be webloge ma khosh amadid

شبکه کامپیوتر


منبع تغذيه، يك دستگاه الكتريكي است كه مسئول تأمين و تنظيم جريان الكتريكي در رايانه مي باشد. اين قطعه به صورت جعبه اي بزرگ و مستقل در جعبه رايانه قرار دارد و بيشتر خرابي ها را در رايانه به وجود مي آورد.
كار منبع تغذيه اين است كه ولتاژ متناوب (اي سي، Alternate Current) را تبديل به ولتاژ مستقيم (دي سي، Direct Current) مي كند.

انواع منبع تغذيه
منبع تغذيه داراي ابعاد و شكل هاي مختلفي مي باشند، كه بايد با جعبه و مادربرد نصب شده در داخل جعبه رايانه همخواني و سازگاري داشته باشد. بنابراين، اين سه قطعه بايد از يك نوع باشند. انواع اين اجزاء عبارتند از:
۱- XT
۲- AT desk خوابيده يا روميزي
۳-AT tower برجي يا ايستاده
۴- Baby AT
۵- Rectifierباريك، نقلي
۶- ATX
زماني كه رايانه XT توسط شركت آي بي ام به بازار عرضه شد منبع تغذيه آن شبيه منبع تغذيه هاي قبلي بود، درصورتي كه توان خروجي آنها دو برابر قبلي ها بود. پس از آن زماني كه آي بي ام رايانه AT را ساخت از يك منبع تغذيه بزرگتر براي آن استفاده نمود كه داراي اشكال مختلفي بود. از اين نوع منبع تغذيه استقبال زيادي شد تا جايي كه هنوز نيز در سيستم هاي امروزي از آن استفاده مي شود.
نوع برجي يا ايستاده سيستم هاي AT مشابه سيستم هاي خوابيدهAT است. مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي روميزي با مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي برجي فرقي ندارد. تنها فرق آنها كليد هاي برق در مكانهاي متفاوت مي باشد. نوع ديگري از AT وجود دارد كه كوچكتر از نوع ايستاده مي باشد و منبع تغذيه آن نيز كوچك مي باشد، كه بچه اي تي نام دارد. منبع تغذيه جعبه هاي نقلي نيز از نظر مشخصات ظاهري با ساير منبع تغذيه ها تفاوت دارند. در اين نوع جعبه ها مادربردها داراي استاندارد مشخصي نيستند، اما منبع تغذيه آنها داراي استانداردهاي مشخصي است و قابل تعويض نيز مي باشد.
منبع تغذيه ATX مانند منبع تغذيه نقلي مي باشد، بنابراين، اين دو قابل جابجايي مي باشند. نوع منبع تغذيه ATX داراي مشخصات و مزاياي زير مي باشد:
۱- سيگنال هاي (a) روشن بودن - Power on و سيگنال هاي (b) توقفStandby (Soft Power) ۵ V در اين نوع منبع تغذيه وجود دارد.
۲- امكان حذف گرماگير (Heat Sink) از روي پردازنده در اين نوع وجود دارد.
۳- مادربردها در اين نوع حاوي قطعاتي به نام تنظيم گر (Regulator) جهت توليد ولتاژ ۳/۳ ولتي نمي باشند به اين علت كه رابط منبع تغذيه به مادربرد ،خود داراي ولتاژ ۳/۳ ولت است.
۴- تهويه به سمت داخل منبع تغذيه صورت مي گيرد تا مادربرد خنك شود. اين كار خود باعث خنك شدن قطعات داخلي و تميز شدن سطح قطعات داخلي مي گردد.
۵- فيش اتصال منبع تغذيه مادربرد۲۰ پايه اي است و امكان اتصال برعكس آن وجود ندارد.
منبع تغذيه داراي ولتاژهاي گوناگون با توان هاي مختلف مي باشند مانند:
۱- ولتاژ ۵+ ولت: اين نوع ولتاژ توسط تمام مادربردها، مدارها و وسايل جانبي رايانه مورد استفاده قرار مي گيرد و رنگ سيم هاي آنها قرمز مي باشد.
۲- ولتاژ ۱۲+ ولت: موتور هاردديسك و وسايل مشابه با آن از اين ولتاژ استفاده مي كنند كه در مادربردهاي جديدتر ديگر آن را به كار نمي برند. مدارهاي درگاه هاي سريال نيز از اين ولتاژ استفاده مي كنند. سيم آن نيز معمولاً زرد رنگ است و گاهي اوقات به رنگ قرمز نيز ديده مي شود.
۳- ولتاژ هاي ۵- و ۱۲- ولت: اين دو ولتاژ در رايانه هاي قديمي وجود داشت، اما اكنون در منبع تغذيه ها نصب مي شوند. اين دو داراي جرياني كمتر از يك آمپر هستند.
۴- ولتاژ ۳/۳+ ولت: پردازنده هاي جديد از ولتاژ ۳/۳ ولت و يا كمتر استفاده مي كنند، در صورتي كه پردازنده هاي قديمي از ولتاژ ۵+ استفاده مي كردند. در پردازنده هاي جديد ولتاژ مورد نياز پردازنده مستقيماً توليد مي شود و بنابراين در هزينه مصرف انرژي صرفه جويي مي شود و از حرارت نيز كاسته مي شود.
۵- سيگنال هاي صحت ولتاژ (قدرت مطلوب): پس از روشن شدن سيستم، منبع تغذيه به مقداري زمان احتياج دارد تا به سطح ولتاژ مفيد و مطلوب برسد و اگر سيستم شروع به كار كند و منبع تغذيه بعد از آن به كار افتد اتفاقات بدي رخ خواهد داد.
براي اينكه رايانه قبل از آمادگي منبع تغذيه روشن نگردد سيگنالي به نام (Power good) درستي ولتاژ و يا قدرت مطلوب به مادربرد ارسال مي شود.
تا قبل از رسيدن آن مادربرد كاري انجام نمي دهد و در صورتي كه مشكلي در برق به وجود آيد و جرقه اي توليد شود منبع تغذيه اين سيگنال را قطع مي كند و مادربرد كار نخواهد كرد.
۶- سيگنال روشن بودن: در منبع تغذيه هاي جديد تابعي تعريف شده است كه به وسيله نرم افزارها مي توان منبع تغذيه را كنترل نمود. اين سيگنال با عنوان روشن بودن و يا تأمين قدرت (Power On) مادربرد را كنترل مي كند و باعث روشن شدن منبع تغذيه مي شود.
۷- سيگنال ۵+ ولتي توقف Standby ۵ V : اين ولتاژ در حالت خاموش بودن رايانه وجود دارد، اين سيگنال به صورت نرم افزاري در حالت خاموش بودن رايانه آن را روشن مي كند.
اجزاء سازنده منبع تغذيه
۱- مبدل: كه ولتاژ را تغيير مي دهد.
۲- يك سو كننده: جريان متناوب را به جريان مستقيم تبديل مي كند.
۳- صافي يا پالايشگر: امواج را مي گيرد.
منبع تغذيه قبل از روشن شدن رايانه چند آزمايش انجام مي دهد، سپس در صورت صحيح بودن سيستم سيگنال را به مادربرد مي رساند. اين حالت حفظ مي شود و در صورتي كه به هر علتي از بين برود دستگاه ريست مي شود.
منبع تغذيه به دو صورت خطي و كليدي طراحي مي شود كه نوع خطي ترانس هاي بزرگتر دارند و نوع كليدي از نظر اندازه و وزن و انرژي بهتر از خطي مي باشند. منبع تغذيه هاي خوب يك مقاومت دارند كه از خراب شدن آن جلوگيري مي كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:17  توسط poya  | 

سخت افزار


منبع تغذيه، يك دستگاه الكتريكي است كه مسئول تأمين و تنظيم جريان الكتريكي در رايانه مي باشد. اين قطعه به صورت جعبه اي بزرگ و مستقل در جعبه رايانه قرار دارد و بيشتر خرابي ها را در رايانه به وجود مي آورد.
كار منبع تغذيه اين است كه ولتاژ متناوب (اي سي، Alternate Current) را تبديل به ولتاژ مستقيم (دي سي، Direct Current) مي كند.

انواع منبع تغذيه
منبع تغذيه داراي ابعاد و شكل هاي مختلفي مي باشند، كه بايد با جعبه و مادربرد نصب شده در داخل جعبه رايانه همخواني و سازگاري داشته باشد. بنابراين، اين سه قطعه بايد از يك نوع باشند. انواع اين اجزاء عبارتند از:
۱- XT
۲- AT desk خوابيده يا روميزي
۳-AT tower برجي يا ايستاده
۴- Baby AT
۵- Rectifierباريك، نقلي
۶- ATX
زماني كه رايانه XT توسط شركت آي بي ام به بازار عرضه شد منبع تغذيه آن شبيه منبع تغذيه هاي قبلي بود، درصورتي كه توان خروجي آنها دو برابر قبلي ها بود. پس از آن زماني كه آي بي ام رايانه AT را ساخت از يك منبع تغذيه بزرگتر براي آن استفاده نمود كه داراي اشكال مختلفي بود. از اين نوع منبع تغذيه استقبال زيادي شد تا جايي كه هنوز نيز در سيستم هاي امروزي از آن استفاده مي شود.
نوع برجي يا ايستاده سيستم هاي AT مشابه سيستم هاي خوابيدهAT است. مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي روميزي با مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي برجي فرقي ندارد. تنها فرق آنها كليد هاي برق در مكانهاي متفاوت مي باشد. نوع ديگري از AT وجود دارد كه كوچكتر از نوع ايستاده مي باشد و منبع تغذيه آن نيز كوچك مي باشد، كه بچه اي تي نام دارد. منبع تغذيه جعبه هاي نقلي نيز از نظر مشخصات ظاهري با ساير منبع تغذيه ها تفاوت دارند. در اين نوع جعبه ها مادربردها داراي استاندارد مشخصي نيستند، اما منبع تغذيه آنها داراي استانداردهاي مشخصي است و قابل تعويض نيز مي باشد.
منبع تغذيه ATX مانند منبع تغذيه نقلي مي باشد، بنابراين، اين دو قابل جابجايي مي باشند. نوع منبع تغذيه ATX داراي مشخصات و مزاياي زير مي باشد:
۱- سيگنال هاي (a) روشن بودن - Power on و سيگنال هاي (b) توقفStandby (Soft Power) ۵ V در اين نوع منبع تغذيه وجود دارد.
۲- امكان حذف گرماگير (Heat Sink) از روي پردازنده در اين نوع وجود دارد.
۳- مادربردها در اين نوع حاوي قطعاتي به نام تنظيم گر (Regulator) جهت توليد ولتاژ ۳/۳ ولتي نمي باشند به اين علت كه رابط منبع تغذيه به مادربرد ،خود داراي ولتاژ ۳/۳ ولت است.
۴- تهويه به سمت داخل منبع تغذيه صورت مي گيرد تا مادربرد خنك شود. اين كار خود باعث خنك شدن قطعات داخلي و تميز شدن سطح قطعات داخلي مي گردد.
۵- فيش اتصال منبع تغذيه مادربرد۲۰ پايه اي است و امكان اتصال برعكس آن وجود ندارد.
منبع تغذيه داراي ولتاژهاي گوناگون با توان هاي مختلف مي باشند مانند:
۱- ولتاژ ۵+ ولت: اين نوع ولتاژ توسط تمام مادربردها، مدارها و وسايل جانبي رايانه مورد استفاده قرار مي گيرد و رنگ سيم هاي آنها قرمز مي باشد.
۲- ولتاژ ۱۲+ ولت: موتور هاردديسك و وسايل مشابه با آن از اين ولتاژ استفاده مي كنند كه در مادربردهاي جديدتر ديگر آن را به كار نمي برند. مدارهاي درگاه هاي سريال نيز از اين ولتاژ استفاده مي كنند. سيم آن نيز معمولاً زرد رنگ است و گاهي اوقات به رنگ قرمز نيز ديده مي شود.
۳- ولتاژ هاي ۵- و ۱۲- ولت: اين دو ولتاژ در رايانه هاي قديمي وجود داشت، اما اكنون در منبع تغذيه ها نصب مي شوند. اين دو داراي جرياني كمتر از يك آمپر هستند.
۴- ولتاژ ۳/۳+ ولت: پردازنده هاي جديد از ولتاژ ۳/۳ ولت و يا كمتر استفاده مي كنند، در صورتي كه پردازنده هاي قديمي از ولتاژ ۵+ استفاده مي كردند. در پردازنده هاي جديد ولتاژ مورد نياز پردازنده مستقيماً توليد مي شود و بنابراين در هزينه مصرف انرژي صرفه جويي مي شود و از حرارت نيز كاسته مي شود.
۵- سيگنال هاي صحت ولتاژ (قدرت مطلوب): پس از روشن شدن سيستم، منبع تغذيه به مقداري زمان احتياج دارد تا به سطح ولتاژ مفيد و مطلوب برسد و اگر سيستم شروع به كار كند و منبع تغذيه بعد از آن به كار افتد اتفاقات بدي رخ خواهد داد.
براي اينكه رايانه قبل از آمادگي منبع تغذيه روشن نگردد سيگنالي به نام (Power good) درستي ولتاژ و يا قدرت مطلوب به مادربرد ارسال مي شود.
تا قبل از رسيدن آن مادربرد كاري انجام نمي دهد و در صورتي كه مشكلي در برق به وجود آيد و جرقه اي توليد شود منبع تغذيه اين سيگنال را قطع مي كند و مادربرد كار نخواهد كرد.
۶- سيگنال روشن بودن: در منبع تغذيه هاي جديد تابعي تعريف شده است كه به وسيله نرم افزارها مي توان منبع تغذيه را كنترل نمود. اين سيگنال با عنوان روشن بودن و يا تأمين قدرت (Power On) مادربرد را كنترل مي كند و باعث روشن شدن منبع تغذيه مي شود.
۷- سيگنال ۵+ ولتي توقف Standby ۵ V : اين ولتاژ در حالت خاموش بودن رايانه وجود دارد، اين سيگنال به صورت نرم افزاري در حالت خاموش بودن رايانه آن را روشن مي كند.
اجزاء سازنده منبع تغذيه
۱- مبدل: كه ولتاژ را تغيير مي دهد.
۲- يك سو كننده: جريان متناوب را به جريان مستقيم تبديل مي كند.
۳- صافي يا پالايشگر: امواج را مي گيرد.
منبع تغذيه قبل از روشن شدن رايانه چند آزمايش انجام مي دهد، سپس در صورت صحيح بودن سيستم سيگنال را به مادربرد مي رساند. اين حالت حفظ مي شود و در صورتي كه به هر علتي از بين برود دستگاه ريست مي شود.
منبع تغذيه به دو صورت خطي و كليدي طراحي مي شود كه نوع خطي ترانس هاي بزرگتر دارند و نوع كليدي از نظر اندازه و وزن و انرژي بهتر از خطي مي باشند. منبع تغذيه هاي خوب يك مقاومت دارند كه از خراب شدن آن جلوگيري مي كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:16  توسط poya  | 

ستاره

مقدمه

سحابی عقاب
هر کدام از برجستگیهای انگشت مانند
این ابر غبار و گاز محتوی یک ستاره تازه است.
هر نوک انگشت تقریباً به اندازه منظومه شمسی است.

 

ستارگان ، گویهای بزرگ حاوی گازهای داغ و تابنده‌اند. خصوصیات ستاره نظیر رنگ ، دما ، اندازه و تابندگی توسط جرم آن (مقدار ماده موجود در آن) تعیین می‌شوند. خصوصیات ستارگان بسیار متفاوت می‌باشند، زیرا جرم ستارگان متنوع است. خصوصیات هر ستاره منفرد نیز متغیر است، زیرا در چرخه حیاتش دچار تغییرات درونی می‌شود. هنگامی که شبها به آسمان می‌نگرید، به نظر می‌آید که ستارگان سوسو می‌زنند یا درخشندگی‌شان لحظه به لحظه تغییر می‌کند. این سوسو زدن از حرکت هوا در جو زمین حاصل می‌شود. همان گونه که شیشه نور را خم می‌کند، هوا نور ستاره را می‌شکند. چون مناطق مختل هوا با حجم گوناگون حرکت می‌کنند، نور ستاره به مقادیر مختلف خم می‌شود. بدین ترتیب قدرت نور ستاره‌ای که به چشمتان می‌خورد، تغییر می‌کند و چنین به نظر می‌رسد که ستاره سوسو می‌زند.



ستارگان بنا به خصوصیات طیفی‌شان طبقه بندی می‌شوند. طیف ستاره از طریق تجزیه تشعشع آنبه عناصری که شدت تشعشع طول موجهای مختلف را نشان می‌دهند، حاصل می‌شود. با این اطلاعات دما ، رنگ و ساختار شیمیایی ستاره استنتاج می‌شود. هفت نوع طیف اصلی وجود دارد که هر کدام با حرفی از الفبا شناخته می‌شوند. هر کدام از طیفها زیر مجموعه هایی دارند که از 0 تا 90 شماره گذاری شده‌اند.

چرا ستارگان می‌درخشند؟

با چشم غیر مسلح در یک شب تاریک و بدون ماه و در هوای صاف می‌توان حدود 2500 ستاره را در آسمان شناسایی کرد. با دوربین یا تلسکوپ می‌شود میلیون‌ها ستاره را تشخیص داد. از سیاره‌های منظومه شمسی خودمان نظیر زهره و زحل که چشمپوشی کنیم، تمامی این ستارگان دور دست خورشیدها یا به عبارت دیگر گلوله‌های گازی پر حرارتی هستند که در سطح خود می‌توانند تا هزاران درجه و در درون خود تا میلیونها درجه حرارت داشته باشند. در حقیقت بعضی از آنها با شدتی ده هزار برابر خورشید ما می‌درخشند و برخی از آنها هم خیلی کم نورتر از ستاره مرکزی منظومه ما هستند، ولی تمام ستارگان در یک مورد مشترکند:



آنها در ژرفای درون خود از طریق تبدیل هیدروژن به هلیوم انرژی هسته‌ای تولید می‌کنند. این چشمه جوشان و پایان ناپذیر انرژی به ستارگان کمک می‌کند که عمری بسیار طولانی داشته باشند. مثلا خورشید با مواد سوختنی که دارد 10 میلیارد سال عمر خواهد کرد. انرژی ایجاد شده در مرکز ستاره به خارج منتقل می‌شود و از سطح ستاره به شکل پرتوهای ماورای بنفش - رونتگن - ذره‌ای - نوری - گرمایی و امواج رادیویی انتشار می‌یابد. برخی از ستارگان در پایان عمر خود از طریق انفجارهای بسیار عظیم از بین می‌روند. آنگاه از آنها فقط گویهای مادی کوچک و کاملا در هم فشرده‌ای باقی می‌ماند که در علم ستاره شناسی ، کوتوله های سفید ، ستاره نوترونی و یا سیاهچاله نامیده می‌شوند. خورشید هم روزی تبدیل به یک کوتوله سفید خواهد شد.

ستارگان مزدوج

بیش از نیمی از همگی ستارگان در گروههای دوتایی یا سه تایی هستند که با جاذبه در کنار یکدیگر نگه داشته شده‌اند. ستاره مزدوج یک زوج ستاره‌ای است که به دور جرم مشترک خود می‌گردند. اغلب یکی از دو ستاره آنقدر کم نور است که از زمین رؤیت نمی‌شود. اگر درخشندگی ستاره مرئی این زوج تغییر کند و یا اگر ظاهراً حرکتش تحت تأثیر میدان جاذبه جرم سماوی مجاوری قرار گیرد، ستاره شناسان می‌توانند آن را تشخیص دهند. دو ستاره در منظومه مزدوج بخاطر نیروهای جاذبه بینشان بر حرکت مداری یکدیگر تأثیر می‌گذارند. برای ستاره شناسان مشاهده دقیق حرکات ستارگان مزدوج تنها راه مستقیم تعیین جرم ستارگان است.


هیپارخوس (127-146 ق. م) ، ستاره شناس یونان باستان ، 20 ستاره از درخشنده ترین ستارگانی را که می‌توانست ببیند، دارای قدر اول و کم نورترین آنها را دارای قدر ششم توصیف کرد. به آنهایی که در این بین بودند، ارزشهای میانی بخشید. بعد از اختراع تلسکوپ ، ستارگان کم نور بیشتری مشاهده شدند و با بهبود قدرت تلسکوپها ، تفاوتهای فاحشی در درخشندگی ستارگان دارای قدر اول آشکار شد. در قرن هیجدهم ، نسبت میان قدرها تقریبا 2.5 واحد (یا دقیقتر بگوییم 2.5118865) تعیین شد. یعنی ستاره‌ای دارای قدر معین از ستاره‌ای با یک واحد قدر کمتر ریال 2.5 برابر درخشنده‌تر است. سیستم هیپارخوس در توصیف کم نورترین ستارگان مرئی برای چشم غیر مسلح به عنوان قدر ششم به تجهیزات ستاره شناسی احتیاج دارید.



با نسبت تازه و معین اندازه گیری قدر ، اکنون برخی از ستارگانی که هیپارخوس در گروه قدر اول طبقه بندی کرده بود، دارای قدر صفر یا حتی قدر منفی می‌باشند. برای آنکه تصوری از ظاهر ستارگان قدر اول در آسمان شبانه داشته باشید، تصور کنید که از فاصله یک کیلومتری (0.6 مایلی) به شمعی فروزان می‌نگرید.


شعرای یمانی ، درخشنده‌ترین ستاره در آسمان شب ، قدر 1.47 دارد و پر فروغترین جرم سماوی در آسمان شبانه ، ماه بدر ، با قدر -12.5 است. اما در مجموع ، فروزانترین ستاره ، خورشید با قدر 26.72- است. کم نورترین ستاره‌ای که تا کنون با تلسکوپ رصد شده ، در صورت فلکی بادبان قرار دارد. این ستاره به تپنده بادبان معروف است و قدرش 26 است.




نمودار هرتز پرونگ-راسل
می‌توان ستارگان را بر اساس خصوصیاتشان
در این نمودار ترسیم کرد. ستارگان در طول
عمرشان از مناطق مختلف این نمودار می‌گذرند.


کوتوله‌های قهوه‌ای ، ستاره واقعی نیستند، بلکه ستارگان ناقصی هستند که گرم شده و با نور کمی می‌درخشند و در همین حال ، جاذبه آنها را به انقباض وا می‌دارد. ولی یک کوتوله قهوه‌ای محتوی کمتر از 8 درصد جرم خورشید است و این جرم برای تداوم انقباض گرانشی تا وقوع واکنشهای هسته‌ای کافی نیست. بدون واکنشهای هسته‌ای ، کوتوله‌های قهووه‌ای نمی‌توانند به درخشندگی ستارگان بدرخشند. دلیل کم فروغی کوتوله‌های قهوه‌ای ، تنها در سال 1995 بود که برای اولین بار یکی از آنها کشف شد.

ترسیم انواع ستارگان

نمودار هرتز پرونگ راسل ابزاری بسیار مهم برای ستاره شناسان است. از آن برای ترسیم قدرهای مطلق ستارگان نسبت به انواع طیف شان (رنگشان) یا نسبت به دماهای سطحشان ، که تعیین کننده انواع طیفشان است، استفاده می‌شود. در این نمودار ، ستارگان در گروههای گوناگونی جای می‌گیرند که نمایانگر مراحل چرخه حیاتشان است. این نمودار به ستاره شناسان کمک می‌کند تا نحوه تکامل ستارگان و ایجاد رابطه میان خواص ستارگان را درک کنند.

رنگهای ستارگان

رنگ ستاره به دمای سطحش بستگی دارد. اگر ارزش یکی از این خواص را بدانید. شاید بتوانید ارزش دیگری را وضع کنید. ستارگان آبی رنگ داغترین ستارگانند و ستارگان سفید ، سردترند. بعد از اینها ستارگان زرد و نارنجی قرار دارد و سردترین ستارگان ، قرمزند. شاید دمای ستارگان آبی رنگ به 50 هزار درجه سانتیگراد (90 هزار فارنهایت) برسد، حال آنکه دمای سطح ستارگان قرمز تا 2 هزار سانتیگراد (3.600 فارنهایت) پایین است. اصطلاح درخشندگی به پرتوافکنی ستاره با هر طول موجی دلالت می‌کند. مثلاً با افزایش درخشندگی ستاره ، ممکن است ستاره ، علاوه بر نور مرئی بیشتر ، پرتو مادون قرمز و ماوراء بنفش بیشتری ساطع کند، ولی قدرهای مطلق و ظاهری ، معیار درخشش نور مرئی ستاره‌اند.

اساساً درخشندگی ستاره بر حسب جرم و مرحله چرخه حیات ستاره تعیین می‌شود. هر چقدر جرم ستاره بیشتر باشد، در مقایسه با ستاره‌ای با جرم کمتر و در همان مرحله چرخه حیات متراکمتر ، داغتر و درخشنده‌تر است. 2 ستاره با مساحت و دمای سطحی برابر درخشندگی و رنگ یکسان دارند. اگر ستاره‌ای منبسط شود، دمای سطحش کاهش می‌یابد. مثلاً زمانی یک ستاره زرد رنگ زنجیره اصلی نظیر خورشید به غول قرمز سردتر ، تاریکتر و خیلی بزرگتری تکامل می‌یابد. اگر چه از سطح معینی از ستاره تاریک شده (مانند یک کیلومتر مربع یا مایل مربع) پرتو کمتری تابیده می‌شود. درخشندگیش افزایش می‌یابد، زیرا مساحت کلش افزایش یافته است و پرتوهای بیشتری امکان می‌یابند ستاره را ترک کنند. این افزایش درخشندگی به معنای آن است که قدرهای ظاهری و مطلق نیز زیاد می‌شوند.

منکب الجوزا ابر غول قرمز تپنده‌ای است که چگالی بسیار اندکی دارد. میانگین قطرش تقریباً 400 برابر خورشید است که بدین ترتیب حجمش 64 میلیون برابر حجم خورشید است. چون منکب الجوزا حاوی 13 برابر جرم خورشید است، میانگین چگالیش 3.500 بار از چگالی هوا کمتر است. میانگین چگالی خورشید 1.400 بار از چگالی هوا بیشتر است.



 

 

جرم ستاره

جرم ستاره نمایانگر میزان ماده موجود در آن است. واحدهای اندازه گیری جرم ستارگان ، جرم خورشیدی است. هر جرم خورشیدی معادل جرم خورشید است. جرم اکثر ستارگان دیگر بین 0.08 تا 60 برابر جرم خورشیدی است، هر چند که جرم معدودی از ستارگان به 120 برابر جرم خورشیدی می‌رسد. اگر جرم ستاره‌ای از ستاره دیگر بیشتر باشد، ضرورتاً قطرش بزرگتر نیست زیرا اندازه ستاره به میزان تراکم موادش بستگی دارد. بسیاری از ستارگان برجسته ، اسم دارند. اغلب این اسامی ریشه‌ای عربی دارند که میراث منجمان مسلمان سده‌های 8 و 9 میلادی است. اما اکثر ستارگان بی‌نامند. در عوض آنها با نام لاتینی صورت فلکی و حرفی از الفبای یونانی شناسایی می‌شوند. این سیستم نامگذاری را یوهان بایر (1625-1572) ستاره شناس غیر حرفه‌ای آلمانی ، که در سال 1603 اطلسی از ستارگان را منتشر کرد، ارائه نمود.



بنا به سیستم بایر ، عموماً به درخشنده‌ترین ستاره هر صورت فلکی حرف آلفا (حرف یونانی معادل الف) به ستاره درخشنده بعدی بتا (B=ب) و الی آخر اختصاص داده می‌شود. به هنگام اشاره به ستاره‌ای خاص ، حالت ملکی نام لاتین صورت فلکی بکار گرفته می‌شود. مثلاً پر نورترین ستاره صورت فلکی دجاجه به آلفای دجاجه معروف است. چون الفبای یونانی تنها 24 حرف دارد، سیستم بایر محدود است. گاهی حرف یونانی با اعداد زیر نویس شده بکار می‌روند تا ستارگان نزدیک به یکدیگر شناسایی شوند. مثلاً جبار a5 و جبار a6 از حروف رومی (a,b,c,A,B,C) و اعداد عربی (1،2،3) نیز در نامگذاری ستارگان استفاده می‌شود.

درخشندگی ستاره

درخشندگی ستاره شدت پرتو افکنی آن است. درخشندگی نور مرئی آن بر اساس قدر اندازه گیری می‌شود: هر چقدر عدد قدر کمتر باشد، ستاره درخشانتر است. قدر ظاهری درخشندگی جرم سماوی را از دید ناظر زمینی می سنجد: هر چقدر جرم سماوی دورتر باشد، نورش بیشتر سیر می‌کند، بیشتر پراکنده می‌شود و کم نورتر به نظر می‌رسد. قدر مطلق درخشندگی جرم سماوی را در حالتی می‌سنجد که اگر در فاصله معین 32.6 سال نوری قرار داشت، نورش با آن شدت مشاهده می‌شد.


20 ستاره از درخشنده‌ترین ستارگان به ترتیب میزان درخشندگی عبارتند از:

نام ستاره

قدر ظاهری

قدر مطلق

شعرای یمانی

47/1-

4/1

سهیل

72/0-

7/4-

رجل قنطروس

27/0-

2/4

سماک رامح (نگهبان شمال)

06/0-

2/0-

نسر واقع

04/0

5/1

عیوق

05/0

6/0-

رجل الجبار

14/0

0/7-

شعرای شامی

37/0

7/2

منکب الجوزا

41/0

9/5-

آخر النهر

51/0

2/2-

حضار

63/0

0/5-

نیر نعیم

76/0

7/3-

نسیر تایر

77/0

3/2

دبران

86/0

8/0-

سماک اعزل

91/0

1/3-

قلب العقرب

92/0

7/4-

فم الحوت

15/1

9/1-

رأس پیکر پسین

16/1

0/1

ذنب

26/1

2/7-

ممحظه

28/1

3/4-

 

چرخه‌های حیات ستارگان

ستارگان متولد می شوند، میلیونها یا میلیاردها سال می درخشند و سپس می میرند . هر ستاره چرخه حیات چند مرحله ای دارد که در خلال آنها اندازه و دمایش شدیداً تغییر میکند. جرم هر ستاره (میزان ماده موجود در ستاره) تعیین کننده اصلی درازی عمر ستاره و نحوه تکامل آن می باشد. هر چه جرم ستاره بیشتر باشد، در واکنشهای هسته ای گازهایش را سریعتر می سوزاند و زودتر می میرد. پر جرمترین ستارگان برای چند میلیون سال دوام می آورند. آنهایی که جرم کمتری دارند، می توانند تا دهها میلیارد سال بدرخشند.




 

ماده میان ستاره‌ای

فاصله‌های بین ستارگان هر کهکشان ، با محیط میان ستاره‌ای پر شده که عمدتاً حاوی گازهای هیدروژن و هلیوم ، مقداری از سایر گازها و اندکی غبار است. توزیع و دمای این ماده نامساوی است و چگالیش میلیاردها بار کمتر از هواست. اکثر محیط میان ستاره‌ای شامل ابرهایی است که برخی از آنها را می‌توانیم در صورت انتشار یا انعکاس نور ستارگان در داخل یا اطراف آنها و یا انسداد نور اجرام سماوی دورتر بصورت سحابی شناسایی کنیم. محیط میان ستاره‌ای با ذرات بادهای ستاره‌ای و مواد خارج شده از ستارگان در حال مرگ غنی می‌شود.



محیط میان ستاره‌ای حدود 10 درصد جرم کهکشان راه شیری را تشکیل می‌دهد و این رقم از ویژگیهای کهکشانهای مارپیچی است. اکثر مواد میان ستاره‌ای کهکشانهای مارپیچی در بازوها ، محل تشکیل ستارگان ، قرار دارد. کهکشانهای بیضوی ، ماده میان ستاره‌ای اندکی دارند، زیرا همه آن را برای تشکیل ستارگان مصرف کرده‌اند.

محیط میان ستاره‌ای کهکشان
در این تصویر که بوسیله اشعه مادون قرمز گرفته شده
ستارگان بصورت نقاط آبی و گاز و غبار میان ستاره‌ای
گرم شده از تشعشع ستاره‌ای ، قرمز به نظر می‌رسند.



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اشعه‌های کیهانی ، ذرات اتمی پر انرژیی هستند که تقریباً با سرعت نور در فضا حرکت می‌کنند. اشعه‌های کیهانی اولیه ، ذرات پر انرژیی در خارج جو زمین هستند که شاید به جو زمین وارد شوند و برای تولید اشعه‌ها کیهان ثانویه با سایر ذرات تصادم کنند. منشأ اشعه‌های کیهانی که بالاترین انرژی را دارند، بیرون کهکشان ماست و آنها از کهکشانها و کوازارهای فعال ریشه می‌گیرند. منشأ اشعه‌های کیهانی کم انرژی ، انفجار و بقایای ابرنواخترها و پالسارهای درون کهکشان ماست. خاستگاه اشعه‌های کیهانی که کمترین انرزی را دارند، منظومه شمسی است و از شعله‌های خورشیدی ایجاد می‌شوند.

مباحث مرتبط با عنوان

·         اجرام آسمانی

·         ابر نو اختر

·         خورشید

·         دمای سطح ستارگان

·         زندگی ستارگان

·         ستارگان متغیر

·         ستاره

·         ستاره نوترونی

·         سیاره

·         غول سرخ

·         قدر ستارگان

·         کوتوله سفید

·         کوتوله قهوه‌ای

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:15  توسط poya  | 

زندیه

زنديه

زندیان یا زندیه یا دودمان زند نام خاندانی پادشاهی است که میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. این سلسله به سردمداری کریم خان زند از ایل زند که از سال ۱۱۶۳ هجری قمری در ایران به قدرت رسید او فردی مدبر و مهربان بود. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب (شاه) پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.

کریمخان زند وکیل الرعایا (۱۱۹۳۱۱۶۳ ه.ق.): از سوابق زندگی خان زند تا سال ۱۱۶۳ ه.ق. که جنگ‌های خانگی بازماندگان نادر شاه بی کفایتی آنان را برای مملکتداری آشکار ساخت و به تبع آن عرصه را برای ظهور قدرت‌های جدید مستعد گردانید، خبری در دست نیست. به دنبال اغتشاشات گسترده و عمومی این ایام خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را از سوی مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند. ولی چون هیچ یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد، ناچار به نزاع‌های داخلی روی آوردند. سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیس‌ها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ ه.ق. بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفاذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.

 

زندیان پس از کریم‌خان

پس از در گذشت کریم خان زند دگرباره جانشیانان او به جان هم افتادند و با جنگ و نزاع‌های مستمر، زمینه تقویت و کسب اقتدار آغا محمد خان و سلسله قاجار را فراهم آوردند. در سال ۱۲۰۹ هجری قمری لطفعلی خان آخرین پادشاه زند پس از رشادت‌های بسیار آن به دست آغا محمدخان قاجار معروف به اخته خان کشته شد.

آغامحمدخان با به دست آوردن شهر شیراز دست به کشتار کسانی که از دودمان زند بودند زد، پسران لطفعلی خان را اخته نمود و دستور تجاوز جنسی به زن باردار و دختر لطفعلی خان زند و دیگر زنان این دودمان را داد. وابستگان این خاندان یا به عثمانی گریختند یا در گوشه‌ای در گمنامی زیستند و یا کشته شدند. از میان تبار شاهان این دودمان تنها از پشت علیمراد خان زند فرزندانی به جا ماند که امروزه دنباله آنان در ایران زندگی نمی‌کنند. دسته‌ای از زندیان نیز که از دوده فرمانروایان این خاندان نبودند تا سال‌ها به پیشه کاروانداری پرداختند.

البته دستگاه دیوانی زند به رهبری مرد زیرکی به نام حاج‌ابراهیم‌خان کلانتر که به لطفعلی خان خیانت کرده بود یکراست به قاجارها پیوست و به جز تنی چند که به واپسین فرمانروای زند تا دم مرگ وفادار ماندند دیگران رویه ابراهیم خان را پیش گرفتند.

فرمانروایان زند

رابطه با دیگر کشورها

زندیان با انگلستان دارای پیوندهای بازرگانی بودند و برخی سران این دودمان همچون واپسین شاهشان لطفعلی‌خان برخوردهای نزدیک و دوستانه‌ای با نمایندگان این کشور داشتند. هرچند برخورد کریم خان با انگلیسی‌ها در تاریخ پُرآوازه است؛ وی چینی‌های پیشکشی انگلیسی‌ها را در پیش رویشان شکست و ظرف‌های مسی ایرانی را به زمین زد و گفت که می‌بینید مال ما بهتر است و نیازی به ظرف‌های شما نداریم؛ ولی می‌نماید این از عاقبت اندیشی بنیانگذار این دودمان بوده باشد چه که هندوستان به تازگی به استعمار انگلیسی‌ها درآمده بود. ولی با این همه وی به شرکت انگلیسی هند شرقی پروانه زدن تجارتخانه در بوشهر را داد و تسهیلاتی بدیشان بخشید. انگلیسی‌ها پارچه‌های پشمی به ایران می‌آوردند و در برابر کریم خان ایشان را از حق گمرک معاف نمود. ولی بازرگانان انگلیسی حق بیرون بردن طلا و نقره را از ایران نداشتند و ناچار بودند برای بهای کالاهای خویش کالاهای ایرانی خریداری کنند.

فتح بصره در سال ۱۷۷۵ (میلادی) نیز از سوی کریم خان برای از رونق انداختن بازرگانی عثمانی و رونق بخشیدن به بندرهای ایران بود چه که پنج سال پیش از آن بازرگانان انگلیسی تجارتخانه خویش را در بوشهر بسته و در بصره برپا نموده بودند و با چیرگی بر بصره آن‌ها چاره‌ای نداشتند جز اینکه شرط‌های ایران را در راه بازرگانی بپذیرند.

هلند نیز در آن زمان هماورد بازرگانی انگلستان بود، این کشور در این زمان جزیره خارک را اشغال کرد و آن را محور بازرگانی خویش با ایران و عثمانی قرار داد ولی دیری نگذشت که در سال ۱۷۷۶ (میلادی) راهزنی به نام میرمهنا ظاهراً به اشاره زندیان خارک را گرفت و هلندی‌ها را بیرون راند.

همچنین روس‌ها نیز پیوندهای بازرگانی گسترده‌ای در این روزگار با زندیان داشته‌اند.

در نیمه دوم سده هژدهم اروپاییان حرکت‌های استعماری خویش را در شرق آغاز کرده بودند و کریم خان از این جنبش اینان هشیار بوده و به پیروانش نیز هشدار می‌داده‌است.

قلمرو زندیه در ۱۷۸۲ میلادی

وضع توده‌ها در دوره زندیان

دوره زند به دو بخش شهریاری کریم خان و دوره پس از بخشپذیر است.

وضعیت مردم در زمان پادشاهی کریم‌خان

او که مرد ساده‌زی بود به تجملات و انباشتن دارایی کششی نداشت و بیشتر سرمایه کشور را به مصرف نیازهای درونی کشور می‌رساند. او دوست داشت مردم در آرامش و آسایش و شادی زندگی بکنند و در راه این آرزوی خویش می‌کوشید. او که انسانی بی‌آلایش بود در توده مردم حاضر می‌شد و از روزگار آنان آگاه می‌شد و گاه در انجام کارهای پست نیز بدان‌ها یاری می‌رساند. از مهربانی و بخشش او داستان‌ها گفته شده‌است.

وضعیت مردم پس از پادشاهی کریم‌خان

با مرگ کریم خان اوضاع کشور باز به هم ریخت و نبرد بر سر قدرت بازماندگان زند فشار بسیاری به مردم آورد. حتا در برافتادن این خاندان مردمان بسیاری قربانی قاجارهایی شدند که فرمانروایی را از زندیان ربوده بودند، برای نمونه بلایی که بر سر مردم کرمان آمد را می‌توان نمونه آورد.

منبع

  • پناهی سمنانی؛ آغامحمدخان قاجار، چهره حیله‌گر تاریخ
  • مرتضی راوندی؛ تاریخ اجتماعی ایران، پوشینه دوم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:14  توسط poya  | 

ساسانیان

ساسانیان

ساسانیان خاندان شاهنشاهی ایرانی در سالهای ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بودند. شاهنشاهان ساسانی که اصلیتشان از استان پارس بود بر بخش بزرگی از غرب قارهٔ آسیا چیرگی یافتند.

ساسانیان قلمرو فرمانروایی خود را ایران‌شهر (به پهلوی کتیبه‌ای

می‌خواندند. پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود. در آن زمان بغداد نام منطقهٔ کوچکی در نزدیکی تیسفون بود. خود نام «بغداد» یک نام ایرانی است که در زمان ساسانیان به آن منطقه نهاده شد.

تیسفون در سال ۶۵۱ به دست عرب‌ها تسخیر شد و به تاراج رفت. نام عربی تیسفون «مدائن» است. نام تیسفون به سریانی «ماحوزه» بود.

نام «ساسانیان» از «ساسان» میآید که آن هم نام پدربزرگ اردشیر پاپکان (پاپک = بابک = نام پدر اردشیر) پایه‌گذار خاندان ساسانیان است. ساسان متولی معبد آناهیتا در استخر فارس بود.

ساسانیان رفته‌رفته ناتوان شدند و دستگاه مذهبی زرتشتی در کار پادشاهی و کشورداری نفوذ بسیاری نمود تا جایی که در سده پنجم میلادی دیگر کنترل کشور و دربار بیشتر با موبدان بود تا شاهان. شاهنشاهی ساسانیان با تاختن عرب ها و ورود اسلام به ایران نابود شد، اگر چه فرزندان و خویشان ساسانیان سال ها از مازندران تا فرارود به نبرد در برابر عرب های مسلمان پرداختند تا بلکه پادشاهی از دست رفته خود را باز یابند. بازمانده خاندان ساسانی نیز به کشور چین پناه بردند.

ساسانیان و رقیبان‌شان

دولت بیزانس که در بخش خاوریِ تصرف‌های خود، با دولتی توانمند مانند ساسانیان سروکار داشت و آن را نیرومندترین دشمن خود می‌دانست، گرفتاری‌های زیادی هم در باختر و هم در شمال تصرف‌هایِ خود، به خصوص در اروپا داشت. این گرفتاری‌ها، مانع از آن می‌شد که بیزانس همه نگاهِ خود را صرف مرزهای خاوریِ خود کند و به همین سبب، دستگاه ساسانی، مانند دستگاه اشکانی، توانسته بود پایتختِ خود (تیسفون) را، در کنار رودِ دجله قرار دهد و از نزدیک بودنِ پایتخت‌اش به مرزهای دشمن، بیمی نداشته باشد. دولت ساسانی هم در خاور، و هم در شمالِ مرزهای خود، گرفتاری‌های زیاد داشت که گاهی به میزان خطرناک و تهدید کننده‌ای می‌رسید. بدین گونه سیاست خارجیِ دستگاه ساسانی، یکسره در رابطه با خاور و باختر خلاصه می‌شد. اما دستگاه ساسانی در این زمان، خود را به اندازه کافی نیرومند نشان داد و توانست ایرانشهر را از آسیب‌های ویرانگر و خطرآفرین دور نگه دارد و در داخل کشور، برای مردم ایران، زندگی مرفه همراه با امنیت تامین کند.

این دستگاه، فرهنگی پربار در زمینه سیاست و کشورداری، اخلاق، رابطه‌های سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد، که پس از نابودی و ویرانیِ سیاسی‌اش، اثرهای خود را در نسل‌های پسین و فرهنگ دیگر همسایگان، به روشنی نشان داد. با اینکه دشمنان شناخته شده دستگاه ساسانی، دولت پیشرفته بیزانس و دولت‌های نیمه پیشرفته شمال و خاورِ کشور بودند، شکست این دستگاه، نه از سوی این دشمنان، بلکه از دو سوی پیش‌بینی نشده بود. نخست، فروپاشی از درون، و پس از آن، از دولتی بود که با آنکه همه توانِِ جنگی‌اش قوم‌های بیابان گرد بودند، ولی بنیه سیاسی و اجتماعی‌اش برپایه بینش دینی-فکریِ نیرومندی بود که دولت‌ها و دشمنان دیگر ساسانی، ازش بی‌بهره بودند. دستگاه اسلامی که در آغاز سده هفتم میلادی در شهر مدینه برپا شده بود، از جهت روحی و معنوی چنان نیرومند شده بود که تاثیر فرهنگی‌اش بر کشورهای همسایه، همانند چیرگیِ دیگر قوم‌های بادیه نشین و صحرانورد، گذرا نبود. این تاثیر فرهنگی چنان عمیق بود که با همه گسستگی و سستیِ سیاسی و جنگیِ اعراب، پس از دو قرن چیرگی، اثرهایش هنوز ماندگار است.

گاهشمار شاهنشاهان ساسانی

تاریخ بر پایه سالنمای میلادی)

تازش و پیروزی تازیان (۶۵۱)

ساسانیان در شاهنامه

پادشاهان ساسانی در شاهنامه از قرار زیرند:

۱.اردشیر بابکان،۲.شاپور پسر اردشیر،۳.اورمزدِ شاپور ۴.بهرامِ اورمزد، ۵.بهرامِ بهرام، ۶.بهرام بهرامیان، ۷.نرسیِ بهرام،۸.اورمزدِ نرسی، ۹.شاپورِ ذوالاکتاف، ۱۰.اردشیرِ نکوکار، ۱۱.شاپور پسر شاپور، ۱۲.بهرامِ شاپور، ۱۳.یزدگردِ شاپور، ۱۴.بهرامِ گور، ۱۵.یزدگرد پسر بهرام گور، ۱۶.هرمز، ۱۷.پیروزِ یزدگرد، ۱۸.بلاشِ پیروز، ۱۹.قباد، ۲۰.نوشین‌روان، ۲۱.هرمزد، ۲۲.خسرو پرویز، ۲۳.شیرویه، ۲۴.اردشیرِ شیروی، ۲۵.فرآیین(گراز)، ۲۶.پوران‌دخت، ۲۷.آزرم‌دخت، ۲۸.فرخ‌زاد، ۲۹.یزدگرد

پادشاهان ساسانی


اردشیربابکان«اردشیر اوّل»{ ۲۲۶ تا ۲۴۰ میلادی} در زمان پادشاهی اردوان پنجم، اردشـیر به پادشاهی گوچیهر رسید . او مایل بود شاه کلّ ایران باشد بنابراین شورش کرد و اردوان را به سختی شکست داد و اشک بیست و نهم در صحنه نبرد کشته شد «۲۲۴ میلادی». بدین ترتیب سلطنت ایران در کف اردشـیر بابکان قرار گرفت . ۲- جنگ اردشـیر با دولت روم اردشیر بابکان به تلافی شکست هایی که اشکانیان در اواخر حکومتشان از رومیان می‌خوردند به روم لشکر کشید ‍‍{در این زمان تراژان امپراطور روم بود} او رومیان را شکست داد و نصیبین، حران و ارمنستان را تصرف کرد. به طور کلّی کار‌های ارد شیر در جدول زیر خلاصه می‌شود...

۱- تقسیم مردم به طبقات مختلف و تایین حداقل معیشت و امکانات

۲- احیای سپاه جاویدان مانند هخامنشیان

۳-توجّه ویژه به امنیت عمومی توسّط مامورانی که از مرکز به نقاط مختلف فرستاده می‌شدند

۴-تصرف هند تا پنجاب

شاپور اوّل {۲۴۰ تا ۲۷۲ میلادی}

شاپور اوّل پسر اردشیر بابکان در آغاز سلطنت با طغیان حران و ارمنستان مواجه شد او به راحتی شورش ارمنستان را خواباند امّا مردم حران چنان مقاومتی از خود نشان دادند که سرکوب آن غیر ممکن می‌نمود. سر انجام باخیانت شاهزادهٔ حران دروازه باز و شاپور همه را از جمله شاهزاده را می‌کشد. او پس از فتح حران شهر‌های کرمان، خوزستان، عمان، مکران، باختر، خراسان و توران را فتح کند. نخستین جنگ شـاپـور با رومـیـان {از ۲۴۱ تا ۲۴۴ میلادی} شاپور پس از فتوحات خود متوجّه روم شد و نبردی با آن دولت کرد در نبرد اوّل پس از تصرّف انطاکیه و نصیبین از گردین شکست خورد و نصیبین از دست او رفت. گردین توسّط سردارانش کشته شد و پس از او فیلیپ عرب به پادشاهی رسید. او مصالحه‌ای با ایران امضا کرد که در آن بین النهرین و ارمنستان به ایران بازگردانده شود. دوّمین جنگ شـاپـور با رومـیـان {از ۲۴۴ تا ۲۷۲ میلادی} شاپور مانند جنگ اوّل خود از فرات گذشت و نواحی اطراف آن را تصرّف کرد و وقتی نیرو‌های رومی به نزدیکی اردوهای ساسانی رسیدند آنان را در چنان تنگنایی قرار داد که «والرین» امپراطور روم و بسیاری از سپاهیانش اسیر شدند او از اسیران جنگی برای ساختن پل شوش استفاده کرد. او پس از شکست رومیان شهر‌های آسیای صغیر، کاپادوکیه را کاملاٌ فتح و از پلمیر شکست خورد. وی به سال ۲۷۲ میلادی درگذشت. شـاپور دوّم {از ۳۱۱ تا ۳۷۹ میلادی} شاپور چشم به جهان نگشوده پادشاه بود و چون ۱۶ ساله شد زمام کشور را به دست گرفت. برخی از مورّخان به او لقب کبیر را داده‌اند. اگر انوشیروان در این سلسله نبود مسلّماٌ او نقطهٔ اوج قدرت ساسانیان بود. شاپور در ابتدا از قدرت درباریان کاست {که از زمان کودکی او اختیارات بسیاری داشتند} و از مرز‌های عرب نشین دفاع کرد. تصرّف بحرین، در زمان او اتّفاق افتاد. ظاهراً شاپور در طی جنگ با اعراب کتف هایشان را سوراخ می‌کرد از این رو او را «ذوالاکتاف» می خواندند. با مرگ قسطنطین و تیرداد امپراطوران روم و ارمنستان در سال های ۳۳۷ و ۳۱۴ میلادی شاپور بر سر ارمنستان با روم جنگید. بدین ترتیب ارمنستان دوباره دست ایران افتاد. پس از این کار او اعراب و بت پرستان «آن‌ها از کشور ارمنستان بودند» را تحریک به حمله به روم کرد، آن‌ها موقّتاً شکست خوردند. شاپور به روم حمله و نصیبین را محاصره کرد ولی از عهده شان بر نیامد با این حال سپاه روم را در دشت شکست داده بود و در این زمان با ارمنستان پیمان دوستی بست {۳۴۱میلادی}. شاپور در سال ۳۴۲ میلادی بر بین النهرین حمله برد و در سنجار کنونی با سپاه کنستانتینوس رو در رو شد. رومیان در این نبرد شکستی فاحش یافته و قتل عام شدند. به او در زمانی که پیروزی بر نصیبین را نزدیک می‌دید خبر رسید که کوشانیان کوچک و هیاطله خیون ها بر مرز‌های شرقی حمله بردند او مدّت ۷ سال با آنان جنگید تا توانست بر آنان پیروز شود {۳۵۰-۳۵۷}

 

شرح صلحنامهٔ ایران و روم {۳۵۶ میلادی}


موسونیانوس سردار رومی در خوست صلح کرد. شاپور اوّل برای او چنین نوشت: "شـاپور، شاه شاهان، برادر مهر و ماه و همتای ستارگان به برادر خود کنستانتیوس سلام می‌رساند و خوش وقت است از این که امپراطور در اثر کسب تجربه به راه راست باز گشته‌است. نیاکان من قلمرو خود را تا رود استریمونو حدود مقدونیه گسترش داده بودند. من در جلال و عظمت و فضیلت بر همهٔ نیاکانم برتری داشتم و وظیفهٔ خود می‌دانم که ارمنستان و بین النهرین را که به حیله و تزویر از نیاکانم به در کردند، باز ستانم. این سرزمین‌های کوچک را که تنها موجب نفاق و خونریزی است، به من باز پس دهید؛ و به شما می‌گویم که اگر سفیر من بدون پاسخ مثبت باز گردد، پس از انقضای زمستان با تمام نیروی خویش به جنگ شما خواهم آمد." امپراطور روم «کنستانتیوس گشایندهٔ دریاها و خشکی‌ها و خداوند فر و شکوه جاودانی» در پاسخ به «برادرش شاپور» می‌نویسد: «اگر رومیان گاهی دفاع را بر حمله رجحان می‌نهند از بیم و ترس نیست، بلکه از راه مداراست. گر چه رومیان گاهی پیروز نشده‌اند، ولی هرگز نتیجهٔ قطعی جنگ به زیان آنان نبوده‌است.» امپراطور روم با این پاسخ سبکسرانه نتوانست از وقوع جنگ جلوگیری کند و شاپور دوّم تمام سرزمین های ذکر شده در نامه را تسخیر کرد و روم را به سختی شکست داد و پادشاه روم سزای پاسخ بیخردانهٔ خود را یافت. ادامهٔ شاپور دوّم شاپور بر ارمنستان تاخت و سرزمین‌های بسیاری تصرّف کرد. امّا سرانجام شکست خورد. او قانونی وضع کرد که دیگر مسیحیت در ایران ممنوع باشد. اگر بعضی خشم‌هایش را نادیده بگیریم او پادشاهی قدرتمند و با اراده بوده‌است. وی در سال ۳۷۹ میلادی در گذشت. اردشیر دوّم {۳۷۹ تا ۳۸۲ میلادی} پس از در گذشت شاپور اوّل برادر زن او به پادشاهی رسید. وی فردی ضعیف النفس، بی اراده و در عین حال بسیار رعیّت پرور، خوش دل، و پاک نیّت بود. بر روی سکّه‌های به جا مانده از او کلمهٔ نیکوکار (گرب کرتار) مشاهده می‌شود. او در دوران حکومت خود مسیحیان سرزمینی که قبلاً بر آن حکومت می‌کرد {آدیابن} را آزار بسیار می داد. به نوشتهٔ برخی مورّخان وی برادر بزرگ شاپور کبیر بوده‌است. اردشیر دوّم پس از ۴ سال سلطنت بی فایده به وسیلهٔ بزرگان کشور از مقام خویش خلع گردید.

مانی


مانی «پیامبر» {۲۱۵ تا ۲۷۶ میلادی}

در دوران سلطنت شاپور مانی ادّعای پیامبری و مذهبی تازه آورد که از اختلاط سایر ادیان و مذاهب فراهم ساخته شده و در شرق و غرب دنیای آنروز گسترش یافت. مانی بزرگ زاده‌ای از اشکانیان بود پدرش فاتک از مردم همدان بود. وی در سال ۲۱۵ در یکی از روستاهای نزدیک باب‍‍‍ِل به دنیا آمد. وی در کودکی به کسب دانش و فلسفه پرداخت و سپس ادیان زرتشتی، عیسوی، بودایی و یونانی را مورد مطالعه قرار داد و در بیسـت و چـهار سالگی ادّعای پیامبری کرد و سپس به وسیلهٔ «پیروز» برادر شاپور یکم که دین او را پذیرفته بود به دربار راه یافت و کتاب خود «شاپورگان» را به شاپور تقدیم داشت. شاپور دین مانی را پذیرفت و مانی را در ترویج آن دین آزاد گذاشت، مانی به هندوستان و چین سفر و دوباره به ایران بازگشت، در دوران پادشاهی بهرام اوّل مؤبدان زرتشتی از پیشرفت دین مانی بیمناک شده شاه را بر آن داشتند که بین آن ها و مانی مناظره‌ای ترتیب دهند، مانی در این مذاکره شکست خورده به دستور بهرام به زندان افکنده می‌شود و زیر شکنجه جان می‌دهد و یا به روایتی دیگر زنده زنده پوست کنده و پوستش را از کاه انباشته و بالای دروازهٔ گندی‌شاپور آویزان می‌شود و از آن هنگام آن دروازه باب مانی خوانده می‌شود. {۲۷۶ میلادی}

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:13  توسط poya  | 

چوب

چوب

چوب، از نظر گیاه‌شناسی، بخش جامد و سخت زیر پوست ساقه درخت یا دیگر گیاهان چوبی است که به شکل بافت آوندی وجود دارد.

گرچه در باور عموم چوب تنها در درخت و بوته یافت می‌شود، از نظر علمی‌در همه گیاهان آوندی وجود دارد. در چوب مجراهای زیر قابل مشاهده اس ت:

1.      بافت چوبی یا مجراهای چوبی، که شیره خام، آب و نمک‌های معدنی محلول را از ریشه به برگ‌ها و غنچه‌های هوایی می‌برد.

2.      آوند آبکشی یا مجراهای لیبر، که غذای آماده برای برگ‌ها (شیره تولیدی) به شکل محلول از طریق آنها برای تغذیه بقیه گیاه به گردش در می‌آید.

مجراهای چوبی به‌وسیله یاخته‌های مرده و دیواره‌های چوبی شده بوجود می‌آیند. در هر دو حال پروتوپلاسم سلولی پدیدار می‌گردد و دیوارها به‌وسیله ته‌نشین شدن ماده لیگنین (که سختی چوب از آن است) افزایش می‌یابند.

سطوح تار و آوندی در نخستین سال رشد خود را در فاصله‌ای معین در بافت میان آوندهای چوبی و آبکشی قرار می‌دهند، این لایه کامبیوم نامیده می‌شود. کامبیوم به دو بخش درونی (آوند چوبی) و بیرونی (آوند آبکشی) تقسیم می‌شود. همچنانکه سلولهای پیر با رشد پیوسته تنه فرو می‌ریزند، لایه‌های تازه آوند آبکشی کار خود را انجام می‌دهند.

چوب بی گمان یکی از بهترین و سودمندترین مواد خام طبیعت است و بی آن بشر هرگز به سطح پیشرفت و رفاه کنونی نمی‌رسید.

مقطع ساقهٔ یک گیاه کتان:
۱. مغز ساقه (Pith)‏
۲. چوب زودرس (Protoxylem)‏
۳. بافت چوبی (Xylem)‏
۴. بافت آبکش (Phloem)‏
۵. بافت سخت (Sclerenchyma)‏
۶. پوسته (Cortex)‏
۷. روپوست (Epidermis)

چوب ابتدا، ماده‌ای حیاتی برای ساخت ابزارهای اولیه، خانه و قایق برای حرکت در رودها بود. سپس، برای ساخت اکثر اشیا و ابزارهای سودمندی که انسان قرنها برای پیشرفت زندگی خود به آنها متکی بود، به کار رفت. بخشی از فناوری چوب بر اثر تلاش صنعتگران باقی مانده، ولی بیشتر آن ناچار از بین رفته و با مواد و روشهای دیگر که نتیجه انقلاب صنعتی بشر است، جایگزین شده‌است.

چوب تنها منبع طبیعی تجدیدپذیر است. نفت و زغال و دیگر معادن سرانجام روزی تمام خواهد شد، ولی جنگلی که خوب نگهداری شود (حتی گاه بدون نگهداری) بطور نامحدود به تولید چوب ادامه خواهد داد. چوب جایگاه برجسته‌ای در اقتصاد جهانی دارد. تولید سالانه چوب در جهان ۲۵۰۰ میلیون متر مکعب است. خواص فیزیکی و شیمیایی و نیز مکانیکی چوب آن را فعلاْ بی جانشین کرده‌است.

چوب

چوب یکی از قدیمی ترین و ابتدایی ترین مصالح ساختمانی موجود در طبیعت است که بشر در طول تاریخ از آن بهره برده‌است. چوب تنها مصالح ساختمانی است که از منبع قابل تجدید بدست می‌آید و از مصالح خوبی برای مناطق زلزله خیز می‌باشد.

داریوش در فرمان بنیاد شهر شوش می‌گوید: «تخته و چوب یکا از گاندرا و کرمانیا آورده شد)». واژه (یکا) در زبان فارسی همان درخت جگ است که چوبی قهوه‌ای رنگ و سخت دارد. از این نقش برجسته قصر آپادانا در دوره هخامنشی آشکار می‌شود که چوب را برای استفاده کاربردی و تزئینی در دوران مادها نیز به کار می‌گرفتند. در قسمتی از این نقش برجسته یک درباری ماد در حال حمل یک صندلی چوبی مشاهده می‌شود که مربوط به سده پنجم پیش از میلاد است.

از جمله مهم‌ترین کاربردهای چوب، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: استفاده از چوب در ساخت مصنوعات چوبی

استفاده از چوب برای اعضای باربر

استفاده از چوب برای نماسازی و تزئین

استفاده از چوب برای کارهای کمکی در ساخت و ساز، مانند قالب سازی، چوب بست و...

نکته قابل توجه این است که در تعیین مشخصه‌های مکانیکی چوبها باید مواردی همچون جهت الیاف چوب، مقدار رطوبت، نوع چوب، محل رویش، پهنی دایره سالانه، درجه حرارت، تعداد گره‌های روی چوب، شرایط نمونه گیری، شرایط لحظه‌ای آزمایش و دستورالعمل آزمایشی را در نظر گرفت.

مقدمه

چوب یک ماده ناهمگون است بنابراین مقاومت چوب در هر نقطه از آن متفاوت بوده و به خواص آن نقطه بستگی دارد. مقاومت کششی چوب در جهت عمود بر الیاف کمتر از آن در جهت الیاف می‌باشد. معمولاً چوب را به ندرت در جهت عمود بر الیاف تحت بار کششی قرار می‌دهند.

درباره مقاومت فشاری چوب، این مقاومت در امتداد تارها افزایش می‌یابد و هر چه چوب فشرده تر گردد، مقاومت آن افزایش می‌یابد. بیشترین مقاومت چوب در حالت متراکم و زمانی که حجمی حدود ۳/۱ حجم اولیه را داراست، به وجود می‌آید. گاهی اوقات در حالت متراکم چوب، می‌توانیم به ۱۰ برابر مقاومت فشاری در جهت عمود بر الیاف برسیم. مقاومت چوب در جهت مایل بر الیاف تقریباً برآیندی از مقاومت آن در دو جهت عمود بر هم است. جهت تأثیر نیرو در مقایسه با جهت الیاف سه حالت دارد:

  • نیرو در جهت الیاف (در امتداد محور درخت)
  • نیرو در جهت عمود بر الیاف
  • نیرو در جهتی که با جهت الیاف، ایجاد زاویه کند.
  • وسایل مورد نیاز جهت آزمایش:
  • کولیس
  • متر نواری
  • سه عدد چوب با ابعاد گوناگون
  • ترازو
  • گرمچال
  • دستگاه اندازه گیری مقاومت فشاری
  • دستگاه اندازه گیری مقاومت خمشی

 

شرح روش آزمایش

در ابتدا ابعاد سه قطعه چوب (نمونه‌های آزمایش که باید فاقد ترک باشند) را توسط متر و کولیس اندازه گیری می‌کنیم. از متر برای اندازه گیری ابعادی که نمی‌توانیم با کولیس اندازه گیری کنیم، استفاده می‌کنیم. نتایج این مرحله از آزمایش به صورت زیر می‌باشد:

  • نمونه ۱ (کوچک): :مقطع: mm ۵۴٫۱ ۵۷ mm * ارتفاع : ۱۵۳ mm
  • نمونه ۲ (متوسط) :

مقطع : ۵۷ mm ۵۷ mm * ارتفاع : ۲۰۴ mm

  • نمونه ۳ (بزرگ) :

مقطع : ۵۴٫۲ mm * ۵۶ mm ارتفاع : ۶۵۲ mm

در این قسمت از چوب‌های نمونه ۱ و ۲ برای آزمایش مقاومت فشاری استفاده می‌کنیم. (باید دقت کنیم نمونه، بدون هر گونه ترک باشد.)

الف- آزمایش فشار در جهت موازی با الیاف:

نمونه ۲ را در امتداد الیاف تحت تست فشاری قرار می‌دهیم. نکته‌ای که وجود دارد این است که اگر نمونه چوب ما سالم باشد، باید با زاویه ۴۵ درجه در آن گسستگی رخ بدهد و هیچ گونه جدا شدگی نباید اتفاق بیافتد. نمونه مورد آزمایش ما، نیروی ۱۱۵٫۶ KN را تحمل کرد. نمونه مورد آزمایش پس از بارگزاری دچار جدا شدگی شده و در نتیجه نمونه ما ناسالم بوده و از این آزمایش رد می‌شود.

ب- آزمایش فشار در جهت عمود بر الیاف:

چوب نمونه ۱ را در جهت عمود بر امتداد الیاف در دستگاه سنجش مقاومت قرار می‌دهیم. باید دقت کنیم تا نمونه فاقد هر گونه ترک یا جدا شدگی باشد. به تدریج فشار را افزایش می‌دهیم و سرعت افزایش فشار را در نظر می‌گیریم. روند افزایش فشار تا فشار ۸۲ KN به طور تقریبی ثابت می‌ماند ولی بعد از این فشار، سرعت افزایش بار وارده بر چوی کم شده و عملاً چوب مورد آزمایش ما از نقطه تسلیم خود عبور کرده‌است. چوب در این حالت هم‌زمان با افزایش فشار، دچار لهیدگی می‌شود و در حقیقت از ۸۲ KN به بعد در اثر ایجاد لهیدگی، شاهد بار کاذب در دستگاه هستیم.

در عمل در هنگام کاربرد چوب به عنوان مصالح ساختمانی، بار وارده نباید ار بار مجاز که خود درصدی از حد جاری شدن می‌باشد بیشتر شود (نوعی ضریب اطمینان داریم). در این آزمایش جداشدگی ایجاد شده در نمونه، در جهت گره‌هایی است که قبلاً در داخل چوب وجود داشته‌است.

یکی از معایب چوب، گره‌های موجود در آن است. زیرا باعث به هم خوردگی و حتی انحراف در شیب الیاف می‌شوند که نتیجه آن کاهش مقاومت چوب است. نحوه توزیع و میزان و اندازه این گره‌ها در هر دو جهت درازا و پهنای مقطع چوب اهمیت دارد. سایر جدا شدگی‌ها در اثر محل و نحوه عمل آوری چوب، جنس چوب و اینکه از چه درختی است، می‌باشند.

ج- آزمایش مقاومت خمشی چوب:

چوب سوم با ابعاد استاندارد را در داخل دستگاه مربوطه قرار می‌دهیم. حال شروع به وارد کردن نیرو به چوب می‌کنیم. حال اگر نمونه چوب ما سالم باشد باید از وسط چوب یعنی محل اثر سومین تکیه گاه دستگاه به صورت عمود بر جهت الیاف شکسته شود و باید بین الیاف چوب فاصله‌ای نباشد.

با افزایش نیرو چوب مورد آزمایش تا ۱۰٫۵ KN را تحمل می‌کند اما بعد از آن شروع به شکستگی می‌کند. در این حالت شکستگی چوب با جداشدگی الیاف همراه است که این وضعیت از ویژگی‌های خوب و مطلوب برای چوب نیست. اگر نمونه ما سالم بود می‌بایست از وسط و به صورت عمودی و متقارن می‌شکست و عدد بدست آمده برای آن حدود ۲۰ KN می‌شد. در نتیجه نمونه ما از آزمایش مقاومت خمشی رد شد.

د- آزمایش تعیین درصد رطوبت چوب:

وقتی که چوب خشک باشد، از محیط اطراف رطوبت جذب می‌کند و چنانچه تر باشد، در محیط خشک از خود رطوبت دفع می‌کند. رطوبت چوب درختان زنده بین ۳۰ تا ۹۰ درصد متغیر می‌باشد. روش انجام آزمایش به این صورت است که ابتدا چوب‌ها را وزن می‌کنیم و مقادیر بدست آمده را ثبت می‌کنیم.

W۱ = ۲۲۵٫۲ gr

W۲ = ۱۷۲٫۷ gr

حال آنها را در داخل گرمچال در دمای ۸۰ درجه سانتی گراد قرار داده و بعد از ۲۴ و ۴۸ ساعت، مجدد آنها را وزن می‌کنیم. لازم به ذکر است که درصد رطوبت استاندارد برای آزمایشهای چوب ۱۲٪ می‌باشد. وزن نمونه‌ها بعد از ۲۴ ساعت:

W۱ = ۲۱۲٫۳ gr

W۲ = ۱۶۱٫۲ gr

وزن نمونه‌ها بعد از ۴۸ ساعت:

W۱ = ۲۰۸٫۹ gr

W۲ = ۱۵۸٫۶ gr

حال درصد رطوبت را از رابطه مقابل بدست می‌آوریم: u = ۱۰۰ * (M-m) / m u : درصد رطوبت M : جرم چوب مرطوب m : جرم چوب خشک درصدهای رطوبت بدست آمده به قرار زیر است: برای ۲۴ ساعت : u۱ = ۶٫۰۷ ٪ u۲ = ۷٫۱۳ ٪ برای ۴۸ ساعت: u۱ = ۷٫۸۰ ٪ u۲ = ۸٫۸۹ ٪ در نتیجه نمونه‌های ما، چوب‌هایی خشک بودند.

منابع

کتاب چوبشناسی اثر دکتر حجازی

کتاب مکانیک چوب اثر دکتر قنبر ابراهیمی

wikipedia.org

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 19:11  توسط poya  | 

تاریخ طبرستان

تاریخ طبرستان ، کتابی به فارسی در بارة طبرستان تألیف بهاءالدین محمدبن حسن بن اسفندیار کاتب ، معروف به ابن اسفندیار، در قرن هفتم . از زندگی مؤلف ، بیش از آنچه از متن کتاب به دست می آید، دانسته نیست . احتمالاً خاستگاه وی آمل بوده است . وی از نزدیکان حسام الدوله اردشیر باوند (حک : 568 ـ 602) و پسرش ، شمس الملوک رستم (مقتول در 606)، بوده و ظاهراً کاتب و سفیر دربار حسام الدوله نیز بوده است . به گفتة ابن اسفندیار (ج 1، قسم 1، ص 156) ملک اردشیر، وی را برای کار مهمی به قلعة کوزا فرستاده بود. پدر مؤلف ، که به قرار معلوم ادیب بوده و ابیاتی از وی در این کتاب نقل شده است ، از سفرهای بسیار ابن اسفندیار یاد کرده است (همان ، ج 1، ص 6). در 606، هنگامی که ابن اسفندیار از بغداد به طبرستان بازمی گشته ، در ری خبر کشته شدن شمس الملوک رستم را می شنود، و حدود دو ماه در ری می ماند و در این مدت ، به گفتة خودش ، فقط مطالعة اخبار و آثار پیشینیان تسکینی برای اندوهش بوده است . در واقع ، همین آثار، اساس تألیف تاریخ طبرستان می شوند. وی در همین ایام ، کتاب عُقَد سِحر و قلائد دُرّ یَزدادی را در کتابخانة مدرسة شاه غازی رستم باوند در ری می یابد و آن را از عربی به فارسی ترجمه می کند. پس از اقامت اجباری در ری به دعوت پدر رهسپار آمل می شود (همان ، ج 1، ص 74)، اما در آنجا نمی ماند و به خوارزم می رود و پس از پنج سال اقامت در آنجا ترجمة عربیِ ابن مقفع از نامة تنسر را به دست می آورد و پس از ترجمه به فارسی آن را سرآغاز کتابش قرار می دهد (همان ،ج 1، ص 1ـ2، 4ـ7).

تاریخ طبرستان ، به گفتة مؤلف ، در روزگار پیری او تدوین شده است (ج 1، ص 7ـ 8). احتمالاً تاریخ تألیف آن 613 بوده است (ج 1، قسم 1، ص 82). پس از این تاریخ از سرنوشت ابن اسفندیار خبری در دست نیست .

تاریخ طبرستان یکی از قدیمترین تواریخ محلی طبرستان است و در مواردی ، از تاریخ نویسی محلی فراتر می رود. نثر این اثر، برخلاف مقدمة مصنوعش ، روان است و با حکایات و اشعار عربی و واژه های طبری همراه شده است . ظاهراً طرح مؤلف در تدوین این اثر بر اساس یک مقدمه و سه مجلد بوده است ، اما چون مقدمه و مجلد دوم و آغاز مجلد سوم موجود نیست و نسخه های به جا مانده از تصرف کاتبان در امان نبوده ، و حتی برخی نسخه ها قسم یا مجلد چهارم نیز دارند، به طرح مؤلف بدرستی نمی توان پی برد (ابن اسفندیار، ج 1، مقدمة اقبال ، ص ز ـ ط ). نسخه های گوناگون این اثر در کتابخانه های لندن و سن پطرزبورگ و پاریس ، مغشوش اند و افتادگی دارند و تاریخ کتابت آنها قرن یازدهم است . ظاهراً ناسخان از روی یک نسخة پر اشتباه کتاب را استنساخ کرده اند (همان ، ج 1، مقدمة اقبال ، ص ب ـ ج ؛ در بارة غلط بودن نسخه ها رجوع کنید به کسروی ، ص 12ـ17).

عباس اقبال تاریخ ابن اسفندیار را براساس یک نسخة اصلی و نسخه های دیگر در 1320ش در تهران به چاپ رساند. نسخة اصلی وی ، که از قدیمترین نسخه های این اثر است (تاریخ کتابت : 978)، با وجود اصالتش نسبت به سایر نسخ ، کامل نیست و عنوان و فصل بندی ندارد در مواردی که مغشوش بوده ، مصحح اغلب مطالب نسخه های دیگر را جایگزین کرده است (ابن اسفندیار، ج 1، قسم 1، ص 302، مقدمة اقبال ، ص و ـ یب ). بر اساس مقدمة موجود، این کتاب به چهار قسمت تقسیم شده است ، اما مصحح کتاب به ذکر سه قسم بسنده کرده است ، زیرا معلوم است که قسم چهارم را کاتب یا کاتبان به نسخه اضافه کرده اند (رجوع کنید به ادامة مقاله ). در آغاز هر قسمت ، مصحح نظرش را در بارة اصالت نسخه ذکر کرده است . قسم اول ، در بارة بنیاد طبرستان که در چهار باب است ؛ قسم دوم ، در بارة آغاز کار خاندان وشمگیر و بویه بوده که اکنون موجود نیست (همان ، ج 1، ص 8، مقدمة اقبال ، ص ج )؛ قسم سوم ، در بارة باوندیانِ دورة دوم . قراردادن نامة تنسر در آغاز کتاب و پیوند دادن تاریخ طبرستان به تاریخ باستان و رساندن اصل ونسب پادشاهان طبرستانی به شاهان ساسانی و همچنین شرح مفصّلِ مؤلف از مقاومت اهالی و پادشاهان طبرستان در مقابل حاکمان

عرب ، حاکی از دغدغة خاطر ابن اسفندیار نسبت به موطن و عدالت خواهی اوست (رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل «ابن اسفندیار»).

ابن اسفندیار در باب دوم از قسم اول ، در بارة محدودة جغرافیایی آن دورة طبرستان و بنیاد شهرها اطلاعات مفیدی می دهد. اهمیت این باب در ذکر بناها و مکانهایی است که در زمان مؤلف آباد بوده ، اما اینک جز نامی از آنها باقی نمانده است ، و نیز در به کار بردن اشعار و حکایات عربی و فارسی است . ابن اسفندیار در این باب ، از اساطیر سود جسته و بنیانگذار شهرها را برخی از شخصیتهای اسطوره ای دانسته است . وی به شهر آمل بیشتر از شهرهای دیگر پرداخته است (ج 1، قسم 1، ص 62ـ73). این باب با ذکر شمّه ای از خراج طبرستان در زمان طاهریان پایان می پذیرد (ج 1، قسم 1، ص 74ـ 75). در باب سوم ــ که در بارة عجایب طبرستان است ــ مؤلف بیشتر از ابواب دیگر از امثال و حکم و اساطیر استفاده کرده است . باب چهارم ــ که در بارة اکابر، علما، اطبّا، حکما و شاعران است ــ آشفته است و افتادگیهای بسیار دارد، از جمله قسمت مربوط به اصفهبدان افتاده است (ج 1، قسم 1، ص 90، پانویس 1). در این باب مؤلف ، واقع بینانه و بدون تعصب ، کردار حاکمان طبرستان ، بویژه مازیار و اسپهبدخورشید و اسماعیل بن احمد سامانی ، و حاکمان دیگر نقاط را ارزیابی کرده است . مضامین این باب و گزارش ابن اسفندیار از احوال علما و زهّاد و سادات علوی ، حاکی از گرایش و اعتقاد وی به تشیع است ، هرچند در بررسی جنبشهای علوی در طبرستان ، به مباحث اعتقادی وارد نشده و از بررسی رویدادهای این دوره و داوری در بارة آنها پرهیز و فقط به ذکر وقایع بسنده کرده است (رجوع کنید به ابن اسفندیار، ص 103، 130، 201، 225). ابن اسفندیار در جای جای کتاب افزون بر تمجید از سلوک و منش باوندیان ، از اهل بیت پیامبراکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم به نیکی یاد کرده و به مناسبتهای مختلف در بارة امامان شیعه گزارشهایی را با سیاق شیعی آورده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن اسفندیار، ص 1، 103، 130، 200ـ 205، 224ـ 225). در همین باب ، از قصیدة رشیدالدین وطواط در مدح شاه غازی (متوفی 560) ابیاتی آورده است (ج 1، قسم 1، ص 109ـ112). او در این باب ، از مجلد سوم کتاب نام می برد که در بارة باوندیان ، بویژه اردشیربن حسن (حک : 567 ـ602)، است . چون تاریخ طبرستان با دورة این اصفهبد و پسرش ، رستم ، پایان می یابد، معلوم می شود که بیش از سه مجلد نبوده و منظور ابن اسفندیار از قسم آخر (ج 1، قسم 1، ص 141ـ142، مقدمة اقبال ، ص ط )، قسمت سوم بوده است . بقیة قسمتهای این باب در بارة علما، معاریف و ذکر آثار آنان است . بسیاری از این آثار از بین رفته است و فقط از کتاب ابن اسفندیار می توان به وجود آنها در آن روزگار پی برد (ج 1، قسم 1، ص 122ـ 130). ابن اسفندیار از حکیمان و شاعران طبرستان نیز نام برده است (ج 1، قسم 1، ص 135ـ139). از اینجا به بعد، وی اطلاعات ارزشمندی از حاکمان طبرستان ، ظهور آل بویه ، آل وشمگیر و باوندیان به دست می دهد (ج 1، قسم 1، ص 139ـ153)، سپس به رویدادهای طبرستان ، از چگونگی ورود «لشکر اسلام » به طبرستان و حوادث آن عصر تا اواخر سدة دوم ، می پردازد و از برخی از والیان عرب در طبرستان نام می برد (ج 1، قسم 1، ص 154، 178ـ181).

قسمتهای پایانی باب چهارم در بارة علل زوال برمکیان (ج 1، قسم 1، ص 191ـ 200)، قیام مازیار، حکومت طاهریان و زیدیان در طبرستان است (ج 1، قسم 1، ص 208ـ224). این باب با ذکر درگیری میان آل بویه و آل زیار و قتل ماکان به پایان می رسد. عباس اقبال (رجوع کنید به ابن اسفندیار، ج 1، قسم 1، ص 303ـ 331)، فهرست جامعی برای این قسمت تهیه کرده است .

قسمت دوم تاریخ طبرستان ، الحاقی است . احتمالاً برای تکمیل این اثر و تحقق طرح اولیة مؤلف ، این قسمت را به نسخة او افزوده اند (همان ، ج 1، قسم 2، ص 2، پانویس 1). این قسمت در بارة دو خاندان بویه و وشمگیر و استیلای آل باوندِ دورة دوم می باشد. این بخش از کتاب تقریباً همان مطالب پایانی تاریخ رویان * تألیف اولیاءاللّه آملی است که تا سال قتل شاه غازی فخرالدوله حسن آخرین فرمانروای باوندیان ، در 750، ادامه یافته است ؛ مطالب این قسمت همچنین برگرفته از ترجمة فارسی تاریخ یمینی ، تاریخ بیهقی ، جهانگشای جوینی

و چهارمقالة نظامی عروضی است (همانجا). به ادعای کسروی (ص 18)، اولیاءاللّه آملی این قسمت الحاقی را، بدون ذکر نام خودش ، به نسخة اصلی افزوده است ؛ و ظهیرالدین مرعشی تمام این مطالب را در کتابش ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران * ، از اولیاءاللّه نقل کرده است (مرعشی ، ص 4).

قسم سوم در بارة باوندیان دورة دوم است . ابتدای نسخه افتادگی دارد. این قسمت با شرح حکومت حسام الدوله شهریاربن قارن آغاز می شود (ح 500) و به پادشاهی شمس الملوک رستم بن اردشیر خاتمه می یابد. ظاهراً این قسم نوشتة ابن اسفندیار نیست ، زیرا نثر آن با نثر قسم نخست تفاوت اساسی دارد و به نثر کاتبان قسم دوم شبیه است . ملویل ( ایرانیکا ، همانجا) قسم سوم را به ابن اسفندیار منسوب دانسته است ، اما این ادعا را نمی توان پذیرفت .

اهمیت تاریخ طبرستان بیشتر در استفادة مؤلف از منابع گوناگونی است که برخی از آنها به جا مانده و به وجود بقیه ، فقط با استناد به گفتة ابن اسفندیار می توان پی برد (برای این منابع رجوع کنید به ج 1، ص 4ـ 5، قسم 1، ص 79، 82، 85، 94، 97، و جاهای دیگر). دیگر ویژگی برجستة این اثر در نقل اشعار عربی و طبری و واژه های طبری است (رجوع کنید به کسروی ، ص 18ـ23؛ برای معنی برخی از واژه ها از رجوع کنید به کیا، سخن ، سال 1، ش 3، ص 135ـ 136، ش 6، ص 345ـ346).

تاریخ طبرستان ظاهراً تا قرن نهم در دسترس نبوده ، اما پس از این تاریخ مؤلفان از آن بسیار سود جسته اند و در واقع اساس دیگر تواریخِ محلیِ طبرستان شده است ، زیرا مؤلف علاوه بر جغرافیای طبرستان و اوضاع سیاسی آن دوره ، به حکومتهای همجوار طبرستان نیز پرداخته است . اولیاءاللّه آملی بیشتر مطالب کتاب تاریخ رویان را از تاریخ طبرستان رونویسی کرده است ، از جمله باب اول آن ــ که در بارة بنیاد رویان است ــ با باب دوم تاریخ طبرستان (ص 59 ـ62) کاملاً منطبق است (قس اولیاءاللّه ، ص 15ـ21)، اعتمادالسلطنه نیز در تألیف اثرش ، التدوین فی احوال جبال شروین ، از تاریخ طبرستان استفاده کرده است (آقابزرگ طهرانی ، ج 3، ص 262). ادوارد براون ، نخستین بار، خلاصه ای از تاریخ طبرستان را در 1323/ 1905 به انگلیسی ترجمه و چاپ کرد (رجوع کنید به براون * ، ادوارد). ظاهراً ترجمة او اشتباهات بسیاری دارد (رجوع کنید به کسروی ، ص 12ـ16).

منابع : آقابزرگ طهرانی ؛ ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ?] 1320 ش [ ؛ محمدبن حسن اولیاءاللّه ، تاریخ رویان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1348 ش ؛ احمد کسروی ، کاروند کسروی ، چاپ یحیی ذکاء، تهران 1352 ش ؛ محمدصادق کیا، «چند واژه از تاریخ طبرستان »، سخن ، سال 1، ش 3 (مرداد 1322)، ش 6 (آبان 1322)؛ ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، چاپ برنهارد دورن ، پطرزبورگ 1850، چاپ افست تهران 1363 ش ؛



+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 18:25  توسط poya  | 

تاریخ طبرستان

تاریخ طبرستان ، کتابی به فارسی در بارة طبرستان تألیف بهاءالدین محمدبن حسن بن اسفندیار کاتب ، معروف به ابن اسفندیار، در قرن هفتم . از زندگی مؤلف ، بیش از آنچه از متن کتاب به دست می آید، دانسته نیست . احتمالاً خاستگاه وی آمل بوده است . وی از نزدیکان حسام الدوله اردشیر باوند (حک : 568 ـ 602) و پسرش ، شمس الملوک رستم (مقتول در 606)، بوده و ظاهراً کاتب و سفیر دربار حسام الدوله نیز بوده است . به گفتة ابن اسفندیار (ج 1، قسم 1، ص 156) ملک اردشیر، وی را برای کار مهمی به قلعة کوزا فرستاده بود. پدر مؤلف ، که به قرار معلوم ادیب بوده و ابیاتی از وی در این کتاب نقل شده است ، از سفرهای بسیار ابن اسفندیار یاد کرده است (همان ، ج 1، ص 6). در 606، هنگامی که ابن اسفندیار از بغداد به طبرستان بازمی گشته ، در ری خبر کشته شدن شمس الملوک رستم را می شنود، و حدود دو ماه در ری می ماند و در این مدت ، به گفتة خودش ، فقط مطالعة اخبار و آثار پیشینیان تسکینی برای اندوهش بوده است . در واقع ، همین آثار، اساس تألیف تاریخ طبرستان می شوند. وی در همین ایام ، کتاب عُقَد سِحر و قلائد دُرّ یَزدادی را در کتابخانة مدرسة شاه غازی رستم باوند در ری می یابد و آن را از عربی به فارسی ترجمه می کند. پس از اقامت اجباری در ری به دعوت پدر رهسپار آمل می شود (همان ، ج 1، ص 74)، اما در آنجا نمی ماند و به خوارزم می رود و پس از پنج سال اقامت در آنجا ترجمة عربیِ ابن مقفع از نامة تنسر را به دست می آورد و پس از ترجمه به فارسی آن را سرآغاز کتابش قرار می دهد (همان ،ج 1، ص 1ـ2، 4ـ7).

تاریخ طبرستان ، به گفتة مؤلف ، در روزگار پیری او تدوین شده است (ج 1، ص 7ـ 8). احتمالاً تاریخ تألیف آن 613 بوده است (ج 1، قسم 1، ص 82). پس از این تاریخ از سرنوشت ابن اسفندیار خبری در دست نیست .

تاریخ طبرستان یکی از قدیمترین تواریخ محلی طبرستان است و در مواردی ، از تاریخ نویسی محلی فراتر می رود. نثر این اثر، برخلاف مقدمة مصنوعش ، روان است و با حکایات و اشعار عربی و واژه های طبری همراه شده است . ظاهراً طرح مؤلف در تدوین این اثر بر اساس یک مقدمه و سه مجلد بوده است ، اما چون مقدمه و مجلد دوم و آغاز مجلد سوم موجود نیست و نسخه های به جا مانده از تصرف کاتبان در امان نبوده ، و حتی برخی نسخه ها قسم یا مجلد چهارم نیز دارند، به طرح مؤلف بدرستی نمی توان پی برد (ابن اسفندیار، ج 1، مقدمة اقبال ، ص ز ـ ط ). نسخه های گوناگون این اثر در کتابخانه های لندن و سن پطرزبورگ و پاریس ، مغشوش اند و افتادگی دارند و تاریخ کتابت آنها قرن یازدهم است . ظاهراً ناسخان از روی یک نسخة پر اشتباه کتاب را استنساخ کرده اند (همان ، ج 1، مقدمة اقبال ، ص ب ـ ج ؛ در بارة غلط بودن نسخه ها رجوع کنید به کسروی ، ص 12ـ17).

عباس اقبال تاریخ ابن اسفندیار را براساس یک نسخة اصلی و نسخه های دیگر در 1320ش در تهران به چاپ رساند. نسخة اصلی وی ، که از قدیمترین نسخه های این اثر است (تاریخ کتابت : 978)، با وجود اصالتش نسبت به سایر نسخ ، کامل نیست و عنوان و فصل بندی ندارد در مواردی که مغشوش بوده ، مصحح اغلب مطالب نسخه های دیگر را جایگزین کرده است (ابن اسفندیار، ج 1، قسم 1، ص 302، مقدمة اقبال ، ص و ـ یب ). بر اساس مقدمة موجود، این کتاب به چهار قسمت تقسیم شده است ، اما مصحح کتاب به ذکر سه قسم بسنده کرده است ، زیرا معلوم است که قسم چهارم را کاتب یا کاتبان به نسخه اضافه کرده اند (رجوع کنید به ادامة مقاله ). در آغاز هر قسمت ، مصحح نظرش را در بارة اصالت نسخه ذکر کرده است . قسم اول ، در بارة بنیاد طبرستان که در چهار باب است ؛ قسم دوم ، در بارة آغاز کار خاندان وشمگیر و بویه بوده که اکنون موجود نیست (همان ، ج 1، ص 8، مقدمة اقبال ، ص ج )؛ قسم سوم ، در بارة باوندیانِ دورة دوم . قراردادن نامة تنسر در آغاز کتاب و پیوند دادن تاریخ طبرستان به تاریخ باستان و رساندن اصل ونسب پادشاهان طبرستانی به شاهان ساسانی و همچنین شرح مفصّلِ مؤلف از مقاومت اهالی و پادشاهان طبرستان در مقابل حاکمان

عرب ، حاکی از دغدغة خاطر ابن اسفندیار نسبت به موطن و عدالت خواهی اوست (رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل «ابن اسفندیار»).

ابن اسفندیار در باب دوم از قسم اول ، در بارة محدودة جغرافیایی آن دورة طبرستان و بنیاد شهرها اطلاعات مفیدی می دهد. اهمیت این باب در ذکر بناها و مکانهایی است که در زمان مؤلف آباد بوده ، اما اینک جز نامی از آنها باقی نمانده است ، و نیز در به کار بردن اشعار و حکایات عربی و فارسی است . ابن اسفندیار در این باب ، از اساطیر سود جسته و بنیانگذار شهرها را برخی از شخصیتهای اسطوره ای دانسته است . وی به شهر آمل بیشتر از شهرهای دیگر پرداخته است (ج 1، قسم 1، ص 62ـ73). این باب با ذکر شمّه ای از خراج طبرستان در زمان طاهریان پایان می پذیرد (ج 1، قسم 1، ص 74ـ 75). در باب سوم ــ که در بارة عجایب طبرستان است ــ مؤلف بیشتر از ابواب دیگر از امثال و حکم و اساطیر استفاده کرده است . باب چهارم ــ که در بارة اکابر، علما، اطبّا، حکما و شاعران است ــ آشفته است و افتادگیهای بسیار دارد، از جمله قسمت مربوط به اصفهبدان افتاده است (ج 1، قسم 1، ص 90، پانویس 1). در این باب مؤلف ، واقع بینانه و بدون تعصب ، کردار حاکمان طبرستان ، بویژه مازیار و اسپهبدخورشید و اسماعیل بن احمد سامانی ، و حاکمان دیگر نقاط را ارزیابی کرده است . مضامین این باب و گزارش ابن اسفندیار از احوال علما و زهّاد و سادات علوی ، حاکی از گرایش و اعتقاد وی به تشیع است ، هرچند در بررسی جنبشهای علوی در طبرستان ، به مباحث اعتقادی وارد نشده و از بررسی رویدادهای این دوره و داوری در بارة آنها پرهیز و فقط به ذکر وقایع بسنده کرده است (رجوع کنید به ابن اسفندیار، ص 103، 130، 201، 225). ابن اسفندیار در جای جای کتاب افزون بر تمجید از سلوک و منش باوندیان ، از اهل بیت پیامبراکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم به نیکی یاد کرده و به مناسبتهای مختلف در بارة امامان شیعه گزارشهایی را با سیاق شیعی آورده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن اسفندیار، ص 1، 103، 130، 200ـ 205، 224ـ 225). در همین باب ، از قصیدة رشیدالدین وطواط در مدح شاه غازی (متوفی 560) ابیاتی آورده است (ج 1، قسم 1، ص 109ـ112). او در این باب ، از مجلد سوم کتاب نام می برد که در بارة باوندیان ، بویژه اردشیربن حسن (حک : 567 ـ602)، است . چون تاریخ طبرستان با دورة این اصفهبد و پسرش ، رستم ، پایان می یابد، معلوم می شود که بیش از سه مجلد نبوده و منظور ابن اسفندیار از قسم آخر (ج 1، قسم 1، ص 141ـ142، مقدمة اقبال ، ص ط )، قسمت سوم بوده است . بقیة قسمتهای این باب در بارة علما، معاریف و ذکر آثار آنان است . بسیاری از این آثار از بین رفته است و فقط از کتاب ابن اسفندیار می توان به وجود آنها در آن روزگار پی برد (ج 1، قسم 1، ص 122ـ 130). ابن اسفندیار از حکیمان و شاعران طبرستان نیز نام برده است (ج 1، قسم 1، ص 135ـ139). از اینجا به بعد، وی اطلاعات ارزشمندی از حاکمان طبرستان ، ظهور آل بویه ، آل وشمگیر و باوندیان به دست می دهد (ج 1، قسم 1، ص 139ـ153)، سپس به رویدادهای طبرستان ، از چگونگی ورود «لشکر اسلام » به طبرستان و حوادث آن عصر تا اواخر سدة دوم ، می پردازد و از برخی از والیان عرب در طبرستان نام می برد (ج 1، قسم 1، ص 154، 178ـ181).

قسمتهای پایانی باب چهارم در بارة علل زوال برمکیان (ج 1، قسم 1، ص 191ـ 200)، قیام مازیار، حکومت طاهریان و زیدیان در طبرستان است (ج 1، قسم 1، ص 208ـ224). این باب با ذکر درگیری میان آل بویه و آل زیار و قتل ماکان به پایان می رسد. عباس اقبال (رجوع کنید به ابن اسفندیار، ج 1، قسم 1، ص 303ـ 331)، فهرست جامعی برای این قسمت تهیه کرده است .

قسمت دوم تاریخ طبرستان ، الحاقی است . احتمالاً برای تکمیل این اثر و تحقق طرح اولیة مؤلف ، این قسمت را به نسخة او افزوده اند (همان ، ج 1، قسم 2، ص 2، پانویس 1). این قسمت در بارة دو خاندان بویه و وشمگیر و استیلای آل باوندِ دورة دوم می باشد. این بخش از کتاب تقریباً همان مطالب پایانی تاریخ رویان * تألیف اولیاءاللّه آملی است که تا سال قتل شاه غازی فخرالدوله حسن آخرین فرمانروای باوندیان ، در 750، ادامه یافته است ؛ مطالب این قسمت همچنین برگرفته از ترجمة فارسی تاریخ یمینی ، تاریخ بیهقی ، جهانگشای جوینی

و چهارمقالة نظامی عروضی است (همانجا). به ادعای کسروی (ص 18)، اولیاءاللّه آملی این قسمت الحاقی را، بدون ذکر نام خودش ، به نسخة اصلی افزوده است ؛ و ظهیرالدین مرعشی تمام این مطالب را در کتابش ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران * ، از اولیاءاللّه نقل کرده است (مرعشی ، ص 4).

قسم سوم در بارة باوندیان دورة دوم است . ابتدای نسخه افتادگی دارد. این قسمت با شرح حکومت حسام الدوله شهریاربن قارن آغاز می شود (ح 500) و به پادشاهی شمس الملوک رستم بن اردشیر خاتمه می یابد. ظاهراً این قسم نوشتة ابن اسفندیار نیست ، زیرا نثر آن با نثر قسم نخست تفاوت اساسی دارد و به نثر کاتبان قسم دوم شبیه است . ملویل ( ایرانیکا ، همانجا) قسم سوم را به ابن اسفندیار منسوب دانسته است ، اما این ادعا را نمی توان پذیرفت .

اهمیت تاریخ طبرستان بیشتر در استفادة مؤلف از منابع گوناگونی است که برخی از آنها به جا مانده و به وجود بقیه ، فقط با استناد به گفتة ابن اسفندیار می توان پی برد (برای این منابع رجوع کنید به ج 1، ص 4ـ 5، قسم 1، ص 79، 82، 85، 94، 97، و جاهای دیگر). دیگر ویژگی برجستة این اثر در نقل اشعار عربی و طبری و واژه های طبری است (رجوع کنید به کسروی ، ص 18ـ23؛ برای معنی برخی از واژه ها از رجوع کنید به کیا، سخن ، سال 1، ش 3، ص 135ـ 136، ش 6، ص 345ـ346).

تاریخ طبرستان ظاهراً تا قرن نهم در دسترس نبوده ، اما پس از این تاریخ مؤلفان از آن بسیار سود جسته اند و در واقع اساس دیگر تواریخِ محلیِ طبرستان شده است ، زیرا مؤلف علاوه بر جغرافیای طبرستان و اوضاع سیاسی آن دوره ، به حکومتهای همجوار طبرستان نیز پرداخته است . اولیاءاللّه آملی بیشتر مطالب کتاب تاریخ رویان را از تاریخ طبرستان رونویسی کرده است ، از جمله باب اول آن ــ که در بارة بنیاد رویان است ــ با باب دوم تاریخ طبرستان (ص 59 ـ62) کاملاً منطبق است (قس اولیاءاللّه ، ص 15ـ21)، اعتمادالسلطنه نیز در تألیف اثرش ، التدوین فی احوال جبال شروین ، از تاریخ طبرستان استفاده کرده است (آقابزرگ طهرانی ، ج 3، ص 262). ادوارد براون ، نخستین بار، خلاصه ای از تاریخ طبرستان را در 1323/ 1905 به انگلیسی ترجمه و چاپ کرد (رجوع کنید به براون * ، ادوارد). ظاهراً ترجمة او اشتباهات بسیاری دارد (رجوع کنید به کسروی ، ص 12ـ16).

منابع : آقابزرگ طهرانی ؛ ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ?] 1320 ش [ ؛ محمدبن حسن اولیاءاللّه ، تاریخ رویان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1348 ش ؛ احمد کسروی ، کاروند کسروی ، چاپ یحیی ذکاء، تهران 1352 ش ؛ محمدصادق کیا، «چند واژه از تاریخ طبرستان »، سخن ، سال 1، ش 3 (مرداد 1322)، ش 6 (آبان 1322)؛ ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، چاپ برنهارد دورن ، پطرزبورگ 1850، چاپ افست تهران 1363 ش ؛



+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 18:22  توسط poya  | 

بازیافت

بازیافت

نماد بین‌المللی بازیافت

بازیافت به آماده‌سازی مواد برای استفادهٔ مجدد گفته می‌شود.موادی که معمولا قابل بازیافت می‌باشند عبارتند از آهن آلات قراضه آهن پلاستیک شیشه کاغذ مقوا برخی مواد شیمیایی زباله که به کود کمپوست تبدیل می‌شود.

بازیافت از به‌هدررفتن منابع سودمندوسرمایه‌های ملی جلوگیری می‌کند و مصرف مواد خام و مصرف انرژی را کاهش می‌دهد. با این کار، تولید گازهای گلخانه‌ای نیز کاهش می‌یابد. بازیافت مهم‌ترین مفهوم در مدیریت پسماند است.

منشاء مواد بازیافتی یا به عبارتی بازیافتنی‌ها، بیشتر، منازل مسکونی و صنایع هستند. برای آسان‌تر کردن امر بازیافت معمولاً‌دو نوع جداسازی مواد صورت می‌گیرد که «تفکیک در مبدأ» و «تفکیک در مقصد» نام دارند. تفکیک در مبدأ در سطح شهر و خیابان‌ها و فروشگاه‌ها از طریق سبدها و سطل‌های جداسازی مواد انجام می‌شود ولی برای تفکیک در مقصد مکان ویژه‌ای به نام مرکز بازیافت مواد در نظر گرفته شده‌است.مرکز بازیافت مواد بازیافتی و غیر قابل بازیابی دسته‌بندی می‌شوند.بسیاری از فروشگاه‌ها و کارخانه‌های بزرگ مواد زاید مانند قوطی‌های کنسرو، بطری‌های شیشه‌ای و روزنامه‌های باطله را به منظور بازیافت از مشتری بازخرید می‌کنند.

یک سطل زباله بازیافت در شمال کالیفرنیا

در تعریفی دیگر می‏توان گفت بازیافت عبارت است از فرآیند پردازش مواد مصرف شده به محصولات و مواد تازه به منظوره جلوگیری از به هدر رفتن مواد سودمند بلقوه (ذخیره‏ای) ٬ کاهش مصرف مواد خام ٬کاهش مصرف انرژی ٬ کاهش آلودگی هوا حاصل از سوختن مواد و آلودگی آب‏ها حاصل از تدفین زباله‏ها در خاک به وسیله‏ی کاهش مقدار معمول زباله‏ها و کم کردن نشر گازهای گل‏خانه‏ای در مقایسه با تولید خالص.بازیافت یک مولفهٔ کلیدی در مدیریت مدرن کاهش مواد زائد که شامل سلسله مرات کم کردن ٬ دوباره مصرف کردن و بازیافت است.مواد قابل بازیافت چیزهای زیادی را شامل می‏شوند از جمله بسیاری از انواع شیشه‏ها ٬ کاغذها ٬ فلزات ٬ پلاستیک ٬ منسوجات ٬ آلمینیوم‏های الکترونیکی مصرف شده در رایانه‏ها و گوشی‏های تلفن همراه.اما استفاده مجدد از زباله‏های طبیعی مثل پسمانده مواد غذایی به عنوان کود جزو بازیافت محسوب نمی‏شوند.موادی که قرار است بازیافت شوند یا به مرکز جمع آوری این مواد آورده می‏شوند از کنار خیابان جمع آوری می‏شوند و ابتدا دسته بندی شده سپس پاک می‏شوند و دوباره پردازشهایی روی آنها انجام می‏شود تا به مواد تازه برای ساخت تبدیل شونداگر چه گاهی اوقات بازیافت در مقایسه با تولید از مواد خام بسیار گرانتر و مشکل‏تر است ٬ اما به خاطر استفاده مجدد از همان مواد به صرفه است زیرا که آن مواد در حالت کلی دارای ارزش ذاتی می‏باشند و بعضی از مواد نیز دارای طبیعت خطرناکی هستند مانند جیوه.به همین خاطر استفاده مجدد از آنها بهتر است.محققان ادعا می‏کنند که بازیافت بیشتر از آنکه منابع را حفظ کند آنها را از بین می‏برد.مخصوصا در مواردی که دولت تعهد اجرایش را دارد.باید به این نکته نیز توجه کرد که آنها همچنین معتقدند که اگر هزینه‏های عملیاتی کمتر از سایر موارد برای از بین بردن مواد زائد (مثل دفن کردن زباله‏ها) باشد ٬ این کار مقرون به صرفه است.اما ممکن است هنوز آن ارزش خاص را نداشته باشد.در آمریکا سود سالیانه تسهیلات بازیافت ۲.۹۸۱ میلیون دلار تخمین زده شده است در ۵ سال اخیر (۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸)این مقدار با رشد ۷٪ خود از رقم فعلی فراتر رفته است.زیرا در سال‏های اخیر حجم زباله‏هایی که از مواد قابل بازیافت هستند افزایش یافته است.
ابتکارات جدید می‏تواند صنعت را تغییر دهد.برای مثال در کالیفرنیا و نیویورک با رشد ۷۵٪ تولید زباله‏های قابل بازیافت نسبت به رقم ۵۰ ٪ قبلیه خود سودهای خالص بسیاری برای شرکت‏های جمع آوری کنندهٔ این مواد به ارمغان می‏آورد.

 

 

نمادها و کدهای بازیافت مواد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Recycling»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ۷ آوریل ۲۰۰۷).

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 7:34  توسط poya  | 

مخترع نخستين ساعت مكانيكي در ايران.

مخترع نخستين ساعت مكانيكي در ايران.
نخستين ساعت مكانيكي ايران كه خروس، ساعت شمار آن بود، ساخته محمد حافظ اصفهاني از مخترعان اوايل دوره صفويه است.
اولين نوشته اي كه در آن از ساعت مكانيكي سخن گفته است كتاب نتيجه الدوله محمد حافظ اصفهاني است. عده اي از اثر او استنباط مي كنند كه محمدحافظ اصفهاني اعجوبه و نابغه اي كم نظير بوده است.
ماجرا از اين قرار بود كه در زمان سلطان حسين بن منصور بايقرا ساعت اروپايي از راه دولت عثماني وارد ايران شد. در طول راه سلاطين زيادي حاضر شدند براي ساختن ساعتي نمونه آنچه از اروپا آمده بود پاداش دهند. دليل آن بود كه سلاطين اسلامي «اين علم دقيق را براي تعيين اوقات صلوه كه در بعضي اوقات به آن احتياج تمام است» را نياز مي دانستند.
اين ساعت دست به دست گشت و هيچ كس موفق به ساخت آن نشد. سرانجام نوبت به محمد حافظ اصفهاني مي رسد. او نقاش بود. مدتي هم كتابدار دربار يكي از حاكمان محلي. در انواع فنون و اصناف مهارت تمام داشت. او پيش از ساخت اين ساعت 17 اختراع را به نام خود ثبت كرده بود.
حافظ، ساعت را ساخت و در كتابش شرايط ساخت را توضيح داد. توضيحات او درباره فنون ساخت اين ساعت نشان مي دهد كه او بر اصول رياضيات و مكانيك و آشنايي او با امور فني آشنا بوده است.
محمد اصفهاني علاوه بر نخستين ساعت كه در هرات از روي ساعت اروپايي ساخت، در بازار كاشان هم ساعتي ساخت كه «چون از روز گذشتي خروسي چوبين در گردش درآمدني.»
با وجود ساخت اين ساعت براي تعيين دقيق زمان، در ايران هنوز ساعت وسيله اي تجملي بود.
محمد حافظ را آخرين ساعت ساز ايراني سده دهم تا دوازدهم هجري قمري مي دانند.
ساعت ساخت او با وزنه به حركت در مي آمد. داراي عقربه هاي ساعت شمار (خروس) و دقيقه شمار بود.
او مخترع يك آسياي آبي روغن كشي و يك آسياي آبي خاص بود. توضيحات مربوط به ديگر دستگاههاي اختراع شده يا مفقود شده يا آفريننده اثر هرگز به آن نپرداخته است.
ماشين براي پرداخت كاغذ، ماشين حلاجي آبي، يك دستگاه مكانيكي براي ساخت جوهر با كيفيت برتر چرخي براي بالا كشيدن آب از چاه توسط سطلي كه هنگام رسيدن به دهانه خود آب را خالي كند از ديگر اختراعات او بود.
يكي از اختراعات جالب ديگر او دزدگير بود. اين دزد گير تا رسيدن صاحب خانه دزد را نگه مي داشت. دو دستگاه اندازه گيري زمان و تاريخ و چنددستگاه غير مكاني ديگر اختراعات ديگر او بود. هيچ يك از اين اختراعات پيگيري نشد و به بوته فراموشي فرو افتاد.
پرويز محبي، نويسنده كتاب فنون و منابع در ايران مي گويد: «او مهندسي بود كه نخستين ساعت مكانيكي را در ايران اختراع كرد. نويسنده يكي از نادرترين رساله هاي فني درباره ماشين به نام نتيجه الدله به زبان فارسي. در حالي كه نوشته ها درباره ماشين آلات در ايرن بسيار اندك است اين اثر براي پژوهشگران بسيار ارزشمند است.»

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 7:33  توسط poya  | 

انتخابات


چكيده اثر:

انتخابات رایج¬ترین ابزار مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی کشورشان ‏به شمار می¬آید. برگزاری انتخابات در ایران به طور رسمی از زمان ‏مشروطیت وارد عرصۀ سیاسی شده و به خصوص پس از پیروزی ‏انقلاب اسلامی، مباحث مربوط به آن بسیار جدی¬تر و عمیق¬تر مورد ‏توجه قرار گرفت. انتخابات مجلس شوراي اسلامي از اهميت و ‏حساسيت بسيار قابل توجهی برخوردار است.‏

پژوهش حاضر كه جلد دوم تحقيق نمايندگي مجلس شوراي اسلامي ‏محسوب مي‌گردد؛ كوشيده است تا مباحث مطرح در زمينة انتخابات ‏مجلس را از ديدگاه قانون اساسي مورد تفسير قرار دهد. از اين رو در ‏چهار فصل به بررسي مفهوم و پيشينة انتخابات (با تكيه بر انتخابات ‏پارلماني)، كيفيت برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي، شرايط ‏داوطلبان نمايندگي مجلس شوراي اسلامي و بالاخره شرايط ‏راي‌دهندگان پرداخته شده است. در پايان کتاب نيز نتيجه‌گيري كلي ‏آمده است كه در 21 بند تمام قوانين و شرايط موجود براي انتخابات ‏مجلس را به اختصار مي توان در آن مشاهده نمود.‏

 

 

انتخابات چیست؟

انتخابات سلسله اقدامات و عملیات منسجم و پیوسته ای است كه در یك محدوده جغرافیایی مشخص و زمانی محدود ومعین صورت می گیرد و منجر به برگزیده شدن فرد یا افراد و یا موضوع ومرام خاصی از سوی اكثریت مردم می شود.

اجرا و انجام این سلسله اقدامات و عملیات كه منتج به این نتیجه گردد، اصطلاحاْ برگزای انتخابات نامیده می شود

تاریخچه انتخابات

سابقه و دیرینه انتخاباتی ایران به 97 سال پیش بر می گردد. از آن مقطع به این سو ما عمدتاْ شاهد دو دوره متفاوت انتخاباتی با قوانین و دستاوردهای مختلف بوده ایم كه می توان آن را به انتخابات قبل از انقلاب و انتخابات پس از پیروزی انقلاب اسلامی تقسیم كرد.

قبل از پیروزی انقلاب(اولین مجلس موقتی)

اولین شكل انتخابات و تشكیل مجلس در ایران به زمان بعد از مشروطیت بر می گردد. فرمان مشروطیت در تاریخ 14 جمادی الثانی سال 1324 هجری قمری از طرف مظفرالدین شاه قاجار صادر شد و اولین مجلس موقتی كه طبق این فرمان باید” نظامنامه انتخابات” را تهیه نماید، در تاریخ 26 مرداد ماه سال 1285 هجری شمسی در عمارت نظام تشكیل شد.اولین قانون انتخابات در تاریخ 18 شهریور1285 هجری شمسی بوسیله میرزا حسن خان منیرالملك،

مرتضی قلیجان، صنیع الدوله، مخبرالسلطنه، مخبرالملك، موتمن الملك و محتشم السلطنه تهیه و تدوین گردید و بلافاصله پس از رسمیت یافتن متمم قانون اساسی، به تصویب مجلس رسید و اولین دوره مجلس شورای ملی در تاریخ 17 مهر 1285 هجری شمسی افتتاح شد. به موجب مقررات این نظامنامه طول نمایندگی دو سال و تعداد نمایندگان 156 نفر بودند كه 60 نفر از تهران و 96 نفر از سایر شهرستانها انتخاب می شدند. البته در دوره یكم انتخاب صنفی بوده و همه طبقات مردم در آن شركت نداشتند.

شرایط كاندیدها و رأی دهندگان در اولین نظامنامه انتخاباتی

از نكات قابل ذكر اولین نظامنامه انتخاباتی شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان به شرح زیر بوده است:

سن انتخاب كنندگان كمتر از 25 سال نباشد

ملاكین و فلاحین باید صاحب ملكی باشند كه هزار تومان قیمت داشته و در غیر این صورت از انتخاب كردن محروم بودند.

زنان از حق انتخاب كردن و انتخاب شدن محروم بودند.

(دومین انتخابات (دو درجه ای

دومین قانون انتخابات موسوم به انتخابات دو درجه در تاریخ 10 تیر ماه 1288 هجری شمسی تهیه و تدوین گردید. در این قانون، انتخابات از صنفی به دو درجه ای اصلاح و زمینه بیشتری برای مشاركت مردم فراهم گردید. زیرا در این قانون قید اختصاص انتخاب كننده به طبقات معین از بین رفت و به همه طبقات به غیر از بانوان حق شركت در انتخابات داده شد لیكن محدودیت هایی برای بی سوادها و افراد غیر متمكن قایل شدند. بدین معنی كه به موجب بند 4 از ماده 4 قانون مذكور انتخاب كنندگان باید لااقل 250 تومان علاقه ملكی داشته و یا پرداختی مالیات آنها كمتر از 10 تومان نباشد و یا 50 تومان عایدی سالانه داشته و یا تحصیلكرده باشند. ضمناْ تعداد نمایندگان از 156 نفر در دوره اول به تعداد 120 نفر تقلیل یافت و مطابق جدول نظامنامه انتخابات تمام ایران به 30 حوزه عمومی تقسیم شد و سن رأی دهندگان نیز از 25 سال به 20 سال تقلیل یافت.

مفهوم انتخابات دو درجه ای

به موجب ماده 15 این قانون، انتخابات دو درجه بوده به این معنی كه كسانی كه واجد شرایط قانونی بودنددر محله های یك شهر و یا در شهرهای یك حوزه انتخابیه عده مقرر را تعیین می نمودند و سپس اشخاصی كه بدین ترتیب انتخاب می شدند در مركز حوزه انتخابیه جمع شده و بر اساس جدول نظامنامه انتخابات یك یا چند نفر وكیل تعیین می كردند.

تصویب سومین قانون انتخابات و دومین مجلس

سومین قانون انتخابات در جلسه مورخ 29/7/1290 هجری شمسی به تصویب مجلس دوم رسید. مجلس دوم پس از 3 سال فترت بر اساس این قانون در تاریخ 14/9/1293 هجری شمسی تشكیل گردید. البته این مجلس به علت شروع جنگ جهانی اول بیش از یك سال دوام نیافت و در تاریخ 22/8/1294 تعطیل شد. به موجب قانون سوم، مأخذ تمول ملغی و انتخابات عمومی و یك درجه ای گردید.

عده نمایندگان 136 نفر و مقرر شد انتخاب كنندگان بایستی در حوزه انتخابیه خود متوطن و یا لااقل شش ماه قبل از تاریخ انتخابات در آن حوزه اقامت داشته باشند.

تشكیل مجلس سنا

به طور كلی در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، طی 24 دوره قانون گذاری، شاهد مصوبات، وقایع و حوادث بسیاری بودیم.

به موجب اصل 43 قانون اساسی مصوب 1285 هجری شمسی مقرر گردیده بود مجلس دیگری به نام مجلس سنا به عنوان مكمل مجلس شورای ملی تشكیل گردد. ولی این مجلس در سال 1328 هجری شمسی با عضویت 60 نفر تشكیل شد. از این تعداد 30 نفر نماینده انتصابی از طرف شاه و 30 نفر دیگر منتخب مردم بودند.

مدت نمایندگی این مجلس تا سال 1324 هجری شمسی، 6 سال بود.

تقلیل مدت مجلس سنا

لیكن به موجب اصلاحی كه در ماده 29 قانون انتخابات مجلس سنا در 23/3/45 هجری شمسی به عمل آمد، مدت دوره از 6 سال به 4 سال تقلیل یافت كه شامل دوره چهارم مجلس سنا نیز می گردید.

به موجب این اصلاحیه مقرر شد انتخابات هر دو مجلس شورای ملی و سنا همزمان و در یك روز برگزار شود. قانون مجلس سنا مشتمل بر 39 ماده بود كه در سال 1328 هجری شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید و به موجب بند 1 ماده 6 و همچنین بند 2 ماده 9 این قانون سن انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان به ترتیب حداقل 25 سال و 40 سال تمام باید باشد و بر اساس ماده 10 نیز اشخاص می توانند برای سنا انتخاب شوند.

شرایط طبقاتی برای كاندیداهای سنا

علاوه بر شرایط مقرر فوق در زمره یكی از طبقات ذیل می باشند:

-طراز اول از علما، كسانی كه لااقل سه دوره سابقه نمایندگی مجلس شورای ملی داشته باشند.

-كسانی كه مقام وزارت یا سفارت كبری یا استانداری یا مقام ریاست یا دادستانی یا ریاست شعبه دیوان كشور و لااقل 20 سال سابقه قضایی داشته باشند.

-از امرای ارتش (سرتیپ، سرلشكر، سپهبد)، كسانی كه به مقام استادی رسیده و لااقل 10 سال سابقه استادی داشته باشند.

-كسانی كه لااقل 20 سال خدمت به مقام وزیر مختاری یا كفالت و یا معاونت وزارتخانه رسیده اند.

پس از پیروزی انقلاب(اولین انتخابات)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی چندین نویت همه پرسی و انتخابات عمومی و سراسری در كشور برگزار شده است، اولین و مهم ترین آن كه در حقیقت تعیین كننده نوع حكومت كشور بود، همه پرسی تغییر نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی ایران است كه در آن رویداد تاریخی، در روزهای 10 و 11 فروردین ماه سال یكهزار و سیصد و پنجاه و هشت، اكثریت قریب به اتفاق ملت ایران یعنی 2/98% كل رأی دهندگان با انتخاب نظام جمهوری اسلامی ایران دست رد به سینه سایر نظامهای موجود زدند و به این ترتیب اراده و خواست خود را در تاریخ ثبت نمودند.

انتخابات عمومی و سراسری

انتخاباتی كه به صورت سراسری و عمومی توسط وزارت كشور برگزار می شود، عبارتند از:

انتخابات مجلس خبرگان هر 8 سال یك بار

انتخابات ریاست جمهوری هر 4 سال یك بار

انتخابات مجلس شورای اسلامی هر 4 سال یك بار

انتخابات شوراهای اسلامی كشوری هر 4 سال یك بار

5-همه پرسی كه برگزاری آن زمان مشخصی ندارد و هر زمان كه ضرورت ایجاب نماید، برگزار خواهد شد.

عوامل اجرایی انتخابات

برای برگزاری هر انتخابات عمومی، چهار عامل اصلی باید موجود باشد تا اجرای انتخابات تحقق یابد. این چهار عامل اصلی عبارتند از:

محدوده انتخاباتی

انتخاب كنندگان

انتخاب شوندگان

ابزار و عوامل برگزاری انتخابات

محدوده انتخاباتی(حوزه انتخابیه)

حوزه انتخابیه عبارت است از محدوده جغرافیایی شناخته شده قانونی با مرزهای مشخص و تعداد معینی كه به آن تعلق می گیرد.

تفاوت حوزه انتخابیه با تقسیمات كشوری

حوزنه های انتخابیه كه اجزای قلمرو انتخابات یك كشور را تشكیل می دهند، با واحدهای متعارف تقسیماتی مثل بخش و شهرستان كه تشكیل دهنده اجزای سیاسی و اداری كشور می باشند تفاوتهایی دارند و اصولاْ دو مقوله جدای از هم هستند كه هر كدام قانون و مقررات و قلمرو ویژه خود را دارند و لزوماْ ب یكدیگر منطبق نمی باشند.

تقسیمات كشوری

در قانون تقسیمات كشوری با در نظر گرفتن ضوابط و معیارهای خاص به منظور سهولت در اداره كشور و تمشیت امور جاری مردم، سرزمین ایران از لحاظ سیاسی، فرهنگی، اداری و خدمات رسانی به چند استان وهر استان به چند شهرستان و هر شهرستان به چند بخش و هر بخش به چند دهستان و بالاخره هر دهستان به چند روستا تقسیم و نامگذاری شده است.

تفاوت شهر و روستا

ضمناْ در بطن هر یك از این محدوده ها (به استثنای روستا) مرزبندی دیگری به نام “شهر” وجود دارد كه قانون و مقررات حاكم بر آن به علت ویژگی مناسبات موجود بین مردم ساكن در آن، با قوانین و مقررات خارج از این محدوده یعنی محدوده های روستایی تفاوت دارد.

حدود و مرزهای حوزه انتخابیه

اما در قانون تعیین محدوده، حوزه های انتخابیه، به منظور مشخص شدن تعداد نماینده یا نمایندگان مردم سراسر كشور، تقسیمات دیگری با مرزهای جدید و متفاوت با مرزهای تقسیمات قبلی صورت می گیرد.این تقسیمات شامل چهار قسمت و حدود است كه عبارتند از: انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا.

انتخابات ریاست جمهوری

در انتخابات ریاست جمهوری سراسر مملكت به منزله یك حوزه انتخابیه تلقی می شود و تقسیمات خاصی وجود ندارد. زیرا كل كشور فقط یك نفر برای احراز مقام ریاست جمهوری انتخاب می گردد. بنابراین هر فرماندار در قلمرو یك شهرستان به كمك بخشداران تابع خود انتخابات را برگزار و نتایج حاصله از رأی گیری را به مركز منعكس می كند تا با نتایج سایر شهرستانها جمع شود و نتیجه نهایی انتخابات كه عبارتست از جمع آرای بدست آمده از كل كشور،اعلام گردد. ضمناْ در انتخابات ریاست جمهوری و همه پرسی علاوه بر اخذ رأی از هم وطنان ایرانی از ایرانیان مقیم خارج از كشور نیز با هماهنگی سفارتخانه ها و كنسولگریها و نمایندگی های سیاسی توسط وزارت امور خارجه اخذ رأی به عمل می آید و نتیجه نهایی انتخابات توسط وزارت امورخارجه به ستاد انتخابات كشور اعلام می گردد.

انتخابات مجلس خبرگان

در انتخابات مجلس خبرگان كشور به 28 حوزه انتخابیه تقسیم شده و برای هر یك از این حوزه ها به تناسب جمعیت از 1 تا 16 نماینده اختصاص یافته است، این تعداد ثابت نیست وبه استناد ماده یك اصلاحی قانون انتخابات مجلس خبرگان به ازای هر یك میلیون نفر كه به جمعیت هر حوزه انتخابیه اضافه شود یك نفر به نمایندگان آن حوزه افزوده خواهد شد، اما در این انتخابات نیز، مانند انتخابات ریاست جمهوری تقسیمات خاص و جداگانه ای وجود ندارد بلكه مرز هر حوزه انتخابیه دقیقاْ منطبق است به مرز یك استان و لذا 28 استان كشور همان 28 حوزه انتخابیه مجلس خبرگان را تشكیل می دهد.

انتخابات مجلس شورای اسلامی

در انتخابات مجلس شورای اسلامی در حال حاضر 207 حوزه انتخابیه وجود دارد كه 202 حوزه آن مربوط به اكثریت مردم مسلمان كشور و 5 حوزه دیگر مخصوص هم وطنان اقلیت دینی شناخته شده در قانون اساسی می باشد كه از این 207 حوزه انتخابیه مجموعاْ 290 نفر نماینده انتخاب و به مجلس راه می یابند.

انتخابات شوراهای اسلامی كشوری

در انتخابات شوراهای اسلامی كشوری مانند انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس خبرگان، تقسیمات مخصوصی وجود ندارد بلكه همان محدوده واحدهای تقسیماتی روستا، دهستان، شهر، بخش، شهرستان و استان، كه هر كدام محدوده یك حوزه انتخابیه مستقل را تشكیل می دهند، ملاك عمل است .

انتخاب كننده یا رأی دهنده

انتخاب كننده یا رأی دهنده عبارتست از شخصیتی حقیقی، بالغ، عاقل، دارای هویت و مشخصات معلوم و تابعیت مشخص با دارا بودن حق فقط یك رأی كه این حق قائم به فرد است و قابل تفویض به دیگری نمی باشد. این رأی باید به صورت مخفی، مكتوب، آزاد و در جوی عاری از هرگونه تطمیع ،تهدید و ارعاب و اعلام شود.

انتخاب شونده

انتخاب شونده فردی است واجد یك سلسله شرایط و صلاحیت های از پیش تعیین شده كه با كسب رأی تمایل اكثریت انتخاب كنندگان، از طرف آنها برای منظور خاصی برگزیده می شود.

در هر انتخابات برای انتخاب شونده شرایطی پیش بینی شده است كه این شرایط به دو گونه به شرح زیر می باشد: قسمتی بارز و آشكار كه به سهولت و با مراجعه به اسناد و مدارك ارائه شده از سوی داوطلب عدم یا وجود آنها محق و مسلم می شود، نوع دیگرمربوط است به سوابق سجلی، شغلی، سیاسی و اجتماعی مربوط به زندگی حال و گذشته داوطلب كه اسناد و مدارك آن در اختیار داوطلب نیست بلكه در اختیار سازمانهایی است كه پس از تحقیق و استعلام از مراكز قانونی درباره هر یك از داوطلبان نتیجه را در اختیار مجریان ذی ربط انتخاباتی قرار می دهند.

در پایان مهلت رسیدگی به صلاحیت، داوطلبان در دو گروه قرار می گیرند، اول آنهایی كه واجد شرایط هستند و صلاحیتشان به عنوان یك داوطلب قانونی مورد تأیید قرار گرفته است و گروهی دیگر آنهایی كه فاقد یك یا چند شرط از شرایط مقرر می باشند و صلاحیت آنان به عنوان یك داوطلب قانونی رد می شود.

نامزد انتخاباتی

كلیه داوطلبانی كه پس از پایان مهلت رسیدگی به صلاحیت، اسامی آنان به عنوان افراد صاحب صلاحیت و واجد شرایط قانونی برای انتخاب شدن آگهی رسمی منتشر می شود و به اطلاع همه می رسد.

ا نصراف، استعفا

چنانچه انتخاب شونده در مقطع و موقعیتی كه عنوان داوطلب بر او اطلاق می شود اقدام به كناره گیری بنماید، آن را انصراف می نمایم و اگر كناره گیری در مقطع و مقام نامزد انتخاباتی باشد استعفا تلقی می شود. به عبارت دیگر كناره گیری از فعالیتهای انتخاباتی در زمان پیش از اعلام و انتشار آگهی اسامی نامزدهای انتخاباتی را انصراف و در زمان بعد از آن را استعفا می گوییم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 7:32  توسط poya  | 

ژنراتور و الکتروموتور

ژنراتور و الکتروموتور

جریان الکتریکی

مقدمه

در یک هادی عایق شده مانند قطعه‌ای سیم مسی ، الکترونهای آزاد شبیه مولکولهای گازی که در ظرفی محبوس شده‌اند، حرکات کاتوره‌ای انجام می‌دهند و مجموعه حرکات آنها در طول سیم هیچ گونه جهت مشخصی ندارد. تعداد الکترونهایی که به چپ حرکت می‌کنند با تعداد الکترونهایی که به راست حرکت می‌کنند، یکی است و برآیند آنها صفر می‌باشد. ولی اگر دو سر سیم را به باتری وصل کنیم، این برآیند دیگر صفر نیست.

تاریخچه

تاریخ الکتریسیته به 600 سال قبل از میلاد می‌رسد. در داستانهای میلتوس (Miletus) می‌خوانیم که یک کهربا در اثر مالش کاه را جذب می‌کند. مغناطیس از موقعی شناخته شد که مشاهده گردید، بعضی از سنگها مثل مگنیتیت ، آهن را می‌ربایند. الکتریسیته و مغناطیس ، در ابتدا جداگانه توسعه پیدا کردند، تا این که در سال 1825 اورستد (Orested) رابطه‌ای بین آنها مشاهده کرد. بدین ترتیب اگر جریانی از سیم بگذرد می‌تواند یک جسم مغناطیسی را تحت تأثیر قرار دهد. بعدها فاراده کشف کرد که الکتریسیته و مغناطیس جدا از هم نیستند و در مبحث الکترومغناطیس قرار می‌گیرد.

مشخصات جریان الکتریکی

از نظر تاریخی نماد جریان I ، از کلمه آلمانی Intensit که به معنی شدت است، گرفته شده است. واحد جریان الکتریکی در دستگاه SI ، آمپر است. به همین علت بعضی اوقات جریان الکتریکی بطور غیر رسمی و به دلیل همانندی با واژه ولتاژ ، آمپراژ خوانده می‌شود. اما مهندسین از این گونه استفاده ناشیانه ، ناراضی هستند.

آیا شدت جریان در نقاط مختلف هادی متفاوت است؟

شدت جریان در هر سطح مقطع از هادی مقدار ثابتی است و بستگی به مساحت مقطع ندارد. مانند این که مقدار آبی که در هر سطح مقطع از لوله عبور می‌کند، همواره در واحد زمان همه جا مساوی است، حتی اگر سطح مقطعها مختلف باشد. ثابت بودن جریان الکتریسیته از این امر ناشی می‌شود که بار الکتریکی در هادی حفظ می‌شود. در هیچ نقطه‌ای بار الکتریکی نمی‌تواند روی هم متراکم شود و یا از هادی بیرون ریخته شود. به عبارت دیگر در هادی چشمه یا چاهی برای بار الکتریکی وجود ندارد.

سرعت رانش

میدان الکتریکی که بر روی الکترونهای هادی اثر می‌کند، هیچ گونه شتاب برآیندی ایجاد نمی‌کند. چون الکترونها پیوسته با یونهای هادی برخورد می‌کنند. لذا انرژی حاصل از شتاب الکترونها به انرژی نوسانی شبکه تبدیل می‌شود و الکترونها سرعت جریان متوسط ثابتی (سرعت رانش) در راستای خلاف جهت میدان الکتریکی بدست می‌آورند.

چگالی جریان الکتریکی

جریان I یک مشخصه برای اجسام رسانا است و مانند جرم ، حجم و ... یک کمیت کلی محسوب می‌شود. در حالی که کمیت ویژه‌ دانستیه یا چگالی جریان j است که یک کمیت برداری است و همواره منسوب به یک نقطه از هادی می‌باشد. در صورتی که جریان الکتریسیته در سطح مقطع یک هادی بطور یکنواخت جاری باشد، چگالی جریان برای تمام نقاط این مقطع برابر j = I/A است. در این رابطه A مساحت سطح مقطع است. بردار j در هر نقطه به طرفی که بار الکتریکی مثبت در آن نقطه حرکت می‌کند، متوجه است و بدین ترتیب یک الکترون در آن نقطه در جهت j حرکت خواهد کرد.

اشکال مختلف جریان الکتریکی

در هادیهای فلزی ، مانند سیمها ، جریان ناشی از عبور الکترونها است، اما این امر در مورد اکثر هادیهای غیر فلزی صادق نیست. جریان الکتریکی در الکترولیتها ، عبور اتمهای باردار شده به صورت الکتریکی (یونها) است، که در هر دو نوع مثبت و منفی وجود دارند. برای مثال، یک پیل الکتروشیمیایی ممکن است با آب نمک (یک محلول از کلرید سدیم در یک طرف غشا و آب خالص در طرف دیگر ساخته شود. غشا به یونهای مثبت سدیم اجازه عبور می‌دهد، اما به یونهای منفی کلر این اجازه را نمی‌دهد. بنابراین یک جریان خالص ایجاد می‌شود.

جریان الکتریکی در پلاسما عبور الکترونها ، مانند یونهای مثبت و منفی است. در آب یخ زده و در برخی از الکترولیتهای جامد ، عبور پروتونها ، جریان الکتریکی را ایجاد می‌کند. نمونه‌هایی هم وجود دارد که علیرغم اینکه در آنها ، الکترونها بارهایی هستند که از نظر فیزیکی حرکت می‌کنند، اما تصور جریان مانند 'حفره‌های (نقاطی که برای خنثی شدن از نظر الکتریکی نیاز به یک الکترون دارند) مثبت متحرک ، قابل فهم تر است. این شرایطی است که در یک نیم هادی نوع p وجود دارد.

 

 

اندازه گیری جریان الکتریکی

جریان الکتریکی را می‌توان مستقیما توسط یک گالوانومتر اندازه گیری کرد. اما این روش نیاز به قطع مدار دارد که گاهی مشکل است. جریان را می‌توان بدون قطع مدار و توسط اندازه گیری میدان مغناطیسی که جریان تولید می‌کند، محاسبه کرد. ابزارهای مورد نیاز برای این کار شامل سنسورهای اثر هال ، کلمپ گیره‌های جریان و سیم پیچهای روگووسکی است.

مقاومت الکتریکی

اگر اختلاف پتانسیل معینی را یک بار به دو انتهای سیم مسی و بار دیگر به دو انتهای میله چوبی وصل کنیم، شدت جریانهای حاصل در هر لحظه با هم اختلاف زیادی خواهند داشت. خاصیتی از هادی را که اختلاف مزبور را باعث می‌شود، مقاومت الکتریکی گویند، که آن را با R نشان می‌دهند و مقدار آن برابر R = V/I است که در آن V اختلاف پتانسیل بین دو سر سیم و I جریان الکتریکی است. واحد مقاومت الکتریکی اهم یا ولت بر آمپر می‌باشد.

توان الکتریکی

یک مدار الکتریکی را در نظر می‌گیریم که حامل جریان I و ولتاژ V بوده و یک مقاومت Rدر آن قرار دارد. بار الکتریکی dq موقع عبور از مقاومت به اندازه Vdq ، از انرژی پتانسیل الکتریکی خود را از دست می‌دهد. طبق قانون بقای انرژی ، این انرژی در مقاومت به صورت دیگری ، مثلا گرما ظاهر می‌شود. گر در مدت زمان dt ، انرژی du حاصل شود، در این صورت داریم:

P=du/dt


در این رابطه P ، توان الکتریکی است که دارای واحد وات می‌باشد. برای یک مقاومت می‌توان توان را به صورت زیر:

P = RI2


نوشت.

موتور الکتریکی

یک موتور الکتریکی، الکتریسیته را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند. عمل عکس آن که تبدیل حرکت مکانیکی به الکتریسیته است، توسط ژنراتور انجام می‌شود. این دو وسیله بجز در عملکرد، مشابه یکدیگر هستند. اکثر موتورهای الکتریکی توسط الکترومغناطیس کار می‌کنند، اما موتورهایی که بر اساس پدیده‌های دیگری نظیر نیروی الکترواستاتیک و اثر پیزوالکتریک کار می‌کنند، هم وجود دارند.

ایده کلی این است که وقتی که یک ماده حامل جریان الکتریسیته تحت اثر یک میدان مغناطیسی قرار می‌گیرد، نیرویی بر روی آن ماده از سوی میدان اعمال می‌شود. در یک موتور استوانه‌ای، چرخانه (روتور) به علت گشتاوری که ناشی از نیرویی است که به فاصله‌ای معین از محور چرخانه به چرخانه اعمال می‌شود، می‌گردد.

اغلب موتورهای الکتریکی دوارند، اما موتور خطی هم وجود دارند. در یک موتور دوار بخش متحرک (که معمولاً درون موتور است) چرخانه و بخش ثابت ایستانه (استاتور) خوانده می‌شود. موتور شامل آهنرباهای الکتریکی است که روی یک قاب سیم پیچی شده است.

گر چه این قاب اغلب آرمیچر خوانده می‌شود، اما این واژه عموماً به غلط بکار برده می‌شود. در واقع آرمیچر آن بخش از موتور است که به آن ولتاژ ورودی اعمال می‌شود یا آن بخش از ژنراتور است که در آن ولتاژ خروجی ایجاد می‌شود. با توجه به طراحی ماشین، هر کدام از بخش‌های چرخانه یا ایستانه می‌توانند به عنوان آرمیچر باشند. برای ساختن موتورهایی بسیار ساده کیت هایی را در مدارس استفاده می‌کنند.

موتورهای دی‌سی

یکی از اولین موتورهای دوار، اگر نگوییم اولین، توسط مایکل فارادی در سال 1821م ساخته شده بود و شامل یک سیم آویخته شده آزاد که در یک ظرف جیوه غوطه‌ور بود، می‌شد. یک آهنربای دائم در وسط ظرف قرار داده شده بود. وقتی که جریانی از سیم عبور می‌کرد، سیم حول آهنربا به گردش در می‌آمد و نشان می‌داد که جریان منجر به افزایش یک میدان مغناطیسی دایره‌ای اطراف سیم می‌شود. این موتور اغلب در کلاسهای فیزیک مدارس نشان داده می‌شود، اما گاهاً بجای ماده سمی جیوه، از آب نمک استفاده می‌شود.

موتور کلاسیک DC دارای آرمیچری از آهنربای الکتریکی است. یک سوییچ گردشی به نام کموتاتور جهت جریان الکتریکی را در هر سیکل دو بار برعکس می کند تا در آرمیچر جریان یابد و آهنرباهای الکتریکی، آهنربای دائمی را در بیرون موتور جذب و دفع کنند. سرعت موتور DC به مجموعه‌ای از ولتاژ و جریان عبوری از سیم پیچهای موتور و بار موتور یا گشتاور ترمزی، بستگی دارد.

سرعت موتور DC وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جریان است. معمولاً سرعت توسط ولتاژ متغیر یا عبور جریان و با استفاده از تپها (نوعی کلید تغییر دهنده وضعیت سیم‌پیچ) در سیم‌پیچی موتور یا با داشتن یک منبع ولتاژ متغیر، کنترل می‌شود. بدلیل اینکه این نوع از موتور می‌تواند در سرعتهای پایین گشتاوری زیاد ایجاد کند، معمولاً از آن در کاربردهای کششی نظیر لوکوموتیوها استفاده می‌کنند. اما به هرحال در طراحی کلاسیک محدودیتهای متعددی وجود دارد که بسیاری از این محدودیتها ناشی از نیاز به جاروبکهایی برای اتصال به کموتاتور است. سایش جاروبک ها و کموتاتور، ایجاد اصطکاک می‌کند و هر چه که سرعت موتور بالاتر باشد، جاروبکها می‌بایست محکمتر فشار داده شوند تا اتصال خوبی را برقرار کنند. نه تنها این اصطکاک منجر به سر و صدای موتور می‌شود بلکه این امر یک محدودیت بالاتری را روی سرعت ایجاد می‌کند و به این معنی است که جاروبکها نهایتاً از بین رفته نیاز به تعویض پیدا می‌کنند. اتصال ناقص الکتریکی نیز تولید نوفه (نویز) الکتریکی در مدار متصل می‌کند. این مشکلات با جابجا کردن درون موتور با بیرون آن از بین می‌روند، با قرار دادن آهنرباهای دائم در داخل و سیم پیچها در بیرون به یک طراحی بدون جاروبک می‌رسیم.

موتورهای میدان سیم پیچی شده

آهنرباهای دائم در (ایستانه) بیرونی یک موتور DC را می‌توان با آهنرباهای الکتریکی تعویض کرد. با تغییر جریان میدان (سیم پیچی روی آهنربای الکتریکی) می‌توانیم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغییر دهیم. اگر سیم پیچی میدان به صورت سری با سیم پیچی آرمیچر قرار داده شود، یک موتور گشتاور بالای کم سرعت و اگر به صورت موازی قرار داده شود، یک موتور سرعت بالا با گشتاور کم خواهیم داشت. می‌توانیم برای بدست آوردن حتی سرعت بیشتر اما با گشتاور به همان میزان کمتر، جریان میدان را کمتر هم کنیم. این تکنیک برای کشش الکتریکی و بسیاری از کاربردهای مشابه آن ایده‌آل است و کاربرد این تکنیک می‌تواند منجر به حذف تجهیزات یک جعبه دنده متغیر مکانیکی شود.

موتورهای یونیورسال

یکی از انواع موتورهای DC میدان سیم پیچی شده موتور ینیورسال است. اسم این موتورها از این واقعیت گرفته شده است که این موتورها را می‌توان هم با جریان DC و هم AC بکار برد، اگر چه که اغلب عملاً این موتورها با تغذیه AC کار می‌کنند. اصول کار این موتورها بر این اساس است که وقتی یک موتور DC میدان سیم پیچی شده به جریان متناوب وصل می‌شود، جریان هم در سیم پیچی میدان و هم در سیم پیچی آرمیچر (و در میدانهای مغناطیسی منتجه) هم‌زمان تغییر می‌کند و بنابراین نیروی مکانیکی ایجاد شده همواره بدون تغییر خواهد بود. در عمل موتور بایستی به صورت خاصی طراحی شود تا با جریان AC سازگاری داشته باشد (امپدانس/راکتانس بایستی مدنظر قرار گیرند) و موتور نهایی عموماً دارای کارایی کمتری نسبت به یک موتور معادل DC خالص خواهد بود.

مزیت این موتورها این است که می‌توان تغذیه AC را روی موتورهایی که دارای مشخصه‌های نوعی موتورهای DC هستند بکار برد، خصوصاً اینکه این موتورها دارای گشتاور راه اندازی بسیار بالا و طراحی بسیار جمع و جور در سرعتهای بالا هستند. جنبه منفی این موتورها تعمیر و نگهداری و مشکل قابلیت اطمینان آنهاست که به علت وجود کموتاتور ایجاد می‌شود و در نتیجه این موتورها به ندرت در صنایع مشاهده می‌شوند، اما عمومی‌ترین موتورهای AC در دستگاههایی نظیر مخلوط کن و ابزارهای برقی که گاهاً استفاده می‌شوند، هستند.

 

موتورهای AC

موتورهای AC تک فاز

معمولترین موتور تک فاز موتور هم‌زمان قطب چاکدار است، که اغلب در دستگاه هایی بکار می رود که گشتاور پایین نیاز دارند، نظیر پنکه‌های برقی، تندپزها (اجاقهای ماکروویو) و دیگر لوازم خانگی کوچک. نوع دیگر موتور AC تک فاز موتور القایی است، که اغلب در لوازم بزرگ نظیر ماشین لباسشویی و خشک کن لباس بکار می‌رود. عموماً این موتورها می‌توانند گشتاور راه اندازی بزرگ‌تری را با استفاده از یک سیم پیچ راه انداز به همراه یک خازن راه انداز و یک کلید گریز از مرکز، ایجاد کنند.

هنگام راه اندازی، خازن و سیم پیچ راه اندازی از طریق یک دسته از کنتاکت های تحت فشار فنر روی کلید گریز از مرکز دوار، به منبع برق متصل می‌شوند. خازن به افزایش گشتاور راه اندازی موتور کمک می‌کند. هنگامی که موتور به سرعت نامی رسید، کلید گریز از مرکز فعال شده، دسته کنتاکتها فعال می‌شود، خازن و سیم پیچ راه انداز سری شده را از منبع برق جدا می‌سازد، در این هنگام موتور تنها با سیم پیچ اصلی عمل می‌کند.

موتورهای AC سه فاز

برای کاربردهای نیازمند به توان بالاتر، از موتورهای القایی سه فاز AC (یا چند فاز) استفاده می‌شود. این موتورها از اختلاف فاز موجود بین فازهای تغذیه چند فاز الکتریکی برای ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی دوار درونشان، استفاده می‌کنند. اغلب، روتور شامل تعدادی هادی های مسی است که در فولاد قرار داده شده‌اند. از طریق القای الکترومغناطیسی میدان مغناطیسی دوار در این هادیها القای جریان می‌کند، که در نتیجه منجر به ایجاد یک میدان مغناطیسی متعادل کننده شده و موجب می‌شود که موتور در جهت گردش میدان به حرکت در آید.

این نوع از موتور با نام موتور القایی معروف است. برای اینکه این موتور به حرکت درآید بایستی همواره موتور با سرعتی کمتر از بسامد منبع تغذیه اعمالی به موتور، بچرخد، چرا که در غیر این صورت میدان متعادل کننده‌های در روتور ایجاد نخواهد شد. استفاده از این نوع موتور در کاربردهای ترکشن نظیر لوکوموتیوها، که در آن به موتور ترکشن آسنکرون معروف است، روز به روز در حال افزایش است. به سیم پیچهای روتور جریان میدان جدایی اعمال می‌شود تا یک میدان مغناطیسی پیوسته ایجاد شود، که در موتور هم‌زمان وجود دارد، موتور به صورت هم‌زمان با میدان مغناطیسی دوار ناشی از برق AC سه فاز، به گردش در می‌آید. موتورهای هم‌زمان (سنکرون) را می‌توانیم به عنوان مولد جریان هم بکار برد.

سرعت موتور AC در ابتدا به فرکانس تغذیه بستگی دارد و مقدار لغزش، یا اختلاف در سرعت چرخش بین چرخانه و میدان ایستانه، گشتاور تولیدی موتور را تعیین می‌کند. تغییر سرعت در این نوع از موتورها را می‌توان با داشتن دسته سیم پیچها یا قطبهایی در موتور که با روشن و خاموش کردنشان سرعت میدان دوار مغناطیسی تغییر می‌کند، ممکن ساخت. به هر حال با پیشرفت الکترونیک قدرت می توانیم با تغییر دادن بسامد منبع تغذیه، کنترل یکنواخت تری بر روی سرعت موتورها داشته باشیم.

موتورهای پله‌ای

نوع دیگری از موتورهای الکتریکی موتور پله‌ای است، که در آن یک روتور درونی، شامل آهنرباهای دائمی توسط یک دسته از آهنرباهای خارجی که به صورت الکترونیکی روشن و خاموش می‌شوند، کنترل می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای پله‌ای ساده توسط بخشی از یک سیستم دنده‌ای در حالتهای موقعیتی معینی قرار می‌گیرند، اما موتورهای پله‌ای نسبتاً کنترل شده، می‌توانند بسیار آرام بچرخند. موتورهای پله‌ای کنترل شده با رایانه یکی از فرمهای سیستم‌های تنظیم موقعیت است، بویژه وقتی که بخشی از یک سیستم دیجیتال دارای کنترل فرمان یار باشند .

موتورهای خطی

یک موتور خطی اساساً یک موتور الکتریکی است که از حالت دوار در آمده تا بجای اینکه یک گشتاور (چرخش) گردشی تولید کند، یک نیروی خطی توسط ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی سیار در طولش، بوجود آورد. موتورهای خطی اغلب موتورهای القایی یا پله‌ای هستند. می‌توانید یک موتور خطی را در یک قطار سریع السیر مگلو مشاهده کنید که در آن قطار روی زمین پرواز می‌کند.

 

ساخت كوچكترين ژنراتور دنيا در چين

كوچكترين ژنراتور دنيا، ‌نانوژنراتور، اخيراً در مركز ملي علم و نانوفناوري چين ساخته شد. اين كار توسط پروفسور Wang Zhonglin از دانشگاه Peking و دكتر Song Jinhui انجام شده است.

پيش‌بيني مي‌شود كه از اين نانوژنراتور در محدوده وسيعي از زمينه‌ها ماند بيوپزشكي، مقاصد نظامي، مخابرات و سنسورهاي بي‌سيم استفاده شود.

 

 

مولد تحریك سری

در این ژنراتور آرمیچر با سیم پیچ تحریك به صورت سری قرار می گیرد. از آنجا كه جریان بار از سیم پیچ آرمیچر و سیم پیچ تحریك عبور كند باید سیم پیچ تحریك دارای سطح مقطع زیاد و تعداد دور كم باشد. مدار الكتریكی مولد سری و روابط آن بصورت زیر است.

IS : جریان مدار تحریك سری

RS : مقاومت سیم پیچ تحریك سری

مشخصه بی باری مولد سری: (VT = f(IL) n = const)

برای بدست آوردن مشخصه خارجی مولد سری دور مولد را به دور نامی می رسانیم، اول حداكثر مقاومت بار را در مدار قرار میدهیم در این حالت با عبور جریان كم از آرمیچر و تحریك، فوران اگر مخالف پسماند نباشد نیرومحركه القایی زیاد میشود كه در نتیجه ولتاژ خروجی افزایش می یابد با كاهش مقاومت بار جریان تحریك كه برابر با جریان بار و آرمیچر است زیاد شده و قطبها را اشباع می كند و در نتیجه فوران ثابت می ماند و چون دور هم ثابت است نیرومحركه ثابت می ماند اما ولتاژ خروجی به دلایل زیر كاهش می یابد:

1-    افت ولتاژ در هادی های آرمیچر

2-   افت ولتاژ در سیم پیچی تحریك

3-  افت ولتاژ بر اثر عكس العمل مغناطیسی آرمیچر

4-   كاربرد مولد سری: مورد استفاده مولد سری خیلی كم است چون ولتاژ دو سر آرمیچر بر

5- اثر تغییر جریان بار به طور قابل ملاحظه ای تغییر می كند. در عین حال از این مولد بعنوان جبران كننده افت ولتاژ خطوط جریان مستقیم استفاده میشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 18:20  توسط poya  | 

میکرومتر

 

مقدمه

      با پیشرفت صنعت و لزوم اندازه گیری قطعات با دقتی بالاتر از کولیس در سال 1847 میلادی ژان پالمر فرانسوی وسیله اندازه گیری به نام میکرومتر طراحی کرد که اساس کار آن به وسیله پیچ و مهره ظریفی انجام می گرفت .

با سیر تکاملی در تکنیک اندازه گیری ، میکرومتر ها نیز در فرمها و طرحهای مختلف ساخته شدند که در زیر به شرح نمونه هایی از آنها میپردازیم .

 

میکرومتر خارجی

      میکرومتر خارجی به منظور اندازه گیری ابعاد خارجی قطعات کار با دقت 0/01 تا0/001 میلیمتر مورد استفاده قرار می گیرد و معمولاً آن را به صورت ورنیه دار ، عقربه دار و دیجیتالی می سازند .

      میکرومتر خارجی فکی ثابت دارد که روی کمان آن نصب شده است . فک متحرک آن میله پیچی است که در داخل سوراخ روزنه دار استوانه مندرج ( غلاف ) کار می کند . فک متحرک را می توان در مواقع لزوم به وسیله اهرمی در موقعیت معین قفل کرد .

مطلب کل با مدیریت تماس حاصل شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 18:17  توسط poya  | 

ستارشناسی

 

ماه و زمين

ماه زمين را در سفرش در فضا همراهي ميكند و در هر 3/27 روز مداري تقريبا دايره اي را به دور سياره زمين طي ميكند . مواضع نسبي خورشيد زمين و ماه به طور پيوسته در نتيجه حركت ماه به دور زمين و زمين به دور خورشيد تغيير ميكنند و پديده بسيار زيبايي را كه اهميت عملي دارد ايجاد ميكنند . ولي به خاطر اين كه اندازه شعاع و جرم ماه در مقايسه با سياره زمين استثنايي است تاثير شديدي بر رويكار هاي عملي مردم اعمال ميكند.

در منظومه شمسي هيچ قمري به اندازه ماه به سياره مادر نزديك نمي گردد . اندازه بزرگ ماه سبب ميشود كه گهگاه سايه بزرگي بر روي قسمتهاي از زمين بياندازد و هنگاميكه در اثر تغيير مكانهاي ماه و زمين اين دو جسم و خورشيد بر يك خط مستقيم قرار گيرند پديده اي توليد ميشود كه به آن خورشيد گرفتگي مي گويند.

سنگيني ماه كشش گرانشي قوي را بوجود   مي آورد كه در نتيجه آن مساحت هاي بزرگي از خشكي حاصل مي گردد و اقيانوس ها در امتداد خط زمين – ماه از چند سانتيمتر تا چند متر به سمت خارج بالا مي آيند و اين پديده اي است كه به آن جزر و مد گفته ميشود.

 

اهله ماه

نوري كه از ماه مشاهده مي كنيم نور منعكسه خورشيد ميباشد نصف سطح ماه هميشه رو به خورشيد است   ولي صورت ماه داراي شكل متغيري است زيرا همچنان كه ماه به دور زمين مي گردد قسمتهاي متغيري از طرف آفتابگير ماه را مشاهده ميكنيم.

هنگامي كه ماه بين زمين و خورشيد قرار گيرد غير قابل رؤيت ميشود زيرا اولا طرف صورت زمين در سايه است و در ثاني موضع ماه در آسمان به خورشيد نزديك ميشود و در نتيجه ماه در تابش خورشيد گم مي گردد . موقعي كه ماه از خط زمين – خورشيد كمي دور ميشود قادريم هلال نازك لبه روشن ماه را ببينيم .هنگامي   كه ماه در طرف مقابل زمين نسبت به خورشيد واقع   ميشود صورت آن كاملا روشن شده و آسمان را در بر ميگيرد شكلهاي متوالي كه از ماه ايجاد شده است به عنوان اهله آن شناخته ميشود .

  اهله ماه از ماه نو تا هلال ربع اول محدب ماه كامل و سپس براي بقيه نصف دور در مرتبه عكس از محدب ربع سوم و هلال تا ماه نو دور ميزند. در اهله تربيع دقيقا نصف صورت ماه قابل رؤيت و درخشان است .به اين دليل ماه در اهله تربيع اش اغلب به عنوان نصف كامل يابه عنوان يك ماه نيمه معروف است.

همچنان كه ماه در نخستين نصفه دورش از ماه نو تا ماه كامل پيش ميرود ماه افزاينده و در نيمه دوم دورش ماه كاهنده نام گرفته است .اين دوره 5/29 روز طول ميكشد .

فضا نوردان كه از ماه زمين را مينگرند زمين هم به ترتيب همان اهله هايي را داراميباشد كه ما از روي زمين در مورد ماه مشاهده ميكنم . معذالك اهله زمين درست نقطه مقابل اهله ماه خواهد بود اگر ماه در اهله ربع سوم باشد فضانوردان زمين را در ربع اول خواهند ديد.

طلوع و غروب ماه

ميتوان زمانهاي طلوع و غروب ماه را بدست آورد. اين زمانها به اهله ماه بستگي دارند . فرض كنيد ماه در ربع اولش قرار دارد و ناظر بر روي زمين در نقطه اي ايستاده كه خورشيد مستقيما در بالاي قطب شمال رؤيت شده است لذا زمين در جهت عكس حركت عقربه هاي ساعت مي چرخند. همچنانكه زمين ميچرخد ناظر طلوع ماه را در بالاي افق   شرقيش مشاهده ميكند .

ماه به صورت نيمه كامل كه نيمه روشن آن به سمت بالا است ظاهر ميشود و اين همان است كه ناظر ماه را مستقيما در بالاي سرش در ساعت 6 بعد از ظهر ميبيند.

  حدود نيمه شب ماه در افق غربي ناظر كه نيمه روشن آن به سمت پايين است غروب ميكند .زمان واقعي غروب ماه با توجه به اين حقيقت كه خود ماه در جهت خلاف عقربه هاي ساعت به دور زمين حركت ميكند تاخير دارد و در نتيجه ماه در خلال شب نسبت به ستارگان به سمت شرق عقب مي افتد.

 

        زمانهايي كه در جدول فوق داده شده اند دقيق نيستند زيرا از حركت ماه كه در فوق به آن اشاره شد ه است صرف نظر شده است و همچنين اين عدم دقت به سبب آن است كه فرض مي شود مدار ماه مثل مدار زمين يك دايره كامل بوده و ناظر در استوا ايستاده است. زمانهاي واقعي طلوع و غروب ماه كه در روزنامه ها درج شده اند ممكن است تا بيشتر از يك ساعت در عرضهاي جغرافيايي داخل   قاره ايالات متحده با زمانهايي كه در جدول آمده است متفاوت باشند .

گرفتگي هاي خورشيدي

موقعي كه ماه از بين   خورشيد عبور ميكند در بعضي از نواحي زمين جلوي تمام يا قسمتي از پرتوهاي خورشيد رامي گيرد .اين واقعه گرفتگي خورشيد نام گرفته است و در صورتي ك ه تمام پرتوهاي خورشيد از ديد ناظر محو شده باشند پديده اي پر حرمت تر از تمام پديده هاي نجومي اتفاق مي افتد.

همچنانكه ماه از روي قرص خورشيد مي لغزد يك تاريكي غيرطبيعي برروي زمين ايجاد ميكند و در طي آن پرندگان وراجي خود را قطع ميكنند. به مدت چندين دقيقه ماه تمام خورشيد را سياه ميكند دماي هوا كم ميشود و تاج خورشيدي -جو خارجي خورشيد- به صورت يك مرواريد ظاهر ميشود و هاله ضعيفي به دور قرص سايه سياه ماه ايجاد مي گردد.

در اين زمان ستارگان و سيارات در آسمان روشنتر رؤيت ميشوند. همانطور كه ماه مسيرش را ادامه مي دهد در خلال ساعت بعدي مجددا صورت خورشيد آشكار ميشود يعني از يك هلال نازك به درخشندگي كامل رشد ميكند.

گرفتگي ها به صورت منادي حوادث مهم مورد توجه قدما بود. مجامع زيادي از قدما يادداشتهاي دقيقي از گرفتگي ها را ثبت ميكردند ولي در بين آنها ستاره شناسان بابلي مستثني بودند زيرا كه آنها وقتشان را به جمع آوري اين حوادث اختصاص داده بودند. با مراجعه به ثبت گرفتگيها در كتيبه هاي ميخي لوحه هاي بابلي ها فهميده ميشود كه تاريخ ثبت به دومين دوره هزارساله قبل از ميلاد برميگردد.

يك مثال مربوط به گرفتگي لوحه اي است كه حوادث غيرمعمولي به روي آن ثبت شده است. نظير ظهور يك زن خاردار يك گوسفند چهارشاخ و يك لاشه در حال صحبت .لوحه اي را در اين سري نشان مي دهد. حادثه اي كه در لوحه توضيح داده ميشود ميتواند به صورت كاملا مساوي از يك رعد و برق يا يك گرفتگي تعبير شود اما بقيه لوحه به حوادث واقعي و استثنايي مربوط ميگردد.

ستاره شناسان با دقت بسيار زيادي تاريخ وقوع گرفتگي ها را در طول هزاران سال درگذشته و نيز در آينده مي توانند حساب كنند. آنها مدارهاي زمين و ماه را با دقت كافي مي شناختند و قادر بودند زمانهايي كه از يك نقطه بخصوصي برروي زمين خورشيد و ماه در يك امتداد قرار ميگيرند را تعيين كنند.  

گرفتگي هاي كلي

مسير ماه به دور زمين بيضي ميباشد كه هر ماه يكبار در بيشترين فاصله404800 كيلومتر و در كمترين فاصله 353600 كيلومتر قرارميگيرد. اگر گرفتگي موقعي رخ دهد كه ماه نزديك زمين باشد قطر ظاهري آن به اندازه كافي بزرگ شده و در نتيجه تمام پرتوهاي خورشيد گرفته ميشود چنين گرفتگي اي گرفتگي كلي نام دارد.

چگونگي اين تركيب به طور متوسط در هر دو يا سه سال در هر نقطه اي از زمين يكبار صورت مي پذيرد. در يك قسمت مشخصي از زمين فقط يكبار در هر 360سال گرفتگي كلي را ميتوان ديد.

دوره تناوب كلي يك گرفتگي خورشيد معمولا دو يا سه دقيقه است و نميتواند بيش از7 دقيقه ادامه پيداكند. يك خورشيد گرفتگي كلي در ايالات متحده در7 مارس 1970م. رخ داد كه اين گرفتگي در عرض كماني از خليج مكزيكو تا بالاي ساحل شرقي مرئي بود.

دوره گرفتگي كلي در امتداد خط مركزي مسير سه دقيقه بود .يك گرفتگي خورشيد مرئي ديگر در ايالات متحده در سال 1979م. رخ داده است.

گرفتگي حلقوي

اگر هنگامي كه ماه در بيشترين فاصله اش از زمين قرار دارد يك گرفتگي خورشيدي رخ دهد قطر ظاهري ماه كوچكتر از قطر خورشيد خواهد بود و حاشيه قرص خارجي خورشيد در سرتاسر گرفتگي حتي براي محلي از زمين كه دقيقا در خط بين مراكز ماه و خورشيد قرار دارد مرئي باقي مي ماند . از چنين محلي كه ماه از وسط زمين و خورشيد عبور ميكند ماه بصورت قرص سياهي كه توسط حلقه روشن لايه هاي خارجي خورشيد احاطه شده است ظاهر ميگردد .اين نوع گرفتگي گرفتگي حلقوي ناميده ميشود .

گرفتگي جزئي هنگامي رخ ميدهد كه ماه به خط خورشيد – زمين نزديك باشد ولي نه   به آن اندازه نزديك كه بتوان جلو تمام پرتوهاي خورشيد را از هر ناحيه اي از زمين بگيرد .در آن نواحي از زمين كه در داخل مسير گرفتگي جزئي قرار دارد قرص ماه در داخل خورشيد در گير خواهد شد ولي هرگز به طور كامل پوشانده نخواهد شد. گرفتگي هاي جزئي به تعداد بيشتري از گرفتگي هاي حلقوي و كلي رخ ميدهد.

گرفتگي هاي قمر

گرفتگي هاي قمري هنگامي كه زمين ماه و خورشيد در يك خط مستقيم قرار دارد و ماه در پشت زمين قرار ميگيرد يعني در در صورت ماه كامل   رخ ميدهد . در هر مكاني بر روي زمين كه در آن ماه رويت ميشود گرفتگي هاي   قمري مرئي هستند در صورتي كه گرفتگي خورشيد فقط در نوار باريكي از سطح زمين كه كمتر از 160 كيلومتر است رويت ميشود .

در خلال يك گرفتگي كلي قمري ماه هيچ نوري را به استثناي آن نورهايي كه از اطراف لبه هاي زمين توسط شكست در جو صورت ميگيرد دريافت نميكند و اين نورها به صورت عدسي عمل كرده و نور خورشيد را به سمت ماه كانوني ميكند

مولفه نور آبي شكسته شده و در اثر پراش در سطح زمين شدت آن كم ميگردد و لذا ماه به وسيله نور خورشيد كه در آن طول موج نور آبي وجود ندارد روشن گرديده و آن را به رنگ مسي-قرمز تيره ظاهر مي سازد .

همچنان كه گرفتگي قمري ادامه پيدا ميكند سايه زمين عرض صورت ماخه را با تندي حدود 3200كيلومتر بر ساعت جاروب ميكند .يوناني ها در 2400سال پيش به اين حقيقت كه سايه زمين بر روي ماه دايره شكل است پي برده و سپس فهميدند زمين كروي است .

فصول گرفتگي

اهله هاي ماه به طور متوسط در هر شش ماه در خلال فصول گرفتگي نيمه ساليانه رخ ميدهد. در بيشتر ايام سال ماه در ماه نو و در ماه كامل در خارج صفحه مدار زمين قرار دارد و گرفتگي نميتواند به وقوع بپيوندد در هر ماه دو بار ماه از ميان صفحه مدار زمين عبور ميكند   نقاطي را كه ماه از ميان اين صفحه عبور ميكند به A,B نشان ميدهند كه گره هاي مدار نام دارد و خط A,B را خط گره ها مينامند همچنان كه زمين ماه به دور خورشيد گردش ميكنند صفحه مدار ماه در فضا ثابت است

جذر و مد

همان طور كه ماه مدارش را دور ميزند   نيروي گرانشي بر روي تمام قسمت هاي زمين خواهد داشت و اين نيرو به اندازه كمي احساس ميشود و آنها در فواصل مختلفي از ماه قرار دارد چون اين نيرو با افزايش فاصله كاهش مي يابد كشش ماه بر روي طرف نزديك زمين بزرگتر است نتيجه آن بر امده شدن طرفي از زمين است كه در مقابل ماه قرار دارد و آن را جذر و مد قمري ناميده ميشود.

  ارتفاع جذر و مد در اقيانوس باز يا دريا تقريبا 6/0متر   ميباشد در خليج   فاندي ,در مرز بين ماين و كانادا   ارتفاع جذر و مد به 15متر ميرسد. هنگامي كه قارهاي جلوي ماه قرار ميگيرد صخره جامد آن در مقابل گراني ماه مقاومت ميكند. تاثير كشش ماه بر روي قاره ها كه جذر و مد خشكي ناميده ميشود معمولا بيش از 20سانتيمتر ارتفاع ندارد .همچنين بر آمدگي مدي در طرف مقابل زمين كه دور از ماه است برابر با ارتفاع مد در طرف ديگر زمين ميباشد. ماه قويا طرفي از زمين را كه در مقابل آن قرار دارد مي كشد اما درون زمين را با قدرت كمي ميكشد ,و كمترين كشش مربوط به قسمت دور از ماه ميباشد.

جذر و مد خورشيدي

خورشيد مانند ماه مدي را بر روي زمين ايجاد ميكند. اگرچه خورشيد بسيار وزين تر از ماه است اما بسيار دور تر از آن نيز مي باشد در نتيجه قدرت نيروي مد خورشيد كمتر از نصف قدرت ماه است در هر ماه دو بار خورشيد و ماه براي توليد جذر و مد هاي بزرگ استثنايي تشريك مساعي ميكند اين اتفاق در ماه نو رخ مي دهد ماه خورشيد در يك طرف زمين و در ماه بدر يعني وقتي كه خورشيد ماه در دو طرف مقابل زمين قرار دارند صورت ميگيرند كه اين حادثه جذر و مد بهاري است .

چون نيروي جذر و مدي خورشيد به اندازه ماه قوي نيست لذا هنوز جذر و مد قمري   رخ ميدهد لكن   كمتر از آن وقتي خواهد بود كه خورشيد مقداري آب را به خارج   نميكشيد جذر مدهاي حاصل كمترين جذر و مدها ناميده شده.

اثر جذر و مدها بر روي چرخش زمين

همچنان زمين   در خلال شبانه روز به دور محورش ميچرخد جزر و مد به سمت ماه جهت داده ميشود بنابراين   زمين در زير جذر و مد مچرخد يا از نقطه نظر شخصي كه بر روي سطح زمين   قرار دارد   جذر و مد از ميان سطح زمين به سمت عقب حركت مكند.

حركت روزانه جذر و مدها در عرض اقيانوس ها و درياها درست نظير حركت آنها از ميان يك جسم جامد بر روي خشكي سبب ايجاد مقدار زيادي اصطكاك   ميشود اگر اين انرژي مي توانست براي مقاصد مفيدي   مجددا به كار رود براي تهيه   قدرت الكتريكي مورد نياز چندين برابر كل جهان كافي بود .

جذر و مدها به عنوان ترمزي بر روي چرخش زمين مي كند و چرخش آن را   به ميزان ثابتي كند ميكند   جذر و مدها سبب افزايش طول روز ميشود چون زمين خيلي بزرگ است اثر جذر و مدها بر روي طول روز كوچك مي باشد اين اثر ناچيز به دوران هاي مربوط به زمين شناسي يعني 300000000 سال پيش در عصر ديوانيان بر ميگردد كه روز فقط 22ساعت طول داشت .

آسمان متغير شب

در يك شب صاف پاييزي در بيشتر مكانهاي ايالات متحده روشنترين ستارگان آسمان داراي ظاهري ميباشد كه 3ستاره دجاجه ,نسر واقع و نسر مثلث بر جسته اي را در بالاي سر تشكيل ميدهند و دو نمونه از ستارگان نزديك به افق به شكلهاي مشخص به نام صور فلكي بزغاله و قوس گروه بندي شده اند .

اما در يك شب بهاري در همان مكان اكثر اين ستارگان رفته اند و مكانهاي آنها توسط گروه متفاوتي مانند شعراي يماني و صور فلكي كلب اصغر ,دو پيكر ,اسد ,جبار و كلب اكبر پر شده است.

در زمستان صورت فلكي كلب اكبر ظاهر و در تابستان ناپديد ميشود و ساير صور فلكي اسد به جاي آن ظاهر مي گردد .در هر شب انسان فضا را كمي در جهت مخالف شب قبل مشاهده ميكند   تغيير جهت فقط يك درجه زاويه اي در هر 24 ساعت است و اثرش بر روي موضع ستاره آنقدر ناچيز است كه با چشم غير مسلح از يك شب تا شب بعد مشاهده نميشود .

پس از شش ماه زمين به طرف ديگر مدارش منتقل ميشود و ناظر آسمان شب قسمت مختلفي از جهان را نظاره مكند .در هر شب يك ستاره دقيقه زود تر طلوع مي كند كه اين در نتيجه اختلاف بين روزهاي نجومي و خورشيدي ميباشد مجموع 4 دقيقه ها در 6ماه به 12 ساعت ميرسد ,يعني ستاره در آسمان شب شش ماه در آسمان روز مرئي و شش ماه بعد در آسمان شب ظاهر خواهد شد.

محتويات كهكشان

ظاهر كهكشان

همانطور كه سيارات به دور خورشيد مگردند ستارگان نيز مركز كهكشان را دور مزند. خورشيد نيز در 250000000سال يك دور مي زند كهكشان بر اثر چرخش به صورت قرص مسطحي   در آمده كه ضخامتش تقريبا يك بيستم قطرش ميباشد.

توده كروي كوچكي از ستارگان موسوم به هسته كهكشان در مركز كهكشان به شكل يك برآمدگي قرار دارد كهكشان هاي مذكور طوري در فضا قرار گرفته ما آنها را از زواياي مختلف مي بينيم   اگر شما بتوانيد به خارج از كهكشان باستيد كهكشان را به طور نيم رخ نگاه كنيد خيلي شبيه NGC4565 به نظر خواهد آمد هنگامي كه از صفحه قرص كهكشاني به فضا نگاه مي كنيم تعداد زيادي از ستارگان را مي بينيم كه به صورت يك نوار ممتد و تابنده در عرض آسمان خود نمايي مي كند   مسيرهاي تاريك و نامنظمي كه از ميان مركز راه شيري   مي گذرد به علت ابرهاي زيادي از گاز و غبار به وجود آمده اند كه در مركز صفحه كهكشان متمركز شده و نور بسياري از ستارگان را سد مي كنند

تهي بودن كهكشان

براي فهم تهي بودن كهكشان از تشابه آن با دركي كه از اندازه منظومه شمسي داشتيم استفاده مي كنيم   فرض كنيد قطر خورشيد از 6/1ميليون كيلو متر به اندازه يك پرتقال كاهش يافته باشد .

در اين مقياس كهكشان خوشهاي از صد بيليون پرتقال است كه هر كدام به فاصله متوسطي بيشتر از 1600كيلو متر نسبت به همسايگانش قرار گرفته است در فضاي بين آنها   توزيع رقيقي از اتم ها و چند تايي ملكول و ذرات گاز و غبار وجود دارد كه اين   تهي بودن فضا در كهكشان مي باشد .

فواصل بين ستارگان , سال نوري

هر يك از ستارگان داخلي   كهكشان به فاصله متوسط 48تريليون كيلو متر از ديگري قرار گرفته است   براي دوري از تكرار چنين شماره هاي بزرگ از واحد سال نوري استفاده مي شود يعني مصافت طي شده توسط يك پرتوي نور در مدت   يك سال   كه با سرعت 300000كيلو متر بر ثانيه سير ميكند با استفاده از اين واحد فاصله خورشيد تا آلفا قنطورس 3/4سال نوري فاصله متوسط كهكشان 5سال نوري و قطر كهكشان 100000سال نوري ميباشد.

نسل ستارگان

فرض كنيد هر نقطه اي بر روي نمودار نمايش دهنده يك ستاره در آسمان است در اين نمودار دماي سطحي در امتداد محور افقي و تا بندگي مطلق در امتداد محور عمودي قرار دارد .اين منحني با يك منحني با يك منحني قد در مقابل وزن براي نسلي از مردم قابل مقايسه خواهد بود .از اين چه انتظاري خواهيم داشت؟ آيا نقاط نشان دهنده نسل كل ستارگان هستند كه در سراسر منحني پراكنده شده اند؟ يا اينكه همانند خصوصيات قد و وزن نسلي از مردان و زنان نزديك يك خط قرار خواهند داشت ؟

براي پيدا كردن پاسخ اين سوال اجازه دهيد تابندگي و دماي سطحي تمام ستارگان همسايه خورشيد را رسم كنيم .فاصله ستاره را بايد دانست تا بتوان تابندگي مطلق را از تابندگي ظاهري آن محاسبه نمود . بايد به خاطر سپرد كه براي اهداف منحني ,تابندگي ظاهري بي ارزش است زيرا آن خاصيت ذاتي ستاره نبوده بلكه تنها به فاصله آن از خورشيد بستگي دارا و تابندگي مطلق است كه خاصيت فيزيكي بنيادي ستاره را نشان مي دهد .

در تهيه اين منحني تابندگي ذاتي و دماي سطحي را براي تمام ستارگاني   كه در داخل محدوده 10 سال نوري از خورشيد قرار دارند رسم مي كنيم . در داخل اين حجم از فضا 12 ستاره وجود دارد كه شامل خورشيد نيز بوده و فاصله آنها مشخص شده است.

قبل از پرداختن به تفسير منحني دو ويژگي آنرا بايد مورد توجه قرار داد .

يكي اين كه دما در امتداد محور پايين از سمت راست به چپ افزايش پيدا ميكند كه بر خلاف انتظار ميباشد .ويژگي ديگر آنكه هم دما وهم تابندگي در مقياس لگاريتمي رسم شده , اين نوع منحني كه به نام ترسيم log-log” " ناميده ميشود , به دليل تغييرات وسيع در روشنايي و دماي ستارگان لازم است.

به طور متوسط رابطه اي بين تابندگي ذاتي و دماي سطحي يك ستاره وجود دارد به علاوه ,ميتوان ديد كه ارتباط طوري است كه داغترين ستارگان , روشنترين آنها بوده و سردترين ستارگان ,ضعيفترين آنها هستند يعني هر چه جسم تابش كننده داغتر باشد ,انرژي بيشتري را گسيل مي دارد .

خط چين رسم شده روي منحني بيانگر رابطه اي بين روشنائي و دما است . اين خط را ميتوان رشته اصلي خصوصيات اساسي نسل ستارگان و يا حداقل براي ستارگاني كه نزديك ما در كهكشان واقع شده اند ؤ ناميد .

اكثر ستارگان در ترسيم دقيقا برروي خط قرار ندارند بلكه آنها در دو طرف خط با فاصله نا چيزي قرار مي گيرند . دو دليل براي اين انحرافات وجود دارد .

اول آنكه ستارگان مقداري در تركيباتشان تغيير ميكنند و اين تغيير با وجود آنكه چندان بزرگ نيست براي تاثير گذاشتن بر خواص آنها كافي است . تا حدي پراكندگي در نقاط روي منحني بيانگر تفاوت در تركيبات ستارگان   است .

  دوم اينكه منحني بر اساس اندازه گيري هايي بوده كه با دشواري انجام گرفته و در معرض خطاهاي اتفاقي بوده كه نقاط روي منحني را پراكنده مي سازد .چنان چه امكان اندازه گيري ها با دقت بي نهايت زياد وجود ميداشت نقاط روي منحني احتمالا در امتداد خط نزديكتر به يكديگر قرار ميگرفتند تا آنچه كه در عمل ديده مي شود .

احتمالا هيچ كس نمي توانست از خط رشته اصلي قد و وزن در نسل انساني به قدري منحرف باشد كه اين ستاره از رشته اصلي ستارگان در روشنايي و دما انحراف   دارد كشف چنين ستارهاي در پايين نمودار به اندازه اي تعجب انگيز است كه مثلا شخصي با 180 سانتيمتر قد و فقط چند كيلو گرم وزن يا 120 سانتيمتر قد و 450 كيلوگرم وزن وجود داشته باشد .

چون 12 ستاره تعداد زيادي نيستند لذا با ترسيم 50 يا 100 ستاره ممكن است چندين رشته اصلي موازي بر روي منحني ظاهر ساخت كه اين بيانگر خانواده هاي مختلف ستارگان ميباشد آنگاه ستاره دور افتاده قابل توضيح بوده .

با اين ايده حجم اطراف خورشيد را به كره اي به شعاع 20 سال نوري كه شامل 90 ستاره از جمله خورشيد است افزايش خواهيم داد .

تعداد قابل توجه اي از ستارگان گر چه هنوز كم هستند كاملا دور از رشته اصلي واقعند ستاره بخصوصي كه در پايين نمودار قرار داشت حالا به چندين ستاره ديگر پيوسته كه همگي در زير رشته اصلي واقع گرديده   اند .

اكثر ستارگان اطراف ما فوق العاده ضعيف هستند انتظار داريم كه روشنترين ستارگان آسمان همسايگان ما باشد   اما اين طور نبوده و تنها يك دو جين از 90 ستاره موجود   در فهرست ميتوانند با چشم غير مسلح در شرايط عادي ديده شوند .

هر چند كه ستارگان روشنتر از خورشيد نسبتا كمياب بوده اما فوق العاده جالب اند زيرا آنها جرم و تابندگي غولهاي آسمانند ستارگان غير عادي مسيري را به طرف بالا و به سمت راست در منطقه اي ادامه مي دهند كه ستارگان آنها داراي دماهاي سطحي خيلي كم بوده و بنابراين قرمز رنگ هستند . معمولا يك ستاره با رنگ قرمز در مقايسه با خورشيد خيلي ضعيف است .

كوتوله ها و غولها

ستارگاني كه در ناحيه پايين و طرف چپ و آنهايي كه در ناحيه بالا و طرف راست واقع شده اند آنقدر قابل توجه اند كه اسامي خاصي را به خود اختصاص داده اند .

ستارگان طرف چپ پايين كوتوله هاي سفيد ناميده مي شوند و به اين دليل كوتوله لقب گرفته اند چون خيلي كوچك و ضعيف ميباشند و به خاطر داغ بودن سفيد به نظر ميرسند .ستارگان سمت بالا به غولهاي قرمز معروفند و غول نام گرفته اند چون فوق العاده بزرگ و تابنده اند و قرمز اند يك نمونه كوتوله سفيد قطري در حدود 32000 كيلومتر يعني تنها دو برابر قطر كره زمين را دارا ميباشد .

كوتوله هاي سفيد ستارگان چگال و فشرده اي هستند كه يك قاشق چاي خوري از ماده آن در حدود ده تن وزن دارد .

از طرف ديگر غولهاي قرمز بسيار بزرگ هستند كه به طور نمونه داراي قطر 139 ميليون كيلومتر يا حدود 100 برابر قطر خورشيد  ميباشند  اما اين ستارگان حجيم در اغلب حالات تقريبا همان جرم خورشيد را دارند .

ستارگان حاصل از پيش ستارگان

مسير تحول يك پيش ستاره منقبض شونده همانطور كه در نمودار هرتسپرونگ – راسل ظاهر ميشود نشان داده شده است اين مسير ستاره اي با جرمي معادل با جرم خورشيد ميباشد عمر پيش ستاره به صورت نقاط متوالي در امتداد نمودار علامت گذاري شده است .

سه سال بعد از شروع شكل گيري اوليه ابر گازي و خاتمه آن كه نمايش دهنده براي 10 ميليون سال عمر پيش ستاره ميباشد ميتوان دريافت كه در ابتدا پيش ستاره به طور سريع و سپس خيلي آهسته به طرف پايين نمودار   H-R حركت مي كند .

بعد از 27 ميليون سال كه كره  گازي شروع به فر ريختن مي كند  به همسايگي رشته اصلي مي رسد مسير رسم شده پيش ستاره در نمودار H-R    بر اساس مشاهدات مستقيم پيش ستارگان پايه گذاري نشده .

همانطور كه در بالا اشاره شد يك پيش ستاره در طول سالهاي اوليه عمرش با سرعت زيادي تابش ميكند .

ستاره شناسان نظري با استفاده از ماشين هاي الكترونيكي سريع قادر به محاسبه اندازه روشنايي و توزيع دماي يك ستاره منقبض شونده مي باشند .اگر چنين كوششي با دست وبا ماشينهاي حساب رو ميزي توسط 3000 رياضيدان صورت ميگرفت 5 سال به طول ميانجاميد و بيش از 10 ميليون دلار هزينه بر ميداشت . اختراع ماشين حسابگر با سرعت زياد يكي از دلايلي است كه سبب پيشرفت فراواني در فهم ما از تولد ستارگان در دهه اخير شده است.

افروزش هيدروژن

پيش ستاره از زمان شكل گيري اش  ابتدا به سرعت و سپس آهسته تر همانطور كه  چگال شده و اتمهاي متحرك با مقاومت افزايش يافته اي به  طرف  مركز مواجه شده اند فرو ريخته است.

 بعد از 10ميليون سال پيش ستاره از قطر اوليه اش كه تريليون كيلومتر است به قطري حدود 4/2ميليون كيلومتر فشرده شده است .به طور همزمان دماي مركز پيش ستاره به ده ميليون درجه كلوين افزايش يافته است براي  اولين بار در اين دما پروتون ها در مركز پيش ستاره باسرعت زياد در حال حركت و برخورد ميباشند تا به مانع الكتريكي نفوذ كرده وبه داخل بيايند تابه نيروي هسته اي جازبه برسند. در اين حال پيش ستاره يك ستاره شده است. با رها شدن انرژي هسته اي در مركز ستاره تا اندازه اي گرمتر و بيشتر تابنده ميشود.

همانطور كه اين  وقايع صورت مي گيرد ستاره به طرف بالا و به سمت چپ نمودار H-R   حركت مي كند تا اينكه 17ميليون سال بعد از شروع جوش هسته اي و 27ميليون سال بعد از فرو ريختن پيش ستاره به محل استراحتش برروي رشته اصلي مي رسد.

رشته اصلي

هم جوشي هسته هاي هيدروژن و هليوم را توليد ميكنند. اين واكنش طولانيترين مرحله منفرد از تاريخ يك ستاره را در بر ميگيرد كه حدود 90% از زندگي اش براي حالتي با جرمي معادل نور خورشيد ميباشد. خورشيد در نيمه اين مرحله است حدود 6/4بيليون سال قبل به رشته اصلي آمد و براي4 يا 5سال ديگر قبل از اينكه بميرد در آنجا باقي مي ماند.

خورشيد هيدروژن اش را به آهستگي ميسوزاند زيرا تحول زندگي روي زمين نيزيك فرايند خيلي آهسته است. بر طبق مدارك سنگواره اي اشكال ساده حيات نظير باكتري ها زماني در اولين بيليون سال وجود منظومه شمسي در روي زمين ظاهر شدند و اشكال پيشرفته حيات تا چند بيليون سال بعد از آن پديدار نشدند .

به فرض آنكه عمر خورشيد 100ميليون سال يا كمتر بوده باشد مشكوك به نظر مي رسد كه مخلوقات با هوش زمين را هرگز اشغال كرده باشند .اگرچه خورشيد حدود 10بيليون سال عمر خواهد كرد ستارگان ديگر با زمانهاي كوتاهي نظير يك ميليون سال عمر مي كنند و هنوز ستارگان ديگري ممكن است براي زمان طولاني نظير يك تريليون سال يا بيشتر نيز عمر كنند .

بزرگترين ستارگان عمر كوتاهي دارند آنها سوخت بيشتري براي سوزاندن  دارند .اما خيلي سريع تر از ستارگان كوچكتر آن را مي سوزانند .چرا يك ستاره سنگين سوختش را خيلي سريعتر از يك ستاره سبكتر مي سوزاند ؟

وزن زياد چنين ستاره اي دماي بيشتر ي را در مركز توليد مي كند و سبب مي شود كه پروتونها خيلي شديد تر از پروتونها در يك ستاره سبكتر برخورد كنند .

در اثر شدت اين برخورد ها سد الكتريكي بين پروتونها خيلي ساده تر نفوذ پذير ميشود و ميزان واكنش هسته اي بالا مي رود .

در ستارگان سنگينتر  ميزان واكنش با افزايش دما بالا مي رود به نحوي كه با دو برابر شدن دما ميزان واكنش در سازه 30000 ضرب مي گردد .از طرف ديگر ستاره اي به جرم1/0 خورشيد بايد براي يك تريليون سال عمر كند كه ستاره بارنارد يك نمونه از آن است .اين ستاره بايد بعد از نابودي خورشيد براي مدت طولاني درخشان باشد .

((تجربيات )) در درون يك ستاره

 چگونه ستاره شناسان مي توانند با اطمينان بيان كنند كه خورشيد به مدت 10 بيليون سال هيدروژن را مي سوزاند ؟پاسخ در بر گيرنده يك فرق اساسي بين نجوم و ساير حوزه هاي ديگر تجسسي علمي مي شود اكثر شاخه هاي علم در تجربيات آزمايشگاهي استوار است به نحوي كه دانشمندان رفتار يك شي را تحت شرايط دقيق مطالعه ميكند شي ممكن است يك  الكترون , يا يك ويروس باشد.

اجرام تحت مطالعه اغلب كهكشان ها ستارگان يا سيارات مي باشند كه براي  آوردن به آزمايشگاه  يا بسيار  بزرگند يا در حالت طبيعي كشف شدند .

تعريف جديد  تحول ستاره اي تقريبا به همانند  اندازه كه به تلسكوب و طيف نما وابسته است به چنين  تجربه هايي بر اساس  استفاده از ماشين حسابگر نيز بستگي دارد.

يك تجربه اي عددي بر روي يك ستاره با مجموعه اي از قوانين  يا فرمول ها نظير قوانين نيوتون شروع ميشود كه طي آن شي مورد مطالعه را توصيف ميكند و بيان مي دارد كه چگونه شي تحت تاثير نيرو هاي طبيعي قرار ميگيرد .  ستاره شناس با اين فرض كه ستاره توزيع  كروي از ماده توسط  گراني را نگه مي دارد

تجربه عددي  مربوط  مي سازد .ستاره شناس برنامه  كامپيوتري را همراه با اعداد نمايش دهنده  جرم  ستاره مقدار ثابت جهاني گراني ميزان هاي اندازه  گيري شده از واكنش گوناگون هسته اي به حافظه ماشين حسابگر وارد مي كند.

 ماشين حسابگر تمام  حساب لازم را خيلي سريع انجام ميدهد سر انجام توصيف  كاملي از ستاره شامل دما چگالي تركيب داخلي تابندگي و دماي سطحي اش را توليد ميكند  .

چون سوختن هيدروژن منبع انرژي ستاره است لذا وقتي كه مقدار هيدروژن تغيير مي كند تمام خواص ستاره نيز تغيير مي كند .اساسا , شرايط در درون ستاره   به علت پايين آمدن مداوم  مقدار هيدروژن  در هر ثانيه تغيير مي كند . به هر حال در طول زندگي  ستاره  وقتي كه هيدروژن را ميسوزاند  ساختارش آنقدر آهسته تغيير مي كند  كه توصيف ثانيه به ثانيه آن ضروري نمي باشد  دوره سوختن هيدروژن  خورشيد 10بيليون سال طول مي كشد .

 ستاره شناس به عنوان نتيجه اي از محاسبه اش , تقريبا مي داند چگونه شرايط در ستاره بر آن فاصله زماني 50 ميليون سال خاص تغيير كرده است. به اين طريق او تحول ستاره را در مرحله سوختن هيدروژن از زندگي اش در طول 50 ميليون سال رد يابي مكند.

  حفره هاي  سياه در فضا

با تشخيص ارتباط بين ستارگان نوتروني, تپ اخترها و ابر نو اخترها تعدادي از ستاره شناسان احساس كردند كه آخرين صفحات داستان زندگي ستارگان را نوشته اند .اما, شواهد اخير صورتي ايجاد كرده است كه ستاره نوتروني يا تپ اختر مرحله نهائي فشردگي  ماده ستاره اي نيست  تحت شرايطي خاص هسته يك ستاره  ممكن است به ابعادي كمتر از 16كيلومتر  كه حد ستاره نوتروني  است منقبض  شود  اين مقدار به شعاعي معادل 2/3كيلو متر  ميرسد.

شكل گيري يك حفره سياه

بر اساس نظريه انيشتين وقتي ابعاد ستاره حدود 6/1ميليون كيلو متر (قطر) باشد ,نيروي گراني در سطح آن براي  نگه داشتن  پرتوها  نور فراري كافي نخواهد بود ,در نتيجه  اين پرتوها ستاره را با انرژي كمتري ترك مي كنند. اما اگر ماده ستاره در حجم كوچكي فشرده  باشد ,نيروي گراني در سطح آن بسيار بزرگ خواهد بود .اين حالت, مي تواند  براي هسته ستاره اي كه نتيجه  انفجار  ابر نو اختر است اتفاق بيافتد

خواص يك حفره سياه

نيروي گراني  يك حفره سياه نه تنها  مانع از فرار نور مي شود ,بلكه از خروج كليه اجرام فيزيكي  از حفره جلوگيري مي كند .و اين پيش بيني ديگري از نظريه انيشتين است كه اظهار مي دارد هيچ شيئي نميتواند سريعتر از نور حركت  كند .هر پرتو  نوري  يا شي فيزيكي  كه از خارج  به حفره سياه وارد مي شود نيز محبوس  مي گردد و هرگز نمي تواند مجددا  خارج شود.  داخل حفره سياه  كاملا از جهان  خارج جدا شده است يعني مي تواند اجرام و تابش را بگيرد ولي نمي تواند چيزي را پس بدهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

منا بع :

سايت اينترنتي علمي : www.physicsir.com

تحت نظارت اعضاي گروه علمي :

دكتر كاوه بازرگان . امين جوان . پارسا مهدوي . محمد رضا لعل حسن زاده

طيبه كماچي . محمد مهدي غفراني . محمد رضا خسروي پور (نجوم) . محمد جواد شيرزاد

مهدي مرد آزاد . داوود صالحي . احمد گيمديل

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 17:35  توسط poya  | 

ناصرالدین شاه

ناصرالدین شاه قاجار

ناصرالدین‌شاه قاجار

ترتيب  چهارمين شاه دودمان قاجار

زمان حکومت  ۱۲۲۸ - ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵

صدراعظم‌ها    امیرکبیر - میرزا آقاخان نوری - میرزا حسین خان سپهسالار - امین‌السلطان

شاه پیشین     محمدشاه

شاه بعدی       مظفرالدین شاه

سلسله قاجاريه

زادروز  ۲۵ تیر ۱۲۱۰

درگذشت       ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵ (۶۴ سال)

زادگاه  تبريز، ایران

محل فوت       شهر ری، ايران

 

ناصرالدین‌شاه قاجار (۲۵ تیر ۱۲۱۰ - ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵) ، قبلهٔ عالم، معروف به «سلطان صاحبقران» و بعد «شاه شهید»، چهارمین شاه از دودمان قاجار ایران بود. وی طولانی‌ترین مدت شاهی را در میان دودمان قاجار دارا است. وی اولین شاه ایرانی بود که خاطرات خود را منتشر کرد. او را پیش از پادشاهی ناصرالدین میرزا می‌خواندند.

زندگی

 

وی در سال ۱۲۱۰ هجری شمسی در خانه‌ای که به بهایی معروف بود در تبریز بدنیا آمد. مادر او مهد علیا گفته می شود که مادرش در زمان بارداری با مردی به نام میرزاعظیم رابطه نامشروع داشته. خبر درگذشت پدرش محمدشاه را در سال ۱۲۲۸ هجری شمسی هنگامی که در تبریز بود شنید، سپس به یاری امیرکبیر به پادشاهی رسید و بر تخت طاووس نشست که البته پس از مدتی با دسیسه سفرای کشور های خارجی مخصوصا بریتانیا حکم اعدام امیرکبیر را در حالت مستی امضا نمود.

 

ناصرالدین شاه برای حفظ مناطق شرقی ایران، به‌ویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله بریتانیا به بوشهر ناچار به توقف این فعالیتها شد. فرستاده وی قرارداد پاریس را امضا کرد. در دوران سلطنت او به‌ویژه پس از ترور ناموفق وی توسط یک بابی، محدودیت بهائییان و بابی‌ها در ایران افزایش یافت.

قاجار

شاهان قاجار

 

عنوان

 

آقامحمد خان

فتحعلی شاه

محمد شاه

ناصرالدین شاه

مظفرالدین شاه

محمدعلی شاه

احمد شاه      

دوره سلطنت

 

۱۱۶۱-۱۱۷۶

۱۱۷۶-۱۲۱۳

۱۲۱۳-۱۲۲۷

۱۲۲۸-۱۲۷۵

۱۲۷۵-۱۲۸۵

۱۲۸۵-۱۲۸۸

۱۲۸۸-۱۳۰۴

نخست‌وزیرهای قاجار

 

حاج ابراهیم كلانتر

قائم مقام فراهانی

حاج میرزا آقاسی

امیرکبیر

سپهسالار

مستوفی‌الممالک

امین‌السلطان

عین‌الدوله

مشیرالدوله

مشیرالدوله پیرنیا

قوام‌السلطنه

وثوق‌الدوله

چهره‌های معروف

 

عباس میرزا نایب السلطنه

محمدعلی میرزا دولتشاه

میرزارضا کرمانی

میرزای شیرازی

کامران میرزا

ظل‌السلطان

تاج‌السلطنه

فروغ‌الدوله

فخرالدوله

شعاع السلطنه

ارشدالدوله

سالارالدوله

مهد علیا

حسین بهزاد

ستارخان

یپرم‌خان

صمصام‌السلطنه

حیدرخان عمواوغلی

میرزا کوچک‌خان جنگلی

علیقلی خان سردار اسعد

رویدادهای مهم

 

قرارداد آخال

معاهده پاریس

معاهده گلستان

معاهده ترکمنچای

امتیازات و قراردادها

جنگ‌های ایران و روسیه

جنبش مشروطه

 

قیام تنباکو

جنبش مشروطه

فرمان مشروطیت

جنبش جنگل

کودتای ۱۲۹۹

انحلال سلسله قاجار

 

 

 

 

[ویرایش] بر تخت نشینی

 

هنگامی که محمد شاه قاجار که سال‌ها با بیماری نقرس دست به گریبان بود در شوال ۱۲۶۴ در ۴۲ سالگی از دنیا رفت، کشور گرفتار شورش بود و تنها بخش آرام ایران آذربایجان شمرده می‌شد. در این زمان ناصرالدین میرزای ولیعهد -که آن زمان شانزده ساله بود-در تبریز به سر می‌برد و مدعیان پادشاهی از هر سو سر برآورده بودند. حاجی میرزا آقاسی وزیر محمد شاه که توانایی آرام نگاه داشتن تهران را نداشت به حرم عبدالعظیم پناهنده شد و بست نشست. در این زمان ناصرالدین میرزا با پشتیبانی میرزاتقی خان امیرنظام (امیرکبیر آینده) راهی تهران شد و پیش از رسیدن به شهر میرزا تقی خان را لقب اتابک اعظم داد و او را صدراعظم خود گردانید. با رسیدن به تهران در همان سال ناصرالدین شاه به پادشاهی ایران رسید.

 

ناصرالدین شاه در ۱۴ شوال ۱۲۶۴ بر تخت نشست و از آن پس تا زمان مرگش در جمعه ۱۷ ذی‌القعده ۱۳۱۳ شاه ایران بود.

[ویرایش] صدراعظمی امیرکبیر

نوشتار اصلی: امیرکبیر

 

امیرکبیر روی هم رفته سه سال و سه ماه بر سر کار صدراعظمی بود. نخست به اصلاح خرابی‌ها و سرکوب گردن‌کشان پرداخت. در خراسان سالار پسر الهیارخان آصف‌الدوله صدراعظم فتحعلی شاه در پایان پادشاهی محمد شاه سر به شورش برداشته‌بود. امیرکبیر سلطان مراد میرزای قاجار را برای سرکوبی وی فرستاد که پس از سه سال کشمکش سرانجام این غائله با کشته‌شدن سالار پایان یافت. در گیر و دار این رویداد که مشهد در محاصرهٔ نیروهای دولتی بود، روسیه و بریتانیا پیشنهاد میانجی‌گری داده‌بودند که امیر نپذیرفته و گفته بود که «مشهدیان ترجیح می‌دهند که بیست هزار تن از ایشان کشته‌ شوند تا اینکه شهر به توسط خارجی به تصرف شاه درآید». همچنین در زمان او سران بابی سرکوب‌شده و خود باب نیز تیرباران شد.

میرزا تقی خان امیر کبیر

 

هنگامی که امیر و شاه به تهران رسیدند شمار ارتش ایران تنها ۳۰۰ تن بود. امیرکبیر که خود سپهسالار کل ایران بود به نظم و ساماندهی سپاه پرداخت و برای آموزش ارتشیان اقدام به استخدام آموزگار از خارج نمود و به صنعت اسلحه‌سازی رونق داد. او همچنین فرمان حذف لقب‌های اضافی در نامه‌نگاری‌ها را داد و به فرمان او حتی خود وی را نیز تنها با لقب جناب می‌خواندند. وی همچنین تلاش کرد جلوی رشوه‌خواری را بگیرد و به درآمد کارکنان دولت سامان دهد. او که خزانهٔ دولت را تهی از دارایی می‌دید راه را بر مستمری گزاف و بی‌حساب ملایان، شاهزادگان و چاپلوسان بست و اینگونه از مخارج دولت بسیار کاسته‌شد. او همچنین به مالیات و بازرگانی سر و سامانی بخشید. وی صنعتگران را تشویق می‌کرد و گروهی را برای آموختن صنعت روز جهان به اروپا فرستاد. همچنین او در راه پیشرفت کشاورزی نیز کوشش بسیار کرد. او همچنین به آوردن آموزگار از بیرون از کشور، نشر روزنامه و ترجمه کتاب‌های بیگانه و بنیادگذاری دارالفنون برای آموزش پزشکی، فن جنگ و زبان‌های بیگانه دست‌زد، اگرچه گشایش دارالفنون اندکی پس از برکناری او در ۵ ربیع‌الاول ۱۲۶۸ (قمری) روی‌داد.

 

امیرکبیر از نفوذ روسیه و بریتانیا در ایران کاست و برای نمونه در زمانی که اردوی شاهی از تبریز راهی تهران بود، کنسول بریتانیا پیشنهاد کرده‌بود که پشتیبانی از جان ارمنیان را بر عهده گیرد، ولی امیر نپذیرفته و گفته بود که پشتیبانی از شهروندان ایرانی وظیفهٔ دولت ایران است.

 

امیر کبیر به زیباسازی تهران و پیشرفت پایتخت نیز کوشید، در این راستا دست به ساخت بازار امیر و کاروانسرای امیر و تیمچه‌ای نو زد. همچنین به پاکیزگی گرمابه‌ها رسیدگی کرد و در اندیشهٔ کشاندن بخشی از آب رود کرج برای آشامیدن مردم تهران بود که دورهٔ زمامداریش به پایان رسید و این طرح دیگر اندیشه‌هایش ناکام ماند.

 

اقدامات امیر کبیر که به سود تودهٔ ایرانیان و به زیان شاهزادگان، دارایان، ملاها و اشراف بود خشم این دسته‌ها را برانگیخت و چون امیر جلوی دست‌اندازی مهد علیا را نیز در کارهای کشور گرفته‌بود اینان به گرد او جمع‌شدند. مهد علیا می‌کوشید تا میرزا آقاخان نوری را که در آن زمان وزیر لشکر بود را جایگزین امیر کبیر نماید. پس شاه را انگیزاندند تا امیر را کنار بزند، اگرچه شاه جوان در آغاز پایداری نمود. از ۱۲۶۷ قمری میان شاه و امیر کبیر اندک‌اندک به هم می‌ریخت و شاه دچار بدگمانی به صدراعظمش می‌شد. اختلاف نظر میان شاه و امیر بالا می‌گرفت، برای نمونه یک بار شاه یکی از برادرانش را به فرمانروایی قم فرستاد ولی امیر او را بازگرداند و شاه که دلش از این کار امیر کبیر تیره شده بود او را باز به قم فرستاد. اینگونه بود که شاه امیر کبیر را از صدر اعظمی کنار گذارد و او را به فرمانروایی کاشان گمارد. ولی کمی پس از آن که سفیر روسیه دست به اقداماتی به ظاهر به سود امیر کبیر زد، ناصرالدین شاه که بیمناک شده‌بود امیر را به باغ فین کاشان فرستاد و چندی پس از آن به فرمان شاه دلاک حمام را به زدن رگ‌های امیر کبیر واداشتند. این رویداد در ربیع‌الاول ۱۲۶۸ قمری رخ‌داد.

[ویرایش] صدر اعظمی میرزا آقاخان نوری

 

در سال ۱۲۶۸ قمری، میرزا آقاخان نوری که لقب اعتمادالدوله را داشت به صدارت رسید. او اصلاحات امیرکبیر را بازایستاند و کارگذاران او را برکنار و خویشان آشنایان خود را بر سر کار نهاد. همچنین مستمری کسانی که در زمان امیرکبیر از ایشان باز گرفته‌شده بود باز به راه گشت. در این زمان میان عثمانی و بریتانیا با روسیه جنگ درگرفته بود و هر سهٔ این دولت‌ها می‌خواستند ایران را در کنار خود داشته باشند ولی دولت بی‌خبر ایران از اختلاف میان این قدرت‌ها سودی نبرد. اعتمادالدوله در آغاز به همراهی و هواداری از بریتانیا شناخته شده بود ولی چون نامهٔ تندی به سفیر این کشور نوشت در ربیع‌الاول ۱۲۷۲ قمری سفیر از او رنجیده و از تهران بیرون رفت و کوشش‌های سفیر فرانسه هم برای آشتی آنان به جایی نرسید. در این زمان حسام‌السلطنه والی خراسان به هرات لشکر کشید و بی‌توجه به تهدیدهای بریتانیا در صفر ۱۲۷۳ قمری این شهر را به ایران بازگرداند. میرزا آقاخان اعتمادالدوله که از دشمنی بریتانیا بیمناک بود برای آشتی با آن کشور فرخ خان امین‌الدوله کاشانی را برای گفتگو با بریتانیا نخست به استانبول و سپس به پاریس فرستاد. در پاریس، بریتانیا شرط بازگردانی روابط میان دو کشور را به حال عادی برکناری اعتمادالدوله تعیین نمود. امین‌الدوله نیز کوشید تا از ناپلئون سوم امپراتور فرانسه برای میانجی‌گری میان ایران و بریتانیا یاری بگیرد. سرانجام بریتانیا که گفتگو را بیهوده می‌دید در ربیع‌الثانی ۱۲۷۳ جزیره خارک را اشغال کرد و تا اهواز پیشروی نمود. اینچنین بود که کار به پذیرش معاهده پاریس میان دو کشور انجامید که برپایهٔ آن بریتانیا سپاهیان خود را بندرها و شهرهای ایران بیرون می‌برد و ایران نیز استقلال افغانستان را به رسمیت می‌شناخت و نیز در در حل اختلافاتش حکمیت بریتانیا را می‌پذیرفت. این معاهده سبب افزایش نفوذ سیاسی بریتانیا در ایران گردید.

 

با اینکه اعتمادالدوله از اینکه انگلیسی‌ها از برکناری او گذشته‌اند شاد بود ولی اندکی پس از آن در محرم ۱۲۷۵ ناصرالدین شاه او را کنار گذاشت و خود زمام صدارت را به دست گرفت.

[ویرایش] پیشروی روس‌ها در آسیای میانه    در مورد درستی موضوعات ذکرشده در این مقاله اختلاف‌نظر وجود دارد.

لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید.

 

 

پیش از جنگ هرات فریدون میرزای فرمانفرما به سرکوبی خان خیوه محمد امین خان گمارده شد و وی خان خیوه را در ۱۲۷۱ قمری شکست سختی داد و او را به جای خود نشاند. پنج سال پس از آن ترکمن‌ها به خراسان تاختند. در این زمان حشمت‌الدوله و قوام‌الدوله به سرکوبی ایشان گمارده‌شدند ولی چون میان این دو دودستگی پدید آمد ترکمنان ایرانیان را شکست دادند. در این زمان روس‌ها به گسترش نفوذ خود در پیرامون دریای خوارزم و سیردریا می‌پرداختند، پس از ناتوانی سپاه ایران بهره‌بردند و خیوه و مرو را اشغال کردند.

[ویرایش] صدر اعظمی میرزا حسین خان سپهسالار

 

با برکناری اعتمادالدوله شاه دیگر کسی را تا سال ۱۲۸۱ (هجری) به صدر اعظمی برنگزید و خود به کارها رسیدگی کرد. در ۱۲۸۱ شاه میرزا محمد خان قاجار را با لقب سپهسالاری به صدارت برگزید که او تا سال ۱۲۸۴ (هجری) بر این جایگاه ماند. پس از آن شاه وی را کنار گذارد و وزیر مالیه آن زمان میرزا یوسف خان مستوفی‌الممالک را بی‌ آنکه رسماً صدر اعظم گرداند بدین کار گمارد.

 

در ۱۲۸۷ (هجری) که ناصرالدین شاه به سفر عتبات رفته بود با سفیر کبیر ایران در عثمانی -میرزا حسین خان قزوینی که لقب مشیرالدوله داشت - دیدار کرده و به توانایی‌های او پی‌برد؛ پس او را به ایران فراخواند و وزارت عدلیه را بدو سپرد. پس از چندی که مستوفی‌الممالک کناره‌گیری کرد وی به صدارت رسید و سپهسالار خوانده شد. او اصلاحات امیر کبیر را پی‌گرفت، به سازماندهی ارتش پرداخت، و کوشید تا در ایران حکومت قانون را برقرار سازد. همچنین وی برای شناساندن پیشرفت جهان شاه را به سفر فرنگ انگیزاند که سرانجام این سفر در ۱۲۹۰ (هجری) انجام پذیرفت.

 

در زمان سپهسالار امتیاز راه آهن ایران را از رشت به تهران برای ۵۰ سال به بارون رویتر انگلیسی واگذاشتند. همچنین برپایهٔ اعتبارنامه‌ای حق استفاده از همهٔ منبع‌های اقتصادی چون معدن‌ها، جنگل‌ها، بنیادگذاری بانک، تلگراف و... بدو واگذار می‌شد ولی اندکی پس از آن این اعتبارنامه لغو شد و برای دلجویی از رویتر در ۱۳۰۶ (هجری) امتیاز بانک شاهنشاهی به درازای ۶۰ سال بدو واگذار شد.

 

با بازگشت شاه از فرنگ مخالفت درباریان و ملایان با سپهسالار که مردی اصلاح‌طلب بود بیشتر شد و سرانجام شاه او را واداشت تا از کار کناره گیرد. شاه هنگامی که به تهران رسید مستوفی‌الممالک را به جای او گماشت و به میرزا حسین خان نیز وزارت امور خارجه را سپرد. در ۱۲۹۱ (هجری) نیز بدو لقب سپهدار اعظم و نیز مقام وزارت جنگ را داد. سپهسالار در پست‌های تازه‌اش نیز کوشید به بهبود وضع نابه‌سامان آن روزگار بپردازد ولی چون شاه حسن نیت نداشت کوشش‌هایش به جایی نرسید.

[ویرایش] صدر اعظمی امین‌السلطان

 

با مرگ میرزا یوسف خان مستوفی‌الممالک شاه صدر اعظمی را به میرزا علی اصغر امین‌السلطان سپرد. این مرد کوششی در راه اصلاحات نکرد و آنچه کرد در راه استواری جایگاه خویش و خشنودی شاه بود. وی ناصرالدین شاه را به سومین سفر اروپاییش برد. در زمان او انگلیسی‌ها امتیازات فراوانی را چون حق گشایش قمارخانه و لاتاری را از دربار ایران گرفتند. همچنین امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکو و انفیه در درون و بیرون ایران به شرکتی انگلیسی به درازای ۵۰ سال و به شرط پرداخت سالیانه ۱۵ هزار لیرهٔ انگلیسی و یک چهارم سود خالص آن شرکت واگذارشد. این امتیاز در سفری که ذکرش رفت به انگلیسی‌ها داده‌شد ولی بر امتیازنامهٔ آن در رجب ۱۳۰۸ دستینه نهاده‌شد. اگرچه در بازگشت به ایران شاه امتیاز لاتاری و قمارخانه را لغو نمود.

 

همچنین انحصار دخانیات ایران به دست شرکت رژی در ۱۳۰۸ (قمری) انجام‌پذیرفت. در این زمان مردم ایران که با کشورهای اروپایی کم‌کم آشنا می‌شدند و روزنامه‌ها و جراید فارسی‌زبانی که در بیرون از کشور چاپ می‌شد به دستشان می‌رسید و بر آگاهی ایشان می‌افزود به مخالفت با قراردادی که پیشتر از آن سخن گفتیم پرداختند و در این میان روحانیت شیعه نیز با این قرارداد به مخالفت پرداختند و کوشش های امین‌السلطان برای تطمیع ایشان به جایی نکشید. در تهران میرزا حسن آشتیانی و در عتبات میرزا محمد حسن شیرازی رهبری این اعتراض را داشته و فتوای تحریم دخانیات را دادند و خواستار لغو آن قرارداد شدند. سرانجام شاه و صدر اعظم کوتاه آمدند و در ۱۶ جمادی‌الاول ۱۳۰۹ آن امتیازنامه را لغو نمودند.

 

رخداد رژی سبب این شد که مردم بفهمند که با پافشاری می‌توانند حق خود را از دولت دریافت دارند و این پیشگام رویدادهای زمان مظفرالدین شاه قاجار گردید. ولی این رویداد باز منفی‌ای هم برای ایرانیان داشت و آن اینکه دولت ناچار شد برای پرداخت خسارت به شرکت انگلیسی دخانیات مبلغ ۵۰۰ هزار لیره از بانک شاهی قرض کرده و بدان شرکت بپردازد، این نخستین وامی بود که ایران از کشوری بیگانه می‌گرفت و پس از آن بود که گرفتن وام‌ها از روسیه و انگلستان آغاز شده و بر فشار اقتصادی از یکسو و رخنهٔ روز افزون این دو کشور در امور درونی ایران افزود.

 

در سال‌های پایانی پادشاهی ناصرالدین شاه فساد و رشوه‌خواری در کشور رو به افزایش گذاشته بود. امین‌السلطان نیز فردی چیره بر شاه و نیرومند در کشور بود و اجازه اصلاحات به کسی نمی‌داد. گرداندن کشور در زمان او بر عهده شورایی بود که سرشناس‌ترین اعضای آن خود او، کامران میرزا پسر شاه، نایب‌السلطنه و حکمران تهران ؛ و میرزا علیخان امین‌الدوله وزیر رسائل و اوقاف بودند. در میان اینان امین‌الدوله مردی اصلاح‌طلب و کاردان بود، ولی نیرویی نداشت و همآورد امین‌السلطان شمرده می‌شد و سرانجام هم چند ماه پیش از کشته‌شدن شاه در ۱۳۱۳ (قمری) امین‌السلطان وی را به پیشکاری آذربایجان به تبریز فرستاد تا او را از پایتخت دور نگاه‌دارد.

 

در این زمان و با توجه به فساد کامران میرزا و امین‌السلطان و نیز پیروزی در رویداد رژی بر ناخرسندی توده از دستگاه فرمانروایی افزوده می‌شد. در این میان چهره‌هایی نیز در درون و بیرون کشور به برانگیختن مردمان می‌کوشیدند و از آن جرگه خود امین‌الدوله، شیخ هادی نجم‌آبادی، سید جمال‌الدین اسدآبادی ، و نیز میرزا ملکم خان بودند. میرزا ملکم در لندن به نشر روزنامه قانون پرداخت و خواهان برپایی حکومت قانون و دگرگونی وضعیت در ایران شد و از ستم‌های فرمانروایی خودکامهٔ قاجار داد سخن داد. از آنجا که سخنانش رنگ عامیانه داشت در مردم ایران اثر بسزایی نمود.

[ویرایش] برپایی مجلس شورای دولتی و کوشش برای نگارش قانون

 

ناصرالدین شاه فرمان داده‌بود که شورایی از وزیران و چهره‌هایی کشوری فراهم شود و بر حل مشکلات ایران بپردازند. اعضای این شورا کسانی چون امین‌الملک، علاء‌الدوله و ناصرالملک بودند. ولی این شورا در عمل کاری از پیش نبردند زیرا می‌دانستند که گره مشکلات در دست کسانی چون فرزندان شاه است و کوشش برای حل این مشکلات به دشمنی با ایشان می‌انجامد.

 

ناصرالدین شاه همچنین به ابوالقاسم خان ناصرالممالک دستور داد تا به ترجمه و نگارش قانون بپردازد، ولی با اعتراضی که بر نوشتن قانون نو که به منزلهٔ دشمنی بر قانون شرع اسلام بود و نیز بهانهٔ پیروی ناصرالممالک از میرزا ملکم خان این کار نیز به پایان نرسید.

[ویرایش] سفرهای اروپایی

 

ناصرالدین شاه نخستین پادشاه ایران بعد از اسلام بود که به اروپا مسافرت کرد. وی نخستین بار در ۱۲۵۲ هجری شمسی و بعداً دوباره در ۱۲۵۷ و برای آخرین بار در ۱۲۶۸ (که در آن بازدیدی کامل از ناوگان جنگی بریتانیا کرد) به اروپا سفر کرد. وی در اولین سفر خود به بریتانیا به لقب شوالیه انجمن گارتر (بالاترین مقام سلحشوری بریتانیا) نائل آمد. وی اولین شاه ایران بود که این مقام را بدست آورد.

 

آوردن دوربین عکاسی به ایران از جمله کارهای او است. وی خود نیز به کار عکاسی علاقمند بوده است. او سیستم پستی نوین، حمل و نقل قطار، و انتشار روزنامه را با خود به ایران اورد. بانک شاهنشاهی ایران در پی سفرهای اروپایی وی تأسیس شد.

[ویرایش] ماجرای تنباکو

 

وی در سال ۱۲۶۹(۱۳۰۹ (قمری)) طی قراردادی مالکیت صنعت تنباکو را به جرالد تالبوت انگلیسی واگذار کرد. اما بعدها با صادر شدن فتوای میرزا محمد حسن شیرازی و میرزا حسن آشتیانی که کاشت و تجارت و مصرف تنباکو را ممنوع کرده بود مجبور به لغو آن گردید. این فتوا حتی اثراتی بر زندگی شخصی وی نیز داشت تا جایی که همسران وی او را از مصرف تنباکو باز داشتند. شاه هنگامی ناچار به لغو این حکم شد که میرزا حسن آشتیانی در برابر یکی از دو راهی که شاه پیش پای او گذاشته‌بود -یعنی یا کشیدن قلیان در جلو چشم همه و یا ترک ایران- دومی را پذیرفت. پس مردم تهران به شور درآمده به دنبال او راهی شدند. هنگامی که کارگذاران شاه کوشیدند تا او را به زور وادار به کشیدن قلیان کنند سید محمد رضا طباطبایی خشمگین شده و به شاه و نایب‌السلطنه دشنام داده بود. این رویداد مردمان را به هیجان آورد و ایشان به گرد ارگ شاه ریختند. درگیری پیش آمد و چند تنی کشته‌شدند. هنگامی که زنان شاه نیز پریشان شدند شاه سرانجام تسلیم شد و نشست میان روحانیان معترض و دولتیان برگذار شد که نتیجه آن لغو امتیاز بود. البته برای پرداخت جریمهٔ این لغو امتیاز ایران ناچار شد از انگلیسی‌ها وام بگیرد که این نخستین وامی بود که ایران از یک کشور بیگانه می‌گرفت.

 

وی در تلاشی دیگر برای دادن امتیازاتی به اروپاییان مالکیت گمرک ایران را به پاول جولیوس رویترز (بنیان گزار خبرگزاری رویترز) واگذار کرد.

[ویرایش] مرگ

میرزا رضا کرمانی پیش از اعدام

 

در آستانهٔ مراسم پنجاهمین سال تاجگذاری در سال ۱۲۷۵ هجری خورشیدی (۱۷ ذی‌القعده۱۳۱۳ هجری قمری) به دست میرزا رضای کرمانی یکی از پیروان سید جمال الدین اسدآبادی و به تحریک او[۱] در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری ترور شد. او در هنگام ترور پنجاهمین سالگرد سلطنت خویش را جشن می‌گرفت. وی در زیارتگاه شاه عبدالعظیم در شهر ری در نزدیکی تهران دفن است. سنگ قبر یک پارچهٔ مرمری وی که تمثال کامل وی بر آن حکاکی شده هم‌اکنون در موزهٔ کاخ گلستان در تهران نگهداری می‌شود و به یکی از شاهکارهای کنده‌کاری دوره قاجار معروف است.

 

گفته می‌شود ریوولور استفاده شده برای ترور وی بسیار کهنه و فرسوده بوده‌است. به همین دلیل شاید اگر وی پالتوی ضخیم‌تر پوشیده بود یا از فاصله‌ای دورتر به وی شلیک شده بود او از این سو قصد جان سالم به در می‌برد. گفته شده‌است که آخرین کلمات وی این‌ها بوده‌اند: «من بر شما جور دیگری حکومت خواهم کرد اگر زنده بمانم».

[ویرایش] ایران در روزگار ناصرالدین شاه

 

ایران در روزگار این پادشاه باز هم رو به ناتوانی رفت و پیمان‌های آخال و پاریس -که در برابر آنها بخش‌های دیگری از ایران جدا و به رخنه بیگانگان بر کشور افزوده‌شد- در زمان این پادشاه بسته‌گردید. همچنین دولت او به استثنای زمان زمامداری امیر کبیر و چند شخصیت دلسوز و کاردان دیگر به وضع کشور و مشکلات اقتصادی و اجتماعی ایران توجهی نداشت. برای نمونه هنگامی که در ربیع‌الثانی ۱۲۹۹ میرزا ملکم خان را از فرنگ فراخواندند به جای ستایش از خدماتش وی را مورد خوارداشت قرار دادند. همچنین در بسیاری از نشست‌های رسمی دولت از هر چیزی سخن گفته‌می‌شد چیز آنچه که باید بشود. برای نمونه ظل‌السلطان پسر ناصرالدین شاه گزارش می‌دهد که :«..به جای صحبت دولتی، از میوه و گل و بلبل ...گفتگو می‌شود...» یا بیان می‌کند که یکی از دغدغه‌های دولت و دربار این بوده که شایع شده‌است که زن‌های شاه می‌خواهند بدو جگر خرس بدند تا اخته شود و این سوژه گفتگوی زمامداران می‌شده است.

 

همچنین از نامه‌های به جای مانده از بیگانگانی که در آن زمان در ایران بوده اند می‌توان به آشفتگی و نابه‌سامانی روزگار ناصری پی برد. برای نمونه کنت دو گوبینو -که نماینده سیاسی آن زمان فرانسه در تهران بود- در نامه‌هایش از این آشفته‌بازار سخن می‌گوید. برای نمونه رفتار اروپایی‌ها را در ایران مغرورانه و طمع‌آمیز و برخورد ایرانیان را نیز ساده‌انگارانه و نادرست می‌خواند. او با اینکه به ویژگی‌های نیکوی ایرانیان نیز اشاره دارد ولی از روزگار ناخوشایند آن زمان پرده‌برمی‌دارد. برای نمونه در نامه‌ای که در ۱۸۶۳ (میلادی) نوشته‌است می‌گوید:«..مردم ایران مردم کارکن و باهوش هستند و طبعاً از تجارت و صناعت و زراعت خوششان می‌آید و آرزویشان این است که حکومت بگذارد ثروت ارضی مملکتشان را مورد استفاده قرار بدهند...» گوبینو همچنان بازگو می‌سازد که با همهٔ گرفتاری‌ها کشور ایران رو به پیشرفت می‌رود و کارخانه‌هایی هم گرداگرد پایتخت و با یاری سرمایه خود مردم و بی هیچ گونه پشتیبانی از سوی دولت ساخته شده‌است. همچنین می‌گوید که رفتار زشت و خشن سردمداران دولت نیز زیر فشا

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 15:51  توسط poya  | 

ریشه لغوی زمین

·         ریشه لغوی

·         دید کلی

·         تاریخچه ، سیر تحولی و رشد

·         تعریف علم زمین شناسی

·         نقش زمین شناسی در زندگی

·         ارتباط زمین شناسی با سایر علوم

·         تقسیمات علم زمین شناسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ریشه لغوی

زمین شناسی یا ژئولوژی (Geology) از لغت یونانی Geo به معنی "زمین" و Logos به معنی "علم" یا "منطق" گرفته شده است. به عبارت دیگر زمین شناسی علم مطالعه زمین می‌باشد.

دید کلی

زمین شناسی علمی است که درباره پیدایش زمین ، تشکیلات ، ساختمان و مواد تشکیل دهنده زمین ، کوهها ، دشت‌ها و اقیانوس و همچنین تاریخ پیدایش جانداران و تسلسل وقایع فیزیکی در زمین و بالاخره تحولاتی که در زمین صورت گرفته و می‌گیرد بحث می‌نماید. زمین شناسی در نیم قرن اخیر در جهان و در ربع قرن حاضر در ایران گسترش فراوانی یافت. بسیاری از نظریات سابق دگرگون شد و زمین شناس در بررسی سیاره پرارزش خود به آگاهیهای نوین دست یافت که پایه علوم زمین جدید را فراهم ساخت چون مانند همه رشته‌های تجربی کار زمین شناسی بر اساس مشاهده و تغییر است لذا هر قدر امکان مشاهده مستقیم و غیر مستقیم ما ، از راه‌های ژئوفیزیک ، ژئوشیمی ، ماهواره‌ها و الکترونیک افزایش یابد، طبعا آگاهی‌های ما هم از جهان و از گذشته کره زمین عمیق‌تر می‌گردد.

 

 

 

 

 

 

 




تاریخچه ، سیر تحولی و رشد

·    مدارک و اسناد حاکی از آن است که حدود 4500 سال قبل از میلاد ، انسان موفق به استخراج مس شد، حدود 2800 سال پیش از میلاد آلیاژ مفرغ بوسیله ایرانیان شناخته شد. در سالهای 1600 تا 1300 پیش از میلاد استفاده از آهن معمول گردید. قدیمی‌ترین نقشه زمین شناسی در 2000 سال قبل از میلاد مربوط به معادن زمرد و طلا در مصر باقی مانده است.

 

·    اینکه اولین مطالعات علمی زمین شناسی از چه زمانی آغاز شده به درستی مشخص نیست، شاید اولین نوشته در مورد این علم به وسیله ارسطو (332-348) سال قبل از میلاد) در کتاب "السما و العالم" به رشته تحریر در آمده باشد، که در آن از تغییرات وارد بر زمین و آثار جوی ذکر به میان آمده است. بعد از جنگ جهانی دوم (1945-1939) با پیشرفت علوم و تکنولوژی و در نتیجه احتیاج به مواد اولیه اهمیت علم زمین شناسی بیش از پیش آشکار شد. برای جستتجوی معادن فلزی و مخصوصا نفت ، زمین شناسان را بر آن داشت که دست به یک سری مطالعات جدید در زمینه ساختمانهای تحت الارضی زده و مطالب جدید کشف نمایند.

 

·    در اوایل قرن بیستم با پیشنهادات وگنر ، نظر زمین شناسان به فرضیه اشتقاق قاره ها معطوف شد. در سالهای اخیر با مطالعات و توجهات بیشتر به نظریه‌های گسترش کف اقیانوس و تکتونیک صفحه‌ای توسط دانشمندانی همچون مس و مورگان و با استفاده از پیشرفته‌ایی که در سایر علوم حاصل گردیده زمین شناسی وارد مرحله جدیدی از علوم شده است.

 

تعریف علم زمین شناسی

·    زمین شناسی دانش سیاره زمین است ودرباره منشا مواد و اشکال موجود بر آن صحبت می‌کند. گذشته این سیاره وفرایندهایی که برروی آن رخ داده یا درحال رخ دادن است و بر اشکال آن تاثیر دارد بررسی شود. برای حصول نتیجه از این مباحث در زمین شناسی باید اثر فشارهای مختلف مورد اثر بر زمین وهمچنین شیمی موادی که این سیاره از آن تشکیل شده واثر موجودات زمین در آن از جنبه‌های مختلف مورد بحث قرار گیرد. اطلاعات اولیه در مورد خود کره زمین نظیر پیدایش زمین عمر آن و وضعیت آن در فضا واز این قبیل ازطریق مطالعه سایر اجرام سماوی بدست می‌آید و گاها از این طریق با مطالعه وضع فعلی سایر اجرام شبیه زمین به طرز پیدایش رخدادها وتغییرات در گذشته زمین پی می‌برند.

·    تمام مطلعاتی که در مسیر شناخت زمین صورت می‌گیرد و علومی که در این مسیر پا گرفته و می‌گیرند در نهایت در خدمت جامعه بشری قرار می‌گیرد‌. در این علوم چگونگی استخراج واستفاده از مواد موجود در زمین و محیطهای زیستی پایدار در زمان پیدایش این مواد مورد بررسی قرار می‌گیرد و در علومی دیگر از خطرات ناشی از نیروهائی در حال حرکت و پویای موجود در زمین که ممکن است رفاه یا هستی انسانها را با خطر نیستی مواجه سازد آگاه می‌سازد. چون مواد موجود در زمین و ساختمانهای طبیعی موجود در آن از ابتدای تاریخ بشریت مورد استفاده انسانها بوده است می‌توان گفت این علم از قدیمیترین علومی است که انسانها نا خودآگاه به آن پرداخته‌اند ودر طی قرون رفته رفته این علم و شاخه‌های متنوع آن مدون و طبقه بندی شدند و رشته‌های فرعی وتخصصی با قوانین تعریف شده را به وجود آورده‌اند که هریک بخشی از دانش زمین شناسی را تشکیل می‌دهند.

·    زمین شناسی علمی است که به طور کلی در باره زمین صحبت می‌کند. این تعریف را باید کامل‌تر کرد. زیرا موضوع علوم دیگری نیز مثل هیات و نجوم و ... درباره زمین صحبت می‌کنند. ولی مقصود از زمین شناسی ، شناسایی و مطالعه تئوری‌های پیدایش زمین و مواد تشکیل دهنده آن ، بررسی عواملی که در وضعیت آن تاثیر دارند. و بالاخره مطالعه و شناسائی مواد ارزشمند زمین و نحوه استفاده از آنهاست. زمین شناسی علم قدیمی و دارای سابقه طولانی است. و بشر همواره در مورد زمین کنجکاو بوده است. حوادثی مانند زلزله ، طوفان ، سیل ، گردباد و ... انسان را همواره در مورد زمین نگران می کرده. علم زمین شناسی ، یعنی آنچه که امروزه به علم جداگانه دارای رشته‌های متنوعی است که بیش از دو سه قرن سابقه ندارد. و مانند سایر رشته‌های علوم تحقیقات مداوم دانشمندان متعددی این علم را به پایه امروزی رسانده است.

نقش زمین شناسی در زندگی

زمین شناسی علم قدیمی و سابقه‌داری است. اصولا بشر اولیه ، همیشه در مورد زمین کنجکاو بوده است. این کنجکاوی را می‌توان معلول دو علت اساسی دانست. اول اینکه بشر و سایر موجودات زنده ، هستی خود را مرهون زمین بوده و همیشه غذای خود را از آن بدست می‌آورده‌اند و بدین ترتیب مجبور بوده‌اند که دائما در مورد آن مطالعه کنند تا بتوانند غذای مناسب و حدالامکان متنوعی برای خود به دست آورند. نکته دومی که بشر را در مورد زمین نگران می‌کرده است، وقوع حوادث ناگواری مانند زلزله ، آتشفشان ، طوفان ، سیل و نظایر آن بوده که همیشه خسارات مالی و جانی زیادی را سبب می‌شده است و بشر به ناچار همواره در صدد بوده است که علل این حوادث را دریابد تا بتواند حتی المقدور از وقوع آن جلوگیری و یا حداقل آن را پیش بینی کند.

ارتباط زمین شناسی با سایر علوم

همانند سایر علوم ، زمین شناسی نیز نمی‌تواند بدون کمک دیگر رشته‌های علمی ، موجودیت خود را حفظ کند. مهمترین رشته‌های علمی که زمین شناسی بر مبنای آنها استوار است فیزیک ، شیمی ، مکانیک ، بیولوژی و نجوم‌اند.

تقسیمات علم زمین شناسی

·         کانی شناسی:
درباره مواد تشکیل دهنده زمین ، طرز تشکیل و نحوه شناسائی آنها گفتگو می‌کند.

·         سنگ شناسی:
موضوع بحث آن سنگ‌های زمین ، تقسیم بندی و چگونگی تشکیل آنهاست.

·         هواشناسی:
راجع به آزمایش‌های مربوط به هوا و مشخصات آن صحبت می‌کند.

·         آب شناسی:
موضوع بحث آن آب‌های زمین است. این رشته خود به دو قسمت آبهای سطحی و آبهای زیر زمینی تقسیم می‌شود.

·         زمین شناسی ساختمانی:
درباره ساختمان‌های طبیعی زمین صحبت می‌کند.

·         زمین شناسی فیزیکی:
در باره مشخصات طبیعی زمین صحبت می‌کند.

·         دیرینه شناسی:
راجع به موجودات زنده‌ای که در قدیم زندگی می‌کرده‌اند و شرایط زندگی آنها بحث می‌کند. با استفاده از این رشته می‌توان سن طبقات مختلف زمین را محاسبه کرد.

·         رسوب شناسی:
راجع به رسوبات و نحوه تشکیل آنها صحبت می‌کند.

·         چینه شناسی:
موضوع بحث آن درباره طبقات مختلف زمین و ارتباط آنها با یکدیگر است.

·         ژئومرفولوژی:
موضوع بحث آن در مورد عوارض زمین است و درباره طرز پیدایش پستی‌ها و بلندی‌ها گفتگو می‌کند.

·         ژئوفیزیک:
درباره خواص فیزیکی زمین نظیر جاذبه ، ثقل ، فشار و حرارت بحث می‌کند. در قسمتی از این رشته که به نام ژئوفیزیک عملی معروف است ، نحوه استفاده از خواص زمین در پی‌گیری و اکتشاف مواد معدنی بحث می‌شود.

·         ژئو شیمی:
راجع به خواص شیمیایی زمین و ترکیب مواد تشکیل دهنده آن گفتگو می‌کند. در این رشته نحوه استفاده از خواص شیمیایی عناصر تشکیل دهنده زمین در اکتشاف مواد معدنی مورد بحث است.

·         زمین شناسی اقتصادی:
این رشته از زمین شناسی درباره آن دسته از مواد زمین که ارزش اقتصادی دارند صحبت می‌کند. و نحوه و شرایط تشکیل آنها را بررسی می‌کند.

·         زمین شناسی مهندسی:
در باره چگونگی استفاده از اطلاعات زمین شناسی در کارهای مهندسی نظیر سد سازی ، جاده‌ سازی و ... گفتگو می‌کند.

·         فتوژئولوژی:
به کمک این رشته می‌توان با استفاده از عکس‌های هوایی زمین ، نقشه زمین شناسی تهیه کرد.

·         زلزله شناسی:
زمین لرزه‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد.

·         آتشفشان شناسی:
آتشفشان‌ها و فعالیتهای آتشفشانی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

·         اقیانوس شناسی:
اقیانوس‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد.

·         پالئو ژئوگرافی:
درباره شکل و توزیع خشکی‌ها و دریاهای زمین در ادوار گذشته زمین شناسی گفتگو می‌کند.

·         پالئو بوتانی:
راجع به گیاهانی که در قدیم می زیسته‌اند و چگونگی شناسائی آنها گفتگو می‌کند.

·         دورسنجی:
در آن نحوه بررسی زمین با استفاده از ماهواره‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد.

·         غارشناسی:
در آن نحوه پیدایش غارها مورد بررسی قرار می‌گیرد .

·         زمین شناسی دریایی:
در آن در مورد آبها بحث می‌شود.

·         زمین شناسی ساختمانی و تکتونیک:
درباره ساخت‌های مختلف سنگهای تشکیل دهنده پوسته ، چگونگی تشکیل و ارتباط آنها با عوامل داخلی زمین ، بحث می‌کند.

 

غير سيليکاتها

آپاتيت ـ فسفات کلسيم با کمي کلر يا فلوئور است. بلورهاي آن زرد يا سبز مايل به زرد است. از آپاتيت در تهيه کودهاي شيميايي استفاده مي شود.
فيروزه ـ فسفاتي به رنگ آبي فيروزه اي است.
باريت ـ سولفات باريم است که معمولاً به صورت رگه هاي معدني يافت مي شود. رنگ آن سفيد و يا خاکستري است و چگالي آن زياد است.
پيريت ـ سولفات آهن با بلورهاي مکعبي شکل و جلاي فلزي است.

کانيهاي رسوبي

مواد حاصل از تخريب سنگهاي آذرين، دگرگون شده و رسوبي توسط آبهاي جاري به حوضه هاي رسوب گذاري حمل و در درياچه ها ته نشين مي شوند. پس در اثر تبخير و يا واکنشهاي شيميايي در درياچه ها و درياها کانيهاي رسوبي را پديد مي آورند. در ميان کانيهاي رسوبي کانيهاي رسي، کربناتها، کلريدها و سولفاتها فراوانتر هستند.

کانيهاي رسي ـ اين کانيها از تجزيه شيميايي پاره اي سيليکاتها در اثر هوازدگي شيميايي به وجود مي آيند. کانيهاي رسي همراه با مواد آلي گياهي و جانوري و باکتريها، خارجي ترين قشر پوسته زمين يعني خاک را به وجود مي آورند. کانيهاي رسي دانه ريزند و ساختمان ورقه اي دارند.


کربناتها ـ از کربناتها، مي توان کاني کلسيت را نام برد که کاني اصلي سنگهاي مرمر و آهکي است. کلسيت با اسيد کلريدريک به سهولت مي جوشد و رخ سه جهتي دارد. کاني دولوميت نيز از کربناتها است.


خواص دولوميت بسيار شبيه کلسيت است، اما دولوميت فقط به صورت پودر با اسيد کلريدريک واکنش مي دهد.


کلريدها و سولفاتها ـ کلريد سديم (هاليت) از مهمترين و فراوان ترين رسوبات شيميايي است که از تبخير آب کولابها به وجود مي آيد. بلورهاي آن مکعبي شکل و شورمزه است و در زير چکش به صورت مکعبهاي کوچک در مي آيد. سولفاتها نيز همراه کلريدها در رسوبات تبخيري يافت مي شوند. مهمترين سولفاتها، ايندري (سولفات کلسيم بدون آب) است که بلورهايي به شکل قوطي کبريت دارد. ژيپس يا گچ (سولفات کلسيم آبدار) نيز از سولفاتهاي مهم است که براي تهيه گچ، مصرف مي شود. بلورهاي ژيپس به آساني ورقه ورقه مي شوند.

کانيهاي دگرگوني

بسياري از کانيهاي موجود در سنگهاي آذرين و رسوبي، در اثر فشار لايه هاي فوقاني و دماي زياد قشر زيرين پوسته يا در مجاورت توده هاي ماگمايي تغيير شکل و حالت مي دهند و به صورت کانيهاي دگرگوني در مي آيند.


گارنتها (گروناها) ـ گارنتها از انواع سيليکاتها و سنگهاي دگرگون شده مانند ميکاثيست است. سختي گارنتها زياد است و به رنگهاي سبز، سياه، ياقوتي و به اندازه هاي مختلف يافت مي شود.


گرانيت ـ تنها کاني دگرگوني است که منشأ زيستي دارد. اين کاني بسيار نرم است و از دگرگون شدن انواع زغال سنگ به وجود مي آيد.

 

کاربرد کانيها

1-      بسياري از کانيها به علت دارا بودن رنگ، جلا، شکل ويژه بلور و سختي زياد، قيمتي يا نيمه قيمتي به شمار مي روند و در جواهرسازي مورد استفاده قرار مي گيرند. الماس، زمرد، آمتيست (کوارتز بنفش) و کرندم از اين دسته اند.


2- زمين شناسان با دانستن شرايط تشکيل يک کاني، براي درک بعضي وقايع گذشته، از کانيها استفاده مي کنند.


3- بسياري از اجسام را مي توان با استفاده از موادي که از کانسنگ ها استخراج مي شود، ساخت؛ مثلاً آهن از هماتيت و آلومينيوم از بوکسيت گرفته مي شود. کانسنگ به ماده اي گفته مي شود که مي توان آن را براي حاصل آوردن فراورده هاي پر ارزش استخراج و تصفيه کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 12:13  توسط poya  | 

زمین شناسی

مقدمه

زمین شناسی علمی است که درباره پیدایش زمین ، تشکیلات ، ساختمان و مواد تشکیل دهنده زمین ، کوهها ، دشت‌ها و اقیانوس و همچنین تاریخ پیدایش جانداران و تسلسل وقایع فیزیکی در زمین و بالاخره تحولاتی که در زمین صورت گرفته و می‌گیرد بحث می‌نماید. زمین شناسی در نیم قرن اخیر در جهان و در ربع قرن حاضر در ایران گسترش فراوانی یافت. بسیاری از نظریات سابق دگرگون شد و زمین شناس در بررسی سیاره پرارزش خود به آگاهیهای نوین دست یافت که پایه علوم زمین جدید را فراهم ساخت چون مانند همه رشته‌های تجربی کار زمین شناسی بر اساس مشاهده و تغییر است لذا هر قدر امکان مشاهده مستقیم و غیر مستقیم ما ، از راه‌های ژئوفیزیک ، ژئوشیمی ، ماهواره‌ها و الکترونیک افزایش یابد، طبعا آگاهی‌های ما هم از جهان و از گذشته کره زمین عمیق‌تر می‌گردد.

 

 

 

 

   زمين

1 ـ آغاز و شکل گيري کائنات:

حدود پانزده میلیون سال پیش، در اثر انفجار بزرگي موسوم به بیگ‌بنگ(Big Bang ) جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم متولد شد.

2ـ تولد خورشید و سیارات دیگر:



7 میلیارد سال بعد از واقعه بیگ‌بنگ خورشید و به تدريج طي ميلياردها سال 9سیاره  اطراف آن ازيكي توده هاي غباري كه در اثر انفجار بزرگ پديد آمده بود و آن را سحابي خورشيدي مي ناميدند به وجود آمد .

3- تولد زمين :

بسیاری از دانشمندان عقیده دارند که زمین درحدود4500 میلیون سال پیش تشکیل شده است.

 

4- حيات بر روي زمين :

از گذشته تا حال دانشمندان درباره‌ی منشأ حیات و تنوع جانداران تفکر کرده و به دنبال پاسخی می‌گشته‌اند ودر اين مورد نظرياتي را ارائه داده اند .
الف - نظریه‌ی خلق‌الساعه (پيدايش خود به خودی)

سده‌هاي پيش از ميلاد مسيح(ع)، اين نظريه در قلمرو زيست‌شناسي فرمانرواي مطلق بود. فيلسوفاني مانند ارسطو براين باور بودندكه موجودات زنده از مواد بي جان بوجود مي آيندمثلاً كرم از چوب درختان، مگس از گوشت گنديده ونوزادان حشرات از لجن توليد مي‌شود .

اين نظريه در قرن نوزدهم توسط لوئي پاستور فرانسوي با ارائه آزمايش هايي باطل شد 

ب- نظريه ثبات گونه ها Fixism

لينه يكي از زيست شناسان مشهور قرن هجدهم (1778-1707) معتقد بود كه هر گونه به طور جداگانه خلق شده و تغييرات تكاملي در آنها حاصل نمي شود ( ثبات گونه)  كوويه (1833- 1769 (  معتقد بود كه هرگونه جانوري بطور مستقل خلقت يافته است .

 وي دليل تفاوت  و تعدد جانوران را اين مي دانست كه در هر دوره زمين شناسي سطح زمين در معرض حوادث ناگهاني منهدم كننده قرار مي گرفته و كليه جانوران از بين رفته و گروه ديگري خلقت يافته اند .

گروهي از زيست شناسان با توجه به شواهدي ( ازجمله فسيل ها) نظريه تغيير گونه ها را ارائه دادند.

ج- نظريه تغيير كونه ها ( Transformism )

- فرضيه لامارك 1829-1744 : (فرضيه توارث صفات اكتسابي)

لامارك معتفد بود گونه‌هاي مختلف جانوران در نتيجه تغييروتحول به وجود آمده اند،بر طبق نظر لامارك با تغيير شرايط محيط در جاندار نياز جديد ايجاد مي شود كه براي رفع نياز خود تلاش بيشتري مي كند واز برخي از اعضاي بدن خود بيشتر استفاده مي كندو از اعضايي كه به آن نياز نداشته باشد

كمتر ويا اصلاْ استفاده نمي كند كه همين امر سبب تعيير در بدن جاندار مي
شود (بوجود آمدن صفت اكتسابي و سازش با محيط) واين تغييرات به نسل بعد انتقال مي يابد ( ارثي شدن صفت اكتسابي) وجانداربه تدريج تغيير پيدا كرده و تكامل مي يابد .


مثال معروف لامارك تغيير تدريجي اندازه زرافه ها براي استفاده از درختان بلند تر در اثر تغيير شرايط محيطي و از بين رفتن گياهان كوتاه تر است.
اين نظريه توسط وايسمن با آزمايش بر روي موش ها مورد ترديد جدي قرار گرفت .

- نضريه داروين 1882- 1809: ( نظريه انتخاب طبيعي) داروين در پاسخ به اين سئوال كه اگر همه گونه ها از آغاز وجود داشتند پس سنگواره هایی که نشانه ی وجودگیاهان و جانوراني در دورانهایی قبل در زمین است از کجا آمده اند ؟

معتقد به تغيير گونه ها بود. او براي اثبات نظر خود هزاران گیاه و جانور را در طول سفري دریایی مورد بررسی و تحقیق قرار داد و دست به تجربیات عملی گوناگونی زد و به پرورش حيوانات پرداخت و دلایل و مدارک کافی برای فرضیه خود جمع آوري کرد .

او کلیه دلایل و برهان‌هایش را در کتابی تحت عنوان ((اصل انواع))Origin of species  تنظیم کردو در سال 1859  انتشار داد. داروین در این کتاب ادعا کرد هیچ گونه‌ای به شکل امروزی خود آفریده نشده است. گیاهان، جانوران از پیشینیانی ریشه گرفته‌اند که هرچه در زمانی دورتر از عصر حاضر می زیسته‌اند، به همان نسبت شباهت کمتری با نسل حاضر داشته اند. در طول میلیونها سال از موجودات زنده‌ای که در زمین وجود داشته اند به تناوب گونه های جدید و متفاوتی پدید آمدند .

داروين چگونگي تغيير وتحول گونه ها را اينگونه بيان داشت، تمام موجودات زنده خیلی بیشتر از آنکه طبیعت بتواند آنها را تغذیه کند، تولید مثل می کنند لذا  طبیعت به خودی خود شمار موجودات زنده از هر گونه را محدود می‌کند، ازآنجا كه افراد گونه ها هریک تفاوت هاي فردي يا مزيتي دارند ( مثلاًچشمان بهتر، پاهای سریعتر  یا دندان های تیزتر) آنهايي كه توانايي سازش با شرايط جديد را دارند باقي مي مانند  افراد باقي مانده تفاوت ها يا مزیتهای خود را به نسل هاي بعد انتقال  می دهند و به این ترتیب همواره یک جریان آهسته و قدم به قدم گونه ها را تغيير مي دهد .

اما منشاء تفاوت هاي فردي چسيت ؟



دووريس، جهش يا تغيير ناگهاني صفات را منشاء ايجاد صفات جديد در جاندار مي دانست كه قابل ارث به نسل بعد است .

 

 

 

چگونگي جهش :

مي دانيد صفات ارثي از طريقDNA  ي موجود در كرموزوم هاي درون هسته انتقال مي يابند ، DNA مولكولي است دو رشته اي و بلند و مارپيچ كه از هزاران واحد بنام نوكلئوتيد ساخته شده است . نوكلئوتيد هاي موجود در ساختار چهار نوع هستند كه آنها را با حروف T,C,G و  A نشان مي دهند و به DNA تعداد زياد و ترتيب خاص قرار گرفته اند . هرگونه تغيير در ترتيب اين نوكلنوتيد ها را جهش گويند كه منجر به اد صفت جديد خواهد شد . ايج

عوامل ايجاد جهش :

DNA مولكولي با ثبات است اما عواملي مانند مواد راديواكتيو و مواد شيميايي مي توانند سبب تغيير يا جهش در اين مولكول شوند .

منشاء حيات :

كسي بدرستي  نمداند حيات چه وقت و در كجاي زمين شروع شد ، در ارتباط با اين موضوع نظريه هايي مطرح شده ازجمله:

L         نظريه اُپارين :  نظريه سوب بنيادي

اُپارين دانشمند روس در سال 1960 نظريه اش را در باره ي منشاء حيات در كتاب معروف خود بنام حيات ، طبيعت و تكامل آن ارائه داد .

وي در اين نظريه بيان كرد، در كذشته بسيار دورگازهايي مانند متان آمونياك و بخار آب در اثرتغييرات شيمايي

 

حاصل از انرژي نور آفتاب و رعد و برق مولكول هاي ساده آلي را پديد آوردند و وارد آب ها شدند و در ادامه اين تغييرات، مولكول هاي پيچيده آلي بوجود آمدند و اين مولكول ها در آب گرد هم آمدند و شبه سلول ها را بوجود آوردند و سرانجام سلول ها بوجود آمدند. درقرن نوزدهم ميلردرسدد بر آمد تا اين نظريه را مورد آزمايش قرار دهد، وي طي آزمايشي با مخلوط كردن گازهايي مانند متان آمونياك و بخار آب و قرار دادن آنها در معرض جرقه الكتريكي  درون محفظه اي به مدت يك هفته وبررسي آن ، تركيبات ساده اي نظير انواع آمينو اسيد و نوكلئويتد درآن يافت. نتايج حاصل از مشاهده وبررسي شواهد تغيير گونه ها

1- جانداران  از اجداد قديمي و مشتركي بوجود آمده اند .

2- تغييرات در جمعيت جانداران پديد مي آيد نه در افراد .

3- زندگي از حالت ساده و ابتدايي به صورت پيچيده تحول يافته است .

       فسيل ها

واژه فسيل (سنگواره) از کلمه لاتينی فسيلس  fossilisگرفته شده که به معنای درآوردن چيزی از طريق حفاری است.

موضوعی که مورد مطالعه علم فسيل شناسي قرار می گيرد شامل آثارو بقاياي حيوانات و گياهانی است که زمانی بر روی کره زمين می زيسته اند ، با اين توصيف رد پا حيوانات يا حفره ها و دلان هاي  موجودات حفّار نيز فسيل محسوب مي شوند .

 

 

 


(Paleontology) علم ديرينه شناسي

اين علم به شناسائي تمام موجودات زنده  در زمانهاي گذشته زمين شناسي با توجه به ساختمان ،‌ روابط ارثي ، رده بندي  و تكامل آنان مي پردازد .
انواع فسيل شدن

1-  فسيل شدن كامل:‌ كه در اين حالت موجود بدون تجزيه بطور كامل باقي
 مي ماند ، مانند فسيل ماموت در يخ هاي سيبري و فسيل مهره داران  در رسوبات آغشته به قير و مواد نفتي  و فسيل شدن حشرات در صمغ هاي گياهي .   

 

 

 

                                               
شکل - فسيل شدن کامل

2- فسيل شدن اعضاي سخت: مانند اسكلت ، صدف و بدنه كيتيني ( در بند پايان).

اكثريت گياهان و جانوران داراي اعضاي سخت بوده و قابل فسيل شدن مي‌باشند. دندان و استخوانهاي سخت مهره‌داران اغلب ممكن است بدون كمترين تغييري محافظت شوند.

دياتومه‌ها و گياهان آبزي تك‌سلولي با پوسته‌هاي سيليسي همگي محافظت شده و به سنگواره تبديل مي‌گردند. گياهان و دانه‌هاي گرده داراي كوتيكول (نوعي چربي ) هستندكه در رسوبات دريائي و قاره اي محفوظ مانده اند .                         
3- تبديل اعضاي سخت به مواد ديگر:صدف بي مهره گا ن كه در موجود زنده
 اغلب از كربنات كلسيم است در حالت فسيل شدن با كلسيت يا تركيبات سيليسي  جاي گزين مي شود .

 

 

موارد استفاده از سنگواره ها:       

1-     استفاده از سنگواره ها در رسوب شناسي:

                                          

شکل - فسيل شدن صدف حلزون

از آنجائيكه ارتباط مستقيم و معيني بين سنگواره هاي موجود در سنگها و محل سنگها در ستون زمين شناسي موجود است لذا فسيلها مي توانند اطلاعات مفيدي در تشخيص سن نسبي سنگها در اختيار زمين شناسان بگذارند. در يك طبقه رسوبي تغيير نيافته  طبقات جوانتر روي رسوبات قديمي تر قرار دارند. اگر اين وضع بدون تغيير باقي بماند عموماً سنگواره هاي قديمي در پائين ستون و فسيلهاي جوان در بالاي ستون زمين شناسي قرار مي گيرند. در بعضي جاها كه محل رسوبات به علل تكتونيكي ( جابجايي ورقه اي ) تغيير كند عموماً سنگواره هاي قديمي در روي سنگهاي جديد قرار مي گيرند .

2- استفاده از سنگواره ها در تشخيص آب و هوا :

سنگواره ها در تشخيص آب و هواي ادوار گذشته زمين نيز قابل استفاده اند. اگر بقاياي گياهان و جانوران مناطق گرمسيري در ناحيه اي از زمين پيدا شود كه در حال حاضر معتدل و يا سرد است مي توان تصور نمود كه ناحيه مذكور زماني از اداوار زمين شناسي داراي آب و هواي گرم بوده است . بعنوان مثال ، پيدايش بقايائي از مرجانها در جزايز سيبري و قطب دليل وجود درياهاي گرم در اين مناطق بوده است.

2-  استفاده از سنگواره ها در تشخيص جغرافياي گذشته زمين:
سنگواره ها اطلاعات زيادي دربارة پخش و وضع درياها و خشكي ها در ادوار گذشته در اختيار زمين شناسان مي گذارد . از آنجائيكه عده اي از جانوران مانند مرجانها ، سرپايان ، و خارپوستان هميشه در دريا زندگي مي كنند وجود سنگوارة اين دسته از موجودات در منطقه اي دليل بارزي از دريا بودن اين محل در گذشته است.
4
- استفاده از سنگواره ها در تشخيص زندگي در ادوار گذشته :

از آنجائيكه موجودات فسيل ، اجداد جانوارن و گياهان عهد حاضر است. لذا مطالعه سنگواره گياهان و جانوران اطلاعات كاملي از وضع زندگي و تكامل موجودات در ادوار گذشته را به دست مي دهد


مطالعات ديرينه شناسي نشان ميدهد كه گروهي از جانوران مانند دينوزورها،
(Dinosaurs) ، آمونيت ها (Ammonites) و تريلوبيت ها (Trilobites) از بين رفته و اطلاعات درباره آنها فقط منحصر به بقاياي فسيل آنهاست.

 

 

دلايل و شواهد اشتقاق گونه ها

الف) دلايل فسيل شناسي: فسيل ها از بهترين نشانه‌هاي جريان تكامل موجودات زنده مي باشند .

ب)‌دلايل تشريح مقايسه اي:

ساختمان متشابه (Homologus) . اعضايي در بدن جانوران است كه اساس ساختار مشابه اي دارند اما  بنا به شرايط محيطي در نتيجه تكامل تغييرشكل داده ودر هر جانور كار متفاوتي دارند .مثل اندام دست در مهره داران كه در انسان، اسب، پرنده، خزنده ، ... عنصر ساختماني مشابه بوده ولي به علت تكامل در هر يك از موجودات مذكور وظيفه خاصي را انجام مي‌دهد.

ج) دلايل جنين شناسي:

مراحل رشد جنين از يك سلول تا مرحلة جواني و يك جانور بالغ تاريخ حيات يك فرد را تشكيل مي دهد. بررسي تاريخ حيات اين گونه جانوران مخصوصاً مهره داران نشان مي دهند كه جنين هر جانور مراحلي را طي مي كند كه در آن مراحل خصوصيات اجداد جانور نمايان مي شود. مثلاً قورباغه كه از دوزيستان است ابتدا در آب تخم ريزي مي كند. جنين قورباغه در محيط آب ظاهر مي شود. اين جنين ابتدا مانند جنين ماهي است و داراي آبشش مي باشد. در مرحله بعد پاها از بدن جنين جوانه مي زند و آبشش تبديل به شش مي شوند و با داشتن پا و شش موجود به خشكي مهاجرت مي كند و به حالت دوزيستي ادامه حيات مي دهد. دوران هاي زمين شناسي :
پرکامبرین (حيات اوليه)

پرکامبرین، برهه عظیمی از زمان زمین شناسی را شامل می شود و از مراحل آغازین زمین یعنی بیش از 6/4 میلیارد سال پیش شروع و تا ابتدای دوره کامبرین یعنی 4 میلیارد سال بعد از آن ادامه يافته است. در آغاز اين دوره ابتدا باكتري ها بوجود آمدند سپس آغازيان ظاهر شدند . اغلب جانداران اين دوره تك سلولي هستند .

پرکامبرین نماینده قسمت اعظم زمان زمین شناسی است و در واقع حدود             تاریخ زمین را به خود اختصاص می دهد. .


دوران پالئوزوئیک (دیرینه زیستی) مقیاس زمانی زمین شناسی نشان می دهد 570 میلیون سال اخیر تاریخ زمین، به سه دوران تقسیم می شود: دوران پالئوزوئیک، دوران میان زیستی ( مزوزوئیک )، و دوران نوزیستی (سنوزوئیک ). دوران پالئوزوئیک که بیش از 345 میلیون سال را در بر می گیرد، طولانی ترین زمان را در بین این سه داراست شروع دوران پالئوزوئیک با حضوراشکالی ازموجودات زنده ای مشخص می شود که دارای بخشهای

 تريلوبيت سخت بودند فراوانترین این موجودات آغازین تریلوبیتها ( اجداد بند پايان امروز ) بودند.

حیات در پالئوزوئیک     

زندگی در اوايل دوران پالئوزوئیک دریا ها محدود بوده و گروههای متعددی از بی مهرگان را شامل می شد. از جمله می توان از تریلوبیتها،  سرپایان، و نرمتنان نام برد. دوره کامبرین عصر طلایی تریلوبیتها بود. بیش از 600 جنس از این موجودات حفار و لجن خوار در آن هنگام وجود داشتند..  سرپايان ( ماهی مرکب، هشت پا) فراوانترین سنگواره های دوران پالئوزوئیک هستند. اکثر این جانداران به کف دریا متصل بودند، در اواسط پالئوزوئیک  گیاهانی به زندگی در حاشیه آبها سازگاری پیدا کرده بودند و به شکل میله

یا سنبله های قایم و بدون برگ  و هاگدار و در حدود انگشت سببابه آدمی بودند. با این وجود، در اواخر پالئوزوئیک ، آثار سنگواره ای حاکی از وجود جنگلهایی با درختانی به ارتفاع 30 متر و تنه ای به قطر 1 متردر اين زمان است. دراواخر پالئوزوئیک شرایط برای )  دوزيستان ) ایده آل بود. گیاهان و حشرات که غذای اصلی آنها را تشکیل می دادند فراوان بودند، به همين دليل تنوع و گوناگونی سریعی حاصل کردند. گروههایی از آنها به اشکالی در آمدند که به خزندگان امروزی از قبیل کروکودیلها شباهت بیشتری

داشته اند

. دوران مزوزوئیک (حيات مياني


)


اغلب لایه های رخنمون یافته اوايل اين دوره ، ماسه سنگها قرمزی هستند که فاقد سنگواره بوده و اختصاصات محیطهای گرم و خشک را نمایان می سازند.



اشکال حیات در سرآغاز دوران مزوزوئیک در سلسله جانوري خزندگان ودر گیاهی، بازدانگان بودند. بازدانگان که برای تکثیر و تولید مثل نیازمند به آب نبودند ، به زندگی در کنار آب محدود نشدند. خزندگان، بر خلاف دوزیستان، تخمهایی با پوسته خارجی داشتند که می توانستند در خشکی گذاشته شوند. با کامل شدن تخم پوسته دار، خزندگان به سرعت  عمده ترین جانوران خشکی شدند. این توفق بیش از 160 میلیون سال ادامه یافت. از ديگر جانوران اين دوره به آمونيت ها مي توان اشاره كرد كه از سر پايان صدف دار بود و به طور وسيع در آب هاي گرم زندگي مي كرد . دوران سنوزوئیک (نوزیستی) دوران سنوزوئیک یا (( دوران حیات کنونی )) 65 میلیون سال اخیر از تاریخ زمین را در بر می گیرد. در طی همین زمان است که مناظر فیزیکی و اشکال حیاتی جهان امروزی ما به وجود آمدند.  دوران سنوزوئیک بخش بسیار کوچکی از زمان زمین شناسی را نسبت به دورانهای پالئوزوئیک و مزوزوئیک تشکیل می دهد. اگر چه طول زمانی دوران سنوزوئیک نسبتاً کوتاه است، اما دارای تاریخی غنی است؛ چرا که تاریخچه زمین شناسی با نزدیکتر شدن به زمان حاضر، کاماتر می گردد. حیات در زمان سنوزوئیک در طی سنوزوئیک پستانداران جانشین خزندگانی شدند که در زمان مزوزوئیک جانوران عمده خشکی محسوب می شدند. به علاوه هنگامی که دوره سنوزوئیک آغاز شد، نهاندانگان ( گیاهان گلدار با دانه های مخفی ). توسعه گیاهان گلدار به نوبه خود تکامل پرندگان و پستانداران را تحت تاثیر قرار داد. در طی اين دوره علفها به سرعت گسترش یافته و دشتها را پوشاندند. این موضوع خود برای پیدایش پستانداران گیاهخوار که عمدتاً علفخوار بودند بسیار مساعد بود.در عوض گسترش و پراکندگی پستانداران علفخوار، زمینه را برای تکامل پستانداران گوشتخواری که از آنان تغذیه می کردند هموار کرد. با نابودی خزندگان دوران مزوزوئیک، پستانداران دوران سنوزوئیک به سرعت رو به تنوع و گوناگونی نهادند.

 

 

 

ریشه لغوی

زمین شناسی یا ژئولوژی (Geology) از لغت یونانی Geo به معنی "زمین" و Logos به معنی "علم" یا "منطق" گرفته شده است. به عبارت دیگر زمین شناسی علم مطالعه زمین می‌باشد.

دید کلی

زمین شناسی علمی است که درباره پیدایش زمین ، تشکیلات ، ساختمان و مواد تشکیل دهنده زمین ، کوهها ، دشت‌ها و اقیانوس و همچنین تاریخ پیدایش جانداران و تسلسل وقایع فیزیکی در زمین و بالاخره تحولاتی که در زمین صورت گرفته و می‌گیرد بحث می‌نماید. زمین شناسی در نیم قرن اخیر در جهان و در ربع قرن حاضر در ایران گسترش فراوانی یافت. بسیاری از نظریات سابق دگرگون شد و زمین شناس در بررسی سیاره پرارزش خود به آگاهیهای نوین دست یافت که پایه علوم زمین جدید را فراهم ساخت چون مانند همه رشته‌های تجربی کار زمین شناسی بر اساس مشاهده و تغییر است لذا هر قدر امکان مشاهده مستقیم و غیر مستقیم ما ، از راه‌های ژئوفیزیک ، ژئوشیمی ، ماهواره‌ها و الکترونیک افزایش یابد، طبعا آگاهی‌های ما هم از جهان و از گذشته کره زمین عمیق‌تر می‌گردد.

 

 

 

 

 

 

 




تاریخچه ، سیر تحولی و رشد

·    مدارک و اسناد حاکی از آن است که حدود 4500 سال قبل از میلاد ، انسان موفق به استخراج مس شد، حدود 2800 سال پیش از میلاد آلیاژ مفرغ بوسیله ایرانیان شناخته شد. در سالهای 1600 تا 1300 پیش از میلاد استفاده از آهن معمول گردید. قدیمی‌ترین نقشه زمین شناسی در 2000 سال قبل از میلاد مربوط به معادن زمرد و طلا در مصر باقی مانده است.

 

·    اینکه اولین مطالعات علمی زمین شناسی از چه زمانی آغاز شده به درستی مشخص نیست، شاید اولین نوشته در مورد این علم به وسیله ارسطو (332-348) سال قبل از میلاد) در کتاب "السما و العالم" به رشته تحریر در آمده باشد، که در آن از تغییرات وارد بر زمین و آثار جوی ذکر به میان آمده است. بعد از جنگ جهانی دوم (1945-1939) با پیشرفت علوم و تکنولوژی و در نتیجه احتیاج به مواد اولیه اهمیت علم زمین شناسی بیش از پیش آشکار شد. برای جستتجوی معادن فلزی و مخصوصا نفت ، زمین شناسان را بر آن داشت که دست به یک سری مطالعات جدید در زمینه ساختمانهای تحت الارضی زده و مطالب جدید کشف نمایند.

 

·    در اوایل قرن بیستم با پیشنهادات وگنر ، نظر زمین شناسان به فرضیه اشتقاق قاره ها معطوف شد. در سالهای اخیر با مطالعات و توجهات بیشتر به نظریه‌های گسترش کف اقیانوس و تکتونیک صفحه‌ای توسط دانشمندانی همچون مس و مورگان و با استفاده از پیشرفته‌ایی که در سایر علوم حاصل گردیده زمین شناسی وارد مرحله جدیدی از علوم شده است.

 

تعریف علم زمین شناسی

·    زمین شناسی دانش سیاره زمین است ودرباره منشا مواد و اشکال موجود بر آن صحبت می‌کند. گذشته این سیاره وفرایندهایی که برروی آن رخ داده یا درحال رخ دادن است و بر اشکال آن تاثیر دارد بررسی شود. برای حصول نتیجه از این مباحث در زمین شناسی باید اثر فشارهای مختلف مورد اثر بر زمین وهمچنین شیمی موادی که این سیاره از آن تشکیل شده واثر موجودات زمین در آن از جنبه‌های مختلف مورد بحث قرار گیرد. اطلاعات اولیه در مورد خود کره زمین نظیر پیدایش زمین عمر آن و وضعیت آن در فضا واز این قبیل ازطریق مطالعه سایر اجرام سماوی بدست می‌آید و گاها از این طریق با مطالعه وضع فعلی سایر اجرام شبیه زمین به طرز پیدایش رخدادها وتغییرات در گذشته زمین پی می‌برند.

·    تمام مطلعاتی که در مسیر شناخت زمین صورت می‌گیرد و علومی که در این مسیر پا گرفته و می‌گیرند در نهایت در خدمت جامعه بشری قرار می‌گیرد‌. در این علوم چگونگی استخراج واستفاده از مواد موجود در زمین و محیطهای زیستی پایدار در زمان پیدایش این مواد مورد بررسی قرار می‌گیرد و در علومی دیگر از خطرات ناشی از نیروهائی در حال حرکت و پویای موجود در زمین که ممکن است رفاه یا هستی انسانها را با خطر نیستی مواجه سازد آگاه می‌سازد. چون مواد موجود در زمین و ساختمانهای طبیعی موجود در آن از ابتدای تاریخ بشریت مورد استفاده انسانها بوده است می‌توان گفت این علم از قدیمیترین علومی است که انسانها نا خودآگاه به آن پرداخته‌اند ودر طی قرون رفته رفته این علم و شاخه‌های متنوع آن مدون و طبقه بندی شدند و رشته‌های فرعی وتخصصی با قوانین تعریف شده را به وجود آورده‌اند که هریک بخشی از دانش زمین شناسی را تشکیل می‌دهند.

·    زمین شناسی علمی است که به طور کلی در باره زمین صحبت می‌کند. این تعریف را باید کامل‌تر کرد. زیرا موضوع علوم دیگری نیز مثل هیات و نجوم و ... درباره زمین صحبت می‌کنند. ولی مقصود از زمین شناسی ، شناسایی و مطالعه تئوری‌های پیدایش زمین و مواد تشکیل دهنده آن ، بررسی عواملی که در وضعیت آن تاثیر دارند. و بالاخره مطالعه و شناسائی مواد ارزشمند زمین و نحوه استفاده از آنهاست. زمین شناسی علم قدیمی و دارای سابقه طولانی است. و بشر همواره در مورد زمین کنجکاو بوده است. حوادثی مانند زلزله ، طوفان ، سیل ، گردباد و ... انسان را همواره در مورد زمین نگران می کرده. علم زمین شناسی ، یعنی آنچه که امروزه به علم جداگانه دارای رشته‌های متنوعی است که بیش از دو سه قرن سابقه ندارد. و مانند سایر رشته‌های علوم تحقیقات مداوم دانشمندان متعددی این علم را به پایه امروزی رسانده است.

نقش زمین شناسی در زندگی

زمین شناسی علم قدیمی و سابقه‌داری است. اصولا بشر اولیه ، همیشه در مورد زمین کنجکاو بوده است. این کنجکاوی را می‌توان معلول دو علت اساسی دانست. اول اینکه بشر و سایر موجودات زنده ، هستی خود را مرهون زمین بوده و همیشه غذای خود را از آن بدست می‌آورده‌اند و بدین ترتیب مجبور بوده‌اند که دائما در مورد آن مطالعه کنند تا بتوانند غذای مناسب و حدالامکان متنوعی برای خود به دست آورند. نکته دومی که بشر را در مورد زمین نگران می‌کرده است، وقوع حوادث ناگواری مانند زلزله ، آتشفشان ، طوفان ، سیل و نظایر آن بوده که همیشه خسارات مالی و جانی زیادی را سبب می‌شده است و بشر به ناچار همواره در صدد بوده است که علل این حوادث را دریابد تا بتواند حتی المقدور از وقوع آن جلوگیری و یا حداقل آن را پیش بینی کند.

ارتباط زمین شناسی با سایر علوم

همانند سایر علوم ، زمین شناسی نیز نمی‌تواند بدون کمک دیگر رشته‌های علمی ، موجودیت خود را حفظ کند. مهمترین رشته‌های علمی که زمین شناسی بر مبنای آنها استوار است فیزیک ، شیمی ، مکانیک ، بیولوژی و نجوم‌اند.


تقسیمات علم زمین شناسی

·         کانی شناسی:
درباره مواد تشکیل دهنده زمین ، طرز تشکیل و نحوه شناسائی آنها گفتگو می‌کند.

·         سنگ شناسی:
موضوع بحث آن سنگ‌های زمین ، تقسیم بندی و چگونگی تشکیل آنهاست.

·         هواشناسی:
راجع به آزمایش‌های مربوط به هوا و مشخصات آن صحبت می‌کند.

·         آب شناسی:
موضوع بحث آن آب‌های زمین است. این رشته خود به دو قسمت آبهای سطحی و آبهای زیر زمینی تقسیم می‌شود.

·         زمین شناسی ساختمانی:
درباره ساختمان‌های طبیعی زمین صحبت می‌کند.

·         زمین شناسی فیزیکی:
در باره مشخصات طبیعی زمین صحبت می‌کند.

·         دیرینه شناسی:
راجع به موجودات زنده‌ای که در قدیم زندگی می‌کرده‌اند و شرایط زندگی آنها بحث می‌کند. با استفاده از این رشته می‌توان سن طبقات مختلف زمین را محاسبه کرد.

·         رسوب شناسی:
راجع به رسوبات و نحوه تشکیل آنها صحبت می‌کند.

·         چینه شناسی:
موضوع بحث آن درباره طبقات مختلف زمین و ارتباط آنها با یکدیگر است.

·         ژئومرفولوژی:
موضوع بحث آن در مورد عوارض زمین است و درباره طرز پیدایش پستی‌ها و بلندی‌ها گفتگو می‌کند.

·         ژئوفیزیک:
درباره خواص فیزیکی زمین نظیر جاذبه ، ثقل ، فشار و حرارت بحث می‌کند. در قسمتی از این رشته که به نام ژئوفیزیک عملی معروف است ، نحوه استفاده از خواص زمین در پی‌گیری و اکتشاف مواد معدنی بحث می‌شود.

·         ژئو شیمی:
راجع به خواص شیمیایی زمین و ترکیب مواد تشکیل دهنده آن گفتگو می‌کند. در این رشته نحوه استفاده از خواص شیمیایی عناصر تشکیل دهنده زمین در اکتشاف مواد معدنی مورد بحث است.

·         زمین شناسی اقتصادی:
این رشته از زمین شناسی درباره آن دسته از مواد زمین که ارزش اقتصادی دارند صحبت می‌کند. و نحوه و شرایط تشکیل آنها را بررسی می‌کند.

·         زمین شناسی مهندسی:
در باره چگونگی استفاده از اطلاعات زمین شناسی در کارهای مهندسی نظیر سد سازی ، جاده‌ سازی و ... گفتگو می‌کند.

·         فتوژئولوژی:
به کمک این رشته می‌توان با استفاده از عکس‌های هوایی زمین ، نقشه زمین شناسی تهیه کرد.

·         زلزله شناسی:
زمین لرزه‌ها
را مورد بررسی قرار می‌دهد.

·         آتشفشان شناسی:
آتشفشان‌ها
و فعالیتهای آتشفشانی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

·         اقیانوس شناسی:
اقیانوس‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد.

·         پالئو ژئوگرافی:
درباره شکل و توزیع خشکی‌ها و دریاهای زمین در ادوار گذشته زمین شناسی گفتگو می‌کند.

·         پالئو بوتانی:
راجع به گیاهانی که در قدیم می زیسته‌اند و چگونگی شناسائی آنها گفتگو می‌کند.

·         دورسنجی:
در آن نحوه بررسی زمین با استفاده از ماهواره‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد.

·         غارشناسی:
در آن نحوه پیدایش غارها مورد بررسی قرار می‌گیرد .

·         زمین شناسی دریایی:
در آن در مورد آبها بحث می‌شود.

·         زمین شناسی ساختمانی و تکتونیک:
درباره ساخت‌های مختلف سنگهای تشکیل دهنده پوسته ، چگونگی تشکیل و ارتباط آنها با عوامل داخلی زمین ، بحث می‌کند.

 

 

 

 

غير سيليکاتها

آپاتيت ـ فسفات کلسيم با کمي کلر يا فلوئور است. بلورهاي آن زرد يا سبز مايل به زرد است. از آپاتيت در تهيه کودهاي شيميايي استفاده مي شود.
فيروزه ـ فسفاتي به رنگ آبي فيروزه اي است.

باريت ـ سولفات باريم است که معمولاً به صورت رگه هاي معدني يافت مي شود. رنگ آن سفيد و يا خاکستري است و چگالي آن زياد است.
پيريت ـ سولفات آهن با بلورهاي مکعبي شکل و جلاي فلزي است.

کانيهاي رسوبي

مواد حاصل از تخريب سنگهاي آذرين، دگرگون شده و رسوبي توسط آبهاي جاري به حوضه هاي رسوب گذاري حمل و در درياچه ها ته نشين مي شوند. پس در اثر تبخير و يا واکنشهاي شيميايي در درياچه ها و درياها کانيهاي رسوبي را پديد مي آورند. در ميان کانيهاي رسوبي کانيهاي رسي، کربناتها، کلريدها و سولفاتها فراوانتر هستند.

کانيهاي رسي ـ اين کانيها از تجزيه شيميايي پاره اي سيليکاتها در اثر هوازدگي شيميايي به وجود مي آيند. کانيهاي رسي همراه با مواد آلي گياهي و جانوري و باکتريها، خارجي ترين قشر پوسته زمين يعني خاک را به وجود مي آورند. کانيهاي رسي دانه ريزند و ساختمان ورقه اي دارند.


کربناتها ـ از کربناتها، مي توان کاني کلسيت را نام برد که کاني اصلي سنگهاي مرمر و آهکي است. کلسيت با اسيد کلريدريک به سهولت مي جوشد و رخ سه جهتي دارد. کاني دولوميت نيز از کربناتها است.


خواص دولوميت بسيار شبيه کلسيت است، اما دولوميت فقط به صورت پودر با اسيد کلريدريک واکنش مي دهد.


کلريدها و سولفاتها ـ کلريد سديم (هاليت) از مهمترين و فراوان ترين رسوبات شيميايي است که از تبخير آب کولابها به وجود مي آيد. بلورهاي آن مکعبي شکل و شورمزه است و در زير چکش به صورت مکعبهاي کوچک در مي آيد. سولفاتها نيز همراه کلريدها در رسوبات تبخيري يافت مي شوند. مهمترين سولفاتها، ايندري (سولفات کلسيم بدون آب) است که بلورهايي به شکل قوطي کبريت دارد. ژيپس يا گچ (سولفات کلسيم آبدار) نيز از سولفاتهاي مهم است که براي تهيه گچ، مصرف مي شود. بلورهاي ژيپس به آساني ورقه ورقه مي شوند.

کانيهاي دگرگوني

بسياري از کانيهاي موجود در سنگهاي آذرين و رسوبي، در اثر فشار لايه هاي فوقاني و دماي زياد قشر زيرين پوسته يا در مجاورت توده هاي ماگمايي تغيير شکل و حالت مي دهند و به صورت کانيهاي دگرگوني در مي آيند.


گارنتها (گروناها) ـ گارنتها از انواع سيليکاتها و سنگهاي دگرگون شده مانند ميکاثيست است. سختي گارنتها زياد است و به رنگهاي سبز، سياه، ياقوتي و به اندازه هاي مختلف يافت مي شود.


گرانيت ـ تنها کاني دگرگوني است که منشأ زيستي دارد. اين کاني بسيار نرم است و از دگرگون شدن انواع زغال سنگ به وجود مي آيد.

کاربرد کانيها

1-       بسياري از کانيها به علت دارا بودن رنگ، جلا، شکل ويژه بلور و سختي زياد، قيمتي يا نيمه قيمتي به شمار مي روند و در جواهرسازي مورد استفاده قرار مي گيرند. الماس، زمرد، آمتيست (کوارتز بنفش) و کرندم از اين دسته اند.


2- زمين شناسان با دانستن شرايط تشکيل يک کاني، براي درک بعضي وقايع گذشته، از کانيها استفاده مي کنند.


3- بسياري از اجسام را مي توان با استفاده از موادي که از کانسنگ ها استخراج مي شود، ساخت؛ مثلاً آهن از هماتيت و آلومينيوم از بوکسيت گرفته مي شود. کانسنگ به ماده اي گفته مي شود که مي توان آن را براي حاصل آوردن فراورده هاي پر ارزش استخراج و تصفيه کرد.

 

زمین شناسی علمی است که درباره پیدایش زمین ، تشکیلات ، ساختمان و مواد تشکیل دهنده زمین ، کوهها ، دشت‌ها و اقیانوس و همچنین تاریخ پیدایش جانداران و تسلسل وقایع فیزیکی در زمین و بالاخره تحولاتی که در زمین صورت گرفته و می‌گیرد بحث می‌نماید. زمین شناسی در نیم قرن اخیر در جهان و در ربع قرن حاضر در ایران گسترش فراوانی یافت. بسیاری از نظریات سابق دگرگون شد و زمین شناس در بررسی سیاره پرارزش خود به آگاهیهای نوین دست یافت که پایه علوم زمین جدید را فراهم ساخت چون مانند همه رشته‌های تجربی کار زمین شناسی بر اساس مشاهده و تغییر است لذا هر قدر امکان مشاهده مستقیم و غیر مستقیم ما ، از راه‌های ژئوفیزیک ، ژئوشیمی ، ماهواره‌ها و الکترونیک افزایش یابد، طبعا آگاهی‌های ما هم از جهان و از گذشته کره زمین عمیق‌تر می‌گردد.

 

 

 

 



 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 12:12  توسط poya  | 

زمین

زمین‌شناسی

زمین‌شناسی علمی است که ترکیب، ساختار و تاریخ پیدایش زمین (یا سیاره‌های دیگر) را بررسی می‌کند. این علم درباره‌ مواد سازندهٔ زمین، نیروهای مؤثر بر مواد مزبور، برآیندهای آن نیروها، پراکندگی سنگهای پوستهٔ سیاره، سرگذشت آن و همچنین گیاهان و جانورانی که در دوره‌های گوناگون زمین‌شناسی وجود داشته‌اند گفتگو می‌کند.[۱]

این دانش به شکل زیر دسته‌بندی می‌شود:

زمین شناسی یا ژئولوژی (Geology) از لغت یونانی Geo به معنی "زمین" و Logos به معنی "علم" یا "منطق" گرفته شده است. به عبارت دیگرزمین شناسی علم مطالعه زمین می‌باشد.

دید کلی

زمین شناسی علمی است که درباره پیدایش زمین، تشکیلات ، ساختمان و مواد تشکیل دهنده زمین ، کوهها ، دشت‌ها و اقیانوس و همچنین تاریخ پیدایش جانداران و تسلسل وقایع فیزیکی در زمین و بالاخره تحولاتی که در زمین صورت گرفته و می‌گیرد بحث می‌نماید. زمین شناسی در نیم قرن اخیر در جهان و در ربع قرن حاضر در ایران گسترش فراوانی یافت. بسیاری از نظریات سابق دگرگون شد و زمین شناس در بررسی سیاره پرارزش خود به آگاهیهای نوین دست یافت که پایه علوم زمین جدید را فراهم ساخت چون مانند همه رشته‌های تجربی کار زمین شناسی بر اساس مشاهده و تغییر است لذا هر قدر امکان مشاهده مستقیم و غیر مستقیم ما ، از راه‌های ژئوفیزیک ، ژئوشیمی ، ماهواره‌ها و الکترونیک افزایش یابد، طبعا آگاهی‌های ما هم از جهان و از گذشته کره زمین عمیق‌تر می‌گردد


تاریخچه

· مدارک و اسناد حاکی از آن است که حدود 4500 سال قبل از میلاد ، انسان موفق به استخراج مس شد، حدود 2800 سال پیش از میلاد آلیاژ مفرغ بوسیله ایرانیان شناخته شد. در سالهای 1600 تا 1300 پیش از میلاد استفاده از آهن معمول گردید. قدیمی‌ترین نقشه زمین شناسی در 2000 سال قبل از میلاد مربوط به معادن زمرد و طلا در مصر باقی مانده است. یکی از قدیمی ترین شاخه‌های این رشته زمین شناسی اقتصادی است.

· اینکه اولین مطالعات علمی زمین شناسی از چه زمانی آغاز شده به درستی مشخص نیست، شاید اولین نوشته در مورد این علم به وسیله ارسطو (332-348) سال قبل از میلاد) در کتاب "السما و العالم" به رشته تحریر در آمده باشد، که در آن از تغییرات وارد بر زمین و آثار جوی ذکر به میان آمده است. بعد از جنگ جهانی دوم (1945-1939) با پیشرفت علوم و تکنولوژی و در نتیجه احتیاج به مواد اولیه اهمیت علم زمین شناسی بیش از پیش آشکار شد. برای جستتجوی معادن فلزی و مخصوصا نفت ، زمین شناسان را بر آن داشت که دست به یک سری مطالعات جدید در زمینه ساختمانهای تحت الارضی زده و مطالب جدید کشف نمایند.[۴]

· در اوایل قرن بیستم با پیشنهادات وگنر ، نظر زمین شناسان به فرضیه اشتقاق قاره‌ها معطوف شد. در سالهای اخیر با مطالعات و توجهات بیشتر به نظریه‌های گسترش کف اقیانوس و تکتونیک صفحه‌ای توسط دانشمندانی همچون مس و مورگان و با استفاده از پیشرفته‌ایی که در سایر علوم حاصل گردیده زمین شناسی وارد مرحله جدیدی از علوم شده است.

تعریف علم زمین شناسی

· زمین شناسی دانش سیاره زمین است ودرباره منشا مواد و اشکال موجود بر آن صحبت می‌کند. گذشته این سیاره وفرایندهایی که برروی آن رخ داده یا درحال رخ دادن است و بر اشکال آن تاثیر دارد بررسی شود. برای حصول نتیجه از این مباحث در زمین شناسی باید اثر فشارهای مختلف مورد اثر بر زمین وهمچنین شیمی موادی که این سیاره از آن تشکیل شده واثر موجودات زمین در آن از جنبه‌های مختلف مورد بحث قرار گیرد. اطلاعات اولیه در مورد خود کره زمین نظیر پیدایش زمین عمر آن و وضعیت آن در فضا واز این قبیل ازطریق مطالعه سایر اجرام سماوی بدست می‌آید و گاها از این طریق با مطالعه وضع فعلی سایر اجرام شبیه زمین به طرز پیدایش رخدادها وتغییرات در گذشته زمین پی می‌برند.

· تمام مطلعاتی که در مسیر شناخت زمین صورت می‌گیرد و علومی که در این مسیر پا گرفته و می‌گیرند در نهایت در خدمت جامعه بشری قرار می‌گیرد‌. در این علوم چگونگی استخراج واستفاده از مواد موجود در زمین و محیطهای زیستی پایدار در زمان پیدایش این مواد مورد بررسی قرار می‌گیرد و در علومی دیگر از خطرات ناشی از نیروهائی در حال حرکت و پویای موجود در زمین که ممکن است رفاه یا هستی انسانها را با خطر نیستی مواجه سازد آگاه می‌سازد. چون مواد موجود در زمین و ساختمانهای طبیعی موجود در آن از ابتدای تاریخ بشریت مورد استفاده انسانها بوده است می‌توان گفت این علم از قدیمیترین علومی است که انسانها نا خودآگاه به آن پرداخته‌اند ودر طی قرون رفته رفته این علم و شاخه‌های متنوع آن مدون و طبقه بندی شدند و رشته‌های فرعی وتخصصی با قوانین تعریف شده را به وجود آورده‌اند که هریک بخشی از دانش زمین شناسی را تشکیل می‌دهند. [۵] · زمین شناسی علمی است که به طور کلی در باره زمین صحبت می‌کند. این تعریف را باید کامل‌تر کرد. زیرا موضوع علوم دیگری نیز مثل هیات و نجوم و ... درباره زمین صحبت می‌کنند. ولی مقصود از زمین شناسی ، شناسایی و مطالعه تئوری‌های پیدایش زمین و مواد تشکیل دهنده آن ، بررسی عواملی که در وضعیت آن تاثیر دارند. و بالاخره مطالعه و شناسائی مواد ارزشمند زمین و نحوه استفاده از آنهاست. زمین شناسی علم قدیمی و دارای سابقه طولانی است. و بشر همواره در مورد زمین کنجکاو بوده است. حوادثی مانند زلزله ، طوفان ، سیل ، گردباد و ... انسان را همواره در مورد زمین نگران می‌کرده. علم زمین شناسی ، یعنی آنچه که امروزه به علم جداگانه دارای رشته‌های متنوعی است که بیش از دو سه قرن سابقه ندارد. و مانند سایر رشته‌های علوم تحقیقات مداوم دانشمندان متعددی این علم را به پایه امروزی رسانده است.

نقش زمین شناسی در زندگی

زمین شناسی علم قدیمی و سابقه‌داری است. اصولا بشر اولیه ، همیشه در مورد زمین کنجکاو بوده است. این کنجکاوی را می‌توان معلول دو علت اساسی دانست. اول اینکه بشر و سایر موجودات زنده ، هستی خود را مرهون زمین بوده و همیشه غذای خود را از آن بدست می‌آورده‌اند و بدین ترتیب مجبور بوده‌اند که دائما در مورد آن مطالعه کنند تا بتوانند غذای مناسب و حدالامکان متنوعی برای خود به دست آورند. نکته دومی که بشر را در مورد زمین نگران می‌کرده است، وقوع حوادث ناگواری مانند زلزله ، آتشفشان ، طوفان ، سیل و نظایر آن بوده که همیشه خسارات مالی و جانی زیادی را سبب می‌شده است و بشر به ناچار همواره در صدد بوده است که علل این حوادث را دریابد تا بتواند حتی المقدور از وقوع آن جلوگیری و یا حداقل آن را پیش بینی کند.در حال حاض وضعیت اشتغال این رشته در ایران مناسب نیست و اغلب فارغ التحصیلان این رشته شغل متناسب با ان ندارند.

البته با نگاهی وسیع تر و توجه به رشته‌هایی کاربردی از قبیل زمین شناسی اقتصادی می توان این مشکل را حل نمود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 12:10  توسط poya  | 

آسفالت

روکش آسفالت خیابان ها

عوامل موثر در انتخاب نوع آسفالت چیست؟
نوع روکش و آسفالت را می توان به سادگی با توجه به حجم ترافیک شهری در خیابان و نوع خاک انتخاب نمود اما گاهی انتخاب روکش آسفالت آنقدر پیچیده می شود که باید با توجه به تحقیقات و پژوهش های سنگین صورت گرفته و فاکتور های مهم و وزین مانند چرخه هزینه زندگی انتخاب کرد. هر گاه که در انتخاب از متدولوژی استفاده شود باید سبک انتخاب شده عینی، منطقی، علنی، قابل توضیح و مهم تر از همه این که بهترین معیار برای پرداخت کننده مالیات را در بر داشته باشد.
بسیاری از آژانس های سازنده بزرگراه های ایالات متحده امریکا درصددند تا روند روکش کردن خیابان ها را مورد بررسی و بازبینی قرار دهند تا نسب به رعایت اصول و الگوهای آسفالت کاری مطمئن شوند. در برخی از ایالات تصمیم گیری در این خصوص فقط بر عهده سازمان مرکزی است و در برخی دیگر به سازمان ها و ادارات زیر مجموعه نیز تفیذ اختیار شده است.
روکش کردن خیابان ها کاری بسیار دشوارتر از آسفالت کردن مسیر درب منزل تا پارکینگ اتومبیلتان است. اما آسفالت کردن خیابان ها با این نوع آسفالت بسیار متفاوت است چرا که آسفالت مطلوب می بایست در برابر ترافیک و عبور و مرور سنگین اتومبیل ها و بدی شرایط آب و هوایی بسیار مقاوم بوده و از نظر همواری به گونه ای باشد که بتوان بر روی آن هاکی بازی کرد.
همچنین اگر عمل آسفالت کردن خیابان ها به خوبی صورت گرفته و از آن به خوبی محافظت شود جذابیت خاصی را به خیابان ها و خانه ها ومغازه ها می بخشد. به همین جهت است که طراحان و مهندسین با استفاده از خلاقیت خود تغییرات جالبی را در رنگ و الگوی آسفالت کاری پدید آورده اند. باید از آسفالت خیابان ها طوری محافظت شود که در زمستان ها در اثر برف و یخبندان آسیبی نبیند و در تابستان هم آلودگی و کثیفی بر آن تاثیر گذار نباشد. اگر آسفالت این گونه باشد بدیعی است که مقرون به صرفه، بادوام و دائمی خواهد بود و همچنین نگهداری از آن نیزراحت تر  می باشد.
برای تحقق این امر سه فاکتور اساسی وجود دارد که عبارتند از:
۱-طراحی مناسب
۲-استفاده از مصالح و مواد مرغوب
۳-اجرای صحیح عملیات ساخت و زیرسازی ومهمتر از آن نظارت صحیح
   
 تاثیرطراحی مناسب چیست؟ 
اگر طراحی دقیق و مناسب باشد می توان گفت که خیابان آسفالت شده تا
۲۰ سال به همان صورت اولیه و بدون مشکل باقی می ماند.
 
شالوده: جاده از زمین و خاک درست شده است پس می بایست کار زیرسازی آن را با استفاده از مواد جامد شروع کرد.
*زیرسازی خیابان می بایست هموار، قرص و محکم باشد و در بستر حمل و نقل شهری واقع شود. به هیچ عنوان استفاده از تن مایه های گیاهی و حیوانی و خاک های سطحی در زیرسازی تجویز نمی گردد.
*حدود ۶ تا ۸ میلیمتر از سطح بالایی زیرسازی باید با سنگ ریزه های زبر و در عین حال متراکم پر شود.
*برای عریض سازی و زیرسازی دوباره خیابان باید مجددا عملیات زیرسازی با سنگ ریزه ها صورت گیرد تا زه کشی محل اجرا با اطمینان بیشتری انجام شود.
روکش کردن: آنچه می بینیم و به نظر مناسب می آید ملزوما مطلوب نیست. به عنوان مثال اگر روکش خیابان در نظر صاف و هموار می آید دلیل بر مطلوب بودن و مناسب بودن آن نیست. در واقع آنچه فاکتور اصلی در مطلوب بودن آسفالت مد نظر است تراکم و ضخامت آسفالت اجرایی است.
*راههای ورودی و اختصاصی به کمترین تراکم ضخامت یعنی چیز در حدود ۵۰ میلیمتر آسفالت مخلوط گرم نیازمند است.
*ضخامت هر لایه آسفالت معمولا سه چهارم ضخامت آسفالت نرم و مخلوط و گرم است. پیمانکار می بایست در قراردادش میزان ضخامت و تراکم روکش را بطور دقیق ذکر کند تا ابهامات در این مورد از بین رفته و از هر گونه کارشکنی ممانعت به عمل آید.
*برای اینکه دوام آسفالت بیشتر شود بهتر است که ۵۰ میلیمتر به زیرسازی و ۴۰ میلیمتر به لایه های رویی و سطح خیابان اختصاص یابد.
زه کشی: هنگامیکه آب بر آسفالت ها جاری می شوند و از مسیر خانه ها روان شده و از زیر سازی آسفالت عبور می کنند، تهدید کننده است.
*روکش خیابان ها باید دارای شیب باشد_در شیب گذاری گذاشتن شیب یک چهارم اینچ در هر ۵/۳۰ معمول است.(۲ سانتی متر متر برای هر یک متر عرض)
*زه کشی زیر زمینی لزومی ندارد.
*برای هر ۳۰ متر از خیابان ارتفاع شیب می بایست ۴۶۰ میلیمتر باشد.
*زه کشی باید از ساختمان ها فاصله داشته باشد و نباید اجازه داد تا آب در لبه آسفالت خیابان جمع شود.   
چرا استفاده از مواد و مصالح مرغوب
*در خیابان ها که نیروی زیادی بر آن وارد نمی شود همان آسفالت
HMA سنتی مناسب است. در بیشتر موارد HL- ۸ مخلوط برای زیرسازی (به اندازه ۱۹ میل متر) این قبیل خیابان ها استعمال می شود. در زیرسازی جاده های خارج از شهر و پارکینگ ها می توان از HL- ۳ (به اندازه ۵/۱۲ میلیمتر) برای بخش های سطحی استفاده نمود. برخی عقیده دارند که استفاده از HL- ۳ و یا HL- ۳A (به اندازه ۵/۱۲ میلی متر) به روکش و آسفالت دوام بیشتری می بخشد.
*مطمئن شوید که پیمانکار پروژه آسفالت را از تولید کنندگان مجاز و معتبر تهیه کرده است تا از کیفیت پروژه کاسته نشود.
 
اجرای صیحیح عملیات اجرایی
*زیرسازی می بایست هموار و محکم باشد. پیمانکار باید مناطقی که خاک سست و نرم دارند را با مواد متراکم و چگال جایگزین سازد این مورد نقش تعیین کننده ای دارد.
*در مناطقی که خانه های جدیدی ساخته شده اول مطمئن شوید که دیگر زمین نشست نمی کند شاید لازم باشد برای اطمینان از این امر چندین ماه منتظر بمانید.
*سنگ ریزه هایی که در شالوده به کار می رود باید طوری ریخته شود که ضخامت در همه جا یکسان باشد.
*در بخش زیرین آسفالت از گیاه کش ها استفاده کنید تا اگر احیانا آسفالت در آینده ترک برداشت در آنجا گیاه روئیده نشود و آسفالت متلاشی نگردد.
*باید آسفالت در درجه حرارت مناسب قرار گیرد. اگر حرارت داده شده بیش از حد باشد (که در این حالت دود آبی رنگی از روی آسفالت متصاعد می شود) سطح آسفالت پس از مدت کوتاهی ترک بر می دارد و آسفالت زودتر از مدت مقرر سخت و سفت می شود.( بنابر این یکی از مواردی که باید مد نظر قرار داد و نظارت صحیحی بر آن داشت کنترل درجه حرارت آسفالت میباشد)
*پیمانکار نباید در یک برجستگی بیش از ۵ سانتی متر آسفالت مخلوط گرم بریزد.
*پیمانکار نباید بصورت دستی خیابان را آسفالت کند.
*استفاده از غلتک و عملیات متراکم سازی آسفالت باید از همان ابتدای کار صورت گیرد تا آسفالت در جای خود قرار گرفته و متراکم شود و تا زمانی که تمامی نقاط ناهموار پوشانده شود ادامه می

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 13:21  توسط poya  | 

فرمان هیدرولیکی

فرمان هیدرولیکی


مدل‌های پایه لوگان مجهز به سیستم فرمان مکانیکی و مدل‌های بالای آن مجهز به سیستم فرمان هیدرولیکی هستند. سیستم فرمان مکانیکی لوگان با برخورداری از آخرین دستاوردهای فنا‌وری در این زمینه از دقت راهبری و رفاه رانندگی ویژه‌ای سود می‌برد. سیستم فرمان هیدرولیکی که همراه با میل ضد غلتش ویژه‌ای نصب شده، رفاه مضاعفی را تأمین ‌می‌کند. قطر دور برگردان فرمان لوگان معادل 5‚10 متر می‌باشد. این رقم معادل دور برگردان فرمان نسل دوم مگان است.


لذت رانندگی یک خودرو توسط رفتارهای حرکتی و نیز دقت فرمان بری آن تأمین می‌شود. همان طور که اشاره شد، تلاش زیادی برای تأمین این دو شاخص در لوگان بکار گرفته شده اما لذت رانندگی یک خودرو متأثر از ارگونومی جایگاه راننده نیز می‌باشد. کلیه اطلاعات لازمه جهت یک رانندگی لذت بخش و مطمئن در یک نگاه در لوگان قابل مشاهده است. کنسول میانی لوگان دارای یک نشانگر دیجیتالی است که کلیه پیام‌های هشدار دهنده کامپیوتر مرکزی خودرو را به اطلاع راننده می‌رساند.


ارگونومی جایگاه راننده از آرشیتکتور پلتفرم B رنو – نیسان بهره می‌گیرد. راننده کاملا در محور غربیلک و پدال‌ها قرار گرفته و از رفاه رانندگی بسیار بالایی برخوردار می‌باشد.


طراحی دیجیتالی بدنه دقت بسیار بالایی در شناسایی نقاط لرزش و اکوستیک خودرو ایجاد کرده است. از این طریق، صداهای داخل اتاق بسیار محدود شده و صداهای مکانیکی خودرو در سراسر مراحل توسعه، مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند تا صوت‌های با فرکانس بالا یکپارچه شنیده شوند. البته در به حداقل رساندن صدای فن و تهویه مطبوع توجه خاصی داده شده تا را به حداقل برساند. شاخص صدای فن لوگان 51 دسی‌بل و صدای تهویه مطبوع 49 دسی‌بل می‌باشد که جزو کمترین صوت‌های تولید شده در خودروهای هم کلاس خود هستند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 12:48  توسط poya  | 

فرش ایران

دانستنهای فرش ایران

 

تاريخچه

تاريخ فرش با تاريخ خود انسان عجين است . بشر اوليه در طي قرنها به روش درهم تنيدن الياف گياهي و پوست درختان، و نتيجتا صنايعي نظير سبد بافي آشنا شده بود، و با بهره گيري از پشم حيواناتي که قابليت زيست در جوامع اوليه را داشتند، مي توانست زير اندازهايي نه چندان نرم را توليد كند.

زنان از جمله کساني بودند که از ابتدا در اين فن سعي  وافر داشتند و به هنگامي که ديگر افراد به شکار حيوانات مي پرداختند، به بافت سبدها و دست بافتهاي خشن و روپوش حيوانات و کيسه حمل مواد، مبادرت مي ورزيدند.

زيراندازهاي اوليه متشکل از پوست نرم حيوانات و الياف نرم گياهي و بوريا بود، ليکن به لحاظ گسترش جوامع اجتماعي و نبود شکار، نياز به توليد بيشتر زيراندازهاي دست بافت روز به روز محسوس تر شد و بافت اين گونه زيراندازها  تکامل يافت.

حفاريهاي باستانشناسي نشان مي دهد استفاده از بورياهاي بافته شده از ني هاي منطقه بين النهرين، از هزاره چهارم و پنجم متداول بوده است و بافت گليم تا سده پانزده قبل از ميلاد، به مرحله بالايي از تکامل رسيده است.

از بافت نخستين قاليچه ها و اينکه چه قومي در ابتدا به اين کار مبادرت کرده، هيچ گونه اطلاع موثقي در دست نيست. زيرا قاليچه ها به لحاظ ساختار طبيعيشان در اثر رطوبت و حشرات آسيب مي بينند. اما به دليل ماده مورد نياز تهيه آن يعني پشم، گمان مي رود نخست قبايل چادرنشين آسياي مرکزي که کارشان گله داري بوده، به صورت ابتدايي، به چگونگي تهيه آن پي برده اند.

قديمي ترين نمونه اي که باستانشناسان به آن دست يافته اند، قاليچه اي است که به علت دستيابي به آن در گوريخ زده يکي از فرمانروايان سکايي در دره پازيريک واقع در 80 کيلومتري مغولستان خارجي، به نام قاليچه پازيريک ناميده شده است. اين فرش که به عنوان پوشش اسب به کار مي رفته، در هر سانتي متر مربع داراي 36 گره ترکي است. و صاحب نظران با توجه به نقشهاي روي اين قالي که شبيه نقوش اصيل هخامنشي است آن را ايراني مي دانند و معتقدند که قالي مزبور از دست بافتهاي مادها و پارت ها (خراسان بزرگ قديم) است.

رنگهاي مورد استفاده در اين قالي قرمزاخرايي، زرد، سبزکمرنگ و نارنجي است. تشابه نقوش سواران و مردان پياده که در کنار اسبان خود راه مي پيمايند، و جانوران بالدار در اين قالي با نقوش تخت جمشيد، صحت نظر اين محققين را قويتر مي سازد. صاحبنظران همچنين معتقدند بافت قاليچه اي با چنين ويژگيها، مستلزم دارا بودن پشتوانه اي فرهنگي و هنري در ارتباط با بافت فرش حداقل براي چندين قرن خواهد بود و مبين اين نکته است که در قرون متمادي، قبل از بافت فرش معروف پازيريک، اين حرفه در فلات ايران رواج داشته و ايرانيان به رموز آن پي برده بودند.

گفتار مورخين نيز، حاکي از تأييد همين نکته است. به طوري که گزنفون مورخ يوناني در کتاب خود موسوم به سيرت کوروش  مي گويد: ايرانيان براي اينکه بسترشان نرم باشد، قاليچه زير بستر خود مي گستردند.

اين عبارت نشان دهنده آن است که قاليبافي در اين زمان عموميت داشته و در زندگي روزمره جايگاه خود را يافته و جزء ملزومات زندگي به شمار مي آمده است.

گرچه از دوران ساسانيان نمونه مشخصي موجود نيست، ليکن آن طور که از قرائن پيدا است، فرش ايران در دوران ساساني، از شهرت و اعتبار جهاني برخوردار بوده است. چنان که سالنامه چيني (سوئي سو) در اين دوران از فرش پشمي ايران به عنوان کالاي وادراتي به چنين نام مي برد، در ادبيات فارسي نيز، به کرات از تخت معروف طاقديس متعلق به خسرو پرويز پادشاه ساساني ياد شده که بر آن به روايتي چهار فرش که هر يک نشان دهنده فصلي از سال بوده است، گسترده مي شده است.

رواياتي که از فرش معروف بهارستان در کاخ تيسفون بيان شده، بيشتر به افسانه شبيه است. زيرا با توجه به اندازه آن (90×90 پا) اين قالي مي بايست دو تن وزن داشته باشد، اما صرف نظر از جنبه هاي اغراق آميز، اخبار فوق نشانه هايي از قابليت و برتري هنرمندان ايراني، و پيشتازي آنان در هنر فرش بافي را بيان مي دارد.

با ظهور دين مبين اسلام و فروپاشي نظام پر شکوه ساسانيان، هنر فرشبافي که بيشتر توسط اشراف حمايت مي شد، دچار رکود شد و متعاقب آن ظهور سلسله هاي مختلف و عدم ثبات سياسي در قلمرو پهناور ايران، توان رشد و نمو را از آن بازستاند. بخصوص که اعراب به تجملات زندگي توجهي نداشتند، و کاخهاي رفيع براي در ميان گرفتن آنان که به زندگي در صحرا و بيابان و آسمان پر ستاره و چادرهاي حصيري  خو گرفته بودند، توان فرسا مي نمود، و به منظور مبارزه با شرک و بت پرستي نقش پردازي از انسان و حيوان را مکروه مي دانست.

با پراکنده شدن هنرمندان در شهرهاي دور و نزديک، هنر فرشبافي بي نمودي آشکار به بقاي خود ادامه داد. ليکن اين روند ديري نپاييد و خلفاي بني اميه و بني عباس بر خلاف خلفاي گذشته، در تقليد از شاهان گذشته، به اين هنر توجه کردند و موجبات شکوفايي اين هنر را پديد آوردند. ذکر دويست خانه قالي در تاريخ بيهقي متعلق به نيمه اول قرن پنجم هجري در شرح هداياي ارسالي از خراسان توسط علي بن عيسي براي هارون الرشيد، خود آگاهي براين نکته است و اخبار و شواهدي که مورخان و جغرافي نگاران اسلامي از اين آن در کتب خود درج کرده اند خود دليل غير قابل انکاري از وجود فرهنگ پيشرفته قاليبافي ايران است.

مؤلف  حدودالعالم  که در تاريخ 812 آن را به رشته تحرير درآورده به قاليبافي فارس اشارت دارد، و يک قرن بعد مقدسي به وجود قاليهاي سجاده اي در اراضي مرتفع قائنات، اعتراف مي کند.

ياقوت حموي در قرن ششم هجري از وجود قاليبافي آذربايجان خبر مي دهد، و ابن بطوطه جهانگرد عرب در راه خود از خورموسي در خليج فارس به اصفهان،هنگام بازديد از ايذه در منطقه بختياري از فرش سبز رنگي که در جلوي وي گسترانيدند ياد مي کند.

ادبيات فارسي نيز از اين نشانه ها خالي نيست. خاقاني شيرواني به شهرت قاليهاي مرندي در اشعار خود اشاره مي کند.

در دوره هاي بعد نشانه اي از روند حيات قاليبافي در دست نداريم، و در متون فارسي نيز برآن اشارتي نمي رود. کوشش سردمداران سياسي نيز بيشتر وقف ايجاد ثبات سياسي و حفظ امنيت کشور است و اين روند تا پايان قرن نهم هجري قمري، گريزناپذير است.

تهاجم قوم مغول آنچه را که دست آورد سلاطين گذشته بود، منهدم ساخت. آنان مرداني جنگجو بودند که دنيا را بر پشت اسبانشان فتح کرده بودند و در مصاف با دشمنان، زنانشان را همراه نمي بردند، و قالي که زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ايران راه پيدا نکرد، بلکه باعث شد تا کارگاههاي کوچک بافت قالي نيز به کلي مضمحل شود و طراحان و نقاشان به نقاط دور دست و روستاهاي دور افتاده بگريزند. اين امر که ناخودآگاهانه صورت مي گرفت، صرف نظر از ايجاد هسته هاي مرکزي فرشبافي در روستاها، سبب شد تا روستائيان نيز با تحولات و پديده هاي شهري آشنا شده و طرحها از ويژگي و غناي بيشتري برخوردار شوند. ليکن روستائيان به لحاظ مهاجرتهاي اجباري و به واسطه سهولت در حمل و نقل، و از همه مهمتر به خاطر دستيابي هرچه سريعتر به درآمدي ناچيز، از بافت فرشهايي در اندازه بزرگ خودداري مي کردند، و تنها به بافت قاليچه هايي در اندازه هاي بسيار کوچک اهتمام  مي ورزيدند.

مغولها گرچه سرزمين ايران را فتح کردند، ليکن به زودي مقهور فرهنگ غني ايرانيان شده و در آن مستحيل شدند. جانشينان مغولان با برخورداري از اين فرهنگ، رفته رفته، به ترميم خرابيها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته و موجبات پيشرفت زمينه هاي هنري را فراهم آوردند. در اخبار آمده است که غازان خان اولين ايلخاني بود که به دين اسلام گرويد و قاليهايي براي مقبره خالدبن وليد سردار صدر اسلام به دمشق گسيل داشت وي براي تزيين صحن قصور خود نيز قاليهايي از خطه فارس را فراهم آورد و اين خود مي تواند دليلي روشن بر برتري و پيشرفت هنر فرشبافي فارس نسبت به ساير شهرستانهاي ايران در زمان اين ايلخان مغول باشد.

جانشينان تيموريان برخلاف اعقابشان افرادي هنردوست و هنرپرور بودند و بعضي شان در برخي از رشته هاي هنر دست داشتند. بايسنقر ميرزا خود خطاطي قابل بود. آنان با بزرگداشت نقاشان و هنرمنداني چون بهزاد هراتي و ايجاد کانونهاي هنري در اعتلاي اين هنر گامهاي مؤثري برداشتند. نقاشيهايي که از دوره تيموري باقي مانده نشان دهنده علاقه سلاطين تيموري به هنر فرشبافي است.

حلقه مفقوده روند تکاملي هنر فرشبافي ايران تا ظهور سلسله صفوي ادامه مي يابد و متأسفانه هيچ گونه نمونه قابل استنادي که بتوان با تکيه برآن پيشرفت اين هنر را در طي اين دوران مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم در اختيار نداريم.

دوران صفوي عصر مشعشع احياي هنر در تمام زمينه هاست. نمونه هاي ارزنده موجود در موزه هاي مشهور جهان نظير قالي مشهوراردبيل که جهت مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي جد بزرگ صفويان بافته شده و اکنون در موزه ويکتوريا و آلبرت مضبوط است، اکثراًَ حاصل کارگاههاي قاليبافي شاهي در اين دوران است. حمايت سلاطين با کفايت صفوي، و ابراز علاقه آنان به اين حرفه سبب شد تا صنعت قاليبافي از حد يک پيشه و حرفه روستايي تا مقام يکي از هنرهاي زيبا ارتقاء يابد. شاه عباس از اين مهم سهم بسزائي داشت، زيرا وي با تأسيس کارگاه قاليبافي در جوار قصور سلطنتي خود بين چهل ستون تا ميدان شاه بافندگان را مستقيماً زير نظر  داشت تا از کيفيت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. يادداشتهاي سياحاني چون تاورنيه، شاردن، رابرت شرلي تأييدي براين گفتار است.

ايجاد روابط تجاري با کشورهاي اروپايي و ورود چهانگردان و سياحان و سفرا به ايران زمينه گسترش روابط فرهنگي، تجاري را با ديگر کشورها فراهم ساخت و استقبال از قاليهاي نفيس ايراني در اروپا براهميت دستبافي و رونق سفارشات افزود.

از اين زمان کاشان به واسطه مرغوبيت و ظرافت قاليهاي توليدي خود پذيراي سفارشات بسيار شد و توليد فرشهاي زربفت که حاصل بافت با نخهاي طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان، بر رونق آن شهر افزود. اين فرشها که بعداً به فرشهاي لهستاني يا پولونز Polonaisa معروف شدند يادگارهاي اين دورانند و اکنون مايه فخر و مباهات موزه هاي مالک آنند.

شاه عباس با گردآوري بهترين نقاشان و طراحان و بافندگان از اقصي نقاط کشور و تجمع آنها در کارگاههاي سلطنتي شاهکارهاي بي نظري را در هنر فرشبافي سبب شد و نقشهاي قالي با الهام از نقوش مينياتور تذهيب توسط هنرمندان دگرگون شد. با انقراض صفويان افول هنر فرشبافي نيز آغاز گرديد. تاخت و تاز افاغنه همه چيز را به ناگهان از بين برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان عموم زنده کرد.

نادرشاه جهت حفظ انسجام و يک پارچگي کشور فرصت آن را نيافت تابه مسائل هنري بپردازد ليکن رفته رفته با حفظ امنيت و آرامش ايجاد شده در سايه شجاعت و دلاوري ايرانيان، هنري که در خفا به حياتش ادامه مي داد در دوره زنديه اعتبار بيشتري يافت و مورد توجه فرمانروايان قرار گرفت.

در دوره قاجاريه با رونق بازارهاي اروپا که از دوره صفويه آغاز شده بود و در طي قرون متمادي اوج و حضيض فراواني را پشت سر نهاده بود، سير عادي خود را در پيش گرفت. بازرگانان تبريزي به تأسيس کارگاههاي فراوان قاليبافي نه تنها در تبريز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و ساير شهرهاي ايران همت گماشته و قاليهاي بافته شده از طريق استانبول به اروپا راه مي يافتند. با رونق روزافزون بازار فرش ايران تجار خارجي خود به فکر سرمايه گذاري در ايران افتادند و با ايجاد کارگاههاي بافت قالي در شهرهايي نظير کاشان، اراک، کرمان، هدايت اين فن را به عهده گرفتند و با اعمال سليقه و دگرگوني طرحها اصالت آنها را ناديده انگاشتند.

طرحهاي امريکايي که خواسته هاي امريکاييان را دربرداشت و تحت عنوان باب امريکا مورد استفاده قرار مي گرفت و کپي از طرحهاي فرانسوي  ابوسون و ساونري  حاصل اين دوران در دگرگوني طرحهاي اصيل فرشبافي است. وجود جنگهاي بين المللي اول و دوم بازار پر رونق فرش ايران را با رکود ناگهاني روبروساخت و کارگاههاي بسياري را كه از اين طريق ارتزاق مي کردند به تعطيل کشاند.

استفاده از رنگهاي مصنوعي که با پيشرفت صنايع رنگ کشورهاي اروپايي به ايران راه يافته بود و کاربرد گره جفتي از ارزش فرش ايران به نحوه محسوسي کاست و رکود اقتصادي در کشورهاي اروپايي براي چند دهه روند عادي توليد فرش سبب شد. در حال حاضر بازگشت به اصالتهاي گذشته و خلاقيت در طرحها با همت هنرمندان متعهد مي تواند جايگاه اوليه فرش ايران را در بازارهاي جهاني تداوم بخشد و هنر جاويدان فرش را چون هميشه اعتلا بخشد.                                                                                                                  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 12:47  توسط poya  | 

فیزیک

 

 

1- قطب نما

عقربه قطب نما هنگام باز نمودن درب آن ، آزاد شده و حول محور خود مي‌چرخد و سپس به علت نيروي مغناطيسي كره زمين هميشه در يك جهت معين كه همان قطب شمال مغناطيسي است مي‌استد و آن را به ما نشان مي‌دهد.
عقربه مذكور هيچگاه اشتباه نمي‌كند مگر آنكه در نزديكي اشياي آهني يا فولادي و يا كابلي قرار گرفته باشد . بنابراين ، هنگام استفاده از قطب نما بايستي مطمئن شويم كه از اشياي انحراف دهنده آن ، بطور كلي دور است.

 

 

1-1.كاربردهاي قطب نما

به كمك قطب نما مي‌توانيم گراي مغناطيسي كليه امتدادهاي مورد نظر را اندازه گرفته و با در دست داشتن گراي مغناطيسي يك امتداد ، جهت يابي بكنيم .
در كشتي ها و هواپيماها براي جهت يابي از آن استفاده مي‌شود.
در صنايع نظامي كاربرد وسيعي دارد از جمله ديده‌بان‌ها در مناطق عملياتي به كمك آن جهت يابي مي‌كنند.
در صنايع مخابرات ، كارهاي پژوهشي و ساختمان قبله نماها به كار برده مي شود.

 

 

1-2. قطب نماي پيشرفته

قطب نماهاي پيشرفته كه بيشتر در صنايع مخابرات و امور نظامي به كار برده مي‌شوند، مجهز به سلول‌هاي شب نما مي‌باشند كه حتي در تاريكي شب عمل جهت نمايي را صورت دهند. اين نوع قطب نماها در دوربين‌هاي دو چشمي نظامي ، تانك‌ها ، نفربرها و حتي در ساختمان برخي خودروهاي پيشرفته نيز به كار مي رود .
از قطب نماهاي پيشرفته در اندازه گيري طول جغرافيايي و عرض جغرافيايي محل نيز استفاده مي‌كنند كه در نقشه خواني ، پياده سازي عمليات نظامي ، ديده باني در مناطق جنگي و ... نقش تعيين كننده دارند.

 

2- الکترودینامیک
نگاه اجمالی
الکترو مغناطیس یکی از شاخه‌های فیزیک است که مباحث مربوط به بارهای الکتریکی ساکن و متحرک ، میدانهای الکتریکی و مغناطیسی را مورد بحث قرار می‌دهد. اما در این بحث بیشتر مفاهیم فیزیکی و توصیف کیفی این پدیده‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد. و تا حد امکان از توصیف کمی این موارد که به ریاضیات عالی نیاز دارد، خودداری می‌شود. بنابرابن توصیف کمی پدیده‌های فوق در الکترودینامیک انجام می‌گیرد. می‌توان گفت که الکترو‌دینامیک نسبت به سایر علوم تقریبا یک علم تازه است که در کمتر از یکصد سال اخیر بوجود آمده است
.


2-1. تاریخچه
هر چند کهربا و مغناطیس طبیعی برای یونانیان شناخته نشده بودند ، با وجود این الکترو‌دینامیک در مقام یک موضع کمی تنها در کمتر از یکصد سال رشد پیدا کرد. آزمایشات قابل ملاحظه کاوندیش در زمینه الکترو استاتیک از 1771 تا 1773 انجام شدند. تحقیقات ماندگار کولن در سال 1785 شروع به چاپ شدند. این کار شروع تحقیق کمی در الکترسیته و مغناطیس را در مقیاس جهانی مشخص کرد. پنجاه سال بعد از آن فارادی مشغول مطاله اثرات نظریه دینامیکی میدان‌های الکترومغناطیسی منتشر کرد. بیست و چهار سال بعد هرتز کشف خود را در مورد امواج الکترومغناطیسی عرضی که با سرعتی مشابه با سرعت نور انتشار می‌یابد به چاپ رسانید و با این کار نظریه ماکسول را در یک وضعیت کاملا آزمایشی قرار داد.

2-2. سیر تحولی و رشد
از دهه 1960 یک انقلاب واقعی در درک ما از نیروهای اساسی و اجزا تشکیل دهنده ماده صورت گرفته است.
در دهه 1990 الکترودینامیک کلاسیک در مقابل جبهه‌ای از توصیف وحدت یافته ذرات و بر همکنشهای که به عنوان مدل استاندارد نامیده می‌شود، ساکن مانده بود، مدل استاندارد یک توصیف کوانتوم مکانیکی منسجم از برهمکنشهای الکترومغناطیسی ، ضعیف و قوی بر اساس اجزاء اصلی ، بعضی کوارکها و لپتونها ( که از طریق حاملهای نیرو یعنی فوتونها ، بوزونها ، و گلوئونها ، برهمکنش می‌کنند) ارائه می‌کند. چهار چوب نظریه وحدت یافته از طریق اصول مربوط به ناوردایی پیمانه‌ای الکترومغناطیس (متصل به نیروها و تفاوتهای گسسته خواص ذرات) ایجاد‌ گردید.
از نقطه نظر مدل استاندارد ، الکترودینامیک کلاسیک ، حداکثر و دینامیک کوانتومی است. بنابرین تلاش عظیمی که در اواخر قرن نوزدهم در جهت وحدت موضوعات فیزیک شروع شده سبب ایجاد الکترودینامیک کوانتومی شود و بدین ترتیب الکترودینامیک کلاسیک را متحول ساخت. بنابراین در حالت کلی الکترودینامیک را می‌توان به دو قسمت اصلی تقسیم کرد.

2-3.الکترودینامیک کلاسیک
الکترودینامیک با استفاده از مفاهیم بنیادین ریاضیات عالی یک توصیف کمی از مباحث الکترومغناطیسی کلاسیک ارائه می‌کند. الکترومغناطیس کلاسیک در محاسبه میدانهای الکتریکی و مغناطیسی حاصل از توزیعهای معین بار تبحر دارد و توصیف فیزیکی این کمیتها مورد بحث قرار می‌گیرد. اما در مواردی که مرزهای معین وجود داشته باشند. به عنوان مثال اگر بخواهیم میدان و پتانسیل حاصل از یک کره رسانا که نصف آن دارای پتانسیل و نصف دیگرش دارای پتانسیل V1 است ، در یک نقطه معین از فضا تعیین کنیم، باید از شگرد‌های خاص ریاضی که در V1 الکترو دینامیک کلاسیک کاربرد دارد، استفاده کنیم.
همانگونه که الکترومغناطیس به دو قسمت الکتریسیته و ‌مغناطیس تقسیم می‌شود که در قسمت الکترواستاتیک بارهای الکتریکی ساکن و چگالیهای بار مستقل از زمان فرض می‌شوند و در الکترومغناطیس بارهای الکتریکی متحرک بوده و چگالیهای بار می‌توانند تابعیت زمانی نیز داشته باشند. الکترودینامیک کلاسیک نیز به دو بخش تقسیم می‌گردد. مکانیک کلاسیک و الکترودینامیک کلاسیک به عنوان پیشروان درک کنونی ما از پدیده‌ها مفید واقع شوند و هنوز هم نقشهای مهمی را در زندگی علمی و در مرز مربوط به تحقیقات علمی ایفا می‌کنند
.

2-4. الکترودینامیک کوانتومی
الکترودینامیک کوانتومی ، نتیجه‌ای است از تقارن شکسته شده ، خودی به خودی در یک نظریه که در آن برهمکنشهای ضعیف و الکترومغناطیسی در ابتدا وحدت یافته‌اند و این که حاملهای نیروی مربوط به هر دو بدون جرم هستند . شکست تقارن ، و حامل نیروی الکترومغناطیسی (فوتون) را بدون جرم باقی می‌گذارد همراه 80 الی 90 Gv/c2 را با یک برهمکنش ضعیف هسته‌ای در انرژیهای پایین با برد بسیار کوتاه (2x10 -18 ) بدست می‌آورند.

الکترودینامیک کلاسیک برای انتقالات کوچک انرژی و اندازه حرکت و تعداد میانگین بزرگ فوتونهای مجازی یا حقیقی حد الکترودینامیک کوانتومی است. علی رغم حضور تعداد نسبتا زیادی از کمیتهای که بایستی از آزمایش بدست آیند، مدل استاندارد وحدت یافته (همراه با نسبیت عام در مقیاسهای بزرگ) توضیعی با دقت بالا از طبیعت را در تمام جنبه‌هایش ارائه می‌دهد. از درون هسته ، تا میکروالکترونیک و میزها و صندلیها و دورترین کهکشانها. بخاطر مبدأها در یک نظریه وحدت یافته ، برد و قدرت برهمکنشهای ضعیف به جفت شدگی الکترومغناطیسی مربوط شدند.

بطور خلاصه می‌توان گفت که در الکترودینامیک کوانتومی با استفاده از مفاهیم آنالیز تانسوری یک میدان برداری (که به تانسور الکترومغناطیسی معروف است ) معرفی می‌شوند ، سپس با تعریف چگالیهای لاگرانژی و هامیلتونی خاص سیستمها مورد بحث قرار می‌گیرند
.

2-5. سختی الکترودینامیک
همانطوری که اشاره شد، الکترودینامیک جهت توصیف کمی پدیده‌های الکترو مغناطیسی از ریاضیات عالی و روشهای پیچیده ریاضی بهره می‌گیرد. بنابراین افرادی که تمایلی به استفاده از این پیچیدگیها ندارند و آن را دشوار می‌دانند، به الکترو‌دینامیک به دید یک شاخه‌ای از فیزیک که درک آن بسیار سخت است، نگاه می‌کنند. اما امروزه با پیشرفت علوم کامپیوتری و گسترش روشهای عددی ، بسیاری از مسائل الکترودینامیک را می‌توان با استفاده از حلهای عددی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

 

2-4-1.الکترودینامیک کوانتومی
الکترودینامیک کوانتومی (QED) نظریه‌ای است برای توصیف نور (یا تابش الکترومغناطیسی) و برهمکنش آن با ماده (یعنی الکترونها و یا دیگر ذرات باردار).


2-4-2. تاریخچه نظریه
این نظریه را دیراک ، ورنر هایزنبرگ ، پاسکوال جوردن و ولفانگ پاولی در اواخر دهه 1920 فرمول بندی و فریمن دایسون ، ریچارد فاینمن و جولیان شوینگر و سین - ایتیروتوموئاگا در اویل دهه 1950 آن را تکمیل کردند. گر چه آنها بطور مستقل از یکدیگر درباره این مسئله به پژوهش پرداخته بودند. گسترش الکترودینامیک کوانتومی را می‌توان نتیجه چشم گیر کنش متقابل بین نظریه و تجربه به شمار آورد. بخشی از این تحول ، به برکت فن آوری میکرو موجها بود که در آن وقع تازه پدید آمده بود و امکان اندازه گیری بسیار بسیار دقیق طیف هیدروژن و گشتاور مغناطیسی الکترون را توسط بولی کارپ کوش و هنری فراهم شد.

نتایج آزمایشها ، که هر دو در سال 1947 منتشر شده پیشرفتهای نظری سریعی را پدید آورد. این پیشرفتها نیز به نوبه خود سبب شد که پژوهشگران تجربی روشهای جدیدی را برای اندازه گیری باز هم دقیقتر ابداع کنند. در حال حاضر ، با آنکه هنوز امکان بهبود روش وجود دارد. نظریه و تجربه در گسترش بسیار وسیعی از انرژیها با دقت چشم گیری باهم سازگاری دارند.

2-4-3. زمینه الکترودینامیک کوانتومی
در آغاز قرن نوزدهم دو نظریه متفاوت برای نور وجود داشت: نظریه ذره‌ای و نظریه موجی. نظریه ذره‌ای پس از به نمایش در آمدن اثرات تداخلی ، در سالهای اولیه قرن نوزدهم ، محبوبیت خود را از دست داده ، در سالهای آخر قرن نوزدهم ، این نظریه تقریبا بطور کامل به کنار گذاشته شده زیرا جیمز کلارک ماکسول نشان داد که تمام پدیده‌های الکتریکی و مغناطیسی و اپتیکی را می‌توان از چهار معادله (به نام معادلات ماکسول) استخراج کرد و این معادلات امواجی الکترومغناطیسی را پیش بینی می‌کنند که با سرعت 2.9979X108 m/s جابجا می‌شوند. چون این مقدار نزدیک سرعت نور بود که قبلا اندازه گیری شده بود.

ماکسول این فرضیه را پیش کشید که نور هم خود موجی الکترومغناطیسی است و در اوایل قرن بیستم نظریه موجی الکترومغناطیسی برای نور کاملا پذیرفته شد. اولین نشانه‌هایی که حاکی از آن بودند که نظریه موجی به تنهایی نمی‌تواند رفتار نور را توضیح دهد، در سه آزمایش دیده شدند: تابش جسم سیاه ، اثر فوتوالکتریک و اثر کامپتون. با این آزمایشها در مجموع مؤید این فرضیه بودند که نور از ذراتی ساخته شده است که امروزه فوتون می‌نامیم. که این مرحله گرچه خواص فوتونها فقط از این آزمایش استنتاج شده بودند، موفقیتهای مدل فوتون فیزیکدانان را تشویق کرد تا به جست و جوی نظریه بنیادی بپردازند که با استفاده از آن بتوان فوتونها و خواص آن را استخراج کرد.

2-4-4. مبانی نظریه QED
اساس نظریه کوانتوومی (یا فوتونی) نور ، یعنی QED ، را دیراک ، هایزنبرگ ، پاولی ، انریکو فرمی و جردن در دوره زمانی 1926 تا 1940 پی‌ریزی کردند. آنچه که از این معادلات حاصل شد، نظریه‌ای است که نقطه آغازش بررسی کلاسیکی میدانهای الکترومغناطیسی بر اساس معادلات ماکسول و رهیافت هامیلتون در تعیین این معادلات حرکت به کمک تابعی است که چگالی انرژی را در هر نقطه از فضا به صورت چگالی هامیلتونی مشخص می‌کند. کمیت:



Hfree = (E2 + B2)/8П

کل انرژی مربوط به میدان الکترومغناطیسی را وقتی که بار و جریان وجود ندارد. در هر واحد حجم (در موقعیتن مکانی r نشان می‌دهد. Hfree کل انرژی مربوط به میدان الکترومغناطیسی آزاد است E و B عبارت از بردارهای میدانهای الکتریکی و مغناطیسی در نقطه (r,t) در این صورت ، همانند روش ماکسول که در آن میدانهای E و B بر حسب پتانسیلهای الکترومغناطیسی A و φ بیان می‌شوند. در این فرمول بندی هامیلتونی ، برهمکنش میدان الکترومغناطیسی با چگالیهای جریان و بار الکتریی j و p بوسیله اثرهای برهمکنش (HI(ρφ - s , A/C نشان داده می‌شود. هنگامی که میدان الکترومغناطیسی آزاد کوانتیده شد، قدم بعدی آن است که بر همکنش را با ذرات باردار در نظر بگیریم. در این مرحله چگالی هامیلتونی H = HI + He1 + Hfree می‌باشد.

2-4-5. بینش جدید درباره طبیعت
هر نظریه مهم جدیدی ، به وجوهی از طبیعت را که قبلا ناشناخته مانده بود توضیح می‌دهد، مثلا نسبیت خاص (علاوه بر موضوعهای دیگر) موضوع تبدیل ماده به انرژی و انرژی به ماده را ازطریق معادله E = δmc2 مطرح کرد. و معادله دیراک برای الکترون نسبیتی منجر به پیش بینی پاد ذره‌ها شد. شاید ویژیگی جدید و اصلی نظریه QED شناسایی فوتون و نحوه دخالت آن در برهمکنش الکترومغناطیسی به عنوان میانجی نیروی الکترومغناطیسی را به صورت نیروی نیوتنی در نظر می‌گرفتند که در فاصله بین ذره‌های باردار عمل می‌کرد. پس از آن ، در نظریه ماکسول میدان الکتریکی و مغناطیسی را بین صورت در نظر می‌گیرند که در هر نقطه‌ای از فضا وجود دارند و نیروی وارد بر ذره باردار را می‌توان به میدان الکترومغناطیسی موجود در نقطه‌ای که ذره اشغال کرده است، نسبت داد.

2-4-6. نظریه QED در برهمکنش الکترومغناطیسی
در نظریه QED ، برهمکنش الکترومغناطیسی را ناشی از مبادله فوتون بین ذرات باردار در نظر می‌گیرند، در این مبادله فوتون جانشین میدان الکترومغناطیسی ماکسول به عنوان سرچشمه برهمکنش الکترومغناطیسی است و این تصویر که برهمکنش برآمده از معادله ذرات میانجی است بطور موفقیت آمیزی گسترش داده شده تا برهمکنشهای ضعیف و قوی را نیز توصیف کند. دیدگاه امروزی در مورد چگونگی وقوع این برهمکنشها بر همین اساس استوار است.



2-4-7. آزمون تجربی QED
گشتاورهای مغناطیسی
الکترونها و پوزیترونها ، پروتونها ، موئونها و مانند آنها جملگی دارای خواص ذاتی به صورت جرم ، بار الکتریکی و اسپین هستند. اگر چه ]مفهوم[ اسپین را به اقتضای ضرورت به نظریه کوانتومی تا نسبیتی افزوده بودند. دیراک نشان داد که این مفهوم را می‌توان مستقیما از نظریه کوانتومی سازگار با نسبیت خاص بدست آمد. علاوه بر آن نظریه دیراک پیش بینی کرد که اسپین S الکترون با گشتاور مغناطیسی آن µ به صورت زیر ارتباط پیدا می‌کند.



µ = (e/2mc)(L+ gs

که در آن m جرم الکترون ، L اندازه حرکت زاویه‌ای مداری آن و ثابت g (که نسبت ژیرو مغناطیسی الکترون نامیده می‌شود) دقیقا برابر 2 است. اما این مقدار µ وقتی حاصل می‌شود که الکترون را به صورت میدان کوانتومی و میدان مغناطیسی را به صورت میدان کلاسیکی در نظر بگیریم. در سال 1947 کوش و تولی به شواهدی تجربی دست یافتند که نشان می‌داد g در واقع اندکی از دو بزرگتر است. هانس بته ، شوینگر ، فاینمن و دیگران برای تعیین دلیل نظری این اختلاف ، گشتاور مغناطیسی بی‌هنجار الکترون نامیده می‌شود.

2-4-8. دشواری نظریه QED
دشواری اصلی نظریه QED در آن است که جملات مرتبه بالاتر در سری اختلال را محاسبه می‌کنیم بعضی از انتگرالهای بدست آمده واگرا هستند (یعنی بینهایت می‌شوند) ولی این بینهایتها را می‌توان (تمام مراتب مربوط به نظریه اختلال) با تعریف مجدد پارامترهای بار و جرم موجود در نظریه ، منزوی و حذف کرد. علی الاصول حتی اگر بینهایتها هم پدید نمی‌آمدند، بخاطر نحوه تقسیم چگالی هامیلتونی H در رهیافت اختلال ضرورت داشت که پارامترهای بار و جرم را بهنجار کنیم.
شکل دیگر نظریه QED این است که تا کنون هیچ کس نتوانسته است نشان دهد که سری اختلالی همگرا می‌شود، یا اگر هم همگرا شوند به سمت حد صحیحی همگرا می‌شود.

2-4-9. نتیجه گیری
بسیاری از فیزیکدانان نظریه الکترودینامیک کوانتمی QED به علت سازگاری بسیار درخشان آن با نتایج تجربی یک از موفقترین نظریه‌های فیزیک تلقی می‌کنند، گر چه هنوز هم دشواریهایی در این نظریه دیده می‌شود. اغلب فیزیکدانان آنرا به عنوان نظریه‌ای که از لحاظ اصولی درست است می‌پذیرند. به علاوه بسیاری از ویژگیهای QED با موفقیتهای چشمگیری در نظریه‌های جدید مربوط به برهمکنشهای قوی و ضعیف و الکترولیت تلفیق شده است. بدین ترتیب راهکارها و دیدگاههای اساسی آن تقویت و بعضی مشکلات موجود در تعریفهای نظری لنزی QED بر طرف می‌شود. ولی معضلات موجود در نظریه ترکیبی همچنان پا برجاست.

 

3- آشکار ساز الکترومغناطیسی

3-1. آشکارسازهای فروسرخ :‏

آشکارسازی در ناحیه فروسرخ مسئله مشکل تری است زیرا در طول موج های بالای حدود 13000 ‏آنگستروم ، فوتون ها انرژی کافی برای خروج الکترون از کاتد یا فعال ساختن امولسیون را ندارد. و ‏منابع نوری نیز ضعیف اند.

در طول موجی حدود 1
mm آشکارسازهای بلوری روش کهموج قابل استفاده اند، لذا در اینجا فاصله ‏‏ 1μmالی 1000μm را بررسی می کنیم. آشکارسازهای گرمایی و فوتورسانا ، تقسیم بندی کرد. در هر ‏دو دسته ، جواب حاصل متناسب با توان جذبی w است. با این تفاوت که آشکارسازهای گرمایی ‏آهنگ انرژی جذب شده را مستقل از طول موج آن اندازه می گیرند. در صورتی که آشکارسازهای ‏فوتورسانا ، مانند تکثیرکننده های فوتون ، میزان جذب فوتون ها را اندازه می گیرند. ‏

بنابرین به طور مطلوب ، جواب آنها برای یک توان مطلوب در گستره حساسشان ، به طور خطی با ‏طول موج افزایش می یابد. این دو نوع از لحاظ زمان تغییرات علامت سرعت متفاوتی دارند. بصورت ‏یک دستور کلی می توان گفت که این مقدار در مقایسه با نانو ثانیه برای تکثیرکننده های فوتون ، ‏برحسب میلی ثانیه برای آشکارسازهای گرمایی ، میکرو ثانیه برای آشکارسازهای فوتورسانا اندازه ‏گیری می شود. ‏


3-2. قیاس آشکارساز فروسرخ با سایر آشکارسازها:


در مقایسه با تکثیر کننده های فوتون ، آشکارسازهای فروسرخ در طول موج های کوتاه تر هم نوفه ‏دارند و هم کندتر هستند. از آنجایی که توان تابشی منابع فروسرخ نسبتا پایین است، لذا تراز نوفه این ‏آشکارساز یک سرشتی بسیارمهم است.


آشکارسازهای گرمایی برای تمامی ناحیه فروسرخ حساس اند. ترموکوپل ها و ترموپیل ها افزایش ‏دمای حاصل از جذب تابش را به صورت نیروی محرکه الکتریکی ترموالکتریک اندازه گیری می کنند. ‏و بولومترها آن را از روی تغییر مقاومت اندازه می گیرند. بولومترها عموما بیشتر مورد استفاده اند. ‏و جهت کاهش نوفه گرمایی و افزایش حساسیت ، آنها را اغلب در دمای هلیوم مایع به کار می برند.‏


یک نوع آشکارساز نسبتا متفاوتی ، سلول گولای براساس انبساط یک گاز نادر در اثر گرمای حاصل ‏از تابش فرودی کار می کند. یکی از دیوارهای سلول کوچک حاوی گاز از یک غشای قابل انعطاف ‏باریکه نور باز تابیده ازآن دریافت می شود. سلول گولای یک مرتبه مقداری آهسته تر و ناحساس تر ‏از یک بولومتر خنک شده است. اما منیمم علامت آشکارسازی توسط آن زیاد متفاوت نیست و سلول ‏گولای دارای مزیت کار در دمای اتاق است.


سلول های فوتورسانا عبارت از نیم هادیهایی است که مقاومت الکتریکی آنها در اثر نوردهی کم می ‏شود. تغییر در مقاومت متناسب با آهنگ جذب فوتون هاست و می توان آن را به صورت یک تغییر ‏ولتاژ در دو سر یک مقاومت بار ، سری با دستگاه فوتورسانا ، اندازه گیری کرد. این ساز و کار را ‏می توان به صورت یک اثر فوتو الکتریک داخلی توصیف کرد. ‏



 

3-3. آشکارساز فوتونی:‏

برخلاف فوتوسل یا فوتوکاتد یک تکثیرکننده فوتونی ، فوتون ها دارای انرژی کافی برای خارج کردن ‏مستقیم الکترون ازسطح نیستند ولی آنها پایدارتر از طول موج های قطع مشخصی انرژی کافی برای ‏آزاد ساختن یک الکترون از شبکه بلور را به دست می آورند و لذا باعث افزایش تعداد الکترون ها و ‏یا حفره های آزادی می شوند که به عنوان حاملین بار عمل می کنند. این اثر با پر کردن نیمه هادی ، ‏جهت کاهش تعداد الکترون های برانگیخته گرمایی تقویت می یابد. تا این اواخر دستگاه های ‏فوتورسانا فقط می توانستند در ناحیه فروسرخ نزدیک کار بکنند. که طول موج قطع برای این بلورها ‏مانند سولفور سرب در حدود چند میکرومتر است. ‏

اما انواع جدید نیمه هادی نا خالص شده یعنی بلورهای شامل مقدار کمی از ناخالصی های برگزیده ، ‏می توانند ( در دمای هلیوم ) تا حدود 100
μm کار بکنند. در واقع ، اینک معلوم شده است که آشکارسازهای bs – nI می توانند تا درون ناحیه موج میلی متری هم کار کنند. زیرا قابلیت حرکت الکترون های آزاد با جذب انرژی فوتون افزایش می یابد و این الکترون ها می توانند در دمایی بالا تر ‏از دمای بلور وجود داشته باشند. به این دلیل این آشکارسازها به آشکارسازهای با الکترون گرم ‏موسومند.‏


3-4. آشکارساز امواج فرابنفش:


علاوه بر صفحات عکاسی مخصوص و تکثیرکننده های فوتون که می توانند تا ناحیه فرابنفش به کار ‏برده شوند. برای طول موج های کمتر از حدود 1300 آنگستروم که انرژی فوتون تا حد یونیدن ‏گازهای پایدار بالاست ( E<9ev) می توان به وسیله نور آشکارسازی کرد.


برای آشکارسازی مداوم از یک اتاقک یونش استفاده می شود. اتاقک در ناحیه مسطح یا اشباع ‏منحنی جریان برحسب ولتاژ کار می کند. که در آن جریان یون مستقل از ولتاژ اتاقک بوده و متناسب ‏با شدت فرودی است.


کارآیی آشکارساز ، برحسب زوج های یون به ازای هر فوتون می تواند به سادگی تا %100‏برسد. در واقع اگر انرژی فوتون تا حد یونش مضاعف بالا باشد، ممکن است کار آیی بیشتر از این نیز ‏شود. ‏



 

 

3-5. آشکارساز گایگر مولر:‏

از آشکارسازهای پالسی یک نوعش شمارنده گایگر مولر است. فوتوالکترون اولیه حاصل از فوتون ‏فرودی شتاب داده می شود تا با برخوردهای متوالی با مولکول های گاز بهمنی را به وجود بیاورد، که ‏این تقویت گازی است. به علت نبودن مواد برای ایجاد پنجره ، استفاده از هر دو نوع مزبور در ناحیه ‏طول موج های 1040 – 300 آنگستروم مشکل است. این امر مخصوصا در مورد شمارنده گایگر یا ‏شمارنده فوتون ، که در فشارهای گاز نسبتا زیاد ( حدود 100 تور ) فلزی نازک قابل عبور می شوند ‏و از این ناحیه یک راست تا ناحیه اشعه ایکس می توان از آشکارساز مزبور استفاده کرد.

گاز به کار برده شده در طول موج های بلند معمولا اکسید نیتریک یا مولکول های مشابه است، اما در ‏طول موج های کوتاه گازهای نادر به علت بالا بودن پتانسیل یونش آنها ترجیح داده می شوند. با ‏انتخاب زیرکانه ماده پنجره و گاز محتوی می توان نقطه نقطه قطع طول موج های کوتاه و بلند را ‏طوری مرتب کرد که نوار باریکی از حساسیت به وجود آید. آشکارسازهای برگزیده ای از این قبیل ‏جایگزین طیف سنج در پاره ای از آزمایش های اختر پاراکت رها گشته است. ‏


3-6. آشکارسازی نور قطبیده:‏

آشکارسازهای نور یونش هم چنین برای اندازه گیری های شدت های مطلق و برای درجه بندی منابع ‏به صورت استانداردهای شدت در فرابنفش خلا به کار برده شده اند. اگر هر فوتون جذب شده یک ‏فوتوالکترون تولید کند، جریان خروجی یک اطاقک یونی برابر تعداد فوتون های جذبی می شود. ‏گازهای نادر این شرط را به جا می آورند. و به علاوه ضرایب جذب آنها به قدری بالاست که فشار ‏کمی از گاز برای جذب کامل کافی می باشد.

اتاقک یونی را می توان در این طریق با گازهای نادر به ترتیب کاهش وزن اتمی آنها از 1022 ‏آنگستروم ، حد یونش گزنون تا 250 آنگستروم که در آن فوتوالکترون های خروجی دارای انرژی ‏کافی برای ایجاد یونش ثانوی در هلیوم است، به کار برد. به هر حال شمارنده فوتونی می تواند در این ‏نقطه کار را به عهده گیرد. زیرا این آشکارساز به جای تعداد الکترون ها ، پالس حاصله از هر فوتون ‏جذب شده را ثبت می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4- آهنربا
دید کلی :
آیا تابحال به این فکر کرده اید که جرثقیل ، چگونه قطعات بزرگ آهن را جابجا می کند؟


آیا تا کنون ملاحظه کرده اید که یک میخ آهنی بعد از چند بار مالش برروی یک آهنربا ، میخهای آهنی کوچکتر از خود را جذب کند؟

برای پاسخ گفتن به پرسشهای فوق و سوالات دیگر شبیه آنها ، باید اطلاعاتی در مورد آهنربا و خاصیت آهنربایی داشته باشیم. مقاله حاضر تا حدی ما را با این مقوله آشنا می کند.

سنگ مغناطیسی و کهربا ، دو ماده طبیعی هستند که از دیر باز ، مورد توجه مردم بوده اند. سنگ مغناطیسی ، یک ماده معدنی با خصوصیات غیر عادی است که آهن را جذب می کند. اگر یک قطعه کوچک از این سنگ را از نقطه ای آویزان کنیم. آن قدر می چرخد تا سرانجام بطور تقریبی در راستای شمال و جنوب قرار گیرد. نخستین بار در کشورهای غربی ، دریانوردان از این سنگ بعنوان قطبنما استفاده می کردند.


4-1. سیر تحولی و رشد :

انسانهای اولیه به سنگهایی برخورد کردند که قابلیت جذب آهن را داشتند. معروف است که ، نخستین بار ، شش قرن قبل از میلاد مسیح ، در شهر باستانی ماگنزیا واقع در آسیای صغیر «ترکیه امروزی) ، یونانیان به این سنگ برخورد کردند. بنابراین بخاطر نام محل پیدایش اولیه ، نام این سنگ را ماگنتیت یا مغناطیس گذاشتند که ترجمه فارسی آن آهنربا می باشد. سنگ مذکور از جنس اکسید طبیعی آهن با فرمول شیمیایی Fe3O4 می باشد.

بعدها ملاحظه گردید که این سنگ در مناطق دیگر کره زمین نیز وجود دارد. پدیده مغناطیس همراه با کشف آهنربای طبیعی مشاهده شده است. با پیشرفت علوم مختلف و افزایش اطلاعات بشر در زمینه مغناطیس ، انواع آهنرباهای طبیعی و مصنوعی ساخته شد. امروزه از آهنربا در قسمتهای مختلف مانند صنعت ، دریانوردی و ... استفاده می گردد.


4-2. منشا پیدایش :

کهربا شیرهای است که مدتها پیش از بعضی از درختان مانند کاج که چوب نرم دارند، بیرون تراوید. و در طی قرنها سخت شده و بصورت جسم جامدی نیم شفاف در آمده است. کهربا به رنگهای زرد تا قهوهای وجود دارد. کهربای صیقل داده شده سنگ زینتی زیبایی است و گاهی شامل بقایای حشرههایی است که در زمانهای گذشته در شیره چسبناک گرفتار شده اند.

یونانیان باستان خاصیت شگفت انگیز کهربا تشخیص داده بودند. اگر کهربا را به شدت به پارچهای مالش دهیم اجسامی مانند تکه های کاه یا رانههای گیاه را که نزدیک آن باشد جذب میکند. اما سنگ مغناطیس یک ماده معدنی است که در طبیعت وجود دارد. نخستین توصیف نوشته شده از کاربرد سنگ مغناطیس به عنوان یک قطب نما در دریانوردی در کشورهای غربی ، مربوط به اواخر قرن دوازدهم میلادی است. ولی خواص این سنگ خیلی پیش از آن در چین شناخته شده بود.


4-3. انواع آهنربا :
اساس کار تمام آهنرباها یکسان است، اما به دلیل کاربرد در دستگاههای مختلف ، آرایش و صنعت ، آن را به اشکال و اندازه‌های گوناگون می سازند، و لذا انواع آن از لحاظ شکل عبارتند از :


تیغه ای
میله ای
نعلی شکل
استوانه ای
حلقه ای
کروی
پلاستیکی
سرامیکی و ...


4-4. حوزه عمل :

آهنربا به طور مستقیم و غیر مستقیم در زندگی روزانه بشر موثر است و به جرات می توان گفت که اگر این خاصیت نبود زندگی بشر امروزی با مشکل مواجه می شد. از جمله وسایلی که در ساختمان آن از خاصیت آهنربایی استفاده شده است، می توان به یخچال ، قطب نما ، کنتور برق ، انواع بلندگوها ، موتورهای الکتریکی (مانند کولر ، پنکه ، لوازم خانگی و ...) ، وسایل اندازه گیری الکتریکی مانند ولت سنج ، آمپر سنج و ... اشاره کرد.


4-5. آیا آهنربا بغیر از آهن ، اجسام دیگری را جذب می کند؟

بعد از پیدایش آهنربا ، دانشمندان به این فکر افتادند که آیا آهنربا غیر از آهن ، اجسام دیگری را نیز می تواند جذب کند. پس از بررسیها و مطالعات مختلف ، سرانجام مشخص شد که آهنربا در عنصر دیگر به نامهای نیکل و کبالت را نیز می تواند جذب کند. بر این اساس به سه عنصر آهن ، کبالت ، نیکل و آلیاژهای آنها که توسط آهنربا جذب می گردد، مواد مغناطیسی می گویند. بدیهی است که سایر مواد را که فاقد این خاصیت است، مواد غیر مغناطیسی می گویند.


5-6. روشهای مختلف تشخیص قطبهای یک آهنربا :


اگر یک آهنربا را از وسط بوسیله تکه نخ بسته و از محلی آویزان کنید، آهنربا در راستای شمال و جنوب مغناطیسی زمین قرار می گیرد.


با توجه به اینکه در آهنرباها ، قطبهای همنام همدیگر را دفع و قطبهای غیر همنام همدیگر را جذب می کنند، لذا اگر یک آهنربای دیگر که قطبهای آن معلوم است، در اختیار داشته باشیم، به راحتی می توان قطبهای آهنربای دیگر را تشخیص داد.


به کمک یک عقربه مغناطیسی و با استفاده از رانش و ربایش قطبها نیز میتوان این کار را انجام داد.

 

 

6- آهنربای الکتریکی

--------------------------------------
5-1دید کلی
آهنربای دائمی با کیفیت بالا کاربردهای بسیار زیاد و مهمی در علم و انقلاب تکنولوژیک ، مثلا در اسبابهای اندازه گیری الکتریکی دارند. ولی میدانهایی که توسط آنها ایجاد می‌شود خیلی قوی نیست، اگر چه آلیاژهای مخصوصی که اخیرا بدست آمده‌اند داشتن آهنربای دائمی قوی که خواص مغناطیسی خود را برای مدت مدیدی حفظ کنند امکان پذیر ساخته است. از جمله این آلیاژها ، مثلا فولاد-کبالت است که شامل حدود 50% آهن ، 30% کبالت و مخلوطهایی از تنگستن ، کروم و کربن است.

عیب دیگر آهنربای دائمی این است که القای مغناطیسی آنها نمی‌تواند به سرعت تغییر کنند. از این نظر ، سیملوله‌های حامل جریان (آهنرباهای الکتریکی) بسیار مناسبند. زیرا با تغییر جریان در سیم پیچ سیملوله می‌توان میدان آنها را به آسانی تغییر داد. با قرار دادن هسته آهنی داخل سیملوله ، میدان آن را می‌توان صدها هزار بار افزایش داد. بیشتر آهنرباهای الکتریکی که در مهندسی بکار می‌روند چنین ساختمانی دارند.


 

5-2. ساخت آهنربای الکتریکی ساده
آهنربای الکتریکی ساده را می‌توان در منزل ساخت. کافی است که چندین دور سیم عایق شده‌ای را بر یک میله آهنی (پیچ یا میخ) ، بپیچانیم و دو انتهای سیم را به یک منبع dc نظیر انبار ، یا پیل گالوانی وصل کنیم. بهتر است آهن ابتدا تابکاری شود، یعنی ، تا دمای سرخ شدن داغ شود. مثلا در کوره گرم و سپس به آرامی سرد شود. سیم پیچ باید توسط رئوستایی با مقاومت 1W تا 20W به باتری وصل شود، بطوری که جریان مصرف شده از باتری خیلی شدید نباشد. گاهی آهنرباهای الکتریکی شکل نعل اسب را دارند که برای نگه داشتن بار بسیار مناسبترند.

5-3. ساختار آهنربای الکتریکی
میدان پیچه با هسته آهنی بسیار قویتر از پیچه بدون هسته است، زیرا آهن درون پیچه شدیدا مغناطیده و میدان آن بر میدان پیچه منطبق است. ولی ، هسته‌هایی آهنی که در آهنرباهای الکتریکی برای تقویت میدان بکار می‌روند، فقط تا حدود معینی مقرون به مساحت‌اند. در واقع ، میدان آهنرباهای الکتریکی عبارت است از برهمنهی میدان حاصل از سیم ‌پیچ حامل جریان و میدان هسته مغناطیده ، برای جریانهای ضعیف ، میدان دوم به مراتب قویتر از میدان اولی است.

وقتی که میدان در سیم پیچ افزایش می‌یابد، ابتدا این دو میدان به یک میزان معینی متناسب با جریان افزایش می‌یابند، بطوری که نقش هسته تعیین کننده می‌ماند. ولی ، با افزایش بیشتر جریانی که از سیم پیچ می‌گذرد، مغناطش آهن کند می‌شود و آهن به حالت اشباع مغناطیسی نزدیک می‌شود. وقتی که عملا تمام جریانهای مولکولی موازی شدند، افزایش بیشتر جریانی که از سیم ‌پیچ می‌گذرد نمی‌تواند چیزی بر مغناطش آهن اضافه کند، در حالی که میدان سیم‌ پیچ به زیاد شدن متناسب با جریان ادامه می‌دهد.

هرگاه جریان شدید از سیم‌ پیچ (برای دقت بیشتر ، در لحظه‌ای که تعداد آمپر ـ دورها در متر به 106 نزدیک می‌شود.) بگذارند، میدان حاصل از سیم ‌پیچ بسیار قویتر از میدان هسته آهنی اشباع شده می‌شود. بطوری که هسته عملا بی‌فایده می‌شود و فقط ساختمان آهنربای الکتریکی را پیچیده می‌کند. به این دلیل ، آهنرباهای الکتریکی ، پر قدرت بدون هسته آهنی ساخته می‌شوند.

5-4. آهنربای الکتریکی پر قدرت
تهیه آهنرباهای الکتریکی پرقدرت مسأله انقلاب تکنولوژیک بسیار پیچیده‌ای است. در واقع ، برای اینکه بتوانیم جریانهای بزرگی را بکار بریم، سیم‌پیچها باید از سیم کلفتی ساخته شوند. در غیر این صورت ، سیم‌ پیچ شدیدا گرم و حتی گداخته می‌شود. گاهی بجای سیم از لوله‌های مسی استفاده می‌شود، که در آن جریان نیرومند آب برای خنک کردن سریع دیواره‌های لوله که جریان از آن می‌گذرد گردش می‌کند. ولی با سیم ‌پیچی که از سیم کلفت یا لوله ساخته شده است داشتن تعداد زیادی دور در واحد طول ناممکن است.

از طرف دیگر ، استفاده از سیم نازک تعداد دورهای زیادی را در واحد متر ممکن می‌سازد، نمی‌گذارد تا جریانهای زیاد را بکار بریم. پیشرفت زیادی را در ایجاد میدانهای مغناطیسی بدست آمده به بهره گیری از ابررسانا‌ها در سیم پیچهای مغناطیسها مربوط می‌شود، که بکار بردن جریانهای شدید را مقدور می‌سازد.

5-5. تکنیک کاپیتزا
کاپیتزا (P.L. kapitza) فیزیکدان شوروی سابق راه هوشمندانه‌ای را برای بیرون آمدن از این وضع پیشنهاد کرد. او جریانهای عظیم 104 آمپر را برای مدت بسیار کوتاهی حدود 0.01 s از سیملوله‌ای گذرانید. در این مدت ، سیم ‌پیچ سیملوله خیلی شدید گرم نشد، در حالی که میدانهای مغناطیسی کوتاه مدت شدیدی بدست آمده بودند.

البته او وسایل خاصی را ترتیب داد که برای ثبت نتایج آزمایشهایی که در آنها اثر میدان مغناطیسی پرقدرت حاصل در سیملوله برای اجسام گوناگون مورد بررسی قرار می‌گرفتند. در اغلب کاربردهای فنی ، تعداد آمپر ـ دورها در سیم ‌پیچهای آهنرباهای الکتریکی میدانهای نسبتا شدید می‌توان بدست آورد (با القای چند تسلا).

 

 

6- اثر فاراده
اثر فاراده یا اثر مغناطیسی _ نوری یکی از ابتدائی‌ترین نشانه‌های بستگی درونی الکترومغناطیس و نور است. اعمال یک میدان مغناطیسی قوی در امتداد انتشار نور ، خطی که روی یک قطعه از شیشه فرود می‌آید، باعث چرخش صفحه ارتعاش آن می‌شود. این اثر حاکی از فعالیت نوری (خاصیتی از ماده که باعث می‌شود، میدان الکتریکی یک موج تخت خطی فرودی ، بچرخد) است، ولی بین این تمایز دو اثر وجود دارد.


6-1. تاریخچه
نخستین بار مایکل فاراده در سال 1224_1842 کشف کرد که شیوه انتشار نور در یک محیط مادی می‌تواند تحت تاثیر یک میدان خارجی قرار گیرد. وی دریافت که اعمال میدان مغناطیسی باعث چرخش صفحه ارتعاش می‌شود.

6-2. مدوله‌ساز فاراده
از هنگام کشف لیزر در اوایل دهه 1960 کوشش زیادی در جهت استفاده از پتانسیل عظیم نور لیزر به عنوان وسیله ارتباطاتی به عمل آمده است. یکی از اجرای تشکیل دهنده اساسی چنین ابزاری مدوله‌ساز است که عملکرد آن نشاندن اطلاعات برروی باریکه است. چنین ابزاری باید بتواند در سرعت‌های بالا و به شیوه‌ای نظام یافته ، به نحوی تغییر موج نوری را ایجاد کند.<br><br>مثلا ممکن است دامنه موج ، قطبش ، امتداد انتشار ، فاز ، یا فرکانس موج را به شیوه‌ای مربوط به سیگنالی که باید تراگسیلیده شود، تغییر دهد. به همین ترتیب اثر فاراده ، شالوده ممکن برای این مدوله‌ساز می‌تواند باشد. آشکار است که اگر قرار باشد دستگاهی از این نوع بطور موثر کار کند، هر واحد طول از محیط باید تاحد ممکن ، نور اندکی را بیاشامد و در همان حال باید تا حد ممکن به باریکه نور ، چرخش بیشتر دهد.


6-3. ثابت وردت
ثابت وردت مثبت متناظر است با یک ماده دیامغناطیس که برای آن در صورتی که نور موازی میدان اعمال شده (B) حرکت کند اثر فاراده l-گردان است. وقتی که در راستای پاد موازی با B انتشار می‌یابد، d –گردان است. ثابت وردت ضریبی است، که زاویه‌ای را که صفحه ارتعاشی در داخل آن می‌چرخد به میدان مغناطیس B و طول محیط d ربط می‌دهد. با تغییر بسامد دما تغییر می‌کند.<br><br>به فرض اگر میدان B بوسیله یک پیچه سیملوله‌ای در اطراف نمونه ایجاد شود، وقتی که ثابت وردت مثبت باشد صفحه ارتعاشی بدون توجه به امتداد انتشار باریکه ، در راستای محور پیچه در همان سویی می‌چرخد که جریان در پیچه شارش دارد. بنابراین می‌توان با چند بار بازتابش نور به جلو و عقب در درون نمونه این اثر را تقویت کرد.


6-4. کاربردها
این اثر برای تجزیه آمیزه‌های هیدروکربن‌ها استفاده می‌شود. زیرا هر کدام از اجزای تشکیل دهنده آن دارای چرخش مغناطیسی خاص خود است. به علاوه وقتی که این اثر در مطالعات طیف‌نمایی استفاده می‌شود، اطلاعاتی در مورد خواص حالت‌های انرژی بالای تراز زمینه بدست می‌دهد. اخیرا اثر فاراده کاربردهای حتی مهیج‌تر و امید‌ بخش‌تری نیز داشته است.

 

7- اثر مایسنر
وقتی که یک ابر رسانا در یک میدان مغناطیسی سرد شود، در دمای گذار ، جریانهای ماندگار روی سطح به راه افتاده و به طریقی حرکت می‌‌کنند که شار مغناطیسی داخل نمونه را خنثی کنند. این درست به همان روشی است که پس از این که فلز را سرد کرده باشیم، یک میدان مغناطیسی به آن اعمال شود. این اثر یعنی این که یک ماده ابر رسانا حتی وقتی که در میدان مغناطیسی اعمال شده قرار گرفته باشد، دارای شار عبوری مغناطیسی در داخل نیست، اثر مایسنر نامیده می‌‌شود.


7-1. مقدمه
یک ماده رسانای کامل به صورت حلقه در نظر بگیرید. فرض کنید این نمونه در غیاب هر گونه میدان مغناطیسی ، مقاومت خود را از دست می‌‌دهد (نمونه را سرد می‌‌کنیم). حال یک میدان مغناطیسی اعمال می‌‌کنیم. چون چگالی شار مغناطیسی در فلز باید ثابت باشد و نیز چون در حالت قبل از اعمال میدان ، شار صفر بوده است، لذا باید بعد از اعمال میدان نیز شار صفر بماند. به چنین نمونه‌ای که در آن هیچ شار مغناطیسیی ، وقتی که میدان مغناطیسی اعمال می‌‌شود، وجود ندارد، دیامغناطیس کامل گفته می‌‌شود.

در سال 1923 مایسنر و اوشن فلد ، دو دانشمند آلمانی ، توزیع شار مغناطیسی را در خارج از فلزات قلع و سرب که در یک میدان مغناطیسی تا دمای گذار (دمایی که ماده تبدیل به ابر رسانا می‌شود) اندازه گیری کردند. لازم به ذکر است که در این حالت ، در حالت اول شار مغناطیسی در درون ماده وجود دارد، لذا اگر بعد از این که ماده به ابر رسانا تبدیل شد، میدان را حذف کنیم، باید باز هم شار مغناطیسی در داخل آن وجود داشته باشد، اما مایسنر و اوشن ملاحظه کردند که نمونه‌های مورد آزمایش با وجود این که در میدان مغناطیسی سرد شده بودند، در دمای گذارشان بطور آنی به یک دیامغناطیس کامل تبدیل شده و شار داخلی آنها حذف گردید.

بنابراین آنان دریافتند که ابر رسانا چیزی بیشتر از موادی که صرفا یک رسانای کامل هستند، می‌‌باشد. آنها خاصیت اضافی دیگری که یک فلز بدون مقاومت فاقد آن است، دارا هستند. یعنی در داخل یک فلز ابر رسانا همیشه میدان صفر است، در حالی که در داخل فلزی که بدون مقاومت است، ممکن است شار مغناطیسی موجود باشد، یا نباشد که بستگی به شرایط دارد.

7-2. فرق یک ابر رسانا و یک رسانای کامل از نظر مغناطیس شدگی
اگر فلزی را که فقط دارای مقاومت نیست، رسانای کامل بگوییم، @می‌‌توان گفت که مغناطیس شدگی یک رسانای کامل به ترتیبی که حالت نهایی میدان مغناطیسی و درجه حرارت اعمال شده به جسم بدست آید، بستگی خواهد داشت، اما مغناطیس شدگی یک ابر رسانا فقط به مقادیر میدان اعمال شده و درجه حرارت بستگی دارد و به ترتیبی که اندازه گرفته می‌‌شود، وابسته نیست.

7-3. دلیل صفر بودن شار در داخل ماده ابر رسانا
فرض کنید که یک نمونه در غیاب میدان مغناطیسی مقاومت الکتریکی خود را از دست می‌‌دهد و به ابر رسانا تبدیل می‌‌گردد. حال میدان مغناطیسی اعمال می‌‌شود. چون چگالی شار در فلز نمی‌‌تواند تغییر کند، پس باید شار حتی بعد از اعمال میدان نیز صفر باقی بماند. در حقیقت اعمال میدان مغناطیسی جریانهای القایی بدون مقاومتی را در روی سطح نمونه ایجاد می‌‌کند، طوری که چگالی شار مغناطیسی ایجاد شده توسط این جریانها دقیقا با چگالی شار میدان اعمال شده مساوی و مختلف‌الجهت است.

به دلیل میرا نبودن این جریانها ، چگالی شار خالص داخل فلز در سطح ، صفر باقی می‌‌ماند. به فرض اگر جریان سطحی را با i و چگالی شار مغناطیسی ایجاد شده از این جریان را با B_i و چگالی شار اعمال شده را با B_a نشان دهیم، چگالی شار B_i دقیقا چگالی شار B_a را در همه جا داخل فلز خنثی می‌‌کند. این جریانهای سطحی را جریان پوششی می‌‌گویند.

چگالی شار ایجاد شده توسط جریانهای ماندگار در مرزهای نمونه محو نمی‌‌شوند، اما خطوط شار حلقه‌های بسته‌ای را تشکیل می‌‌دهند که از طریق فضای خارج بر می‌‌گردند. با وجود این که چگالی این شار در داخل فلز همه جا با چگالی شار میدان اعمال شده ، مساوی و مختلف‌الجهت است، این شرایط در خارج فلز برقرار نیست. بنابراین به نظر می‌‌رسد که نمونه از ورود شار حاصل از میدان اعمال شده ، به درون خود جلوگیری می‌‌کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 12:43  توسط poya  | 

لحیم کاری

لحیم‌کاری

لحیم‌کاری با کمک سیم

لحیم‌کاری (به انگلیسی: Soldering) کاربرد فلز مذاب برای چسبانیدن سطح یک فلز جامد با استفاده از پدیده نفوذ است که به کمک یک محلول شیمیایی عملی می‌شود و برای اتصال فلزها به‌کار می‌رود.

لحیم‌کاری بر دو نوع نرم و سخت انجام می‌پذیرد که اختلاف ایندو در دمای انجام‌است[۱].

هویه و لحیم کاری

وسیله ای كه در لحیم كاری مورد استفاده واقع می شود را هویه می گویند. هویه در اثر عبور جریان الكتریسته از یك المنت حرارت تولید شده و این حرارت به نوك هویه منتقل می شود. در بازار دو نوع هویه بیشتر به چشم می خورد .

یكی از ابزارهای مهم در صنعت برق و الكترونیك لحیم كاری است. ماده اتصال دهنده ، كه آلیاژی از فلز قلع و سرب است را لحیم می نامند. در عمل لحیم كاری توسط یك وسیله گرما دهنده مثل هویه صورت می پذیرد یعنی بوسیله هویه ، محل اتصال دو فلز را گرم كرده تا به نقطه ذوب لحیم برسد و لحیم به محل اتصال اعمال شده و پس از سرد شدن ، دو قطعه به هم محكم می شوند.

آشنایی به فن لحیم كاری برای متخصصین امور برقی و تكنسینهای الكترونیكی بسیار حائز اهمیت است لذا در این جا نكات مهم را مورد بحث قرار می گیرد .

لحیم :

همانگونه كه گفته شد لحیم آلیاژی از قلع و سرب است كه بر حسب درصد آنها در آلیاژ درنظر گرفته می شود. چنانچه بر روی قرقره لحیم نگاه كنید دو عدد بر روی آن نوشته شده است بطور مثال 60/40 این به آن معنا است كه لحیم فوق دارای 60 درصد قلع و 40 درصد سرب می باشد.

اصولا برای لحیم كاری در الكترونیك باید از لحیمی استفاده شود كه در صد قلع آن 40 باشد. دلیل آن این است كه نقطه ذوب قلع كمتر است. بنابراین هرچه درصد قله بیشتر باشد لحیم در درجه كمتری ذوب می شود. درجه حرارت چنانچه بالا باشد سبب معیوب شدن نیمه هادیها مثل دیود ، …. می شود بخصوص آنكه باعث خرابی مدار چاپی نیز می شود. در مجموع در كارهای الكترونیكی از درصد قلع بیشتر استفاده نمائید. بهترین نوع لحیم ، لحیم 63 درصد است كه در بازار به همین نام یافت می شود .

هویه :

وسیله ای كه در لحیم كاری مورد استفاده واقع می شود را هویه می گویند . هویه در اثر عبور جریان الكتریسته از یك المنت حرارت تولید شده و این حرارت به نوك هویه منتقل می شود . در بازار دو نوع هویه بیشتر به چشم می خورد .

هویه قلمی

هویه هفت تیری

این دو چه تفاوتی با هم دارند ؟

اصولا هویه هفت تیری برای توان های بالا مورد استفاده است و برای لحیم كاری در برق و یا مدارهای الكترونیكی لامپی بكار گرفته می شود .

در هویه قلمی برای توانهای كم بنابراین برای كارهای الكترونیكی در مدارهای جدید و مونتاژ مورد بهره برداری واقع می شود. لذا برای كارهای مختلف الكترونیكی از هویه قلمی با توان 16 الی 30 وات استفاده نمائید .

روغن لحیم :

هرگاه دو قطعه را بخواهند بوسیله لحیم ، اتصال دهند بایستی كاملا تمیز و از هرگونه چربی ، رنگ و اكسید پاك گردند . بنابراین در زمان لحیم چون درجه حرارت بالا است سبب می شود در سطح خود لایه ای اكسد بوجود آید و پس از لحیم كاری ممكن است این لایه اكسید مانع از تماس الكتریكی بین آن دو شود . برای جلوگیری از این كار از روغن لحیم استفاده می كنند . این روغن از ماده ای به نام كلوفون تشكیل شده و حل كننده اكسید و هر مواد زائد است .

طرز كار با روغن لحیم :

قبل از لحیم كاری باید محل اتصال به این روغن آغشته شود و بعد عمل لحیم كاری صورت گیرد. با انجام این كار روغن، مواد زاید بر روی اتصال را در خود حل كرده و هنگامی كه هویه داغ به محل اتصال نزدیك می شود ، روغن را كنار زده و محل اتصال را از ماده های خارجی خالی می نماید . امروزه لحیمهای در الكترونیك مورد استفاده می گردد كه در داخل خود روغن لحیم دارند لذا نیازی به روغن لحیم جداگانه ندارند اصطلاحأ به این نوع لحیم ، سیم لحیم با مغزی روغن می گویند. بهر صورت در هنگام لحیم كاری بایستی از تمیز بودن محل اتصال ، اطمینان حاصل شود .

ادامه دارد...

 

برگرفته از: رشد ، صبحدم

تتنظیم برای تبیان: سیدخاموشی 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 17:43  توسط poya  | 

هلال احمر 1

نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر

ساختمان جمعیت هلال احمر در شیراز متعلق به دانشگاه علوم پزشکی شیراز

در سال ۱۹۸۶، ۱۸۶ عضو جمعیت‌های صلیب سرخ و هلال احمر، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و فدراسیون بین‌المللی جمعیت‌های صلیب سرخ و هلال احمر گردهم آمدند و نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر را پایه‌گذاری کردند.[۱] [۲]

کنفرانس جهانی صلیب سرخ و هلال احمر معمولا هر ۴ سال یکبار تشکیل می‌شود و قوانین و آیین نامه‌های مربوط به نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر پس از سال ۱۹۸۶ (کنفرانس ۲۵ام در ژنو)دو بار دیگر در سالهای ۱۹۹۵ (کنفرانس ۲۶ام)و ۲۰۰۶ (کنفرانس ۲۹ام)تمدید و تصویب گردید.

صلیب سرخ، هلال احمر و جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران مجموعه‌ای از سازمان‌های با اهداف و اساسنامه مشترک می‌باشد که در بیش از ۱۹۰ کشور دنیا نمایندگی‌های بومی دارند و بصورت بین‌المللی عمل می‌کنند.

بلور سرخ

پس از ناکام ماندن درخواست اسرائیل برای ثبت ستاره سرخ داود [۳] در کنفرانس جهانی صلیب سرخ سال ۱۹۴۹، با پیگیری‌های آن دولت و با توجه به عدم تمایل بعضی کشورهای غیر مسیحی و غیر مسلمان در استفاده از نشان‌های صلیب سرخ و هلال احمر، کنوانسیون ژنو در سال ۲۰۰۵ «پروتکل سوم الحاقی» را بمنظور اصلاح در آیین نامه نهضت جهانی صلیب سرخ و هلال احمر به تصویب رساند، این پروتکل در سال ۲۰۰۶ در ۲۹امین کنفرانس جهانی صلیب سرخ و هلال احمر به تصویب رسید و بدین ترتیب راه حلی برای این مشکل دیرینه یافت و نشان سومی بنام بلور سرخ را به دو نشان قبلی اضافه نمود.

بدین ترتیب از سال ۲۰۰۶ حرکت جدیدی با عنوان صلیب سرخ، هلال احمر، بلور سرخ با مشارکت و همراهی کشورهای بیشتری راه اندازی شد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 15:55  توسط poya  | 

دیفتری

دیفتری

از نشانه‏های بیماری دیفتیری تورم در ناحیه گردن می‏باشد.

دیفتِری بیماری حاد باکتریایی دستگاه تنفسی است. دیفتری بیماری شدید و بالقوه کشنده‌ای است که میزان مرگ و میر آن در کودکان خردسال و افراد مسن زیادتر است. عامل این بیماری باکتری کورینه باکتریوم دیفتریا است. در واقع دیفتری یک کلمه یونانی است و اسم بیماری است که در آن قسمت فوقانی دستگاه تنفسی دچار مشکل می‌شود و از علایم آن می‌توان به گلودرد تب خفیف و مواد و غشاهای چسب‌ناک بر روی لوزه و حلق و داخل سوراخ بینی اشاره کرد و نوع خفیف آن نیز می‏تواند به پوست محدود شود. دیفتری باعث زوال در غلاف‌های عصبی در بخش مرکزی وپری فرال سیستم عصبی که منجر به انحطاط در مرکز کنترل و در نتیجه از دست دادن احساس می‌شود. دیفتری یک بیماری مسری است که به وسیله تماس فیزیکی مستقیم و یا تنفس ذرات معلق در هوا که شامل باکتری‌های دیفتری باشد انتقال می‏یابد. در بسیاری از کشور‌های پیشرفته به وسیله واکسیناسیون فراگیر به کلی ریشه‌کن شده‌است. برای مثال در طول سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ کلا ۵۲ مورد دیفتری گزارش شده در حالی که در طول سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ فقط ۵ مورد الودگی به دیفتری گزارش شده چرا که تمام بچه‌ها در مدارس توسط واکسن واکسیناسیون می‌شوند.همچنین واکسیناسیون بزرگسالان نیز انجام شده بخصوص برای افرادی که به مناطقی سفر می‌کنند که هنوز دیفتری وجود دارد .اگرچه با افزایش سن تاثیر واکسیناسیون به مراتب کاهش می‏یابد.

تاریخ دیفتری

در سال۱۹۲۰ تخمین داده شد که فقط در آمریکا هر ساله ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار نفر به دیفتری مبتلا می‌شوند وهر ساله حدود ۱۳ الی ۱۵ هزار نفر بر اثر دیفتری جان می‏سپارند.که بیشترین این افراد کودکان بودند.یکی از شیوع‌های مشهور در آمریکا مربوط به ناحیه نوم آلاسکا در سال ۱۹۲۵ بود که یک بسیج عمومی با ارسال سرم برای بیماران همراه بود و هنور هم در جشن سالانه مسابقه ترحم یاد آن نگه داشته می‏شود.

همچنین دیفتری در خانواده سلطنتی درقرن ۱۹ شیوع پیدا کرد و در آن پرانسس الیس دختر ملکه ویکتوریا و همچنین دخترش پرانسس الیس مای در دسامبر و نوامبر ۱۹۷۸ بر اثر دیفتری مردند. در سال ۱۸۸۰ جوزف ادویر یکی از موثر ترین راه‌های مبارزه با دیفتری را در آن زمان کشف کرد.جوزف لوله‌ای را طراحی کرد که در گلوی افراد قرار می‌گرفت و آنها را از خفه شدن نجات می‌داد. چرا که یک غشای چسبناک مسیر تنفسی بیمارها را مسدود می‌کند. در سال ۱۸۹۰ پزشک آلمانی بهرینگ یک پادتن را برای دیفتری کشف کرد که باکتری‌های دیفتری را نمی‌کشت ولی سم انها را خنثی می‌کرد .بهرینگ کشف کرده بود که که در خون بعضی حیوانات این پادتن وجود دارد او خون حیوانات را گرفت و این ماده را استخراج کرد و اولین جایزه نوبل را در زمینه پزشکی نصیب خود کرد، همزمان با وی در مرکز علمی پاستور امیل روکس و اجوست نیز پادتن‌های مشابهی کشف کردند. ولی اولین واکسن موفق در سال ۱۹۱۳ توسط او ساخته شد اگرچه هیچ آنتی بیوتیکی تا بعد از اینکه در جنگ جهانی دوم داروی سولفا کشف نشد برای دیفتری ساخته نشد. اسکیک تست در سالهای ۱۹۱۰ و۱۹۱۱ اختراع شد این آزمایش تعیین می‌کند که آیا فرد مستعد دیفتری است یا نه. این نام بعد از سازنده آن(بال اسکیک) توسط پزشک متخصص اطفال در آمریکا که بورن نام داشت نام گذاری شد.

دکتر اسکیک یک مبازه با دیفتری را پایه گذاری کرد که ۵ سال به طول انجامید.و به عنوان یک بخش از این مبارزه شرکت بیمه با نام متروپولیتن در اقدامی دست به انتشار ۸۵ ملیون اعلامیه هشدار در برابر دیفتری کرد واز والدین خواست که نسبت به فرزندان خود در برابر دیفتری هوشیار باشند.واکسن دیفتری در دهه بعد او ساخته شد ودر سالهای نزدیک به ۱۹۲۴ مرگ ومیر ناشی از دیفتری سیر نزولی به خود گرفت.

[ویرایش] علائم وعلامت‏ها

علائم مربوط به مشکلات تنفسی در دیفتری بعد از ۲ الی ۵ روز بروز کرده و در این مدت به صورت نهفتگی می‌باشد دیفتری از ان انواع بیماری‌های است که به مرور پیشرفت می‌کند.علائمی نظیر خستگی وتب وگلو درد ومشکل بلع غذا دیده می‌شود در کودکان علائمی چون تهوع واستفراغ ولرز وتب شدید نیز مشاهده می‌شود اگرچه این علائم ممکن است تا زمانی که عفونت پیشرفت نکرده باشد بروز نیابد. در حدود ۱۰٪ از موارد نیز به صورت تورم در گلو نیز دیده می‌شود که نشان از از خطرناک بودن وریسک بالای مرگ است. علاوه بر عفونت وعلائم ظاهری ممکن است علائمی چون بی اشتهای و زرد رنگی وضربان تند قلب نیز مشاهده شود. این علائم به دلیل سمی است که باکتری‌های دیفتری ترشح کرده‌است. در بعضی موارد این علائم همراه با کاهش فشار خون نیز هستندو در موارد وجود طولانی مدت دیفتری اختلالات عصبی و قلبی نیز ممکن است مشاهده شود. نوعی از دیفتری به نام دیفتری پوستی ممکن است در اثر عفونتهای ثانوی بیماری‌های قبلی پوستی رخ دهد علائم دیفتری پوستی بعد از ۷ روز از بیماری عادی پوستی در افراد دیده می‌شود.

 

تشخیص

تعریفی که در حال حاضر سازمان کنترل ومحافظت در مقابل بیماری ( cbc ) از دیفتری دارد بر دو اساس ازمایشگاهی و کلینیکی استوار است .معیار ازمایشگاهی: ۱) ایزوله کردن کرینو باکتریم دیفتری از نمونه کلینیکی و ۲) مبحث امراض شناسی در مورد دیفتری معیار کلینیکی :۱)رد پای بیماری تنفسی در قسمت فوقانی دستگاه تنفسی همراه با گلو درد و۲)تب خفیف و۳) وجود چسندگی ولایه غشای چسبنده کاذب در حلق ولوزه وداخل مجاری بینی.

طبقه‏بندی حالت‏ها

  • احتمالی : عوامل کلییکی حاکی از وجود بیماری است ولی عوامل ازمایشگاهی ان را اثبات نمی‌کند.
  • حتمی: عوامل کلینیکی حاکی از وجود بیماری است و عوامل ازمایشگاهی نیز ان را اثبات می‌کند.

باید معالجه تجربی در مورد بیمارانی که احتمال بالای الوده شدن در انها وجود دارد به تدریج وبه صورت عمومی اغاز شود.

درمان

بیماری دیفتری را می‌توان تحت کنترل در اورد ولی حالات شدید آن مانند تورم در گلو ومشکل در تنفس و بلع و مشکلات مرتبط با غدد لنفاوی وجود دارد که در این حالات باید سریعا بیمارتحت مداوا قرار بگیرد و مسیر مسدود تنفسی به وسیله لوله باز شود. ریتم قلبی نامنظم می‌تواند در این مقطع یا یک هفته بعد از این رخ دهد وبه سکته قلبی وفلج شدن قلب بینجامد همچنین می‌تواند باعث سکته وایجاد عیب در چشم و گوش و ماهیچه‌ها شود. بیماری که به حالت شدید دیفتری مبتلا شده باشد، حال خوبی ندارد و باید در بخش ای سی یو بستری شود وفورا به او پادتن تزریق شود ولی باید مد نظر داشت که این پادتن‌ها سمی را که در بافتها جمع شده از بین نمی‌برد. در صورت کوتاهی کردن در این زمینه ریسک بالایی از مرگ وجود دارد تزریق مقدار پادتن به تشخیص کلینیکی بستگی دارد ونباید منتظر تائید آزمایشگاه بود.آنتی بیوتیکها بر عفونتهای موضعی افرادی که پادتن دریافت کرده‌اند، اثر چندانی ندارد.تزریق آنتی بیوتیک برای بیمارانی در رده دیفتری نوع سی صورت می‌گیرد واز انتقال باکتری به دیگر افراد جلو گیری می‌کند .

منبع

Wikipedia contributors, "Diphtheria," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Diphtheria&oldid=248119578 (accessed November ۱۰, ۲۰۰۸).

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 15:50  توسط poya  | 

تاریخچه کار

تاریخچه کار در ایران

کار در تعالیم زرتشت
بر مبنای تعالیم زرتشت و دستورات مذهبی وی در کتاب اوستا، کشاورزی در زمان صلح، تهور به هنگام جنگ و اطاعت از پادشاه، برای مادها و ایرانیان قدیم هم چون یک قانون اخلاقی بوده است . بر مبنای اندیشه های زرتشت کسی که بیشتر کار کند، تلاش کند، شخم بزند و محصول برداشت کند دارای فضیلت است. پس در اوستا کار مورد ستایش قرار گرفته است.
دوره هخامنشیان
در دوره هخامنشیان، کشاورزی و دامداری و البته جنگاوری در هنگام نبرد مورد احترام بوده است. البته چنان که مورخان بیان می کنند، در آن دوران ایرانیان، تجارت را کار پستی می دانستند. به طوری که بازار در نظر آنان جای نیرنگ و دروغ بود
در میان اقوام پارس، تمایل و ابتکار چندانی در زمینه صنعت و هنر وجود نداشته و علم نیز کالایی به شمار می آمد که وارد کردن آن از کشورهای دیگر آسان تر به نظر می آمد. اما در زمینه حمل و نقل، ایرانیان ابتکاری بیش از کالاهای صنعتی و هنری از خود نشان می دادند.
دوره اشکانیان
در دوره اشکانیان نیز فعالیت های تجاری و توسعه امور مربوط به راهداری به دلیل ضعف نسبی فعالیت های کشاورزی مورد توجه قرار گرفت.
دوره ساسانیان
اما در عهد ساسانیان با وجود شکوفایی بیشتر نسبت به دوره پیشین، روش های ستمگرانه اداره اقتصاد که عده ای را به بردگی می کشید و همین طور به وجود آمدن تضاد طبقاتی سبب کم رنگ شدن اندیشه در مورد کسب درآمد و یا ارتقای سطح زندگی شد.
پس از اسلام
پس از اسلام و دوره تسلط اعراب بر ایران، بر این که مسلمانان و به ویژه اعراب نباید به زراعت و صنعت بپردازند تاکید می شد. علت این مخالفت سران عرب با اشتغال مسلمانان به امور تولیدی و کشاورزی این بود که کشاورزی و گرایش به تمدن و شهر نشینی اعراب را از جنگ باز می دارد. به این ترتیب زراعت و تولید مخصوص مردم کشورهای مغلوب بود.
در زمینه فراورده های صنعتی در ایران، صنعت پارچه بافی اهمیت ویژه ای داشت و در آن زمان بسیار مورد توجه اعراب قرار گرفت. البته با وجود اهمیت این صنعت، نساجی در ایران مانند دیگر نقاط مشرق زمین در زمره مشاغل " کثیف " قرار داشت.
دوره حکومت های ایرانی
با روی کار آمدن حکومت های ایرانی با به وجود آمدن امنیت نسبی وضعیت اقتصادی از حالتی یکنواخت برخوردار شد. به این ترتیب وضع توده مردم رو به بهبود نهاده و تا زمان حمله مغول یعنی اوایل قرن هفتم پیشرفت بازرگانی و حرف ادامه داشت. از خصایص ویژه بازرگانان ایرانی در آن زمان از تلاش، پشتکار و حسابگری آنان یاد شده است.
پیش از تشکیل حکومت صفویه، اوضاع اقتصادی به شدت آشفته و امنیت بسیار کم شد به طوری که مردم سرمایه ها را در زیر زمین مدفون می کردند، تجارت از رونق افتاد و کشاورزی و صنعت نیز راکد شد. اما پس از روی کار آمدن شاه عباس اول اوضاع اقتصادی سروسامان یافت. از جمله اقدامات وی انتقال صنعت گران را می توان ذکر کرد.
خلاصه ای از مقاله تاریخ کار در ایران، نوشته فاطمه حاجیها
منبع‌:‌سایت صفر بیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 15:47  توسط poya  | 

انگلستان

تغییر مسیر از: انگلستان




بریتانیا The United Kingdom of Great Britain

 

پرچم بریتانیا

نقشه جغرافیایی بریتانیا

نقشه سیاسی بریتانیا




مشخصات آماری بریتانیا

 

نام رسمی

پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی(The United Kingdom of Great Britain and Northen Ireland)

عضو

سازمان ملل متحد،جامعه اروپا،پیمان آتلانتیک شمالی،گروه هفت، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، کنفرانس امنیت همکاری در اروپا،شورای اروپا

مساحت

244,820 کیلو متر مربع

خط ساحلی

12,429 کیلومتر

مختصات جغرافیایی

54درجه شمالی و 2درجه غربی

جمعیت

60,270,708 نفر

پایتخت

لندن

زبان

انگلیسی ، ویلزی ، گیلی

مذهب

انگلیکن ، کاتولیک رومی ،اسلام سنی،یهودی

امید طول عمر

75 سال

رشد سالانه جمعیت

0.29% درصد

واحد پول

پوند انگلیس(Barbadian dollar)

سرود ملی بریتانیا




حکومت

 

عکس پیدا نشد

قصری زیبا در لندن



حکومت بریتانیا سلطنت مشروطه و بدون قانون اساسی مکتوب است. مجلس اعیان ، مجلس انتخاب نشده پارلمان، متشکل است از بیش از 20 لرد استیناف (اعضای غیر موروثی)، بیش از370 عضو مادام العمر، 2 اسقف اعظم و 24 اسقف کلیسای انگلستان میباشد.
مجلس عوام متشکل است از 651 عضو که با رأی تمامی افراد بالای برای پنج سال انتخاب میشوند.پادشاه شخصی را به نخست وزیری انتصاب می‌کند که از پشتیبانی اکثریت مجلس عوام برخوردار است.

احزاب عمده سیاسی عبارتند از:

  • حزب محافظه کار حزب کارگر
  • حزب لیبرال دموکرات
  • احزاب محلی از جمله حزب ملی اسکاتلند
  • پلاید کیمرو (حزب ملی گرای ویلز)
  • حزب اتحادگرایان آلستر
  • حزب اتحادگرای دموکراتیک
  • حزب سوسیال دموکرات و کارگر (ایرلند شمالی)


پادشاهی متحد متشکل است از چهار کشور انگلستان،اسکاتلند، ویلز و ایرلند شمالی که در مورد ایرلند شمالی واگذاری اختیارات حکومتی در قانون پیش بینی شده است.

ملکه الیزابت دوم (پس از مرگ پدرش در 6 فوریه 1952 جانشین وی شد).


کشورهای پادشاهی متحد

 

نام کشور

مساحت(کیلومتر مربع)

پایتخت

اسکاتلند

775/78

ادینبره

انگلستان

441/130

لندن

ایرلند شمالی

120/14

بلفاست

ویلز

768/20

کاردیف




جزایر وابسته


جزایر وابسته به بریتانیا مرتبطند ولی بخشی از آن نیستند.

نام جزیره

مساحت(کیلومتر مربع)

پایتخت

جرزی

2/116

سنت هلیر

جزیره مان

572

داگلاس

گرنزی

75

سنت پیتر پورت




آموزش

 

عکس پیدا نشد

دانشگاه آکسفورد




میزان با سوادی: نزدیک به 100% (تخمین 1992).
سنین تحصیل اجباری: 5 تا 16 سال.
تعداد دانشگاه: 92 (شامل کالجهای دانشگاهی دانشگاه ویلز) به علاوه 8 کالج دیگر که دوره‌های همطراز دانشگاه ارائه می‌دهند.


دفاع


کل نیروهای مسلح: 100/300 نفر (1991) که از این تعداد 100/18 زنان و 100/9 خارج از بریتانیا وارد ارتش شده‌اند.
خدمت سربازی ندارد.


جغرافی


این کشور متشکل است از جزایر بریتانیای کبیر، بخش شمال شرقی ایرلند و بیش از 4000 جزیره دیگر. زمینهای پست بریتانیا در جنوب، شرق و مرکز انگلستان جای دارد.
دره‌های خاک رسی و آبگیر رودها ، از جمله تیمز و ترنت ، رشته تپه‌های نسبتا کم ارتفاع، از جمله تپه‌های سنگ آهکی کاتوولدز و کلیولند، تپه‌های گل سفید نورت داوونز و ساوت داوونز و یورکش وولدز و لینکن شر و وولدز، را از هم جدا می‌سازد.
ناحیه فنلتد، در شرق انگلستان، عمدتا متشکل است از باتلاقهای احیا شده است. چشم انداز مسطح ایست انگلیا پوشیده از خاکهای یخچالی است. جلگه ساحلی لنکشر و چشر در شمال غرب تنها زمین پست دیگر انگلستان است .
شبه جزیره‌ای در جنوب غربی دون و کرانوالدارای ارتفاعات گرانیتی از جمله دارتمور و اکسمورد است. کوههای سنگ آهکی و پوشیده از علف پناینز ستون فقراتی را تشکیل می‌دهد که در وسط شمال انگلستان امتداد دارد. لیک دیستریکت (در کامبریا) ناحیه کوهستانی دور افتاده‌ای است که بلندترین نقطه انگلستان قله اسکافل پایک، با 978 متر ارتفاع در آن قرار دارد.
ویلز قطعه ای است کوهستانی، متشکل از یک رشته فلات که در جوارشان کوههای برکن بیکنز در جنوب، کوه کادرایدریس و سلسله جبال بروین در مرکز و پارک ملی اسنودنیا در شمال قرار دارد. بلندترین قله آن اسنودن با 1085 متر ارتفاع است.
دراسکاتلند ، نواحی هایلندز در شمال و سادرن آپلنز را دره نشستی سنترال لولندز، جایی که اکثر جمعیت، کشاورزی و صنعت اسکاتلند در آن یافت می‌شود، از هم جدا می‌سازد.
ارتفاعات هایلندز را دره گریت گلن، مکان دریاچه لاخ نس، تقسیم می‌کنند. هر چند قله بن نویس بلندترین نقطه اسکاتلند است،چشمگیر ترین سلسله جبال هایلندز کوههای کائرنگورم است. ارتفاع ناحیه سادرن آپلندز زیر 853 متر است.
زمینهای پست دیگر اسکاتلند شامل بوکان در شمال شرق، کیت نس درشمال و جلگه‌ای ساحلی اطراف مصب موری فرت است. در سمت غرب اسکاتلند جزایر متعدد اینرهبردیز و آئوترهبرئیز (جزایر داخلی و خارجی هبرید) و در سوی شمال آن جزایر اورکنی و جزایر شتلند قرار دارد.
ایرلندشمالی شامل چندین منطقه پر از پستی و بلندی، از جمله کوههای اسپرین در شمال غرب، ارتفاعات کاونتی انتریم، و کوههای مورن با قله اسلیو دانارد با 852 متر ارتفاع می‌باشد. لاخ نه ، در مرکز ایرلند شمالی،بزرگترین دریاچه کل کشور است.

رودهای مهم: سورن، تیمز (و چرن)، ترنت هامبر، ایر (و اوز)، اوز (بزرگ یا بدفورد)، ویی ، تی (و تامل) نن، کلاید.
بلندترین نقطه: بن نویس با ارتفاع 1392 متر.
آب و هوا: علت آب و هوای معتدل این کشور وجود رانه (جریان آب) اقیانوس اطلس شمالی است. تنوع محلی آب و هوا بسیار است، به ویژه در مجموع کل بارندگی که از کمی بیش از 500 میلی متر در جنوب شرق تا 5000 میلی متر در شمال غرب اسکاتلند متغیر است.


اقتصاد


بیش از یک پنجم نیروی کار بریتانیا در بخش صنایع تولیدی اشتغال دارد. صنایع مهم شامل آهنوفولاد، وسایل نقلیه موتوری، الکترونیک و الکتریک ،نساجی و پوشاک، هواپیماسازی و کالاهای مصرفی است.
صنایع بریتانیا شدیداً به واردات مواد خام وابسته است. این کشور از لحاظ تولید نفت (از دریای شمال) خودکفاست و ذخایر مهم گاز طبیعی و زغال سنگدارد .
هر چند صنعت زغال سنگ با غیر اقتصادی شد استخراج از معادن قدیمی رو به زوال است. از آنجایی که بریتانیا از نظر تجاری کشور مهمی است، لندن یکی از بزرگترین مراکز بانکداری، مالی و بیمه درجهان است، و درآمدهای نامریی این خدمات سهم مهمی در صادرات دارد.
توریسم منبع مهم دیگری از درآمد ارز خارجی است. کشاورزی و دامداری (و جنگلبانی) 2% از نیروی کار را شامل می ‌شود و محصولات اصلی آن گوسفند و گاو است. کشاورزی در شرق کشور متداول است و محصولات عمده آن جو، گندم،سیب زمینی و چغندرقند است.
از دهه 1970 بریتانیا میزان رشد اقتصادی همطرازی با بیشتر کشورهای اروپای غربی نداشته است. مسائل اقتصادی شامل بحرانهای مکرر، عدم اعتماد به ارزش پوند، سیاستهای تحدید اعتبار و میزان بالای بیکاری (منطقه‌ای) بوده است. از 1980 به بعد بیشتر صنایع بزرگ ملی به بخش خصوصی واگذار شده است.


همچنین ببینیم:



تاریخ معاصر بریتانیا

شهرهای مهم بریتانیا

سرزمینهای وابسته بریتانیا

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 16:8  توسط poya  | 

آلبومین

- آلبومین

Brand names: 

Albumarc
Albumin, Normal Serum, Human
Albuminar-25
Albuminar-5
Albunex
سایرموارد:درجدول

شکل داروئی:

مکانیزم اثر: آلبومین‌ یک‌ تنظیم‌کننده‌ مهم‌حجم‌ خون‌ در گردش‌ است‌ و 80 ـ70درصد فشار انکوتیک‌ پلاسما را ایجادمی‌کند.
انفوزیون‌ محلول‌ 5 درصد آلبومین‌ از نظرایجاد فشار انکوتیک‌ معادل‌ با حجم‌مساوی‌ از پلاسما است‌ و حجم‌ خون‌ رابه‌میزان‌ تقریبا برابر با حجم‌ آلبومین‌انفوزیون‌ شده‌ افزایش‌ می‌دهد. آلبومین‌سبب‌ افزایش‌ موقت‌ حجم‌ خون‌ می‌شود که‌منجر به‌کاهش‌ غلظت‌ و ویسکوزیته‌ خون‌می‌شود.

فارماکونتیک: نیمه‌ عمر دفع‌ دارو 20ـ15روز است‌. رقیق‌شدن‌ خون‌ ناشی‌ ازمصرف‌ این‌ فرآورده‌ طی‌ چند دقیقه‌ بروزمی‌کند. طول‌ اثر دارو به‌حجم‌ اولیه‌ خون‌بستگی‌ دارد. اگر حجم‌ خون‌ کاهش‌ یافته‌باشد، افزایش‌ حجم‌ به‌مدت‌ چند ساعت‌باقی‌ می‌ماند. در بیمارانی‌ که‌ حجم‌ خون‌آنها طبیعی‌ است‌، اثر دارو به‌مدت‌ کمتری‌باقی‌ خواهد ماند.

مواردمصرف: محلول های‌ حاوی‌ آلبومین ‌در درمان‌ فوری‌ کمی‌ حجم‌ خون‌ همراه‌ یابدون‌ شوک‌، کمی‌ پروتئین‌ خون‌، دربیمارانی‌ که‌ دچار سوختگی های‌ شدیدشده‌اند، به‌منظور حفظ حجم‌ پلاسما وغلظت‌ پروتئین‌ و جلوگیری‌ از غلیظ شدن‌خون‌، به‌عنوان‌ داروی‌ کمکی‌ برای‌رقیق‌ نمودن‌ خون‌ در اعمال‌ جراحی‌ بای‌پس‌ قلبی‌ ـ عروقی‌ و همچنین‌ برای‌ کنترل ‌خیز در نفروز حاد یا سندرم‌ حاد نفروتیک ‌در بیمارانی‌ که‌ به‌درمان‌ با سیکلوفسفامیدو کورتیکواستروئید پاسخ‌ نمی‌دهند، و نیزدر درمان‌ کمکی‌ پانکراتیت‌ یا عفونت های‌داخل‌ حفره‌ شکم‌ مصرف‌ می‌شود. محلول‌غلیظ آلبومین‌ به‌صورت‌ کمکی‌ در درمان‌بیماران‌ تحت‌ همودیالیز و نارسایی‌ حادکبدی‌ زیادی‌ بیلی‌روبین‌ خون‌ نوزادان‌مصرف‌ می‌شود

مقدارمصرف: بزرگسالان‌: برای‌ افزایش‌ حجم‌ خون‌ 25گرم‌ آلبومین‌ باسرعتی‌ که‌ بیمار می‌تواندتحمل‌ کند، انفوزیون‌ وریدی‌ می‌شود. درصورت‌ عدم‌ پاسخ‌ طی‌ 30ـ15 دقیقه‌، این‌مقدار مصرف‌ را می‌توان‌ تکرار نمود. درکاهش‌ پروتئین‌ خون‌، 70ـ50 گرم‌ ازمحلول‌ 20 درصد، با سرعت‌ 100 میلی‌لیترطی‌ 40ـ30 دقیقه‌ انفوزیون‌ وریدی‌می‌شود. در سوختگی‌های‌ شدید، پس‌ ازتجویز حجم‌های‌ زیاد از محلول های‌ تزریقی‌و حفظ حجم‌ پلاسما، پس‌ از 24 ساعت‌،ابتدا 25 گرم‌ انفوزیون‌ وریدی‌ می‌شود وسپس‌ مقدار مصرف‌ باید به‌گونه‌ای‌ تنظیم‌شود که‌ غلظت‌ آلبومین‌ پلاسما در حد

25 g/L باقی‌ بماند. در بای‌ پس‌ قلبی‌ ـعروقی‌، غلظت‌ پلاسمائی‌ آلبومین‌ باید درحد 25 g/L نگهداری‌ شود. در سندرم‌نفروتیک‌ حاد و نفروز حاد، 25 گرم‌ ازمحلول‌ غلیظ همراه‌ با یک‌ داروی‌ مدرمناسب‌، یکبار در روز برای‌ 10ـ7 روزانفوزیون‌ وریدی‌ می‌شود.

در همودیالیز مقدار 25g از محلول‌ 20%به‌صورت‌ انفوزیون‌ وریدی‌ مصرف‌می‌شود. بیشینه‌ مقدار مصرف‌ دربزرگسالان‌ تا g/kg 2 طی‌ 24 ساعت‌ است‌.

کودکان‌: برای‌ افزایش‌ حجم‌ خون‌،12/5ـ2/5 گرم‌ (یا g/kg 1 ـ 0/5) باسرعتی‌که‌ برای‌ بیمار قابل‌ تحمل‌ است‌، انفوزیون‌وریدی‌ می‌شود. در صورت‌ عدم‌ پاسخ‌کافی‌ طی‌ 30ـ15 دقیقه‌، مصرف‌ یک‌ دوزاضافی‌ توصیه‌ می‌شود. در سوختگی‌های‌شدید، پس‌ از تجویز حجمهای‌ زیاد ازمحلولهای‌ تزریقی‌ و حفظ حجم‌ پلاسما،پس‌ از 24 ساعت‌، ابتدا 25 گرم‌ انفوزیون‌وریدی‌ می‌شود و سپس‌ مقدار مصرف‌باید به‌گونه‌ای‌ تنظیم‌ شود که‌ غلظت‌آلبومین‌ پلاسما در حد g/L 25ـ20 باقی‌بماند. در درمان‌ زیادی‌ بیلی‌روبین‌ نوزادان‌g/kg 1 از محلول‌ غلیظ در طول‌ انتقال‌ خون‌یا 2ـ1 ساعت‌ قبل‌ از آن‌ انفوزیون‌ وریدی‌می‌شود.

موارد منع‌ مصرف‌: این‌ دارو در کم‌خونی‌شدید، نارسایی‌ قلبی‌، زیادی‌ حجم‌ خون‌ وخیز ریوی‌ نباید مصرف‌ شود.

کاربرد در دندان پزشکی:

هشدار:  1 ـ سرعت‌ انفوزیون‌ محلول‌حاوی‌ آلبومین‌ باید 2ml/minـ1 باشد.باوجود این‌، سرعت‌ انفوزیون‌ و حجم‌ تام‌آلبومین‌ مورد نیاز باید براساس‌ پاسخ‌همودینامیک‌ بیمار تعیین‌ شود.
2 ـ آلبومین‌ باوراپامیل‌ هیدروکلراید،محلولهای‌ حاوی‌ الکل‌، محلولهای‌اسیدآمینه‌ و چربی‌ امولسیونه‌ ناسازگاری‌دارد.

موارداحتیاط:

تداخلات داروئی:

عوارض جانبی: نارسایی‌ احتقانی‌ قلب‌،کاهش‌ قابلیت‌ انقباضی‌ عضله‌ قلب‌،خیزریوی‌ و احتباس‌ آب‌ و املاح‌ بامصرف‌این‌ دارو گزارش‌ شده‌ است‌.

نکات قابل توصیه:1 ـ محلول‌های‌ حاوی‌آلبومین‌ را می‌توان‌ بدون‌ درنظر گرفتن‌گروه‌ خونی‌، به‌بیماران‌ تزریق‌ نمود.

2 ـ محلول‌ حاوی‌ آلبومین‌ را می‌توان‌ بدون‌رقیق‌نمودن‌ یا پس‌ از رقیق‌کردن‌ بامحلول‌تزریقی‌ کلرورسدیم‌ 0/9 درصد یا محلول‌تزریقی‌ دکستروز 5 درصد مصرف‌ نمودنباید از آب‌ استریل‌ برای‌ تزریق‌ برای‌ این‌منظور استفاده‌ نمود.

مصرف در آبستنی:
مصرف در شیردهی:

سایرنام ها:Albutein,Buminate,Plasbumin-20,Plasbumin-25,Plasbumin-5

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 9:29  توسط poya  | 

رمز موفقیت

رمز موفقیت

سلام کردن     سلام کردن درمیان مسلمین ایجاد انس والفت می کند ،کینه ها وکدورتها را می زداید بنابراین زن وشوهری که نیاز به انس والفت وصفا وصمیمیت بیشتری دارند این دستور را باید بیشتر رعایت کنند .شوهر که از در منزل وارد می شود بایدبه همسرش  

 سلا م کند وبهتر ان است که در سلام کردن هر یک بر دیگری سبقت بگیرد .سلام باید با صدای بلند وواضح باشد نه کوتاه ونهان .زن وشوهر نباید این موضوع را که اسلام به آن اهمیت زیاد داده است کوچک شمرند وکم اهمیت گیرند وبگویند سلام کردن برای بیگانگان است نه زن وشوهر که با هم یگانه ونزدیکند .واعظی می گفت:دوستی داشتم ثروتمند ومرفه روزی به من گفت :نمی دانم چه سری در کار است که زندگی من وهمسر وفرزندانم با وجود مرفه بودن و آماده بودن همه وسایل زندگی روح ونشا ط ندارد ،در صورتی که زندگی شما وامثال شما که یک دهم درآمد وتوسعه ورفاه ما را ندارید ، پر از شور وعشق وشادی و نشاط است شما از ما بیشتر می خندید وگونه های شما سرختر است وفرزندان شما با نشاط ترو زنده دل ترند .به او گفتم شما با همسرت سلام وخداحافظی می کنی؟ گفت نه، گفتم حال چند وقتی این موضوع مهم اسلامی را آزمایش کن .در آنجا سری  به علامت تکان داد ،ولی چندی بعد تشکر کنان نزد من آمد وگفت :به راستی نصیحت تو معجزه کرد . یک سلام کردن کوچک وناقابل در خانواده ما شور و نشاط به وجود اورد وقتی سلام نمی کردم من در گوشه ای می نشستم وهمسرم به کارهای خانه مشغول بود ،ولی از وقتی سلام می کنم ،همسرم مجبور است جوابی بدهد .همین سوال وجواب اسان و بی مایه ،اخم وگرفته رویی ما را به نشاط تبدیل کرد  ودهان بسته ما را باز کرد بعداز سلام وجواب ،قهرا سخنی از این دروآن در گفته می شد غصه هاوناراحتیها ی خانه وبازار برطرف می شد ،خلاصه زندگی افسرده ومرده ما با یک دستور کوچک ،رونق تازه ای بخشیدی وعشق و شور وشعف به خانه ما بخشیدی .این را هم بدانید که سلام کردن مستحب ولی جواب آن واجب است،واذا حییّتم فحیّوا باحسن منهاأو ردوها ،انّ الله کان علی کلّ شیءَ حسیبا .((هر گاه کسی شما را سلام و ستایشی کرد ،آن سلام وستایش را به بهتر از آن یا مانند آن جواب دهید که خدا حسابگر هر چیز است .)) اهل بهشت یکدیگر را با سلام کردن خوش آمد می گویند .((هر گاه به خانه هایی وارد شدید که کسی در آنجا نباشد به خودتان سلام کنید ،که سلام خوش امدی است پاک ومبارک از جانب خدا ،خداوند این گونه آیات خود را برای شما روشن بیان می کند ،باشد که درآنها تعقل کنید.پیغمبر ص فرمود ناتوانترین مردم کسی است که از دعا کردن ناتوان باشدو بخیل ترین مردم کسی است که از سلام کردن دریغ ورزد.این هم دستور دیگری است برای شوهر که نباید آهسته وبدون سرو صدا مثل جاسوسان واردخانه بشود .بلکه باید در پشت در سرفه کند وپایش را بر زمین بزند تا زن و فرزندش از آمدن او با خبر شوند هر چند خانه خانه ی خود اوست ،ولی زن وفرزند که بنده وکنیز او نیستند .آنها هم شخصیت دارند شاید همسر یا فرزند بخواهند در غیبت او صدای ناهنجاری داشته باشند که در حضور او خجالت بکشند وشنیدن آن صدا برای خود او هم کسر شأن وکسر شخصیت باشد .علی (ع) فرمود: سلام کردن هفتاد حسنه دارد که شصت ونه تای آن برای سلام کننده ویکی برای جواب دهنده است.پیغمبر(ص) فرمودند:پنج چیز را تا زنده ام ترک نخواهم کرد :در جای پست با بردگان غذا خوردن ،بر الاغ بی پالان سوار شدن ،بز را با دست خود دوشیدن ،لباس خشن پوشیدن ،سلام کردن بر کوئکان ،تا پس از من سنت شود (ومسلمین به ویژه رهبرانشان این اعمال را انجام دهند)  روانشناسان بصیر وبا انصافی که درباره ی شخصیت دادن به کودک دستورها می دهند ،کتابها می نویسند وفواید ومزایایی برای آن نقل می کنند ،آیا دستوری ساده تر ،شخصیت دهنده تر وریشه دارتر از سلام کردن رهبر به کودک برای شخصیت دادن به اوپیدا کرده اند ؟ وهمچنین جمله ای که امام چهارم زین العابدین (ع) به کودکان می گفت که مرحبا {کودکان امروز و بزرگان آینده ما}

 

سه چیز است که دوستی مسلمان را با مسلمان دیگر صاف و خالص کند:هنگامی که او را ملاقات می کند ، با خوشرویی با وی برخورد نماید .زمانی که خواست کنار او بنشیند برایش جا باز کند . ودرهنگام سلام کردن بر هم سبقت بگیرند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 9:18  توسط poya  | 

الکترونیک

الکترونیک مطالعه و استفاده از وسائل الکتریکی ای می باشد که با کنترل جریان الکترون ها یا ذرات باردار الکتریکی دیگر در اسبابی مانند لامپ خلا و نیمه هادی ها کار می کنند. مطالعه محض چنین وسائلی ، شاخه ای از فیزیک است، حال آن که طراحی و ساخت مدارهای الکتریکی جزئی از رشته های مهندسی برق، الکترونیک و کامپیوتر می باشد.


سالهاست که واژه" الکترونیک" به طور مکرر در میان مردم استفاده می شود به طوریکه هر شخصی برداشت انفرادی خود را از این علم ویا موارد کاربردی آن مطرح می کند ، اما به صورت کلی عمدتا تعاریف و برداشتهایی که از این واژه عنوان می شود کامل نبوده و برداشتهای ظاهری عملا نمی تواند اهمیت و نفوذ روز افزون الکترونیک را در ارتباط باصنایع گوناگون بیان کند.

"الکترونیک" به طیف گسترده ای از الکتریسیته اطلاق می شود که با حرکت الکترونها در انواع مدارات نیمه هادی سر و کار دارد . اختراع ICها سبب آن شده است که دگر گونی های فراوانی در این علم پدیدار گشته و سیستمهای مدرن الکترونیکی از جمله مدارهای کنترل از راه دور ، ماهواره‌های فضایی ، رباتها و ... را پدید آورد.



در حال حاضر الکترونیک کلید فتح شگفتیهای جهان است و با تمام علوم و فنون موجود به نحوی پیوند خورده است . از وسائل ساده خانگی تا پیچیده ترین تکنیک های فضایی همه جا صحبت از تکنولوژی فراگیر الکترونیکی است و امروز صنعت مدرن بدون الکترونیک و تکنولوژی های وابسته به آن عملا مطرود و از کار افتاده است .



پیشرفت علم الکترونیک و وسعت حوزه عملکرد آن امروز بر همگان روشن است. علاوه بر وسائل الکترونیکی از جمله دستگاههای مخابراتی مثل رادیو ،تلویزیون ، ضبط صوت و تصویر ،انواع وسائل پزشکی ، صنعتی ،نظامی ، در دیگر وسائل غیر الکترونیکی هم ، کمتر وسیله ای را می توان یافت که الکترونیک در آن دخالتی نکرده باشد. از جمله در اتومبیل و صنایع حمل و نقل ، وسائل خانگی مثل ماشین لباسشوئی ،جاروبرقی و امثال آن نقش الکترونیک بسیار فعال و جالب توجه شده است.


با توجه به این مختصر می توان نتیجه گرفت که امروزه ، دیگر الکترونیک علم و یا تخصص ویژه افرا تحصیلکرده دانشگاهی و متخصصین این رشته نیست و بر همه افرادی که به نحوی با امور فنی درگیرند لازم است بفراخور حرفه خویش از این رشته اطلاعی داشته باشند.

مهندسان الکترونیک با خلق وعملکرد سیستمهای بسیار متنوعی سر وکار دارند که به منظور برآوردن نیازها و خواسته های جامعه طراحی می شوند. مهندسان الکترونیک در ایجاد ماشینهایی که تواناییهای بشر را در زمینه جسمی یاری و در زمینه محاسباتی افزایش می دهند نقش مهمی دارند . بخشی از طراحی و ایجاد سیستمهای الکترونیکی به توانایی ساخت مدلهای ریاضی اجزا و مدارهای الکتریکی بستگی دارد .برخی از مباحث پایه الکترونیک عبارتند از :

مدار های الکتریکی:

·         المان های الکتریکی

1.                       مقاومت

2.                       خازن

3.                       سلف

4.                       ترانسفورماتور

5.                       دیود

6.                       ترانزیستور

7.                       IC

8.                       تقویت کننده های عملیاتی

9.                       مبدلها



نمایشگر اعداد دیجیتالی (seven segment)

الف-تعریف seven segment
1-ساعت دیجیتالی
2-ماشین حساب
3-ترازوی دیجیتالی

الکترونیک علم مطالعه ی عبور جریان الکتریکی از مواد مختلف - مانند نیمه هادی‌ها, مقاومت‌ها, القاگرها و خازن‌ها - و آثار آن است. الکترونیک همچنین به عنوان شاخه‌ای از فیزیک نظری شناخته می‌شود. طراحی و ساخت مدارهای الکترونیکی برای حل مشکلات عملی, قسمتی از مباحث موجود در مهندسی الکترونیک و را تشکیل می‌دهد.

در برخی موارد مطالعه المان‌های جدید نیمه‌هادی و فن‌آوری‌‌ها نزدیک به آن, شاخه‌ای از فیزیک در نظر گرفته می‌شود. این مقاله بیشتر به مفاهیم مهندسی الکترونیک می‌پردازد.

یک نمونه چیپ الکترونیکی SMD.

مختصری بر سیستم‌ها و مدارهای الکترونیکی

مدارهای الکترونیکی برای ایفا کردن وظایف مختلفی استفاده می‌شوند. کاربردهای اصلی مدارهای الکترونیکی عبارتند از:

1) کنترل و پردازش داده‌ها

2) تبدیل و توزیع توان الکتریکی

هر ردی این کاربردها با ایجاد و آشکارسازی میدان الکترومغناطیسی و جریان الکتریکی سرو کار دارند. گرچه از انرژی الکتریکی در سال‌های انتهایی قرن 19 برای انتقال پیام به وسیله تلگراف و تلفن استفاده می‌شد اما بیشتر پیشرفت‌های مربوط به علم الکترونیک پس از ساخت رادیو شکل گرفت. در یک نگاه ساده, یک سیستم الکترونیکی را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد:

  • ورودی‌: حسگرهای الکترونیکی و مکانیکی (یا مبدل‌های انرژی) . این تجهیزات سیگنال‌ها یا اطلاعات را از محیط خارج دریافت کرده و سپس آنها را به جریان, ولتاژ یا سیگنال‌های دیجیتال تبدیل می‌کنند.
  • پردازشگر سیگنال: این مدارها در واقع وظیفه اداره کردن, تفسیر کردن و تبدیل سیگنال‌های ورودی برای استفاده آنها در کاربرد مناسب را بر عهده دارند. معمولاً در این بخش پردازش سیگنال‌های مرکب بر عهده پردازشگر سیگنال‌های دیجیتال است.
  • خروجی: فعال کننده‌ها یا دیگر تجهیزات (مانند مبدل‌های انرژی) که سیگنال‌های ولتاژ یا جریان را به صورت خروجی مناسب در خواهند آورد (برای مثال با ایفای یک وظیفه فیزیکی مانند چرخاندن یک موتور).

برای مثال یک تلويزيون دارای هر سه بخش بالا است. ورودی تلویزیون سیگنال‌های پراکنده شده را دریافت کرده (به وسیله یک آنتن یا کابل) و آنها را به ولتاژ و جریان مناسب برای کار دیگر تجهیزات تبدیل می‌کند. پردازشگر سیگنال پس از دریافت داده‌ها از ورودی اطلاعات مورد نیاز مانند میزان روشنایی, رنگ و صدا را از آن استخراج می‌کند. در نهایت قسمت خروجی این اطلاعات را دویاره به صورت فیزیکی در خواهد آورد این کار به وسیله یک لامپ اشعه کاتدیک و یک بلندگوی آهنربایی انجام خواهد شد.

انواع مدارها

مدارهای آنالوگ

بیشتر دستگاه‌های الکترونیکی آنالوگ مانند رادیو از تعدادی مدار اساسی تشکیل شده‌اند. مدارهای آنالوگ بر خلاف مدارهای دیجیتال از یک دامنه مداوم ولتاژ استفاده می‌کنند. تعداد مدارهای مختلف آنالوگ بسیار زیاد است به دلیل که یک مدار آنالوگ می‌تواند از یك مدار تشکیل شده از یک قطعه تا یک مدار متشکل از هزاران قطعه مختلف باشد.

مدارهای آنالوگ مدارهای خطی نیز می‌نامند گرچه از بسیاری از عوامل غیر خطی مانند آشکارسازها, تلفیق‌کننده‌ها و ... در آنها استفاده می‌شود. به عنوان مثال‌های خوب برای مدارهای آنالوگ می‌توان از تقویت کننده‌های ترانزیستوری یا لامپ خلاء, تقویت کننده‌های عملیاتی و نوسان‌سازها نام برد.

امروزه برخی از مدارهای آنالوگ از المان‌های دیجیتال و یا حتی ریزپردازنده‌ها برای بهبود عملکرد مدار استفاده می‌کنند. این مدارهای معمولا مدارهای «سیگنال مرکب» می‌نامند. برخی موارد ممکن است تشخیص مدارهای آنالوگ از دیجیتال سخت باشد چراکه در برخی از مدارها از هر دو نوع عناصر خطی و غیر خطی استفاده شده است.

مدارهای دیجیتال

مدارهای دیجیتال مدارهایی هستند که بر پایه چند سطح ولتاژ مجزا طراحی شده‌اند. مدارهای دیجیتال رایج‌ترین مثال برای معرفی سیستم‌های جبر بول هستند و اصول پایه همه رایانه‌های دیجیتال را تشکیل می‌دهند. در بیشتر موارد تعداد حالت‌های ولتاژ در یک مدار دیجیتال دوتا هستند که با بالا (High) و پایین (Low) نمایش داده می‌شوند. که در این حالت ولتاژ پایین ولتاژی نزدیک به صفر و ولتاژ بالا ولتاژی غیر صفر است که با توجه به نوع تغذیه متفاوت است.

رایانه‌ها, ساعت‌های الکترونیکی و کنترل کننده‌های منطقی برنامه‌پذیر (PLC) بر پایه مدارهای دیجیتال ساخته می‌شوند.

اجزای اصلی:

و به عنوان تجهیزات جامع‌تر:

رشته ي الكترونيك هواپيمايي:



ديباچه: بخش عمده‌اي از سيستم‌هاي زميني كه سلامت و ايمني يك پرواز را تضمين مي‌كنند، تجهيزات الكترونيكي هستند. افرادي كه با اين تجهيزات كار كرده و آنها را تعمير مي‌كنند بايد علاوه بر آشنايي با الكترونيك عمومي، با الكترونيك تخصصي هواپيما نيز آشنا باشند؛ يعني در سازمان هواپيمايي كشوري نياز به تلفيقي از يك دوره الكترونيك عمومي با الكترونيك تخصصي است. در ضمن، اين دوره آن‌قدر كوتاه نيست كه بتوان به عنوان يك دوره كوتاه مدت، به فارغ‌التحصيلان كارداني يا كارشناسي برق آموزش داد. از اين رو، دوره تخصصي الكترونيك هواپيمايي در مقطع كارداني و كارشناسي در وزارت علوم ارائه شده است و فارغ‌التحصيلان اين رشته، با توجه به توان و تخصص خود، در سازمان هواپيمايي كشوري به كار گمارده مي‌شوند.دروس رشته الكترونيك هواپيمايي، به ويژه در مقطع كارشناسي، شباهت بسياري به دروس رشته مهندسي برق گرايش مخابرات دارد؛ يعني حدود 90% دروس اين دو رشته مشابه است و 10 يا حداكثر 15 درصد از دروس نيز دروس تخصصي الكترونيك هواپيما مثل دوره‌هاي تخصصي ils، vor يا دوره‌هاي مقررات ناوبري است. به همين دليل، فارغ‌التحصيل اين رشته به غير از صنعت هواپيمايي مي‌تواند در صنعت مخابرات نيز مشغول به فعاليت شود.



توانايي‌هاي لازم

:
توانايي‌هاي لازم براي اين رشته مانند رشته اويونيك هواپيما است.

موقعيت شغلي در ايران :
سازمان هواپيمايي كشوري به تخصص‌ فارغ‌التحصيلان اين رشته‌، نياز بسياري دارد.مثلاً براي سيستم‌هاي زميني كه در فرودگاه‌ها نصب مي‌شود يا نقاط كور داخل كشور مثل كوير كه هواپيما از آنجا عبور مي‌كند و بايد بتواند موقعيت خود را در اين مناطق نيز به فرودگاه گزارش كند،‌ نياز به متخصصان الكترونيك هواپيما است؛ افرادي كه به تعمير، نگهداري و سرويس سيستم‌هاي الكترونيكي موجود مي‌پردازند.
درس‌هاي اين رشته در طول تحصيل :

دروس پايه:
رياضي عمومي، رياضي كاربردي،‌ فيزيك.

دروس اصلي و تخصصي:
مدار الكتريكي، الكترونيك، مدارهاي منطقي، اندازه‌گيري الكتريكي، ماشين‌هاي الكتريكي، نقشه‌كشي صنعتي، برنامه‌نويسي كامپيوتر، اصول فرستنده و گيرنده، سيستم‌هاي كمك‌ناوبري، سيستم‌هاي مخابرات هواپيمايي، قوانين راديويي، زبان تخصصي هواپيمايي، كارآموزي cns/atm (بسياري از درس‌هاي اين رشته همراه با آزمايشگاه است).

موفق باشيد/.


__________________

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 7:53  توسط poya  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر