندام ها، یکسان است ؟
خیر میزان اشعه براسا س نوع و محل تومور انتخاب میشود. برای اندام های حساسی مثل ریه ، روده و معده میزان اشعه کمتر و برای دست و پا اشعه قوی تری استفاده خواهد شد.

عوارض جانبی رادیوتراپی چیست ؟
مهمترین عارضه جانبی رادیوتراپی ، عوارض پوستی و سوختگی محل مورد نظر است . ولی منظور از سوختگی در 90 درصد موارد تنها تغییر رنگ پوست و به ندرت سوختگی های درجه اول است . گاهی سوختگی از درجات بالاتر هم اتفاق می افتد که شیوع بسیار کمی دارد و بیماران نباید نگران این قضیه باشند. اصولا مشکل رادیوتراپی در جامعه ما نگرانی مردم از سوختگی است . ولی با افزایش سطح تبحر پزشکان و دستگاههای جدید این مشکل ، بسیار کم اتفاق می افتد.
سایر عوارض رادیوتراپی بستگی به محل تومور دارد . مثلا" پس از اشعه دادن به تومورهای شکم ، تا مدتی عوارضی مثل اسهال ، مشکلات گوارشی و سوزش ادرار دیده میشود که دائمی نیست .

چه کسانی نمی توانند تحت درمان با رادیوتراپی واقع شوند ؟
دو دسته از افراد نمی توانند از رادیوتراپی استفاده کنند. گروه اول خانم های باردار هستند که مطلقا" نمی توانند تحت درمان واقع شوند. دسته بعدی افرادی هستند که قبلا" تحت درمان دوره ای با اشعه قرار گرفته اند. در مورد این افراد ، درصورت عود تومور و لزوم استفاده مجدد از اشعه ، از دوز پایین تر اشعه استفاده می شود.

آیا تمام سرطان ها با رادیوتراپی قابل درمان هستند ؟
خیر. درسرطانهایی مثل لوسمی ( نوعی سرطان خون) که سلولهای سرطانی در کل گردش خون وجود دارند نمی توان از اشعه استفاده کرد. اما در تومورهای اندام های مختلف مثل تومور روده یا ریه از رادیوتراپی استفاده زیادی میشود. در واقع 60? از بیماران برای این قسمت از درمان ارزشی قایل نیستند و بیشتر تمایل به شیمی درمانی دارند. چون رادیوتراپی هنوز برای مردم کاملا" شناخته شده نیست.

چرا بیماران ارزش زیادی برای رادیو تراپی قائل نیستند و برای حل این مشکل چه باید کرد ؟
شاید یکی از دلایل این باشد که ما در ایران یک مرکز کامل و مجهز مختص سرطان نداریم . تا تمام مراحل درمان سرطان از قبیل جراحی ، رادیولوژی مخصوص ، شیمی درمانی و رادیوتراپی را پوشش دهد. در ضمن مراکز درمانی ما به نسبت حجم بالای بیماران ، بسیار محدود است و علاوه بر همه این ها میزان اطلاع پزشکان عمومی و حتی برخی متخصصین نسبت به رادیوتراپی بسیار کم است بنابراین بیماران به درمانهای دیگر سوق داده می شوند.
برای آشنایی بیشتر مردم رسانه ها ، خصوصا" صدا و سیما نقش بسیار مهمی دارند تا رادیو تراپی نقش موثر آن برای عموم مردم بیشتر معرفی شود. البته در حال حاضر متاسفانه به دلیل تعداد زیاد مبتلایان به سرطان ، کم کم مردم بیشتر با رادیوتراپی آشنا می شوند.

آیا رادیوتراپی توسط بیمه های دولتی پوشش داده می شود ؟
بیمه های دولتی ، رادیوتراپی درمراکز دولتی را پوشش می دهند. اما چون مراکز دولتی پاسخ گوی تعداد زیاد بیماران نیستند، مراکز خصوصی مطرح میشوند و متاسفانه بیمه ها با مراکز خصوصی به سختی قرار داد می بندند و هزینه ای هم که توسط بیمه پرداخت می شود ناچیز است . شاید بتوان مشکل دیگر رادیوتراپی را هزینه بالای آن عنوان کرد.

در حال حاضر چه پیشرفت هایی در زمینه رادیوتراپی صورت گرفته است ؟
یکی از نقاط عطف علم رادیوتراپی ، اختراع دستگاههای شتاب دهنده است که امروز ه به بازار آمده است و مراکز محدودی هم در تهران و شهرستانها دارای این دستگاه هستند. در دستگاه شتاب دهنده اشعه با انرژی بیشتری به زیر پوست انتقال داده میشود و عوارض پوستی آن بسیار کم است و توموری که در عمق واقع شده است ، انرژی بالایی دریافت کرده و درمان موثرتر است و قسمت های مجاور تومور هم کمتر هدف اشعه واقع می شوند.
پیشرفت دیگری که در زمینه رادیوتراپی مطرح است ایجاد روش های سه بعدی است که توسط سی تی اسکن ابتدا نقشه تومور از جهات مختلف کشیده میشود و زمانی که اشعه داده میشود دقیقا" اشعه به خود تومور اصابت کرده و حتی زمانی که تومور تغییر جهت می دهد ، دستگاه نیز جهت خود را عوض می کند و باز دقیقا" به خود تومور اشعه داده می شود و اندام ها و سلول های اطراف از آسیب در امان می مانند و عوارض جانبی درمان به حداقل می رسد.
به نقل از سایت medisna.ir

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 7:43  توسط poya  | 

فرق کاغذ با مقوا

فرق مقوا و کاغذ

مقوا

نوعی کاغذ ضخيم می باشد که توانايي حفظ شکل بيشتری نسبت به کاغذ عادی دارد. از آن برای بسته بندی، ساختن کاردستی، لوازم مصرفی با عمر کم و همچنين برای درزبندی و بسياری کاربردهای ديگر استفاده می گردد

کاغذ روزنامه و مقوا

با اینکه کاغذ و محصولات کاغذی به سادگی قابل بازیابی هستند اما همچنان بزرگترین بخش هر سطل آشغالی را به خود اختصاص می‌دهند. کاغذ و مقوا حدود 40 درصد جریان زباله هر شهری هستند

خوب چه نوعی کاغذی قابل بازیافت است؟ مقوا، روزنامه و کاغذهای باکیفیت تر ( مثل دفترچه ها، کاغذ کپی، سربرگ‌ها و پاکتها ) همه قابل بازیافت هستند. انواع متفاوت کاغذ مثل کاغذ روزنامه یا کاغذ سفید مرغوب در ستونهای مجزا دسته بندی می‌شوند چون روش فرآیند متفاوتی دارند. مرکز بازیافت تقریبا همه چیزهای کاغذی را که پوشش پلاستیکی نداشته باشند، با جوهر چاپ نشده باشند یا خاکی و آلوده به مواد غذایی نشده باشند، بازیافت می‌کند.

برای بازیافت کاغذ، آن را به قطعات کوچک ریز کرده و با آب مخلوط می‌کنند. بعد آن قدر هم می‌زنند تا خمیر کاغذ به دست می‌آید سپس آن را روی صفحه ای می‌ریزند تا بیشتر آبش بخار شود. در آخر چوب یا الیاف کاغذ باقی می‌ماند و بین غلتک‌ها فشرده و آبگیری می‌شود. این ماده بعد، با خشک کن بخار، خشک می‌شود. محصول به دست آمده کاغذ بازیافتی است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 7:42  توسط poya  | 

زگهواره تا گور دانش بجوی 2

فضيلت علم:
    ما در مورد علم روايات خيلي سنگيني داريم كه براي علم و عالم ارزش هاي فراواني قائل شده اند. حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايند: راس الفضائل العلم. غايه الفضائل العلم . سرآمد فضيلت ها دانش است. نقطه پايان فضليت ها دانش است.
     وبه وسيله دانش انسان در زندگي اش طاعت به دست مي آورد و بعد از مرگش نام نيكو به يادگار مي گذارد.
    امام باقر مي فرمايند: دلي كه درآن چيزي از دانش نباشد مانند خانه ويراني است كه آباد كننده اي ندارد. در حديثي پيامبر اكرم مي فرمايند: اگر روزي بر من بيايد كه در آن روز بر دانش خود چيزي نيفزايم كه به خداي تعالي نزديكم گرداند طلوع خورشيد آن روز بر من مبارك مباد.
    حضرت رسول مي فرمايند: برتري عالم بر عابد مانند برتري ماه شب چهارده است بر ساير ستارگان طلب دانش در روايات از هر محدوديتي جدا شده يعني دين در اين مسير تمام بهانه ها را از دست ما مي گيرد. از نظر مكان مي گويد: اطلبو العلم ولو بالسين . دانش را فرا بگيريد حتي اگر در چين باشد. از نظر فرد ياد گيرنده هم مي فرمايند: تحصيل دانش بر هر مرد و زن مسلماني واجب است. از نظر شرايط مي فرمايند: در جستجوي آموختن دانش برآييد اگر چه با فرو رفتن در ژرفاي درياها وشكافتن دل ها باشد يا از نظر زمان مي فرمايند: اطلبوا العلم من المهد الي اللحد. ز گهواره تا گور دانش بجوي .

 

بعضی وقتها حسرت های زیادی ما را در بر می گیرد،که  منشاء آنها فقدان  است.

می گوییم ای کاش !می توانستم به تحصیلات خود ادامه دهم؟

ای کاش!می توانستم آدم بهتری باشم؟

ای کاش!می توانستم مسلمان بهتری باشم؟

این ای کاش ها به زمان مرگ تمام نمی شود بلکه همچنان تا روز قیامت و پس از برخاستن از گور هم سراغ آدم می آید و کفرپیشگان آرزو می کنند که ای کاش خاک بودند؟

یوم ینظر المرء ما قدمت یداه و یقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا.

حسرت آن دنیا به خاطر از دست دادن موقعیت هایی است که به هر علت ما از دست داده ایم و عمل صالح از ما سرنزده است. وقتی بهشت با تمام ابهتش و نعمت هایی که دارد پیش چشم ما ظاهر می شود و به جای پیامبران و شهیدان و صالحان نگاه می کنیم و خود را در آن گوشه می یابیم حسرت جانکاه ما را می خورد.

اما بین حسرت های این دنیا وان دنیا تفاوتی اساسی وجود دارد و آن این است که اگر در آن دنیا حسرت به سراغمان بیاید دیگر راه بازگشتی وجود ندارد تا جبران کنیم.

دوستی می گفت نمی دانی که با چه سرعتی در حال تمام شدن هستیم.اندکی درنگ کردم و وقتی نگاه کردم دیدم که بله سالی دیگر در حال تمام شدن است.گفتم:دوست من آیا از وضعیت خود راضی هستی؟ گفت:نه! فکر می کنم می توانستم وقت خود را بهتر تنظیم کنم.کتابهای بیشتری بخوانم.کارهای خوب بیشتری انجام دهم.به دوستان بیشتری سر بزنم و اصلا دوستان بیشتری پیدا کنم.می توانستم برای مادرم بهتر باشم.

گفتم:برادرم!دنیا هم همین طور است ،در یک چشم بهم زدنی تمام می شود.راست می گوید خدای سبحان که پایان کار ما بسوی اوست.وپیامبر هشدار دهنده ای بیش نیست.روزی که به صنحه قیامت برسیم آنقدر زود اتفاق می افتد که گمان می کنیم جز یک صبحگاه یا شامگاه در دنیا درنگ نکرده ایم(نازعات/43تا46)

گفت:به نظر تو چکار کنیم که حسرت روزهای گذشته را نخوریم؟

گفتم:عزیز دل من!انی احبک فی الله.من تو را بخاطر خدا دوست می دارم. الحمد لله که همه ما مسلمان هستیم،فکر می کنم ما باید در هر لحظه همان کاری را بکنیم که خدا در آن لحظه از ما خواسته است.در هنگام فرارسیدن وقت نماز،نماز بخوانیم.هنگام کار ،کار،وقت ..

اگر این گونه عمل کنیم کمتر حسرت می خوریم زیرا ما اگر هر توانی داشته باشیم قادر نخواهیم بود خداوند بزرگ را آن چنان که حق بندگی اوست عبادت کنیم.

می توانیم همین الان بلند شویم و صورت ماه مادر،فرزند،همسر،استاد و مربی خود را ببوسیم و سجاده بندگی را همین الان پهن کنیم تا خدا از ما راضی باشد،اگر خدا از ما راضی شد دیگر هرگز حسرت به سراغمان نخواهد آمد.

یکی از دوستانم در وبلاگ خود شعری را آورده بود که نمی دانم از کیست،ای کاش می دانستم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 7:41  توسط poya  | 

زگهواره تا گور دانش بجوی 1

فضيلت علم:
    ما در مورد علم روايات خيلي سنگيني داريم كه براي علم و عالم ارزش هاي فراواني قائل شده اند. حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايند: راس الفضائل العلم. غايه الفضائل العلم . سرآمد فضيلت ها دانش است. نقطه پايان فضليت ها دانش است.
     وبه وسيله دانش انسان در زندگي اش طاعت به دست مي آورد و بعد از مرگش نام نيكو به يادگار مي گذارد.
    امام باقر مي فرمايند: دلي كه درآن چيزي از دانش نباشد مانند خانه ويراني است كه آباد كننده اي ندارد. در حديثي پيامبر اكرم مي فرمايند: اگر روزي بر من بيايد كه در آن روز بر دانش خود چيزي نيفزايم كه به خداي تعالي نزديكم گرداند طلوع خورشيد آن روز بر من مبارك مباد.
    حضرت رسول مي فرمايند: برتري عالم بر عابد مانند برتري ماه شب چهارده است بر ساير ستارگان طلب دانش در روايات از هر محدوديتي جدا شده يعني دين در اين مسير تمام بهانه ها را از دست ما مي گيرد. از نظر مكان مي گويد: اطلبو العلم ولو بالسين . دانش را فرا بگيريد حتي اگر در چين باشد. از نظر فرد ياد گيرنده هم مي فرمايند: تحصيل دانش بر هر مرد و زن مسلماني واجب است. از نظر شرايط مي فرمايند: در جستجوي آموختن دانش برآييد اگر چه با فرو رفتن در ژرفاي درياها وشكافتن دل ها باشد يا از نظر زمان مي فرمايند: اطلبوا العلم من المهد الي اللحد. ز گهواره تا گور دانش بجوي .


    علم مورد توصيه اسلام :
    از اينجا بحث اصلي آغاز مي شود كه آيا علوم جديد كه تحت عنوان علوم غير ديني مطرح مي شوند داخل در علوم وصف شده در روايات هستند يا نه؟ استاد مطهري از منظري به اين مطلب نگاه مي كنند كه دقت كردن در آن زاويه ديد خوبي به انسان مي دهد . ايشان دو يا سه اصل را ذكر مي كنند بعد هم نتيجه اي از اين سه اصل مي گيرندكه نظر استاد در مورد علم مورد توصيه اي اسلام است.
    اصل اول- اصل استقلال و عزت جامعه اسلامي:
    استاد مطهري مي گويند: بايد به چند اصل توجه داشته باشيم. يكي اينكه اسلام چگونه جامعه اي مي خواهد؟ البته واضح است كه اسلام به جامعه اي مي خواهد عزيز و مستقل و متكي به خود. اسلام نمي پسند كه يك ملت مسلمان زيردست و توسري خود يك ملت غير مسلمان باشد.لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا- خداوند نمي پسندد كه كافران بر مسلمانان سيطره و تسلط داشته باشند .
    اصل دوم - علم پايه عزت ها و استقلال ها:
    استاد در ادامه مي گويد: اصل ديگر اينكه در دنيا تحولي به وجود آمده كه همه كارها بر پاشنه علم مي چرخد و چرخ زندگي بر محور علم قرار گرفته است . همه شئون حيات بشر باعلم وابستگي پيدا كرده. به طوري كه هيچ كاري و هيچ شان از شئون حيات بشر را جز با كليد علم نمي توان انجام داد.
    اصل سوم- فريضه علم كليد فرايض ديگر:
    ايشان مي گويند:” اصل ديگر اينكه انجام فرايض و تكاليف فردي و اجتماعي اسلام به فريضه علم بستگي دارد” مثلاجهاد يكي از فرايض اسلام است. اصلابدون داشتن تسليحات پيشرفته به جهاد كردن امكان ندارد. اينكه ما بياييم از فيزيك هسته اي و انرژي اتمي واز تكنولوژي هوا فضا و از همه اينها كناره بگيريم و بخواهيم در همين حال هم مستقل باشيم نمي شود. و حتي آمريكا تهديدمان مي كند نبايد مثل بعضي كشورها باشيم كه بگوييم دست به سينه چاكرت هستيم. اما با ما كاري نداشته باشد. مثل خيلي از كشورهاي اسلامي كه الان در نهايت ذلت به سر مي برند . چرا كه تمام هستي شان وابسته به آمريكاست .
    نتيجه: نتيجه اي كه استاد مطهري از اين سه اصل مي گيرد اين است كه مي گويند: از مجموع اين اصل ها نتيجه مي شود كه وظيفه شرعي و عمومي همه مسلمين اين است كه به سوي علم رو بياورند و تعليمات عمومي را بر فرد فرد واجب بشمارند .
    تقسيم علوم به ديني و غير ديني ،درست يا نادرست:
    در اين باره شبهه اي وجود دارد كه برخي را از رفتن به دنبال فيزيك و شيمي و زيست شناسي وا مي دارد . يكي از آنها تقسيم بندي علوم است به ديني و غير ديني كه در ذهن برخي اين گونه مي آيد كه آن دسته از علومي كه جزء علوم ديني نيست مورد سفارش اسلام هم نيست.
    اصلااين تقسيم بندي علوم به ديني و غيرديني مشكل ساز شده. زماني قبل از قرن پنج و شش كه هنوز تفكر انحصار علم در سه مقوله فقه و كلام واخلاق در ميان مسلمين رواج پيدا نكرده بود چيزي به اسم دانشگاه و حوزه علميه وجود نداشت . در حوزه هاي علميه طب هم خوانده مي شد. بزرگترين كتابي كه در مورد طب نوشته شده بود كتاب قانون ابن سينا است كه تا مدت ها در دانشگاه هاي اروپايي هم تدريس مي شد . علم هيئت ، نجوم، شيمي، رياضي هم در حوزه ها رواج داشت. هنوز هم علمايي هستند كه به اين سبك درس خوانده اند . به هر حال اين تقسيم بندي در ميان مسلمانان شكل گرفت. اما نظر استاد مطهري در مورد علوم ديني و غير ديني چيست؟
    ايشان مي گويند: اصطلاحي شده كه ما بعضي از علوم راعلوم ديني و بعضي از علوم را غير ديني بخوانيم. علوم ديني ، يعني علومي كه مستقيما مربوط به مسائل اعتقادي و اخلاقي يا علمي دين است و يا علومي كه مقدمه ياد گرفتن معارف يا دستورها و احكام دين است از قبيل ادبيات عرب يا منطق. ممكن است بعضي اين طور فكر كنند كه ساير علوم به طور كلي از دين بيگانه اند و هر چه كه در اسلام درباره فضيلت علم و اجر و ثواب تحصيل علم گفته شده منحصر است به آن چه كه اصطلاحا علوم ديني گفته مي شود يا اگر پيغمبر(ص) علم را فريضه خوانده، منحصرا مقصود همين علوم است كه علوم ديني خوانده مي شود. حقيقت اين است كه اين اصطلاحي بيش نيست.
     از يك منظر علوم ديني منحصر است به همان متون اوليه ديني يعني خود قرآن كريم و متن سنت پيغمبر يا اوصياي آن حضرت. در صدر اسلام كه هنوز مردم به خود اسلام آشنا نبودند بر همه واجب و لازم بود كه قبل از هر چيز همين متون اوليه را ياد بگيرند.در آن وقت نه كلام، نه اصول، نه منطق ، نه تاريخ اسلام و نه علم ديگري وجود نداشت. اينكه در حديثي نقل شده كه پيغمبر فرمود : ( انما العلم ثلاثه: آيه محكمه و فريضه عادله و سنه قائمه) كه خلاصه اش اين است: علم منحصر است به ياد گرفتن آيات قرآن و فراگرفتن حديث پيغمبر ناظر به تكليف و وضع آن روز مسلمين است.
     ولي بعدا مسلمين با آن متون اوليه كه به منزله قانون اساسي اسلام است آشنا شدند و به حكم قرآن و حديث پيامبر علم را مطلقا به عنوان يك فريضه مسلم شناختند و تدريجا علومي مدون شد و به وجود آمد. لهذا از نظر ديگر هر علمي كه به حال مسلمين مقيد باشد و گره اي از كار مسلمين باز كند آن علم فريضه ديني و علم ديني است. ما چرا نحو و صرف و لغت عرب را علوم ديني مي دانيم؟ آيا جز اين است كه نفع وفايده اي را در بردارد كه موافق با منظور اسلام است. پس هر علمي كه براي اسلام و مسلمين نافع است و براي آنها لازم است آن را بايد از علوم ديني شمرد واگر كسي خلوص نيت داشته باشد و براي خدمت به مسلمين آن علم را تحصيل كند مشمول اجر و ثواب هايي كه در تحصيل علم گفته شده هست. اما اگر خلوص نيت در كار نباشد تحصيل هيچ علمي ولو ياد گرفتن آيات قرآن باشد اجر و ثوابي ندارد. با توجه به كلام استاد مطهري و رواياتي كه در اين زمينه داريم مي توان گفت: دو نوع علم مورد توصيه اسلام است يكي تفقه در اسلام يعني فهم عميق معارف اسلامي . اين جز لاينفك همان علومي است كه اسلام بدان سفارش كرده . اين مرحله عمومي است مرحله دوم، هر علمي است كه براي عزت و استقلال جامعه اسلامي منفعت داشته باشد. الان مهندسي كامپيوتر و پزشكي مورد نياز جامعه اسلامي است.
    انحصار علم در فقه و اخلاق و عقايد - درست يا نادرست:
    دقت كنيد يكي از بزرگترين شبهاتي كه در حال حاضر مطرح است اين است كه مي گويند: علم در اسلام فقط شامل فقه و عقايد و اخلاق است. وقتي از آنها مي پرسيم دليل چيست؟ مي گويند: روايت پيامبر. استاد هم به اين روايت اشاره اي داشتند.
    اولادر جواب اين عده بايد گفت اين روايت به تنهايي نمي تواند رساننده اين معنا باشد چون همان گونه كه استاد مطهري گفتند: اين حديث ناظر به وضعيت آن زمان مسلمين است.
    ثانيا استاد در كتاب بيست گفتار مي گويند:” منطق قرآن درباره علم نيز به شكلي است كه قابل تخصيص و اختصاص نمي باشد. قرآن صريحا مسائلي را به عنوان موضوع مطالعه و تفكر پيشنهاد مي كند كه نتيجه مطالعه آنها همين علوم طبيعي و رياضي و زيست شناسي است.
    ثالثا در روايات ديگري تقسيم بندي هاي ديگري درباره انواع علم داريم كه علم را سه تا نمي دانند مثلارسول اكرم (ص) مي فرمايند: العلم اكثر من ان تحصي. علم بيش از آن است كه در شمارش آيد. اين اختلاف در روايات نشان مي دهد كه حضرت رسول (ص) در آن روايت نمي خواهند علوم را منحصر كنند به آن سه تا والاچرا اختلاف وجود دارد؟ براي فهم اين روايات بايد به مقام بيان آن رجوع كرد و ديد كه مخاطب پيامبر كيست و در چه زماني گفته شده همان كاري كه استاد مطهري انجام دادند. از همه اينها كه بگذريم بايد از اين افراد پرسيد كه آيا علومي كه شما به آن پايبنديد وعلوم اسلامي را هم منحصر در آنها مي دانيد براي خواندن است يا عمل كردن؟ ما فقه مي خوانيم اخلاق مي خوانيم براي اين كه خوانده باشيم يا براي اين است كه عمل كنيم؟ اگر براي عمل است كه همين گونه هم هست مگر يكي از همين معارضي كه شما در كلام خدا و اهل بيت مي خوانيد وجوب دفاع از جامعه اسلامي نيست؟ در حال حاضر بدون داشتن تسليحات نظامي چگونه مي توان از مملكت دفاع كرد؟ آيا لازم داشتن اين تسليحات تسلط بر علوم و فنون آنها نيست؟ مگر يكي از همين معارض كه مي خوانيم حفظ عزت و استقلال جامعه اسلامي نيست؟ آيا بدون خودكفايي در بسياري از علومي كه شما براي آنها دو شاهي هم ارزش قائل نيستند مي توان به اين عزت و استقلال رسيد؟
    با توجه به اينكه گفته مي شود در هنگام مرگ انسان تمام علوم به غير از علوم معاد و خداشناسي را فراموش مي كند. آيا عاقلانه نيست كه انسان فقط دنبال اين علم باشد؟
    در پاسخ بايد گفت: اين مطلب در مورد علمي است كه مطبوع نشده باشد.در روايت هست كه حضرت علي(ع) فرمودند: دانش بر دو گونه است : سرشتين و شنيدني و تا دانش سرشتين نشده باشد(در جان انسان ننشسته باشد) شنيدن آن فايده ندارد.
    اگر بپرسند كه در آن دنيا چه استفاده اي دارد اين سوال ديگري است. مثلايك فيزيكدان از فيزيك خود در آن دنيا چه استفاده مي كند؟ آنجا كه نيازي به فيزيك ندارد . بله اما اگر همين فيزيكدان توانسته باشد از راه علم خود به جامعه اسلامي خدمت كند اين خدمت در آن دنيا منفعت دارد يا نه؟ ما خيلي از كارها را كه انجام مي دهيم در آن دنيا خودشان نيستند بلكه ظهورش آنجاست . يعني نتيجه ساختن بيمارستان اگر براي رضاي خدا باشد آنجاست كه به صورت نعمت هاي بهشتي و رضوان الهي ظهور پيدا مي كند . علوم نيز همين طورند.
    
     حجت الاسلام والمسلمين عباسي كارشناس مسائل فرهنگي
    

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 7:40  توسط poya  | 

زگهواره تا گور دانش بجوی

 

ز گــــــــهواره تــــــــــا گـــــــــــور دانــــــــش بجــــــــــــــــــوی

اساس و بنیان مدیریت رفتار موثر، داشتن روابط مثبت با دانش آموزان است. ارتباط مثبت پیوند محکمی بین شما و دانش آموزانتان بر قرار می کندبدون این پیوند ، توان شما برای تحت تاثیر قرار دادن و هدایت کردن آنها ضعیف خواهد بود .
با رعایت نکات زیر می توانید روابط تان را با دانش آموزان تقویت کنید:
وقتی دانش آموزان وارد کلاس می شوند با آنها احوالپرسی کنید.
برای تک تک آنها اهمیت قائل باشید و به تک تک آنها توجه کنید.
به نظر هایشان با دقت گوش بدهید.
به آنها مسئولیت بدهید.
حتی موقعی که دارید رفتار نامناسبشان را تصحیح می کنید به شأن و شخصیت آنها احترام بگذارید.
و دست آخر اینکه: «همانقدر که فکر میکنید سزاوارید دانش آموزان به شما احترام بگذارند به آنها احترام بگذارید»..
«موفقیت شما در شغل معلمی آنقدر که به روابط مثبت ، مهربانانه و اعتماد آمیز با دانش آموزان وابسته است به هیچ مهارت ، ایده ،ابزار یا دستور العملی بستگی ندارد». ( پروفسور اریک جنسن)

 

معلمان کارآمد:
معلمانی که می توانند به خوبی بر رفتار دانش آموزان مدیریت کنند همگی این خصوصیات را دارند:
• از مهارتها و ابزارهای گسترده ای استفاده می کنند.
• افکار واقع گرانه دارند . www.zibaweb.com
• بر احساسات خود مسلطند .احساسات متعادل داشتن به معنی بی تفاوت بودن نیست. شور و شوق داشتن وبا انرژی و علاقه کار کردن از ضروریات معلمی است. اما نباید در ابراز آنها زیاده روی کنید.

زیاده روی در هر احساسی روی توانایی فرد در داشتن تفکر منطقی و معقول اثر می گذارد
تنبیه:
مهمترین نکته ای که باید یاد آور شد این است که تنبیه موجب تغییر رفتار نمی شود.
• تنبیه موثر شما فقط مدت زمان محدودی وقوع رفتار نامناسب را به تعویق میاندازد.
• شدت تنبیه نیست که انجام رفتار نامناسب را محدود می کند بلکه قطعیت آن است. یعنی دانش آموز مطمئن باشد که شما قطعا او را تنبیه می کنید.
• تنبیهات کلاسی در صورتی موثر خواهند بود که از ضعیف به شدید استفاده شوند. مثال
1. اخطار دادن به دانش آموز
2. تغییر دادن جای او
3. نگه داشتن او پس از پایان کلاس به مدت 5 دقیقه
4. اطلاع دادن به والدین
5. اخراج از کلاس
6. و دست آخر اینکه:«موقع تنبیه باید همیشه طوری عمل کنیدکه دانش آموز متوجه شود این کار شما در واقع انتخابی است که خود او کرده و نتیجه منطقی عمل خودش بوده است.))
پاداش:
مهمترین نکته ای که باید یادآور شد این است که پاداش موجب تغییر رفتار می شود.
• موثرترین شکل پاداش استفاده از بازخوردهای عاطفی مثبت است مثل لبخند زدن ، تشکر کردن ، آرزوی موفقیت کردن
• وقتی جایزه می دهید هرگز نباید آن را پس بگیرید اگر پس از دریافت جایزه رفتار نادرستی از دانش آموز سر زد باید از تنبیه مناسب آن رفتار استفاده کنید.
• پاداش باید عادلانه باشد.
جای دانش آموزان در کلاس:
• همیشه برنامه مشخصی برای تعیین کردن جای دانش آموزان در کلاس داشته باشید.
• وقتی دانش آموزان قبول کنند که طبق برنامه شما سر کلاس بنشینند درواقع پذیرفته اند که دستور کار کلاس را شما تعیین می کنید.
• دانش آموزان مشکل ساز را در همه کلاس پخش نکنید .
• اگر بخواهید دانش آموزان را به صورت گروهی دور هم بنشانید باید برای انها حد و مرز تعیین کنید و اجازه ندهید پا را فراتر از سطح معینی از رفتار اجتماعی بگذارند.
• هر چند وقت یک بار برنامه نشستن آنها را تغییر دهید.
• دقت کنید دانش آموزانی که قدرت تمرکز کمتری دارند نزدیک شما بنشینند و از جاهایی که موجب حواس پرتی آنها می شود مثل پنجره ها دور باشند.
جای معلم در کلاس:
جای شما در کلاس می تواند تاثیر زیادی در کارآیی شما داشته باشد.
• هنگام تدریس تمام مدت جلو کلاس نباشید. اگر مدام جلو کلاس بایستید سایر نقاط کلاس به منطقه تحت کنترل دانش آموزان تبدیل می شود.
• در تمام کلاس حرکت کنید تا نظارت خود را بر تمام قسمتهای کلاس اعمال کنید.
• وقتی در جلو کلاس قرار می گیرید در یکی از گوشه های کلاس بایستید.
• وقتی می خواهید رفتار دانش آموزی را اصلاح کنید برای صحبت ابتدا به او نزدیک شوید هرگز سعی نکنید از دور این کار را بکنید.
• و دست آخر اینکه: «هرگز به حریم فردی دانش آموزان تجاوز نکنید اگر بیش از حد به آنها نزدیک شوید احتمال اینکه گفتگویی آرام در باره یک نکته انضباطی به برخوردی خشن و شدید تبدیل شود به طور چشمگیری افزایش پیدا می کند».
شروع و پایان خوبی داشته باشید:

نحوه شروع و تمام کردن درس بخش مهمی از مدیریت موثر رفتار را تشکیل می دهد زیرا با این کار جو و فضای درس همان روز و روز بعد رااز قبل مشحص می کنید.
• وقتی وارد کلاس می شوید با لبخند به دانش آموزان سلام کنید فعالیتهای آن روز کلاستان را از قبل لیست کنید تا در زمانهای مناسب دانش آموزان بتوانند آن را انجام دهند. با این کار یک فضای مثبت اجتماعی و کاری ایجاد می کنید.
• در آخر درس چنانچه کلاس مطلوبی داشته اید به دانش آموزان بگویید از هم صحبتی و درس دادن به آنها لذت برده اید به فعالیتهای موفقیت آمیز آن روز تاکید کنید و به مواردی که پیشرفت خوبی نداشته اند نپردازید
• و دست آخر اینکه:«وقتی دانش آموزان از کلاس بیرون می روند به هر کدام جمله مثبتی بگویید حتی یک لبخند ، و خدا حافظ هم بی تاثیر نیست».
فضایی از رفتار خوب و پسندیده ایجاد کنید:
• رفتار مودبانه هزینه ای ندارد اما مانند چسب اجتماعی خوبی است که روز به روز افراد بیشتری را به هم پیوند می دهد .
• با رفتار خودتان همان رفتار اجتماعی مناسبی را که از دانش آموزان توقع دارید به نمایش بگذارید .
• با ملایمت رفتار دانش آموزانی که ادب را فراموش می کنند تصحیح کنید .
• و دست آخر اینکه : «اگر مجبورید صحبتتان را با دانش آموزی قطع کنید تا رفتار نامناسب دانش آموز دیگری را تصحیح کنید حتما از او عذر خواهی کنید».
سرمایه گذاری کنید تا سود ببرید:
یکی از اصول اولیه روابط انسانی می گوید :همان چیزی را که می خواهید بگیرید بهتر است اول آن را بدهید.
• اگر به آنها احترام بگذارید به احتمال زیاد به شما احترام خواهند گذاشت.
• اگر تصمیم بگیرید با رفتاری آرام و منطقی نسبت به رفتار آنها عکس العمل نشان بدهید احتمال اینکه با آانها رو در رو بشوید ضعیف است.
• اگر بپذیریم که دانش آموزان انسان هستند ونه (ماشینهای یادگیری) احتمال اینکه روابط کاری بهتری با آنها برقرار کنید بیشتر می شود.
• اگر رویکردی قاطع و در عین حال عادلانه در مورد انضباط داشته باشید احتمال اینکه دانش آموزان مطابق انتظارات شما رفتار کنند بسیار بیشتر می شود.
• و دست آخر اینکه : اگر وقتی حضور و غیاب میکنید با لبخند و یک صبح بخیر دوستانه ورود دانش آموزان را به کلاس خوش آمد بگویید احتمال اینکه به جای غرغر های معمول پاسخ دوستانه ای بشنوید بسیار بیشتر می شود.
اصول مدیریت رفتار با دانش آموز
1. برای بروز رفتارهای خوب برنامه ریزی کنید
برنامه ریزی برای ایجاد زمینه هایی که دانش آموزان بتوانند رفتارهای خوب از خود نشان بدهند دو عامل مهم پیشگیری و کاهش رفتار نامناسب را در حالت تعادل نگه می دارد.

به جای اینکه روی اشتباه دانش آموز تمرکز کنید اورا به سوی انتخاب رفتار مطلوب هدایت کنید.

2. رفتار و رفتار کننده را از هم جدا کنید
هنگام روبرو شدن با رفتار نامناسب همیشه باید این نکته را برای دانش آموز روشن کنید که انتقاد شما متوجه خود رفتار است و نه کسی که رفتار از او سر زده است.به یاد داشته باشیم اشتباهی که دانش آموز می کند با شخصیت او یکی نیست و اگر به او بر چسب
دانش آموز بد بزنیم اغلب باعث میشود که او از خودش تصویر ذهنی ضعیفی بسازد
3. از زبان انتخاب استفاده کنید .
بر اساس اصولی عادلانه به دانش آموزان اجازه بدهید از بین رفتارهایشان انتخاب کنند.به آنها کمک کنید تا انتخاب مناسبی داشته باشند
بگذارید آنها نتیجه رفتاری را که انتخاب کرده اند ببینند(پاداش ویا تنبیه )
.استفاده از جمله هایی که به دانش آموزان کمک کند تا بین رفتارهایشان انتخاب کنند ممکن است در ابتدا به نظرتان عجیب و نامناسب برسد اما باید مدام آنها را به کار ببرید تا در اثر تکرار این عبارت ها جزیی از گفتارتان شود و به طور طبیعی آنها را به کار ببرید.
به تفاوت چشمگیر بین این دو جمله توجه کنید:
رضا اگه بخوای همین طور حرف بزنی باید بری تنها گوشه کلاس بشینی.
رضا اگه تصمیم بگیری وقتی که من درس می دهم همین طور حرف بزنی یعنی تصمیم گرفته ای بروی تنها گوشه کلاس بشینی حالا از تو می خواهم درست تصمیم بگیری. متشکرم.
معنی جمله اول این است :اگه کاری را که من می گویم نکنی مجبورت می کنم .این جمله یک تهدید مستقیم است. اما معنی جمله دوم این است که خودت مسئول اعمالت هستی و از تو می خواهم رفتار درست را انتخاب کنی
4. فضایی سرشار از اعتماد و حمایت ایجاد کنید.
اعتماد پایه واساس کلیه روابطی است که در آن حمایت متقابل وجود دارد. www.zibaweb.com

برای رسیدن به این هدف از شیوه های بسیاری می توانید استفاده کنید مثلا:
• در موردمیزان صمیمیت با آنها حد و مرز های روشنی را مشخص کنید و همیشه به آنها پایبند باشید.
• در نحوه بر خورد و میزان انتظارات خود از دانش آموزان ثبات قدم داشته باشید.
• به تعهدات خودتان نسبت به آنها عمل کنید از تک تک آنها در کلاس حمایت کنید در یادگیری به آنها کمک کنیدو.....
• به تک تک آنها توجه کنید.
5 . الگوی همان رفتاری باشید که از دانش آموز انتظار دارید
دانش آموزان در حال کسب آن مجموعه از مهارت های اجتماعی هستند که به کمک آنها بتوانند انتخابهای رفتاری درستی داشته باشند به همین خاطر نیاز دارند که از رفتار شما الگو بگیرند. نیازی نیست که شما یک الگوی عالی رفتاری باشید و هیچ اشتباهی نکنید. .یک انسان معمولی که خطا می کند و به خاطر آنها عذر خواهی می کند الگوی بسیار خوبی است.
6 .مسائل مهم را پی گیری کنید
مشخص کردن مسائل مهم باعث می شود تا از تیز بینی بیمارگونه دور باشید ونخواهید اشتباهات دانش آموزان را زیر ذره بین بگذارید وبا آنها برخورد کنید زیرا در این صورت به سرعت خسته می شوید و فضایی بسیار پر تنش را در کلاس درس حاکم می کنید
7. دوباره ارتباط برقرار کنید و رابطه را تصحیح کنید
فقط در صورتی می توانید روی رفتار دانش آموزان تاثیر مثبت بگذارید که با آنها ارتباط داشته باشید. وقتی به دلیل انتخاب نامناسب رفتار دانش آموز ضروری است او را تنبیه کنید نوعی احساس تنفر از شما در او به وجود می آید و رابطه شما را دچار تنش میکند. باید مراقب باشید تا در اولین فرصت ممکن بعد از تصحیح رفتار دانش آموز دوباره با او رابطه مثبت بر قرار کنید .
به یاد داشته باشید که : «با این کار مستقیما رفتار خوب را به دانش آموز نشان میدهید».
برنامه انضباطی ده مرحله ای
مرحله اول:وقتی دانش آموزان کار خوبی می کنند آنها را تشویق کنید.
مرحله دوم :از الگو سازی مثبت استفاده کنید.
مرحله سوم :از روش نزدیک شدن به دانش اموز استفاده کنید مثلا:متوجه می شوید یکی از دانش آموزان به کلاس بی توجه است بنابراین در کلاس قدم می زنید و به تدریج به او نزدیک می شوید و در حالی که به سراغ او می روید از دانش آموزانی
مشغول کار کلاسی هستند تعریف میکنید . این کار شما باعث میشود آن دانش آموز به کار کلاسی برگردد.به محض اینکه این کار را کرد به او توجه کرده و از او تعریف کنید.
مرحله چهارم : برای تصحیح رفتار دانش آموزان از آنها سوال کنید.
مرحله پنجم : توصیه های خود را به صورت خصوصی بگویید.
مرحله ششم : اول گفته دانش آموز را تایید کنید بعد اورا به مسیر درست هدایت کنید .
مرحله هفتم : به روشنی قوانین کلاس را به دانش آموزان یاد آوری کنید. در یادآوری این قوانین از عبارت قوانین ما استفاده کنید.
مرحله هشتم : انتخاب روشنی پیش پای دانش آموز بگذارید.
مرحله نهم : طبق توافق نسبت به رفتار نا شایست دانش آموز واکنش نشان بدهید .
مرحله دهم : از شیوه های اخراج از کلاس استفاده کنید.

ملاحظات مربوط به اخراج دانش آموز از کلاس
• مسلما اخراج از کلاس جدی ترین عملی است که بر اساس شرایط کلاس انجام می دهید باید این کار را با احتیاط انجام داد در غیر این صورت تاثیر چندانی نخواهد داشت. تنها موقعیتی که از شیوه های دیگر استفاده نمی شود و مستقیما شیوه اخراج اجرا می شود وقتی است که رفتار یک دانش آموز سلامت همکلاسی هایش را به خطر می اندازد در چنین موردی استفاده از این روش هرگز نشانه ضعف شما نیست بلکه جزئی از برنامه انضباطی شما می باشد.و باید همیشه نکاتی را در این مورد در نظر گرفت.بهترین کار این است که از طریق بحث و گفتگو با تمام معلمان و مسئولین مدرسه به پرسشهای زیر پاسخ داد و روشهای مورد توافق را به کار گرفت.
• چه نوع رفتارهایی اخراج دانش آموز را از کلاس ضروری می کند .آنها را لیست کنید؟
• به هنگام اخراج از چه نوع جمله های باید استفاده کرد؟
• چطور باید دانش آموز را از کلاس بیرون کرد؟
• و دست آخر اینکه : «اگر دانش آموز از کلاس بیرون نرفت چه باید کرد و از چه کسی میتوان کمک گرفت»؟
• دانش آموز پس از اخراج باید کجا برود؟
• نقش کسی که او را پس از اخراج تحویل می گیرد چیست؟
• چه نکاتی باید در پرونده دانش آموز درج شود؟
• به چه کسی باید اخراج دانش آموز را اطلاع داد؟
• و دست آخر اینکه :« اگر مجبور شوید دانش آموزی را مرتب از کلاس بیرون کنید چه باید کرد»؟
اخراج از کلاس اولین پیامد بد رفتاری دانش آموز است. بنابر این نقش معلم پس از اخراج دانش آموز به عنوان کسی که مجری این کار بوده است بسیار حیاتی است.پس از اخراج باید در اولین فرصت با دانش آموز حرف بزنید و
• در مورد اینکه اگر این رفتار بار دیگر تکرار شد چه تصمیم بهتری می شود گرفت با هم صحبت کنید.
• به او نشان بدهید که از او هیچ دلخوری ندارید و جلسه بعد همه چیز مثل روز اول خواهد بود.
• برای جبران کلاسی که از دست داده بر نامه ریزی کنید .
• هر رفتار بهتری که او می تواند در چنین مواقعی داشته باشد به او یاد بدهید .
• ارتباط عادی را با او از سر بگیرید و اگر دلخوری یا ناراحتی پیش آمده آن را رفع کنید .
این نکته نیز بسیار مهم است که اخراج دانش آموز را به والدین او ناظم و مدیر مدرسه هم اطلاع دهید .
مجهز کردن جعبه ابزارمدیریت رفتار دانش آموزان مانند جعبه ابزار است به این معنا که همیشه به یاد داشته باشید برای اداره کلاس در هر موردی همیشه یک راه حل یا یک شیوه ثابت وجود ندارد.این جمله را با خودتان تکرار کنید :وقتی یک روش جواب نمی دهد آن را کنار بگذار و از روش دیگری استفاده کن مثل استفاده از جعبه ابزار.معلمان کارآمد قبل از دست بردن در جعبه ابزارشان ابتدا ویژگی ها و شرایط کلاس را می سنجند و بر اساس آن مناسبترین مهارت یا شیوه عمل را انتخاب می کنند .که به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
• به هنگام توصیه به دانش آموزان به جای (لطفا) در اول جمله از واژه (ممنونم )در پایان جمله استفاده کنید.مثال:
رضا (مکث )خودکارت را روی میز بذار وبه من نگاه کن .ممنونم..
وقتی در آخر جمله از واژه (متشکرم ) استفاده می کنید در واقع می گویید ( آنقدر مطمئنم در خواستم را انجام می دهی که از قبل ،از تو تشکر می کنم.)
• پس از اینکه دستور شفاهی قاطع خود را که با (ممنونم ) تمام شده صادر کردید لازم است دیگر گفتگوی انضباطی را ادامه ندهید و در عوض کارهای زیر را انجام دهید : دیگر به دانش آموز نگاه نکنید ، از او دور شوید وبه سایر دانش آموزان بپر دازید، به سراغ دانش آموزانی بروید که کارشان را خوب انجام می دهند و وقت تان را صرف آنها کنید.
• این روش شما که جزء ابزارهای جعبه ابزار مدیریت شماست به معنی نادیده گرفتن رفتار نامناسب نیست بلکه به این معنی است که تصمیم می گیرید:
1- کدام رفتارهای دانش آاموزان را می شود نادیده گرفت و برای چه مدت ؟
2- در چه مواقعی باید آنها را نادیده گرفت؟ (اغلب وقتی همه کلاس متوجه این موضوع می شوند مناسب است.)
• گاهی اوقات وقتی مدام از دانش آموزان بدرفتاری می بینیم وسوسه می شویم عصبانیت و سر خوردگی خود را با سخنرانی کردن خالی کنیم اما باید جلوی این نوع وسوسه ها را بگیریم و خیلی مختصر و مفید حرفمان را بزنیم زیرا دستورهای کوتاه وصریح باعث می شود که دانش آموزان روی موضوع اصلی تمرکز کنند و مشکل را به راحتی تشخیص دهند و بتوانند مشکل را حل کنند. www.zibaweb.com
• با بد رفتاری دانش آموزان مانند اشتباهی که به راحتی قابل اصلاح است برخورد کنید .راه موثر و مسالمت آمیزی که برای این کار وجود دارد این است که به آنها توضیحی کوتاه در باره مشکل بدهید بدون اینکه کسی را مقصر بدانید و سر زنش کنید.
• در صحبت با دانش آموزان به جای فعلهای منفی از فعل های مثبت استفاده کنید.همیشه به جای اینکه به دانش آموز بگویید چه کاری را نکند به او بگویید چه کاری را بکند. (مثال ) احتمال موثر بودن جمله ( رضا از تو می خواهم بگیری بشینی. متشکرم. )به مراتب بیشتر از جمله ( رضا لطفا توی کلاس راه نرو..)
• از دادن اخطارهای مکرر خودداری کنید زیرا با این کار دانش آموزان را تشویق می کنید که پا را از حد خود فراتر بگذارند. مسلما این نوع اخطارها کار ساز نیست: (رضا ! این سومین اخطار نهاییه که دارم به تو می دهم! )
• اگر خطر اینکه دانش آموز با رفتار نامناسبش به خودش یا دیگران صدمه ای وارد کند وجود ندارد اصراری به دنبال کردن فوری توصیه تان نداشته باشید. اگر به دانش آموز فرصت کوتاهی برای این کار بدهید احتمال اینکه بین شما واو بر خوردی پیش بیاید را کاهش می دهید و در عین حال به او اجازه می دهید که در حضور هم کلاسیهایش وجهه خود را حفظ کند.
• وقتی دانش آموزی می گوید :مگه زوره ! یا ( نمی تونی به من زور بگی ! ) بسیاری از معلمان احساس ناتوانی می کنند و تسلیم ندای درونشان می شوند که می گوید : من نمی تونم؟ حالا نشونت می دهم . مسلما پاسخ دادن به این ندای درونی هیچ سودی ندارد و فقط باعث درگیری و برخورد بین معلم و دانش آموز لجوج می شود .واقعیت این است که شما نمی توانید دانش آموزان را وادار به انجام کاری کنید. اما از این واقعیت می توانیم به نفع خودمان استفاده کنیم . به این ترتیب که :«ابتدا گفته آنها را تایید کنیم و بعد بگوییم که انتظار داریم رفتار درستی را که ما توصیه می کنیم انتخاب کنند».
• بعضی دانش آموزان خیلی زود می فهمند که می توان با رفتارهای نامناسب توجه کامل شما را به خودشان جلب کنند. برخی دیگر اگر پس از صحبت در باره رفتار نامناسبشان همچنان آنها را زیر ذره بین بگذارید احساس می کنند مورد تهدید قرار گرفته اند. در هر صورت موثر ترین شیوه این است که توجه تان را هر چه سریع تر از رفتار نامطلوب دانش آموز به چیز دیگری معطوف کنید.
• برای اینکه دانش آموز بتواند رفتارش را متوقف کند و در باره رفتار دیگری فکر و سپس عمل کند به زمان نیاز دارد . اگر برای انجام این فرایند به او فرصت لازم را بدهید احتمال اینکه به توصیه تان عمل کند و رفتار مطلوب را انتخاب کند افزایش
می دهید.www.zibaweb.com
• یکی از عوامل موثر در مدیریت رفتار استفاده از سوالاتی است که بتواند توجه دانش آموز را جلب کند. این پرسشها باعث
می شود که دانش آموز بدون آنکه احساس گناه کند مسئو لیت رفتارش را به عهده بگیرد. به ندرت پیش می آید که دانش آموز به (( چرا ))های شما جواب های با ارزشی بدهند. بهتر است توجه دانش آموزان را با ((چه))پرسیدن به درس برگردانید. مثال: معلم : رضا !می بینم از سر جات بلند شدی . داری چه کار می کنی؟ رضا : هیچی. معلم : الان باید چه کار کنی ؟ رضا: نمی دونم . معلم : باید تمرین شماره دو کتاب را حل کنی تصمیم بگیر ، این تمرین را حل کنی . ممنونم.
خلاصه مطلب
v داشتن رفتار مناسب را مهمترین وظیفه خود بدانید و آن را در راس امور قرار دهید .
 برای دانش آموزان فعالیتهای روز مره روشن تعیین کنید و از این عمل برای مدیریتv بهتر کلاس درس استفاده  کنید.
 به دانش آموزان به طور فعال مسئو لیت هایشان را آموزش دهید.v
 حتی وقتی رفتار دانش آموزی مناسب نیست رفتارتان طوری باشد که حقوق اساسی خودتان وv او را حفظ کنید.
 به دانش آموز مرتبا باز خورد رفتار مناسبش را بدهید. برای این کار رفتار او را باv استفاده از واژه های مثبت توصیف کنید.
 به دانش آموزان یاد بدهید که به دستورها و توصیه هایتان توجه کنند.v
 آگاهانه از حرکات و اشاره هایی استفاده کنید که اقتدار و اعتماد به نفس شما راv نشان می دهد.
 از روشهای مسالمت آمیز استفاده کنید.v
 انتخاب های رفتاری روشنی در اختیار آنها قرار دهید تا برای تسلط روی رفتارشانv تشویق شوند.
 از تمر کز بیش از حد روی رفتارهای نامناسبی که از دانش آموزان سر می زند خود داریv کنید.
 از عزت نفس دانش آموزان حمایت و محافظت کنید.v
 رفتار نامناسب را از رفتار کننده جدا کنید .v
 به دانش آموزان فرصت بدهید تا بر رفتارشان مسلط شوند و بتوانند به توصیه های شماv پاسخ مناسب بدهند.
 با قاطعیت موضوعات مهم را پیگیری کنید ولی نه با بی رحمی .v
 مدام روابط کاری تان را با دانش آموزان هر چه بیشتر مستحکم کنید.v
موقع عصبانیت قضاوت نکنید . قبل از آرام کردن دیگران خودتان را آرام کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 7:39  توسط poya  | 

هنری فورد

هنري فورد

هنري فورد اغلب به اشتباه مخترع اتومبيل ناميده مي‌شود. (اين نام متعلق به كارل بنز آلماني است). هنري فورد يك فرد خلاق بود كه صنعت اتومبيل را منقلب كرد. فورد در سي‌ام جولاي سال 1863 در Deadborn ميشيگان متولد شد. در كودكي در مزرعه خانوادگي كار مي‌كرد.در اوقات فراغتش در تعميرگاه ماشين‌هاي مزرعه تجربه مي‌اندوخت.. در سن 17 سالگي، فورد مزرعه خانوادگي را ترك كرد و به Detroit نقل مكان ‌كرد. جايي كه در آنجا كارش را در تعميرگاههاي ماشين به ويژه موتورهاي بخارادامه داد. در 1882 هنري فورد يك ماشين كار حرفه‌اي بود و توسط شركت Westinghouse استخدام شده بود تا ماشين‌هاي بخار را راه‌اندازي و تعمير كند.

در 1891 فورد يك موتور كوچك گازوئيلي طراحي كرد. توماس اديسون سپس يك شغل به هنري فورد پيشنهاد كرد و فورد مهندس ارشد شركت روشنايي بخش اديسون شد. سه سال بعد، فورديك ماشين گازوئيلي ساخت كه به نام كالسكه بدون اسب شناخته مي‌شود. او شغلش با اديسون را رها كرد تا علائقش در زمينه ماشينها را دنبال كند. بيشتر از 5 سال بعد، هنري فورد به توسعه طراحي ماشينها شامل مدل A و مدل T ادامه داد. او سرعت و كارآيي سوخت ماشينها را افزايش داد. كارآيي براي فرد يك جنبه تجارتي داشت. او خط توليد و اسمبلي را توسعه داد تا توليد ماشينها را سريعتر و اقتصادي‌تر كند. در طي جنگ‌هاي جهاني اول و دوم، ماشين فورد در جنگ براي ساختن تجهيزات استفاده مي‌شد. در طي آخرين دورة زندگي هنري فورد، او به عنوان رئيس بنگاه فورد، كه يك مؤسسه خيريه بود خدمت مي‌كرد. هنري فورد در هفتم آوريل 1947 درگذشت.

 

 

 

 

 

 

 

داستان پرفراز و نشیب "فورد"

داستان زندگی هنری فورد (موسس کارخانه فورد) داستان یک مدیر اعجوبه یا موفقیت یک شبه نیست. هنری در یک مزرعه بزرگ شد و می توانست به راحتی کشاورز باقی بماند اما چیزی قوی تر تخیلات فورد را به پرواز در می آورد؛ مکانیک، ماشین آلات، درک آنکه هر چیز چگونه کار می کند و چه پتانسیل هایی برای بهبود آن وجود دارد. در جوانی اجزای هر چیزی را که به دستش می رسید، از هم باز می کرد و به سرعت در بین همسایگان به تعمیر ساعت معروف شد.

وی در سال 1896، Quadncycle را اختراع کرد که اولین گاری بدون اسب بود. البته این اختراع از خودروهای امروزی و حتی از خودرویی که سال ها بعد خود وی آن را ساخت، بسیار فاصله داشت؛ اما به هر حال نقطه آغازی برای فورد بود. تا قبل از ساخت Quadncycle، تمام سر هم بندی های فورد جنبه تجربی و تئوریک داشتف مثل موتور گازی که وی در سال 1980 روی میز آشپزخانه ساخت و هیچ برقی یا قدرتی ایجاد نمی کرد. اختراع Quadncycle توانایی فورد را در حرفه خود نشان داد.

رویایی که تبدیل به یک حرفه و تجارت شد

کارخانه موتورسازی فورد در سال 1903 وارد دنیای تجارت شد. هنگامی که هنری فورد و 11 شریک وی اساسنامه شرکت را امضا کردند با سرمایه ای به مبلغ 28 هزار دلار کارخانه ای که بعدها به یکی از بزرگترین کارخانه های دنیا تبدیل شد، دیده به جهان گشود. مانند همه سرمایه گذاری های بزرگ، آغاز به کار کارخانخ فورد نیز با فراز و نشیب هایی همراه بود. چند ماه بعد، اولین موتور فورد، مدل A، در دترویت فروخته شد. اولین ثبت ارسال محموله مربوط به تاریخ 20 جولای 1903 (تقریباً یک ماه پس از راه اندازی کارخانه) و برای یک پزشک اهل دترویت بود. با اولین فروش کارخانه، بارقه های امید در دل کارخانه جوان فورد زده شد.
در آن زمان، کارخانه فورد جز 15 کارخانه خودروسازی در میشیگان و 88 خودروساز آمریکا محسوب می شد. اما بعد از چند ماه و سوددهی کارخانه، مشخص شد که دیدگاه های هنری فورد در صنعت خودروسازی کاربردی است و جواب خواهد داد و چه خوب هم جواب داد.

[در پنج سال اول پس از راه اندازی کارخانه موتورسازی فورد، هنری ابتدا به عنوان مدیر ارشد و سپس به عنوان رییس کارخانه، بازاری را توسعه داد که نطفه آن در کارگاه واگن سازی وی بسته شده بود. اصرار فورد بر تولید انبوه خودروهای برتر در کارخانه، باعث بروز اختلافاتی بین و سرمایه گذاران شرکت شد. بعد از مدتی فورد سهان خود را 5/58 درصد افزایش داد و در سال 1906 جایگزین اولین رییس کارخانه، جان اس گری بانکدار اهل دترویت، شد.

شايد تصور كنيد كه اين روز ها اروپا يا آمريكا بيشترين تعداد خودروها را در جهان توليد مي كنند اما اين گونه نيست بلكه قاره آسيا با توليد نزديك به 22 ميليون دستگاه خودرو در سال گذشته ميلادي ، پيشتاز ساير قاره هاي جهان بوده است .

وجود كشور هايي مانند ژاين با توليد 5/10 ميليون دستگاه خودرو در سال ، چين با بيش از 5 ميليون دستگاه  در سال در سال ، كره جنوبي با 5/3 ، هندوستان با 5/1، تايلند با 930 هزار و ايران با 720 هزار دستگاه در قاره آسيا سبب شده اند تا اين قاره در سال 2004 به بزگترين توليد كننده خودرو در جهان تبديل شود

پس از قاره آسيا رتبه بعدي به اروپا تعلق دارد كه در اين سال نزديك به 21 ميليون دستگاه خودرو توليد كرده است در اين قاره ، آلمان با توليد 6/5 ميليون دستگاه ، فرانسه با 6/3 ميليون دستگاه ،  اسپانيا با 3 ميليون دستگاه ، انگلستان با 8/1 و ايتاليا و روسيه با 3/1 ميليون دستگاه در سال از بزگان توليد خودور به شمار مي آيند .

و اما مقام بعدي به قاره آمريكا مي رسد در اين  قاره در سال 2004 ميلادي در حدود 8/18 ميليون دستگاه خودرو توليد شده است كه نزديك به 12 ميليون دستگاه آن در كشور آمريكا ، 7/2 ميليون دستگاه در كانادا 2/2 ميليون دستگاه در برزيل و 6/1 ميليون دستگاه نيز در مكزيك توليد شده است

 

 

 

 

كالسكه

هر گاه ارابه اي سه چرخ و خشن كه درجلو آن ماشين بخار حجيمي قراردارد در نظر آوريد پدر بزرگ اتوموبيل هاي امروزي را خواهيد شناخت . اين ارابه كه آنرا فاراديه ناميدند امروز در موزه پيشه و هنر پاريس موجود است . و مي توان آن را از نزديك مشاهده كرد . اين اسباب توسط كونيو ساخته شده است . مي گويند هنگام نخستين . . . و آخرين آزمايش در 1768 اين وسيله نقليه يك مرتبه از جا كنده شده و ديوار را فروريخته است .

جعرابه « كونيو » ساعتي 4 كيلومتر راه مي پيمود اما با ديگ بخار آب بيش از يك ربع ساعت حركت خود كار ممكن نبود . با وجود آنكه كونيو نمونه ديگري ساخت اما اين نمونه ها جزبراي نگهداري در موزه بكار ديگري نيامد . اما اين امر مانع از آن نيست كه بگوئيم كونيو راه باز كرده و پيشقدم بوده است و با تكميل موتور و مواد و مصالح بعدها نتيجه گرفته است .

در 1773 آمده بوله اتومبيل بخاري اختراع كرد كه محور چرخهاي جلو روي دو محور ديگر قرار داشت و در پيچ و خم راه و جاده تاثير فرمان چرخهاي جلو وضع درست و مناسبي پيدا مي كرد .
در 1785 دملر يك كالسكه نفتي ساخت و با مهندسي بنام لواستر شريك شدند و در 1890 كاربراتور با سطح ثابت اختراع كردند . در همان سال مهندس ديگري به نام لئون سرپله ديگ بخار منفجر نشدني ( نترك ) را ابداع كرد و ساخت . پس از آن يك رشته تكميل توسط جمعي از محققان در كار اتومبيل صورت گرفت از جمله كارل بنز در 1896 نخستين كالسكه اتومبيل را كه پدر بزرگ تاكسي هاي امروزي است در پاريس بحركت در آورد .

نام ماركي آلبردوديون را هم بايد برد . وي در 1889 موتور ستاره اي شكل داراي استوانه گردان و در 1899 انتقال حركت بوسيله دو صفحه متمايل را ابداع كرد . رنه پانار در 1907 موتور بي دريچه را ساخت . هانري فرد در امريكا نمونه اتومبيل جهانگردي را پديد آورد . لوئي رنو فرانسوي در 1899 آلتي را براي تغيير سرعت اختراع كرد و همچنين . . .

اگر بخواهيم از كليه مخترعان چه معروف و چه گمنام و صاحبان صنايع چه خوشبخت و چه بد اقبال كه اتومبيل را به صورت امروزي با اين پايه از تكميل پديد آوردند نام ببريم سخن به درازا خواهد كشيد . با اين حال برخي از اين اختراعات كه راه رسيدن به اتومبيل هاي كنوني را نشانه گذاري كرده است توجه كردني و نام بردني مي باشد . فرنان فر كه به سال 1850 در كلرمن به دنيا آمد هم خود را مصروف ساختن موتور كرد . وي نخست از موتور هاي افقي كار را آغاز كرد بعد موتور هاي قائم سپس موتور هاي 2،4،6 سيلندر را پديد آورد ؛ كار ديگر او اينكه دريچه هاي خود كار را تبديل به دريچه هاي فرماني كرد .

طريقه روشن كردن ماشين را با قرقره و جسم لرزان و بعد با ماگنت را او يافت . بين سالهاي 1885 و 1899 موتور 32 سيلندر شعاعي و موتور مركب 5 شعاعي را بوجود آورد . همين كه اتومبيل سازي رونق گرفت فره يقين كرد كه صاحب مكنت و ثروت سرشار خواهد شد . . .

اما سازندگان ماشين كارهاي سابق را نديده گرفتند و آنچه را خود در نظر داشتند در ساختن اتومبيل در نظر گرفتند . در حالي كه فره 20 سال بود ماگنت استعمال مي كرد . دارندگان اتومبيل رنج روشن كردن ماشين با اجسام سوزنده را برخود هموار مي كردند و با تمام اين احوال فره دلسرد نشد .در 1906 م انحراف مدخل و مخرج دريچه ها را نسبت به نقاط متحرك اختراع كرد .حق آن است كه بگوييم فره مخترعي با نبوغ و مخترع ماشين انفجاري به شمار مي رود .
در زمينه جلو راندن يا كشش رودلف ديزل آلماني ( در سال 1858 در پاريس متولد شد ) موتور سوختي را اختراع كرد كه به نام وي معروف شدكترنيگ هم كارهاي براي كشش ( رانش ) با اتومبيل انجام داد .و طريقه روشن كردن ماشين به وسيله باتري را بنام دلكو ابداع كرد .

در رانش با واكنش موضوعي بود كه اپل كوشش بسياري راجع به دان كرد .همچنين رانش بوسيله توربين بسياري از اهل تحقيق را مشغول داشت اما اين امر مربوط به كارها و اختراعات جمعي بود و اختصاص به اتومبيل هم نداشت بلكه مربوط به تكنيك عمومي هر وسيله بود كه رانش و كشش در آن منظور باشد .
كترنيگ راجع به اجسام ضد انفجار بنزين و جعبه نيمه خود كار سرعت ومقداري تكميلات ديگر بررسي هاي فني كرده و وسايلي در نظر گرفته بود با اين همه بايد گفت مخترعان داراي حق امتياز بسيار بودند كه با هم رقابت مي ورزيدند كترنيگ هم يك تن از آن جمله بود . يكي از همين مخترعان رنو معروف داراي 700 اختراع در اين زمينه بود از جمله پريز مستقيم ، روشن كردن مضاعف توسط ماگنت و باتري و ميرا كننده ارزش هيدروليكي و غير آن .
آنچه گفته شد چند مثال از كار صدها مخترع و هزاران اختراع است كه ترقيات فني و رونق كار اتومبيل را به پايه و مايه امروزي رسانده و صنعتي نيرومند از پدپد آورده است ، چنان هم پيش تر اشاره شد با شيوه نوين زندگي در عصر اتومبيل زمان و مكان ارزش پيشين خود را از دست داده اما كار به همين جا پايان نيافته است .رانش به وسيله واكنش با ساختن هواپيماي جت و موشك هاي قاره پيما و فضا پيما از صورت قضاياي علمي و نظري وارد مرحله عمل گرديده است . از سوي ديگر موضوع اينكه نيروي اتم جانشين نيروي محركه پيشين گردد خود بحثي جداگانه است كه مجال گفتگو در باره آن در اينجا نيست .

خودروهای هیبریدی معمولا تلفیقی از موتور احتراق داخلی خودروهای متداول با باتری و موتور الکتریکی یک خودرو الکتریکی هستند . این تلفیق انتشارات ( گازهای خوروجی ) اندک همراه با توان ، برد عملیاتی و سوخت مصرفی مناسب خودروهای معمول ( گازوئسل وبنزین) را عرضه می کند و این خودروها هرگز نیاز به اتصال به برق ندارند.این انعطاف پذیری ذاتی خودروهای هیبریدی آنها را برای ناوگان حمل و نقل ومصرف شخصی مناسب کرده است خودرو هاي هيبريدي مي توانند سرعت و مسافت بيشتري نسبت به انواعي كه موتورهاي درون ساز دارند داشته باشند، با اين حسن بزرگ كه شارژباتري هايش هرگز تمام نمي شود بازدهي اين خودروهابسيار بالا بوده و ميزان توليد آلودگي شان كاهش يافته است. به همين دليل بسياري از كارخانه ها از سال 1999 توليد خودروهاي هيبريدي را به صورت انبوه آغاز كرده اند.

خودروهای هيبريدی (Hybrid Vehicles)

خودروهای هیبریدی معمولا تلفیقی از موتور احتراق داخلی خودروهای متداول با باتری و موتور الکتریکی یک خودرو الکتریکی هستند . این تلفیق انتشارات ( گازهای خوروجی ) اندک همراه با توان ، برد عملیاتی و سوخت مصرفی مناسب خودروهای معمول ( گازوئسل وبنزین) را عرضه می کند و این خودروها هرگز نیاز به اتصال به برق ندارند.این انعطاف پذیری ذاتی خودروهای هیبریدی آنها را برای ناوگان حمل و نقل ومصرف شخصی مناسب کرده است خودرو هاي هيبريدي مي توانند سرعت و مسافت بيشتري نسبت به انواعي كه موتورهاي درون ساز دارند داشته باشند، با اين حسن بزرگ كه شارژباتري هايش هرگز تمام نمي شود بازدهي اين خودروهابسيار بالا بوده و ميزان توليد آلودگي شان كاهش يافته است. به همين دليل بسياري از كارخانه ها از سال 1999 توليد خودروهاي هيبريدي را به صورت انبوه آغاز كرده اند.

تاريخچه خودروي هيبريدی

يك مهندس آمريكائي به نام H.Piper در 23 نوامبر 1905 يك ماشين هيبريدي ساخت كه قادر بود در طي 10 ثانيه تا 25 مايل شتاب بگيرد. موتور اين خودرو تركيبی از موتور بنزيني و موتور الكتريكي بود كه امروزه به عنوان موتور هيبريدي شناخته مي‌شود. Piper در سه سال و نيم بعد، اختراع خود را ثبت نمود؛ اما پيشرفت سريع موتورهای احتراق داخلی با قدرت و گشتاور بالا در آن دوره، همچنين قابليت استارت بدون هندل آنها  و از همه مهمتر پايين بودن قيمت سوختهای فسيلی و مطرح نبودن آلودگی محيط زيست، سبب عدم توجه به اين نوع خودروها شد. در پي بحرانهاي نفتي سالهاي 1970 دوباره اين خودروها مورد توجه قرار گرفتند ولي تا سال 1990 که كار اصولي با مشاركت PNGV (Partnership for a New Generation Vehicle) در آمريكا آغاز گرديد، این خودروها به طور جدی پيگيری نشدند.

 امروزه خودروهاي هيبريدي مورد توجه كمپانيهاي بزرگ جهان قرار گرفته اند كه از آن جمله مي‌توان به شركتهايي مانند: تويوتا، هندا، ميتسوبيشي، فورد، فيات، جنرال موتورز، دايملر كرايسلر، نيسان و پژو و ... اشاره نمود. توفيق اين محصولات به حدي چشمگير بوده كه از دسامبر سال 1997 تا ابتداي سال 2000 بيش از چهل هزار محصول پريوس كمپاني تويوتا به فروش رسيده است.

خودروهای هیبریدی به وسیله دو منبع انرژی – یک واحد تبدیل انرژی (همچون یک موتور احتراق یا پیل سوختی) و یک وسیله ذخیره انرژی (هم چون باتری هل یا فرا خازن ها)- توان می گیرند . واحد تبدیل انرژی امکان قدرت گرفتن از بنزین ، متانول ، گاز طبیعی فشرده ، هیدروژن یا سوخت های جانشین دیگر را دارد. خودروهای هیبریدی این پتانسیل را دارنئ که 2 تا 3 برابر راندمان بالاتری نسبت به خودروهای متداول داشته باشند. خودروهای هیبریدی می توانند دارای طراحی موازی طراحی سری یا ترکیبی از هر دو باشند. در یک طراحی موازی ، واحد تبدیل انرژی و سیستم محرکه الکتریکی مستقیما به چرخ های خودرو مرتبط شده اند. موتور اصلی برای رانندگی در بزرگراه ها استفاده می شود ، موتور الکتریکی توان اضافی را هنگام پیمودن سر بالایی ها ، شتاب گرفتن و مواقع دیگر که توان بالای خودرو نیاز باشد فراهم می آورد.در یک طراحی سری ، موتور اصلی به یک ژنراتور تولید کننده الکترسیته مرتبط است . الکتریسیته باتری هایی را شارژ می کند که موتور الکتریکی را که به چرخ ها توان می دهد به کار می اندازد. بر خلاف خودروهای الکتریکی ، خودروهای هیبریدی نیازی به اتصال به برق شهر ندارند. در عوض آنها با ترمز واکنشی یا ژنراتور شارژ می شوند.

 

 

 

اجزاء خودروهای هیبریدی

خودروهای هیبریدی یک ترکیب بهینه از اجزای مختلف هستند.یک نمونه خودرو هیبریدی را دیاگرام بالا می بینید.

·         کنترل کننده ها / موتور کشنده الکتریکی

·         سیستم های ذخیره کننده انرژی الکتریکی ، همچون باتری ها و فراخازن ها

·   واحد توان هیبریدی همچون موتور احتراق جرقه ای ، موتورهای انژکتور مستقیم احتراق تراکمی (دیزل) توربین های گازی و پیل های سوختی

·         سیستم های  سوخت رسانی برای واحد توان هیبریدی

·         جعبه دنده (گیربکس)

برای کمک به گازهای خروجی و بهبود کارایی های خودرو ، اجزاء وسیستم های زیر بواسطه تحقیق و توسعه اصلاح شدند :

·         سیستم های کنترل گازهای خارجی

·         مدیریت انرژی وکنترل سیستم ها

·         مدیریت حرارتی اجزاء

·         وزن پایین وایرو دینامیک بدنه / شاسی

·         مقاومت غلطشی پایین (شامل طراحی بدنه وتایرها )

فرمان هیدرولیکی

جمدل‌های پایه لوگان مجهز به سیستم فرمان مکانیکی و مدل‌های بالای آن مجهز به سیستم فرمان هیدرولیکی هستند. سیستم فرمان مکانیکی لوگان با برخورداری از آخرین دستاوردهای فنا‌وری در این زمینه از دقت راهبری و رفاه رانندگی ویژه‌ای سود می‌برد. سیستم فرمان هیدرولیکی که همراه با میل ضد غلتش ویژه‌ای نصب شده، رفاه مضاعفی را تأمین ‌می‌کند. قطر دور برگردان فرمان لوگان معادل 5‚10 متر می‌باشد. این رقم معادل دور برگردان فرمان نسل دوم مگان است.

لذت رانندگی یک خودرو توسط رفتارهای حرکتی و نیز دقت فرمان بری آن تأمین می‌شود. همان طور که اشاره شد، تلاش زیادی برای تأمین این دو شاخص در لوگان بکار گرفته شده اما لذت رانندگی یک خودرو متأثر از ارگونومی جایگاه راننده نیز می‌باشد. کلیه اطلاعات لازمه جهت یک رانندگی لذت بخش و مطمئن در یک نگاه در لوگان قابل مشاهده است. کنسول میانی لوگان دارای یک نشانگر دیجیتالی است که کلیه پیام‌های هشدار دهنده کامپیوتر مرکزی خودرو را به اطلاع راننده می‌رساند.

جارگونومی جایگاه راننده از آرشیتکتور پلتفرم B رنو – نیسان بهره می‌گیرد. راننده کاملا در محور غربیلک و پدال‌ها قرار گرفته و از رفاه رانندگی بسیار بالایی برخوردار می‌باشد.
طراحی دیجیتالی بدنه دقت بسیار بالایی در شناسایی نقاط لرزش و اکوستیک خودرو ایجاد کرده است. از این طریق، صداهای داخل اتاق بسیار محدود شده و صداهای مکانیکی خودرو در سراسر مراحل توسعه، مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند تا صوت‌های با فرکانس بالا یکپارچه شنیده شوند. البته در به حداقل رساندن صدای فن و تهویه مطبوع توجه خاصی داده شده تا را به حداقل برساند. شاخص صدای فن لوگان 51 دسی‌بل و صدای تهویه مطبوع 49 دسی‌بل می‌باشد که جزو کمترین صوت‌های تولید شده در خودروهای هم کلاس خود هستند

بزرگترين  اتومبيل جهان

بزرگترين  اتومبيلي كه اتومبيلي كه تا كنون ساخته شده بوكاتي است كه غالبا آن را گلدن بركاتي مي نامند از اين نوع فقط 6 دستگاه توسط طراح ايتاليايي به نام اتوره بركاتي در فرانسه ساخته شد اولين نمونه آن كه در 1927 ساخته شد 7/6 متر طول داشت و موتور آن 8 سيلندر با گنجايش 7/12 ليتر بود .

در ميان اتومبيلهاي دست ساز سفارشي كه مورد زير ركورد بزگترين اتومبيلها( از نظر طول و نه حجم موتور هستند .

يك كاديلاك 16 چرخه به نام روياي آمريكايي 60 فوت دراز دارد

 

 

کنترل کننده ها / موتورهای هیبریدی

موتورهای کارگران پر کار سیستمهای راننده  خودروهای هیبریدی هستند ، یک موتور کشنده الکتریکی ، انرژی الکتریکی واحد ذخیره انرژی را به انرژی مکانیکی که چرخ های خودرو را به حرکت در می آورد.بر خلاف خودروهای معمول که برای بدست آوردن گشتاور کامل ، موتور باید سرعت بگیرد موتور الکتریکی گشتاور کامل رادر سرعت های پایین نیز فراهم می کند. همین مشخصه شتاب غیر خطی عالی به خودرو می دهد . مشخصه های مهم موتور خودروی هیبریدی شامل کنترل خوب رانندگی با خطای مجاز صدای کم وراندمان بالا می باشد. مشخصه های دیگر شامل انعطاف پذیری مربوط به  نوسان ولتاژ و البته قابل قبول بودن قیمت تولید انبوه می شود. تکنولوژی موتور جلو برنده برای کاربردهای خودروی هیبریدی شامل آهنربای دائمی ، القای جریان متناوب و موتورهای مقاومت مغناطیسی متغییر می باشد.

باتری خودرو هیبریدی

باتری ها یک از اجزای ضروری خودروخهای هیبریدی هستند . گر چه تعداد کمی از تولیدات خودروهای هیبریدی با باتریهای پیشرفته در بازار عرضه شده اند اما هیچ کدام از باتری های رایج یک ترکیب قابل قبول اقتصادی از توان ، راندمان انرژی و طول عمر را برای حجم بالای تولید خودرو ارائه نداده اند. ویژگیهای مطلوب باتریهای با توان بالا برای کاربردهای خودروهای هیبریدی شامل این موارد است : پیک و توان مخصوص تکانه بالا ، انرژی مخصوص بالای توان تکانه ، پذیرش شارژ بالا برای بیشینه کردن بهره بری ترمز واکنشی و طول عمر طولانی . روش ها و طراحی های در حال توسعه برای هماهنگی مجموعه به صورت الکتریکی و حرارتی ، روشهای دقیق در حال پیشرفت برای تعیین وضع شارژ باتری ، باتریهای بادوام در حال پیشرفت و قابلیت بازاریابی ، چالش های تکنیکی دیگر هستند.

  فراخازن های خودروهای هیبریدی

فراخازنها انرژی مخصوص بالاتری دارند و نوع قویتری از خازن های الکترولیتی هستند که انرژی را به عنوان شارژ الکتریسته ساکن ذخیره می کنند. فراخازنها سیسمتهای الکتروشیمیایی هستند که انرژی را در لایه ای از مایع قطبیده شده در سطح مشترک مابین یک الکترولیت رسانای یونی و یک الکترود رسانا ذخیره می کنند . ظرفیت ذخیره انرژی با افزایش مساحت سطح مشترک افزایش می یابد. فراخازنها به عنوان اولین ابزار برای کمک به توان موتور در شتاب گیری و سر بالایی رفتن هستند که به هملن خوبی بازیافت انرژی ترمزگسترش پیداکرده اند فراخازنها به صورت بالقوه به عنوان دومین شیوه ذخیره انرژی در خودروهای هیبریدی ، برای تامین توان بار گذاری باتری های شیمیایی سودمندند. الکتریسیته اضافی برای ثابت نگه داشتن ولتاژ در مواقعی که چگالی انرژی پایین است مورد نیاز است.

پیل های سوختی خودروهای هیبریدی

پیل های سوختی به واسطه یک واکنش الکتروشیمیایی که هیدروژن را با اکسیژن در هوای محیط ترکیب می کند ، الکتریسیته تولید می کنند.هیدروژن خالص یا هر سوخت فسیلی دیگری که اصلاح شده باشد می تواند برای تولید گاز هیدروژن مورد استفاده قرار گیرد. متانول یک انتخاب معمول برای سوخت است. تنها گاز خروجی پیل سوختی بخار آب است که توان بالقوه آن را به عنوان تمیزترین واحد توان هیبریدی می رساند. راندمان ، صدای کم ، قابلیت اطمینان و راندمان تبدیل انرژی تا 50% پیش بینی شده پیلل های سوختی ، نشان می دهد که به طور نسبه مشخصه های خودروی هیبریدی در قیاس با راندمان 20-25 درصد موتورهای بنزینی احتراق داخلی مناسب تر هستند. 

 

 

انتشارات پایین و راندمان بالا

تفاوت در گازهای خروجی خودروهای الکتریکی هیبریدی بستگی به خودرو و پیکر بندی اجزا آن دارد. ولی به طور کلی خودروهای هیبریدی گازهای خروجی کمتری نسبت به خودروهای معمولی دارند چرا که در موتور این خودروها یک موتور الکتریکی به همراه یک موتور احتراق داخلی دارد و موتور الکتریکی در بسیاری از مواقع جبران کننده موتور احتراق داخلی است بنابراین مصرف سوخت و گازهای خروجی کاهش می یابد ، در ضمن این خودروها قادرند فقط با موتورالکتریکی کار کنند که باعث کاهش آلودگی می شود.هیبریدهابه سادگی کار کرد موتور را کنترل می کنند و این عمل خورو را دارای راندمان بیشتر و آلودگی کمتر می کند.

مقايسه عملکردی خودروهای برقی خالص و خودروهای هايبريد

خودروهاي برقي گرچه به عنوان اولين راهکار براي کاهش ميزان آلودگي معرفي گرديده اند اما به علت آنکه در سيکلهاي رانشي طولاني با مشکل ر وبرو مي شوند از اينرو حضور موفقي نداشته اند و در حقيقت با شکست مواجه گرديده اند .ايده خودروهاي هايبريد به علت استفاده از دو منبع انرژي در توليد سيستم محرکه رانشي نه تنها مشکل آلودگ ي و مصرف خودروهاي هايبريد به علت استفاده از دو منبع انرژي در توليد سيستم محرکه رانشي نه تنها مشکل آلودگ ي و مصرف سوخت را به حداقل رسانده است بلکه مشکلات ناشي از خودروهاي برقي خالص را حل نموده است .واين مزيت خودروهاي هايبريد برقي نسبت به خودروهاي برقي خالص مي باشد.

تولید انبوه و مونتاژ

جشاید اولین حرکت مهم کارخانه فورد در صنعت خودروسازی، راه اندازی خط مونتاژ بود. اولین خط مونتاژ در سال 1913، در میشیگان آمریکا و در کارخانه Highland Park راه اندازی شد. تکنیک های جدید این امکان را فراهم می آوردند که هر کارگر در جای خود بایستد و وظیفه مشخص و ثابتی را بر روی خودروهایی که از کنار وی می گذشتند، انجام دهد. این کار باعث شد که بازدهی خط تولید بالا رفته و فورد از رقبای خود پیش افتد و خودرویی با هزینه های مناسب تر به مردم عرضه کند.

 

اولین خودرو

هنری فورد معتقد بود که آینده کارخانه در گرو تولید خودروهایی برتر اما با هزینه کمتر از طریق تولید انبوه است.
در ابتدای سال 1903، کارخانه با استفاده از 19 حرف اول از حروف الفبا خودروهای خود را نامگذاری کرد. در سال 1908 اولین مدل T به دنیا آمد! و بعد از آن 15 میلیون مدل T دیگر طی 19 سال عرضه شد.

در سال 1925، فورد صاحب کارخانه موتروسازی Lincoln و وارد عرصه ساخت خودروهای لوکس شد. در دهه 30 شاخه Mercury برای تولید خودروهایی با قیمتی متوسط ایجاد شد. کارخانه فورد در حال رشد بود.

طی دهه 50 و در تاریخ 24 فوریه 1956، فورد سهامی عام شد و 350000 سهامدار جدید پیدا کرد.

هنری فورد دوم با قدرت گیرایی قوی اقتصادی و سیاسی خود قدمی را در دهه 50 برداشت که باعث توسعه جهانی کارخانه فورد در دهه 60 و تاسیس شاخه فورد در اروپا در سال 1967 (بیست سال قبل از تشکیل اتحادیه اقتصادی اروپا) شد. در سال 1971 کارخانه فورد شعبه های خود را در آمریکای شمالی (آمریکا، کانادا و مکزیک) نیز گسترش داد.

در سال 1991 ميلادي ، در جهان مجموعا 410، 420، 36 دستگاه وسيله ي نقليه نقليه ي موتوري گوناگون ساخته شذ كه از تعداد 534، 998، 34 دستگاه آن انواع اتومبيل هاي سواري است در همين سال انگلستان 922،236، 1 دستگاه وسيله ي نقليه موتوري توليد كرد .كار خانه ي جنرال موتور ( MotorsGm=General)واقع در شهر ديترويت ( ايالت ميشيگان در آمريكا ) بزرگترين كار خانه ي سازنده وسايل نقليه موتوري و در واقع بزگترين كار خانه جهان است .

مينگين تعادد پرسنل آن 300،756 نفر است و در سال 1989 به ركورد فروش 126 ميليارد دلار دست يافت .

توليد جهاني جي ام در سال 1994 – 012، 543، 5 دستگاه خودرو بود .

بزگترين كار خانه ي اتومبيل سازي در انگلستان روورگروپ (Rover Group ) است كه توليد آن در سال 1991 از مرز 861،419  اتومبيل گذشت و به فروش كل 7/3 ميليارد پوند رسيد كه از اين رقم 1/1 ميليارد پوند آن از فروش به بازارهاي خارجي حاصل گرديد .

بنابرآمار بدست آمده در سال 1979 در ايالات متحده آمريكا 000/093/143 راننده ، تعداد 000/400/169 اتومبيل را 000/000/000/454/2 كيلومتر را ندند  يعني هفته اي 8/329 كيلومتر رانندگي براي هر راننده است .

 جفورد و خانواده اش

سال های میانی دو جنگ جهانی، دوران پر التهابی بود. در سال 1907، کارخانه موتورسازی فورد تولید کامیون و تراکتور را آغاز کرد. در سال 1919، مشاجره ها بر سر میلیون ها پولی که باید برای ساخت گروه صنعتی Rouge در دربون میشیگان صرف می شد، بین سهامداران بالا گرفت و باعث شد که هنری فورد و پسرش ـ ادسل که بعد از پدر رییس کارخانه شد، تنها صاحبان کارخانه شوند.
بعد از فوت ادسل در سال 1943، پدر مغموم دوباره ریاست کارهانه را به عهده گرفت. بعد از جنگ جهانی دوم، هنری فورد دوم، در 21 سپتامبر 1945 به عنوان رییس کارخانه منصوب شد. هنری فورد دوم، دوران ریاست موفقی داشت و در سال های بعد از جنگ جهانی تا دهه هشتاد کارخانه موتورسازی فورد را به خوبی هدایت کرد. وی از سال 1945 تا 1960 رییس کارخانه و از 1945 تا 1979 نفر دوم کارخانه محسوب می شد. بین سال های 1960 و 1980 رییس هیات مدیره و از سال 1980 تا لحظه مرگش در سال 1987، مدیریت معاونت مالی کارخانه را بر عهده داشت و اکنون در ابتدای صده دوم از عمر کارخانه، یکی دیگر از اعضای خانواده فورد با نام ویلیام کلی فورد (نتیجه هنری فورد) مانند عمویش، هنری فورد دوم، رهبری کارخانه ای را بر عهده دارد که همواره «خانواده» در آن معنایی ورای نام فورد داشته است. وی اولین عضوخانواده است که بیش از بیست سال، این سمت را بر عهده داشته و به عنوان CEO کارخانه فورد منصوب شده بود.

امروزه، خانواده فورد شامل کارمندان، فروشندگان و تامین کنندگان، سهامداران و مشتریانی می شود که همگی کارخانه را در راه رسیدن به آرمان آن یاری می رسانند؛ خلق محصولی بزرگ که به نفع مشتریان، سهامداران و جامعه باشد.

آقای فورد در سپتامبر 1998 به عنوان رییس هیات مدیره، در اکتبر 2001 و بعد از ضرر 45/5 میلیارد دلاری کارخانه به عنوان مدیرعامل، منصوب شد. در سال 2002 اولین برنامه بازسازی زیربنایی خود را اعلام کرد، اما به اهداف تعیین شده سال 2005 و 2006 نرسید. پس از آن در سپتامبر 2006 اعلام شد که فورد، کنترل عملیاتی کارخانه را یکی از مدیران ارشد بوئینگ (که هیچ ارتباطی با صنعت خودروسازی نداشته است)، Mulally Alan سپرده است اما خود به عنوان مدیر عامل در هیات مدیره باقی خواهد ماند. میولالی 61 ساله در ابتدای ورود به صنعت خودروسازی، به ریاست هیات مدیره و معاونت مدیرعامل کارخانه فورد انتخاب شد.
این کار به دنبال فشارهای سرمایه گذاران و تحلیلگران اقتصادی بر مدیریت ارشد کارخانه بعد از ضرر 4/1 میلیارد دلاری فورد در نیمه نخست امسال و 10 درصد کاهش فروش در ماه آگوست، صورت گرفت

اما بیل فورد 49 ساله به عنوان مدیر عامل کارخانه باقی مانده است، سمتی که به معنی حضور هر روز وی در کارخانه و تصمیم گیری در مورد برنامه های استراتژیک کارخانه است. اما سوال اینجا است که میولالی چقدر قدرت نفوذ خواهد داشت؟ فورد اعلام کرده که به هر حال مدیرعامل، مدیرعامل است و مسوولیت کارها بر عهده اوست و میولالی هم اذعان داشته که در ابتدای ورود خود تغییرات زیادی نخواهد داد.

بیل فورد در پاسخ به این سوال که چرا مدیریت عاملی را به کس دیگری واگذار کردید، گفته است: برای من مشخص شده بود که به کس دیگری با تجریه ایجاد تحول و مدیریت کار تیمی نیازمندیم. من و هیات مدیره مدت ها روی افراد مختلف مطالعه کردیم. سابقه درخشان آلن در کار تیمی و ایجاد تحول در بوئینگ و تجربه وی بر من مسجل کرد که وی بهترین انتخاب است. آلن خوب می فهمد که برای ایجاد تحول نیاز به زمان داریم و چقدر دوران انتقار دشوار بوده و خوب می داند که چگونه تیم را در این زمان کنار هم نگه دارد. او بعد از 11 سپتامبر دوباره بوئینگ را بازسازی کرد. حقوق این مدیر ارشد بوئینگ 6/22 میلیارد دلار در سال 2005 بوده است. احتمال واگذاری مسوولیت های در ماه اکتبر داده شده بود. درست است که وی در بخش تجاری بوئینگ تحولات بسیاری ایجاد کرده است اما خود آلن خوب می داند که راه دشواری در پیش دارد. آلن مسایل اساسی که باید روی آنها متمرکز شود را قیمت، بازدهی تولید و محصولات نام برده و گفته است که هی دلیلی برای عدم موفقیت در بازگرداندن دوباره فورد به عنوان سردمدار خودروسازان جهان نمی بیند.


یکی دیگر از دلایل انتخاب آلن، تجربه او در برخورد با اتحادیه کارگیری است که به طور مسلم به حل مشکلات فورد کمک خواهد کرد.

جآلن میولالی نهمین مدیر عامل کارخانه فورد از زمان تاسیس محسوب می شود. مدیران عامل گذشته کارخانه عبارت بودند از:
جبیل فورد: 2001 تا 2006
ژاکز ناصر: 1999 تا 2001
الکس تروتمن: 1993 تا 1998
هارولد رد پولینگ: 1990 تا 1993
دونالد پترسن: 1985 تا 1990
فیلیپ کالدول: 1979 تا 1985
هنری فورد دوم: 1960 تا 1979
هنری فورد: 1903 تا 1945

ـ کارخانه فورد در قرن گذشته با افکار و ایده های مردی به نام فورد شروع به کار کرد و امروزه خانواده ای از برندها را در خود ای داده است: فورد، لیتملن، مرکوری، مزدا، جگوار، لندرور، ولوو، آستون مارتین امیدوار است که بتواند جوابگوی نیاز دنیای امروز باشد. اما اداره هر کدام از این شاخه ها بسیار دشوار است و ندیران فورد مانده اند که با این غول هشت سر چه بکنند؛ هر از چند گاهی یکی از سرها را جدا کرده و می فروشند!

محصولات این گروه خودروسازی عبارتست از:

فورد: مدل های فوکوس با قیمت 14 تا 18 هزار دلار، رنجر با قیمت 15 تا 25 هزار دلار، فیوژن با قیمت 18 تا 23 هزار دلار، 150ـF با قیمت 19 تا 37 هزار دلار، اسکیپ با قیمت 20 تا 26 هزار دلار، موستانگ کوپه با قیمت 20 تا 42 هزار دلار، فیوهاندرد با قیمت 23 تا 27 هزار دلار، فری استار با قیمت 24 تا 30 هزار دلار، موستاگ قبل تبدیل (با سقف تاشو) به قیمت 25 تا 47 هزار دلار، اکسپلورر اسپورت به قیمت 25 تا 27 هزار دلار، کرون ویکتوریا با قیمت 25 تا 28 هزار دلار، اج به قیمت 26 تا 28 هزار دلار، اکسپلورر 26 تا 40 هزار دلار، اکونولاین سری E به قیمت 26 تا 33 هزار دلار، اسکیپ هیبریدی به قیمت 26 تا 28 هزار دلار، فری استایل به قیمت 26 تا 30 هزار دلار، سوپر دیوتی به قیمت 26 تا 51 هزار دلار، اکسپدیشن به قیمت 30 تا 40 هزار دلار، فورد GT به قیمت 151 هزار دلار.

لینکلن: با مدل های زفیر: 35 ـ 30 هزار دلار، MKX: 34 ـ 36 هزار دلار، مارک LT: 43 ـ 40 هزار دلار، LS: 40 ـ 48 هزار دلار، TOWNCAR: 43 ـ 51 هزار دلار و MAVIGATOR: 50 ـ 56 هزار دلار.

مرکوری: با مدل های میلان: 23 ـ 19 هزار دلار، مارینر: 22 تا 27 هزار دلار، مونتگو: 29 ـ 25 هزار دلار، گرند مارکوییس: 32 ـ 26 هزار دلار، مونتری: 35 ـ 29 هزار دلار، MOUNTAINEER: 30 تا 34 هزار دلار و مارینر هیبریذی: 30 تا 34 هزار دلار.

خبرهایی از فورد

ـ کارخانه فورد اعلام کرده که ممکن است شاخه خودروهای لوکس خود، Aston Martin را بفروشد. سخنگوی فورد، تام هویتف ابراز داشت که فورد علاقه برخی شرکت ها را در رابطه با خرید این برند بررسی کرده و مایل است که آن را به طور عمومی اعلام کند تا مراحل و مذاکرات رسمی کار شروع شود. آستون مارتین سال گذشته 4500 دستگاه فروخت و پیش بینی می شود که امسال 5000 دستگاه فروخته شود. این در حالی است که در سال 1992 تنها 46 خودرو از این برند به فروش رسیده بود. به گفته بیل فورد، آستون مارتین قابلیت جذب سرمایه و سودهی خوبی دارد.

وی افزود: « این کارخانه تحت لوای فورد شکوفا شد به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا کل این کارخانه یا بخشی از آن را به فروش رسانیم. این کارخانه  بهترین و عاقلانه ترین انتخاب برای سرمایه گذاری در بین برندهای متعلق به فورد است زیرا شبکه فروش خوب، طراحی محصول فوق العاده و ابعاد و اندازه های متمایز دارد».

فروش این برند شاید بتواند فورد را در حمایت بهتر و سرمایه گذاری بیشتر در برندهای دیگر خود یاری رساند. هیچ تصمیمی برای واگذاری دیگر برندها اتخاذ نشده است. کارخانه فورد در سال 1987، 75 درصد از آستون مارتین و سال 1994 صد درصد آن را خریداری کرد. البته، مدیران ارشد کارخانه فورد همواره اعلام کرده اند که آستون مارتین سودده است اما در آگوست 2005 هنگامی که مدل Lagonda از این برند در نیمه اول سال سودده شد؛ کارخانه اعلام کرد که این اولین سوددهی آستون مارتین از ابتدای دهه 60 تاکنون است!

جـ برنامه بازسازی زیربنایی اعلام شده در سال 2002 عبارت بود از: تعدیل نیرو به میزان 35000 شغل و بستن 5 کارخانه در آمریکای شمالی اما این برنامه با اعلام عدم دستیابی به سود پیش بینی شده در سال 2005 به حالت تعویق درآمد. از بهار 2005 تاکنون، فورد شعبه فروش اقساطی خودرو Hertz  و تامین کننده قبلی قطعات خود Visteon را واگذار کرده است.
در برنامه جدید 000/30 شغل تا سال 2012 حذف شده و 14 کارخانه در آمریکای شمالی بسته خواهند شد.
بیل فورد اذعان داشت که امیدوار است قیمت گازوئیل زیاد نشود تا در فروش خودروهای SUV آنها تاثیر منفی نگذارد. چندی پیش رویترز اعلام کرد که کارخانه فورد به دلیل فروش اندک کامیون ها، هزینه هایی که بابت تعدیل نیرو پرداخته است و چندین دلیل دیگر، متحمل سنگین ترین ضرر در 14 سال گذشته به میزان 8 و 5 میلیارد دلار شده است. فورد اعلام کرده است که برای جبران این خسارت امکان دارد که 45000 شغل را حذف و 16 کارخانه را نیز تعطیل کند.
تحلیلگران، میولالی را به فروش بیشتر سهام و حمایت از موقعیت مالی فورد ترغیب می کنند. فورد نیاز دارد تا آنقدر منعطف شود که بتواند با حجم تولید کمتر در هر پلتفرم و در هر خط تولیدی، سود ده باشد.

60 درصد فروش فورد خودروهایSuv  و Pickup است و با افزایش قیمت گازوئیل، علاقه مردم به خرید این خودرها کاهش پیدا کرده است.

میولالی اعلام کرد است علاوه بر آستون مارتین، فورد آمادگی واگذاری برند دیگر خودروهای لوکس خود از جمله جگوار، لندرور و ولوو را دارد.

فورد به منظور کاهش نیروی انسانی کارخانه های خود به نصف، به همه کارگران خود پیشنهاد بازخرید شدن داده است و تا سال 2007 کارگران ساعتی خود را بازخرید می کند. 4000 کارمند شرکت واگذار شده Visteon نیز با باز خرید شدن موافقت کرده اند.

در این پست به معرفی تاخوگرافtachograph  یا همان سرعت نگار میپردازم.تاخوگراف وسیله ای است که در بیشتر کشورهای توسعه یافته با اروپا یکی از لوازم اجباری هر ماشین تجاری اعم از مسافربری یا باربری است. با نگاهی به قوانین میبینیم که آلمان دردسامبر 1952استفاده از آن را اجباری کرد و از 1985هم در اروپا اجباری شد.در ایران هم این وسیله خصوصا برای اتوبوسهای مسافربری مورد استفاده قرار میگیرد در حال حاضر پس از چند سالی بحث GPSوتاخوگراف بالاخره استفاده از تاخوگراف تصویب شد و به تازگی هم پلیس راهنمایی و رانندگی استفاده آن را برای کلیه وسایل نقلیه عمومی اجباری اعلام کرده است.اما متاسفانه هیچ آموزشی به رانندگان جهت استفاده از تاخوگراف داده نمیشود و اکثررانندگان ازمزایا و امکانات این دستگاه اطلاعاتی ندارند و حتی برخی اصلا نمیدانند چیست و در دوران کاری خود هیچ گاه از آن استفاده نمیکنند. در ادامه به تشریح وظایف  و طرز کار با آن میپردازم.تاخوگرافهای فعلی که در ایران استفاده میشود از نوع آنالوگ و برای ثبت اطلاعات از یک دیسک کاغذی یا همان صفحه سرعت استفاده میکنند اما کمپانی زیمنس محصول جدیدش را به عنوان یک تاخوگراف دیجیتالی معرفی کرده که به جای دیسک از کارت های هوشمند راننده استفاده میشود و همین طور قابلیت جاپ اطلاعات روی کاغذ را نیز دارند.

تاخوگراف آنالوگ:

این دستگاه تشکیل شده است از یک جعبه به عنوان هسته مرکزی/سنسور سرعت و دیسک کاغذی.اکثرا قابلیت استفاده دو راننده را دارند. این دستگاهها میتوانند سرعت خودرو را در 24ساعت ثبت کنند.دارای 4حالت استراحت/رانندگی/توقف و کار تعمیراتی میشود.بر روی دیسک سرعت شما/ وضعیت فعالیت شما و تعداد کیلومتری که طی میکنید ثبت میشود. دو نمونه در بازار وجود دارد که یکی همان جعبه مستقل است و دیگری در زیر صفحه کیلومتر قرار دارد نمونه اول در ولووfhونمونه دوم درایویکو یوروتک وجود دارد.

اول میپردازیم به ویژگیهای دیسک یا صفحه:دیسک های جدید در هر دو طرف مکانهایی برای ثبت اطلاعات دارند.اول میپردازم به صفحه اصلی که همان بخش ثبت سرعت است. در اطراف دایره مرکزی تعدادی علائم وجو دارد که از بالا به پایین توضیح میدهم.علامت سر و کلاه مکانی است که باید اسم خودتان را به عنوان راننده بنویسید.علامت فلش به طرف جلو برای مبداء و فلش به عقب جهت مقصد به کار میرود یا جایی که صفحه را تعویض میکنید.dataاول برای ثبت تاریخ شروع کار هنگامی که اطلاعات را مینویسید و قصد حرکت دارید و تاریخ دوم مربوط به اتمام کار است که ممکن است رسیدن به مقصد باشد یا تعویض صفحه.کلمهnoمحل ثبت شماره پلاک ماشین است.علامت های فلش در پایین به طرف جلو کیلومتر شروع حرکت را ثبت میکنیم و فلش به عقب کیلومتر پایان کار ثبت میشود.در خط آخر هم کل مسافت طی شده را اندازه گیری کرده و ثبت میکنیم.در پشت صفحه هم که متاسفانه عکسش را ندارم سه محل برای ثبت اطلاعات تعبیه شده برای رانندگانی که در طول روز ماشین خود را چندین بار تعویض میکنند مثل رانندکان رزرو که در ایران فعلا کاربردی ندارد.در مکانها باید به ترتیب ساعت تحویل ماشین جدید کیلومتر پایان/کیلومتر شروع و کل مسافت طی شده را ثبت کنید و کلمهnoهم برای ثبت شماره ماشین است.در قسمت بالای صفحه هم نموداری قرار دارد و زمانهای کاری شما در 24ساعت را ثبت میکند.

دکمه های جعبه اصلی:

دکمه با علامت فلش مخصوص بیرون کشیدن مکان قرارگیری صفحه است که باید برای بیرون آمدنش کمی صبر کنید.برای بیرون آوردن حتما بایستی ماشین در حالت توقف باشد.دکمه 1 مخصوص راننده اول و دکمه 2 هم مخصوص راننده دوم است که باید از بین 4 حالت یکی را انتخاب کنید اگر هر دو توقف را انتخاب کنید دستگاه راننده1 را به عنوان راننده میشناسد پس حتما موقعیت خود را درست انتخاب کنید.دکمه منفی و مثبت وm هم مخصوص تنظیم ساعت و تاریخ است. تاریخ های خورشیدی را وارد نکنید چون دستگاه بعد از این سالها در میلادی ساخته شده این زمانها را به رسمیت نمیشناسد و دوباره به حالت میلادی برمیگردد.

نحوه کار:

ماشین را متوقف کرده و سوئیچ باز باشد.دکمه ejectرا زده تا درب اصلی بیرون بیاید.سپس محافظ بین دو صفحه را بالا زده و در زیر صفحه راننده2 را بگذارید و محافظ را خوابانده و در روی آن صفحه 1 را قرار دهید دقت کنید که سوزن روی صفحه باشد و همین طور شیار قرارگیری صفحه درست باشد.سپس درب را با دست بسته و با دکمه های 1و2موقعیت خودتان انتخاب کنید

 

 

.

شرح موقعیت ها:

موقعیت توقف با این علامت نشان داده میشود .اگر میخواهید رانندگی کنید خود را در موقعیت توقف قرار دهید تا به محض حرکت دستگاه شما را به عنوان راننده بشناسد هیچ گاه درهنگاه کار هردو نفر موقعیت توقف را انتخاب نکنید چرا که دستگاه در این حالت فقط راننده 1 را به عنوان راننده ثبت میکند.موقعیت بعدی استراحت در کابین است که هنگام حرکت یک نفر باید در این حالت باشد موقعیت سوم کار فنی مثل تعویض لاستیک و... را نشان میدهد که هنگام کار حتما انتخاب کنید موقعیت چهارم موقعیت حرکت است که دستگاه به طور اتوماتیک راننده ای که حالت توقف را انتخاب کرده به عنوان راننده میشناسد و علامت به طور اتوماتیک ثبت میشود.بعد از 24 ساعت حتما صفحه را عوض کنید.هنگامی که ماشین خاموش باشد دستگاه به کار خود طبق تنظیمات قبلی ادامه میدهد برای تغییر تنظیم سوئیچ را باز کرده تا جریان برق برقرار شود تا بتوانید تنظیم های جدید انجام دهید.

نکاتی مهم: قبل از استفاده حتما صفحه را به امضاء و مهر پلیس راه مبداءبرسانید تا اعتبار داشته باشد در غیر اینصورت هیچ اعتباری ندارد.علامت تعجب نشانه وجود عیب در دستگاه است. به دفترچه راهنما مراجعه کنید.

این دستگاهها در کشورهای غربی خصوصا اروپا از ویژگیهای زیادی برخوردارند.صفحه ای که به مهر پلیس رسیده باشد میتواند در دادگاه علیه اشتباه چشمی یا دستگاهی پلیس شهادت دهد.میتوانید حقوق خودتان را براساس ساعتهای کارکرده دریافت کنید و در آخر میتوانید همه آنها را به عنوان سند کاریتان نگه دارید تا بعدها به آن افتخار کنید.به تازگی تاخوگرافهای دیجیتالی به بازار آمده که به جای صفحه از کارت هوشمند استفاده میکنند و همین طورمیتوانید اطلاعات را چاپ کنید یا از طریق کارت حافظه(flash) به کامپیوتر انتقال دهید تا به حال از این نوع در ایران ندیده ام اما احتمالا روی محصولات جدید نصب شود.اگر فرصتی شد و توانستم دستگاه دیجیتالی را ببینم حتما مقاله ای مینویسم.اما در ایران فعلا فقط ثبت سرعت مهم است.امیدوارم از این مقاله لذت برده باشید کمی عجله ای تهیه شد و کمبودها را به بزرگی خودتان ببخشید اگر سوالی یا انتقادی داشتید در قسمت نظرات ثبت کنید. درمورد GPSهایOFF LINEکه جند سالی است بر روی ماشینها نصب شده اند و همین طور تاخوگرافهای دیجیتال در آینده یک مطلب کامل مینویسم.

کامیون از آغاز تا به امروز

.از آنجا که در ایران منابع اندکی به این موضوع(رانندگی و کامیون) میپردازند برای این پست مطلبی در مورد تاریخچه کامیون سازی/تاریخچه کمپانیهای کامیون سازی/تاریخ رانندگی تجاری و ورود کامیون به ایران نوشتم تا اطلاعاتمان در این زمینه که پایه یادگیری همه علوم است(تاریخ)تکمیل کنیم.البته به صورت مختصر چرا که اگر بخواهم به جزئیات بپردازم به یک تیم 10نفره و همین طور وقت کافی و مهمتر از همه امکان مالی نیاز دارم که فعلا مقدور نیست.از گذشته های دور که انسان مجبور به حمل ملزومات زندگی خود بود باربری آغاز شد و در طی قرنها دچار دگرگونیها و پیشرفتهای بسیاری گشت.قدرت تفکر بشر باعث شد هر روز به فکر راه و چاره ای در جهت سهولت حمل بار باشد.یکی از مهمترین ابتکارات بشر گاری ها بودند و بشر توانست با استفاده از حیوانات قدم بزرگی در جهت حمل سنگین تر و سریعتر بار بردارد از همان روز های آغازین سرعت کیفیت و سهولت حمل موضوعاتی بود که ذهن بشر را به خود مشغول داشت.کم کم راهها و کاروانسراها به وجود آمدند و این چرخه حمل و نقل بود که شغلهای بسیاری را در کنار خود به وجود آورد مثل راهداری/امنیت راههاو...  با گذشت زمان و کسب تجارب جدید و قرار گرفتن در موقعیت های متفاوت بشر طرحهائی برای افزایش ظرفیت بارگیری به روی کاغذ(که نمیدانم قبل از کاغذ چی بوده)آورد افزایش تعداد حیوانها برای افزایش توان و طراحی گاریهای مدرن تر.این حیوانها معمولا بر اساس شرایط اقلیمی و توانائی های ذاتی خودشان انتخاب می شدند مثلا در کویر از شتر استفاده میشود و در کوهستانها از الاغ و قاطرهای خستگی ناپذیر.تا اینکه اولین  ماشین ها اختراع شد--- اختراع ماشین خود از طراحی چرخ های مختلف شروع شد.تاریخ اختراع اولین موتورها همیشه مورد مناقشه مورخان و مهندسان میکانیک بوده است اما نقطه عطف آن طراحی بهینه  موتور بخار توسط جیمز وات بود حال اینان بودند که جور حمل بارهای بسیار سنگین تر را میکشیدند و حیوانات به مرور نقش خود را از دست دادند.اولین بارکش ها چیزی شبیه  وانتها بودند.لوکوموتیوها و کشتیها هم وظایف مشابهی داشتند.با اختراع ماشین اینبار معیارهای طراحی دچار تغییرات شد حال دیگر میبایست قدرت دوام سرعت و...مدنظر قرار میگرفت و هر چه جلوتر که میرویم این معیارها تغییر میکند امروزه معیار سوخت ارزان با آلایندگی پائین و حتی صفر در عین حال پرقدرت و نیازهای مشتریان در طراحی محصول مد نظر قرار می گیرد.بعد از جیمز وات موتور درون سوز چهار زمانه  توسط نیکولاس اتودر1876 طراحی شد . موتور چهار زمانه برای اولین بار توسط توسط کارل بنز برای اتومبیل به کار گرفته شد.(طراحی شد)این موتور با سوخت بنزین کار میکرد آنچه در تاریخ آمده است مدعای این مطلب است که تا قبل از جنگ جهانی دوم همه کامیونها دارای موتورهای بنزینی بودند.البته رودولف دیزل آلمانی موتور دیزل رادر1893 طراحی کرده بود اما تا سال 1924که کمپانی مان کامیونی را با موتور دیزل عرضه کرد به این موتور توجه زیادی نشد(در این زمینه مقاله کاملی ارائه میدهم)واین گامی بود در جهت حمل بارهای سنگین تر.اولین کامیونها محصول کمپانیهای مشهور آمریکائی واروپائی بود مثل فورد شورولت دوج والفرانس ماک و ازمیان اروپائیها مرسدس بنز و مان بود.سالهای 1900میلادی را میتوان اولین سالهای شکل گیری بزرگان این عرصه دانست . در 1900کامیون سازی ماک در آمریکای شمالی /مان و دایملر بنزهم در همین دوران در آلمان به وجود آمدند(بخش کامیون سازی آنها). در این دوران هنوز کامیونهای کشنده به وجود نیامده بود.در ادامه مسیر نوآوری در تولیدات موتورهای دیزل که دارای گشتاور بیشتری نسبت به موتورهای بنزینی بودند و بار بیشتری را حمل میکردند موتورهای بنزینی را به طور کامل خانه نشین کردند. و به مرور زمان کامیونها با شاسی های بزرگتر و موتورهای قدرتمند تر آمدند تا اینکه کشنده ها هم اختراع شدند وامروزه  قادر هستند تا مرز 1000تن بار جابه جا کنند..موتورهای دیزل قدیمی دارای آلودگی زیاد و صدای زیادی بودند به همین دلیل در خودرو سواری از آن استفاده نشد اما امروزه موتورهای دیزل دارای مصرفی پائین آلودگی کمتر از بنزین و مهمتر از همه قیمت ارزان سوخت هستند به طوری که کمپانیهای بزرگ در رنج موتورهای خود دارای چند مدل دیزل هستند اما در ایران هنوز به این موضوع اهمیت داده نمیشود.اولین کامیونها چیزی در اندازه وانت های امروزی بودند که دارای موتورهای با قدرت زیر 50اسب کار میکردند وحتی پائین تر .گوتلیپ دایملر .کارل بنز.برادران ماک.شرکت مان و اسکانیا از اولین کسانی  و شرکتهائی بودند که به کار تولید اتوبوس و کامیون اشتغال داشتند. در زیر برخی اتفاقات مهم را مرور میکنیم.

موتور بخار  توسط Thomas Savery که یک مهندس در ارتش بریتانیا بوددر 1698طراحی شد.مدتی بعد Thomas Newcomen و جیمز وات معروف موتور بخار را تغییراتی دادند.موتور بخار برای کشتی/قطار/انومبیل و کامیون/چاه آب و... مورد استفاده قرارميگيرد

 

1876میلادی موتور جهار زمانه بنزینی توسط نیکولاس اتو اختراع شد.این موتور برای موتور سیکلت طراحی شده.بود

1893میلادی موتور دیزل توسط رودولف دیزل اختراع د

موتور چهارزمانه بنزینی برای اتومبیل توسط کارل بنزاختراع شد در 1895میلادی و سه سال بعد دایملر هم موتوری را طراحی

1900میلادی کمپانی برادران ماک توسط jone mack در ایالات متحده  تاسیس شد.برخی منابع نام او را jackدانسته

.

1926 گوتلیپ دایملر و کارل بنز کمپانی دایملر بنز را تاسیس کردند. نام محصولات آنها مرسدس بنز است.قبل از آن کارل بنز از 1871وگوتلیپ دایملر از1890به صورت انفرادی محصول تولید می کرده اند.

در۱۸۴۶ Robert William Thomson تایر بادی را اختراع کرد و در 1889دانلوپ رسما آنرا مورد استفاده قرار داد.در 1946میشلن تایر رادیال را معرفی کرد.

کمپانی ترمز بادی WABCOتوسط  George Westinghouse در تاریخ1869میلادی تاسیس شد دفتر مرکزی این شرکت در بروکسل بلژیک قرار دارد.

واما ایران .ایرانی ها هم از بدو تولید کامیون روی به استفاده از آن آوردند ورود کامیون به ایران بیشتر دستخوش معادلات سیاسی بود و بیشتر شاهد ورود کامیونهای آمریکائی بودیم.کامیون های بنز و بوزینگ و...هم از اروپا وارد می شد اما نقاط قوت کامیونهای آمریکائی کفه ترازو را به سمت آمریکائیها به خصوص بولداگهای ماک سنگین تر می کرد.شورولت- دوج- جمس- وایت و ماک از نامهای معروف بودند.جنگ های جهانی هم باعث میشد ورود کامیون به ایران سرعت بیشتری به خود بگیرد خصوصا جنگ جهانی دوم که نیروهای متفقین برای کمک به روسیه از خاک ایران استفاده میکردند و بسیاری از کامیونها این چنین بود که به دست ایرانیها افتادشرکت ها و کارگاه هائی هم برای تولید و تعمیر به وجود آمدند شرکت خاور که به تولید کامیونها ی بنز اشتغال داشت و توسط مرحوم صمد(فریدون) سودآور تاسیس شد.کامیون ماک برای اولین بار شرکت ایران کاوه (سایپا دیزل)را برای عرضه محصولات خود انتخاب کرد.ایران کاوه توسط اصغر قندچی تاسیس شد.اتاق و گلگیر سازان متفرقه ای هم به دلیل نبود امکانات کافی برای مونتاژ زیاد به وجود آمدند.

وهر روز که می گذشت بشر ابداعات بیشتری را معرفی میکرد.قوانین رانندگی به وجود آمد.کمپانیهای بیشتری تاسیس شدند مثل اسکانیا- ولوو- رنو- پیتر بلت-داف و...ایمنی اتومبیل توسعه بسیاری پیدا کرد راهها ی صعب العبور امروزه در چند ساعت طی می شوند و چرخ حمل بار تا کنون می چرخد..اما نکته تاسف برانگیز مسئله در همین دوران اتفاق افتاد به دلیل اینکه ورود کامیون به ایران با برنامه قبلی صورت نمیگرفت و اساسا مالکیت کامیونها متعلق به طبقه مرفه جامعه بود و رانندگان از طبقه متوسط یا ضعیف هیچ گاه سنگ بنای نظام آموزشی این کار در ایران زده نشد و حتی امروزه هم کسی به اینکه رانندگی تجاری یک تخصص است و نیاز به دوره تحصیلی دارد فکر نمیکند.

در پایان اتفاقات حاشیه ای حمل و نقل است اینکه در کنار آن چه شغلها و درآمدهائی به وجود آمد .متاسفانه در ایران ما خیلی کم به آن توجه میشود و حمل و نقل را صرفا حرکت یک وسیله نقلیه از مبدائی به مقصدی می پندارند.اگر میخواهیم در چرخه حمل و نقل امروزی درآمدی داشته باشیم باید به مولفه های آن توجه کنیم آموزش – خدمات به روز- مشتری مداری – کیفبت و سرعت و... امروزه نقش اساسی بازی میکنند .(تعمیرگاه مرکزی نماینده یکی از بزرگترین  تولید کننده های کامیون در جهان(تهران) تا ساعت 2 بغد از ظهر کار میکند)با این وضعیت توقع داریم رقم ترانزیت نجومی باشد. حفط میراث حمل و نقل از دیگر موضوعاتی است که در ایران جائی ندارد.در حال حاضر شما اگر یک اطلاعات کوچک هم نیاز داشته باشید منبع خاصی وجود ندارد(از طریق اینترنت نتوانستم اطلاعاتی در مورد کارخانه خاور و ایران کاوه بدست بیاورم) . کامیونها در طرحهائی مثل خودروهای فرسوده جمع آوری میشود و دیگر هیچ اثری از بولداگهای ایرانی نیست.مدیریت حمل و نقل هم دست کمی از این موضوعات ندارد دنیای مدرن به خوبی دریافته که برای توسعه کیفیت حمل و نقل سیستم شرکت محوری را مورد استفاده قرار دهد اما در ایران با وجود اینهمه نشانه ضعف و ضرر باز هم همان شیوه های قدیمی و خاک خورده عهد عتیق مورد استفاده قرار میگیرد راننده ها برای خود کار میکنند شرکتهای حمل و نقل عملا از وظایف خود خارج شده اند و فقط بارنامه صادر میکنند و دست آخر کامیونها نصف کارکرد مفید خود را ندارند.و هرجا یک ضرر به بار مینشیند تمام کاسه کوزه ها سر راننده ها خراب میشود.بله از ماست که برماست زمانی که اتحاد را فراموش کرده ایم و فقط به فکر خود هستیم این مشکلات پدید می آید. اما اگر یک انجمن یا اتحادیه مقتدر داشتیم مسلما این همه مشکل نداشتیم.بهر حال هیچ وقت دیر نیست و برای شروع باید از خود شروع کنیم. در پست های بعدی بیشتر بحث میکنیم.

 

 

 

منابع:

1-   تاريخچه ماشين ها    مترجم : رضا عشر ناشر : انتشارات دلهام

2- تمرين هاي در اختراعات و ماشين ها  نويسنده پيتر لافرتي مترجم : مجيد عميق نشر دلهام

3- من بگو چرا ؟ مؤلف آركوي لئوكوم 10-8 مترجم دكتر سيد خليل خليليان ناشر انتشارات انجام كتاب

4- دايره المعارف كودكان ترجمه و تأليف استاد قاسم قاليباف ناشر انتشارات پيام عدالت –پارس كتاب و با همكاري نشر دانش آموز

5- نيرو ، انر‍ي و منابع انرژ‍ي گروه مؤلفان به سرپرستي ديويد جولاندن مترجم اسفنديار معتمدي انتشارات مدرسه

دانشنامه ویکی پدیا

6-    وبسایت کامیون سازی ماک

7- وبسایت about.com

8-  وبسایت گروه wabco

9- کتاب دائره المعارف مصور زرین - غلامرضا طباطبائی مجد - انتشارات زرین

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:46  توسط poya  | 

نقش معلمان در ژیشرفت و تعالی دانش آموزان

نقش معلمان جهادگر و دلسوز در پيشرفت جامعه استثنايي است / تحقق جامعه‌اي مستقل و آرمان طلب در گرو تلاش معلمان است

 

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي درديدار پرشور هزاران نفر از معلمان، "تعليم و معلمي"را حقيقتي بسيار با عظمت و درخورشأن وجود مقدس پروردگار و انبياي الهي برشمردند و با اشاره به تاثير استثنايي معلمان در سرنوشت ملت و کشور تاکيد کردند: نقش "معلمان هنرمند و جهادگر و دلسوز" در پيشرفت و تعالي جامعه، از تبديل خاک به طلا نيز با ارزش تر است.

به گزارش خبرگزاري مهر، حضرت آيت الله خامنه اي در اين ديدار که در روز معلم و سالروز شهادت استاد مطهري برگزار شد "معلمي" را، افروختن چراغ "حيات بخش هدايت و دانايي" در دل و جان انسانها برشمردند و در تبيين اهميت بي نظير اين مسئوليت خاطرنشان کردند: هر کدام از آثار بسيار با ارزش، عالمانه و عميق شهيد مرتضي مطهري که حاصل و نتيجه جايگاه معلمي ايشان است چراغ جاودانه اي است که در ذهن و دل جامعه روشن شده بنابراين ارزش "معلمي" در معنا و مفهوم عمومي آن، حقيقتا بسيار با عظمت و حيات بخش است.

رهبر انقلاب اسلامي، معلمي آموزش و پرورش را، جلوه برجسته اي از مفهوم عام معلمي دانستند و افزودند: اين نقش استثنايي، در مقايسه با تاثير ديگر معلمان زندگي انسان، يعني "پدر و مادر" و استادان و دانشمندن نيز نقشي بالاتر است.

حضرت آيت الله خامنه اي اهميت ويژه معلمان را ناشي از تاثير بي بديل "آموزش و پرورش" در حيات فرد و جامعه خواندند و افزودند: همه افراد جامعه در دوران طلايي فراگيري خود يعني از دبستان تا پايان دبيرستان، وارد کارگاهي عظيم و قرنطينه اي عمومي مي شوند که نقش آفرين اساسي آن "معلم" است و به همين علت معلمي شغلي شريف با عظمت است.

ايشان، برخورداري از جامعه اي مستقل، مستعد، با اخلاق، پاکدامن، شجاع ، مبتکر، مدبر، نقدپذير، قانون پذير، سختکوش و آرمان طلب را آرزوي همه ملتها خواندند و افزودند: تحقق اين آرزوي بزرگ در گرو "کار و تلاش" معلمان است و لذا "معلمي" در اذهان جامعه بشري نيز از جايگاهي بي نظير برخوردار است.

حضرت آيت الله خامنه اي، "مجموعه آموزش و پرورش" را حساس ترين دستگاه کشور برشمردند و افزودند: تجليل و تکريم از معلم در نظام اسلامي، تعارف و حرف نيست بلکه حقيقتي است که از شأن و شرافت معلمي سرچشمه گرفته است.

 ايشان، تکريم معلمان را وظيفه آحاد مردم، خانواده ها و مسئولان برشمردند و در عين حال خاطرنشان کردند: معلمان پرتلاش کشور بايد بيش از ديگران قدر جايگاه حساس خود را بدانند و به اين نکته توجه کنند که اگر چه معلمي مثل ديگر مشاغل،  راهي براي گذراندن معيشت نيز هست اما دغدغه و مسئله اصلي يک معلم، رسالت و مسئوليت عظيمي است که در تحقق سرنوشت روشن جامعه و کشور بر دوش او قرار دارد.

رهبر انقلاب اسلامي، فعاليت هاي نظام آموزش و پرورش را خوب ارزيابي کردند و افزودند: بايد با استفاده از افراد فرزانه و انديشمند موجود در آموزش و پرورش، حرکتي تحول گونه در اين بخش و در "ساماندهي و شکل و محتواي" محيط هاي آموزشي و مطالب درسي صورت گيرد تا آينده روشن اين مجموعه در پرتو تدين، علاقه مندي و دلسوزي موجود در معلمان محقق شود.

حضرت آيت الله خامنه اي جامعه معلمان کشور را جامعه اي دلپذير، پاکدامن، متعهد، کوشا و صبور خواندند و با اشاره به تلاش دشمن براي تاثيرگذاري برقشرهاي مهم  مردم افزودند: همان گونه که در پيام سال جديد گفته شد دشمنان ملت ايران امسال سه هدف اساسي، يعني جلوگيري از پيشرفت علمي، ايجاد عقب ماندگي اقتصادي و تفرقه افکني در صفوف متحد مردم ار پيگيري مي کنند و معلمان به علت اهميت و حساسيت اين شغل، همچون 27 سال اخير يکي از اهداف اصلي اين توطئه ها هستند اما جامعه معلمان همچون گذشته، مثل کوه در مقابل امواج فشار و توطئه ايستاده است.

ايشان با اشاره به حرکت رو به پيشرفت علمي - سياسي- اقتصادي و دفاعي کشور خاطرنشان کردند: ديکتاتورهاي جهان با توجه به پيشرفت روزافزون ايران و تاثيرپذيري محسوس ملتهاي  مسلمان از نفوذ معنوي و آرماني انقلاب اسلامي ، همه تلاش و امکانات خود را براي متوقف کردن ملت ايران به کار گرفته اند، اما ملت و مسئولان نظام با تکيه بر "عقل، شجاعت و احساس مسئوليت جمعي" و با توکل بر خدا اين راه افتخارآفرين را ادامه مي دهند.



 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:44  توسط poya  | 

نقش سرمایه انسانی در توسعه اقتصاد ی

نقش سرمایه انسانی در توسعه اقتصادی
هرآن چه که باعث می شود بازدهی کار بشر با افزایش مهارت هایش بیشتر شود، سرمایه انسانی نامیده می شود. بدیهی ترین نمونه اش هم آموزش وپرورش است.
ولی ویژگی مهم سرمایه گذاری در سرمایه انسانی این است که بخش عمده منافع ناشی از آن به صورت درآمد بیشتر نصیب افرادی می شود که از این سرمایه گذاری ها بهره مند می شوند. همین ویژگی باعث شده است که شماری خواهان واگذاری آموزش و بهداشت به بخش خصوصی باشند.
واما چنین نتیجه گیری ای- به گمان من- نشانه ساده انگاری است.
- آموزش و بهداشت، در عین حال از اهداف پایه ای توسعه اقتصادی جوامع هستند.
- علاوه بر منافع خصوصی، در هر دو مورد منافع عمومی هم وجود دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد.
- مشکل تهیه و تدارک این خدمات از آن جا اندکی پیچیده می شود اگر در نظر داشته باشیم که به احتمال زیاد منافع اجتماعی آموزش و بهداشت از منافع فردی شان بیشتر است. اگر این پیشگزاره را بپذیریم در آن صورت، واگذاری این خدمات به بخش خصوصی نمی تواند رفاه اقتصادی را به حداکثر برساند. چون نظام تدارک این خدمات بوسیله بازار، عمدتا بر منافع خصوصی استوار است و درآن صورت، این احتمال جدی وجود دارد که این خدمات به میزانی که برای حداکثر کردن رفاه جامعه لازم است تولید نشود.
هرچه که اختلاف نظر درباره چگونگی سامان دهی این خدمات در اقتصاد باشد، ولی دراهمیت و ضرورت این خدمات برای توسعه اقتصادی اختلاف نظری وجود ندارد. با این همه این که آموزش و بهداشت چگونه تولید شده و با چه مکانیسمی توزیع می شود مسایلی است بحث برانگیز.
و اما از نقش سرمایه انسانی در توسعه انسانی چه می توان گفت؟
آموزش مطلوب و کافی باعث می شود تا ظرفیت اقتصاد برای جذب فن آوری تازه و مدرن افزایش یابد.
بهبود بهداشت عمومی موجب افزایش بازدهی نیروی کار خواهد شد. و از ترکیب این دو نیز، توان تولید کنندگی اقتصاد افزایش می یابد.
درعرصه بهداشت عمومی، مسایل مورد توجه به قرار زیرند.
-میزان مرگ و میر اطفال
-بیماری ها
-انتظار زندگی
همه این عوامل از توزیع درآمدو ثروت، توزیع خدمات بهداشتی و امکانات آموزشی تاثیر می گیرند.
اگرتوجه را به بررسی سرمایه انسانی محدود کنیم، در آن صورت رابطه بین آموزش و بهداشت عمومی هم روشن می شود. کودکان سالم احتمالا دست آورد بهتری در مسایل آموزشی دارند وبه همین نحو، اگر متوسط آموزش جامعه درسطح بالائی باشد، به مسایل بهداشتی هم بی توجهی صورت نمی گیرد و در نتیجه، سرمایه گذاری در بهداشت نرخ بازگشت بالاتری خواهد داشت.
همانند اغلب حوزه های مشابه، یکی از مشکلات ما در بررسی آموزش و بهداشت، به مقوله اندازه گیری مربوط می شود. یعنی پرسش این است که موفقیت و عدم موفقیت را چگونه اندازه گیری می کنیم؟
درپیوند با آموزش، می توان به حوزه های زیر اشاره کرد.
- میزان نام نویسی در موسسات آموزشی درسطوح مختلف
- نسبت معلم به شاگرد در دوره های مختلف آموزشی
- توزیع امکانات آموزشی براساس جنسیت
مقوله جنسیت و امکانات آموزشی در شماری از کشورهای درحال توسعه اهمیت قابل توجهی دارد.
نقش آموزش در رشد اقتصادی
می توان به سه صورت، نقش آموزش را دررشد اقتصادی بررسی کرد.
- کارگران آموزش دیده و آموزش ندیده داده مشابهی در تولید اند و تفاوت در این است که بازدهی آموزش دیده ها بیشتر است. به عنوان مثال، یک کارگر آموزش دیده معادل سه کارگر آموزش ندیده.
براین مبنا، بالارفتن سطح آموزش در اقتصاد اثری مشابه بکارگیری نیروی کار بیشتر را خواهد داشت.
- شیوه دوم این که کارگران آموزش دیده و آموزش ندیده، درفرایند تولید مشابه نیستند. یعنی فرایند تولید این کارگران دارای سرمایه انسانی متفاوت یک سان نیست و فرق می کند. بااین شیوه بررسی، می توان نتیجه گرفت که بیشتر شدن امکانات آموزشی و در نتیجه، کاستن از شماره کارگران آموزش ندیده باعث می شود که اقتصاد بتواند فرایند های تولیدی پیچیده تری را بکار بگیرد.
- ونگرش سوم هم این است که فن آوری تولید با سرعتی تغییر می کند که برای بالا بردن ظرفیت اقتصاد درجذب فن آوری تازه، آموزش اساسی است .
نگرش سوم به واقع، فرم ساده شده تئوری رشد اقتصادی درون زاست که برآن اساس، آموزش بیشتر- یعنی سرمایه انسانی بیشتر باعث می شود که فن آوری تازه بیشتری تولید شود واین فن آوری بیشتر، نیز رشد اقتصادی را تشدید خواهد کرد.
فن آوری جدید: یا به صورت نوآوری مورد استفاده قرار می گیرد و یا درشرایط دیگری باعث می شود که اقتصاد کم توسعه یافته، توسعه پیدا کند. در هر دو مورد، نقش سرمایه انسانی اساسی است.
شواهد آماری موجود نشان می دهد که دراقتصادیات خانوارهای ثروتمند تر، مقولات آموزش و بهداشت اهمیت بیشتری دارد. همین جا باید اضافه کنم که این رابطه رابطه ای یک سویه نیست. یعنی، درعین حال، آموزش بیشتر هم می تواند به درآمد بیشتر منجر شود.
کسانی که سطح آموزش بالاتری دارندو ازبهداشت عمومی بالاتری برخوردارند، معمولا درآمد بیشتری دارند و به همان نسبت می توانند، برای دست یابی به سرمایه انسانی بیشتر، بیشتر سرمایه گذاری کنند. ولی به عنوان یک سیاست توسعه، باید، دربرخورد به این رابطه دو سویه دقت زیادی به خرج داد. یعنی در جامعه ای که فقر گسترده ای وجود دارد، مسئله تولید و توزیع مناسب و مطلوب خدمات بهداشتی و آموزشی اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند.
سرمایه گذاری درآموزش
اگرآموزش را به صورت فرایند دست یابی به سرمایه انسانی در نظر بگیریم، روشن است که می توان به تقریب نرخ بازگشت سرمایه گذاری آن را هم محاسبه کرد.
اما از بررسی چندنکته دیگر نباید غفلت کرد:
- افزاد آموزش دیده معمولا دیرتر وارد بازار کار می شوند.
- فرایند دست یابی به سرمایه انسانی دو دسته هزینه در بردارد.
- هزینه گذشت از فرصت های درآمد آفرینی
- هزینه های مستقیم آموزش- به ویژه در شرایطی که آموزش مجانی دولتی فراهم نباشد.
- درطول عمر کاری یک فرد، فردآموزش دیده معمولا بیشتر از یک فردآموزش ندیده درآمد خواهد داشت.
شواهد موجود نشان می دهد که:
- نرخ بازگشت سرمایه گذاری در آموزش در کشورهای در حال توسعه
در مقایسه با کشورهای پیشرفته- بیشتر است.
- نرخ بازگشت خصوصی از نرخ بازگشت اجتماعی سرمایه گذاری درآموزش بیشتر است.
- با این همه در شماری از کشورهای درحال توسعه، وضعیت فقر عمومی به گونه است که شماره قابل توجهی از خانوارها توانائی انجام این سرمایه گذاری ها را ندارند.
شکاف جنسیتی در آموزش:
دراغلب کشورهای توسعه نیافته، دختران معمولا کمتر از پسران آموزش می بینند.
واما اهمیت آموزش زنان و دختران در چیست؟
آیا این مسئله تنها مقوله ای درعرصه عدالت اجتماعی است یا این که عدم توجه به آموزش زنان و دختران پی آمدهای دیگری هم دارد؟
شواهدی زیادی نشان می دهد که نابرابری برمبنای جنسیت در آموزش، یکی از موانع جدی بر سر توسعه اقتصادی یک کشور است. در این راستا به چند عامل می توان اشاره کرد. - نرخ بازگشت سرمایه گذاری در آموزش زنان از آموزش مردان بیشتر است.
- سرمایه انسانی بیشتر برای زنان، موجب می شود که بازدهی کار زنان بیشتر شده و نرخ مشارکت شان در بازار کار بیشتر بشود.
- سرمایه انسانی بیشتر برای زنان باعث می شود که سن ازدواج در جامعه افزایش یابد. - سرمایه انسانی بیشتر باعث می شود تا نرخ زادوولد نیز در جامعه کاهش بیابد.
- با توجه به زنانه شدن فقر درشماری از جوامع در حال توسعه، موثر ترین شیوه مقابله با مقوله فقر بطور کلی و زنانه کردن فقر به طوراخص این است که به سرمایه انسانی زنان توجه بیشتر مبذول شود و نابرابری آموزشی براساس جنسیت تخفیف پیدا کرده و حذف شود.

بطور کلی در جوامع در حال توسعه، دروارسی آموزش و بهداشت باید به دو نکته توجه داشت.
نکته اول این است که عرضه خدمات آموزشی و بهداشتی در این جوامع ناکافی است و پی آمدهای منفی ناکافی بودن عرضه با توزیع نابرابر این خدمات در میان اقشار مختلف مردم تشدید می شود. علاوه بر توزیع نابرابر درآمد وثروت دراین جوامع، شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد که نظام آموزشی و بهداشتی این جوامع نیز در تداوم این نابرابری تاثیر قابل توجهی دارند. دربسیاری از این جوامع، مشاهده می شود که امکانات موجود آموزش برای دوره های ابتدائی، متوسطه و عالی بطور نامطلوبی توزیع می شود. به سخن دیگر، به جای این که حداقلی از امکانات آموزشی برای همگان فراهم باشد، امکانات به نسبت زیادی صرف آموزش متوسطه و عالی می شود. یک نمونه جالب این کشورها هندوستان است که اگرچه نزدیک به 50 درصد جمعیت اش بیسوادند، ولی بیش از نیاز خویش، دارندگان مدرک دکترا تولید می کند.

لازم به ذکر است که تاکید صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برای واگذاری این خدمات به بخش خصوصی در جوامع درحال توسعه، موجب افزایش نابرابری در توزیع این خدمات شده است.
هزینه این خدمات وقتی که از سوی بخش خصوصی ارایه می شود، به نسبت درآمد برای خانواده های فقیرتر بسیار بیشتر است. یعنی درصد بیشتری از درآمد این خانوارها بایدصرف خرید این خدمات بشود. از سوی دیگر، به دلیل گستردگی فقر، به کار کودک، درمزرعه نیاز مبرمی وجود دارد و با توجه به درآمد پائین خانوار، نه فقط به درآمد کودک، نیاز جدی وجود دارد بلکه امکانات لازم برای فرستادن او به مدارس خصوصی شده وجود ندارد. به سخن دیگر، اگرچه سیاست واگذاری این خدمات به بخش خصوصی ممکن است در کوتاه مدت، کسری بودجه دولت را تخفیف بدهد- که تازه به آن هم اطمینانی نیست- ولی در میان مدت و درازمدت، فقر را در این جوامع مزمن و دائمی می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:43  توسط poya  | 

مدیریت خانواده

مدیریت خانواده؛ برنامه ای مدون برای زندگی

اسلام به عنوان مکتبی انسان ساز بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده  دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت، مهد مؤدت و رحمت می شمرد. لذا سعادت و شقاوت جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد این بنا می داند و هدف از تشکیل خانواده  را تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش بر می شمارد.

انسان ها در خانواده به هویت و رشد شخصیتی دست می یابند و در خانواده های سالم  و رشید به تکامل معنوی و اخلاقی نایل می شوند. لذا خانواده عامل کمال بخشی، سکونت، آرامش و بالندگی به اعضا خویش است که در تحولات اساسی جوامع نقش عمده ای ایفا می کنند.

با توجه به اهمیت خانواده در زندگی اجتماعی جوامع پیشرفته و اهمیتی که در نظام اجتماعی اسلام دارد، بررسی آن از نظر علمی امری ضروری است. مدیر خانواده عنوانی برای میلیون ها زن و بعضی از مردان در سرتاسر دنیاست.

مدیریت خانواده یک فعالیت و کار تمام وقت است اما در کشور ما هنوز این فعالیت به صورت علمی تبیین نشده و حوزه آن ناشناخته است. لذا خانواده ها، به علت عدم اطلاع از حوزه عملیات و مسئولیت های خود، برنامه مدون و علمی برای زندگی ندارند، از این رو در صدد هستیم به بررسی علمی ابعاد مدیریت خانواده بپردازیم تا زن و شوهر  به عنوان استوانه های خانواده با بهره گیری از آن، زندگی آسوده و مرفه تری داشته باشند و فرزندان بهتری به جامعه تحویل دهند تا مسیر پیشرفت را فراهم نمایند.

مدیریت خانواده یک فعالیت و کار تمام وقت است اما در کشور ما هنوز این فعالیت به صورت علمی تبیین نشده و حوزه آن ناشناخته است. لذا خانواده ها، به علت عدم اطلاع از حوزه عملیات و مسئولیت های خود، برنامه مدون و علمی برای زندگی ندارند.

مدیریت خانواده از تشکیل خانواده  زوج اول شروع می شود و بعداً به فرزندان نیز تسری می یابد.نظام مدیریت خانواده ممکن است به صورت پدرسالاری، مادرسالاری یا فرزندسالاری باشد یا در خانواده تمامی اعضاء در نظام تصمیم گیری نقش داشته باشند.

 

 

 

 

اصول مدیریت در خانواده

- برنامه ریزی زندگی براساس اهدافی که شرع ، علم، اخلاق و عقل حکم می کند.

- برنامه ها باید جنبه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را در بر گیرند.

- اجرای اصل فعالیت هر عضو خانواده به اندازه توان و استفاده از هر عضو به اندازه نیاز.

- احترام به بزرگترها و توجه به کوچکترها.

- ایجاد محیط و شرایط مناسب به منظور دستیابی به یک همکاری چند جانبه بین افراد خانواده.

- توزیع عادلانه وظایف بین افراد و آموزش فرزندان برای انجام بهتر کارها به جای انجام آن صرفاً توسط پدر یا مادر.

- توزیع عادلانه منابع مالی خانواده بین اعضاء خانواده به ویژه پدر یا مادر به طوری که زنان خانه دار نیز از درآمد سهم مساوی دارند.

در زندگی شخصی و خانوادگی خود برنامه سیستمی داشته باشید یعنی وقت و امکانات را برای کارکردن، تفریح، مطالعه، عبادت و استراحت تقسیم کنید.

شیوه مدیریت خانواده

در قرون متوالی ، شیوه های متعددی برای اداره خانواده ها شکل گرفته ولی بهترین شیوه اداره خانواده «مدیریت مشارکتی» است که در آن همه اعضاء خانواده در وضع قوانین و اداره خانواده مشارکت دارند و با انگیزه قوی آن را اجرا می نمایند. کودکان و نوجوانان نیز در حکم انسان صاحب عقل و بینش در سرنوشت خود مؤثرند.

20 درصد درآمد خانواده را به صورت سرمایه گذاری پس انداز، 14 درصد آن را صرف هزینه خوراکی و 66 درصد آن را صرف هزینه غیر خوراکی مثل مسکن، آموزش، پوشاک و رفاه عمومی نمایید.

ویژگی های مدیریت خانواده کارآمد و مناسب

تمامی اعضای خانواده از الگوهای مشخص زندگی استفاده می کنند که جنبه علمی و شرعی دارند.

تمامی اعضای خانواده در مسیر توسعه قرار دارند و امکانات بین فرزندان عادلانه توزیع می شود.

یاد گیری و یاد دهی بین اعضای خانواده رایج است و به افکار جدید اهمیت داده می شود.

 

 

 

 

الگوی مشخص زندگی یک خانواده

-20 درصد درآمد خانواده را به صورت سرمایه گذاری پس انداز، 14 درصد آن را صرف هزینه خوراکی و 66 درصد آن را صرف هزینه غیر خوراکی مثل مسکن، آموزش، پوشاک و رفاه عمومی نمایید.

- بهترین ساعات خواب در شب بین ساعت 10 تا 6 صبح است.

- حداقل 20 دقیقه از وقت خود را روزانه صرف مطالعه یا آموزش نمایید.

- روزانه حداقل 6 ساعت و حداکثر 10 ساعت کار مفید انجام دهید.

- سالیانه حداقل یک بار برای انجام تفریحات سالم به مرخصی 10 روزه بروید.

- در هر شرایط زندگی، از تجزیه و تحلیل موقعیت خانواده خود غافل نباشید.

- در زندگی شخصی و خانوادگی خود برنامه سیستمی داشته باشید یعنی وقت و امکانات را برای کارکردن، تفریح، مطالعه، عبادت و استراحت تقسیم کنید.

دکتر عباس حاتمی

لینک ها

 امام (ره) و خانواده 

 صحیفه ای از صفات امام در خانواده 

 مشکلات زندگی 

 خانواده موفق و خانواده ناموفق 

 یک خانواده سالم چگونه خانواده ای است؟ 

 نقش خانواده دربهداشت روانی 

 اهداف تشکیل یک خانواده سالم چیست 

 آیا می دانید چه رفتارهایی سبب تنش درخانواده می شود 

 پیشگیری از اعتیاد در خانواده 

 با انتخاب صحیح همسر خانواده ای مستحکم داشته باشید 

24  نشانه خانواده خوشبخت 

 موانع خلاقیت در محیط خانواده 

 نقش ایمان و اخلاق در تحکیم بنیاد خانواده 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:38  توسط poya  | 

کانال پاناما

باتوجه به اينكه كانال پاناما به جهت تردد كم كشتى ها از اين كانال براى دريانوردان كمى ناشناخته است، آقاى يزدان رضايى افسر مهندس الكترونيك كشتى ايران بجنورد با همكارى كاپيتان كسرى پاكروان فرمانده اين كشتى هنگام عبور كشتى ايران بجنورد از اين كانال، با گرفتن عكس و جمع آورى اطلاعات، گزارش مفيدى از موقعيت جغرافيايى و ويژگى هاى كانال پاناما را تهيه و به دفتر نشريه ارسال كردهاند، كه به شرح ذيل از نظرتان مى گذرد:


كانال پاناما


كانال پاناما با 80 كيلومتر(50 مايل) اقيانوس اطلس و اقيانوس آرام را به هم متصل كرده است.


اين كانال در پايين ترين سطح ممكن بين دامنه هاى سرزمين كوهستانى و باريكى كه آمريكاى شمالى و جنوبى را به هم وصل كرده، احداث شده است.



ارتفاع اصلى اين سرزمين از سطح دريا 90 متر مى باشد.
به طور متوسط هر كشتى طول كانال را در مدت 8 تا 10 ساعت طى مى كند و در اين مدت كاركنان كشتى ها مى توانند يكى از زيبا ترين و مدرنترين طراحى هاى مهندسى را ببينند.



قسمت هاى اصلى اين كانال عبارتند از : درياچه گاتن ((Gatun lak)), بريدگى گيلارد (Gaillard cut) و 3 سد متحرك (lock) به نام هاى ميرا فلورس : پدرو ميگوئل و گاتن (Mira flores, Pedro Miguel, Gatun) .
كه خلاصه اى از هر كدام از اين قسمت ها ارائه مى گردد.

حوضچه سد هاى متحرك (The Locks):


سد هاى متحرك (حوضچه) در اين آبراه همانند آسانسور، كشتى ها را به ارتفاع هاى مورد نظر بالا و پايين مى برند. در اين حوضچه ها سطح آب توسط پمپ هاى قوى كم و زياد مى شود.
هر سد داراى محفظه هايى (Chambers) است كه اين عمل را ميسر مى سازند و داراى دريچههايى هستند كه كشتى ها وارد آن مى شوند و سپس با اضافه يا كم كردن آب عمل تغيير ارتفاع انجام مى شود.
به طور كلى هنگام ورود به كانال پاناما از طرف اقيانوس اطلس و اقيانوس آرام ، كشتى بايد 26 متر از سطح دريا بالا بيايد تا سطح ارتفاع درياچه گاتن در وسط آبراه باشد. اين امر توسط سه lock اصلى انجام مى شود.


در داخل اين حوضچه ها به علت عرض كم آنها، عمليات به وسيله لوكوموتيو هاى قوى جهت كشيدن كشتى به داخل حوضچه انجام مى شود. به اين ترتيب كه در مدخل هر lock توسط سيم بكسل هاى قوى از جلو و پاشنه : كشتى به اين لوكوموتيو ها متصل مى شود و سپس لوكوموتيوها با نيروى زياد و سرعت يكنواخت، كشتى را به داخل حوضچه هدايت مى كنند.


در هر حوضچه حدودا 6 لوكوموتيو براى هر كشتى در نظر گرفته ميشود كه در طول عمليات با كم و زياد كردن طول سيم بكسل ها از تصادم شناورها با بدنهى حوضچه جلوگيرى مى كنند.
لازم به ذكر است كه در كانال پاناما 200 راهنماى ورزيده وجود دارند كه اين عمليات را به كمك فرماندهان كشتى ها رهبرى مى كنند.
تعداد راهنما ها بستگى به طول كشتى دارد كه براى كشتى ايران بجنورد با طول 225 متر، 2 راهنما در نظر گرفته شده بود. همچنين در هر تردد، حدود 25 نفر كارگر محلى (Mooring Men) براى باز و بسته كردن سيم هاى بكسل بر روى كشتى فعاليت دارند.
هر lock از محفظه هاى (chambers) 53/33 متر عرض و 8/304 متر طول تشكيل شده است.


به همين دليل كشتى ها براى عبور از كانال محدوديت هايى دارند:
حداكثر عرض كشتى براى عبور از كانال : 30/32 متر، حداكثر آبخور (Draft) جهت عبور از كانال : 04/12 متر در آب شيرين منطقه استوايى (Tropical Fresh Water) و حداكثر طول كشتى براى عبور از كانال : 1/294 متر مى باشد.




درياچه و سد گاتن (Gatun Lake and Dam) :
طول درياچه گاتن 8/37 كيلو متر است و بين دو سد متحرك ″گاتن″ و ″ميرا فلورس″ واقع شده است. مساحت اين درياچه 423 كيلو متر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا 26 متر است.
ميزان آب اين درياچه توسط سد گاتن كه بر روى ذخاير آبى در كوه مجاور احداث شده است، كنترل مى شود.
سد گاتن داراى 800 متر عرض و دهانه اى با 48/30 متر است و ارتفاع آن از سطح دريا 32 متر ميباشد: يعنى 6 متر بالاتر از سطح درياچه گاتن.


به جهت افزايش حجم آب در درياچه گاتن، دولت پاناما در سال 2002به لايروبى اين درياچه اقدام كرد كه در طول عمليات لايروبى، 7/6 ميليون متر مكعب گل و لاى از عمق درياچه برداشته شد.
با اين اقدام علاوه بر امكان حركت كشتى ها با آبخور بالا، ذخاير خوبى نيز جهت استفاده هاى كشاورزى و آب آشاميدنى ساكنين به دست آمد.



بريدگى گيلارد (Gaillard Cut) :
در قسمتى از آبراه پاناما بريدگى گيلارد قرار گرفته كه در سال 1915 توسط مهندس ديويد گيلارد ايجاد گرديده است.
طول بريدگى گيلارد 7/13 كيلو متر است كه از برش صخره هاى سر راه بوجود آمده. عرض اين كانال در ابتدا 92 متر بود كه در طول زمان به 222 متر رسيده و همين امر باعث شده است تا دو كشتى بزرگ بتوانند از كنار هم به راحتى عبور كنند . هم اكنون تلاش براى اضافه كردن اين عرض ادامه دارد.
در طول ساليان مختلف اقدامات زيادى براى بهبود تردد كشتى ها صورت گرفته است، از جمله:


بزرگتر كردن ابعاد كانال از نظر عمق ، عرض و طول.
تعويض دوره اى دستگاه ها و قطعات سدهاى متحرك.
كنترل كشتى ها با استفاده از فناورى ماهوارهاى و كامپيوترى.
به كار گيرى يدك كش ها و لوكوموتيو هاى قوى تر.
استفاده از لوكوموتيوهاى جديد و پر قدرت جهت كشيدن كشتى ها به داخل (Lock) باعث بالا رفتن سرعت و دقت در امور تردد در كانال گرديده است.


كشتى ها در هر سد متحرك توسط لوكوموتيو ها كه بر روى دو ريل در دو طرف كشتى حركت مى كنند به داخل (Lock) هدايت مى شوند.


هزينه نگه دارى كانال پاناما زياد است اما در عوض درآمد خوبى براى كشور پاناما دارد.


طبق آمار، ادارهى كانال سالى 100 ميليون دلار هزينه در بر دارد ولى با توجه به عبور روزانه حدود 43 كشتى از آبراه ، اين هزينه جبران مى شود و به علاوه منفعت خوبى هم به همراه دارد.
درآمد خالص دولت پاناما در طول 5 سال گذشته، ازكانال پاناما بدين قرار اعلام شده است:



سال 2000 : 8/166 ميليون دلار
سال 2001 : 2/215 ميليون دلار
سال 2002 : 6/270 ميليون دلار
سال 2003 : 5/293 ميليون دلار
سال 2004 : 2/386 ميليون دلار

در پايان نكات جالبى در مورد كانال از نظرتان ميگذرد:
ـ كشتى جنگى آنكان در 15 آگوست 1914، اولين عبور را از كانال پاناما انجام داد.
ـ در سال 2004 تعداد 14035 كشتى از كانال عبور كردهاند كه تناژ خالص آنها بالغ بر 9/266 ميليون تن بوده است.

ـ كمترين حق ترانزيت توسط آقاى ريچارد هاليبرتون در سال 1928 بوده كه طول كانال را با شنا طى كرده است. او براى اين منظورتنها 36 سنت پرداخت كرد.
ـ كشتى تانكر آركو تگزاس (Arco Texas) با داشتن 65 هزار و 299 تن محموله نفتى، ركورد حمل بيشترين مقدار بار را در كانال پاناما دارد.
ـ طويل ترين كشتى كه كانال پاناما را طى كرده، كشتى ماركونا پروسپوكتر با طول 299 متر و عرض 6/32 متر بوده است.
ـ ناو جنگى نيوجرسى، عريض ترين شناورى بوده كه از اين كانال عبور كرده است. طول اين كشتى 2/294 و عرض آن 91/32 متر بوده است.
ـ سريعترين عبور از كانال مربوط به كشتى جنگى پيگاسوس (Pegasus) است كه در سال 1979 در مدت 2 ساعت و 41 دقيقه از كانال پاناما عبور كرده است.
و بالاخره كشتى ايران بجنورد در تاريخ 7 ژانويه 2006 در مدت 10 ساعت از كانال پاناما عبور كرد.
در طول اين كانال، مكان هايى جهت نشستن توريست ها براى تماشا به چشم مى خورند.
عبور از كانال پاناما به جهت مناظر جالب و سبك مهندسى خاص، براى هر دريانورد جذاب است.

افتتاح کانال پاناما :


در چنین روزی در سال 1914 میلادی کانال پاناما افتتاح شد . مهندس دولسپوس سازنده و طراح کانال  سوئز، از سال 1879  ساختن کانال  پاناما را میان دو اقیانوس اطلس و آرام  آغاز کرد . امتیاز این کانال  در 18 نوامبر سال 1903  به آمریکا واگذار شد.

روز استقلال نیجر :


 


 این کشور در منطقه استوایی ، مرکز آفریقای غربی بین نیجریه و لیبی قرار گرفته است . مساحت آن تقریبا هفت دهم خاک ایران است . بخش مهمی از این کشور را صحرا ومناطق کویری پوشانده است . نژاد مردم آن سیاه و زبان رایج آنان فرانسه ، عربی و محلی است . اکثر مردم این کشور مسلمان اند و بقیه از مسیحیت پیروی می کنند . نوع حکومت نیجر، جمهوری است . نیجر در چنین روزی در سال 1960 از فرانسه مستقل شد و در بیستم سپتامبر همان سال به عضویت سازمان ملل متحد در آمد . پایتخت این کشور نیامی نام دارد .
آغاز سفر کلمب :
در چنین روزی در سال 1492 میلادی سفر های اکتشافی  کریستف کلمب آغاز گردید . کلمب دریانوردی  ایتالیایی است که موفق به کشف قاره آمریکا گردید .

اتحاد با اروپا :
در چنین روزی در سال  1877 میلادی قرار داد اتحاد با سه کشور اروپایی و  روسیه امضا شد . روسیه قصد داشت با اعمال این قرارداد از نفوذ عثمانی در منطقه اروپای شرقی بکاهد .

تولد الیشا گریوز ایتس :
این مخترع آمریکایی در چنین روزی در سال 1811 دیده به جهان گشود . وی آسانسور را اختراع کرده است .

تولد ورو لوییس پارینگتون :
پارینگتون ، منتقد ، معلم ونویسنده آمریکایی در چنین روزی در سال 1871 به دنیا آمد . وی در سال 1928 جایزه پولیتزر ادبی را از آن خود کرد .

تولد لویس گروئنبرگ :
این آهنگساز بر جسته لهستانی در چنین روزی در سال 1884 متولد شد . "دانیل جاز" عنوان مهمترین اثر موسیقایی اوست .

تولد روپرت برووک :
برووک این شاعر پر آوازه انگلیسی در چنین روزی در سال 1914 دیده به جهان گشود . 

تولد ری بلاک :
این رهبر ارکستر فرانسه  در چنین روزی در سال 1902 میلادی قدم به عرصه گیتی نهاد . "دی سوولیوان" و "جکی گلیسون "عنوان های مهمترین آثار  موسیقایی اوست .

تولد جیمز مک گروگر بونز :
بونز نویسنده سیاسی آمریکایی در چنیند روزی به سال 1918 متولد شد ." شیرو روباه" عنوان مهمترین اثر مکتوب  وی است  .

تولد پی دی جیمز :
در چنین روز پی دی جیمز نویسنده آمریکایی داستانهای پلیسی و جنایی قدم به عرصه  گیتی نهاد . "صورتش را بپوشان "عنوان مهمترین اثر داستانی اوست .

ولد هیدن کاروت :
هیدن کاروت  نویسنده بر جسته  آمریکایی در چنین روزی در سال 1921 میلادی به دنیا آمد ." غراب و قلب " عنوان مهمترین اثر داستانی اوست .

تولد لئون یوریس :
این نویسنده آمریکایی در چنین روزی در سال 1924 میلادی به دنیا آمد . وی صاحب اثاری چون "کییو بی هشتم" و "اگزودوس" است . نخستین رمان وی با عنوان شعار جنگی در سال 1953 میلادی منتشر شد . وی دوم  تیر ماه سال جاری دار فانی را وداع گفت .

تولد جیمز کوماک :
این نویسنده ، کارگردان و بازیگر آمریکایی در چنین روزی در سال 1930 به دنیا آمد . "عشق پدر ادی "عنوان مهمترین اثر اوست .

تولد حبیب بورگینا :
حبیب بورگینا نخستین رییس جمهور تونس در چنین روزی در سال 1901میلادی دیده به جهان گشود .

تولد مارتا استوارت :
این نویسنده آمریکایی در چنین روزی در سال 1941میلادی به دنیا آمد . وی در  نوشتن کتاب های آشپزی تبحر خاصی داشت . او علاوه بر این بازیگر نیز بود و در چندین  فیلم نیز ایفای نقش کرد . "  آن دو" عنوان مهمترین فیلمی است که وی در آن ایفای نقش کرده است .
تولد جیمز لا ند یس :
این کارگردان آمر یکایی در چنین روزی در سال 1950 به دنیا آمد ." منطقه تاریک روشن " عنوان مهمترین اثر سینمایی  اوست .
 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:37  توسط poya  | 

شهر های آمریکا

 

 

 

 

 

 

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس از بيورلي هيلز، در صورت وقوع اين امر آمريكا شاهد نخستين شهردار ايراني در يكي از شهرهايش خواهد بود.


"جيمي دلشاد" 66 ساله يكي از سه نامزد ايراني است كه براي كسب دو كرسي در شوراي شهر بيورلي هيلز در رقابت‌هاي ديروز شركت داشت. در كل 6 نفر براي اين دو كرسي به رقابت پرداخته بودند.
دلشاد در صورت پيروزي مجدد در انتخابات و راهيابي به شوراي شهر از اولويت براي تصدي پست شهرداري برخوردار خواهد شد.


دلشاد در اين باره گفت: «ايراني‌ها همواره در تحصيل و تجارت موفق بوده‌اند ولي مشاركتشان در سياست اندك است؛ حتي اگر اين امر بيشترين تاثير را در زندگيشان داشته باشد.»


بنا بر اين گزارش،‌ از زمان انقلاب ايران و سرنگوني شاه بسياري از ثروتمندان ايراني به آمريكا مهاجرت كردند و اكنون 8 هزار نفر از حدود 35 هزار سكنه اين شهر كوچك از ناراضيان و يا يهوديان ايراني مقيم آمريكا هستند.

ایالت‌های جنوب غربی آمریکا یکی از مناطق جغرافیایی و فرهنگی ایالات متحده آمریکا میباشند.

بزرگ‌ترین شهر های منطقه جنوب غربی، شهر هوستون، دالاس، و لس آنجلس هستند.

نفوذ این منطقه در صحنه سیاسی آمریکا غیرقابل انکار می باشد؛ لیندون بینز جانسون و جرج بوش هر دو از تگزاس بودند. جان مک کین از آریزونا، و بیل ریچاردسون از نیومکزیکو است.

امروزه جنوب غرب با کارخانه ها، بانک ها و سیستم حمل و نقل پیشرفته اش، تبدیل به یک منطقه بسیار ثروتمند و مدرن شده است. در سرتاسر ایالات جنوب غربی، آسمان خراش های متعدد و بلندی به چشم می خورند و به خاطر آب و هوای گرم این ایالات، توریست ها و افراد بازنشسته زیادی از تمامی ایالات آمریکا و کشور کانادا به جنوب می آیند. این توریست ها، اعم از این که بازنشسته باشند یا صرفاً برای تفریح و تعطیلات به این مناطق آمده باشند، در این ایالات آفتابی، مجموعه ای از فرصت های شغلی مناسب و حال و هوای سنتی این ایالات استفاده می‌کنند.

جنوب غرب، سرزمین چشم اندازهای با شکوه و زیبا، از جنگل های سرسبز و گسترده تا دشت ها و صحراهای وسیع و بی انتها است. پارک ملی گرند کنیون در آریزونا، یکی از زیباترین مناظر طبیعی آمریکا و یکی از منحصر بفردترین چشم‌اندازهای طبیعی جهان است. همچنین دره خاطره در ایالت یوتا، محل فیلم برداری بسیاری از فیلم های وسترن بوده است. این دره، محل مخصوص سرخ پوستان قبیله ناواحو – پرجمعیت ترین قبیله سرخ پوستان – به شمار می‌رود. زمین‌های اختصاصی بسیاری دیگر از قبایل سرخ پوست مانند قبیله‌های هاپی، زونی، پوئبلو و آپاچی نیز در این منطقه می‌باشد.

قسمت های جنوبی ایالات غربی قبلا متعلق به کشور مکزیک بوده است و آمریکا پس از جنگ‌هایش با مکزیک بین سال‌های ۴۸-۱۸۴۶ این ایالات را به خاک خود ضمیمه کرد. از همین رو تأثیر فرهنگ و آداب و رسوم مکزیک را به وضوح در این قسمت‌ها می توان دید و درصد بالایی از جمعیت این نواحی از تبار آمریکایی- مکزیکی هستند.

ایالت آریزونا علیرغم تابستان‌های داغ از مشکلاتی مانند سیل، گردباد و زلزله در امان است و در زمستان آب و هوایی معتدل دارد و از این جهت به صورت یک رقیب جدی برای ایالات جنوبی در جذب سرمایه، توریسم وافراد بازنشسته در آمده است. همچنین لاس وگاس و ایالت نوادا که به عنوان مراکز بازی قمار در جهان شناخته می شوند.

با وجود کمبود آب در ایالات غربی، احداث سد بر روی رود کلرادو و دیگر رودهای این ایالات و پروژه های آب رسانی به آریزونای مرکزی، باعث شده است که شهرهای فینیکس مرکز آریزونا و آلبکرکی در نیومکزیکو که زمانی شهرک‌هایی کوچک بودند، اکنون تبدیل به شهرهایی بزرگ با جمعیت زیاد شوند. پروژه‌های انتقال آب به این ایالات از فواصل دور، هم چنین باعث ایجاد امکان کشاورزی و گسترش مزارع غلات در این ایالات شده است و اقتصاد این مناطق را رونق بخشیده است. شهرهای سانتا فه و تائوس در نیومکزیکو، مرکز هنرهایی مانند نقاشی، مجسمه سازی و اپرا هستند.

ایالت آریزونا علیرغم تابستان‌های داغ از مشکلاتی مانند سیل، گردباد و زلزله در امان است و در زمستان آب و هوایی معتدل دارد و از این جهت به صورت یک رقیب جدی برای ایالات جنوبی در جذب سرمایه، توریسم وافراد بازنشسته در آمده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:35  توسط poya  | 

ارواح

ارواح

وقتی انسان می‏میرد، روح او زنده است، گرچه بدنش می پوسد و خاک می شود.


بعد از مردن، حجاب زمان و مکان و ماده و علائق آن برداشته می شود و روح از قیود عالم طبع و ماده خلاصی می یابد و بسیاری از کارهایی را که نمی توانست انجام دهد، به سهولت و سادگی انجام می دهد. مخصوصاً ارواح طیّبه و طاهره که به مقام اخلاص رسیده اند، قدرتهای غیر قابل توصیفی از جانب خداوند پیدا میکنند.

مرحوم علّامه طباطبایی صاحب تفسیر قیّم و ارزشمند « المیزان » برادری داشتند به نام حاج سید محمد حسن الهی طباطبایی که از علمای برجسته تبریز بودند.


مرحوم علامه می فرمودند برادر من شاگردی داشت که به او درس فسلفه می گفت و آن شاگرد احضار ارواح می نمود ، یعنی قدرت داشت که بعضی از ارواح را حاضر کند و از آنها سؤالاتی کند. آن شاگرد، قبل از شروع به درس روح ارسطو را احضار می کند.

ارسطو می گوید: « کتاب اسفار ملاصدرا را بگیر و برو نزد آقای حاج سید محمد حسن الهی بخوان.» او هم کتاب را می گیرد و پیغام ارسطو را - که حدود سه هزارسال پیش زندگی می کرده؛ به آقای الهی می دهد، ایشان هم قبول می کنند.

مرحوم علامه طباطبایی می فرموند: برادرم می فرمود: « ما به وسیله این شاگرد با روح بسیاری ازبزرگان ارتباط برقرار می کردیم و سؤالاتی می نمودیم، مثلاً مشکلاتی که در عبارات افلاطون حکیم داشتیم، از خود او می پرسیدیم یا اینکه روح ملاصدرا را حاضر می کردیم و مشکلات« اسفار» را از خود او می پرسیدیم.» ایشان می فرمود: « روزی روح افلاطون را حاضر کردیم.
ججافلاطون گفت: « شما قدر و قیمت خود را بدانید که در روی زمین می توانید «لا اله الا الله» بگویید. ما در زمانی بودیم که بت پرستی آن قدر غلبه کرده بود که یک «لا اله الا الله» نمی توانستیم بر زبان جاری کنیم. آن شاگرد گاهی مسائل مشکلی را از آن ارواح می گرفت و نمی فهمید، ولی آقای الهی کاملاً می فهمید.

می فرمود: « ما روح بسیاری از علما را حاضر کردیم، مگر روح دو نفر را که نتوانسیتم احضارکنیم یکی روح مرحوم سید بن طاووس و دیگری روح مرحوم سید مهدی بحرالعلوم رضوان الله علیهما. این دو نفر گفته بودند: « ما وقف خدمت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام هسیتم و ابداً مجالی برای پائین آمدن نداریم.»

حضرت علامه طباطبایی می فرمودند: « از عجایب و غرایب این بود که وقتی نامه ای از تبریز از طرف برادرم به قم آمد، درآن نامه برادرم نوشته بود که شاگرد ما روح پدرمان را احضار کرد و از او سؤالاتی پرسیدیم و او جواب داد و در ضمن از شما گله ای داشتند که در ثواب این تفسیری که نوشته اید (تفسیرالمیزان) ایشان را شریک نکرده اید.»



مرحوم علامه می فرمودند: « آن شاگرد ابداً مرا نمی شناخت و از تفسیر ما اطلاعی نداشت و برادر ما هم نامی از من در نزد او نبرده بود و اینکه من پدرم را در ثواب تفسیر شریک نکرده ام، کسی غیر از من و خدا نمی دانست، حتی برادر ما هم اطلاعی نداشت.
چون راجع به نیت و قلب من بود و آن نه از این جهت بود که می خواستم امساک کنم، بلکه آخر کارهای ما چه ازرشی دارد که حالا پدرم در آن سهیم کنم؛ من قابلیتی برای خدمت خودم نمی دیدم.» (مخفی نماند که تفسیرالمیزان تفسیری است که از صدر اسلام تابه حال مانند آن نوشته نشده و گاهی آن چنان عنان قلم ازدست می رود که جز تأیید الهی و الهام سبحانی محمل دیگری ندارد.)
به هرحال نامه برادرم که به دستم رسید، بسیار شرمنده شدم و گفتم : « خدایا اگر این تفسیرما نزد تو مورد قبول است و ثوابی دارد، من ثواب آن را به روح پدر و مادرم هدیه نمودم.»



هنوز جواب نامه برادرم را نفرستاده بودم که باز نامه ای از طرف ایشان به دستم رسید که در آن چنین نوشته شده بود: « ما این بار که با پدر صحبت کردیم، خوشحال بود و گفت خداعمرش بدهد، تأییدش کند، سید محمد حسین هدیه ما را فرستاد.» قابل ذکر است که نقل این داستان برای این بود که اجمالاً احضار ارواح و تجرد و زنده بودن روح را گفته باشیم، اما جواز از این عمل احضار ارواح مورد بحث است و ممکن است شرعاً حرام باشد. مانند علم موسیقی که قطعاً دارای خواص و آثاری است، ولی شارع مقدس بنا به مصالحی، آن را تحریم فرموده است و همچنین است علم سحر و ارتباط با جنّ و تسخیر آنها و تسخیر ستارگان و امثال آن.
همانطور که گفتیم قیامت انسان با مردن او برپا می شود و لذا اگر فردی متقی و پرهیزکار و اهل طاعت و عبادت حضرت حق تعالی باشد، قبر او باغی از باغهای بهشت می گردد و اگر اهل معصیت و ظلم و طغیان باشد، قبر او گودالی از گودالهای آتش می شود.

افرادی که با عالم برزخ ارتباطی داشته اند و خداوند حجاب ماده را از جلوی چشم آنها برداشته است، نعمتها و عذابها برزخی را به چشم برزخی دیده اند و حکایات در این مورد اولاً از افرادی که شکّی در تقوا و طهارت و صدق آنها نیست.


ثانیاً مواردش به قدری زیاد است و قرائن درستی آن به حدّی است که جای هیچ گونه انکاری باقی نمیگذارد.



مرحوم محدث قمی آقای شیخ عباس که صاحب تالیفات نافعه فراوانی است، می فرمود: « روزی برای زیارت اهل قبور به قبرستان وادی السلام در نجف اشرف رفتم که ناگهان از دور، صدای نعره شتری که می خواهند او را داغ کنند بلند شد. او صیحه ای می کشید و ناله ای می کرد که گویی زمین وادی السلام می لرزید. من به سرعت به طرف صدا رفتم. دیدم شتری در کار نیست، بلکه جنازه ای است که برای دفن آورده اند و این نعره ها از اوست.

ولی اطرافیان اصلاً متوجه نیستند. این جنازه مرد متعدّی و ظالمی بود که در اولین وهله از ارتحالش به چنین عقوبتی دچار شده بود.» مرحوم آیه الله اقای سید جمال الدین گلپایگانی که از اعاظم علما و مراجع تقلید نجف اشرف بودند و به مقام کرامت نفس و پاکی روح و تزکیه و تهذیب و اجتناب از هواهای نفسانیّه رسیده بودند، می فرمودند: « من در اصفهان نزد دو استاد بزرگ مرحوم آخوند کاشی و مرحوم جهانگیرخان درس اخلاق و سیر و سلوک می آموختم و به دستور آنها به قبرستان تخت فولاد می رفتم. عادت من این بود که شب پنجشنبه و جمعه می رفتم و یکی دو ساعت در بین قبرها حرکت می کردم و در عالم مرگ و ارواح تفکّر می نمودم؛ بعد از چند ساعتی استراحت می کردم و سپس برای نماز شب و مناجات برمی خاستم.



شبی از شبهای زمستان که برف می آمد و در یکی از حجره ها رفتم؛ خواستم دستمالم را باز کنم و چند لقمه ای غذا بخورم که در این حال در مقبره را زدند و جنازه ای را آوردند و گفتند که متصدّی آن مقبره تا صبح قرآن بخواند و آنها صبح برای دفن جنازه بیایند. همراهیان، جنازه را گذاشتند و رفتند که ناگهان دیدم ملائکه عذاب آمدند و چنان گرزهای آتشین برسر او می زدند که آتش به آسمان زبانه می کشید و فریادهایی از این مرده برمی خاست که گویی تمام قبرستان متزلزل شده بود.



من از مشاهده این منظره از حال رفتم، بدنم به لرزه در آمد. اما آن صاحب مقبره هیچ نمی فهمید. هر چه به او اشاره کردم که «حال من بد است، در را باز کن!» او نمی فهمید و من هم زبانم قفل شده بود و حرکت نمیکرد. بالاخره به او فهماندم که می خواهم بروم. او گفت: « کجا می روی؟ هوا سرد است. برف آمده، گرگها تو را می درند!» ولی من نمی توانستم به او بفهمانم که طاقت ماندن ندارم.

به هرحال از مقبره خارج شدم و خود را به سختی به اصفهان رساندم؛ در راه چندین بار به زمین خوردم و یک هفته مریض بودم و استادان من از من پذیرایی می کردند تا کم کم قدری قوه و نیرو گرفتم.» مرحوم آیه الله حاج میرزا جواد آقای انصاری همدانی رحمه الله علیه می فرمود: « جنازه ای را در همدان تشییع می کردند.
من دیدم او را به طرف تاریکی مبهم و عمیقی میبرند و روح آن مرد در بالای جنازه اش می رفت و پیوسته می خواست فریاد بزند که: « ای خدا مرا نجات بده!» ولی زبانش به نام خدا جاری نمی شد. سپس رو کرد به مردم و گفت: « ای مردم !مرا نجات دهید! نگذارید مرا ببرند!» ولی کسی صدای او را نمی شنید.



مرحوم انصاری فرمود: « من صاحب آن جنازه را می شناختم.، و مردی ستمگر و حاکمی ظالم در همدان بود.»؛ مرحوم دکتر حسین احسان که بسیار مرد شایسته و دلسوز و خیر خواهی بود می فرمود: « جنازه ای را آوردند به کاظمین . وقتی خواستند جنازه را به طرف حرم مطهر ببرند، من هم مقداری تشییع کردم که ناگهان دیدم یک سگ سیاه مهیب روی جنازه نشسته است. من بسیار تعجب کردم و متوجه نبودم که این سگ،« بدن مثالی» آن جنازه است. آمدیم تا در صحن، دیدم آن سگ از روی تابوت به پایین پرید و گوشه ای ایستاد. جنازه را به داخل حرم بردند و طواف دادند. همین که جنازه را خارج کردند، دوباره آن سگ به روی تابوت پرید و بالای آن جنازه قرار گرفت.



مرحوم علّامه طباطبایی از مرحوم آیه الله حاج میرزا علی آقای قاضی رحمه الله علیه که استاد ایشان بوده اند، نقل کردند که نزدیکی منزل ما در نجف، زنی از افندیها فوت کرد. افندیها سنّی های عثمانی بودند که به مشاغل حکومتی اشتغال داشتند.
دختر این زن ضجّه و ناله زیادی می کرد، به طوری که همه را منقلب کرده بود. وقتی خواستند مادر را داخل قبر بگذارند، دختر گفت: « من از مادرم جدا نمی شوم!» هر چه خواستند او را آرام کنند، نشد.

بالاخره بنا شد دختر را هم کنار مادر بخوابانند و تخته ای بگذارند و سوراخی درست کنند که هر وقت خواست از آن بیرون بیاید. دختر در شب اول قبر، نزد مادر ماند. فردا که آمدند و تخته را برداشتند، دیدند دختر تمام موهای سرش سفید شده است. پرسیدند: « چه شد؟» گفت: « من کنار مادرم خوابیده بودم که دیدم دو مَلَک آمدند و شخص محترمی هم به همراه آنها وارد قبر شد.

آن دو فرشته از مادرم از خدا و پیغمبر پرسیدند. او جواب داد، اما وقتی پرسیدند: « امام تو کیست؟» آن شخص محترم - که امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است فرمود: « من امام او نیستم.» دراین حال، آن دو فرشته چنان گرزی برسر مادرم زدند که آتش به آسمان زبانه کشید.»

مرحوم قاضی فرمودند: « تمام طایفه آن دختر که همه سنّی مذهب بودند به برکت این دختر، شیعه شدند. » امام صادق علیه السلام فرمود: « رسول خدا صلی اله الله وآله و سلم می فرمود که حضرت عیسی علیه السلام از کنار قبری عبور کردند و دیدند که صاحب آن قبر را عذاب می کنند، سال آینده که از آنجا گذشت، عذاب برداشته شده بود. عرضه داشت: « بار پروردگارا!چه شده که عذاب او قطع شد؟» خداوند وحی فرستاد که ای روح الله این مرد، فرزندی داشت که به سنّ بلوغ رسید و او فردی صالح و نیکوکار است و او راهی را برای مردم هموار کرد و یتیمی را جای داد. پس من به برکت عمل فرزندش از گناه او در گذشتم.»

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:33  توسط poya  | 

الکترونیک

الکترونیک مطالعه و استفاده از وسائل الکتریکی ای می باشد که با کنترل جریان الکترون ها یا ذرات باردار الکتریکی دیگر در اسبابی مانند لامپ خلا و نیمه هادی ها کار می کنند. مطالعه محض چنین وسائلی ، شاخه ای از فیزیک است، حال آن که طراحی و ساخت مدارهای الکتریکی جزئی از رشته های مهندسی برق، الکترونیک و کامپیوتر می باشد.


سالهاست که واژه" الکترونیک" به طور مکرر در میان مردم استفاده می شود به طوریکه هر شخصی برداشت انفرادی خود را از این علم ویا موارد کاربردی آن مطرح می کند ، اما به صورت کلی عمدتا تعاریف و برداشتهایی که از این واژه عنوان می شود کامل نبوده و برداشتهای ظاهری عملا نمی تواند اهمیت و نفوذ روز افزون الکترونیک را در ارتباط باصنایع گوناگون بیان کند.

"الکترونیک" به طیف گسترده ای از الکتریسیته اطلاق می شود که با حرکت الکترونها در انواع مدارات نیمه هادی سر و کار دارد . اختراع ICها سبب آن شده است که دگر گونی های فراوانی در این علم پدیدار گشته و سیستمهای مدرن الکترونیکی از جمله مدارهای کنترل از راه دور ، ماهواره‌های فضایی ، رباتها و ... را پدید آورد.



در حال حاضر الکترونیک کلید فتح شگفتیهای جهان است و با تمام علوم و فنون موجود به نحوی پیوند خورده است . از وسائل ساده خانگی تا پیچیده ترین تکنیک های فضایی همه جا صحبت از تکنولوژی فراگیر الکترونیکی است و امروز صنعت مدرن بدون الکترونیک و تکنولوژی های وابسته به آن عملا مطرود و از کار افتاده است .



پیشرفت علم الکترونیک و وسعت حوزه عملکرد آن امروز بر همگان روشن است. علاوه بر وسائل الکترونیکی از جمله دستگاههای مخابراتی مثل رادیو ،تلویزیون ، ضبط صوت و تصویر ،انواع وسائل پزشکی ، صنعتی ،نظامی ، در دیگر وسائل غیر الکترونیکی هم ، کمتر وسیله ای را می توان یافت که الکترونیک در آن دخالتی نکرده باشد. از جمله در اتومبیل و صنایع حمل و نقل ، وسائل خانگی مثل ماشین لباسشوئی ،جاروبرقی و امثال آن نقش الکترونیک بسیار فعال و جالب توجه شده است.


با توجه به این مختصر می توان نتیجه گرفت که امروزه ، دیگر الکترونیک علم و یا تخصص ویژه افرا تحصیلکرده دانشگاهی و متخصصین این رشته نیست و بر همه افرادی که به نحوی با امور فنی درگیرند لازم است بفراخور حرفه خویش از این رشته اطلاعی داشته باشند.

مهندسان الکترونیک با خلق وعملکرد سیستمهای بسیار متنوعی سر وکار دارند که به منظور برآوردن نیازها و خواسته های جامعه طراحی می شوند. مهندسان الکترونیک در ایجاد ماشینهایی که تواناییهای بشر را در زمینه جسمی یاری و در زمینه محاسباتی افزایش می دهند نقش مهمی دارند . بخشی از طراحی و ایجاد سیستمهای الکترونیکی به توانایی ساخت مدلهای ریاضی اجزا و مدارهای الکتریکی بستگی دارد .برخی از مباحث پایه الکترونیک عبارتند از :

مدار های الکتریکی:

·         المان های الکتریکی

1.      مقاومت

2.      خازن

3.      سلف

4.      ترانسفورماتور

5.      دیود

6.      ترانزیستور

7.      IC

8.      تقویت کننده های عملیاتی

9.      مبدلها



نمایشگر اعداد دیجیتالی (seven segment)

الف-تعریف seven segment
1-ساعت دیجیتالی
2-ماشین حساب
3-ترازوی دیجیتالی

الکترونیک علم مطالعه ی عبور جریان الکتریکی از مواد مختلف - مانند نیمه هادی‌ها, مقاومت‌ها, القاگرها و خازن‌ها - و آثار آن است. الکترونیک همچنین به عنوان شاخه‌ای از فیزیک نظری شناخته می‌شود. طراحی و ساخت مدارهای الکترونیکی برای حل مشکلات عملی, قسمتی از مباحث موجود در مهندسی الکترونیک و را تشکیل می‌دهد.

در برخی موارد مطالعه المان‌های جدید نیمه‌هادی و فن‌آوری‌‌ها نزدیک به آن, شاخه‌ای از فیزیک در نظر گرفته می‌شود. این مقاله بیشتر به مفاهیم مهندسی الکترونیک می‌پردازد.

یک نمونه چیپ الکترونیکی SMD.

مختصری بر سیستم‌ها و مدارهای الکترونیکی

مدارهای الکترونیکی برای ایفا کردن وظایف مختلفی استفاده می‌شوند. کاربردهای اصلی مدارهای الکترونیکی عبارتند از:

1) کنترل و پردازش داده‌ها

2) تبدیل و توزیع توان الکتریکی

هر ردی این کاربردها با ایجاد و آشکارسازی میدان الکترومغناطیسی و جریان الکتریکی سرو کار دارند. گرچه از انرژی الکتریکی در سال‌های انتهایی قرن 19 برای انتقال پیام به وسیله تلگراف و تلفن استفاده می‌شد اما بیشتر پیشرفت‌های مربوط به علم الکترونیک پس از ساخت رادیو شکل گرفت. در یک نگاه ساده, یک سیستم الکترونیکی را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد:

  • ورودی‌: حسگرهای الکترونیکی و مکانیکی (یا مبدل‌های انرژی) . این تجهیزات سیگنال‌ها یا اطلاعات را از محیط خارج دریافت کرده و سپس آنها را به جریان, ولتاژ یا سیگنال‌های دیجیتال تبدیل می‌کنند.
  • پردازشگر سیگنال: این مدارها در واقع وظیفه اداره کردن, تفسیر کردن و تبدیل سیگنال‌های ورودی برای استفاده آنها در کاربرد مناسب را بر عهده دارند. معمولاً در این بخش پردازش سیگنال‌های مرکب بر عهده پردازشگر سیگنال‌های دیجیتال است.
  • خروجی: فعال کننده‌ها یا دیگر تجهیزات (مانند مبدل‌های انرژی) که سیگنال‌های ولتاژ یا جریان را به صورت خروجی مناسب در خواهند آورد (برای مثال با ایفای یک وظیفه فیزیکی مانند چرخاندن یک موتور).

برای مثال یک تلويزيون دارای هر سه بخش بالا است. ورودی تلویزیون سیگنال‌های پراکنده شده را دریافت کرده (به وسیله یک آنتن یا کابل) و آنها را به ولتاژ و جریان مناسب برای کار دیگر تجهیزات تبدیل می‌کند. پردازشگر سیگنال پس از دریافت داده‌ها از ورودی اطلاعات مورد نیاز مانند میزان روشنایی, رنگ و صدا را از آن استخراج می‌کند. در نهایت قسمت خروجی این اطلاعات را دویاره به صورت فیزیکی در خواهد آورد این کار به وسیله یک لامپ اشعه کاتدیک و یک بلندگوی آهنربایی انجام خواهد شد.

انواع مدارها

مدارهای آنالوگ

بیشتر دستگاه‌های الکترونیکی آنالوگ مانند رادیو از تعدادی مدار اساسی تشکیل شده‌اند. مدارهای آنالوگ بر خلاف مدارهای دیجیتال از یک دامنه مداوم ولتاژ استفاده می‌کنند. تعداد مدارهای مختلف آنالوگ بسیار زیاد است به دلیل که یک مدار آنالوگ می‌تواند از یك مدار تشکیل شده از یک قطعه تا یک مدار متشکل از هزاران قطعه مختلف باشد.

مدارهای آنالوگ مدارهای خطی نیز می‌نامند گرچه از بسیاری از عوامل غیر خطی مانند آشکارسازها, تلفیق‌کننده‌ها و ... در آنها استفاده می‌شود. به عنوان مثال‌های خوب برای مدارهای آنالوگ می‌توان از تقویت کننده‌های ترانزیستوری یا لامپ خلاء, تقویت کننده‌های عملیاتی و نوسان‌سازها نام برد.

امروزه برخی از مدارهای آنالوگ از المان‌های دیجیتال و یا حتی ریزپردازنده‌ها برای بهبود عملکرد مدار استفاده می‌کنند. این مدارهای معمولا مدارهای «سیگنال مرکب» می‌نامند. برخی موارد ممکن است تشخیص مدارهای آنالوگ از دیجیتال سخت باشد چراکه در برخی از مدارها از هر دو نوع عناصر خطی و غیر خطی استفاده شده است.

مدارهای دیجیتال

مدارهای دیجیتال مدارهایی هستند که بر پایه چند سطح ولتاژ مجزا طراحی شده‌اند. مدارهای دیجیتال رایج‌ترین مثال برای معرفی سیستم‌های جبر بول هستند و اصول پایه همه رایانه‌های دیجیتال را تشکیل می‌دهند. در بیشتر موارد تعداد حالت‌های ولتاژ در یک مدار دیجیتال دوتا هستند که با بالا (High) و پایین (Low) نمایش داده می‌شوند. که در این حالت ولتاژ پایین ولتاژی نزدیک به صفر و ولتاژ بالا ولتاژی غیر صفر است که با توجه به نوع تغذیه متفاوت است.

رایانه‌ها, ساعت‌های الکترونیکی و کنترل کننده‌های منطقی برنامه‌پذیر (PLC) بر پایه مدارهای دیجیتال ساخته می‌شوند.

اجزای اصلی:

و به عنوان تجهیزات جامع‌تر:

رشته ي الكترونيك هواپيمايي:



ديباچه: بخش عمده‌اي از سيستم‌هاي زميني كه سلامت و ايمني يك پرواز را تضمين مي‌كنند، تجهيزات الكترونيكي هستند. افرادي كه با اين تجهيزات كار كرده و آنها را تعمير مي‌كنند بايد علاوه بر آشنايي با الكترونيك عمومي، با الكترونيك تخصصي هواپيما نيز آشنا باشند؛ يعني در سازمان هواپيمايي كشوري نياز به تلفيقي از يك دوره الكترونيك عمومي با الكترونيك تخصصي است. در ضمن، اين دوره آن‌قدر كوتاه نيست كه بتوان به عنوان يك دوره كوتاه مدت، به فارغ‌التحصيلان كارداني يا كارشناسي برق آموزش داد. از اين رو، دوره تخصصي الكترونيك هواپيمايي در مقطع كارداني و كارشناسي در وزارت علوم ارائه شده است و فارغ‌التحصيلان اين رشته، با توجه به توان و تخصص خود، در سازمان هواپيمايي كشوري به كار گمارده مي‌شوند.دروس رشته الكترونيك هواپيمايي، به ويژه در مقطع كارشناسي، شباهت بسياري به دروس رشته مهندسي برق گرايش مخابرات دارد؛ يعني حدود 90% دروس اين دو رشته مشابه است و 10 يا حداكثر 15 درصد از دروس نيز دروس تخصصي الكترونيك هواپيما مثل دوره‌هاي تخصصي ils، vor يا دوره‌هاي مقررات ناوبري است. به همين دليل، فارغ‌التحصيل اين رشته به غير از صنعت هواپيمايي مي‌تواند در صنعت مخابرات نيز مشغول به فعاليت شود.



توانايي‌هاي لازم

:
توانايي‌هاي لازم براي اين رشته مانند رشته اويونيك هواپيما است.

موقعيت شغلي در ايران :
سازمان هواپيمايي كشوري به تخصص‌ فارغ‌التحصيلان اين رشته‌، نياز بسياري دارد.مثلاً براي سيستم‌هاي زميني كه در فرودگاه‌ها نصب مي‌شود يا نقاط كور داخل كشور مثل كوير كه هواپيما از آنجا عبور مي‌كند و بايد بتواند موقعيت خود را در اين مناطق نيز به فرودگاه گزارش كند،‌ نياز به متخصصان الكترونيك هواپيما است؛ افرادي كه به تعمير، نگهداري و سرويس سيستم‌هاي الكترونيكي موجود مي‌پردازند.
درس‌هاي اين رشته در طول تحصيل :

دروس پايه:
رياضي عمومي، رياضي كاربردي،‌ فيزيك.

دروس اصلي و تخصصي:
مدار الكتريكي، الكترونيك، مدارهاي منطقي، اندازه‌گيري الكتريكي، ماشين‌هاي الكتريكي، نقشه‌كشي صنعتي، برنامه‌نويسي كامپيوتر، اصول فرستنده و گيرنده، سيستم‌هاي كمك‌ناوبري، سيستم‌هاي مخابرات هواپيمايي، قوانين راديويي، زبان تخصصي هواپيمايي، كارآموزي cns/atm (بسياري از درس‌هاي اين رشته همراه با آزمايشگاه است).

موفق باشيد/.


__________________

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:31  توسط poya  | 

اختراع گاغذ

در تمدن هاي قديمي مانند مصر و چين و بين النهرين براي نوشتن، روش هاي مختلفي به كار مي بردند. مصريان ورقه هايي به نام پاپيروس ساختند و در نوشتن خط هيروگليف از آن استفاده مي كردند.

مردم بين النهرين با خط ميخي روي خشت ها مي نوشتند و عده اي هم مطالب خود را بر روي پوست ها نقش مي نمودند( مانند ايراني ها). در چين ابتدا روي چوب حكاكي مي كردند، ولي بعد با قلم مو روي پارچه ابريشمي نقش و نگار كشيده يا خط مي نوشتند. تا اين كه در سال 105 ميلادي تسابي يون چيني موفق به اختراع نوعي كاغذ گرديد. طرز كارش بدين نحو بود كه نخست مقداري قطعات ريز پارچه هاي ابريشمي را مي خيساند و بعد آن را صاف مي كرد و بر روي صفحه اي پهن مي نمود، پس از خشك شدن آن را براي نوشتن مورد استفاده قرار مي دادند. بعد هم به جاي ابريشم از خيزران و چوب درخت توت كاغذ مي ساختند و الياف آن ديگر ديده نمي شد، زيرا الياف چوب را نرم مي كند. ناگفته نماند كه نمد سازي در شرق اختراع شد و شايد صنعت نمد مالي فكر مخترع كاغذ را به سوي اين اختراع كشانده است.

 
به هر حال رمز كاغذ سازي مدت ها در چين مخفی مانده بود و كسي جز صنعتگران از آن خبر نداشتند تا اين كه در سال 751 میلادی عده اي از كارگران كاغذ سازي اسير شده و به سمرقند برده شدند. آن ها در سمرقند از كتان و شاهدانه كاغذ ساختند پس از چندي رمز كاغذ سازي به بغداد و دمشق برده شد و در اين دو شهر كارخانه كاغذ سازي تأسیس شد.
در سال 1190- م كاغذ سازي در فرانسه و ساير نقاط اروپا رواج يافت. اروپاييان در ساختن و تكامل صنعت كاغذ سازي كوشش فراوان كردند. از پارچه هاي كهنه و پنبه اي و كتان كاغذ ساختن و در تكامل اين صنعت كوشش فراوان كردند. آن ها از پارچه هاي كهنه و پنبه اي و كتان كاغذ مي ساختند چون با پر غاز مي نوشتند كاغذشان سفت تر بود و با نوعي ژلاتين پارچه هاي كهنه را مي آغشتند.

گفتيم كه در اروپا ماده اوليه كاغذ، پارچه هاي كهنه بودند لذا اگر مد پرستي و استفاده از لباس هاي بسيار در اروپا معمول نشده بود، شايد پیشرفت صنعت كاغذ سازي متوقف مي شد و طبعاً به دنبال ان چاپ هم ركود پيدا مي كرد. اما كم كم متوجه شدند كه با مصرف روز افزون كاغذ تنها پارچه هاي كهنه نمي توانستند نياز آن ها را تأمين كنند. لذا براي نخستین بار در سال 1800 ميلادي در اروپا به فكر خمير كردن چوب و ساختن كاغذ از آن افتادند.

 در سال 1840 شخصي به نام فردريك كلر وسيله اي براي خرد كردن چوب ساخت و در همان سال يك نفر شيمي دان امريكايي با برخي مواد شيميايي چوب را خمير كرد، به صورتي كه لطمه به سلولزهاي آن كه براي ساختن كاغذ لازم بود نخورد. در اثر اين دو اكتشاف هم صنعت كاغذ سازي توسعه پيدا كرد و هم صنعت چاپ. و بالاخره در سال 1844 م داهل آلماني ساختن كاغذ را از خمير چوب اختراع كرد كه امروزه رايج ترين طريقه ي تهيه كاغذ مي باشد كه در كارخانجات بزرگ كشورهای جهان انجام مي گیرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 10:50  توسط poya  | 

نانو در کشاورزی

نانو تکنولوژي و کشاورزي

فناوري نانو هيچ زمينه علمي را به حال خود رها نکرده است . علوم کشاورزي نيز از اين قاعده
جدا نيستند .تا به حال کاربردهاي متعددي از فناوري نانو در کشاورزي ، صنايع غذايي و علوم دامي مطرح شده است.
رابطه ميان فناوري نانو وعلوم کشاورزي در زمينه هاي زير قابل بررسي است :
1- نياز به امنيت در کشاورزي و سيستم هاي تغذيه اي
2- ايجاد سيستم هاي هوشمند براي پيشگيري و درمان بيماريهاي گياهي
3- خلق وسايل جديد براي پيشرفت در تحقيقات بيولوژي و سلولي
4- بازيافت ضايعات حاصل از محصولات کشاورزي
از بين تدابير موجود در مديريت آفات کشاورزي استفاده از آفت کش ها و سموم سريعترين و ارزان ترين روش براي واکنش به يک وضيت اضطراري است .
روش هاي کنترل زيستي در حال حاضر بسيار هزينه بر هستند . در اين روش ها کنترل آفت از طريق يکي از دشمنان طبيعي آن آفت صورت مي گيرد . امروزه مصرف بي رويه آفت کش ها مشکلات زيادي را ايجاد کرده اند اين مشکلات شامل اثرات سوء بر سلامت انسان ( ايجاد مسموميت هاي حاد يا بيماري هاي مزمن ) ، تاثير اين مواد بر حشرات گرده افشان و حيوانات اهلي مزارع و همچنين ورود اين مواد به آب و خاک و تاثير مستقيم وغير مستقيم آن در اين نظام هاي زيستي مي باشد .
مصرف بي رويه آفت کش ها محصولات کشاورزي را نيز به منبع ذخيره سم تبديل مي کند
مهمترين سوال در زمينه استفاده از آفت کش ها اين است که :چقدر از اين سموم استفاده کنيم ؟
استفاده از داروهاي (سموم) هوشمند در ابعاد نانو مي تواند راه حل مناسبي باشد . اين داروها که قابليت حرکت در گياه را دارند در بسته هايي که حاوي نشاني خاصي هستند قرار ميگيرند .برچسب نشاني يک کد مولکولي است که بر روي بسته نصب شده و به بسته اجازه ميدهد که به بخشي از گياه که مورد حمله عامل بيماري يا آفت قرار گرفته تحويل داده شود . اين ناقلين در ابعاد نانو همچنين داراي خود تنظيمي نيز مي باشند به اين معني که دارو فقط به ميزان لازم به بافت گياهي تحويل داده مي شود .
دقت در رديابي بافت هدف و ميزان اندک اما موثر دارو باعث مي شود استفاده از سموم در کشاورزي به حداقل برسد .
همه ما ميدانيم که پيشگيري بر درمان مقدم است . بيماري هاي گياهي نيز از روي علائمي مانند تغيير رنگ يا تغيير شکل اندام ها شناسايي مي شوند ولي مسئله اينجاست که اين علائم مدتها پس از ورود عامل بيماري به بافت گياه بروز پيدا مي کنند به همين خاطر با سريعترين اقدام ها براي جلوگيري از شيوع بيماري باز هم مقداري از محصول از بين مي رود . در نتيجه نياز به ابزاري که به کمک آن بتوان در همان مراحل ابتدايي ورود عامل بيماري، آن را کنترل و مهار کرد بسيار ضروري به نظر ميرسد.
نانو حسگرهاي زيستي ابزارهايي هستند که که از تلفيق ابزارهاي شيميايي ، فيزيکي و زيستي بدست آمده اند.
تصوير ورود يک نانوحسگر زيستي به درون يک سلول
اين حسگرها شامل ترکيبات زيستي مانند يک سلول ، آنزيم و يا آنتي بادي متصل به يک مبدل انرژي هستند و قادرند که تغييرات ايجاد شده در مولکول هاي اطراف خود را گزارش دهند . اين گزارش ها توسط سيگنالهايي که مبدل انرژي به تناسب با مقدار آلودگي توليد ميکند دريافت مي شوند. بنابراين اگر تجمع زيادي از عامل بيماري در اطراف اين حسگرها وجود داشته باشد سيگنال هاي قوي فرستاده مي شوند . ارزيابي حضور آلاينده ها در محيط توسط حسگرها در چند دقيقه ميسر است اما با استفاده از روش هاي رايج حداقل 48 ساعت زمان براي تشخيص نياز است .
استفاده از نانوحسگرهاي زيستي در بسته هاي غذايي نيز کاربرد که در صورت شروع فساد مواد غذايي مي توانند هشدار دهنده باشند .
از ديگر کاربردهاي فناوري نانو در صنايع غذايي ايجاد پلاستيک هاي جديد در صنعت بسته بندي مواد غذايي است . در توليد اين پلاستيک ها از فناوري نانو ذرات استفاده شده است . اکسيژن مسئله سازترين عامل در بسته بندي مواد غذايي است زيرا اين عنصر باعث فساد چربي مواد غذايي و همچنين تغيير رنگ آنها ميشود . در اين پلاستيک جديد نانوذرات به صورت زيگزاگ قرار گرفته اند و مانند سدي مانع از نفوذ اکسيژن مي شوند .
به بيان ديگر مسيري که گاز بايد براي ورود به بسته طي کند طولاني مي شود . به همين خاطر مواد غذايي در اين بسته ها تازگي خود را بيشتر حفظ مي کنند .
با طولاني کردن مسير حرکت مولکولهاي اکسيژن، مواد غذايي ديرتر فاسد مي شوند.
فناوري نانو با استفاده از فرايندهاي طبيعي زيستي ، شيميايي و فيزيکي در بازيافت مواد باقيمانده از محصولات کشاورزي و تبديل آنها به انرژي و يا مواد شيميايي صنعتي نيز نقش دارد . به طور مثال از زمان برداشت پنبه تا توليد پارچه بيش از 25 % الياف به ضايعات تبديل مي شوند . در دانشگاه کرنل در آمريکا روشي تحت عنوان «ريسندگي الکتريکي» ابداع شده که با استفاده از اين روش از ضايعات پنبه محصولاتي مانند کلافهاي پنبه و نخ البته با کيفيت پايين تر توليد ميکنند . دانشمندان علوم پليمر از اين روش براي توليد نانو فيبرها از سلولز که 90% الياف پنبه را تشکيل مي دهد استفاده کرده اند و اليافي کمتر از 100 نانومتر توليد کرده اند که 1000 بار کوچکتر از الياف فعلي است .
يکي از کاربردهايي که براي اين الياف ريز سلولزي بيان شده جذب آفت کش ها و کودهاي شيميايي از محيط براي جلوگيري از ورود آنها به اکوسيستم و رها کردن مجدد اين مواد در محيط در مواقع مورد نياز است .
از ديگر محصولات فناوري نانو ، نانو کاتاليزورها هستند که قابليت تبديل روغن هاي گياهي به سوخت را جهت ايجاد منابع جديد انرژي دارند .
پيشرفت در زمينه علوم گياهي ، کشاورزي و صنايع غذايي رابطه مستقيمي با پيشرفت در تحقيقات زيست شناسي سلولي و مولکولي دارد . توليد ابزارهاي جديد تحول شگرفي در تحقيقات سلولي و مولکولي ايجاد کرده است . امروزه ميکروسکوپ هايي که قابليت ايجاد مشاهده در مقياس نانو را دارند در توسعه علوم زيستي نقش مهمي را ايفا مي کنند.

نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند، توانایی ایجاد تحول در سیستم كشاورزی و صنایع غذایی آمریكا و سر تاسر دنیا را دارد. نمونه هایی از كاربردها و پتانسیلهای بالقوه نانوتكنولوژی در كشاورزی و صنایع غذایی، شامل سیستم های جدید آزاد كننده دارو برای درمان بیماریها، ابزارهای جدید بیولوژی سلولی و مولكولی، امنیت زیستی و تضمین سلامتی محصولات كشاورزی و غذایی و تولید مواد جدید مورد استفاده برای شناسایی عوامل بیماریزا و حمایت از محیط زیست می باشد.

تحقیقات اخیر، امكان استفاده از نانوشلها و نانوتیوپها را در سیستمهای جانوری برای تخریب سلولهای هدف، به روشنی ثابت نموده است. امروزه از نانوپارتیكل ها كه اجرام بسیار كوچكتر از حد میكرون هستند، برای رها سازی داروها و یا ژنها به داخل سلولها استفاده می كنند و مورد انتظار است كه این تكنولوژیها در ۱۰ الی ۱۵ سال آتی مورد بهره برداری كامل قرار گیرد. با روند رو به رشد تحقیقات اخیر، این پیش بینی منطقی است كه در دهه آینده، صنعت نانوتكنولوژی با توسعه بی نظیر خود، منجر به ایجاد انقلاب عظیم در بخش پزشكی و بهداشت و همچنین تولیدات دارویی دام و آبزیان گردد.

تصور امكان تزریق نانوپارتیكها به دامها و فعال شدن تدریجی ماده موثر همراه با این نانوذرات در بدن حیوان برای از بین بردن و تخریب سلولهای سرطانی، افق تحقیقاتی جدیدی را به روی محققان بازكرده است.

● مقدمه:
نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند نوین، توانایی ایجاد انقلاب و تحولات عظیم را در سیستم تامین مواد غذایی و كشاورزی ایالت متحده آمریكا و در گستره جهانی دارد. نانوتكنولوژی قادر است كه ابزارهای جدیدی را برای استفاده در بیولوژی مولكولی و سلولی و همچنین تولید مواد جدیدی، برای شناسایی اجرام بیماری زا معرفی نماید و بنابراین چندین دیدگاه مختلف در نانوتكنولوژی وجود دارد كه می تواند در علوم كشاورزی و صنایع غذایی، كاربرد داشته باشد.
به عنوان مثال امنیت زیستی تولیدات كشاورزی و مواد غذایی، سیستمهای آزاد كننده دارو بر علیه بیماریهای شایع، حفظ سلامتی و حمایت از محیط زیست از جمله كاربردهای این علم می باشد.

● علم نانوتكنولوژی چیست؟
انجمن ملی نوبنیاد نانوتكنولوژی كه یك نهاد دولتی در كشور امریكا می باشد ، واژه نانوتكنولوژی را چنین توصیف می كند: "تحقیق و توسعه هدفمند، برای درك و دستكاری و اندازه گیریها مورد نیاز در سطح موادی با ابعاد در حد اتم"، مولكول و سوپرمولكولها را نانوتكنولوژی می گویند. این مفهوم با واحدهایی از یك تا صد نانومتر، همبستگی دارد. دراین مقیاس خصوصیات فیزیكی، بیولوژیكی و شیمیایی مواد تفاوت اساسی با یكدیگر دارند و غالبا اعمال غیر قابل انتظار از آنها مشاهده می شود. در سیستم كشاورزی امروزی، اگردامی مبتلا به یك بیماری خاص شود، می توان چند روز و حتی چند هفته یا چند ماه قبل علائم نامحسوس بیماری را شناسایی كنند و قبل از انتشار و مرگ و میر كل گله، دامدار را برای اخذ تصمیمات مدیریتی و پیشگیری كننده آگاه كند و بنابراین می توان نسبت به مقابله با آن بیماری اقدام نماید.
نانوتكنولوژی به موضوعاتی در مقیاس هم اندازه با ویروسها و سایر عوامل بیماری زا می پردازد و بنابراین پتانسیل بالایی را برای شناسایی و ریشه كنی عوامل بیماری زا دارد. نانوتكنولوژی امكان استفاده از سیستمهای آزاد كننده داروئی را كه بتواند به طور طولانی مدت فعال باقی بماند، فراهم می كند.
به عنوان مثال استفاده از سیستمهای آزاد كننده دارو، می توان به ایمپلنتهای ابداع شده مینیاتوری در حیوان اشاره كرد كه نمونه های بزاقی را به طور مستمر كنترل می كنند و قبل از بروز علائم بالینی و تب، از طریق سیستمهای هشدار دهنده وسنسورهای ویژه، می تواند احتمال وقوع بیماری را مشخص و سیستم خاص ازاد كننده دارو معینی را برای درمان موثر توصیه كنند. طراحی سیستمهای آزاد كننده مواد دارویی، یك آرزوی و رویای همیشگی محققان برای سیستمهای رها كننده داروها، مواد مغذی و پروبیوتیكها بوده و می باشد.
نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند به ما اجازه می دهد كه نگرشی در سطح مولكولی و اتمی داشته و قادر باشیم كه ساختارهایی در ابعاد نانومتر را بیافرینیم.
برای تعیین و شناسایی بسیار جزئی آلودگیهای شیمیایی، ویروسی یا باكتریایی در كشاورزی و صنایع غذایی معمولا از روشهای بیولوژیكی، فیزیكی و شیمیایی استفاده می گیرد. در روشهای اخیر نانوتكنولوژی برای استفاده توام این روشها، یك سنسور در مقیاس نانو طراحی كرده اند در این سیستم جدید، مواد حاصل از متابولیسم و رشد باكتریها با این سنسورها تعیین می گردد.
سطوح انتخابی بیولوژیكی، محیطی هایی هستند كه عمده واكنشهای و فعل و انفعالات بیولوژیكی و شیمیایی در آن محیط انجام می شود.
چنین سطوحی همچنین توانایی افزایش یا كاهش قدرت اتصال ارگانیزمها و ملكولهای ویژه را دارد. از جنبه های كاریردی استفاده از این سطوح، طراحی سنسورها، كاتالیستها، و توانایی جداسازی یا خالص سازی مخلوطهای بیومولكولها می باشد. نانومولكولها موادی هستند كه اخیرا از طریق نانوتكنولوژی به دست آمده اند و یا در طبیعت موجودند و بوسیله این ساختارها، امكان دستكاریهای درسطح نانو و تنظیم و كاتالیز واكنشهای شیمیایی وجود دارد. نانو مواد از اجزای با سایز بسیار ریز تشكیل شده اند و اجزا تشكیل دهنده چنین ساختارهایی بر خواص مواد حاصل در سطح ماكرو تاثیر می گذارد.
ساختارهای كروی توخالی (buckey balls ) كه با نام دیگر فلورن هم شناخته شده اند، مجموعه از اتمهای كربن متحدالشكل به صورت كروی هستند كه در چنین ساختاری هر اتم كربن به سه اتم كربن مجاورش متصل شده. دانشمندان اكنون به خوبی می دانند كه چگونه یك چنین ساختاری را به وجود آورند و كاربردهای بیولوژیكی آن امروزه كاملا شناخته شده است. از جمله كاربردهای چنین ساختارهایی برای رها سازی دارو یا مواد رادیواكتیو در محلهای مبتلا به عوامل بیماریزا می باشد.
ایده استفاده از۶۰ اتم كربن به جای ۸۰ اتم، ساختارهای توخالی را برای آزاد سازی دارو فراهم می كند. هدف از این كار در نهایت رسیدن به گروهای قابل انحلال پپتیدها در آب می باشد كه نتیجتا این مولكولها به جریان خون راه پیدا می كنند. نانوتیوپها ساختارهای توخالی دیگری هستند كه از دو طرف باز شده اند و گروههای اتمی دیگری به آنها اضافه شده اند و یك ساختار شش گوشه را تشكیل می دهند. نانوتیوپها می توانند به عنوان یك ورقه گرافیت در نظر گرفته شوند كه به دور یك لوله پیچیده شده اند.
كاربرد پلی مرهای سنتزی در داروسازی پیشرفتهای چشمگیری داشته است. سبكی، نداشتن آثار جانبی و امكان شكل دهی پلی مرها، كاربرد آنها را در زمینه پزشكی و دامپزشكی افزایش داده است. در روشهای دارورسانی مدرن، فرآورده شكل دارویی موثر خود را با یك روند مشخص شده قبلی برای مدت زمان معلوم بطور سیستماتیك به عضو هدف آزاد می كند. پلیمرها نه تنها به عنوان منابع ذخیره دارو و غشا و ماتریكس های نگهدارنده عمل می كنند بلكه می توانند سرعت انحلال آزاد سازی و تعادل دفع و جذب آزاد را در بدن كنترل كنند.
دندریمر(پلی مر) یك طبقه جدید از مولكولهای سه بعدی مصنوعی هستند كه از مسیر و راه نانوسنتزی به دست آمده اند كه این دندریمرها از توالیها و شاخه ای تكراری حاصل آمده اند. ساختار چنین تركبیباتی از یك درجه بالای تقارن برخوردار است.
نقاط كوانتومی، كریستالهایی در مقیاس نانومتری هستند كه اساسا در اواسط ۱۹۸۰ برای كاربردهای اپتوالكترونیك به كاربرده شدند. آنها در طی سنتز شیمیایی در مقیاس نانو ایجاد می شوند و از صدها یا هزاران اتم در نهایت یك ماده نیمه هادی معدنی تشكیل شده اند كه این ماده به اتمها خاصیت فلورنس می دهد. وقتی یك نقطه كوانتومی با یك پرتو نور برانگیخته می شود آنها دوباره نور را منتشر می كنند. میزان یك طیف نشری متقارن باریك مستقیم به اندازه كریستال بستگی دارد.
این بدان معنی است كه اجرام كوانتومی می توانند به خوبی برای انتشار نور در طول موجهای مختلف طراحی شوند. نانوشلها یك نوع جدید از نانوذرات كه از هسته دی الكتریك مانند سیلیكا تشكیل شده اند كه با یك لایه فلزی فوق العاده نازك(به عنوان مثال طلا) پوشش داده شده اند. نانوشلهای طلا، دارای خواص فیزیكی مشابه به آنهایی هستند كه از كلوئیدها طلا ساخته شده اند. پاسخهای نوری نانوشلهای طلا به طور قابل توجهی به اندازه نسبی هسته نانوذرات و ضخامت لایه طلا بستگی دارد.
دانشمندان قادرند نانوشلهایی را بسازند كه ملكولهای آنتی ژنها بر روی آنها سوار شوند و در مجموع سلولهای سرطانی و تومورهای موجود را تحت تاثیر قرار دهند. این ویژگی مخصوصا در رابط با نانوشلها می باشد كه این ساختارها قادرند فقط تومورهای موجود را تحت تاثیر قرار دهند و سلولهای مجاور تومور دست نخورده باقی می ماند. از طریق حرارتی كه به طور انتخابی در سلولهای توموری ایجاد می كند منجر به از بین بردن این سلولها می شود.
● كاربردهای نانوتكنولوژی در علوم دامی
سلامتی دامهای اهلی از جمله مسائلی است كه با اقتصاد دامداریها در ارتباط می باشد. یك دامپزشك می نویسد كه "علم نانوتكنولوژی توانایی و پتانسیل بالقوه ای بر روی رهیافتهای آتی دامپزشكی و درمان دامهای اهلی خواهد داشت". تامین اقلام غذایی برای دامهای اهلی همواره با افزایش هزینه و نیاز به مراقبتهای خاص دامپزشكی و تجویز دارو و واكسن همراه بوده است و نانوتكنولوژی توانایی ارائه راهكارهای مناسب برای حل این معضلات را دارد.
● سیستمهای سنتیتیك آزاد كننده مواد داروئی
امروزه مصرف آنتی بیوتیكها، واكسنها، پروبیوتیكها و عمده داروها از طریق وارد كردن آنها از راه غذا یا آب دامها و یا از راه تزریق عضلانی صورت می گیرد. رها سازی یك مرحله ای دارو در برابر یك میكروارگانیزم علارغم تاثیرات درمانی و اثرات بازدارنده پیشرفت یك بیماری معمولا با بازگشت مجدد علائم بیماری وتخفیف اثرات دارویی مصرفی همراه است. روشهای موجود در سطح نانو، قابلیت تشخیص و درمان عفونت،اختلالات تغذیه ای و متابولیكی را دارا می باشد. سیستمهای سنتتیك رها سازی دارو می تواند خواص چند جانبه برای حذف موانع بیولوژیكی در افزایش بازده درمانی داروی مورد استفاده و رسیدن آن به بافت هدف داشته باشد كه از جمله این خواص می توان به موارد ذیل اشاره كرد.
۱) تنظیم زمانی مناسب برای آزاد سازی دارو
۲) قابلیت خود تنظیمی
۳) توانایی برنامه ریزی قبلی
بنابراین در آینده نزدیك پیشرفتهای بیشتر تكنولوژی امكانات زیر را فراهم می كند:
▪ توسعه سیستمهای سنتیتیك رها سازی داروها،پروبیوتیكها، مواد مغذی
▪ افزایش سرعت شناسایی علائم بیماری و كاربرد روشهای درمانی سریع
▪ توسعه سیستمهای رها سازی اسیدهای نوكلئیك و مولكولهای DNA
▪ كاربرد نانومولكولها در تولید واكسنهای دامی
● تشخیص بیماری و درمان دامها
تصور امكان تزریق نانوپارتیكها به دامها و فعال شدن تدریجی ماده موثر همراه با این نانوذرات در بدن حیوان برای از بین بردن و تخریب سلولهای سرطانی، افق تحقیقاتی جدیدی را به روی محققان بازكرده است. محققان دانشگاه رایس مراحل مقدماتی كاربرد نانوشلها را برای تزریق به جریان خون ارزیابی كردند.
این ذرات نانو به گیرنده های غشاسلولهای سرطانی متصل می شوند و با ایجاد امواج مادون قرمز باعث بالا رفتن دمای سلولهای مذكور به ۵۵ درجه و تركیدن و از بین رفتن تومورهای موجود می گردند. همچنین نانوپارتیكهایی كه از اكسیدهای آهن ساخته می شوند، با ایجاد امواج مگنتیك در محل استقرار سلولهای سرطانی باعث از بین بردن این سلولها می شوند. یكی از اساسی ترین محورهای تحقیقاتی كنونی، توسعه سیستمهای رها سازی DNA غیرزنده، با بازدهی مناسب و با حداقل هزینه و عوارض جانبی و سمی می باشد، كه در ژن درمانی مورد استفاده قرار می گیرند.
● اصلاح نژاد دام
مدیریت تلاقی و زمان مناسب جفتگیری دامها، از جمله مواردی است كه در مزارع پرورش گاوشیرده به هزینه و زمان طولانی نیاز دارد. از راهكارهایی كه اخیر مورد استفاده قرار گرفته است، استفاده از نانوتیوپها خاص در داخل پوست می باشد كه زمان واقعی پیك هورمون استروژن و وقوع فحلی را دار دامها نشان می دهد و لذا با علائمی كه سنسورهای موجود به دستگاه مونیتور می فرستد، زمان دقیق و واقعی تلقیح را به دامدار نشان می دهد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 17:27  توسط poya  | 

پرسش مهر 88

« مژده و نوید ده بر کسانیکه پس از شنیدن گفتار و مطالب به پیروی از موضوعات نیک تر و خوب تر آن می روند و آنان کسانی هستند که هدایت شده گان حضرت حق اند و صاحبان عقل و خرد اند .»

آفریدگارا : اگر بر دیگران پوشیده است ، بر تو عیان و روشن است که ما غرضی از نشر این جزوه جز خدمت بر دین و راهنمایی وجوانان به خالق یکتای بی همتا نداریم . بر همه اسرار تو آگاهی و می دانی که ما می خواهیم با نشر این کتاب ارج و بهای دین پاک اسلام را بر توده گمراهان بهفمانیم تا کسانیکه امروز دین اسلام را از دانش دور ، و دانش را از دین مهجور می پندارند بدانند و بفهمند که دین و دانش برادر دیرینه و توام با همند و این اکتشافات علمی و اختراع ابزارهای فنی ابدا گردی به دامن پاک دین ننشانده است ، بلکه هر قدر اکتشافات علمی و اختراعات فنی از قبیل میکروسکوپ ، تلسکوپ و اسپکترسکوپ و هزاران اختراعات و اکتشافات دیگر بیشتر شود انوار حقایق دین مقدس اسلام روشن تر خواهد شد . و پرده از چهره حق نمای دین بهتر بر کنار می سازد و رخسار زیبای این دین را به تمام جهانیان می نمایاند و تشنه بیان حقیقت و حق را از چشمه سار علم و کمالش سیراب می سازد و موجب سر افرازی مسلمانان را فراهم می کند بیش از این اطاله کلام ندهیم و هر چه زودتر  به مطالب مظور و مقصود بپردازیم و خاطر خوانندگان عزیز را مستحضر سازیم .

البته مخفی نباشد که این مباحث و مطالبی که در این جا مندرج شده است قطره ای است از دریای علم توحید و تا حد امکان رعایت ایجاز و اختصار شده است . تا استفاده کنندگان از این جزوه خسته نشوند و با علاقه وافری مکررا مطالعه نمایند و برای دیگران تقریر کنند .

شاید از برکت عامه حضرت حق و توجهات حضرت بقیه الله هر چه زودتر هدایت یافته و به هدف مقدس واصل گردند .

آیا جهان آفریدگاری دارد ؟

با توجه به آیه مبارکه قرآنیه :« ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب »

بهترین دلیل و راهنما برای شناسائی حق ، آیات نظام طبیعت و انتظام جهان هستی می باشد . زیرا هر وجودی که بخواهد لباس هستی به اندام خویش بپوشاند ومنشا اثر باشد احتیاج به سه اصل دارد .

1.          ماده

2.          صورت

3.          نظم ما بین این دو

بیان روشن تری درباره این موضوع پیاده کنیم :

اگر کتابی را باز نمائیم و نظری به نوشته های آن بیافکنیم این نوشته ها در صورتی قابل استفاده است که دارای این سه اصل باشد .

هم ماده الفباء و هم شکل را واجد باشد و هم نظم در پیوستگی حروف با هم  .

آن چه ما را به عامل نیرومند دانائی راهنمایی می کند اصل سوم است که مسئله نظم و انتظام باشد . در اینجا شما را به نکته ای که یکی از دانشمندان دانشگاه الازهر مصل که دارای مقام حساسی از نظر دانش می باشد به نام « مرداش عبدالمجید سرحان » در بیانیه ای که درباره وجود باریتعالی ایراد فرموده اند متوجه می سازیم . اگر صندوقچه ای را که دارای هزار حرف الفبا است باز نمائیم و بخواهیم که این حروف بر حسب تصادف نظم خویش را تامین سازند . احتیاج به این دارد که میلیون ها سال بگذرد تا مختصر نظمی در حروف به وجود آید و این معنا در جهان هستی راه ندارد . ما به هر گوشه و کنار این جهان که می نگریم جز نظم و انتظام چیزی به چشم نمی خورد . دانشمندان در قوانین مربوط به ترمودینامیک مطالعه دقیقی نموده اند و چنین تشخیص دادند که حرارت آفریده شده از یک عامل قویی است که بدایتی ( ابتداء ) برای او راه ندارد ، زیرا که اگر آن وجود دارای ابتداء باشد مستلزم حالت امکانی خواهد شد و وجود ممکن هیچگاه ابد و ازل در او راه ندارد پس با قوانین حرارت همیشگی دینامیک سازگار نمی باشد .

از این جا روشن می شود که ایمان جزم و قطع یقینی و اعتماد قلبی به وجود حضرت باریتعالی به هر فرد عاقلی لازم است . همان طوری که ذات اقدس حق در آیه مذکور که در طلیعه بحث ذکر شد به همین نکته اشاره فرموده است که در خلقت آسمان و زمین و اختلاف منظم شبانه روز آیات و نشانه هایی است بر وجود مدبر و آفریننده دانا و توانا برای کسانیکه صاحبان عقل و خردند .

به ندای زمین گوش دهید !؟

و فی الارض آیات للموقنین

« در کره زمین آیاتی است ، برای اهل یقین که نظاره نمایند و به وسیله آن خالق خویش را بشناسند .»

برای اثبات وجود هستی نسبت به جهان از یکی از چهار فرض ذیل می توان استفاده نمود .

1.          جهان بجز یک امر خیالی و خوابی بیش نیست .

2.          خود به خود از نیستی پا به عرصه هستی گذاشته است .

3.          از برای جهان آغاز و ابتدائی نباشد ، و هستی اش ازلی و همیشگی است .

4.          جهان یک وجود آفریده شده که مستلزم آفریننده است ، و دلالت بر وجود آفریننده می کند.

اما فرض اول فسادش پرواضح و روشن است و برای آن قائلی نیست . بجز در عصر اخیر دانشمندی به نام « سر جیمز» انگلیسی که در کتاب خود به نام « جهان اسرار آمیز » نوشته است که ، گیتی به جز یک مفهوم ذهنی بیش نیست ، و تصورات آن تصورات مفهومیه ذهنیه است .

دانشمند بزرگ به نام فرانک آلن پاسخی به طرز تمسخر آمیز به ایشان داده اند که اگر چنین است موجب آن می شود که بگوئیم آب رودخانه خیالی است ، قطار روی ریل خیالی است . خوراک و پوشاک تماما امور خیالی هستند . این گونه مطالب را اجتماع نمی پذیرد ، و مورد استهزاء عقلا قرار می گیرد . پاسخی که بهتر می توان گفت آن است که تصورات ذهنیه وجودش بستگی دارد به تصور خود شخص متصور ، هر گاه اندک غفلتی برایش پیش آید آن صورت نابود می شود . اگر چنین باشد پس باید ، هستیت جهان از گیتی سلب گردد . این سخن در نهایت وضوح است و چه آن که مفاسد دیگری هم دارد که فعلا جای بحث آن نیست .

پاسخ نسبت به فرض دوم ، که جهان خود به خود از نیسی به وجود آمده است .

این مطلب قابل قبول نیست زیرا که با توجه به یک مقدمه کوچک می توانیم جواب منطقی بر رد این فرضیه انتخاب کنیم و آن عبارت است از این که ، ماهیت خارج از یکی از سه حال نمی باشد .

یا برایش وجود لازم است که آن را واجب الوجود می خوانند یا وجود او ضروری نمی باشد .( همان طوریکه عدمش هم ضروری نیست ) که ممکن الوجود می نامند .

نوع سومی دارد که فعلا از بحث ما خارج است . و آن عبارت است از این که عدمش برای او لازم و ضروری باشد که او را ممتنع الوجود نامگذاری کرده اند .

منظور ما در این مقدمه اثبات وجود امکانی از برای جهان است .شاهد بر این مدعی این که نه عدم و نه وجود ، هیچ یک برای جهان ضروری نیست . به دلیل تغییر و تحول زمان در ایام و چهار فصل سال که در هر لحظه ای که بنگریم جهان را در حالتی غیر از حالت قبلی مشاهده می کنیم .

روی این اصل امکانیت برای جهان حتمی است . با پذیرفتن این اصل ناگریزیم که اصل دیگری را بپذیریم و آن این است که هر وجود ممکنی وجودیت و عدمیتش تحقق و ثبوت پیدا نمی کند، مگربه عامل و مرجعی که یکی را انتخاب کرده . زیرا که فرض ما این است که وجود ممکن یعنی وجودی که نه هستی و نه نیستی برای او ضروری نباشد . پس با این منطق روشن شد که جهان در قابل امکان می باشد . و بدون عاملی و مدبری قابل تحقق و وجود نیست .

فرص سوم که وجود جهان همیشگی است .

تقریر این فرض به یکی از دو راه است .

1.   یا مراد این است که جهان یک جزء بی قابلی است نسبت به وجود دائمی و همیشگی حضرت باریتعالی ، که در مثل مناقشه نباشد برای تقریب به ذهن می توانیم او را تشبیه کنیم ، به وجود انگل و یا سایه برای صاحبش که از خودش ثباتی ندارد و دوامش بستگی دارد به وجود صاحب سایه ، همین معنی را درباره جهان بگوئیم که در مقابل هستی باریتعالی هیچ گونه دوامی نداشته باشد .

2.   یا آن که بگوئیم جهان وجود همیشگی اش مقابل وجود باریتعالی باشد مثل این که فرض کنیم که با دو چشم دو وجود ازلی ببینیم و با هر کدام وجودی مستقل مشاهده کنیم .

 

این هر دو راه یک پاسخ اساسی دارد که جوابگوی این دومی باشد و آن این است که قانون ترمودینامیک شهادت می دهد که جهان رو به وضعی روان است که در آینده به حدی به قوس نزولی تنزل می کند تا به جایی می رسد که دارای انرژی قابل مصرف موجودات زیست کننده نباشد و در چنین عصری ،زندگی برای موجودات مشکل و بلکه امکان پذیر نیست با این نکته متوجه می شویم که جهان وجودش ازلی نمی باشد ، و الا چگونه می شود وجود ازلی رو به انحلال برود .

می توانیم با جواب دادن به این سه فرض به صحت فرض چهارم قائل شویم .رای محکم شدن مطلب و استدلال نمودن موضوع ، مطالب فوق را به نکات زیر پیوند می دهیم ، و معطوف می سازیم که زمین با زبان تکوینی ندائی دارد که میگوید برای من آفریننده دانا و توانایی است . زیرا که اگر به جو زرهی که سرتاسر کره زمین را که حدود 800 کیلومتر مانند حلقه انگشتری در بر گرفته است . توجه بیشتری پیدا کنیم می بینیم ، که این زره دارای دو اثر و خاصیت است .

1.   دفاع کردن از سنگ های آسمانی ، که در هر ساعتی 20 میلیون سنگ به طرف زمین متوجه و او را هدف قرار داده ، با سرعت سرسام آوری که در هر ثانیه 50 کیلومتر سرعت به طرف زمین متوجه است . اثر جو ، حفظ نمودن موجودات کره زمین از چنین سنگ ها و بلاهای آسمانی می باشد .

2.   نه فقط خاصیت این جو زرهی چنین باشد ، بلکه با هضم شدن سنگ ها در فضای جو ، برای موجودات زنده زمین نفعی عاید می شود که همان سنگ ها را مبدل به جو مناسب با محیط زیست کنندگان می نماید ، پس با التفات با این حالت محدوده زمین و در نظر گرفتن دو اثر و خاصیت آن کاملا انسان پی می برد که برای او منظمی بوده است که چنین لباس با نظمی به اندام زمین پوشانده و او را در چنین شرایط خاصی محفوظ داشته که به وسیله نظم و انتظام بتوانند موجودات جاندار از آثار و منافع آن استفاده نمایند که خود این آیتی است واضح و روشن بر وجود بارتعالی به شرطی که با دیده حق بین از پشت دستگاه عقل منصف ناظر و تماشاگر باشیم .

باز با دقت دیگری می بینیم که ، کره زمین که دارای حجم وقطر معینی است که با این شرایط خاص ، چنین جوی را به دور خود حلقه انگشتر نمائی قرار داده است که اگر حجم خود را به کمتر از این یا بیشتر از این مقدارتغییر دهد ، دیگر موجودات زنده ، نمی توانند در چنین جوی و فضائی زندگی کنند ، یا از کثرت و شدت حرارت یا از زیادی سردی برودت دست از حیات خود شسته و لباس هستی را از خود دور می سازند . فاصله خاصی که در بین زمین و خورشید دیده می شود که عبارت است از بیش از 145 میلیون و 500 هزار کیلومتر ، که اگر بیش از این مقدار و یا کمتر از این بشود هر آینه چنین محیط متناسبی به وجود نخواهد آمد بلکه از هم گسیختگی شده و متلاشی خواهد شد : مثلا اگر فاصله زمین و خورشید دو برابر شود حرارتی که از ربع مسکونی زمین می توان استفاده کرد تنزل می یابد و در نتیجه زمستان طولانی تر و شدیدتر و تمام موجودات از شدت سرما نابود می گردند .

و یا اگر چنانچه زمین دارای نیروی جاذبه ای که در خورشید است بشود ، یعنی 150 برابر ارتفاع تصاعد پیدا کند هر آینه مستلزم است که فشار هوا در 1kg/cm2 مبدل به 150kg/cm2 بشود ، و در نتیجه آدمی در اثر فشار هوا به کوچکی سنجاب و خرگوش مبدل می گردد . پس با در نظر گرفتن تمام زوایای این مطالب می توان چنین فرض کرد که به ندای زمین گوش دهیدکه برای من آفریننده دانا و توانایی است که معتقدین به مذهب اسلام آن را به نام خدا قلمداد نموده اند .

پس این مطالب را معطوف می کنیم به آیه ای که در اول بحث اشاره شد که خدای بزرگ فرموده است :

در زمین نشانه هایی است از برای اهل یقین که آنان را به طرف حق راهنمایی می کند . ما شمه ای از آن را در این جا بیان کردیم و آیات مخصوص به زمین پیش از این است ، که بتوانیم با چند جمله در صفحات بگنجانیم .

 

 

نظری دقیق به جهان خلقت و فطرت

سئل عن امیر المومنین علیه السلام عن اثبات الصانع قال علی علیه السلام :

البعره تدل علی البعیر و الرثه تدل علی الحمیر و اثر القدم تدل علی المسیر فهیکل علوی بهذه اللطافه و مرکز السفلی بهذه الکثافه کیف لا یدلان علی اللطیف الخبیر ( جامع الاخبار – فصل اول – ص 5 )

یکی از راهنمایی هایی که می توان بشر را به طرف خدا و ایزد دانا دلالت و راهنمایی کند ، همان است که در عنوان بحث قرار داده شد :

اگر دقت نظر و تعمق فکر در مغز بشر باشد و با دیده بصیرت به کره زمین و اجرام آسمانی بنگرد . هر آینه به این اصل که مبدا راز آفرینش باشد پی خواهد برد . زیرا که یک فرد عاقل و سالم نمی تواند کره زمین و اجرام سماوی دارای پیوند و همبتسگی را خیالی بپندارد ، چون کره زمین و اجرام سماوی دارای پیوند و همبستگی حقیقی است که قابل انکار نیست . یعنی فرق ما بین موضوع بحث ما و گفتن به یک شخص کارگر که چنانچه روزها کار کنی بابت هر روز 1 دلار به تو بدهند ، در ظرف یک میلیون روز ، دارای یک میلیون دلار خواهی شد ، پس میلیونر می شوی ، این شخص به شوق رسیدن به این عنوان دنبال کار خود را می گیرد ، ولی ما می دانیم که این معنی به حسب ظاهر امر متعارف این روز به جز تصوری بیش نیست زیرا که شخصی متعار نمی تواند یک میلیون روز که برابر با دو هزار و هفتصد و اندی سال است زیست نماید .

پس فرق روشنی است بین موضوع بحث ما و موضوع مثال ، با توجه به این نکته به بیان بعدی ما التفات نمائید . زمینی که دارای وزن و حجم معینی است که بالغ بر حدود 1018*66 تن می باشد ، نمی توان آن را در عالم محاسبه به راحتی و آسانی تنظیم کرد یعنی تصور آن برای انسان مشکل و دشوار است ، تا چه رسد به نظم خود دستگاه خلقت ، و همچنین اگر نظری به آسمان کنیم خواهیم دید ، کره خورشید که دارای وزن و حجم معینی است و از سه هزار برابر زمین بزرگتر است ، در کهکشانی قرار گرفته است ، که حداقل در او یک میلیون خورشید وجود دارد که وزن و حجمشان از خورشید فوق الذکر بیشتر است و مع الوصف دانشمندان چنین گفته اند

غیر از کهکشان که در متن نظر ما است حداقل صد هزار کهکشان دیگر موجود است که حجم و وزنشان بیش از کهکشان ما است :

ای انسان : فکر و اندیشه خویش را به حرکت بینداز، مغز و تدبر خود را به جنب وجوش درآورد ، ببین آیا قدرت داری محاسبات این کهکشان ها را مرتب سازی ؟ و یکایک آن ها را به شمار آوری ؟ جواب ، منفی محض است .

و لذا دانشمندی به نام « اوسکارلئو» چنین گفته است که : ما می توانیم روی این حقیقت دو فرضیه پیاده کنیم .

1. یا بگوئیم برای این جهان ابتدا و آغازی نیست ، که این قول مردود است ، زیرا که ماده از نظر علوم طبیعی قابل تغییر و تبدیل است .

2. فرضیه دوم که مقبول عامه است . عبارت است از این که ، برای جهان آفریننده و آغازی است و این بخش را به پنج قسمت تقسیم بندی می کنیم :

ا. عقائدی به نام متالوژی که به لفظ دیگر اساطیری یعنی او را خیالی فرض کنیم ولو این که این نظر مردود است ولی ما در صدد آن هستیم که پاسخ و جواب نظریات تمام طبقات بشر را بدهیم .

ب. نظریات فلاسفه دانشمندان – در موضوعی مطالعه می کنند و از دیدگاه فکر می گذرانند و به دست متفکرین بعدی می سپارند ، اگر مورد پذیرش آنان قرار گرفت ، در دسترس عامه مردم قرار می دهند و اگر نپذیرفتند او را متروک و به دست فراموشی می سپارند .

ج. عقائدی تاریخی و تواتری می باشد که این هم اشتباهات بسیار دارد .

د. از طریق تحصیل علوم طبیعی و زیست شناسی به این معنی پی برده که دانشمندان زیست شناسی یک جزء اتمی را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند یا به وسیله تلسکوپ ( دیدن ) به آسمان پرواز نموده و یک جزئی را مورد مطالعه قرار می دهند و با یکدیگر مقایسه می کنند و روی آن نظریه می دهند .

ه. بخش آخر و اساسی است که از طریق وحی و الهام است که مسئولیت آن به دوش پیامبران می باشد . این بخش از همه اساسی تر و قابل قبول تر است و خطا و اشتباهی در آن نیست .

بلکه باید گفت هیچ گاه در آن خطایی دیده نمی شود زیرا که وابسته به مبدا فیاض است ، که در او هیچگونه خطا و اشتباه راه ندارد . با توجه به کلمات این دانشمند که عصاره و شیره و جان مطلب را در چهارده قرن قبل مولای متقیان ، پیشوای شیعیان ، گسترش دهنده عدل در جهان علی علیه السلام در کلمات درر بار و جملات گهر نثار خویش ایراد فرموده اند که در ابتدای نامه نگاشته شد و ترجمه ان به قرار زیر است :

هر گاه عابری فضولات حیوانی را مانند شتر و درازگوش در راه ببیند پی می برد که از این جا حیوان یا شتری راه پیموده است و یا آن که اگر از قدم و گام انسان اثری ببیند ، پی می برد که از این مسیر شخصی رفته است . چگونه این آسمان به این عظمت و با این لطافتش و این زمین با این عظمت و ضخامت و حجم و وزن و خشونت ، بر خدای دانا و توانای لطیف دلالت نمی کند ؟

و بیننده را متوجه نمی سازد ؟ نیست به جز کوری با طن و نداشتن چشم حقیقت و دل با بصیرت . در پایان مطلب جهت دقت بیشتر به صدر مسئله تذکر داده می شود .

« نظری دقیق به جهان خلقت و فطرت »

 

 

و قال الله لا تتخذوا الهین ثنین انما هو اله واحد فایای فارهبون

ترجمه : خدا فرموده است ، اتخاذ نکنید برای خویش خدای دو گانه که خدا یکی است ، پس از من بترسید .

( که الهین ثنین کنایه از تعدد است و لذا موکد ساخته است بذیل که خدا یکی است و بس و از او باید بترسید .)

توجه دیگر به گفتار یکی از دانشمندان بزرگ در مصاحبه و مکاتبه ای که فی ما بین دانشمندان اروپایی و آن دانشمند به نام داروین برقرار شد ، چنین نتیجه بخشید که پس از تاسیس اصول چهارگانه راجع به پیدایش ، اولاد آدم ، و نسل انسان و این فریضه را به عقیده خود به مرحله وقوع و تحقق رسانید . دانشمندان از او مستفسر شدند راجع به اختلاف شدیدی که بنی دو دسته از دانشمندان می بود یکی به نام مادیون که قائلند این جهان از ماده به وجود آمده است و برای او خدائی نیست .

و دسته دوم الهیون که قائلند ، ماوراء این جهان نیرویی است به نام خدا.

داروین از جمله دانشمندان الهی است و این مرام منافاتی با مرام و عقیده او که انسان از نسل میمون است ندارد .

در این فرصت مادیون خواستند استفاده نمایند که آیا پس از دقت و اندیشه دوربین و حقیقت بین شما راجع به نسل انسان ، آیا باز هم به عقیده اولیه خود نسبت به عالم طبیعت باقی هستید ؟ و به خدای یکتا معتقدید ؟

ایشان در پاسخ چنین نگاشته اند که :فرض می کنیم که یکی از مادیون هستم ، از خود چنین می پرسم که این آسمان و زمین و دریا و جلگه و کوه های وزین را چه کسی آفریده است .

بدیهی است که خودم از ساختن این ها عاجزم ، به قدرت پدرم می نگرم ، به همین منوال محدود است ، از پدر قدرت پدرش را می پرسم ، با همین پاسخ رو به رو می شوم .

عاقبه الامر ناگزیریم در پایان پرسش به چنین پاسخی بپردازم که هر یک از آسمان و زمین و دریا و جلگه و کوه های وزین و سایر موجودات خود به خود به وجود آمده اند . هرگاه چنین باشد ، چرا خود را دچار چنین محذورات نمائیم بلکه می توان گفت راه آسانتری را بیابم یعنی بگوییم تمام موجودات ارضی و اجسام سماوی را ذات باریتعالی آفریده است و همه را وابسته به آن وجود مقدس بدانم ، چنانچه از خدا پرسش شود چنین می گویم که خود به خود به وجود آمده است . و وجودش همیشگی است و آغاز ندارد و هرگاه بگوئید این مطلب محال است و امکان پذیرش ندارد ، متقابلا من هم به خود شما همین ایراد را می گیرم ، که شما چگونه این همه موجودات را فرض وجود خود بخود شما همین ایراد را می گیرم ، که شما چگونه این همه موجودات را فرض وجود خود به خود نموده اید . هر پاسخی که آن ها دادند ما هم آنان را با همان پاسخ جواب می دهیم ، و این جمله را هم به مطلب فوق اضافه می کنیم .

هرگاه بناست عالم خلقت و فطرت بتواند بدون عامل و مدبری پا به عالم وجود بگذارد ، چرا چنین برنامه ای درباره ما اجرا نمی شود یعنی هیچ گاه شنیده نشده که بدون هیچ عاملی ، ناگهان انسانی سر از خاک بیرون آورده ، بلکه محتاج به برنامه زناشویی است .

پس ما این بیان را به آیه ای که در صدر مطلب عنوان شد پایان می دهیم که خدای بزرگ و پروردگار سترگ در قرآن مجیدش چنین فرموده :

برای من شریک و همکاری اتخاذ نکنید بلکه تمام موجودات را به دست قدرت من بسپارید و از من ترس و واهمه داشته باشید ، آنچه در آسمان و زمین است همه متعلق به قدرت من است ، آیا غیر خدا را پرهیزگار می شوید ؟

بسی جای تاسف است که این بشر دوپا با این همه آیات و نشانه های حق نما باز هم بیراهه می رود و همان است که سعدی شیرین زبان می گوید :

چندین چراغ دارد و بی راهه می رود

بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

 

پیام سلول ها

با توجه به آیه مبارکه :

قالت رسلهم افی الله شک فاطر السموات و الارض

ترجمه : گفتند پیامبران با وحدت کلمه آیا شک و تردیدی در خدا است که آفریننده آسمان و زمین است . و نظر به این که در حدیث شریف رسیده است که فرموده اند :« الطرق الی الله بعدد انفس الخلایق » راه های شناسایی حق و راه به دست آوردن معرفت نسبت به ذات حق به تعداد نفوس مخلوقات خدا می باشد یعنی قابل شماره و احصاء بر حسب طاقت و قدرت بشر نیست زیرا که هر مخلوقی به جای خود نعمتی است از نعم الهی و مطابق منطق قرآن که فرموده است :

« و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها » یعنی اگر بخواهند نعمت های خدا را بشمارند شماره نتوان کرد و قدرت و توانایی شمارش آن ها را ندارند .

به پیرو این کلام شریف ما از طریق سلول ها راهی به طرف پروردگار می یابیم .

ما دو سلول را فعلا مورد بررسی قرار می دهیم که دخالتش در مطلب ما اساسی تر است . البته این دو سلول که یکی حیوانی و دیگری نباتی است ساده ترین سلول ها هستند و

عبارتند از :

1.      سلول برگ ایلودیا

2.   حیوانی به نام آمیب، که حیوانی است تک سلولی چنانکه سلول برگ ایلودیا را در زیر مرکز عدسی میکروسکوپ قرار دهیم هر آینه مشاهده می کنیم که این سلول دارای هسته مرکزی است که دور آن را سیتوپلاسم احاطه کرده و این گیاه دارای غشائی است که دیده نمی شود چون به پرتو پلاسم چسبیده است . ولی اگر در روی شیشه ای که در زیر عدسی میکروسکوپ واقع شده آب نمک بریزیم غشاء جدا می گردد ، که در اصطلاح این کار را پلاسمولیز نامند .

 

در سلول گیاهی حرکت وجود دارد ، با این که از نظر ظاهر برگ ایلودیا نبات محکم و مستحکم به چشم می خورد و شرح این مطلب از این قرار است :

در داخل سلول گیاهی در پوسته سیتوپلاسم ، اجسام خیلی کوچکی وجود دارد که کلروپلاست نامیده می شود و حرکت می کنند ، حرکت آنها شبیه حرکت حیوانات کوچک نیست بلکه شبیه حرکت قایق است که در روی آب رودخانه و دریا متحرک است و قسمت مایع سلول یعنی خود پروتوپلاسم حرکت و جریان دارد و مثل دریا متلاطم است و این قانون که جسم زنده باید حرکت کند در سلول نباتی هم نیز صادق است و یکی از اصول مسلم می باشد ما آن نیرو یا نیروهائیکه باعث حرکت پروتوپلاسم می شود را نمی دانیم و نمی شناسیم . این از نظر سلول برگ ایلودیا ولی بخش دوم که سلول آمیب باشد هرگاه دقت کنیم مشاهده می کنیم که این حیوان تک سلولی دارای سلول خاصی است که کاملا روشن می سازد که مانند سلول قبل دارای نیروی حیات بخشی است زیرا که حرکت و نوسانات آن مانند امواج دریا می باشد که با سرعت سرسام آوری به دور هسته مرکزی خود می چرخند با همین خصوصیات از مدار خود خارج نشده و در مسیر خویش حرکت کاملی دارند. این هم مثل فرضیه قبل کاملا ما را در تشخیص دادن نیروی اولیه آن متحیر و سرگردان می کند ولی اجمالا آن چه مسلم و روشن است . این است که یک قدرت با تدبیر و نیروی با سیاستی در پشتوانه اوست که آن را به این نظم صحیح و اسلوب اساسی به حرکت درآورده این موضوع را که اشاره شده یکی از دانشمندان گیاه شناس و زیست شناس به نام « راسل چارلز آرتیست » در بیانیه خویش گفته است و سپس در پایان مطلب به این موضوع اشاره نموده است :« نه این که دانشجویان و محصلین چنین پندارند که ما می خواهیم بگوییم که از عدم قدرت ما ونداشتن علم در به دست آوردن نیروی اولیه این سلول ها کشف می کنیم که خدایی است . نه چنین است ؟

بلکه اگر روزی قدرت علمی به قدری قوی شود که این نیرو را کشف نماید ، باز هم با زبان رسا و گفتار و بیان وافی به گفته خویش ادامه می دهیم که برای این سلول ها خدایی است ، از نظر نظم و انتظام و تناسب در ما بین حالات مختلفه پروتوپلاسم و غشاء و حرکت متوازن سلول در مدار و مسیر خود . پس من که یکی از دانشمندان گیاه شناس هستم با زبان فصیح اقرار می کنم که برای ما خدائی است » آیا این مطلب قابل انکار است ؟

خیر ، بلکه صد هزار بار گفته می شود خیر . همان طور که خداوند بزرگ و پروردگار سترگ در آیه ای که در صدر مطلب عنوان شد می فرماید :

« فرستاده شدگان خدا با وحدت کلمه و هماهنگی می گویند آیا در خدا شکی است که پدید آورنده کلیه سلول های حیات بخش موجودات است و آفریننده آسمان و زمین است .» نه نه نه

 

 

آیت بزرگ ایزد نما

و فی انفسکم افلا تبصرون

خدای بزرگ در آیه مبارکه شریفه بشر را به یک نکته علمی بسیار دقیق متوجه می سازد که من برای خود نشانه هایی در زمین و در وجود خودتان قرار داده ام که هرگاه چشم باطن و حقیقت بین گشوده شود و ا زدیدگاه حق بین نظر افکنده به قدر معرفت خویش مرا خواهد شناخت روی این اصل بر ما فرض و لازم شد که در این موضوع مختصر مطالبی ایراد نمائیم . یکی از دانشمندان بزرگ جهان به نام « ابو علی سینا » در یکی از سخنانش چنین می فرماید :

من در هر صحرائی از علم که قدم نهادم آن را به پایان رساندم به جز علم خداشناسی که هر چه دقت بیشتر و نظر عمیق تری کردم به جهل و نادانی خویش بیشتر پی بردم تا آنجائیکه فهمیدم چیزی نمی فهمم همان طوریکه در یکی از جملات مضمون دعا که می فرمایند :

« یا من لفرط ظهوره خفاء»

ای کسیکه از زیادی ظهور و آشنایی و آشکار و وضوح بر همه کس پنهانی همانندیکه ما به وسیله نور تمام موجودات را می نگریم ولی با این وصف توجهی به خود نور نداریم و چنین گمان می بریم که بدون هیچ وسیله ای اشتباه را مشاهده کرده ایم ولی آن گمان بسیار غلط و اشتباه است همان طور هم ما به وسیله حق و قدرت پروردگار است که می توانیم به اشیاء و خواسته های خویش دسترسی پیدا کنیم ولی با همین کیفیت از خود خدا غافلیم و توجهی به ذات اقدس او نداریم و لذا خدای بزرگ در قرآنش می فرماید :

الله نور السموات و الارض

خداست نور آسمان و زمین یعنی نورانیت هر وجودی از برکت وجود باریتعالی است و بقاء آن ها به ید قدرت کامله خدا می باشد بگذریم و از رشته بحث خویش برکنار نشویم .

هرگاه مطالعات کاملی در وجود خود انسان بشود پی برده خواهد شد که انسان یک وجود نامعلوم و مجهولی است که هنوز دانشمندان پی به کنه و حقیقت او نبرده اند نه تنها وجود انسان چنین است بلکه تمام موجودات این جهان با مغزهای ضعیف بشر حل نخواهد شد . شاهد عرض ما کلام دانشمندی است به نام « مارلین بوکس » که می گوید :

نظریه و فرضیه انشتین که وجود یک قدرت خالقه را قبول داشت و آنرا چنین تعریف کرد .

( در عالم نیروی مجهول عاقل و قادری وجود دارد که جهان گواه وجود اوست . ) من اسم این نیروی مجهول را خدا گذارده ام من در این دنیا ماده و نیروی ازلی بجز او نمی بینم و آفرینش این جهان را نتیجه تصادف نمی دانم به نظر من در آفرینش این جهان هیچ عامل مجهولی حتی مرموز وجود ندارد من در آفرینش جهان مشیت پروردگار قادر متعال را می بینم و بس ،و عقیده من شاید غیر منطقی باشد .

نه تنها حقیقت این عالم به حساب بشر مجهول و نامعلوم است بلکه حقیقت خویش و تمام موجودات برای بشر موضوعی است پیچیده شده که هنوز بشر به حقیقت آنان پی نبرده است برای نمونه اگر مشاهده کنیم به دانشمندان قبل از پاستور چنین نظریه داده اند که ماده این جهان جامد و نتیجه فعل و انفعال از گازهای پیچمان شده که پس از این انبساط یافته و پراکنده شده است و از اواجرام سماوی و اجسام زمینی به وجود آمده است .

ولی بعد از پاستور دانشمندان نظریه دانشمندان قبل را کاملا رد و خنثی کرده اند و می گویند :

چگونه ممکن است یک وجود مادی خود به خود نیروی حیات را فراگیرد یا از جهان و ماده بی جان ، جاندار به وجود آید .

خوانندگان عزیز : دقت بیشتری در این مطلب کنید و بینید این دو فرضیه چقدر متناقض با هم هستند آیا نه چنین است که یکی از این دو فرضیه صحیح است پس این خود کاملا فریاد زننده است که مغز بشر و فکر دانشمندان از رسیدن به حقایق اولیه موجودات زبون و عاجز است .

تو که از شناخت خویش زبون باشی

عارف کردگار کی باشی

و لذا پیامبر اکرم (ص) فرموده :

من عرف نفسه فقد عرف ربه

هر کس خود را شناخت خدا را شناخت . خودشناسی محال ، پس در حقیقت خداشناسی و رسیدن به حقیقت باریتعالی فرض محال است فقط باید اقرار کرد که برای این جهان آفریدگاری است .

 

 

 

تسلیم به مقام ربوبیت 

و لا تجادلوا اهل الکتاب الا بالتی هی احسن الا الذین ظلموا منهم و قولوا امنا بالذی انزل الینا و انزل الیکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون

هر چند آیه مبارکه در ظاهر مخصوص اهل کتاب است ، ولی نظر به این که قرآن یک جنبه عمومی و همگانی دارد و دارای بطون متعدده است ، روی این اصل می توانیم از مضامین مبارکات ایات با توجه با مصادر اهل بیت استفاده بیشتری بنمایئم .

بنابراین می توانیم بگوئیم روی سخن به تمام نویسنده گان و افراد با سواد جهان است . با چنین پیش گفتاری به ترجمه آیه می پردازیم :

ای کسانیکه گرایش به حق دارید با اهل کتاب بحث و مجادله ننمائید مگر با مطالب عالیتر و انتخاب نمودن موضوعات جالبتری که بهتر از آن نباشد تا کمال فصاحت و بلاغت در بحث مراعات شده باشد ، مگر آن کسانیکه اهل ستم و ظلمند ، و در بحث هدفی بجز اذیت و لجاجت ندارند که در بحث با چنین اشخاصی به یکی از دو راه متمسک شوید :

1.      یا آن که خاموش بنشینید و دم نزنید که در نتیجه او ابله شمرده شود چون گفته اند جواب ابلهان خاموشی است .

2.      در بحث مقابله به مثل نمائید و او را همانند خودش مجاب و محکومش سازید .

 

به هر تقدیر بگوئید به اهل کتاب ، ما ایمان آورده ایم به آن وجودیکه بر شما و ما حق نازل کرده است . و ما را به طرف حق راهنمایی نموده است یعنی آن چه را که از طرف باریتعالی آمده است به او معتقدیم و گرایش داریم و خدای ما و شما یکی است و همگی سر سپرده یک پناهگاهیم پس این نزاع و جدال چیست ؟ این دوئیت و اختلاف از چه قرار است ؟ پس بیائید که به نزاع خویش پایان دهیم ، به گفتن آن که ما تسلیم حقیم و در مقابل اوامرش ممتثل و منقادیم ، حال به مطلب خویش می پردازیم .

می توانیم اثبات وجود باریتعالی را از یکی از دو اصل اساسی و محکم و خلل ناپذیر در علم فلسفه و کلام تقریر نمائیم که عبارتند :

1.      دور

2.      تسلسل

 

که هر دو را محققانه اثبات می کنیم و این معنا بستگی دارد به این که اولا معنای هر یک را روشن سازیم سپس به بحث درباره آن ها بپردازیم .

1.   دور – عبارت است از بستگی داشتن دو وجود با هم . هر موجودیکه بخواهد تحقق یابد لازم است وجود عاملی که آن را به وجود آورده است قبل از او باشد ، چنانچه این موضوع را در وجود دیگری هم پیاده کنیم به آن دور گفته می شود . چون مستلزم است وجود هر یک بر وجود دیگری و این محال است .

مثال : هرگاه گفته شود « الف » وجودش متوقف بر «ب» است ، یعنی هرگاه بخواهد «الف» وجود پیدا کند باید زمان قبلش «ب» وجود داشته باشد . هر گاه همین معنا را در «ب» بگوییم ، یعنی این که وجودش بستگی دارد به وجود « الف » آن وقت وجود «ب» در صورتی هستی می یابد که قبلش «الف» وجود داشته باشد . و این موضوع ( دور ) محال است زیرا که مستلزم است در این صورت هر دو در یک لحظه هم وجود داشته باشند و هم نداشته باشند چون در فرضی که خودش وجود دهنده دیگری است باید وجود داشته باشد و در فرضی که هستی خودش بستگی به دیگری دارد نباید وجود داشته باشد و این محال است و این را در اصطلاح فلسفه « دور» می گویند .

2.   تسلسل- عبارت است از این که یک سلسله موجوداتی بی حد و نهایت در مراتب عالیه هر یک وجودشان وابسته به دیگری باشد و برای آنان پایانی نباشد . و این هم در جهان محدود ، امری است محال و غیر ممکن .

 

با روشن شدن این دو اصل به مطلب خویش ادامه می دهیم نظر به این که تمام عناصر و مواد این جهان همه دارای وصف امکانی ( ممکن الوجود ) می باشند .( همان طور که در مباحث گذشته به این نکته اشاره شد ، زیرا که هستیت برای هیچ یک از موجودات ضروری نیست ) دراین صورت هر وجود ممکنی نیازمند و فقیر به یک عاملی می باشد تا او را وجود دهد . چنانچه بخواهیم بگوئیم هر یک از موجودات این جهان خودشان وجود دهنده مجموعه جهان می باشند مستلزم دور است. چون هیچ یک بر دیگری امتیاز ندارند و هر کدام دارای وصف امکانی هستند و هرگاه بگوئیم هر یک را یک سلسله موجودات نامحدود به وجود آورده ، در این صورت سر به تسلسل درمی آورد پس باید عامل به وجود آورنده این عالم یک وجود غیر امکانی باشد که از او تعبیر به واجب الوجود می شود که وجودش برای خودش حتمی و ضروری است و اتکایی به وجود دیگر ندارد روی همین نکته است که خداوند درقرآن مجیدش می فرماید :

« یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله هو الغنی الحمید .»

ترجمه : ای مردم تمام شماها محتاج به وجود حضرت حق هستید و او بی نیاز و پسندیده است .( یعنی از هر جهت که یکی از آن جهات مسئله امکانیت او باشد ) و خداوند توانگر و سزاوار ستایش است .

گرچه روی سخن با انسان است ولی هدف نه چنین است . منظور افهام نیازمندی تمام جهان است به وجود باریتعالی ولی نظر به این که بشر دارای نعمت عقل است و گل سرسبد تمام موجودات است ، او را مخاطب قرار داده است و گرنه تمام گیتی دچار فقر و تهیدستی امکانی می باشند.

تنها وجودیکه بی نیاز مطلق است وجود حضرت حق است و لذا فرموده است : « و الله هو الغنی الحمید »

خداست بی نیاز و ستوده شده ، به جهت تتمیم ( اتمام ) این موضوع که نتوانسته اند دانشمندان جهان ، پی به این حقیقت مهم عالم و گیتی ببرند ، توجهی به سخنان یکی از دانشمندان علم فیزیک به نام ادوین که می گوید « گرچه تمام جهان از اجتماع معجزه آسای سه عنصر مهم به نام الکترون و پروتون و نوترون و سایر عناصردیگر است ، ولی هنوز نتوانسته اند دانشمندان عامل موثر حقیقی هر یک از این سه عنصر را به دست آورند که به چه جهت این سه در حال فعالیت و تلاش می باشند . این خود بزرگترین سند زنده ای است برای ما مسلمانان برای اثبات و ادعای خودمان گرچه جهان اسلام که با زبان خود اظهار عجز و فقر و بیچارگی می کند که ما از شناخت حضرت حق عاجزیم .

بلکه نه تنها حضرت حق ، زیرا که او جای خود دارد بلکه از شناختن حقیقت تمام موجودات درمانده ایم مگر آن مقداری که خودشان برای ما فرموده اند و یا به وسیله بعضی ابزارها و تجربیات ، مختصرا به دست آمده است . و اینکه متمسک به آثار قدرت و علائم سلطنت باریتعالی بشویم که خدایش فرموده :

« فانظر الی آثار رحمت الله کیف یحی الارض بعد موتها »

ترجمه : بنگرید به آثار حضرت حق که چگونه مرده را زنده و موجود بی جان را جاندار می کند ، الکترون را به حرکت در می آورد و بشر را در وادی ضلالت و حیرت قرار می دهد بلکه اگر بخواهیم از آثار پی به موثر ببریم بهترین نکته همان است که فرموده اند :

« دل هر ذره را که بشکافی                    آفتابیش در میان بینی »

یا سعدی شیرین زبان می گوید :

برگ درختان سبز از نظر هوشیار

هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

پس خوب است دامن سخن را در این جا کوتاه کنیم و از این دریای علم بی پایان که عقل کل و هادی سبل حضرت رسالت پناهی صلی الله علیه و آله بهره مند شویم که در این باره با زبان فصیح ، و کلام بلیغ فرموده اند :

« ما عرفناک حق معرفتک »

ترجمه : پروردگار را ما نشناختیم ترا حق شناسایی که سزاوار توست . بلکه آنچه را که در فهم بشر و فکر انسانی از تصور باریتعالی آید ، هر آینه آن ، وجودی مثل خودش بلکه پست تر از خودش که برگشت به خودش میکند همان طوری که حضرت باقر العلوم علیه السلام فرموده :

« هل سمی عالما و قادرا لانه وهب العلم للعلما و القدره للقادرین و کلما میز تموه باوهامکم فی ادق معانیه فهو مخلوق مصنوع مثلکم مزدور الیکم .»

آیا چنین نیست که به ذات باریتعالی عالم و قادر گفته نمی شود مگر این که عطا کننده علم و دانش به دانشمندان و قدرت و توانایی به قدرتمندان می باشد و هر چه را که در قوه مخیله بشر گنجانده شود با کمال دقت نظر و تعمق فکر هر آینه او خدای خیالی است ساخته شده افکار او می باشد که وجودش پست تر از هستی خود متفکر است زیرا که خود او دارای حقیقت و واقعیتی است ولی خدایش به جز خدای خیالی بیش نیست و اگر این خدا را معبود بدانیم مساوی با کفر و شرک می باشد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 17:20  توسط poya  | 

بازاریابی در ایران

١

بررسی اقتصادی حاشیه بازار و کارائی بازاریابی پسته ایران:مقایسه بخش خصوصی و تعاونی

MT کد: 100

چکیده:

در این مطالعه وضعیت بازار پسته مورد مطالعه قرار گرفته و هزینه های بازار ی ابی، حاشیه و کارائی بازار در

مسیرهای مختلف بررسی شده است . داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه حضوری با 200 تولید کننده پسته در

رفسنجان و 10 صادر کننده عمده پسته در استان کرمان و شهر تهران در سالهای 82 و 83 ، با استفاده از روش

نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای جمع آوری گردید. مدل شفرد و مدل مرکب (گروه بندی شاخص های

عملکرد بازار ) در این مطالعه جهت بررسی کارائی بازار مورد استفاده قرار گرفته شد . نتایج نشان داد که هیچ

یک از مسیرهای بازار رسانی پسته کشور از کارائی لازم برخوردار نیستند . همچنین نتایج نشان می دهد که

شرکت تعاونی تولید کنندگان پسته به طور نسبی کارائی بالاتری نسبت به صادر کنندگان ب خش خصوصی داشته

است. نتایج بدست آمده از مدل مرکب قابل اعتمادتر نسبت به مدل شفرد بوده و نشان داد که صادرات به کشور

2). صادرات به کشور های آسیای مرکزی ( / های اروپائی از بالاترین کارائی برخوردار بود ( شاخص 16

4) و فروش در / 2)، کشورهای آسیای جنوب شرقی ( شاخص 5 / 2)، کشورهای عربی ( شاخص 61 / شاخص 5

4) در درجه های بعدی از نظر کارائی بازار قرار گرفتند. / بازار داخلی ( شاخص 66

واژه های کلیدی:

کانالهای بازاریابی- حاشیه بازار- هزینه های بازاریابی- ارزش افزوده- کارائی بازاریابی.

مقدمه :

پسته از جمله مهمترین محصولات کشا ورزی کشور می باشد که کشت آن به مقدار زیادی در مناطق مختلف

کشور توسعه یافته است . سالیانه و به طور متوسط درآمد ارزی بالای 500 میلون دلار از محل صادرات این

محصول به خارج از کشور بدست می آید . پسته ایران در سالهای گذشته به کشورهای مختلف دنیا صادر شده

است . صادرات پسته به طور عمده توسط شرکت تعاونی تولید کنندگان پسته رفسنجان و صادر کنندگان بخش

،52/ خصوصی صورت می گیرد .ایران بزرگترین تولید کننده و صادر کننده پسته جهان است . به طوریکه 89

65 درصد از تولید، سطح زیر کشت، مقدار صادرات و ارزش صادرات جهانی مربوط به ایران / 64/79 و 84 ،58

می باشد ( فائو، 2003 ). در سالهای اخیردرآمد ارزی حاصل از صادرات پسته پس از نفت قرار گرفته است و

بیش از 10 درصد از ارزش صادرات غیر نفتی مربوط به این محصول بوده است.

٢

کشت پسته در مناطق کویری و خشک کشور انجام می شود که در این مناطق میزان بارندگی بسیار ناچیز و

به طور متوسط کمتر از 100 میلی متر در سال است . در این مناطق آب و هوا در حد مرزی می باشد (زمستانهای

بسیار سرد و تابستانهای بسیار و گرم و خشک ). شوری بالای منابع آب کشاورزی و مقدار نا کافی آب در

بسیاری از مناطق از جمله محدودیت های عمده سالهای اخیر برای تولید این محصول بحساب می آیند (

صداقت، 2006 ).در سالهای اخیر به دلیل محدودیت های موجود بهره وری باغات پسته نیز کاهش یافته و سهم

ایران از بازار جهانی محصول تنزل یافته است ( صداقت، 1381 و صداقت، 2006 ) . با توجه به شرایط موجود در

اغلب م ناطق پسته کاری کشور تولید اقتصادی سایر محصولات ، امکان پذیر نبوده و تولید پسته بعنوان تنها

فرصت فرآوری سرایه گذاران بوده است.

پسته ایران طی سالهای گذشته به کشور های مختلف جهان صادر شده و همچنین بخشی از آن در بازار

داخلی به فروش رفته است . صادرات پسته ا یران به طور عمده توسط صادر کنندگان بزرگ بخش خصوصی و

نیز توسط شرکت تعاونی تولید کنندگان پسته رفسنجان انجام شده است . این کار تحقیقاتی با هدف بررسی

حاشیه بازار ، هزینه و کارائی بازاریابی در مسیرهای مختلف صادراتی و بازار داخلی و مقایسه آنها انجام شده

است.انتخاب کارآترین مسیرهای بازار یابی می تواند در بلند مدت هم به نفع تولید کنندگان و هم

صادرکنندگان پسته کشور باشد.

مطالعات انجام شده در گذشته در این زمینه کافی به نظر نمی رسد و بیشتر مطالعات بدون پرداختن به

جزئیات مربوطه بوده و لذا در نهایت نتایج کاربردی چندانی را نداشته اند. از جمله مطالعات انجام شده می توان

به موارد زیر اشاره کرد.

شفیعی ( 1378 ) به بررسی خدمات بازاریابی و نیز حاشیه بازار ی ابی محصول پسته در شهرستان رفسنجان

پرداخته است . وی نتیجه گرفت که خدمات بازاریابی در حداقل ممکن صورت می گیرد . کارآت رین روش

فروش براساس نتایج بدست آمده روش خرده فروشی است و نیز خرید به روش حق العمل کاری در تهران

بالاترین حاشیه بازاریابی را داشته است . مهمترین عوامل موثر بر انتخاب مسیر بازار شامل مساحت باغ، درآمد

جنبی، تجربه و میزان تحصیلات باغدار بوده است . وی پیشنهاد نموده است تا دولت خود به عنوان خریدار وارد

بازار شود و تسهیلاتی را برای این منظور اختصاص می دهد.

صداقت ( 1379 ) مسائل و مشکلات بازار پسته در استان فارس را مورد شناسائی قرار داده است نتایج بدست

آمده نشان داد که نظام بازاریابی محصول پسته ناکارآمد بوده است . به عقیده وی عدم کارائی در بازار فروش

پسته خشک بیشتر از پسته تر می باشد که دلیل اساسی آن فقدان امکانات فرآوری مناسب و عدم آگاهی پسته

کاران از نحوه انجام خدمات بازاریابی است . همچنین فقدان تشکلهای مردمی و تعاونی به عقیده نویسنده یکی

از مشکلات موجود در سطح استان بوده است.

٣

عبداللهی عزت آبادی و همکاران ( 2005 ) ارتباط بین قیمت پسته و درصد محموله های برگشتی از اتحادیه

اروپا به علت آلودگی بیش از حد مجاز به آفلاتوکسین را بررسی نمودند . نتایج نشان داد که میزان بالای

آفلاتوکسین اثر منفی بر قیمت های پسته دا شته است و در نهایت نویسندگان منافع حاصل از فروش پسته سالم و

عاری از آفلاتوکسین در بازار جهانی را محاسبه و ارائه نمودند.

سالم ( 1380 ) بازاریابی پسته در استان یزد را مورد بررسی قرار دادند . نتایج این مطالعه نشان داد که سیستم

بازاریابی پسته کارآمد نبوده ا ست. نتایج همچنین نشان داد که خدمات انجام شده روی این محصول به طور

عمده توسط تولید کنندگان انجام شده است و کمترین خدمات توسط عمده فروش و خرده فروشان صورت

گرفته است.

صداقت و سوریا پراکاش ( 2005 ) در مطالعه ای به بررسی روند زمانی برخی متغیرهای مربوط به تولید و بازار

پسته پرداخت ند. نتایج نشان داد که عملکرد در هکتار و سهم پسته ایران از تولید و صادرات جهانی روبه کاهش

بوده است. ایشان این مسئله را ناشی از نامناسب بودن سیستم مدیریتی در سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی

مرتبط با پسته دانسته اند . برای حل مشکل مدیری تی در این زمینه یک سیستم مدیریتی جدید تحت عنوان

قردادهای متقابل کشاورزی پیشنهاد شده است. اجرای کارآمد این روش می تواند بسیاری از مشکلات فعلی

گریبانگیر صنعت پسته کشور را کاهش دهد که البته برای عملی شدن آن نیاز به آموزش، فرهنگ سازی و

تحقیقات بیشتری می باشد.

روش تحقیق :

منطقه مورد مطالعه و منابع اطلاعاتی:

49 درصد از کل سطح باغات، سطح زیر کشت ، باغات /14 ،43/35 ،39/ شهرستان رفسنجان بترتیب با 42

مثمر و تولید پسته در استان کرمان، به طور هدفمند جهت این مطالعه انتخاب گردید. روش نمونه گیری تصادفی

چند مرحله ای برای جمع آوری داده های مورد نیاز استفاده شد. در اولین مرحله 40 روستا و در مرحله بعدی

200 کشاورز به طور تصادفی و بر مبنای میزان جمعیت هر روستا انتخاب گردیدند . علاوه بر کشاورزان نمونه،

تعداد 10 فرآوری کننده / صادرات کننده بزرگ نیز جهت جمع آوری اطلاعات مرب وط به بازار و صادرات

82 جمع آوری گردید. - محصول انتخاب گردیدند. اطلاعات مورد نظر در سال زراعی 83

مدل های مورد استفاده :

برای بررسی عملکرد بازار پسته، مدلها و شاخص های مختلفی بکار گرفته شدند که در زیر توضیح داده می

شوند.

هزینه کل بازاریابی:

TC = CP+ Σ MCi

۴

هزینه بازاریابی پرداخت شده MCi ، هزینه بازاریابی سهم تولید کننده CP ، کل هزینه های بازاریابی ، TC

ام می باشند. i توسط واسطه

حاشیه مطلق بازار:

(Am= Psa- (Pba+Mc

هزینه Mc قیمت خرید توسط واسطه ها و Pba ، قیمت فروش توسط واسطه ها Psa ، حاشیه مطلق بازار Am

بازاریابی واسطه ها می باشند.

سهم تولید کننده از قیمت صادراتی:

Po= (Pp/Pr)*100

قیمت صادراتی می باشند. Pr قیمت تولید کننده و Pp ، سهم تولید کننده از قیمت صادراتی Po

برای تعیین کارائی بازاریابی مسیرهای مختلف ، روش تحلیل حاشیه بازار به عنوان یک روش مع مول در

ادبیات مربوطه، موارد استفاده واقع شد . دو روش مختلف برای تعیین کارائی بازاریابی در همین راستا ب ه نامهای

روش شفرد و روش گروه بندی شاخصهای عملکرد بازار ( روش مرکب ) استفاده گردید فرمولهای مربوطه در

زیر آمده اند.

:( الف ) روش شفرد ( شفرد 1965

ارزش افزوده بازاریابی

کار بازار = ____________________ × 100

هزینه ارائه خدمات بازاریابی

:( ب: روش مرکب ( راما کومار، 2001

Min R = Ri/Ni

عبارتست از مجموع رتبه ها در هر مسیر بازاریابی Ri

عبارتست از تعداد شاخصهای استفاده شده برای رتبه بندی Ni

در این روش مسیرهای مختلف بازاریابی مشخص می شوند و کارائی بازاریابی در هر مسیر بوسیله رتبه بندی

شاخصهای مختلف برای هر کانال تعیین می گردد و رتبه مورد نظر برای هر یک از شاخص های مورد مطالعه

تعیین می شود . با در نظر گرفتن تمام شاخصها و رتبه ها ی داده شده کارائی بازاریابی تعیین می گردد . در اینجا

۵

مسیری که کمترین شاخص مرکب داشته باشد ، بعنوان کارآترین مسیر انتخاب می گردد . شاخصهائی که در این

مطالعه مورد استفاده واقع گردیدند عبارتند از سهم تولید کننده از قیمت صادراتی، هزینه های بازاریابی، حاشیه

بازار، نرخ بازده حاصل از بازار، قیمت دریافتی تولید کنندگان و قیمت صادراتی.

نتایج و بحث:

بازاریابی پسته در ایران:

در حال حاضر 6 مسیر بازاریابی اصلی برای پسته ایران وجود دارد . که پنج مسیر صادراتی و یک مسیر داخلی

هستند. براساس اطلاعات بدست آمده از صادرکنن دگان مهمترین بازارهای مقصد برای پسته ایران عبارتند از

کشورهای آسیای جنوب شرقی، کشورهای آسیای مرکزی، کشورهای عربی و سایر کشورها شامل هند و

چین. مهمترین موسسات بازاریابی فعال در بازار پسته عبارتند از صادر کنندگان ، عمده فروشان بزرگ و همچنین

تعاونی تولید کن ندگان پسته که هر دو هم در بازار داخلی و هم در بازار خارجی فعال بوده اند . آنها به ترتیب

محصول پسته 41 و 49 درصد از کشاورزان را که به ترتیب شامل 72 و 25 درصد از کل محصول پسته بوده

.( است خریداری کرده اند ( بانک کشاورزی ایران، 1381

قیمت های پسته ارقام مختلف پسته:

82 مربوط به مهمترین ارقام پسته در جدول شماره - قیمت های پسته در بازار داخلی و خارجی برای سال 83

1 نشان داده شده است . برای سادگی مقایسه قیمت های جهانی هم بر حسب دلار و هم بر حسب ریال ارائه می

شوند. قیمت های داخلی بین 1550 و 3161 ده ریال / کیلوگرم برای ارقام مختلف نوسان داشته اند و قیمت

4 دلار / کیلوگرم متغیر بوده / 2 تا 53 / متوسط 2450 ده ریال / کیلوگرم بوده است. قیمت های صادراتی بین 91

3 دلار / کیلوگرم محاسبه شده اند. قیمت های پسته صادراتی بر مبنای / اند و متوسط قیمت های صادراتی 64

3239 ده ریال / / 4033 ده ریال / کیلوگرم در نوسان بوده اند و متوسط آن 83 / 2517 و 42 / پول داخلی بین 87

کیلوگرم می باشد . تحلیل مقدماتی آمار فوق موید این است که پائین ترین قیمت ها مربوط به رقم فندقی ریز و

کله قوچی ریز در بازار داخلی و فندقی ریز و فندقی دهن بست در بازار خار جی بوده است . حداکثر قیمت

مربوط به رقم کله قوچی خندان در بازار داخلی و رقم اکبری خندان در بازار خارجی می باشد . قیمت های

جهانی برای همه ارقام و همه طبقه بندی های کیفیتی بالاتر از قیمت های داخلی بوده اند.

حاشیه بازاریابی و کارائی بازار عمده فروشان / صادر کنندگان بخش خصوصی در مسیرهای مختلف بازار ی ابی

پسته:

نتایج بدست آمده مربوط به کارایی بازاریابی به کمک مدل شفرد در مسیرهای موجود بازاریابی که توسط

عمده فروشان/ صادر کنندگان بخش خصوصی انتخاب گردیده است در جدول شماره 2 آمده است.

۶

82 - جدول 1: قیمت های ارقام مختلف پسته در بازار داخلی و خارجی در سال 83

قیمت

رقم

قیمت در بازار داخلی ( 10 ریال / کیلوگرم) قیمت در بازارهای جهانی ( 10 ریال/ کیلوگرم)

3231 فندقی خندان 2605

(3/63)

2518 فندقی دهن بست 2256

(2/83)

2589 فندقی ریز 1550

(2/91)

3659 کله قوچی خندان 3161

(4/11)

2919 کله قوچی دهن بست 2377

(3/28)

- کله قوچی ریز 1766

4033 اکبری خندان 3152

(4/53)

- اکبری دهن بست 2405

3721 اکبری ریز 2775

(4/18)

3240 متوسط 2450

(3/64)

توجه : اعداد داخل پرانتز ها نشان دهنده قیمت های جهانی بر حسب دلار / کیلوگرم می باشند.

جدول 2: حاشیه بازاریابی و کارائی بازار عمده فروشان / صادر کنندگان بخش خصوصی در مسیرهای مختلف بازاریابی پسته

ایران ( نتایج روش شفرد)

اجزاء

قیمت

دریافتی تولید

کننده ( 10

قیمت دریافتی

صادر کننده

10 ریال / )

هزینه های

بازاریابی

10 ریال / )

حاشیه مطلق

بازار ( 10

ریال /

شاخص

کارائی بازار

سهم تولید

کننده از

قیمت

٧

مسیرهای

مختلف

ریال /

کیلوگرم)

کیلوگرم) کیلوگرم) کیلوگرم) صادراتی

(درصد)

78/33 405 648 160 3728 صادرات به اروپا 2920

صادرات به آسیایی

جنوب شرقی

69/67 1060 848 80 3060 2132

صادرات به آسیای

مرکزی

87/80 261 261 100 2960 2599

صادرات به

کشورهای عربی

78/00 823/75 659 80 3359 2620

صادرات به سایر

بازارهای خارجی

74/30 570/83 685 120 3132 2327

فروش در بازار

داخلی

65/62 2100 1050 50 3200 2100

75/61 870/09 691/83 98/33 3239/88 متوسط 2450

صادرات به کشورهای آسیای مرکزی با شاخص 261 کارآترین مسیر بازار بوده است . پس از آن به ترتیب

صادرات به کشورهای اروپایی، عربی، آسیای جنوب شرقی و بازار داخلی از کارائی بالاتری برخوردار بوده

اند.بالاترین سهم تولید کننده از قیمت صادراتی در کاراترین بازار بوده است . در حالیکه قیمت دریافتی تولید

کننده و قیمت صادراتی در صادرات به بازار کشورهای اروپائی بالاتر بوده است . هنگامی که با بحث صادرات

در بازارهای جهانی روبرو هستیم بسیار مناسب به نظر می رسد تا به قیمت های بالاتر دریافتی تولید کنندگان و

صادر کنندگان به طور همزمان توجه کنیم . با توجه به این امر، اگر چه صادرات به کشورهای آسیای مرکزی به

عنوان کارآترین مسیر با بالاترین سهم تولید کننده از قیمت های صادراتی می باشد، لیکن قیمت های دریافتی

تولید کننده و صادر کننده در این مسیر پائین تر از صادرات به اروپا بوده است، لذا با توجه به اهمیت دو مورد

اخیر، هنوز به نظر می رسد که بهترین مسیر همان صادرات به اروپا باشد.

نتایج بدست آمده در همین خصوص با کمک شاخص ترکیبی در جدول شماره 3 نشان داده شده است . با

استفاده از این روش صادرات به کشورهای اروپائی ب ا در اختیار داشتن پائین ترین متوسط رتبه بندی عددی

2/16 بعنوان کارآترین مسیر می باشد و کشورهای آسیای مرکزی، عربی، آسیای جنوب شرقی و بازار داخلی از

نظر کارائی در رتبه های بعدی قرار گرفته اند.

جدول 3 : نتایج مربوط به کارائی بازار مربوط به عمده فروشان / صادر کنندگان بخش خصوصی در مسیرهای مختلف با استفاده از

روش ترکیبی

٨

مسیرها

اجزاء

صادرات به

اروپا

صادرات به

آسیای جنوب

شرقی

صادرات به

آسیای

مرکزی

صادرات به

کشورهای

عربی

صادرات به

سایر بازارها

فروش در بازار

داخلی

سهم تولید کننده از

قیمت صادراتی

(درصد)

رتبه

78/33

2

69/67

5

87/80

1

78/00

3

74/30

4

65/62

6

هزینه های بازارهای

10 ریال) )

رتبه

160

5

80

2

100

3

80

2

120

4

50

1

حاشیه

بازاریابی( 10 ریال)

رتبه

648

2

848

5

261

1

659

3

685

4

1050

6

4/ نرخ بازده بازار 05

2

10/60

5

2/61

1

8/24

4

5/71

3

21

6

قیمت دریافتی تولید

کننده( 10 ریال)

رتبه

2920

1

2132

5

2599

3

2620

2

2327

4

2100

6

قیمت عمده فروش/

صادر کننده

رتبه

3728

1

3060

5

2960

6

3359

2

3132

4

3200

3

28 23 16 15 27 جمع رتبه ها 13

4/66 3/83 2/66 2/5 4/5 2/ متوسط رتبه ها 16

٩

به نظر می رسد که استفاده از روش ترکیبی نتایج قابل قبول تری را نشان می دهد، خصوصاٌ هنگامی که

بحث صادرات در مقابل فروش در بازارهای داخلی مطرح باشد . در این روش قیمت دریافتی تولید کننده، قیمت

صادراتی، سهم تولید کننده از قیمت صا دراتی، هزینه های بازاریابی، حاشیه مطلق بازار و نرخ بازده بازار به

طور همزمان مورد توجه قرار می گیرند . توجه به همه این شاخص ها من جمله نرخ بازده بازار و سهم تولید

کننده از قیمت صادراتی در روش شفرد مقدور نمی باشد، لذا نتایج بدست آمده از این روش منطقی تر و با

واقعیت سازگار تر به نظر می رسد.

حاشییه بازار یابی و کارائی بازار مربوط به شرکت تعاونی تولید کنندگان پسته رفسنجان:

نتایج بدست آمده مربوط به کارائی بازاریابی با روش شفرد برای مسیر های مختلف بازار که توسط شرکت

تعاونی تولید کنندگان پسته رفسنجان ان جام شده در جدول شماره 4 نشان داده شده است . کارآترین بازار ،

صادرات به کشور های آسیای مرکزی با پائین ترین شاخص عددی 53 بوده است . صادرات به کشور های

اروپائی، عربی، آسیای جنوب شرقی و فروش در بازار داخلی به ترتیب در رتبه های بعدی قرار گرفتند .

بالاترین سهم ت ولید کننده از قیمت صادراتی در مسیر صادرات به کشور های آسیای مرکزی اتفاق افتاده است،

در حالیکه بالاترین قیمت دریافتی تولید کنندگان و صادرکنندگان در مسیر صادرات به کشور های اروپائی بوده

است. با توجه به اهمیت دریافت قیمت بالای تولید کننده و نیز صادر کننده ب ه هنگام صادرات به بازارهای

خارجی، لذا به نظر می رسد که صادرات به بازارهای اروپائی در مجموع منافع کشور را بهتر تامین نماید.

نتایج بدست آمده از روش مرکب در جدول شماره 5 نشان داده شده است. بر این اساس صادرات به کشور

2 می باشد. کشور های آسیای مرکزی، / های اروپائی کاراترین مسیر بازار صا دراتی با پائین ترین رتبه عددی 16

عربی ، آسیای جنوب شرقی و فروش در بازار داخلی به ترتیب در رتبه های بعدی واقع شدند.

جدول 4 : حاشیه و کارائی بازاریابی شرکت تعاونی تولید کنندگان پسته رفسنجان در مسیرهای مختلف( نتایج روش شفرد)

١٠

اجزاء

مسیرهای

مختلف

قیمت دریافتی

تولیدکننده

10 ریال/ )

کیلوگرم)

قیمت دریافتی

صادر کننده

10 ریال / )

کیلو گرم)

هزینه های

بازاریابی ( 10

ریال / کیلو

گرم)

حاشیه مطلق

بازار ( 10

ریال /

کیلوگرم)

شاخص

کارائی بازار

سهم

تولیدکننده از

قیمت

صادراتی

(درصد)

صادرات به

اروپا

84/60 258/75 414 160 3728 3154

صادرات به

آسیای جنوب

شرقی

75/26 846/25 677 80 3060 2303

صادرات به

آسیای

مرکزی

94/83 53 53 100 2960 2807

صادرات به

کشورهای

عربی

84/25 561/25 449 80 3359 2830

صادرات به

سایر بازارهای

خارجی

80/23 415/83 499 120 3132 2513

فروش در

بازارهای

داخلی

70/87 1764 882 50 3200 2268

81/67 649/84 495/66 98/33 3239/83 متوسط 2646

١١

جدول 5: نتایج کارائی بازار برای مسیرهای مختلف صادراتی تعاونی تولیدکنندگان پسته (نتایج روش مرکب)

مسیر

اجزاء

صادرات به

اروپا

صادارت

آسیای جنوب

شرقی

صادرات

به

آسیای

مرکزی

صادرات به

کشورهای

عربی

صادرات به

سایر بازارها

فروش در

بازار

داخلی

سهم تولید کننده

از قیمت صادراتی

( درصد)

رتبه

84/60

2

75/26

5

94/83

1

84/25

3

80/23

4

70/87

6

هزینه های

بازاریابی ( 10 ریال)

رتبه

160

5

80

2

100

3

80

2

120

4

50

1

حاشیه بازاریابی (

10 ریال )

رتبه

414

2

677

5

53

1

449

3

499

4

882

6

نرخ بازده بازار

رتبه

2/59

2

8/46

5

0/53

1

5/61

4

4/16

3

17/64

6

قیمت دریافتی

تولیدکننده ( 10

ریال)

رتبه

3154

1

2303

5

2807

3

2830

2

2513

4

2268

6

قیمت عمده فروش

و یا صادرکننده( 10

ریال)

رتبه

3728

1

3060

5

2960

6

3359

2

3132

4

3200

3

28 23 16 15 27 جمع رتبه 13

١٢

4/66 3/83 2/66 2/5 4/5 2/ متوسط رتبه 16

نتیجه گیری نهائی:

براساس نتایج ارائه شده در حال حاضر هیچ یک از مسیرهای انتخاب شده تعاونی تولید کنندگان و

همچنین صادر کنندگان بخش خصوصی از کارائی لازم برخوردار نمی باشند . نتایج تحقیق شفیعی ( 1378 ) و

صداقت ( 1379 ) نیز چنین واقعیتی را برای بازار داخلی پسته ثابت نموده است .نتایج بدست آمده توسط روش

شفرد نشان داد که تعاونی تولید کنندگان پسته رفسنجان به طور نسبی از کارائی بهتری نسبت به تجار و صادر

کنندگان بخش خصوصی برخوردار بوده است . علاوه بر این نتایج نشان می دهد که کارائی مسیرهای صادراتی

به مراتب بهتر از کارائی در بازار داخلی بوده است . کانال های بازاریابی با بالاترین کار ائی و همچنین بالاترین

قیمت دریافتی تولید کننده و صادر کننده می بایست مورد هدف قرار گیرد . برای صادرات به بازار کشورهای

اروپائی لازم است تا باغداران، فرآوری کنندگان و صادرکنندگان به رعایت استانداردهای کیفیتی و بهداشتی

توجه بیشتری داشته باشندکه این خود ایجا ب می نماید تا دولت برنامه ریزی و قانون گذاری لازم را انجام داده

و زمینه را برای تحقق آن فراهم نماید . علی رغم توجیه اقتصادیتر برای صادرات به بازارهای کشورهای اروپائی

به دلیل عدم توجه کافی به رعایت استانداردهای موجود ، توسط تولید کنندگان و صادر کنندگان از یک

طرف و عدم برنامه ریزی و قانون گذاری مناسب برای تحقق آن، متاسفانه شاهد ت ضعیف صادرات به چنین

بازارهائی و متقابلاً رونق بازارهای جدیدتر با کارائی کمتر هستیم . ادامه این روند می تواند حتی در سالهای

آینده، با فراگیر شدن چنین استانداردهائی در بازارهای ج دید، مشکلات جدیدتری را برای صادرات پسته ایران

فراهم نماید.

به نظر می رسد بازار داخلی ایران هنوز خوب شناخته نشده و برای آن برنامه ریزی نشده باشد . قیمت

پرداختی توسط مصرف کنندگان در بازارهای داخلی بعضاً از قیمت های صادراتی بیشتر بوده است و این در

حالی است که هزینه های بازاریابی در بازار داخلی بسیارکم هستند . لذا لزوم برنامه ریزی خصوصاً از طرف

تشکلهای قانونی بازاریابی به خوبی احساس می گردد تا سعی کنند با خرید محصول باغداران به قیمت منطقی و

فروش آن به قیمت کمتر در بازار داخلی، تقاضای بالقوه د اخلی را به بالفعل تبدیل نمایند. تحقق این امر سبب

می گردد تا ایران بتواند بر قیمت های جهانی نیز تاثیر بیشتری داشته باشند و این در بلند مدت سبب تقویت

صادرات محصول نیز خواهد شد.

مقایسه بین روش شفرد و روش ترکیبی در بررسی کارائی بازاریابی نشان داد که نتایج با هم متفاوت

هستند. به دلیل کامل تر بودن روش مرکب و لحاظ شدن متغیر های بیشتری به هنگام استفاده از این روش،

نتایج روش مرکب در عمل مفید تر و علمی تر به نظر می رسند.

١٣

پسشنهادات برای سیاستگزاری:

-1 در کوتاه مدت مسیرهای با کارائی نسبی بالاتر برای صادرا ت انتخاب گردند و در بلند مدت سعی شود تا

کارائی همه مسیرها افزایش یابد.

-2 درسالهای اخیر هزینه تولید پسته در کشور تحت تاثیر تورم داخلی افزایش یافته است .از طرفی عملکرد در

هکتار پسته نیز در شرایط موجود کاهش یافته است .از آنجا که قیمت های پرداختی تولید کنندگان ت حت

تاثیر قیمتهای جهانی محصول تقریبا ثابت می باشد لذا تولید پسته در حال غیر اقتصادی شدن می باشد .به

عبارت دیگر مزیت نسبی صادراتی پسته در مقایسه با سایر کشورهای رقیب در حال کاهش است . تلاش

برای استفاده از علوم جدید و نتایج تحقیقات صورت گرفته و اصلاح مدیریت باغ ات جهت ارتقای سطح

عملکرد در هکتار از یک طرف و مدیریت هزینه های تولید از طرف دیگر بایستی در سرلوحه برنامه های

کاری وزارت جهاد کشاورزی و باغداران قرار گیرد.

-3 اعتبارات لازم برای خرید محصول در فصل برداشت در اختیار تعاونی های موجود بازاریابی قرار گیرد تا

بتوانند حجم بیشتری از محصول را خریداری و بهای آن را به پسته کاران در اولین فرصت پرداخت

نمایند.این کار برنامه ریزی برای صادرات محصول و زمینه لازم را برای تاثیر گذاری این تعاونیها بر قیمت

های جهانی پسته فراهم می نماید .با دریافت به موقع بهای محصول تولید کنندگان ه م امکان انجام

مدیریتهای لازم ر ا پیدا نموده و از فروش محصول با قیمتهای ناعادلانه به برخی واسطه های سودجو هم

جلوگیری می شود.

-4 برنامه ریزی لازم برای عرضه مناسب محصول در بازار داخلی با قیمت کمتر از طریق تعاونی های بازاریابی

صورت پذیرد تا زمینه برای استفاده از پتانسیل بالای فروش محصول در بازار داخلی بیشتر از گذشته فرا هم

گردد.

-5 مساعدتهای لازم و اطلاع رسانی به موقع به تولید کنندگان، فراوری کنندگان و نیز صادر کنندگان برای

رعایت استانداردهای مورد توجه خریداران خارجی صورت پذیرد تا صادرات به بازارهای نهائی تقویت

گردد.

-6 آموزش و اطلاع رسانی در راستای استفاده از قراردادهای متقابل کشاورزی بین تولید کنندگان و خریداران

محصول پسته و نیز فراه م سازی بستر قانونی لازم برای اجرای آن می تواند از جنبه های مختلف هم برای

صادر کنندگان و هم برای تولیدکنندگان مفید باشد .از جمله اینکه ت ولیدکنندگان با دریافت به موقع نهاده

های کشاورزی و دیدن آموزشهای لازم امکان بهبود کمی و کیفی محصول را پیدا نموده و آن را با قیمت

١۴

توافقی بازار به فروش خواهند رساند .از طرف دیگر صادر کنندگان نیز می توانند براورد دقیق تری از حجم

محصول قابل خرید را داشته باشند و بر اساس آن قرارداد های خارجی خود را تنظیم نمایند .ارتقای کمی و

کیفی محصول نیز صادر کنندگان را منتفع خواهد نمود.

منابع:

-1 بانک کشاورزی ایران، 1381 . مطالعه ساختار بازار و بازاریابی پسته در استان کرمان، گزارش تحقیقاتی.

-2 سالم، ج . 1380 . بررسی مسائل بازاری ابی پسته در استان یزد . مجموعه مقالات اولین جشنواره پسته

. کشور. صفحات 92 تا 110

-3 شفیعی، ل . 1378 . بررسی بازاریابی پسته رفسنجان . پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی .

دانشگاه تربیت مدرس تهران.

-4 صداقت، ر . 1379 . بررسی اقتصادی بازاریابی پسته در استان فارس . اقتصاد کشاورزی و توسعه ،. شماره

.273- 32 ،صفحات 290

-5 صداقت، ر . 1381 . بررسی نظریه اقتصادی دور تسلسل فقر و توسعه نیافتگی در مناطق پسته کاری ایران .

.187- اقتصاد کشاورزی و توسعه، شماره 39 ،صفحات 201

6- Abdolahi - Ezzatabadi, M., Javanshah, A. and Doraki, N. 2005. The role of

aflatoxin in the stability of pistachio market. 5th International Conference of

Asian Society of Agricultural Economics, Zahedan, Iran.

7-FAo, 2003. FAOSTAT information bank. Food and Agriculture Organization

of the UN. Rome.

8- Ramakumar, R. 2001.Cost and margins in coconut marketing: some evidence

from kerala. Indian Journal of Agricultural Economics, 56(4): 668-682.

9- Sedaghat, R. and S. Suryaprakash, 2005. Assessment of the feasibility of

contract system for pistachio production and marketing in Iran. IV

International Symposium on pistachio and Almond, 22-25 May 2005,

Tehran, Iran.

10- Sedaghat, R. 2006. An Economic Analysis of Pistachio production,

Processing and Trade in Iran (ph.D. Thesis), Department of agricultural

Economics, University of Agricultural Sciences, Bangalore, India.

11- Shepherd, G.S. 1965. Marketing Farm Product-Economic Analysis, Iowa

state University press, Iowa.

١۵

Economic assessment of marketing margins and efficiency for Pistachio in Iran: A compression

of private and cooperative sectors

Abstract:

In this research work , Pistachio market situation was studied. Marketing cost, margins and

efficiency of different channels were determined. Data were collected from a sample of 200

farmers and 10 main exporters in Rafsanjani and Kerman province respectively by employing

a multistage random sampling technique. Shepherded and Composite models were applied to

determine marketing efficiency. Results revealed that non of the marketing channels were

efficient. Pistachio cooperative was relatively more efficient than private companies. Results

from composite method showed that export to European countries had the highest efficiency

level. Export to central Asian countries, Arab countries, south east Asian countries, and sell in

domestic market were in the next orders respectively. From this study it can be suggested that

the efficiency of all the marketing channels should be enhanced in longrun.But in short run

export to the markets with higher efficiency level should be directed.

Keywords: Marketing channels, Market margin, Marketing costs, Value added, Marketing

efficiency

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 12:1  توسط poya  | 

فیبر نوری

فيبر نوري چيست؟

ساختار فني آن چگونه است و از چه موادي ساخته مي‌شود؟

فيبر نوري يکي از محيط‌هاي انتقال هدايت شده است که در مخابرات مورد استفاده قرار مي‌گيرد. محيط انتقال، جايي بين فرستنده و گيرنده است. وقتي پيامي مانند ديتا، تصوير، صدا و يا فيلم قرار است انتقال داده شود نياز به محيط انتقالي مثل فضاي آزاد که ارتباط «وايرلس»بي‌سيم را شامل مي‌شود، خط دوسيمه تلفني، کابل کواکسيال و يا فيبرنوري است. در حقيقت مي‌توان گفت از نظر ساختاري فيبر نوري يک موج‌ بر استوانه‌اي از جنس شيشه يا پلاستيک است که از دو ناحيه مغزي و غلات يا هسته و پوسته با ضريب شکست متفاوت و دولايه پوششي اوليه و ثانويه پلاستيکي تشکيل شده است فيبرنوري از امواج نور براي انتقال داده‌ها از طريق تارهاي شيشه يا پلاستيک بهره مي‌گيرد. هرچند استفاده از هسته پلاستيکي هزينه ساخت را پايين مي‌آورد، اما کيفيت شيشه را ندارد و بيشتر براي حمل داده‌ها در فواصل کوتاه به کار مي‌رود. مغز و غلاف يا هسته و پوسته با هم يک رابط بازتابنده را تشکيل مي‌دهند. قطر هسته و پوسته حدود 125 ميکرون است (هر ميکرون معادل يک ميليونيوم متر است) چند لايه محافظ در يک پوشش حول پوسته قرار مي‌گيرد و يک پوشش محافظ پلاستيکي سخت لايه بيروني را تشکيل مي‌دهد اين لايه کل کابل را در خود نگه مي‌دارد که مي‌تواند شامل صدها فيبرنوري مختلف باشد. هر کابل نوري شامل دو رشته کابل مجزا يکي براي ارسال و ديگري دريافت ديتا در نظر گرفته مي‌شود با گسترش فناوري‌هاي اطلاعات و ارسال پهناي باند بيشتر اطلاعات، ما احتياج به محيط‌هاي انتقال هدايت شده‌اي داريم که بتواند پهناي باند بيشتري را هدايت کند. پهناي باند بيشتر به معناي ارسال اطلاعات بيشتر يا سرعت بالاتر اطلاعات است. در حقيقت مي‌توان گفت ظرفيت و سرعت دو دليل اصلي استفاده از شبکه فيبرنوري است. امروزه يک کابل مسي انتقال داده را تنها با سرعت يک گيگابايت در ثانيه ممکن مي‌کند در حالي که يک فيبرنوري به ضخامت تار مو امکان انتقال‌هاي چندگانه را به طور همزمان با سرعتي حتي بيشتر از 10 گيگابايت در ثانيه به ما مي‌دهد که اين سرعت روز به روز افزايش مي‌ يابد.

 از آنجايي که در فيبرنوري ما از امواج نوري يا ليزري استفاده مي‌کنيم که داراي فرکانس بسيار بالاتري از ماکروويو است بنابراين مي‌توان پهناي باند بيشتري را ارسال کرد. در مخابرات هرچه فرکانس امواجي که مي‌خواهيم اطلاعات را روي آن ارسال کنيم بيشتر باشد پهناي باند بيشتري را مي‌توانيم انتقال دهيم.

استفاده از فيبرنوري چه مزايايي دارد؟ آيا با انتقال امواج از طريق ماهواره قابل مقايسه است؟

اولين مزيتي که فيبرنوري دارد اين است که از تمام محيط‌هاي انتقالي که وجود دارد چه وايرلس و سيمي، و چه هدايت شده و غيرهدايت شده پهناي باند بيشتري به ما مي‌دهد يعني در حقيقت مي‌تواند اطلاعات بيشتري ارسال کند. ارتباطات ماهواره‌اي تنها فناوري است که مي‌تواند با فيبرنوري در زمينه انتقال داده‌ها رقابت کند. ولي چون فرکانس ليزري که استفاده مي‌شود از فرکانسي که در امواج ماهواره‌اي استفاده مي‌شود بيشتر است بنابراين داده‌هاي بيشتري از طريق فيبرنوري انتقال داده مي‌شود.استفاده از فيبرنوري يک روش نسبتا ايمن براي انتقال داده است زيرا برعکس کابل‌هاي مسي که ديتا را به صورت سيگنال‌هاي الکترونيکي حمل مي‌کنند فيبرنوري در مقابل سرقت اطلاعات آسيب‌پذير نيست. يعني کابل فيبرنوري را نمي‌توان قطع کرده و اطلاعات را به سرقت برد.

مسئله ديگر ارزان قيمت بودن آن است به ويژه در مقايسه با ارتباطات از طريق ماهواره. يکي ديگر از مزاياي فيبرنوري در مقايسه با کابل‌هاي سيمي و کواکسيان سبک بودن و راحتي تعبيه آن بين دو نقطه است. نکته بعدي اين است که سيستم‌هاي کابلي در طول انتقال نياز به تکرارکننده يا ريپيتر زيادتري براي تقويت امواج دارند درحالي که براي يک سيستم کابل نوري به علت افت بسيار کمي که دارد تعداد تکرارکننده کمتري استفاده مي‌شود بايد گفت هرچه فيبر خالص‌تر و داراي طول موج بيشتري باشد پورت‌هاي نور کمتري جذب و تضعيف سيگنال کمتر مي‌شود و در نتيجه نياز به تکرارکننده که يک سيگنال را دريافت کرده و قبل از ارسال به قطعه بعدي فيبر، آن را تقويت مي‌کند کاهش مي‌يابد و همين باعث مي‌شود قيمت تمام شده سيستم پايين بيايد.

از طرف ديگر فيبرهاي نوري از عوامل طبيعي کمتر تاثير مي‌پذيرند. بدين صورت که ميدان‌هاي مغناطيسي و يا الکتريکي شديد بر آن هيچ تاثيري نمي‌گذارد و خطر تداخل امواج پيش نمي‌آيد به همين دليل مي‌توان آنها را برخلاف کابل مسي از کنار کابل‌هاي فشار قوي يا ژنراتورهاي برق عبور داد. همچنين خواصي همچون ضد آب بودن آن باعث شده تا از آن، روز به روز به طور گسترده‌تري استفاده شود.

 آيا استفاده از فيبرنوري معايبي هم دارد؟

براي اين که ديگر در فيبرنوري با سيگنال الکتريکي سروکار نداريم بايد از ادواتي مثل تقويت‌کننده‌ها و آشکارسازهاي نوري استفاده کنيم که تا حدودي گران است. از سوي ديگر از فيبرنوري فقط مي‌توان براي انتقال اطلاعات آن هم به صورت شعاع‌هاي نوري استفاده کرد و نمي‌توان براي انتقال الکتريسيته استفاده کرد.

اتصال فيبرنوري به يکديگر بسيار مشکل و وقت‌گير و نياز به يک کادر فني سطح بالا دارد يکي از ايرادهاي مهمي که به فيبرنوري وارد مي‌شود اين است که به راحتي کابل‌ها را نمي‌توان پيچ و خم داد زيرا زاويه تابش نور در داخل آن تغيير کرده و باعث مي‌شود نور از سطح آن خارج شود و از طرف ديگر آنها را نمي‌توان به راحتي قطع کرد و براي قطع آنها نياز به تخصص ويژه‌اي است چون در غير اين صورت زاويه شکست عوض مي‌شود.

استفاده از فيبرنوري چه تاثيري در گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات دارد؟

امروزه با توجه به سرعت توليد علم و دانش نياز به افزايش سرعت تبادل آنها بيشتر شده است. دنيا به سمتي مي‌رود که از ابزاري استفاده کند که با ارائه پهناي باند بيشتر همزمان تعداد بيشتري به راحتي و با سرعت زياد اطلاعات را در اختيار داشته باشند يا همزمان بتوانند به راحتي با موبايل يا تلفن صحبت کنند و به اينترنت وصل شوند و فيبرنوري يکي از فناوري‌هايي است که مي‌تواند اين امکان را فراهم کند.

بکارگيري فيبرنوري براي انتقال اطلاعات از سال 1966 شکل گرفت ولي تا سال 1976 عملا در انتقال داده قابل استفاده نبود ولي اکنون شرکت‌هاي تلويزيون کابلي و شرکت‌هاي چند مليتي جهت انتقال داده‌ها و اطلاعات مالي در سراسر جهان و... از فيبرنوري استفاده مي‌کنند. اکنون در ايران با توجه به زياد شدن کاربران اينترنت، استفاده کنندگان از تلفن ثابت و موبايل و مهم‌تر از همه به خاطر اين که ايران در مسير شاهراه اطلاعات بين اروپا و چين قراردارد ضرورت استفاده از شبکه فيبرنوري حس شده و بهره‌برداري از آن اجرايي مي‌شود. البته بايد توجه داشت استفاده از فيبرنوري به موازات استفاده از بقيه سيستم‌هاي انتقال اطلاعات صورت مي‌گيرد.

فيبرنوري چه کاربردهاي ديگري دارد؟

استفاده از حسگرهاي فيبرنوري براي اندازه‌گيري کميت‌هاي فيزيکي مانند جريان الکتريکي، ميدان مغناطيسي، فشار، حرارت و جابجايي آلودگي آب‌هاي دريا، سطح مايعات، تشعشعات پرتوهاي گاما و ايکس بهره گرفته مي‌شود. يکي ديگر از کاربردها فيبرنوري در صنايع دفاعي و نظامي است که از آن جمله مي‌توان به برقراري ارتباط و کنترل با آنتن رادار، کنترل و هدايت موشک‌ها و ارتباط زيردريايي‌ها اشاره کرد. فيبرنوري در پزشکي نيز کاربردهاي فراواني دارد از جمله در دزيمتري غدد سرطاني، شناسايي نارسايي‌هاي داخلي بدن، جراحي ليزري، استفاده در دندانپزشکي و اندازه‌گيري خون و مايعات بدن.

ظرفيت و سرعت زياد و ايمني اطلاعات از دلايل اصلي استفاده از شبکه فيبرنوري است


فيبرنوري در اندازه‌گيري کميت‌هاي فيزيکي، صنايع دفاعي و نظامي و پزشکي به کار گرفته مي‌شود.

شبکه ملي فيبر نوري

با افتتاح شبکه ملي فيبر نوري کشور به طول 57 هزار کيلومتر، همه شهرها و مراکز استان‌ها و نقاط مرزي کشور از شبکه زيرساختي لازم با کيفيت بالا برخوردار مي‌شوند. اين شبکه قرار است به شبکه فيبر نوري کشورهاي همسايه نيز متصل شود.

مزاياي فيبرنوري در مقايسه با كابل مسي:

فيبرنوري سبك تر و ارزانتر از كابل مسي است و حجم كمتري را اشغال مي كند. ظرفيت انتقال فيبرنوري چندين هزار برابر كابل مسي است، بطوريكه در كشور ژاپن، يك تار فيبرنوري نه هزار و 500 ارتباط و درايران مي تواند حدود چهار هزار ارتباط تلفني را برقرار كند. فيبرنوري فاقد اثرات نويز محيطي است و طول عمرش هم بيشتر است، همچنين در انتقال اطلاعات تلفات كمتري دارد.

در مخابرات: براي انتقال پيام هاي مخابراتي با سرعت و ظرفيت بالا در ارتباط بين مراكز تلفن شهري و انتقال اطلاعات شبكه رايانه اي و همچنين براي برقراي ارتباط تلويزيوني به صورت CABLE-TV

 

 

در پزشكي: براي اندوسكوپي و جراحي ليزري

درصنعت: براي انتقال نور ليزر به منظور برش دقيق فلزات، شبكه بندي رايانه هاي صنعتي

در احساسگرها ( SENSORS ): به منظور اندازه گيري فشار جريان برق، حرارت، پلاريزاسيون، شتاب و چرخش

در امور نظامي: براي هدايت موشكهاي محل ياب

مبانی فيبر نوری

فيبر نوری ، رشته ای از تارهای بسيار نازک شيشه ای بوده که قطر هر يک از تارها نظير قطر يک تار موی انسان است . تارهای فوق در کلاف هائی سازماندهی و کابل های نوری را بوجود می آورند. از فيبر نوری بمنظور ارسال سيگنال های نوری در مسافت های طولانی استفاده می شود. 

يک فيبر نوری از سه بخش متفاوت تشکيل شده است :

·   هسته (Core) . هسته نازک شيشه ای در مرکز فيبر که سيگنا ل های نوری در آن حرکت می نمايند.

·   روکش (Cladding) . بخش خارجی فيبر بوده که دورتادور هسته را احاطه کرده و باعث برگشت نورمنعکس شده به هسته می گردد.

·   بافر رويه (Buffer Coating) . روکش پلاستيکی که باعث حفاظت فيبر در مقابل رطوبت و ساير موارد آسيب پذير ، است .

صدها و هزاران نمونه از رشته های نوری فوق در دسته هائی سازماندهی شده و کابل های نوری را بوجود می آورند. هر يک از کلاف های فيبر نوری توسط يک روکش هائی با نام Jacket محافظت می گردند.

فيبر های نوری در دو گروه عمده ارائه می گردند:

·   فيبرهای تک حالته (Single-Mode) . بمنظور ارسال يک سيگنال در هر فيبر استفاده می شود( نظير : تلفن )

·   فيبرهای چندحالته (Multi-Mode) . بمنظور ارسال چندين سيگنال در يک فيبر استفاده می شود( نظير : شبکه های کامپيوتری)

فيبرهای تک حالته دارای يک هسته کوچک ( تقريبا" 9 ميکرون قطر ) بوده و قادر به ارسال  نور ليزری مادون قرمز ( طول موج از 1300 تا 1550 نانومتر) می باشند. فيبرهای چند حالته دارای هسته بزرگتر ( تقريبا" 5 / 62 ميکرون قطر ) و قادر به ارسال نورمادون قرمز از طريق LED می باشند.

ارسال نور در فيبر نوری

فرض کنيد ، قصد داشته باشيم با استفاده از يک چراغ قوه يک راهروی بزرگ و مستقيم را روشن نمائيم . همزمان با روشن نمودن چراغ قوه ، نور مربوطه در طول مسير مسفقيم راهرو تابانده شده و آن را روشن خواهد کرد. با توجه به عدم وجود خم و يا پيچ در راهرو در رابطه با تابش نور چراغ قوه مشکلی وجود نداشته  و چراغ قوه می تواند ( با توجه به نوع آن ) محدوده مورد نظر را روشن کرد. در صورتيکه راهروی فوق دارای خم و يا پيچ باشد ، با چه مشکلی برخورد خواهيم کرد؟ در اين حالت می توان از يک آيينه در محل پيچ راهرو استفاده تا باعث انعکاس نور از زاويه مربوطه گردد.در صورتيکه راهروی فوق دارای پيچ های زيادی باشد ، چه کار بايست کرد؟ در چنين حالتی در تمام طول مسير ديوار راهروی مورد نظر ، می بايست از آيينه استفاده کرد. بدين ترتيب نور تابانده شده توسط چراغ قوه (با يک زاويه خاص)  از نقطه ای به نقطه ای ديگر حرکت کرده ( جهش کرده و طول مسير راهرو را طی خواهد کرد). عمليات فوق مشابه آنچيزی است که در فيبر نوری انجام می گيرد.

نور، در کابل فيبر نوری از طريق  هسته (نظير  راهروی مثال ارائه شده )  و توسط جهش های پيوسته با توجه به سطح آبکاری شده ( Cladding) ( مشابه ديوارهای شيشه ای مثال ارائه شده )  حرکت می کند.( مجموع انعکاس  داخلی ) . با توجه به اينکه سطح آبکاری شده ، قادر به جذب نور موجود در هسته نمی باشد ، نور قادر به حرکت در مسافت های طولانی می باشد. برخی از سيگنا ل های نوری بدليل عدم خلوص شيشه موجود ، ممکن است  دچار نوعی تضعيف در طول هسته گردند. ميزان تضعيف سيگنال نوری به درجه خلوص شيشه و طول موج نور انتقالی دارد. ( مثلا" موج با طول 850 نانومتر بين 60 تا 75 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1300 نانومتر بين 50 تا 60 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1550 نانومتر بيش از 50 درصد در هر کيلومتر)

 

 

 

سيستم رله فيبر نوری

به منظور آگاهی از نحوه استفاده فيبر نوری در سيستم های مخابراتی ، مثالی را دنبال خواهيم کرد که مربوط به يک فيلم سينمائی  و يا مستند در رابطه با جنگ جهانی دوم است . در فيلم فوق دو ناوگان دريائی که بر روی سطح دريا در حال حرکت می باشند ، نياز به برقراری ارتباط با يکديگر در يک وضعيت کاملا" بحرانی و توفانی را دارند. يکی از ناوها قصد  ارسال پيام  برای ناو ديگر را دارد.کاپيتان ناو فوق پيامی برای يک ملوان که بر روی عرشه کشتی مستقر است ، ارسال می دارد. ملوان فوق پيام دريافتی را به مجموعه ای از کدهای مورس ( نقطه و فاصله ) ترجمه می نمايد. در ادامه ملوان مورد نظر با استفاده از يک نورافکن اقدام به ارسال پيام برای ناو ديگر می نمايد. يک ملوان بر روی عرشه کشتی دوم ، کدهای مورس ارسالی را مشاهده می نمايد. در ادامه ملوان فوق کدهای فوق را به يک زبان خاص ( مثلا" انگليسی ) تبديل و آنها را برای کاپيتان ناو ارسال می دارد.  فرض کنيد فاصله دو ناو فوق از يکديگر بسار زياد ( هزاران مايل ) بوده و بمنظور برقرای ارتباط بين آنها از يک سيتستم مخابراتی مبتنی بر فيبر نوری استفاده گردد.

 

 

 

 

سيتستم رله فيبر نوری از عناصر زير تشکيل شده است :

·       فرستنده . مسئول توليد و رمزنگاری سيگنال های نوری است .

·       فيبر نوری مديريت سيکنال های نوری در يک مسافت را برعهده می گيرد.

·       بازياب نوری . بمنظور تقويت سيگنا ل های نوری در مسافت های طولانی استفاده می گردد.

·       دريافت کننده نوری . سيگنا ل های نوری را دريافت و رمزگشائی می نمايد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 12:24  توسط poya  | 

محیط زیست و فیزیک

كاربرد فناوري‌نانو در پاکسازي محيط زيست

 

يكي از مهم‌ترين كاربردهاي فناوري‌نانو در محيط زيست، تصفيه آلاينده‌هاي آب‌هاي زيرزميني با نانوذرات nZVI (zero-valent iron) است كه بازده و راندمان قابل توجهي دارد، اما نامشخص بودن خصوصيات اساسي اين فناوري مشكلاتي در رابطه با استفاده بهينه و يا ارزيابي خطرات آن از لحاظ انساني و اكولوژ

 

[ نانو تکنولوژی » مقالات متفرقه نانو تکنولوژی ] [ چهار شنبه 24 مرداد 1386 ] [ بازدید: 1851 ]

 

 


 

يكي از مهم‌ترين کاربردهاي فناوري‌نانو در محيط زيست، تصفيه آلاينده‌هاي آب‌هاي زيرزميني با نانوذرات nZVI (zero-valent iron) است که بازده و راندمان قابل توجهي دارد، اما نامشخص بودن خصوصيات اساسي اين فناوري مشکلاتي در رابطه با استفاده بهينه و يا ارزيابي خطرات آن از لحاظ انساني و اکولوژيکي به وجود آورده است.


در اين مقاله به سه مورد اساسي که باعث سوء تفاهم در مورد اين فناوري مي‌شود اشاره مي شود:

1.       nZVI هايي که در تصفيه آب‌هاي زيرزميني استفاده مي‌شوند بسيار بزرگتر از ذراتي هستند که تأثيرات حقيقي در اندازه نانو را نشان مي‌دهند.

2.       واکنش‌پذيري بالاي اين ذرات عمدتاً نتيجه سطح ويژه بالاي آنها است.

3.       تحرک nZVI تقريباً در تمامي شرايط کمتر از چندمتر است. لذا استفاده از آن در تصفيه به حداقل مي‌رسد.

به هر حال هنوز سئوالات زيادي در مورد اين فناوري وجود دارد: مثلاً اين كه چگونه nZVI به سرعت جابه‌جا خواهد شد؟ اين جابه‌جايي به سمت چه محصولاتي است؟ آيا اين مواد در محيط زيست قابل تشخيص هستند؟ و اينکه چگونه تغييرات سطح nZVI باعث تغيير طول عمر و تأثير آن روي تصفيه خواهد شد؟
کاربردهاي نويدبخش فناوري‌نانو در محيط زيست بسيار زياد است؛ اين مطلب در ”پيشرفت محيط‌زيستي“ به عنوان يکي از هشت زمينه پيشرو فناوري‌نانو که از جانب NNI تعيين شده منعکس شده است. در حقيقت، تقريباً تمام برنامه‌هاي NNI (پديده‌هاي بنيادي، مواد، روش‌ها، اندازه‌گيري و غيره) جنبه‌هاي محيطي دارند. نگراني‌هاي زيست محيطي تقريباً در تمام 11 سازمان حاضر در برنامه NNI قابل مشاهده است.
بيشتر کاربردهاي زيست محيطي فناوري‌نانو در سه مقوله جاي مي‌گيرند:

1.       محصولات بي‌خطر براي محيط زيست يا محصولات با قابليت تحمل بالا مثلاً شيمي سبز؛

2.       تصفيه موادي که با ذرات خطرناک آلوده شده‌اند؛

3.       حسگرهايي براي ذرات محيطي.

با اينکه معمولاً اين سه مقوله در زمره موادشيميايي يا مواد نانوبيولوژيکي تلقي مي‌شود بايد توجه کرد که اين موارد مي‌تواند در مورد عوامل ميکروبي و مواد زيست‌محيطي نيز کاربرد داشته باشد. فناوري‌نانو‌ نقش مهمي در بهبود روش‌هاي کشف و پاک‌سازي عوامل زيست‌محيطي مضر دارد.
دو فناوري متعارف تصفيه كه در فناوري‌ ‌نانو نيز از آنها استفاده مي‌شود عبارتند از: جاذبه و واکنش درجا و غيردرجا. در فناوري‌ تصفيه جاذبه‌اي به كمك فرآيند جداسازي، آلاينده‌ها (به خصوص فلزات) را جدا مي‌کنند؛ در حالي که فناوري‌ واکنشي باعث تجزيه آلاينده‌هاي مي‌شود. گاهي اوقات تمام روش‌ها به سمت توليد محصولات کم ضررتر است مثلاً در مواردي که آلاينده‌ها آلي باشند محصولاتي مثل CO2 و H2O توليد مي‌شود.
در فناوري‌‌ درجا، پاک‌سازي آلودگي در همان محل آلودگي صورت مي‌گيرد در حالي که در فناوري‌ غير درجا، عمليات پاک‌سازي پس از انتقال مواد آلوده کننده به مکان‌ مطمئن انجام مي‌شود؛ به عنوان مثال آب‌هاي زيرزميني آلوده به سطح زمين پمپ شده و پاک‌سازي آنها در راکتورهاي واقع در سطح زمين انجام مي‌شود.
فناوري‌نانو غيردرجا
يک مثال برجسته از فناوري‌نانو براي تصفيه آلاينده‌ها از طريق جذب سطحي، تك لايه‌هاي خودآرا روي پايه ميان حفره‌اي يا SAMMS است. SAMMS‌ از طريق خود آرايي‌ يک لايه از عوامل سطحي فعال شده بر روي پايه‌هاي سراميکي ميان حفره‌اي به وجود مي‌آيد که سبب ايجاد موادي با سطح ويژه بسيار بالا (تقريباً1000 m2/g) مي‌شود. خصوصيات جذبي اين مواد را به گونه‌اي مي‌توان تنظيم كرد كه آلاينده‌هاي خاص مثل جيوه، کرومات، آرسنات، پرتکنتات، و سلنيت را جذب كند.
پليمرهاي درخت‌ساني، نوع ديگري از مواد نانوساختار هستند که پتانسيل تصفيه آلاينده‌ها را دارند. نمونه‌هاي جديد اين روش شامل اولترافيلتراسيون بهبود يافته با درخت‌سان‌ها به منظور حذف Cu+2 از آب و حذف آلاينده‌هاي Pb+2 از خاک است.
اين دو نوع نانوساختار جاذب كه در فرايندهاي غيردرجا استفاده مي‌شوند، مي‌توانند مواد پرخطر را در غلظت بالايي در سطح خود جمع کنند.
تجزيه آلاينده‌ها به كمك فناوري نانو بر خلاف تصفيه از طريق جذب مختص آلاينده‌هاي آلي است. روش رايج تصفيه آلاينده‌هاي آلي فوتواكسيداسيون (photooxidation) به وسيله كاتاليزورهاي نيمه‌رسانا (مثلTiO2 ) است. قابليت فوتوکاتاليست‌هاي کوانتومي (اندازه ذره تقريباً 10 nm) مدت‌هاست كه در تجزيه آلاينده‌ها شناخته شده‌ است.
به هر حال همان‌طور که در توضيح فناوري‌هاي جاذب گفته شد فوتواکسيداسيون به وسيله نيمه‌هادي‌هاي نانوساختار يک روش غيردرجا است؛ چون به نور نياز دارد و بايد در يک راکتور که براي اين کار طراحي شده است؛ انجام شود.
فناوري‌نانو‌ درجا 

شکل 1- سه روش کاربرد ذرات Fe براي تصفيه آب‌هاي زيرزميني:
(a) يک سر واکنشي نفوذپذير مرسوم که از Fe گرانولي با اندازه ميلي‌متري ساخته شده است؛
(b) يک ناحيه پاک‌سازي واکنشي که به وسيله تزريق پي‌درپي نانوذرات Fe شکل گرفته است؛
(C) پاک‌سازي آلاينده‌هاي فاز مايع بدون آب (DNAPL) به وسيله تزريق نانوذرات متحرک.
در شکل‌هاي b و c نانوذرات با نقاط سياه، و نواحي تحت تأثير آنان با رنگ روشن معين شده‌اند.
در شکل b فرض بر اين است که نانوذرات در محيط‌هاي متخلخل تحرک اندکي دارند؛ درحالي كه در شکل C نانوذرات به منظور تحرک بيشتر
تغيير و بهبود يافته‌اند.
توجه کنيد که واکنش تنها زماني رخ مي‌دهد که آلاينده‌ها به صورت محلول در آب‌هاي زيرزميني باشند و يا مثل DNAPL به سطوح Fe متصل باشند.

تجزيه درجاي آلاينده‌ها، بر ساير روش‌ها ارجحيت دارد؛ زيرا اين روش از نظر اقتصادي مقرون به صرفه‌تر است. البته تصفيه درجا مستلزم تداخل آلاينده‌ها با عمليات پاک‌سازي است و اين خود مانع اصلي در توسعه و بسط اين نوع فناوري‌ها است. امكان تزريق نانوذرات (واکنشي و جذبي)، در محيط‌هاي متخلخل آلوده‌ مثل خاک‌ها، رسوبات و محيط‌هاي آبي، سبب شده است تا اين روش از پتانسيل بالايي برخوردار باشد. در اين روش يکي از دو امكان زير بايد وجود داشته باشد:

 

1.       ايجاد نواحي واکنشي درجا با نانوذراتي که تقريباً بي‌حرکت هستند؛

2.       ايجاد توده نانوذرات واکنشي که به سمت مناطق آلوده حرکت مي‌کنند؛ البته اگر اين نانوذرات به اندازه کافي متحرک باشند. (همان گونه که درشکل (1) نشان داده شده است).

در زير بيشتر به تحرک درجاي نانوذرات مي‌پردازيم، زيرا تحرک درجاي نانوذرات معمولاً باعث ايجاد سوء تفاهم در فهم مطلب مي‌شود.
با وجود اينکه نانوذرات گوناگوني (مثل دو قطبي غيريوني، پلي‌يورتان و يا فلزات نجيبي روي پايه آلومينا) در تصفيه درجا قابل استفاده‌اند؛ اما تا به حال بيشترين توجه به نانوذرات حاوي nZVI شده است. تمايل به استفاده از nZVI براي تصفيه باعث بهبود شيمي تصفيه و يا گزينه‌هاي توسعه آن شده است.
اين امر منجر به انتقال بسيار سريع اين فناوري از مرحله آزمايشگاهي به مرحله نيمه‌صنعتي شده است. کاربردهاي تجاري nZVI در تصفيه به سرعت رايج و بازارهاي رقابتي شديدي در زمينه مواد حاوي nZVI و تأمين کنندگان خدمات آن به وجود آورده است.
برخي تصورات غلط راجع به اصول اساسي فناوري تصفيه مبتني بر nZVL کاربردهاي آن در محيط زيست وجود دارد. با اينکه اين مطالب بسيار به هم وابسته‌اند ولي ما مي‌توانيم آنها ر ا در سه گروه تقسيم کنيم: ريخت‌شناسي ذره، واکنش‌پذيري و تحرک.
در ادامه، نكات کليدي سه دسته بالا را توضيح مي‌دهيم تا بتوانيم به يك جمع‌بندي راجع به اين فناوري‌ دست يابيم و از اين طريق به پيشرفت‌هاي زيست محيطي فناوري كمك كنيم.

ويژگي‌هاي نانوذرات 
ريخت‌شناسي
تعريف‌هاي گوناگوني در مورد اندازه نانو ارائه شده است؛ اما بايد به اين نظريه اشاره کرد که اندازه نانو محدوده‌اي از اندازه مولکول‌ها و مواد است که ذرات در اين محدوده، خواص بي‌همانند يا به طور کيفي، متفاوت با ذرات بزرگ‌تر از خود دارند.

شکل 2- سطح ويژه با فرض اين كه ذرات به صورت كرومي با ذره برآوردي از قطر زياد دايره‌اي هندسي و چگالي 7.6 g/Cm3 هستند. (بر پايه ميانگين چگالي‌هاي FeO و Fe3O4 خالص)

بيشتر نمونه‌هايي که اين خواص را دارند، داراي اندازه‌اي در محدوده کوچک‌تر از 10 نانومتر هستند؛ زيرا در اين محدوده، اندازه ذرات به اندازه آنها در شرايط مولکولي پايدار نزديک‌تر است.
يکي از اين مثال‌ها محدوده کوانتومي است که به اين علت به وجود مي‌آيد که با کاهش اندازه ذرات، باند گپ (bandgap) افزايش يافته، باعث به وجود آمدن برخي ويژگي‌هاي مفيد در فوتوکاتاليست‌هاي نيمه‌هادي مي‌شود كه در بخش فناوري‌هاي غيردرجا توضيح داده شد.
خصوصيات ديگري که در اندازه‌هاي زير 10 نانومتر تغيير مي‌کند سطح ويژه است که در شکل (2) نشان داده شده است.
از نظر کيفي فاکتورهاي ديگري نيز وجود دارند که در تعيين اين خصوصيات دخالت دارند، مثل نسبت اتم‌هاي سطحي به اتم‌هاي توده و قسمتي از حجم ذره که شامل ضخامت محدود لايه سطحي است (حجم سطحي).
آماده‌سازي nZVI براي استفاده در کاربردهاي تصفيه‌اي، به طور معمول در اين محدوده- بين چند ده تا چند صد نانومتر- انجام مي‌شود. علاوه بر اين، ذرات nZVI حتي تحت شرايط آزمايشگاهي هم تمايل دارند که به هم بپيوندند و متراکم شوند و در نتيجه مجموعه‌هايي توليد مي‌شود که اندازه آنها ممکن است نزديک چند ميکرون شود. اين بدان معني است که nZVI و مواد مرتبط با آن که در کاربردهاي تصفيه محيط‌زيست استفاده مي‌‌شوند، خصوصيات فوق‌العاده مورد انتظار براي نانوذرات حقيقي را از خود نشان نخواهند داد و اغلب همانند کلوئيد‌هاي محيط زيست رفتار خواهند کرد.
واکنش‌پذيري
واکنش‌پذيري زياد نانوذرات مي‌تواند نتيجه سطح ويژه بالاي نانوذرات، چگالي بيشتر نواحي واکنش‌پذير روي سطوح ذره و يا افزايش واکنش‌پذيري اين نواحي بر روي سطح باشد.
اين فاکتورها مجموع سه نتيجه واضح وکارا را در مورد nZVI در پي داشته است:

 

1.       تجزيه آلاينده‌هايي که واكنش‌ چنداني با ذرات بزرگ‌تر نمي‌دهند. مانند پلي فنيل هاي کلرينه شده؛

2.       تجزيه بسيار سريع‌تر آلاينده‌هايي که پيش از اين با سرعت‌هاي مناسبي با ذرات بزرگ‌تر واکنش نشان مي‌دادند، مانند اتيلن‌هاي کلرينه شده؛

3.       دسترسي به محصولات مطلوب‌تر با تجزيه آلاينده‌هايي که به وسيله مواد بزرگ‌تر سريعاً تجزيه مي‌شوند؛ اما باعث به وجود آمدن محصولات فرعي نامطلوبي مثل تتراکلريدکربن مي‌شوند.

از اين سه دسته تأثيرات واکنشي، دومين دسته (تجزيه سريع‌تر آلاينده‌هاي قابل تجزيه) بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. علت اين تأثير با اينکه يک مسئله بسيار کاربردي، بنيادي و با اهميت است کمتر شناخته شده است.

شکل 3. مقايسه ثابت‌هاي سرعت احيايCL4 به وسيله nZVI و دو نوع Fe در اندازه‌هاي ميلي‌متري. مناطق روي نمودار تقريباً بر مبناي 50 داده از منابع مختلف هستند.

ما براي تجزيه تتراكلريد كربن به وسيله nZVI ، نسبت ثابت سرعت‌هاي نرمال شده بر حسب سطح ويژه ksa را با ثابت سرعت‌هاي نرمال شده بر حسب جرم km مقايسه كرديم، نتايج نشان داد که ksa براي نانوذرات nZVI برابر اين پارامتر در ذرات ميلي‌متري nZVIاست؛ اما km آن بزرگ‌تر از ذرات ميلي‌متري است (شکل 3). بنابراين تجزيه سريع‌تر تتراکلريد کربن به وسيله nZVI به خاطر سطح ويژه بالاي آن است، نه به خاطر بيشتر بودن فراواني نقاط واکنش‌پذير روي سطح و يا واکنش‌پذيرتر بودن اين نقاط. اين نتيجه ممکن است در مورد ساير آلاينده‌هايي که با nZVI واکنش مي‌دهند نيز صدق کند اما اطلاعات ما در اين مورد ناکافي است.
بايد توجه داشت که اين تحليل شامل ترکيبات دوفلزي nZVI با کاتاليزرهاي فلزات نجيب مثل Pd، Ni و Cu نيست. اين مواد دو فلزي معمولاً داراي مقادير ksa بالايي هستند، ولي اين افزايش در درجه اول نتيجه تأثير خاصيت کاتاليستي فلزات نجيب است که در مورد ذرات بزرگ‌تر نيز مشاهده مي‌شود.
اما مشكلي كه هست اين كه افزايش واکنش‌پذيري معمولاً همراه با كاهش انتخاب‌پذيري است كه موجب واکنش nZVI با مواد غيرهدف شامل اکسيژن غيرمحلول و آب‌ و در نتيجه پايين آمدن راندمان تصفيه با nZVI مي‌شود.
شكل فوق منجر به پيدايش نياز به تزريق ذرات به سيستم و درنتيجه بالا رفتن هزينه عمليات خواهد شد.
با محدود کردن مواد ناخواسته (مواد غيرهدف شامل اکسيژن و آب) به وسيله گيرنده‌هاي ارزان‌تر مي‌توان طول عمر کوتاه nZVI را مفيدتر کرد؛ البته اگر ذرات تحرک قابل ملاحظه‌اي از خود نشان دهند.
تحرك
نانوذرات در محيط‌هاي متخلخل تحرک زيادي خواهند داشت، زيرا اندازه آنها از اندازه سوراخ‌هاي محيط‌هاي متخلخل بسيار کوچک‌تر است اما اينکه ما فرض کنيم علت تحرک نانوذرت تنها اين مطلب است بسيار ساده انگاري است. معمولاً تحرک نانوذرات را در محيط‌هاي متخلخل اشباع، دو فاکتور تعيين مي‌كند: تعداد برخوردهاي نانوذرات با محيط متخلخل به ازاي واحد جابه‌جايي؛ و ضريب چسبندگي (احتمال اينکه هر برخورد، منجر به حذف ذره از جريان شود). برخورد ممکن است در نتيجه سه عامل رخ دهد: حرکت براوني، بازدارنده‌ها (عواملي که مانعي از حرکت نانوذره مي‌شوند) و رسوب‌گذاري گرانشي.

شكل 4- فاصله جابه‌جايي كه در آن،‌ بيش از 99 درصد نانوذرات حذف مي‌شوند در ضرايب چسبندگي شرايطي سطحي به شكل زير است:
تخلخل = 36.0 ، سرعت=1.0 m/day،
اندازه ذرات خاک=3.0 ميلي‌متر،
چگالي نانوذرات=7.6 g/Cm3
 

نانوذرات در محيط‌هاي متخلخل اغلب حركت براوني دارند. براي ذرات بزرگتر از 400 نانومتر با چگالي بالا‌ (مثلاً 7.68 g/cm2 براي ذرات آهن خالص) تأثير جاذبه مي‌تواند بسيار مهم باشد. با استفاده از روش بازده single-Collector که به وسيله Tufenkji و Elimelech ارائه شده و تئوري فيلتراسيون deep-bed، اين امکان وجود دارد که بتوان فاصله جابه‌جايي را كه در آن، 99 درصد حذف نانوذرات به عنوان تابعي از خواص سطحي و ضريب چسبندگي صورت مي‌گيرد، محاسبه كرد.
شکل (4) نشان مي‌دهد که محدوده فاصله جابه‌جايي در شرايط سطحي متعارف، از چند ميلي‌متر تا چند ده متر متناسب با ضريب چسبندگي است.
ضريب چسبندگي گزارش شده براي nZVI معمولي در انواع محيط‌هاي متخلخل، بين 0.14 تا يك است؛ اين به معني فاصله جابه‌جايي چند سانتي‌متر در محيط‌هاي متخلخل در شرايط آب‌هاي زيرزميني است (شکل4). اين امر موجب ايجاد علاقه قابل ملاحظه‌اي براي تغيير سطح نانوذرات در جهت افزايش فاصله جابه‌جايي شده است.

بدين ترتيب ضرايب چسبندگي کوچک‌تري براي اين گونه نانوذرات و ساير نانوذرات گزارش شده است (0.001 براي نانوذرات Fe كه سطح آنها بهبود يافته است و 0.0001 براي نانوذراتي که پايه کربني دارند). اما حتي اين ضرايب چسبندگي کوچک هم به طور قطعي باعث تحرک بيشتر (بيش از چندمتر) نانوذرات در آب‌هاي زيرزميني نمي‌شود، به جز در آب‌هاي زيرزميني با سرعت حركت خيلي زياد.
خطرات
مباحث فوق در مورد ريخت‌شناسي، واکنش‌پذيري و تحرک نانوذرات در زمينه تصفيه ‌محيط زيست نشان مي‌دهد که دانش ما در مورد فرآيندهاي پايه در اين فناوري هنوز ناکافي است. به علاوه، خطرات احتمالي اين فناوري براي سلامت انسان و محيط‌زيست، انجام اين روش در مقياس انبوه را با مشكل مواجه كرده است. مخصوصاً با توجه به کاربردهاي درجاي nZVI (يا مواد وابسته) براي تصفيه محيط‌هاي متخلخل، هنوز تحقيقات مستقيم و قابل ملاحظه‌اي که خطرات آن را مورد توجه قرار دهد انجام نشده است. برخي گروه‌ها حالت احتياطي (پيشگرانه) را پذيرفته‌اند و کاربردهاي درجاي نانوذرات براي تصفيه را ممنوع کرده‌اند در حالي که برخي گروه‌ها آن را توصيه کرده‌اند. در واقع تحقيقات در اين زمينه بايد به طور موازي صورت گيرد.
اين معما که چگونه مي‌توان از نانوذرات براي تصفيه استفاده کرد بايد به زودي و با استفاده از نتايج تحقيقات در حال انجام، قابل حل و دسترسي باشد. مهم‌ترين اين خطرات استنشاق ذرات‌ريزي است که از طريق هوا جابه‌جا مي‌شوند.
به هر حال هم‌اکنون ما مي‌توانيم نتيجه بگيريم با اينکه nZVI و مواد مرتبط با آن، در کاربردهاي تصفيه‌اي درجا استفاده مي‌شوند، از مواد ويژه‌اي که در دسترس ما هستند کوچک‌تر، واکنش‌پذيرتر، مقاوم‌تر و متحرک‌تر بوده و در عين حال احتمال خطرزايي براي انسان و محيط زيست را دارا هستند.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 12:23  توسط poya  | 

استیفا’

استيفاء و اقسام آن

 

  استيفاء درلغت به معني تمام فرا گرفتن ،تمام گرفتن حق يا مال خود از كسي گرفتن. ‌‌‌‌‌‌‌‍‍‍‍‌‌‌‌‍‍‍‍[1]و در اصطلاح حقوقي و به ويژه در مباحث مربوط به منابع تعهد و ضمان قهري به معني بهره مند شدن و انتفاع شخصي بدون انعقاد قرار داد و يا عقد از عمل ديگري (ماده 336 قانون مدنی ) و يا از مال  ديگري با اذن صاحب آن ( ماده 337 قانون مدنی ) مي باشد و مربوط به جايي است كه شخص با هزينه يا كار ديگري، بر دارايي خود مي افزايد. ( خواه به صورت تملك باشد يا استفاده از منافع ).

استيفائي كه در اين تحقيق مورد نظر است، عبارت است از اين كه يك نفر بدون اين كه با ديگري عقد يا قراردادي منعقد سازد از عمل يا مال او منفعتي تحصيل نمايد، لذا استفاده از كار يا مال ديگري گاهي در قالب عقد اجاره است و گاهي خارج از آن كه استيفاء ناميده مي شود .

و به استيفاء كننده از عمل يا مال غير، مستوفي مي گويند.[2]

بعضي از اساتيد حقوق[3] اظهار نظر كرده اند كه استيفاء در زمره مسائل مسئوليت مدني نيست، چون ركن مهم مسئوليت مدني ضرر و زيان است، در حالي كه در استيفاء خسارتي نيست.

اقسام استيفاء

1- استيفاء مجاز ( مشروع ): 

استيفاء در صورتي مشروع است كه از راه تراضي و با اذن صاحب حق يا فاعل كار صورت پذيرد. در اين مفهوم وسيع، هر جا كه موجب قرارداد يا قانون، شخصي توانايي بهره مند شدن از حق يا كار ديگري را پيدا كند و به آن مبادرت ورزد، استيفاء مشروع صورت مي پذيرد ، ولي بايد توجه داشت كه استيفاء مشروع به معني خاص خود، در جايي به كار مي رود كه شخص بر مبناي يكي از اسباب قانون از مال يا كار ديگري منتفع مي شود يا حقي را تملك مي كند، ولي آن سبب در قالب عقد و ايقاع متداول و يا مرسوم نمي گنجد. براي مثال كسي كه به موجب عقد اجاره از مال ديگري استفاده مي كند يا بر مبناي جعاله ديگري را تشويق به كاري مي سازد، آنچه را به دست آورده از راه استيفاء نيست، بلكه به سبب عقد اجاره يا جعاله است.

2- استيفاء بدون جهت ( نامشروع ) :

استيفاء نامشروع در صورتي است كه شخص به زيان ديگري و بدون رضاي او بر دارايي خويش اضافه كند. ( خواه مورد استفاده، مال يا كار باشد )

 بنابر اين هرگاه كسي طلب پرداخته شده را دوباره از مديون بگيرد، يا طلبي راكه حق ديگري است از مديون وصول كند و خود بردارد، يا آنچه را در نتيجة عقد فاسد به دست آورده است نگه دارد، يا حاصل دسترنج ديگري را بدون رضاي او تملك كند استيفاي نامشروع كرده است. اين اقدام نا مشروع در قانون تجارت استفاده بلا جهت ناميده شده است.[4] 

 

اقسام استيفاء مشروع

1- قسمت اول به قواعد عمومي استيفاء اختصاص دارد، يعني آنچه كه در مواد 336 و 337 قانون مدنی پيش بيني كرده است (استيفاء ازعمل غير،استيفاء ازمال غير)[5] و قواعدي كه ازآن استنباط مي شود .

چنانكه دو ماده قانوني مربوط به استيفاء نيز تصريح داشته است،[6] استيفاء بر دو قسم است : يك نوع استيفاء از عمل ديگري است و نوع ديگر استيفاء از مال ديگري است.

قانون مدني ايران در ماده 336  استيفاء از عمل غير را اين گونه بيان كرده است:« هر گاه كسي بر حسب امر ديگري اقدام به عملي نمايد كه عرفاً براي آن عمل اجرتي بوده و يا آن شخص عادتاً مهياي آن عمل باشد، عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر اين كه معلوم شود كه قصد تبرع داشته است.»

مانند اينكه شخصي كارگري را كه در خيابان آماده به كار بوده است را با اتومبيل خود سوار كند و به منزل خود ببرد و دستور اجراي عملي را به او بدهد، بدون اينكه با او قراردادي ببندد.

ماده 337 قانون مدنی شرايط تحقق از مال غير را معين نموده و چنين بيان مي دارد : « هر گاه كسي بر حسب إذن صريح يا ضمني از مال غير استيفاء منفعت كند، صاحب مال مستحق اجرت المثل خواهد بود، مگر اينكه معلوم شود كه إذن در انتفاع مجاني بوده است. »

2- قسمت دوم نوع ويژه اي از استيفاء است كه در ماده 306 قانون مدنی آمده است و اداره مال غير ناميده مي شود.

 قانون مدني ايران در ماده 306  اداره مال غير را اين گونه بيان كرده است «اگر كسي اموال غايب يا محجور و امثال آن را بدون اجازة مالك يا كسي كه حق اجازه دارد اداره كند،  بايد حساب زمان تصدي خود را بدهد، در صورتي كه تحصيل اجازه در موقع مقدور بوده يا تأخير در دخالت موجب ضرر نبوده است حق مطالبة مخارج نخواهد داشت، ولي اگر عدم دخالت يا تأخير در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد دخالت كننده مستحق اخذ مخارجي خواهد بود كه براي اداره كردن لازم بوده است.» كه مي توان اين نوع اداره كردن را، اداره فضولي مال غير ناميد.[7]

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع

[1]-دهخدا، علي اكبر؛ لغت نامه دهخدا  دوره جديد،  انتشارات دانشگاه تهران ، سال 1330 ، چاپ اول  ، ج2 ، ص 1868

[2]- كاتوزيان، ناصر؛ مقدمة علم حقوق،انتشارات شركت سهامي انتشار،  سال 1383،  چاپ 33 ، ص286 و امامي ، سيد حسن؛حقوق مدني ،  انتشارات كتابفروشي اسلاميه ، مهر ماه 1340 ، چاپ سوم ، ج1 ،  ص 203

[3]- امامي، سيد حسن؛ جزوة مسئوليت مدني، ص 18 نقل شده از كتاب : يزدانيان ، علي رضا  ،  قلمرو مسئوليت مدني ، انتشارات ادبستان ، نشر و پخش آيلار، ، سال 1379  ، چاپ اول ، صص 56 و 57  

[4]- مادة 319 ق . ت

[5] -كاتوزيان ، ناصر؛ «  قانون مدني در نظم حقوق كنوني  » ، انتشارات ميزان ، پاييز 1384 ، چاپ يازدهم ، صص 290 و 291  وكاتوزيان ، ناصر ، «  حقوق مدني ( وقايع حقوقي ) » ، انتشارات شركت سهامي انتشار  ، سال 1381، چاپ نهم ، صص 247 تا 252.

[4]- مواد 336 و 337 قانون مدني

[7]-كاتوزيان ، ناصر؛ «  قانون مدني در نظم حقوق كنوني  » ، انتشارات ميزان ، پاييز 1384 ، چاپ يازدهم ،صص262 تا 264 وكاتوزيان ، ناصر؛ «  حقوق مدني ( وقايع حقوقي ) » ، انتشارات شركت سهامي انتشار  ، سال 1381، چاپ نهم ، صص279 تا 280

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 12:21  توسط poya  | 

زندگینامه خواجه شمس الدین حافظ

ایران کشور جاویدان

کشور باستانی ایران که روزگاران دیرین تا کنون در پهنه گیتی چون سروی افراشته به جلوه گری پرداخته از جمله ممالک نادر در جهان است که تاریخی پر فراز و نشیب و سرگذشتی غمناک به خود دیده و در مقاطع حساسی از عمر طولانی خود اجبار به تحمل شدائد بسیار داشته است .

تاریخ مدون این کشور از زمان ورود اقوام آرایائی به آن آرام آرام شکل گرفته و در 500 سال قبل از میلاد مسیح با تشکیل های قدرتمندی چون ماد و پارس به سروری و زعامت دنیای مشرق زمین رسیده است .

در دوران حکومت هخامنشیان و بوﻳژه در عهد کشور داران مدبری چون کورش ٬داریوش پس از آن در عهد اشکانیان و در ادامه به زمان ساسانیان ایران یکی از دو قطب قدرتمند در جهان آنروزگار بشمار می رفت و گر چه جنگ های طولانی نیز با رقبای خود داشته اند اما همواره برتری و سیادت قوم ایرانی را حفظ نموده وتلاش بر حفظ صلح و بر قراری دوستی در بین ملل مختلف می نموده اند .اما در قرن 6 میلادی و با شکست ساسانیان از اعراب زمان سیادت و برتری قوم ایرانی بپایان رسید و قرن های متمادی این قوم شریف تحت سلطه اعراب قرار داشتند و در طول این مدت همه گونه ظلم و ستم و خفت را تحمل نمودند٬ البته در این فاصله بودند بزرگمردان غیور و سلحشوران بی پروائی که با دست خالی در مفابل حاکم طغیان می نمودند و بسیاری از آنان خون پاک خود را به خاک مقدس ایران نثار کرده و پاره ای نیز به توفیقاتی شایان دست می یابند همچون خانواده رویگر سیستانی که با شهامت بی نظیر بر پشت خلفای مستبد بغداد لرزه انداخت و یا چون خاندان آل بویه و آل زیار و یا طاهریا و سامنیان و....که هر کدام بنا بر سیاستی که داشتند حرکات خوب و سودمندی در راه بدست گرفتن حاکمیت ایران انجام دادند تا سرانجام با روی کار آمدن حکام ایرانی زنجیر استبداد خلفای عرب برگردن مات مظلوم ایران پاره شد و دستگاه خلافت بغداد جز رنگ و ریای ظاهری چیزی نداشت و سر داران رشید ایرانی بودند که خلفا را چون کودکان صغیر تحت سرپرستی می گرفتند و بنا بهمصلحت خود یکی را غزل و دیگری را نصب می نمودند و همچنان حرکت تاریخ ادامه داشت تا نوبت سالاری در ایران به خوارزمشاهیان رسید و در این سلسله نیز محمد خوارزمشاه تاج شاهی برسر نهاد در عصر این پادشاه حکام ایرانی بار دیگر عظمت و قدرت گذشته را رفته بودند و بر  قسمت اعظمی از جهان آباد آن روزگار حکمفرمائی می کردند که ناگاه آرامش کشور با حمله خانمان سوز مغول در هم ریخت و با دیگر ایران مجبور به تحمل ذلتی دیگر در طول تاریخ شد .

 اگر نیک به گوشه و کنار تاریک در تاریخ این دوران بنگریم خواهیم یافت که حمله مغول به ایران گرچه بهانه اش قتل تجار مغولی در اترار و بدست حاکم آن شهر بود اما قوم وحشی و بی تمد مغول هرگز شهامت حمله به امپراطوری ایران را نداشت جز با تحریک و وعده های کمک که خلیفه نابکار عباسی المستعصم بالله به آنان داده بود (به تصور اینکه مغولان تنها به جنگ با خوارزمشاهیا پرداخته و با او کاری ندارند .) اما این آتش که افروخته شد گریبان او نیز گرفت و بفرمان خان مغول نمد مالش کردند .

آری مغولان که به تحریک خلیفه وقت و آخرین خلیفه عباسی و فقط به منظور متلاشی کردن حکومت خوارزمشاهیان که بر خلفا سیادت داشتند به ایران حمله نمودند ایران را گرفتند و آنگاه آرام آرام بفکر خلیفه افتادند و سرانجام او را نیز از اریکه قدرت یزیر کشاندند و مایه عبرتی شدند برای تمامی جهانیان از ابتدا تا انتها تاریخ این قوم وحشی و دور از تمدن در اندک مدتی کمتر از نیم قرن بر قسمت اعظم دنیای متمدن آن روز مسلط شدند و تمدن های کهنی چون ایران را ویران کردند و از خاور دور (ژاپن) تا قلب اروپا (آلمان ) را جولانگاه خود قرار دادند .

سرزمین های متصرفه را بدو تصرف ویران می نمودند و از کشتارهای فجیع اجتماعی روگردان نبودند و آنچنان صاعقه وار عمل می کردند که به بلایای آسمانی بیشتر شبیه بودند .

در ماوراءالنهر عراق شام الجزیره خراسان ٬ری آنچنان فجایعی معمول کردند که باور آن آسان نیست در 000/700 نفر را کشته و اسیر کردند . در نیشابور حتی گربه ها را نیز زنده نگذاشتند این جماعت بر هیچکس رحم نکردند و تنها شهر هائی از مصائب آنان بدور ماندند که حکامش پیشاپیش طوق اطاعت از آنان را بگردن انداختند .

نویسندگان اروپائی در آندوران مغول را طایفه معلون وازﻧژاد شیطان نوشته اند و معتقد بودند که آنقدر کشتار شده که اگر تا روز رستاخیز نیز زاد و ولد گردد عشر انچه کشته شده بدنیا نخواهند آمد . از ایران و مشرق زمین که بگذریم این بلایا گریبانگیر مردم روسیه ٬مجارستان ٬لهستان ٬آلمان و.... نیز گردید که در جای خود نویسندگان این ملل نیز مصیبت نامه های فراوانی به رشته تحریر در آورده اند .

بطورکلی قرون 7 و 8 ه ق را می توان از دوران های نکبت بار در تاریخ ایران بشمار آورد که تنها شانس مردم ما در این دوران عدم کارائی و فقدان مدیریت و رهبری جامعه در ایلخانان مغول بود که برای رفع این نقیصه در اداره امور امپراطوری عظیم خود اجبار به استفاده از اندیشمندان فرزانه ایرانی داشتند و این بزرگمردان به هنگام تصدی امور چون مرحمی بر زخم ایرانیان بودند (گرچه این مردان اندیشمند خود نیز غالبا" مورد غضب ایلخانان واقع شده و به قتل می رسیدند) و تا سر حد توان در اعتلاء فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی می کوشیدند و حضور سخنوران بزرگی چون خواجه و شیخ اجل در این دوران از اراث حمایت فرهنگی این رجال ایرانی می باشد .

 

امراء و حکام فارس

اتابکان فارس جزء امرائی بودند که از سال 542 تا 663 به مدت 120 سال در فارس حکمرانی کردند و در زمان خوارزمشاهیان از آنان اطلاعت کرده و در زمان مغول از مغولان و بدین طریق فارس را از خطرات بسیاری نجات دادند .

 شرف الدین محمود اینجو از جمله امرائی بود که بواسطه خاصی که داشت (مباشر املاک خالصه سلطان) بمدت 10 سال با نفوذ و قدرت وﻳژه ای در این منقطه حکمرانی نمود تا سرانجام به فرمان ابو سعید عزل و مقتول گردید ولی چنذی بعد فرزندش امیر مسعود شاه به حکومت رسید .

 از دیگر کسانیکه در این خطه حکومت کردند شیخ ابواسحاق بود که با تحریک ماک اشرف او را وادر به تصرف فارس نمود و آنگاه خود با حیله و نیرنگ شهر را تصرف و ملک اشراف را نیز از آن خطه راند . و بدین ترتیب از 743 تا 754 در این خطهبلامعارض به حکومت پرداخت و در این سال در جنگی با امیر مبارزالدین کشته شد .

امیر مبارزالدین آل مظفر بود که از سال 650 در فارس و یزد سابقه حضور داشتند . این امیر اولین پادشاه سلسله آل مظفر بشمار می رود و پس از او برادرش شاه شجاع و شاه محمود و سلطان احمد به ترتیب در شیراز و عراق عجم و کرمان حکومت کردند . که حکومت انها تا سال 759 بطول انجامید و این سال سالی است که تیمور گورکانی ایران را صحنه تاخت و تاز قرار داد و شاه منصور آخرین پادشاه آل مظفر را پس از 5 سال سلطنت در جنگی به قتل رسانیده و بازماندگان این خاندان را نیز بدیار عدم فرستاد .

نگاهی اجمالی وگذرا به تاریخ ایران بخصوص در قرون هفتم و هشتم داشتیم فارس را از نظر گذراندیم و شیراز را مورد توجهی اندک قرار دایم و با تمام اختصاری که بکار رفت به معظلات اجتماعی عصر حافظ آگاهی یافتیم و دیدیم که این شاعر لطیف و نکته سنج که به سرزمین خود علاقه ای وصف ناشدنی هم داشته در عهدی می زیسته که غیر انسانی ترین حکام تاریخ حاکم بودند و شهر شیراز را بارها مورد هجوم قرار دادند و کشتارهای بی رحامنه در ان بوجود آوردند و شاعر ما با تمام روح لطیفی که داشته این وقایع راشاهد بوده لذا بی جهت نیست که در سروده های او گاه به کوهی از غم بر می خوریم که تحمل آن بر دوش زمان هم سنگینی می کند چه رسد بر قلب نازک او .

خواجه شیراز در طول زندگی خودکه از هنگام بسلطنت رسیدن سلطان ابوسعید بهادر خان شروع و تا سال 791 ادامه دارد . با سلاطینی مواجه است که بنابر مصلحت هر زمان به رنگی در می آیند و در عین حالیکه خود را گاهی شیعه دو آتیشه و زمانی سنی افراطی می خوانند رفتاراز خود بروز می دهند که هیچ کافری را یارای انجام آن نمی باشد و در این بین روح سرشار از محبت شاعر عارف و عارف توانای ما چه کشیده است اگر بگویم چون شمعی آب شده به گزاف نگفتیم .

 

 

زندگی خواجه شمس الدین محمد حافظ

شاعر شیرین سخن ما خواجه شمس الدین محمد حافظ که در اوائل قرن هشتم هجری قمری پا به عرصه وجود گذارد پس از تولد محمد نامیده شد و با توجه به القابی که در آن دوران بنابر دلائل معقول به اشخاص مهم می داند او نیز که به حفظ قرآن کریم توفیق یافته بود به حافظ ملقب شد و پس از آنکه در علوم و فنون به کمالات بیشتری دست یافت القاب بسیاری به او دادند که از جمله است شمس الدنیا والدین ٬لسان الغیب ٬کاشف الحقائق ٬زبدة المتکین ٬ترجمان الاسرار و.... از طرفی چون او در ردیف بزرگان عصر ودانشمندان زمان بود و در آن روزگار به زعمای قوم وسران مهم کشوری و دانشمندان خواجه اطلاق می نمودند لذا او را نیز خواجه شمس الدین محمد حافظ خواندند .

 

اصل ونسب خواجه

در مورد اصل ونسب خواجه مدارک و شواهدی که از خود او بجا مانده باشد وجود ندارد اما آنچه از قرائن بر می آید و می توان از لابلای متون تالیف شده در عصر خواجه یااعصار نزدیک به او استنباط کرد می توان گفت موطن اصلی خواجه ظاهرا" کوپای اصفهان و محل سکونت جدش شیخ بوده است ٬شیخ غیاث الدین را پسری بود بنام بهاءالدین که همان پدر خواجه حافظ باشد . او سعی داشت برای خانواده خود زندگی آرام و بی دغه دغه ای را تدارک دیده و آنان را از قیل و غال بدور نگهدارد لذا همواره به کار خود که تجارت بود سرگرم و از دخالت در امور دیگر پرهیز می نمود. و از این راه توانسته بود زندگی مرفه و آرامی را نیز به اهل منزل ارزانی دارد .

تا اینکه در اثر تشنجات حاصله در نیمه دوم قرن هفتم ه ق برای مدتی اصفهان کانون بلوا بود و از آرامش نسبی نیز در آن خبری نبود لذا خواجه غیاث الدین باتفاق خانواده عزم هجرت به شیراز را در سرپروراند و در حدود سالهای 660 تا 680 یعنی به هنگامی که آبش خاتون دختر سعدبن ابوبکر از اتابکان فارس بر شیراز حکومت می کرد به این شهر وارد شد . و پس از ورود به شیراز در محله ای نزدیک به دروازه کازرون بنام محله سیادان خانه مناسبی خریداری نمود او بزودی در شیراز برای خود محل کسب و کار تدارک دیده و هم چون اصفهان به شغل تجارت پرداخت و با توجه به تجربه و مهارتی که داشت بزودی بصورت تاجری موفق و سرشناس شهره خاص و عام گردید که در این راستا فرزندش بهاءالدین نیز دوش به دوش در همچون شاگردی مطیع به انجام امورات او مشغول بود .

پس از چندی اقامت در شهر شیراز خانواده شیخ دوستان و آشنایانی یافته و از تنهای بدر آمدند بطوریکه هر هفته چند بار به منزل یکدیگر رفت و آمد کرده وبخصوص در شب های زمستان یکدیگر را به شب چره دعوت می نمودند .

در این هنگام بهاءالدین (پدر حافظ) سنین نوجوانی را پشت سر گذارده و در آستانه جوانی از برازندگی و زیبائی خاصی نیز برخوردار شده بود لذا باعث جلب توجه اطرافیان و آشنایان به خود گردید .

در همسایگی حجره شیخ غیاث الدین در بازار شهر تاجری کسب و کار داشت که به شیخ عبدالله کازرونی مشهور بود و با شیخ علاوه بر معاملات تجاری که داشت رفت وآمد خانوادگی نیز برقرار نموده بود . لذا در یکی از شب ها که شیخ عبد الله به منزل غیاث الدین آمده بود لزوم تشکیل خانواده برای بهاءالدین را یاد آور شد و افزود که حاضر است دخترش را به عقد ازدواج او در آورد .

شیخ غیاث الدین با خوشروئی از این پیشنهاد استقبال کرد و پس از چندین نوبت رفت و آمد وقول وقرارها ئی که گذاشته شد طی جشنی مفصل آن دختر را به عقد ازدواج بهاءالدین در آورد و بهاءالدین باتفاق همسرش زندگی شیرین و تازه ای را با شوق و ذوق وافر آغاز نمودند .

اما این ایام خوش دیری مپائید که با مرگ غیاث الدین خانواده عزادار شد و نظام زندگی آنان رو به سستی نهاد و از آن پس بهاءالدین در انجام کسب کار دست تنها شد و خود به تنهائی امورات را اداره می کرد .

او بزودی صاحب سه فرزند پسر بنامهای خلیل ٬ عادل و محمد و یک دختر گردید . و اندک اندک غم از دست دادن پدر را بفراموشی سپرد خانواده بهائالدین در شهر همیشه خرم شیراز روزگار را به خوشی می گذراند و هر روز رونق بیشتری به کسب و کارشان داده می شد .

از تولد چهارمین فرزند خانواده مدت زیادی نگذشته بود که بهاءالدین بیمار شد خانواده او بیماری وی را یک مریضی ساده تصور نموده و ضمن مداوا هیچگونه نگرانی احساس نمی کردند . اما پس از چندی بیماری رو به شدت گذارد تا جائیکه بهاءالدین توان حجره رفتن نداشت لذا خانواده او نگران شده و دست بدامان حکما و اطبای حاذق شهر گردیدند .

حکمای شهر یکی پس از دیگری بر بالین بهاءالدین حاضر و هر یک به تصوری داروئی خاص تجویز نمودند لکن حال بهاءالدین روز به روز وخیم تر می گرید بیماری او چند ماهی بطول انجامید و در این مدت هیچیک از اطباء قادر به تشخیص نوع بیماری نشدند و سرانجام در یک شب هیچیک از اطباء قادر به تشخیص نوع بیماری نشدند و سرانجام دریک شب سرد زمستانی و در نیمه های شب آرام و بی صدا جان به جان آفرین تسلیم کرد در این زمان که محمد هشتمین زمستان عمر خود را پشت سر می گذراد .

پس فوت بهاءالدین برادران بزرگتر خواجه به کمک همکاران پدر امور تجاری حجره را اداره می نمودند و طبق گذشته از کسب وکاری پر رونق بر خوردار بودند . یکی دو سال نیز بدین منوال سپری شد تا سرانجام بدلایلی که نامعلوم است خانواده حافظ از هم جدا شدند هر یک از برادران با خانواده خود به سمتی رفتند و شاید هم از شیراز کوچ نمودند و حافظ با مادر و خواهر کوچکش باقی ماند . لذا مدت زمان زیادی نگذشته بود که در اثر فقدان کسب و کار فشار زیادی بر دوش خانواده سنگینی کرد و آنان را در گذران امور به تنگی و عسرت انداخت .

 

ولادت خواجه

تریخ تولد واجه بدرستی معلوم نیست و هر یک از محققین و تذکره نویسان تاریخی را ثبت نموده اند اما پیچکدام مدعی صحت و دقت تاریخ مذکور نبوده بلکه متفق القول در این باره به نداشتن سند معتبر اشاره می کنند . در مورد زندگی و تاریخ تولد یا ازدواج و یا هرماده تاریخ دیگری که خود شاعر در اشعارش ثبت ننموده باشد اختلاف زیاد است اما به هر حال هر محقق بفراخور مدارک و اسنادیکه به آن استناد می کند تاریخی را اعلام می دارد که این تاریخ از نظر خود او و کسان دیگری که او را قبول داشته باشند معتبر جلوه می کند .

در قدیمی ترین نسخه از دائرة المعارف بزرگ بریتانیکا که در کتابخانه لندن موجو است سال تولد خواجه را نامعلوم دانسته اما به یقین این تاریخ را مابین سالهای 700 تا 726 ه ق می پندارد .

 دائرة المعارف بزرگ فرانسه نیز همین نکته نظر را دارد . ضمنا" در باب تولد این شاعر علاوهبر دو معتبر اروپائی منابع داخلی و دانشمندان ایرانی نیز از قدیمی ترین ازمنه تا محققین معاصر هیچکدام نتوانسته اند با دلیل و برهان قانع کننده این تشتت و پراکندگی آراء را از بین برده و یا کم نمایند . لذا به انگیزه فقدان اسناد معتبر که ذکر گردید هیچیک از آن آراء را نمی توان رد کرد همانطوریکه بصورت قطع و یقین هیچکدام را نمی توان تائید کرد و اما در این راستا باید گفت که آنچه که در باب حافظ این بلبل غزلسرا و خوشخوان خطه مشکین فارس قابل تامل و تعمق است در درجه اول ماهیت وجودی خود او می باشد و در مرحله بعد افکار بلندش که در اشعار نغز و شیوا برای ما بجا مانده است حال اینکه حافظ در سال 701 بدنیا آمده و یا 730 در این معنی تاثیر چندانی ندارد .

دیگر اینکه با توجه به محتوای اشعارش شواهد بسیاری دال بر تولد او در سالهای بین 716 تا 721 موجود می باشد و قصیده زیرا را که شاعر در مدح سلطان جلال الدین مسعود شاه اینجو سروده می توان یکی از شاهد ها بشمار آورد.

خسروا دادگرا شیردلا بحر کفا                                  ای جلال تو به انواع هنر ارزانی

همه آفاق گرفت و همه اطاف گشاد                          حیت مسعودی و آوازه شد سلطانی

لذا چون مسعود شاه در سال 743 در جنگی که با یکی از امرای مغول بنام یاغی باستی کرد شکست خورده و کشته شد و قبل از آن نیز در نیروی از مقابل امیر پیر حسین بسال 740 به هزیمت افتاد و فرار کرد و اینکه بعید به نظر می رسد که این قطعه سراسر مدح پیش از این تاریخ ها باشد حتی اگر تصور کنیم که در همان سال 740 و قبل از شکست از امیر فوق الذکر این قطعه سروده شده و حافظ هم در ان سال حداقل 25 سال سن داشته پس باید تولد او حدود سال 715 یا 716 باشد که البته همانطور که گفته شد اقوال مختلف فراوان است مرحوم دکتر قاسم غنی معتقد است بسال 717 و مرحوم دستغیب شیرازی از قول فرصت تولد خواجه را سال 725 ه ق می داند .

و اما در مورد سال وفات خواجه اختلافات کمتر است و با توجه به اشعاری که در برخی از آنان با حروف ابجد سالی ذکر گردید می توان وفاتش زا بسال 791 یا 792 فرض نمائیم مدت عمر آن بزرگوار از 70 سال تا سال تخمین زده می شود . گرچه برخی معتقدند که مدت عمر خواجه 46 سال بوده است .

 همانطوریکه ذکر گردید پس از فوت پدر برادران بزرگتر خواجه عهده دار اداره تجارتخانه و تامین معشیت خانواده شدند اما مدت زمان زیادی نگذشته بود که به دلائل موهوم بین آنان و خانواده جدائی افتاد و پس از این واقعه خانواده حافظ مدتی کوتاه را با استفاده ز ذخائر قبلی بسر برد و پس از اتمام اندوخته زشتی فقر را با تمام وجود حس کردند . در این دوران از خانواده همسر بهاءالدین نیز هیچگونه اطلاعاتی دردست نیست که چرا در این پیش آمد تلخ نتوانستند آنها را یاری دهند اما آنچه مسلم است مشکلاتی که حافظ باتفاق خواهر و مادرش تحمل کرد صحت دارد.

مادر خواجه پس از انکه بوی فقر را به مشام خود شنید و زمزمه گرسنگی خوردن اطفال او را آزار داد بفکر افتاد که خواجه را که اکنون کودکی کوچک و حداکثر 9-8 ساله بود با کاری آشنا کند لذا در همسایگی آنان مردی ظاهرا" آراسته بود که خواجه برای ادامه زندگی به او سپرده شده و حافظ چند صباحی را نیز با او گذراند اما پس از چندی آثار سوء اخلاق در مردی که بعنوان سرپرست انتخاب شده بود ظاهر گشت لذا حافظ با مشام تیز خود بوی گنداب را احساس نمود و ا نزد او بیرون رفت .

خواجه پس از بیرون آمدن از تحت لوای همسایه بدنهاد مدتی بیکار بود و در ایم بیکاری همه روزه بمنظور یافتن کاری که بتوانند معاش روزانه آنها را تامین کند تلاش می کرد لذا پس از جستجوی بسیار در مغازه نانوائی برای خمیر کردن آرد مشغول کار شد در مجاورت نانوائی که حافظ در آن به شغل خمیرگیری اشتغال داشت مکتبی بود که دوستداران علم و ادب و بخصوص طالبین آموختن علوم و فنون قرآنی را به خود جذب می کرد و حافظ نیز با پرداخت مبلغی از دستمزد روزانه خود اوقات فراغت را در این مکتب صرف آموزش و تعلیم قرآن کریم می نمود . بدین کار تا حدی جدیت و مبادرت ورزید که حافظ قرآن شد .

خواجه که با رفتن مکتب و آشنائی با علوم روز شوقی وافر یافته بود آنچنان ذوقی در این کار از خود بروز میداد که استاد نیز به وجد می آمد و به او توجه ای بیشتر می نمود . گویند در نزدیکی نانوئی که حافظ در آنجا کار می کرد مرد با ذوق و اهل قلمی نیز به شغل بزازی اشتغال داشت این مرد بزاز علاوه بر اینکه خود شعر می سرود از قوانین شعری نیز آگاه بود و کسانیکه او را می شناختند برای راهنمائی به نزدش می آمدند حافظ نیز در این رابطه با او مراوده ای پیدا کرد و اشعاری را که می سرود بمنظور تصحیح یا تائید برای او می خواند . اما چون اشعار حافظ از قاعده و اصول صحیح برخوردار نبود مورد استهزاء سایرین که نزد استاد بودند قرار می گرفت و از بابت حافظ همواره مکدر بود . در مورد این نکته افسانه ای نیز در کتابها ثبت است که نقل می شود .

در این افسانه آمده ست که حافظ در یادگیری علوم و سرودن اشعار دچار مشکل بود و مثل شاگردان معمولی قادر به فراگیری مطالب علمی نبود . لذا نظر نمود که به مدت 40 شب در مسجد به عبادت پردازد تا حاجت روا گردد . آنگاه با قلبی آکنده از خلوص و اراده ای پاک بمدت 40 شبانه روز در محل موعود با ریاضات به عبادت پرداخت . خواجه در شب چهلم در اثر خستگی فراوان ر حالت خلسه فرورفت و در این حالت امیر مومنان را هیبت سقائی دید که جامی آب به او تعارف می کند حافظ از همه جا بی خبر تصور کرد که او     درویشی است که برای گرفتن پول به او آب می دهد لذا پس از چند بار که جام را رد کرد بر اثر اصرار درویش جام را گرفت و جرعه ای اندک از آن نوشید و مابقی را دور ریخته و جام را پس داد اما لحظه ای بعد دیگر  درویش را در آنجا ندید و هر چه تفحص کر کمتر یافت و در همین حال احساس کرد که دنیا برایش رنگی دیگر دارد و کلمات زیبای قرآن از مقابل چشمانش رژه می رفتند و او ناگهان فهمید که چه موهبتی را از دست داده است اما بهر جهت همان یک جرعه کوچک او را به دریای علم آمد و اشعارش بوی عطر حقیقت بخود گرفت بطوریکه هر انسان عارفی را در بحر عرفان غوطه ور می سازد و هر عامی را در عشق به ملکوت اعلی از خودبیخود می نماید خواجه خود در اشعارش به این واقعه اشاره ای صریح و روشن دارد و می گوید:

 

 

                       دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند  

                                                                             و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

                       بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کرند

                                                                              باده از جام تجلی صفاتم دادند

                      چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

                                                                              آن شب قدر که این خبر از جلوه ذاتم دادند

                      بهد ازین روی من و آئینه و صف جمال    

                                                                              که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند

                      من اگر کام رواگشتم و خوشدل چه عجب

                                                                              مستحق بودم و اینها بزکاتم دادند  

                      هاتف آنروز بمن ﻣژده این دولت داد   

                                                                              که بدان جور وجفا صبر و ثباتم دادند

                      این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد  

                                                                             اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند

                      همت حافظ و انفاس سحر خیزان بود

                                                                              که زبند غم ایام نجاتم دادند

دورانی که خواجه حافظ در آن دوران متولد ونشو ونما کرد گرچه یکی از مصبت بارترین دوران های تاریخی در ایران بود اما بواسطه خصوصیتی که حکام فارس داشتند ولایات تابعه این منطقه منجمله شیراز کمتر مورد تاختوتاز سپاهیان مغول قرار می گرفت جنگ و جدال هائی که در آن دوران در شیراز و سرزمین های فارس اتفاق می افتاد غالبا" بین حکام محلی و برای کسب قدرت حاکمیت بوده که بین اعضاء یک خاندان روی می داد در این جنگ هاگاهی پدری به گوشمالی دادن که پس از پیروزی یکی بر دیگری برای مدتی مناسب صلح برقرا می شد و اما حکام محلی این منطقه (فارس و بوﻳژه شیراز) غالبا" در دروان امرائی با فرهنگ و طرفدار علم و ادب بودند که جملگی دربارهائی داشتند که پایگاه شعرا و ادبا و دانشمندان بود و حتی برخی از آنان خود نیز طبع شعر داشته و اشعار زیبائی نیز می سرودند . لذا طبیعی است که در دوران حکومت سلاطینی این چنین مکتب های درس و بحث نیز بازار گرمی داشته باشند بخصوص اینکه غالب این امرا و شاهزادگان خود نیز دست پرورده اساتید همین مکاتب بوده و در اکثر موارد همانطوریکه ذکر شد خود نیز از علوم بهره ای مناسب داشته اند و برای جلب توجه مردم دانشمندان را نیز حمایت می کردند و در این راستا علوم دینی و شعر ادب از حمایت مخصوصی نیز برخوردار بود کما اینکه دو تن از بزرگترین سخن سرایان پاررسی زبان استاد سخن سعدی و سلطان غزل خواجه در این دوران نشو و نما کرده بودند .

لذا در زمانی که خواجه شمس الدین محمد حافظ در شهر شیراز دروان نوجوانی و جوانی را می گذراند مکاتب متعدد در شهر بر پا بود و دانشمندان و ایبان مشهوری که آوازه شهرت و اقتدارشان در تسلط به علوم هنوز هم شنیده می شود در این مکاتب جلسات بحث و درس داشتند و شاگردانی را برای تعلیم جذب می نمودند . که خواجه نیز در این میان جذب مکاتب متعدد شد و در نزد علمی بزرگ عصر به آموختن پرداخت که مختصرا" به شرح تعدادی از آنها اکتفا می شود .

مکت درس خواجه قوام الدین عبدلله شیرازی

خوجه قوام الدین عبدلله شیرازی یکی ازاساتید مشهور عصر خویش می باشد که حافظ علوم حکمیه و دروس دینی را نزد او فرا گرفت . این استاد که در تعلیم و تربیت و تدریس علوم عقلی حکمت و فلسفه از اکابر علمای زمان خود بود بواسطه ذوق و استعدادی که در شاگردنوجوان خود می دید به او رسیدگی وﻳژه می نمود و خواجه را در بین سایر شاگردان ممتاز نموده بطوریکه مورد حسادت همکلاسی های خود قرار می گرفت . مشهور است شاگردان استاد که بعضا" طبعی لطیف نیز داشتند پس از اتمام ساعات تدریس و با کسب اجازه اشعار خود را در سر کلاس می خواندند استاد نیز غالبا" با سردی با آنان برخورد نموده و می گفت کلاس درس جای این ترهات (اراجیف) نیست اما خود به خواجه می گفت اگر شعری گفتی برایمان بخوان و در پاسخ اعتراض سلیر شاگردان که علت تبعیض قائل شدن او را می پرسیدند می گفت اشعار حافظ سخن دیگری است و کلماتش را باید چون مروارید به بند کشید .

علامه میرسید شریف جرجانی

علامه جرجانی از علمای بنام آن دوران از جمله دانشمندانی است که در عصر حافظ می زیسته و در کلاسش علوم مختلفه از جمله حکمت ٬فلسفه ٬اخلاق و علوم قرآنی تدریس می شد حافظ مدتی از کلاس درس این استاد نیز بهره برده است .

 

قاضی عضد الدین

قاضی عضدالدین عبدالرحمن ایجی نیز ار دیگر اساتیدی است که در زمان خواجه صاحب مکتب و مدرسه  بوده و حافظ در محضرش تملذ نموده است .

خواجه دارای روحی لطیف و سرشار از معنویت بود و از دوران کودکی به کسب علوم علاقمند و برای نیل به مقصود از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد و خود در این رابطه به چهل سال تلاش در کسب علم و معرفت اشاره دارد و می گوید :

علم و فضلی که به چهل سال دلم جمع آورد !               ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

 

ودررابطه با حضور در مدرسه و مکتب نیز اشاراتی فراوانی دارد که از جمله است :

طاق و روان مدرسه و قال و قیل علم                            در راه جام و ساقی مهر و نهاده ایم

بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر                                 چه وقت مدرسه و بحث کشف و کشافست

 

خواجه همانطوریکه خود نیز یادآور شده تقریبا" تمامی عمر خود را از دوران کودکی تا عهد پیری به کسب علوم و فضائل کریمه مشغول بوده و با آموزش علوم و سرودن اشعار از اوقات خود برای کسب دانش بخوبی بهره برده است که مختصرا" علوم و ادبیاتی که خواجه با آن آشنا بوده ذکر می گردد.

 

دروس و علومی که خواجه آموخته است

قرآن کریم حافظ قوام الدین عبدالله شیرازی به آموزش قرآن کریم پرداخت و با پشتکار و علاقه ای که به یادگیری کلام وحی از خودنشان داده بزودی علاوه بر یادگیری قرآن کریم حافظ قرآن شد و دیری نپائید که توانست قرآن را به قول خودش با چهارده روایت از حفظ بخواند که در این رابطه خود در شعری اشاره به حافظ قرآن بودن خود دارد .

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ                               به قرآنی که اندر سینه داری

و باز در همین رابطه آورده است .

عشقت رسد به فریادگر خود بسان حافظ                قران زبر بخوانی با چهارده روایت

حافظ به قران کریم علاقهوافر و عشقی نام داشت و شاید یکی از کلماتی که در اشعار حافظ در جاهای حساس و به هنگام سوگند خوردن بیش از دیگر کلمات به چشم می آید کلمه مبارک قرآن باشد .

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس            که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس

کس بامید وفا ترک دل و دین مکناد                      که چنانم من ازین کرده پشیمان که مپرس

بیکی جرعه که آزارکسش در پی نیست               زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس

گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا               حافظ این قصه دراز است به قرآن که پرس

 

و خمد نیز بارها از برکت و خیری که قرآن در زندگی به او ارزانی داشته سخن گفته و تاکید کرده است که هر چه دارد از برکت وجود قرآن کریم می باشد .

کشاف زمخشری : از دیگر کتبی که حافظ به مطالعه و تحقیق در ان پرداخت و حتی تفسیری به ان نگاشت کتاب کشاف زمخشری می باشد که مطالب  آن پیرامون مباحث قرآنی و توضیح و تفسیر آیات مبارکه است این کتاب از کتب مهم درسی آن دوران بودو اساتید بلند پایه آن عصر سعی به تدریس مطالب سودمند آن به شاگردان داشتند .

کشف الفنون : این کتاب که تالیف یکی از دانشمندان مصر بننام سراج الدین عمر عسقلانی می باشد نیز از دیگر کتب سودمن و مورد تدریس در مکاتب آن دوران بود که حافظ آنرا نیز مطالعه نموده و آموخته است این دانشمند مصری از فقهای دوران حافظ بود که تالیفاتش در اکثر مدارس کشور های اسلامی منجمله ایران با استقبال روبرو می گرید .

حکمت و الهیات : از دیگر علومی که خواجه با فراگیری آنها همت گماشت حکمت و الهیات می باشد که در این باره نیز از کتب بزرگانی چون بیضاوی قطب الدین رازی ٬بوعلی سینا و دیگر دانشمندان متقدم بهره برده است که نام تعدادی از این منابع مطالعه عبارتند از مطالع ٬شرح مطالع ٬طوالع الانوار ٬مطالع فی شرح الطوالع و...

 زبان و ادبیات عرب : خواجه در کسب علوم و معارف روز و بالا بردن درجه کلمات خود از هیچ کوششی فروگذار نمود او علاوه بر تلاشی که در آموزش قران از خود نشان داد و به زبان و ادبیات عرب نیز با اشتیاقی خاص می نگریست و در تعلیم این زبان تا آنجا کوشید که استاد مسلم زبان عرب گرید بطوریکه قادر شد بر کشاف زمخشری تحشیه بنویسد که این خود مستلزم احاطه کامل به فنون و رمزوز زبان عربی می باشد علاوه بر آن در اشعاری که سروده است نیز می توان جملات نغز عربی را در قالب اشعار موزون به فراوانی یافت که این کار از عهده کسانی ساخته است که یا عرب زبان باشند و یا بزبان عربی تسلطی کامل داشته باشند .

الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها                                که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

ویا

حضوری گر همی خواهی ازو غایب مشو حافظ                مننی ماتلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

ویا

کتب قصه شوقی و مدمعی باکی                                 بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی  

ویا

دع التکاسل تغنم فقد جری مثل                                 که زاد راهروان چستی است و چالاکی

گر چه بسیاری از شعرای متقدم سعی بر سرودن اشعار عربی داشته اند امام بدون تردید اشعار خواجه شیراز از نظر رعایت صناعات شعری و سلیس بودن کلام در مقامی بالاتر قرار دارد حتی از اشعارعربی شیخ اجل سعدی شیرازی .

محمد مگندام همشا گرد و یار صمیمی حافظ که در مکتب خواجه قوام الدین عبدلله با او هم درس بود و مدتهای مدید در محضرش حضور داشت می گوید که او هم در حکمت فقه ٬عرفان ٬ادب ٬ علم سیاست ٬اخلاق ٬فنون و صناعات شعری دستی قوی داشته و او را افاضل العلماء خوانده است . از اشعار این خواجه فرزانه نیز می توان استنباط کرد که مهارت و دانش او تنها در علوم ادبی و شعر نبوده بلکه از سایر علوم نیز اطلاعاتی مناسبی داشته است کما اینکه خود فرموده است :

رتبت دانش حافظ به فلک بر شده بود                          کرد غمخواری شمشاد بلندت پستم

مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم                   در کار چنگ و بربط و آواز و نی کنم

 

خواجه در مدت عمر خود همواره در صدد کسب دانش بود می توان گفت که هرگز عمر خود را به بطالت نگذراند کما اینکه در شعری به چهل سال درس خواندن اشارت نموده است :

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد                 ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

ویا

چل سال بیش رفت که من لاف می زنم                     کز چاکران درگه پیر مغان نم

لکن خواجه پس از دورانی طولانی که در مکاتب مختلف به تحصیل علوم و فنون روز پرداخت و از محضر درس علمای زمان بهره ها برد دریافت که علوم ظاهری انسان را به یقین نمی رساند و عطش حقیقت جوئی مردان عارف راچاره ساز نخواهد بود لذا درصدد برآمد که از مدعیان این راه یاری طلبد و به کشف حقایق پردازد .

 و از این رو بود که به همه جا سر کشید و هر جائی را که فکر می کرد در ان حقیقتی بیابد مورد جستجو قرار داد و در این راه با خانقاه و صوفیان نیز حشر و نشر برقرار کرد اما هر چه بیشتر می جست کمتر می یافت با اینحال نا امید نشد و خود را نیز در یک جا مقید نساخت و خستگی ناپذیر راه پرپیچ و خم کشف حقیقت را پیمود و با اتکاء به خداوند متعال طی طریق نمود و می گفت :

دست از طلب ندارم تا کام من برآید                           یا جان رسد به جانان یا جان زتن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر                            کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران                     بگشای لب که فریاد از مرد و زن بر آید

جان برلبست و حسرت در دل که از لبانش                 نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان                        هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

و سرانجام پس از تحمل مشقات فراوان توفیق رسیدن به حقیقت را نصب خود نمود و بطوریکه خود می فرماید:

بکوی عشق منه بی دلیل راه قدم                                    که من بخویش نمودم صد اهتمام و نشد

و بطوریکه از این شعر بر آید حافظ بایستی دلیل راهی پیدا کرده باشد چون از آن پس او را حال و هوائی دیگر بود و سخنانش عطر حقیقت یافت و شنونده و خواننده خود را سرمست از لذات معنوی مینمود ظاهرا" خواجه در این مرحله از سیر و سلوک عرفانی به نادیده هائی آگاه گردیده و مراحل کمال را گام به  گام پیموده و لحظه به لحظه به دانسته های خود افزود چنانچه خود می فرماید :

 نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش                     که من این مسئله بی چون و چرا می بینم

ویا

در خرابات مغان نور خدا می بینم                                     این عجب بین که چه نوری زکجا می بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو                           خانه می بینی و من خانه خدا می بینم

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال                             با که گویم که در این پرده چها می بینم

زمانی که خواجه به این مرحله والا از کمالات عرفانی دست پیدا کرد زمانی بود که او در راه رسیدن به معبود و معشوق واقعی به همه چیز پشت پا زده و جز او را نمی دید غزلیات عارفانه این حکیم خردمند و شاعر فرزانه در این دوران آیئنه تمام نمای افکار و روحیات خداجویانه او بود و اگر شاعر ما خود به جمع آوری اشعارش در دوران حیات مبادرت ورزیده بود و هر شعر را بنابر تاریخ سرودن در جای خود قرار می داد سیر عرفانی اشعارش قابل درک بودند اما همانطوریکه پیداست دیوان خواجه پس از او به ترتیب حروف الفبایی مرتب شده است .

با وجود تذکر مطالب فوق که جملگی پیرامون استادی و تبحر خواجه در ادبیات و شعر و عرفان است و تلاش مستمر این نابغه فرزانه را در دستیابی به علوم در طول نزدیک به نیم قزن بیان می نماید باید متذکر شد که خواجه در فنون دیگر نیز دست داشته است از جمله موسیقی که در آن دوران علوم و فنون مهم محسوب می شده کما اینکه در نفایس الفنون این هنر از جمله علوم و در زمره علوم ریاضی شمرده شده است و خواجه در بسیاری از اشعار آنچنان از رموز موسیقی و ساز و آواز نام برده که دلیل بر مهارت او در این فن می باشد . ضمن اینکه در مجمع الفصحا نیز آمده است که خواجه علاوه بر آواز خوش و صدای گوش نوازی که داشته با آلات موسیقی آشنا و به این هنر نیز آراسته بوده است .

معاشری خوش وروی بساز می خواهم                        که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر

سحر به طرف چمن می شنید از بلبل                          نوای حافظ خوش لحجه غزلخواش   

از جمله اشعار دیگر خواجه که به نوعی تبحر او را در موسیقی و ساز آواز می رساند میتوان اشعار زیر را بر شمرد :

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر                               هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

زوصل روی جوانان تمتعی بردار                                    که در کمین که عمرست مکر عالم پیر

نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی                          که این متاع قلیلست و آن عطای کثیر

معاشری خویش و رودی بساز می خواهم                     که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر

ویا

این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت                   و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد

و یا

بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ                                  ببوی گلبن وصل تو می سراید باز

و یا

بس که درپرده چنگ گفت سخن                               ببرش موی تا نموید باز

و همچنین در غزل زیر که گوید :

فکند زمزمه عشق در حجاز و عذاق                          نوای بانگ غزلهای حافظ از شیراز

 

 

زندگی خصوصی خواجه

از زندگی خصوصی خواجه روایات و داستهانهای تلخ و شیرین بسیار بجا مانده است اعم از زندگی او در گذران ایام و در حشر و نشر با امراء و پادشاهان یا زندگی او در خلوت .

در بسیاری از کتب از جمله مجالس العشاق صحنه هائی از زندگی حافظ در خلوت نیز به تصویر کشیده شده که بعضا" در کتب معاصر نیز منعکس می باشد لکن اکثر این مطالب غالبا" کذب بوده و از افسانه هائی سرچشمه می گیرد که پایه و اساس تاریخی ندارد و نویسندگان این اراجیف عموما" در پایان نوشته های خود به بی اساس بودن مطلب اشاره دارند از جمله این مطالب و افسانه ها می توان به عشق شورانگیز خواجه به پسر مفتی شهر اشاره نمود که معشوقه بی وفا پس از ربودن دل از خواجه خود دلبلخته آهنگر زاده ای جوان و فیر می گردد . البته نمی توان منکر شد که خواجه هم یک موجود خاکی است و تمامی غرائز و شهوات موجود در یک انسان متعادل در او هم موجود می باشد ولی بسی بی انصافی است که عارفی ربانی را که بوی عطر عشق ملکوتی از اشعارش به مشام می رسد تا حد یک فرد لاآبالی پائین آورد و تمامی جملات عشق آفرین او را در قریب به 500 غزل و قصیده که هر یک دفتری دارد به عشق های دنیوی آنهم از نوع ناپاکش نسبت دهیم .

ضمن اینکه معتقدیم تردیدی نیست که شاعری باطبع لطیف حافظ که می تواند اینهمه شاهکار های ظریف و در قالب اشعار نغز و دلکش بیافریند حتما" زیبائی را نیز می شناخته و آنرا دوست داشته و بی تردید در مدت زندگانی عاشق شده است و یکبار عشق در زندگی او امری مسلم است حال کدامین یک از اشارات او به عشق خاکی بوده است ؟!

مجمع خوبی و لطفست و عذار چو مهش                    لیکنش مهر وفا نیت خدایا بدهش

بوی شیر از لب همچون شکرش می آید                     گرچه خون می چکداز شیوه چشم سیهش

و یا

 در دم از یار است و درمان نیز هم                             دل فدای او شد و جان نیز هم

در رابطه با عشق خواجه به زیبا رویان همانطوریکه ذکر شد داستانهای زیاد مندرج است که یکی از سوزناک ترین آنها چنین است .

در یکی از روزها که خواجه بقصد تفرج از محلی می گذشت در ورای حجاب پرده ای شبحی را دید بسیار دل انگیز اندکی تامل کرد و با چشمانی بهت زده حجاب را می نگریست که ناگاه آن جانانه پرده از رخ برگرفت و دیدگان چون دریای خود را به خواجه دوخت لحظاتی چند که بر گرفت و دیدگان چون دریای خود را به خواجه دوخت لحظاتی چند که بر خواجه عمری گذشت سپری شد که ناگاه آوازی از پس پرده بلند شد و آن مهپاره را فراخواند لذا بناچار آن لعبت والا از دیدگان خواجه پنهان شد و او را چون مجنونی دل افکار با تصورات بی انتها رها کرد خواجه که مات و حیران بر جای مانده بود زمانی به خود آمد که مجمعی را بدور خود مجتمع دید پس برای جلوگیری از استهزاء دیگران و برخورد احتمالی اهل محل از آنجا دور شد و به منزل در آمد او که در ابتدا کار را خیلی جدی نمی گرفت آرام آرام در قلب خود بیتابی زیادی احساس نمود و پس از چند روز که با مشقت تحمل کرد بالاخره در پی جستجوی یار برآمد و به کوی دلدار عزیمت کرد .حافظ پس از رسیدن به آن مکان جز یک مهمانخانه جای دیگری نبود و دلدارش نیز مسافری بود بهمراه خانواده که دو روز پیش از آن محل و بمنظورادامه سفر خارج گردیده بودند .

شهسوار رویاهای حافظ یا همان مسافر ساکن در آن مهمانخانه باتفاق خانواده خود از دیاری نامعلوم آمده و پس از اقامتی کوتاه به سمتی مجهول عزیمت نمود.و در این هنگام برای شاعر هیچ چاره ای باقی نیست جز اینکه بگوید :

یارب این شمع دلفروز کاشانه کیست                           جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست

و یا در غزلی دیگر می فرماید :

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت                          و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

آری از این واقعه شاعر بسیار سوزناک در اشعارش یاد می کند و تا آخرین لحظات عمر هرگز توفیق دیدار مجدد یار را نیافت و اگر چه چند سفر حافظ را به جستجویدر پی این غزال رمیده منصوب می کنند (بوﻳﮋه سفر یزد را ) ولی هرگز نشانه ای از ابز یافتن او در اشعار خواجه مشاهده نشده است .

البته خواجه حافظ با طبع لطیفی که توانسته است بیش از صدها غزل عاشقانه و عارفانه را با چنان استادی و مهارتی بسراید که در بین متقدمین و متاخرین شاهکار بحساب آید و حتی اساتید فن خود را از تعبیر آنها عاجز شمارند حتما" عاشق بوده و حتما" عاشق شده است و شاید چندین بار و هر بار از دفعه پیش کاملتر و جامع تر و گرچه عشق اصلی او عشق ربانی بوده ولی حتما" از عشق خاکی شورع شده است و اشعار پی در پی او در این زمینه گواه ما است .

دل من در هوای روی فرخ                                      بود آشفته همچون موی فرخ

و یا

لبت می بوسم و در می کشم می                         به آب زندگانی برده ام پی  

و در این بین گاه وصال دست نمی داده که حافظ دم به شکایت بر میداشت چنانکه گوید :

مازیاران چشم یاری داشیم                                  خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت                           ما غلط کریدم و صلح انگاشتیم

و یا

عاشق روی جوانی خوش نو خاسته ام                  وز خدا دولت این غم بدعا خواسته ام

 

همسر و فرزندان

طبق اطلاعات کسب شده از دائرةالمعارف بریتانیکا و فرانسه و همچنین مندرجات کهن ترین متون موجود خواجه تا اواسط عمر مجرد زیسته و بدلائلی که شاید فقر و نداری یکی از آن ادله باشد ازدواج ننموده است که البته با توجه به مندرجات دیوان اشعارش این امر مورد استقبال خواجه نبوده و او همواره و در هر فرصت اشتیاق خود را به ازدواج اعلام داشته و در اشعارخود گوشه و کنایه های زیادی به این موضوع دارد همچون :

در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی                   خرقه جائی گروباده و دفتر جائی

و در ادامه می گوید :

جوی ها بسته ام از دیده به دامان که مگر                  در کنارم بنشانده سهی بالائی

از جمله کسانیکه در این باب بسیار مورد توجه حافظ بوده دختری گندمگون و شهلاوش بنام شاخ نبات می باشد که در این موردنیز تصویرهای مبهمی در اشعارش وجود دارد که نمی توان از آنها برداشت صریحی نمود و در حد گوشه و کنایه باقی می ماند اما آنچه مسلم است اگر شاخه نبات همسر واقعی حواجه نباشد بدون شک سوگلی محبوبه هایش بوده حال یا در لباس عشق خاکی و یا عشق معنوی .

پس چنین نتیجه می گیریم که خواجه در اواسط عمر ازدواج نموده و از ازدواج خود بسیار شاد و خرسند نیز گردیده و در این باره شعر خود خواجه شاهد خوبی است و چنین می نماید که خواجه با همسرش زندگی شیرین و بی دغدغه ای را در پیش داشتند و عاشقانه یکدیگر را می نگریستند :

مرا عهدیست باجانان که تا جان در بدن دارم          

                                                        هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

صفای خلت خاطر از آن شمع چگل چویم               

                                                        فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم

به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل         

                                                         چه فکر از خبث بدگویان انجمن دارم

مرا در خانه سروری هست کاندر سایه قدش

                                                         فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم

شرابی خوشگوارم هست و یاری چون نگارم هست           

                                                        ندارم هیچکس یاری چنین عیشی که من دارم

چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله

                                                        نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم

مشاهده می فرماید که خواجه خو را در دامان پر مهر محبت همسرش چه بی نیازی از مهر و محبت دیگران و بی پروا به همه اعلام می دارد که عشق خود را یافته و عاشقانه او را ستایش میکند . و اما در رابطه با ابیات عاشقانه ای که در دیوان خواجه کرارا" به چشم می خورد و ممکن است قضاوت نا آگاهان را در مورد روحیات این خواجه فرزانه به گمراهی کشاند شعر فوق الذکر شاهدی قوی بحساب آمده و اثبات می کند که خواجه نه تنها شخص دمدمی مزاج و عاشق پیشهنبوده بلکه در عشق چه دنیائی و خاکی و چه ربانی و الهی بسیار ثابت قدم و پا بر جا بوده است شاعر ما به کانون خانوادگی خود دلبستگی بسیار داشته است و زن و فرزند را چون جان شیرین دوست می داشته .

ولی نتاسفانه روزگار با او و روح لطیف و سراسر نوازشگرش سر جنگ داشته بطوریکه از گفتارش بر می آید همسر از جان عزیزترش ناگهانی رخت از این جهان بربست و راه سرای باقی را در پیش گرفت و حافظ را چون نی به ناله در آورد .که در این باره می گوید :

آن یار کز و خانه ما جای پری بود                           سر تا قدمش پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر یه پویش             بیچاره ندانست که یارش سفری بو د

از چنگ منش اختر بد مهر بدر برد                      آری چکنم دولت دور قمری بود

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین          افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت        باقی همه بی حاصلگی و بی خبری بود

طبق مندرجات مرات الصفا خواجه دو فرزند داشته که یکی را در کودکی از دست داده و دیگری را که شاه نعمان نامیده می شد در عنفوان جوانی . شاه نعمان در همین دوران سفری به هندوستان نموده که در آنجا بیمار می گردد این فرزند حافظ دیگر از بستر بیماری برنخاست و در آنجا وفات نمود که در شهر برهان پور و در نزدیکی قلعه اسیر به خاکش سپردند .

خواجه پس از اطلاع از مرگ فرزند بسیار بی تابی نمود و مرثیه های سوزناک در داغ از دست دادن فرزند سرود . که از جمله شعر زیر است :

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد                   باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

طوطئی را به هوای شکری دلخوش بود                   ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد

قرةالعین من آن میوه دل یادش باد                         که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

سابان بار من افتاده خدایا مددی                           که امید کرمم همراه این محمل کرد

آه و فریاد که از جور حسود و مه چرخ                     در لحد ماه کمال ابروی من منزل کرد

و همچنین مرثیه زیر را نیز در غم از دست دادن فرزند سروده است :

دلا دیدی که آن فرزانه فرزند                                 چه دید اندر خم این طاق رنگین

به جای لوح سیمین در کنارش                            فلک بر سر نهادش لوح سنگین

آری خواجه که به داشتن فرزند رشید و برنائی چون شاه نعمان به خود می بالید و برایش اشعار شادباشی چون :

آفرین باد بر چو تو فرزند                                       ای نکو سیرت خجسته رسوم

در گهت از قضای به محفوظ                                 مجلست از قرن به معصوم

می سرود بزودی مایه دلخوشی خود را از دست داد و در سوگ او به ماتم نشست.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:49  توسط poya  | 

ساختمان موشک 1

ساختمان موشک

امروزه تعداد متنوعی از موشکها موجود است و اغلب آنها اختلاف عمده‌ای باهم دارند. با این وصف ، موشکها در قسمتهای اصلی تشکیل دهنده شبیه به هم هستند. هر موشک از چهار قسمت اصلی به نام سازه (AIRFAME) ، سیستم هدایت موشک (GUIDANCE SYSTEM) ، کلاهک یا سرجنگی (WarHead) ، بخش پیشران Prou plision unit) یا موتور که نیروی لازم را برای هدایت موشک به جلو و سمت هدف تامین می‌نماید، تشکیل شده است.
اجزای اصلی موشک
بدنه موشک
قطعات بدنه موشک شامل اسکلت که الحاق کننده یا محافظ و نگهدارنده سایر قسمتهای موشک می‌باشد و در واقع اتصال قسمتهای مختلف موشک و استواری آن در حین پرواز در هوا به این قسمت متکی است. شاسی ، خود از بخشهای دیگر به نام بدنه اصلی موشک (Missils Main Body) با بالها و بالچه‌ها تشکیل شده است. سیستم هدایت ، موشک را به سوی هدف یا محوطه آن سوق می‌دهد.
وقتی موشک به شعاع مشخصی از هدف رسید، سرجنگی که قسمت از موشک و حاوی مقدار مشخصی از مواد منفجره می‌باشد ، منفجر و باعث انهدام و صدمه زدن به هدف می‌شود. بدنه اصلی موشک معمولا به شکل لوله از جنس محکم و از فلز سبک مانند آلومینیوم با دیگر فلز است که در مقابل درجه حرارت زیاد و فشارهای بالا (که در حین پرواز در هوا به موشک وارد می‌شود.) مقاوم باشد، ساخته می‌شود.
بالهای موشک (Wings)
بالها در اطراف و بیرون بدنه اصلی قرار گرفته‌اند و نیروی اصلی جهت پرواز در هواست تامین می‌نماید. لبه جلویی بالها به لبه مقاوم ، لبه عقبی آن به لبه فرار (Trailing EDGE) و بالای آن تیپ (TIP) گفته می‌شود.
بالکهای موشک (FINS)
بالکها کوچکتر از بالها بوده و بطور معمول در قسمت عقب موشک قرار می‌گیرند، ولی در بعضی از موشکها در قسمت جلو بدنه طراحی شده است. هدف از به کارگیری بالک ، متعادل نگهداشتن موشک و تامین پدیداری آن (انطباق محور موشک با زاویه حرکت) ، در مسیر پرواز می‌باشد به همین علت به بالکها ، تثبیت کننده نیز اطلاق می‌شود.
سیستم هدایت و کنترل موشک (Guidance and control system)
سیستم هدایت یکی از بخشهای عمده موشک است و کار هدایت موشک از محل روانه‌ سازی و پرتاب تا بخشی از مسیر و یا هدف را به عهده دارد. بعضی از موشکها از هدایتهای مختلفی ، در قسمتهای مسیر استفاده می‌کنند. سیستمهای هدایت جهت انجام وظایف مربوط ، دارای قسمتهای زیر می‌باشد
هدایت حساسه
این قسمت به انواع مختلف انرژی نظیر حرارت ، روشنایی ، امواج الکترومغناطیسی ، صدا و یا حرکت مکانیکی را تشخیص می‌دهند. این وسایل (حساسه‌ها) انرژی دریافتی را تجزیه و تحلیل کرده و به شکلی بکارگیری در می‌آورند و آنها را به قسمتهای مربوطه نظیر شتاب ‌سنجها به کامپیوتر ارجاع می‌دهند.
کامپیوتر
اطلاعات را از حساسه‌ها دریافت و آنها را پردازش می‌نمایند. خروجی به نحوی است که قابل دریافت و واکنش مناسب بوسیله قسمتهای کنترل باشد. این قسمت در واقع مغز موشک تلقی می‌شود. زیرا اطلاعات لازم برای قسمتهای داخلی و سطوح کنترل از این بخش صادر می‌شود.
کلاهک یا سرجنگی
سرجنگی که به آن کلاهک جنگی گفته می‌شود، از مهمترین بخشهای موشک بوده و هدف از طراحی موشک یا راکت ، (به عنوان تسلیحات نظامی) در واقع رساندن این قسمت به هدف و یا نزدیک آن است که با انجام عمل هدف آسیب یا منهدم می‌شود. اغلب محل قرار گرفتن این بخش جلو مورد نظر است. در صورتی که وقتی بحث کلاهک جنگی در اینگونه سلاحها باشد، محلی غیر از دماغه موشک مورد نظر است.
این بخش در موشک‌ها اکتشافی یا عملی شامل تجهیزاتی است که برای مثال به منظور جمع‌آوری اطلاعات جوی ، عکسبرداری جمع‌آوری اطلاعات علمی و سرانجام عملیاتی نظیر قرار دادن ماهواره در مدار زمین می‌باشد که به علت اهمیت این بخش شاخه علمی به نام «بالستیک انتهایی» بوجود آمده و موضع آن طراحی سرجنگی‌های مختلفی با توجه به اهداف متفاوت است.
انواع سرجنگی متعارف
سرجنگی انفجاری
سرجنگی متلاشی یا ترکشی
سرجنگی با خرج شکل‌دار
پیشران (موتور)
موتور یکی از بخشهای عمده موشک است که نسبت به سایر قسمت‌ها هزینه و دقت زیادی صرف تکمیل آن شده است. کار این قسمت ایجاد نیروی محرکه لازم (برای اینکه موشک مسافت مشخصی را طی نماید) می‌باشد. انواع موتور موشکها با توجه به سوخت و مکانیزم طراحی و ساختشان به قسمتهای مختلف تقسیم می‌شود.
تعداد زیادی از موتورهای موشک برای تولید نیرو اکسیژن مصرف می‌کنند این اکسیژن ممکن است مستقیما از اتمسفر که پرواز می‌کنند دریافت کنند و یا از اکسیژن تحت فشار که با خود حمل می‌کنند و یا از اکسیژن مواد سوختی (سوخت جامد) دریافت می‌کنند. این عامل سبب می‌شود که موشکها در خارج از جو نیز حرکت کنند.




دامنه استفاده از راکت‌ها فقط به ارتش و جنگ ختم نمی‌شود، بلکه از آن برای ارسال ماهواره یا سفینه‌های فضانورد و مکتشف نیز استفاده می‌گردد. اولین مورد استفاده نظامی از موشک یا به اصطلاح دیگر راکت مربوط به قرن سیزدهم و در چین بوده است. در این هنگام چینی‌ها از سلاحهائی به نام « تیرهای آتش » برای محاصره و سقوط « قلعه کیفینگ » استفاده کردند. این تیرها در حقیقت راکت‌های سوخت جامد (باروت تفنگ) بودند. ایده طرح و ساخت راکت‌ها از آن زمان به بعد مورد توجه قرار گرفت. بطوری که امروزه راکت‌های سوخت مایع نیز ساخته شده و تکامل بسیاری یافته‌اند.
سیر تحولی رشد
در سال 1285 راکت‌ها در « کولوگن » اروپا مورد استفاده قرار گرفتند و از آن تاریخ تا به حال به عنوان یک اسلحه مورد توجه می‌باشند. از میان جنگهای معروفی که در آنها از راکت به عنوان اسلحه استفاده شد، می‌توان جنگهای « سرنیگاپاتا » در هند و در سالهای 1722 و 1799 جنگهای « بولوگن » ، در سال 1806 جنگ « دانزیگ » و جنگ « کپنهاگ » در 1807 و همچنین حمله انگلیس در « فورت مک هنری » را نام برد.

در طی جنگ جهانی دوم ، چند کشور از جمله ایالات متحده آمریکا با موفقیت از مقرهای پرتاپ چند موشکه استفاده کردند. راکت‌هائی که در جنگ « استالینگراد » توسط شوروی بکار گرفته شدند، در طی جنگ دوم جهانی توسط آمریکا در اختیار شوروی قرار گرفته بودند. راکت‌های سوخت مایع در ایالات متحده توسط پروفسور « رابرت راچ گادارد » ساخته شده و تکامل یافتند. گادارد چندین سال سعی کرد تا ایده‌های خود را به دولت امریکا قبولاند و وسایل مورد نیاز خود را تهیه کرد. گادارد با همکاری « چارلز لیندبرگ » بالاخره توانستند تعدادی راکت سوخت مایع که با بنزین و اکسیژن مایع تغذیه می‌شدند را ساخته و با موفقیت به پرواز در آورند.

تقریبا در همین زمان چند دانشمند آلمانی به رهبری « هرمان اوبرت » بر روی موتورهای سوخت مایع کار می‌کردند. این گروه توسط « ورنهر ون براوف » که بعدها اسیر شده و به امریکا منتقل شد، کمک می‌شدند. ون براون بعدها در امریکا رهبری دانشمندان امریکایی را که بر روی پروژه راکت سوخت مایع کار می‌کردند، بر عهده گرفت. در پایان جنگ جهانی دوم موشک‌های وی _ 2 که توسط براون در آلمان طراحی شده بود، به سمت انگلستان پرتاپ شده و قدرت و کفایت خود را به اثبان رساندند. امروزه انواع مختلف راکت‌ها برای مقاصد گوناگون ساخته و بکار گرفته شده‌اند.

موتور راکت با سوخت مایع
یک موتور موشک که با سوخت مایع کار می‌کند، شامل تزریق کننده ، اتاقک احتراق ، گلوگاه و شیپور می‌باشد. بخش پشتی اتاقک انفجار یا احتراق که محل تزریق سوخت است را اینجکتور یا تزریق کننده می‌نامند. لایه داخلی اتاقک احتراق دارای جداری تو خالی است که گاز خنک کننده‌ای در آن جریان دارد. شیپور در قسمت عقب دارای شکلی همگرا بوده و ایجاد گلو می‌کند و در قسمت جلو شکلی واگرا داشته و تولید دهانه بزرگ خروجی را می‌نماید. در پشت شیپور اتاقک احتراق قرار دارد. معمول‌ترین طرح شیپور ، شیپور دلاوال نام دارد. این نام از اسم دکتر « گوستاو پاتریک دلاواو » یک مهندس سوئدی بود، گرفته شده است.

پمپ مواد سوختی
معمولا پمپ مواد سوختی در هر موتور موشک شامل یک توربین گازی است که دو پمپ سانتریفوژی (گریز از مرکز) که بر روی شافت (محور) همان توربین سوار است را می‌گرداند. جنس توربین گازی و لوله سفید آن از آلیاژ نیکل است که در مقابل حرارت زیاد مقاوم می‌باشد. بدنه پمپ مواد سوختی و پروانه‌های آنها از آلیاژ آلومینیوم ساخته می‌شود تا از وزن آنها کاسته شود. ژنراتور گاز توربو پمپ شبیه به اتاقک احتراق موتور راکت است. سوخت ژنراتور گاز معمولا از منبع اصلی سوخت موشک تامین می‌شود.
سیستم اشتعال در موتورهای سوخت مایع موشک
سیستم اشتعال در راکت‌های سوخت مایع می‌تواند یک سیستم جرقه زنی الکتریکی یا یک سیستم هیپرگولیک باشد. در سیستم الکتریکی ، سوخت و اکسید کننده به صورت پودر به اتاقک احتراق تزریق شده و پس از مخلوط شدن توسط جرقه‌های الکتریکی مشتعل می‌شوند.
اینجکتورها
اینجکتورها در شکلهای مختلف طراحی شده و ساخته می‌شوند. در همه اینجکتورها سوخت و اکسید کننده به هنگام خروج به خوبی و بطور کامل با هم مخلوط می‌شوند. در بعضی از اینجکتورها سوخت و اکسید کننده پس از ورود به اتاقک با هم مخلوط می‌شوند. در این روش ذرات کوچکتر که همان گازهای حاصل از احتراق باشند، تولید می‌شوند. در روش دیگر ، سوخت و مایع اکسید کننده بر روی صفحاتی که در مقابل اینجکتور تعبیه شده‌اند، پاشیده می‌شوند. در این عمل سوخت و ماده اکسید کننده با هم مخلوط شده و مشتعل می‌شوند.
مواد سوختی مایع
مواد سوختی به مجموعه سوخت و ماده اکسید کننده اطلاق می‌شود. برای موتورهای موشک سوخت مایع انواع بسیاری سوخت و اکسید کننده وجود دارد، اما باید توجه داشت که خصوصیات این مواد با هم متفاوتند. از مواد اکسید کننده می‌توان اکسیژن مایع ، فلورین ، پراکسید هیدروژن ، اسید نیتریک سفید دود کننده و کلرین را نام برد. بعضی از ترکیبات سوختی بسیار آتش‌زا هستند. برای مثال اکسید کننده فلورین در ترکیب با آمونیاک ترکیب بسیار قابل احتراقی را تولید می‌کند.

 



کار با مواد سوختی مایع
تکنسین یا تعمیرکار موشک که مسئول مواد سوختی راکت است، باید بطور کامل با تکنیکهای این موضوع آشنا باشد. وی ابتدا باید با طبیعت این مواد آشنا بوده و ترکیبات و خصوصیات هر کدام را بداند. برای مثال اکسیژن مایع همیشه در دمای کم نگهداری می‌شود و در صورت تماس با ترکیبات آلی و بافتهای زنده بلافاصله آنها را منجمد می‌کند و به همین دلیل هرگز نباید اکسژن مایع با پوست تماس پیدا کند، زیرا در اثر تبخیر شدید و گرفتن مقدار زیادی از دمای پوست باعث صدمه زدن به آن می‌شود.

کاربرد موتورهای راکت
موتورهای راکت در موشک‌های نظامی مانند موشک‌های هوا به هوا (ای ای ام) ، زمین به هوا (اس ای ام) ، هوا به زمین (ای اس ام) ، زمین به زمین (اس اس ام) و غیره استفاده می‌شود. موتورهای راکت که در موشکهای رزمی بکار می‌رود هم از نوع سوخت مایع و هم از نوع سوخت جامد می‌باشد. قدرت این موتورها بین چند صد تا چند میلیون پوند متغیر است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:44  توسط poya  | 

ساختمان موشک

ساختمان موشک

تازه کردن چاپ
علوم طبیعت > فیزیک > نجوم و اختر فیزیک > فیزیک فضا
(cached)

دید کلی

امروزه تعداد متنوعی از موشکها موجود است و اغلب آنها اختلاف عمده‌ای باهم دارند. با این وصف ، موشکها در قسمتهای اصلی تشکیل دهنده شبیه به هم هستند. هر موشک از چهار قسمت اصلی به نام سازه (AIRFAME) ، سیستم هدایت موشک (GUIDANCE SYSTEM) ، کلاهک یا سرجنگی (WarHead) ، بخش پیشران Prou plision unit) یا موتور که نیروی لازم را برای هدایت موشک به جلو و سمت هدف تامین می‌نماید، تشکیل شده است.



img/daneshnameh_up/5/50/p70.gif




اجزای اصلی موشک

بدنه موشک

قطعات بدنه موشک شامل اسکلت که الحاق کننده یا محافظ و نگهدارنده سایر قسمتهای موشک می‌باشد و در واقع اتصال قسمتهای مختلف موشک و استواری آن در حین پرواز در هوا به این قسمت متکی است. شاسی ، خود از بخشهای دیگر به نام بدنه اصلی موشک (Missils Main Body) با بالها و بالچه‌ها تشکیل شده است. سیستم هدایت ، موشک را به سوی هدف یا محوطه آن سوق می‌دهد.

وقتی موشک به شعاع مشخصی از هدف رسید، سرجنگی که قسمت از موشک و حاوی مقدار مشخصی از مواد منفجره می‌باشد ، منفجر و باعث انهدام و صدمه زدن به هدف می‌شود. بدنه اصلی موشک معمولا به شکل لوله از جنس محکم و از فلز سبک مانند آلومینیوم با دیگر فلز است که در مقابل درجه حرارت زیاد و فشارهای بالا (که در حین پرواز در هوا به موشک وارد می‌شود.) مقاوم باشد، ساخته می‌شود.

بالهای موشک (Wings)

بالها در اطراف و بیرون بدنه اصلی قرار گرفته‌اند و نیروی اصلی جهت پرواز در هواست تامین می‌نماید. لبه جلویی بالها به لبه مقاوم ، لبه عقبی آن به لبه فرار (Trailing EDGE) و بالای آن تیپ (TIP) گفته می‌شود.

بالکهای موشک (FINS)

بالکها کوچکتر از بالها بوده و بطور معمول در قسمت عقب موشک قرار می‌گیرند، ولی در بعضی از موشکها در قسمت جلو بدنه طراحی شده است. هدف از به کارگیری بالک ، متعادل نگهداشتن موشک و تامین پدیداری آن (انطباق محور موشک با زاویه حرکت) ، در مسیر پرواز می‌باشد به همین علت به بالکها ، تثبیت کننده نیز اطلاق می‌شود.

سیستم هدایت و کنترل موشک (Guidance and control system)

سیستم هدایت یکی از بخشهای عمده موشک است و کار هدایت موشک از محل روانه‌ سازی و پرتاب تا بخشی از مسیر و یا هدف را به عهده دارد. بعضی از موشکها از هدایتهای مختلفی ، در قسمتهای مسیر استفاده می‌کنند. سیستمهای هدایت جهت انجام وظایف مربوط ، دارای قسمتهای زیر می‌باشد

هدایت حساسه

این قسمت به انواع مختلف انرژی نظیر حرارت ، روشنایی ، امواج الکترومغناطیسی ، صدا و یا حرکت مکانیکی را تشخیص می‌دهند. این وسایل (حساسه‌ها) انرژی دریافتی را تجزیه و تحلیل کرده و به شکلی بکارگیری در می‌آورند و آنها را به قسمتهای مربوطه نظیر شتاب ‌سنجها به کامپیوتر ارجاع می‌دهند.

کامپیوتر

اطلاعات را از حساسه‌ها دریافت و آنها را پردازش می‌نمایند. خروجی به نحوی است که قابل دریافت و واکنش مناسب بوسیله قسمتهای کنترل باشد. این قسمت در واقع مغز موشک تلقی می‌شود. زیرا اطلاعات لازم برای قسمتهای داخلی و سطوح کنترل از این بخش صادر می‌شود.

کلاهک یا سرجنگی

سرجنگی که به آن کلاهک جنگی گفته می‌شود، از مهمترین بخشهای موشک بوده و هدف از طراحی موشک یا راکت ، (به عنوان تسلیحات نظامی) در واقع رساندن این قسمت به هدف و یا نزدیک آن است که با انجام عمل هدف آسیب یا منهدم می‌شود. اغلب محل قرار گرفتن این بخش جلو مورد نظر است. در صورتی که وقتی بحث کلاهک جنگی در اینگونه سلاحها باشد، محلی غیر از دماغه موشک مورد نظر است.

این بخش در موشک‌ها اکتشافی یا عملی شامل تجهیزاتی است که برای مثال به منظور جمع‌آوری اطلاعات جوی ، عکسبرداری جمع‌آوری اطلاعات علمی و سرانجام عملیاتی نظیر قرار دادن ماهواره در مدار زمین می‌باشد که به علت اهمیت این بخش شاخه علمی به نام «بالستیک انتهایی» بوجود آمده و موضع آن طراحی سرجنگی‌های مختلفی با توجه به اهداف متفاوت است.

انواع سرجنگی متعارف

  • سرجنگی انفجاری
  • سرجنگی متلاشی یا ترکشی
  • سرجنگی با خرج شکل‌دار

پیشران (موتور)

موتور یکی از بخشهای عمده موشک است که نسبت به سایر قسمت‌ها هزینه و دقت زیادی صرف تکمیل آن شده است. کار این قسمت ایجاد نیروی محرکه لازم (برای اینکه موشک مسافت مشخصی را طی نماید) می‌باشد. انواع موتور موشکها با توجه به سوخت و مکانیزم طراحی و ساختشان به قسمتهای مختلف تقسیم می‌شود.

تعداد زیادی از موتورهای موشک برای تولید نیرو اکسیژن مصرف می‌کنند این اکسیژن ممکن است مستقیما از اتمسفر که پرواز می‌کنند دریافت کنند و یا از اکسیژن تحت فشار که با خود حمل می‌کنند و یا از اکسیژن مواد سوختی (سوخت جامد) دریافت می‌کنند. این عامل سبب می‌شود که موشکها در خارج از جو نیز حرکت کنند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:38  توسط poya  | 

دوران نوجوانی چه دورانی است ؟

ویژگی های دوره نوجوانی

نوجوانی اغلب به دوره ای بین کودکی  و بزرگسالی اطلاق می شود . این واژه ، برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد ( تقریباً سنین 12 – 20 سالگی ) است  و چنین استعمالی ، هیچ گونه قید و تعریفی درباره ی خصوصیات رشد نوجوان ها یا علل اختصاصی نوجوانی ندارد.

هر دوره ای از زندگی را می توان بر مبنای پاره ای از مسائل رشدی ، نظیر : مسائل بیولوژیکی ، روانی و اجتماعی دسته بندی کرد. از جمله آنها که به طور مشخص ، ولی نه الزاماً در طی دهه دوم زندگی ، اتفاق می افتد ارتباط با جنس مخالف ، آگاهی های شغلی ، رشد ارزشها و خود محوری های مسئولانه و باز شدن گره های عاطفی با والدین است.

دوره نوجوانی را باید یک مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی کرد. دوره ای که با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود. این ویژگی ها عبارت اند از :

1- نوجوانی ، یک دوره مهم به شمار می رود.

گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی این دوره  مهمتر از سایرین می باشد . زیرا تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد دارد. با در نظر گرفتن این که سایر دوره های زندگی ، به دلیل تأثیرات درازمدت آن ، پرمعنی و قابل توجه هستند ، لیکن دوره ی نوجوانی ، یکی از دوره هایی است که از هر دو جنبه ی تأثیرات ناگهانی و درازمدت برخوردار و قابل توجه است. برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیکی و بدنی ، با اهمیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیکن نوجوانی  از هر دو جهت مهم است.

2- نوجوانی ، یک دوره ی انتقال ( برزخی ) است.

انتقال به معنی یک وقفه یا تغییر از آنچه که قبلاً انجام شده نیست، بلکه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است که آنچه قبلاٌ واقع شده ، نشانه ی خود را روی آنچه که در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . کودکان در زمانی که از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های کودکانه را کنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود که ترک کرده اند.

به هرحال ، این مهم است که درک کنیم آنچه قبلاً واقع شده ، نشانه های خود را باقی گذاشته است و بر الگوهایِ نوینی از رفتارها و نگرش های فرد اثر می گذارد.

در طی هر مرحله ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه کودک و نه بزرگسال است. اگر مانند کودکان رفتار کند ، به او گفته می شود که به مانند سن خودش عمل کند و اگر سعی کند نظیر بزرگسالان عمل کند ، اغلب متهم می شود که برای شلوارهای کوتاه خود ، خیلی بزرگ شده  و برای این تلاشی که انجام می دهد تا مثل بزرگترها عمل کند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد که فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد تا آنها تصمیم بگیرند که چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.

3- نوجوانی ، یک دوره ی تغییر است.

میزان تغییر در نگرش ها و رفتار در طی دوره ی نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است و در طی سال های اولیه نوجوانی ، زمانی که تغییرات بدنی با سرعت انجام می شود ، تغییرات در نگرش ها و رفتار نیز با شتاب به وجود می آید و همچنان که تغییرات بدنی آرام به پیش می رود. به همان نسبت نگرش ها و رفتار نیز تغییر می یابند.

تقریباً پنج نوع تغییر وجود دارد که در طی دوره ی نوجوانی واقع می شود:

نخست :آن که ، حیات عاطفی ( انفعالی ) توسعه می یابد. شدت آن به سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی بستگی دارد که در این زمان واقع می گردد. زیرا این تغییرات ، معمولاً در اوایل نوجوانی سریع تر اتفاق می افتد. توسعه ی حیات عاطفی معمولاً در آغاز نوجوانی بیشتر از انتهای نوجوانی مطرح می شود

دوم : این که ، سرعت تغییراتی که با رشد جنسی همراه است، نوجوانان را از خودشان و از استعدادها و علائقشان نامطمئن می سازد. آنها به شدت احساس بی ثباتی می کنند، احساسی که اغلب با تدابیر مبهمی که آنها از سوی معلمان و والدین دریافت می کنند، تشدید می شود.

سوم : تغییراتی است که در بدن ، علائق و نقش هایی که در گروههای اجتماعی از آنان انتظار می رود ایفا نمایند، به وجود می آید و مسائل جدیدی را می آفریند. برای نوجوانان کم سن وسال ، این تغییرات بسیار زیاد است و کمتر از آنچه که قبلاً تصور می کردند قابل حل به نظر می رسد. قبل از این که آنها مسائلشان را حل کرده و به رضایت برسند ، با خودشان و مسائلشان درگیر خواهند بود.

چهارم : همچنان که الگوهای علائق و رفتار تغییر می یابد، ارزش ها نیز متغیر خواهند بود . آنچه که در زمان کودکی برایشان مهم بود، اکنون که در آستانه ی بزرگسالی قرار دارند ، کمتر اهمیت پیدا می کند؛ به عنوان مثال ، برای بیشتر نوجوانان ، مسئله ی دوستانی که از همسالان هم تیپ و جذاب باشند ، مهمتر از تعداد زیادی دوست است  که سنخیت روحی با او نداشته باشند. آنها اکنون به مسئله کیفیت ، بیشتر از کمیت، اهمیت می دهند.

پنجم  : این که ، بیشتر نوجوانان در مورد تغییرات ، حالتی متغیـّر دارند. زمانی درخواست و تقاضای استقلال دارند، ولی اغلب از مسئولیت هایی که همراه با استقلال و ارزیابی آنهاست ، هراس دارند.

4- نوجوانی ، سنی  مسئله آفرین است

گرچه هر سنی مسائل خاص خودش را دارد ، با این حال ، مسائل نوجوانان اغلب برای پسران و دختران به گونه ای است که آنها به سختی از عهده ی حلشان برمی آیند. دو دلیل برای این مسئله وجود دارد:

اول اینکه ، در سرتاسر دوره ی کودکی ، مسائل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می شود، در حالی که بسیاری از نوجوانان به دلیل بی تجربگی ، به تنهایی از عهده ی حل مسائلشان برنمی آیند.

دوم اینکه نوجوانان دوست دارند احساس کنند که افرادی مستقل و آزاد هستند . آنها درخواست ارائه راهی را دارند که خودشان بتوانند از عهده ی حل مسائل برآیند و کوشش هایی را که از جانب والدین و معلمان برای کمک به آنها ارائه می شود ، نمی پذیرند.

5- نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است

در سراسر سن گروه گراییِ اواخر کودکی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان که قبلاٌ اشاره شد ، کودکان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند که تقریباً و در حد امکان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این که شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند.

6- نوجوانی ، سن هراس است

بسیاری از عقاید عمومی درباره نوجوانان، به شرح وضعیت آنها و ارزیابی هایی در این زمینه پرداخته است و متأسفانه تعدادی از آنها ، نظری منفی نسبت به نوجوانان می باشد. پذیرش قالب های فرهنگی در مورد  نوجوانان ( 13 تا 19 ساله ها ) بسیاری از بزرگسالانی را که باید راهنمایی و حمایت از نوجوانان را عهده دار شوند به این مرحله هدایت کرده است که از چنین مسئولیتی در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرش های خود نسبت به آنان و تدابیری که در رابطه با رفتار نوجوانان باید اتخاذ شود ، احساس همدلی نداشته باشند.

7- نوجوانی ، زمانِ آرمان گرایی است

نوجوانان تمایل دارند که به زندگی از ورای عینک سایه و روشن نگاه کنند. آنها به خود و سایرین آن چنان می نگرند که دوست دارند بهتر از آنچه که هستند ، خود را باور کنند. این مطلب به ویژه در مورد آرزوهای نوجوان صادق است . این  آرزوها در اوایل نوجوانی با توسعه ی عواطف همراه هستند. بیشتر حالات غیر واقعی آنان شامل رنجش زیاد ، آزار و ناکامی است و نوجوانان زمانی که احساس کنند دیگران آنها را دست کم می گیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ، این حالات را از خود نشان می دهند.

با توسعه ی تجارب اجتماعی و شخصی و با افزایش قدرت تفکر عقلانی ، نوجوانان رشد یافته تر ، به خود ، خانواده ، دوستان و زندگی به طور کلی واقع بینانه تر می نگرند. در نتیجه آنها کمتر از ناامیدی و توهم معقول رنج می برند و نسبت به سالهایی که جوانتر بودند واقع گراتر می شوند. این یکی از موقعیت هایی است که آنها را در شادی های بیشتری که خاص نوجوانان رشد  یافته تر است ، مشارکت می دهد.

8- نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است

همچنان که نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند و می خواهند این باور را پیدا کنند که نزدیک بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می پوشند و مانند آنها عمل می کنند ولی با این حال تصور می کنند که اینها کافی نیست. بنابراین ،  روی رفتارهایشان متمرکز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند که این رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می آورد/

خصوصیات روحی وجسمی نوجوانان

دوره نوجوانی در انتهای دوره کودکی دوم وبا بروز سریع تحولات آستانه بلوغ در سنین 10 تا 12 سالگی شروع می گردد. این تحولات با نمو ساختمان جنسی در دختران وپسران آغاز می شود. این تغییرات بدنی باعث به هم ریختن تعادل دوره پیش از بلوغ می شود و مسایل تازه ای در احساسات و روابط فرد با والدین  ومعلمان پدید می آورد.

حضور دانش آموزان درسنین نوجوانی در آموزشگاه به مدت حدود حداقل 7 سال باعث دستیابی آنان به استقلال دیر تر شده و نوعی ناامنی و اغتشاش در موقعیت نوجوانان و نقش و رفتارهای آنان می شود .

برای توضیح بهتر، تغییر وتحوالات این دوره به سه مرحله تقسیم می شود:

1- مرحله اول فاصله گرفتن ( 10تا 14 سالگی )

بروز رشد جسمی واولین نشانه های بلوغ ، نوعی تمایل طبیعی برای فاصله گرفتن کودک از بزرگسالان و نزدیکی به دوستان ومطرح کردن رار ورمزهای خود می گردد. این تمایل می تواند در بستن اتاق خواب یا حمام توسط کودک ودر محرمانه جلوه دادن تغییرات بدن مشاهده شود. کودکانی که از عواطف گرم ودوستانه خانوادگی محروم بوده ودارای خانواد های اشفته و مستبد باشند فاصله گیری انان از کانون خانواده وگرایش به ناسازگاریها بیشتر می گردد.

2- مرحله دوم جدایی تدارکاتی ( 15 تا 17سالگی )

این مرحله که هسته اصلی نوجوانی و مشکلات ان است با رشد بیشتر بدنی و جنسی همراه است و سطح عالی تری از ادراک ((خود  )) را تجلی می دهد برخی از  خصوصیات ویژه این دوره بشرح زیر است :

الف : رشد مغز و توانایی های شناختی .

ب) درونی شدن حیات عاطفی و ارتباط عمیق تر با گروه همسالان .

ج ) جدایی بیشتر نوجوانان از باورها و ارزشهای والدین و بزرگسالان .

د ) فراهم شدن استقلال ذهنی .

ه ) ایجاد سئوالات اساسی در ذهن نوجوانان.

د) تلاش در جهت کسب استقلال مالی و اشتغال و...

3- مرحله سوم ورود به مناسبات اجتماعی : ( 18 تا 20سالگی )

هرگاه رشد نوجوان در مراحل پیشین به گونه ای متعادل و بهنجار پیش رود دراین مرحله نوجوانی به تدریج به صورت یک فرد مستقل و خودکفا در مناسبات خانوادگی ، آموزشی ، شغلی ، اجتماعی وفرهنگی ایفای نقش می کندودر چنین صورتی می توان امیدوار بود که مراحال رشد و پرورش او به درستی انجام شده است و او آماده است تا زندگی جوانی و بزرگسالی را با موفقیت آغاز کند.

در این مرحله بیشتر دختران ازدواج می کنند وبیشتر پسران با گذراندن دوران خدمت سربازی نقش اجتماعی را به عهده می گیرند.

مدیران و معلمان و والدین  نقش مهمی در دوره نوجوانی برعهده دارند تا مسئولیت تربیت و اموزش کودکان را به نسل جدید که دوره نوجوانی را طی کرده ان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 19:5  توسط poya  | 

جیم بیلند راجرز : چگونه پولدار شویم؟

جیم بیلند راجرز : چگونه پولدار شویم؟

 

جیم بیلند راجرز (متولد ۱۹ اکتبر ۱۹۴۲-اهل دموپولیس ایالت آلاباما) یک سرمایه‌گذار آمریکایی و مفسر مالی موفق است که در حال حاضر در سنگاپور زندگی می‌کند. او یکی از پدیدآورندگان کوانتوم فاند (Quantum Fund)،استاد دانشگاه، نویسنده، مفسر اقتصادی است.
 


نشریاتی چون تایم، واشینگتن پست و نیویورک تایمز، بارونز فوربز، فورچون، وال استریت جورنال، فایننشال تایمز و بسیاری دیگر از نشریاتی که در زمینه اقتصاد یا فاینانس به فعالیت می‌پردازند به طور مستمر مقالاتی در مورد وی به چاپ رسانده‌اند. وی خود را پیرو مکتب اتریشی در اقتصاد می‌داند.


▪ آیا هیچ وقت فکر می‌کردید که روزی به جایی که‌امروز هستید خواهید رسید؟
 


خیر، من هم مثل تمامی افرادی که به چنین موقعیتی دست یافته‌اند، غافلگیر شده‌ام. من مطمئنا می‌خواستم که در زندگی به جای خوبی برسم و حاضر بودم که برای آن به سختی کار کنم. من همیشه می‌خواستم که زود بازنشسته شوم، ولی هیچ وقت فکر نمی‌کردم که این اتفاق قبل از چهل سالگی‌ام به وقوع بپیوندد.


▪ وقتی متوجه شدید که اولین میلیون ثروت خود را به دست آورده‌اید آیا وسوسه شدید که کمی کندتر به کارتان ادامه دهید؟
 


به روشنی روزی را که ارزش خالص دارایی‌ام به‌ یک میلیون دلار رسید، به یاد دارم، نوامبر ۱۹۷۷. آن موقع ۳۵ سال داشتم، و می‌دانستم که برای انجام کاری که می‌خواستم در ۳۷ سالگی – سنی که تصمیم گرفته بودم در آن برای ماجراجویی دست از کار بکشم – انجام دهم
به بیشتر از اینها نیاز دارم.


▪ رمز موفقیت شما در چیست؟
 


ـ من اصلا باهوش‌تر از قسمت اعظمی از مردم نیستم، بلکه انگیزه‌ام برای کار و تحمل سختی، از آنها بیشتر بود. من آماده بودم تا عقل سلیم را بیازمایم. اگر همه‌ یک جور فکر کنند باز هم دلیل نمی‌شود که اشتباه نکنند و اگر بتوانید بفهمید که همه دارند اشتباه می‌کنند، به راحتی می‌توانید مقدار زیادی پول درآورید.


▪ استراتژی سرمایه‌گذاری شما چیست؟
 


ـ ارزان می‌خرم و گران می‌فروشم. من سعی می‌کنم کالایی را پیدا کنم که ارزان باشد و یک تغییر مثبت در حال اتفاق افتادن باشد. سپس به قدری مطالعه و پژوهش می‌کنم که قانع شوم درست فکر می‌کردم. البته آن کالا هم باید به قدری ارزان باشد که اگر هم اشتباه کرده باشم خیلی ضرر نکنم. معمولا هر باری که اشتباه می‌کنم به این دلیل است که به‌اندازه‌ کافی بررسی و مطالعه نکرده‌ام.
 


هیچ وقت ارزش «انجام مسوولیت» را دست کم نگیرید. در دهه‌ ۱۹۶۰، جنرال موتورز موفق‌ترین شرکت جهان بود. یک روز، یک تحلیلگر جنرال موتورز به جلسه‌ هیات مدیره رفت و این پیغام را به آنها داد: «ژاپنی‌ها دارند می‌آیند.» آنها این حرف وی را جدی نگرفتند. ولی سرمایه‌گذارانی که مطالعه و بررسی‌های خودشان را درست و دقیق انجام می‌دادند سهام جنرال موتورز خود را فروختند و به جایش سهام تویوتا خریدند.
 


من در حال حاضر به دنبال خرید هیچ سهامی نیستم. ولی اگر چیزهایی وجود داشته باشند که در حال حاضر از لحاظ ارزشی دست کم گرفته شده باشند، برخی کالاهای اولیه و برخی از ارزها هستند.


▪ بهترین سودی که کردید کی و چگونه بود؟
 


ـ کوانتوم فاند. وقتی در سال ۱۹۷۰ شرکت را تاسیس کردیم، من تنها ۶۰۰دلار ته جیبم داشتم. بعد از ۱۰ سال دارایی ما ۴۲۰۰ برابر شده بود.


▪ آیا می‌خواهید آنقدر ادامه دهید تا بالاخره سقوط کنید؟
 


ـ خیر. این روزها من ساعات بسیار کمی از روز را صرف کار می‌کنم، چرا که دو دختر کوچک دارم و می‌خواهم بیشترین وقت ممکن را با آنها بگذرانم.
هر دو دختر ما دایه‌‌ای چینی دارند و زبان چینی را به خوبی صحبت می‌کنند. برای نسل آنها، انگلیسی و چینی مهم‌ترین زبان‌ها خواهند بود.


▪ آیا هیچ حقوق بازنشستگی دارید؟
 


ـ من حقوق بازنشستگی ندارم و امیدوارم که نیازی به آن نداشته باشم. من دارایی‌هایم را جمع کرده‌ام و با استفاده از آنها زندگی می‌کنم.


▪ چه فعالیت‌هایی در زمینه‌های خیریه انجام می‌دهید؟
 


ـ من به دانشگاه‌ها و دانشجویان و دانش‌آموزان سراسر دنیا کمک مالی می‌کنم و اعتقادم بر این است که به جای دانشگاه‌ها بیشتر به دانشجویان و دانش‌‌آموزان باید کمک کنم؛ چرا که آنها بیشتر از مدیران و مسوولان به کمک مالی نیاز دارند.


▪ آیا اهل ولخرجی و افراط هستید؟
 


ـ من دوبار به دور دنیا سفر کرده‌ام. بار اول سال ۱۹۹۰ حرکت کردم و با موتور سیکلت در۲۲ ماه ۶ قاره را در نوردیدم. بار دوم که در سال ۱۹۹۹ شروع شد، من و همسرم در ۳ سال، به ۱۱۶ کشور دنیا سفر کردیم.


▪ آیا می‌خواهید ثروتتان را به بچه‌هایتان انتقال دهید؟
 


ـ من همیشه به این موضوع فکر کرده‌ام، اگر شما خیلی به بچه‌هایتان پول بدهید، آنها را لوس می‌کنید. من وصیت نامه‌ام را طوری تنظیم کرده‌ام که تا سن سی سالگی شان چیز زیادی بهشان نرسد.
من به دانشگاه‌هایی چون ییل و آکسفورد رفته‌ام و تعداد زیادی از بچه‌های افراد ثروتمند را دیده‌ام که هیچ‌وقت نیازی به کار و سختی کشیدن نداشته‌اند. من می‌خواهم که بچه‌هایم تحصیلات خوبی داشته باشند و محیط کار را تجربه کرده باشند.
تحصیلات و لزوم به کار کردن زندگی مرا عوض کرد و مرا از مرداب آلاباما به اقیانوس جهان پرتاب کرد.


▪ در هنگام رکود مردم با پول‌هایشان باید چه کار کنند؟
 


ـ روی چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید که از آنها سر در می‌آورید. اشتباهی که بیشتر مردم مرتکب می‌شوند این است که بنا به حرف مجلات و برنامه‌های تلویزیونی سرمایه‌گذاری می‌کنند.
بسیاری از مردم در مورد چیزهایی اطلاعات زیادی دارند و باید روی همان چیزها سرمایه‌گذاری کنند. این شیوه‌‌ای است که آدم را ثروتمند می‌کند.
شما با سرمایه‌گذاری روی چیزهایی که هیچ در مورد آنها نمی‌دانید، هیچ سودی نخواهید کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:59  توسط poya  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر